انحصاری با یار کمکی! | برترین بازی های انحصاری پلی استیشن که توسط سونی ساخته نشده‌اند – بخش دوم

۹ اسفند ۱۳۹۸ - ۰۹:۰۰

اگر فکر کرده اید که لیست عناوین انحصاری پلی استیشن که توسط استودیوهای داخلی سونی ساخته شده اند خیلی خفن است (که واقعا هم هست)، پس باید لیست امروز را هم ببینید تا دریابید استودیوهای ترد پارتی هم چه غوغایی کرده اند!  کنسول های پلی استیشن همواره برترین و متنوع ترین انحصاری های دنیا را در اختیار داشته اید و انواع آن ها را با تنوع بی نظیر در سبک های گوناگون تجربه کرده ایم و مثلا دیدیم که کنسولی مثل پلی استیشن ۴ با انحصاری هایش این نسل را قدرتمندانه پیروز شد.  یکی از مهمترین مواردی که گیمرها توجه بسیار زیادی به آن دارند و در واقع فاکتور مهمی برای موفقیت یک کنسول محسوب می ‎شود بازی ‎های انحصاری هر پلتفرم هستند که اگر هر کدام از شرکت‎ ها در این زمینه موفق ‎تر از رقیب عمل کند، می ‎تواند به موفقیت خود در آینده بسیار خوش ‎بین باشد. در طول تاریخ کلی بازی انحصاری فوق العاده عالی و قدرتمند توسط استودیوهایی غیر از سازندگان فرست پارتی سونی ساخته شده اند که امروز با آنها کار داریم. قبلا برای شما لیست برترین انحصاری های فرست پارتی سونی را تهیه کرده ایم و همان طور که قول داده بودم حالا به انحصاری های ترد پارتی می پردازیم. بین تمامی این بازی‎ های انحصاری رنگارنگ ترد پارتی همواره عناوینی وجود داشته اند که در ذهن شما تبدیل به یک الگو و اسطوره شده و تا به همیشه و حتی سال‎ ها بعد از آن که آن‎ها را بازی کرده‎ اید نیز در یاد و خاطر شما باقی می مانند و هیچ گاه نیز پاک نخواهند شد. معمولا این عناوین انحصاری که برای شما تبدیل به یک بازی به یاد ماندنی می ‎شوند، از سری بازی‎ های بسیار مطرح و بزرگ هستند که تا دلتان بخواهد همواره بر روی کنسول های سونی وجود داشته اند و دارند. ‎همان گونه که گفته شد در این مطلب در مورد برترین عناوین انحصاری که توسط استودیوهای ترد پارتی برای کنسول های پلی استیشن ساخته شده اند صحبت می کنیم و البته از مهم ترین نکات در خصوص این مقاله دو قسمتی این است که تمرکز این مقاله بر عناوین نسل هفتم و هشتم است و به نسل های قبلی زیاد کاری نداریم زیرا که می خواهیم مقاله کاربردی تر باشد و عناوین خوبی که می توانید بازی کنید را به شما معرفی کند، نه بازی انحصاری نسل پنجم روی کنسول اول پلی استیشن! همچنین دقت داشته باشید با این که عناوین دیوید کیج که همواره در ابتدا به عنوان یک بازی انحصاری پلی استیشن منتشر شده اند و چندین سال فقط روی پلی استیشن وجود داشته اند را هم دیگر در این لیست کلا حساب نکرده ایم و آنها را دیگر مولتی پلتفرم به حساب آورده ایم.  نکته بعدی این است که این لیست به هیچ عنوان بر اساس ترتیب امتیاز متای عناوین نیست و بیشتر بر اساس محبوبیت بازی ها بین بازیبازان در دنیا چیده شده است و البته نظر شخصی نویسنده نیز در آن کاملا دخیل است و ممکن است که نظر هر کدام از شما عزیزان در مورد ترتیب این عناوین و حتی قرار داشتن یا نداشتن برخی از آنها در این لیست با بنده متفاوت باشد. در حقیقت ترتیبی که در این لیست می بینید به هیچ وجه به صورت قطعی غلط یا درست نیست و بهتر است تا به آن عنوان یک سرگرمی و بیشتر آشنا شدن با برخی از عناوین انحصاری ترد پارتی پلی استیشن و یا تازه کردن خاطراتی از آنها نگاه کنید و آن را با نظرات خود مقایسه نمایید و بسیار خوشحال خواهم شد که به مانند همیشه در چنین مقالاتی، از نظرات و ترتیب قرار گرفتن بازی ها برای شما نیز آشنا شوم و با هم در این باره صحبت نماییم. بیشتر از این سرتان را درد نمی آورم و پس از بیان این مقدمه و توضیحاتی که در مورد این مطلب لازم بود، توجه شما را به قسمت دوم و پایانی مقاله برترین بازی های انحصاری پلی استیشن که توسط سونی ساخته نشده‌اند جلب می کنم. لطفا در ادامه با بنده و وبسایت تحلیلی خبری گیمفا همراه شوید.

۸ – Resistance: Fall of Man

Resistance: Fall of Man

سازنده: Insomniac Games

ناشر: Sony Computer Entertainment

ژانر: First Person Shooter – Action Adventure

تاریخ انتشار: ۱۱ نوامبر ۲۰۰۶

پلتفرم مقصد: Playstation 3

امتیاز متا: ۸۶/۱۰۰

در این لیست دو بازی از اینسامنیاک داریم که حالا جزو استودیوهای داخلی سونی هستند ولی زمانی که این بازی ها را ساخته اند اینطور نبوده و به عنوان سازنده ای جدا از سونی این عناوین بی نظیر را خلق کرده اند و قبلا هم در لیست برترین انحصاری فرست پارتی سونی نامشان را نیاوردیم، پس در این لیست از این دو بازی اینسامنیاک صحبت خواهیم کرد. در ابتدا از نسخه اول فرنچایزی به نام Resistance صحبت می کنیم که این استودیو برای سونی خلق کرد و روند بسیار موفقی را هم با ارائه ۳ گانه ای جذاب پشت سر گذاشت. بازی Resistance: Fall of Man که ساخت و انتشار آن را اینسامنیاک گیمز و شرکت سرگرمی های سونی برعهده داشتند، در سال ۲۰۰۶ در دسترس بازیبازان و علاقمندان در دنیا قرار گرفت و موفق شد تا با ارائه گیم پلی هیجان انگیز به همراه داستانی جالب و دشمنانی فوق العاده قدرتمند و جذاب، نظر تمامی بازیبازان و منتقدین را به خود جلب کند و بارها توسط منابع و مراجع معتبر گیمینگ در دنیا مورد تحسین قرار گرفت. پلتفرم مقصد این بازی در زمان انتشار پلی استیشن ۳ بود. هر کنسول بازی برای موفقیت خود مخصوصا در زمان عرضه، نیاز به بازی های بسیار عالی و بزرگ در زمان لانچ خود دارد که اصطلاحا به آن ها لانچ تایتل گفته می شود. کنسول فوق العاده پلی استیشن ۳ نیز در زمان عرضه خود از چنین عناوینی بهره مند بود و بازی های خیلی خوب انحصاری را در اختیار داشت که بازیبازان را ترغیب به خرید این کنسول نماید. بدون شک یکی از این عناوین بازی Resistance: Fall of Man بود که موفق شد موفقیت زیادی را برای خود و کنسول پلی استیشن ۳ کسب نماید و پایه گذار یکی از سری عناوین انحصاری بی نظیر سونی یعنی Resistance شود که ۳ بازی انحصاری بسیار زیبا را برای پلی استیشن ۳ به ارمغان آورد و البته بهترین این ۳ گانه، همان نسخه اول بود که بسیار عالی عمل کرد. حالا که صحبت از ۳ گانه این سری شد اگر بخواهیم کمی در مورد این فرنچایز جذاب و محبوب صحبت کنیم باید گفت سری عناوین Resistance یکی از برترین و خوش ساخت ترین عناوین انحصاری سونی و یکی از بهترین ۳ گانه های این کمپانی و پلی استیشن ۳ در طول تاریخ محسوب می شود که دارای عناوین Resistance: Fall of Man و Resistance 2 و Resistance 3 بر روی کنسول پلی استیشن ۳ و دو نسخه برای کنسول های دستی PSP و PS Vita به نام های Resistance: Retribution و Resistance: Burning Skies می باشد و نسخه های پلی استیشن ۳ آن بازخوردهای بسیار خوب و مثبتی را دریافت نموده اند. خب حالا برگردیم به بازی نخست.

در این لیست دو بازی از اینسامنیاک داریم که حالا جزو استودیوهای داخلی سونی هستند ولی زمانی که این بازی ها را ساخته اند اینطور نبوده و به عنوان سازنده ای جدا از سونی این عناوین بی نظیر را خلق کرده اند و قبلا هم در لیست برترین انحصاری فرست پارتی سونی نامشان را نیاوردیم، پس در این لیست از این دو بازی اینسامنیاک صحبت خواهیم کرد. در ابتدا از نسخه اول فرنچایزی به نام Resistance صحبت می کنیم که این استودیو برای سونی خلق کرد و روند بسیار موفقی را هم با ارائه ۳ گانه ای جذاب پشت سر گذاشت.

سرانجام و از مجموع نظرات و نمراتی که مراجع مختلف گیمینگ به این بازی که در سبک شوتر اول شخص و اکشن ماجرایی طبقه بندی می شود، اعطا کردند، امتیاز متای عالی ۸۶/۱۰۰ برای Resistance: Fall of Man حاصل شد تا به عنوان یک لانچ تایتل موفق برای پلی استیشن ۳ نامش در دفتر تاریخ بازی های ویدئویی ثبت گردد. وبسایت ژاپنی مطرح فامیتسو به این عنوان امتیاز ۳۳ از ۴۰ را اختصاص داد و وبسایت معتبر IGN امتایز فوق العاده ۹ از ۱۰ را به Resistance: Fall of Man اعطا کرد. وبسایت های معتبر گیم اینفورمر و گیم زون امتیاز ۹٫۵ را به بازی اختصاص دادند و از آن به عنوان یک شاهکار یاد کرده بودند و وبسایت گیم اسپات نیز امتیازی دقیقا مانند امتیاز متای بازی یعنی ۸٫۶ را به این عنوان اعطا کرده بود که همگی نشان از یک شوتر اول شخص انحصاری فوق العاده با کیفیت و عالی داشتند. این عنوان در حقیقت یک science-fiction horror first-person shooter یا شوتر اول شخص ترسناک علمی تخیلی محسوب می شود که وقایع آن در سال ۱۹۵۱ (خیالی) دنبال می شود و داستان گروهبان Nathan Hale را دنبال می کند که وی و نیروهای مقاومت تلاش می کنند تا تهاجم یک سری موجودات بیگانه ترسناک را به بریتانیا خنثی کنند و در این راه با مشکلات و مصائب زیادی روبرو می شوند زیرا که دشمن بسیار قدرتمند است.

سرانجام و از مجموع نظرات و نمراتی که مراجع مختلف گیمینگ به این بازی که در سبک شوتر اول شخص و اکشن ماجرایی طبقه بندی می شود، اعطا کردند، امتیاز متای عالی ۸۶/۱۰۰ برای Resistance: Fall of Man حاصل شد تا به عنوان یک لانچ تایتل موفق برای پلی استیشن ۳ نامش در دفتر تاریخ بازی های ویدئویی ثبت گردد. وبسایت ژاپنی مطرح فامیتسو به این عنوان امتیاز ۳۳ از ۴۰ را اختصاص داد و وبسایت معتبر IGN امتایز فوق العاده ۹ از ۱۰ را به Resistance: Fall of Man اعطا کرد. وبسایت های معتبر گیم اینفورمر و گیم زون امتیاز ۹٫۵ را به بازی اختصاص دادند و از آن به عنوان یک شاهکار یاد کرده بودند و وبسایت گیم اسپات نیز امتیازی دقیقا مانند امتیاز متای بازی یعنی ۸٫۶ را به این عنوان اعطا کرده بود که همگی نشان از یک شوتر اول شخص انحصاری فوق العاده با کیفیت و عالی داشتند

وقایع این بازی مستقیما در نسخه دوم دنیال می شود. این عنوان موفقیت های بسیاری را کسب کرد و حتی برنده چندین جایزه مختلف نیز شد. Resistance: Fall of Man اولین بازی پلی استیشن ۳ بود که به فروش بالای ۱ میلیون نسخه رسید و بلافاصله بعد از آن بازی موتوراستورم قرار گرفت. نکته جالبی که در مورد این بازی وجود داشت بحث و حواشی بود که برای آن به وجود آمد و با این که معمولا استودیو Insomniac Games زیاد اهل حاشیه و موارد جنجالی و .. در عناوین خود نبوده است، موضوعی که در مورد Resistance: Fall of Man به وجود آمد بسیار جالب و جنجالی شد و توجه دنیا را به خود جلب کرد. اتفاقی که در نوع خود در تاریخ بازی های رایانه ای منحصر به فرد نیز هست. بحث و جنجالی که در مورد این بازی به راه افتاد، در کشور انگلستان و توسط کلیسای این کشور ایجاد شد. آن ها اعتراض داشتند که چرا در قسمتی از بازی کلیسای جامع شهر منچستر به عنوان سنگر و محل مبارزه و درگیری و شلیک قرار داده شده است و آن را نوعی بی احترامی و هتک حرمت به کلیسا قلمداد می کردند. آن ها خواستار جمع آوری بازی بودند و یا این که بخش مربوط به کلیسای منچستر از بازی کاملا حذف گردد. آن ها همچنین شکایت ها و اقدامات قانونی زیادی را نیز علیه سونی انجام دادند اما راه به جایی نبردند و سرانجام این بحث و جنجال های بیهوده ای که به راه انداختند، چیزی عاید آن ها نکرد و امتیازی قانونی در این مورد دریافت نکردند؛ کاری که به نظر می رسید درست هم باشد زیرا که در بازی ها تاکنون بارها و بارها شاهد وجود درگیریها و .. در مکان هایی مختلف که در بازی بازسازی شده اند بوده ایم و نمی توان برای این که سازندگان در یک منطقه و یک مکان سکانس های درگیری و شلیک قرار داده اند آن ها را محکوم کرد. بدون شک Resistance: Fall of Man یکی از باکیفیت ترین عناوین انحصاری است که توسط یک سازنده ترد پارتی برای کنسول های پلی استیشن تولید شده است و با انتشار خود سبب رقم خوردن یک تجربه جذاب برای بازیبازان گردید. این عنوان زیبا در مطلب امروز ما از “برترین بازی های انحصاری پلی استیشن که توسط سونی ساخته نشده‌اند” موفق به کسب جایگاه هشتم می شود.

۷ –  Persona 5  

Persona 5

سازنده: Atlus

ناشر:  Atlus

ژانر: RPG

تاریخ انتشار: ۱۵ سپتامبر  ۲۰۱۶

پلتفرم مقصد: Playstation 4

امتیاز متا:   ۹۳/۱۰۰

می رسیم به بازی Persona 5 که بدون شک یکی از برترین بازی های کل نسل هشتم و یکی از برترین نقش آفرینی هایی است که تاکنون ساخته شده است. قبل از عرضه نسخه پنجم سطح انتظارات خیلی بالا رفته بود و این معمولا به جای خوبی ختم نمی شود. در واقع به خاطر موفقیت زیاد Persona 4 بود که قبل از انتشار، انتظارها از عنوان Persona 5 بسیار بالا رفت و همگان انتظار یک نقش آفرینی ژاپنی درجه یک را داشتند و خوشبختانه در این مورد نتیجه هم بهتر از آن چیزی شد که انتظار داشتیم. بازی Persona 5 که کار ساخت و توسعه آن را Atlus برعهده داشت، عنوانی در سبک نقش آفرینی محسوب می شود که در سال ۲۰۱۶، شرکت Atlus آن را به صورت انحصاری برای کنسولهای پلی استیشن ۴ و پلی استیشن ۳ در ژاپن منتشر نمود تا در دسترس علاقمندان و طرفداران پرتعدادش قرار بگیرد. نسخه جهانی این بازی هم مثل اکثر بازی های ژاپنی، مدتی بعد از عرضه این بازی در ژاپن و در سال ۲۰۱۷ بود که در دسترس علاقمندان قرار گرفت تا به این ترتیب انتشار یکی از برترین انحصاری های نسل هفتم و هشتم سونی رقم بخورد و دارندگان کنسول نسل هفتمی سونی نیز بتوانند تا از تجربه یکی از معدود عناوینی شاهکاری که هنوز این کنسول را از یاد نبرده است، لذت ببرند.  داستان نسخه پنجم بسیار جذاب و زیباست و روایت فوق العاده ای دارد و یکی از نقاط عطف و دلایل موفقیت این شاهکار به حساب می آید و باز هم مانند همیشه یک داستان نوجوان پسند (teenage story) که بر وقایع ماوراء الطبیعه تکیه دارد را برای بازی بازان مطرح می نماید. با ترکیب یک نقش‌آفرینی کلاسیک با عناصر شبیه‌سازی زندگی، Persona 5 چیزهای زیادی برای ارائه به کسانی که می‌خواهند یک تجربه عمیق و طولانی در سبک نقش آفرینی داشته باشند در چنته دارد.

قبل از عرضه نسخه پنجم سطح انتظارات خیلی بالا رفته بود و این معمولا به جای خوبی ختم نمی شود. در واقع به خاطر موفقیت زیاد Persona 4 بود که قبل از انتشار، انتظارها از عنوان Persona 5 بسیار بالا رفت و همگان انتظار یک نقش آفرینی ژاپنی درجه یک را داشتند و خوشبختانه در این مورد نتیجه هم بهتر از آن چیزی شد که انتظار داشتیم.

سرانجام و از مجموع نظرات و نمراتی که مراجع مختلف گیمینگ به این بازی که در سبک نقش آفرینی طبقه بندی می شود، اعطا کردند، امتیاز متای عالی ۹۳/۱۰۰ برای Persona 5 به واسطه ارائه المان های نقش آفرینی بسیار عمیق و شاهکار حاصل شد تا به عنوان یک بازی بسیار موفق نامش در دفتر تاریخ بازی های ویدئویی ثبت گردد. در واقع این نسخه بالاترین امتیاز متای سری را در اختیار دارد (البته به همراه Persona 4: Golden که متای آن نیز ۹۳ است) و شاهد بودیم که یکی از ۵ بازی کاندید برترین بازی سال ۲۰۱۷ نیز در کنار شاهکارهایی مثل هورایزن و زلدا  بود که افتخاری بسیار بسیار بزرگ برای این سری بی نظیر به حساب می آید و به همین خاطر می توان به راحتی گفت این بازی بدون تردید برترین و زیباترین نسخه در تاریخ این فرنچایز تا به امروز است. تعداد عناوین و فرنچایزهای نقش آفرینی ژاپنی که به محبوبیت جهانی نیز دست یافته اند و توانسته اند تا در غرب نیز به مانند ژاپن محبوب شوند، زیاد نیست و عناوینی که به این موفقیت دست یافته اند دارای کیفیت بسیار بالایی بوده اند که خود را در دل بازیبازان غربی که چشم و گوششان از ویچر و مس افکت و … پر است جای داده اند و حاضرند تا برای آن ها هزینه کنند. سری Persona به یقین از همین فرنچایزها است که با گذشت زمان در دنیا محبوب و محبوب تر شده است. فرنچایز Persona بدون شک یکی از بزرگترین عناوین نقش آفرینی ژاپن است که توانسته است در غرب هم خیلی خیلی محبوب شود و حتی راهش را به کاندیداهای بازی سال نیز باز کند. این فرنچایز، برترین سری بازی شرکت Atlus نیز محسوب می شود و بین عناوین گوناگون این سری نیز، بی تردید Persona 5 برترین بازی به شمار می رود.

تعداد عناوین و فرنچایزهای نقش آفرینی ژاپنی که به محبوبیت جهانی نیز دست یافته اند و توانسته اند تا در غرب نیز به مانند ژاپن محبوب شوند، زیاد نیست و عناوینی که به این موفقیت دست یافته اند دارای کیفیت بسیار بالایی بوده اند که خود را در دل بازیبازان غربی که چشم و گوششان از ویچر و مس افکت و … پر است جای داده اند و حاضرند تا برای آن ها هزینه کنند. سری Persona به یقین از همین فرنچایزها است که با گذشت زمان در دنیا محبوب و محبوب تر شده است

بد نیست تا کمی هم در مورد این سری صحبت کنیم. سری عناوین پرسونا که در اصل با نام Shin Megami Tensei: Persona شناخته می شود، یک فرنچایز اسپین اف و یک زیرشاخه از سری اصلی Megami Tensei محسوب می شوند که کار خود را از سال ۱۹۹۶ با بازی Revelations: Persona آغاز نمود و نسخه های بسیار زیادی تاکنون از این سری به فروش رفته است و حتی عنوانی مبارزه‌ای نیز با نام این فرنچایز عرضه گردیده است که اتفاقا موفق شد تا بازخوردهای بسیار مثبتی را هم کسب کند. درست است که عناوین این فرنچایز از زمان انتشار نخستین بازی خود توانستند تا محبوبیت بالایی در ژاپن پیدا کنند، ولی چند سالی است که این سری زیبا توجه کاربران و مخاطبان غربی را نیز به خود جلب کرده و محبوبیتی جهانی و همه گیر کسب نموده است. بدون شک در این مسئله، انتشار نسخه‌ های غربی عناوینی مثل Persona 3 و Persona 4: Golden کاملا تاثیرگذار بوده است و این عناوین با شخصیت‌ پردازی‌های فوق‌ العاده و داستان‌ گویی تحسین برانگیز خود موفق شده‌اند تا نظر کاربران و منتقدان غربی را نیز با خود همراه کنند. در واقع باید گفت یکی از مشهورترین و محبوب‌ترین عناوین فرنچایز پرسونا و البته یکی از برترین عناوین نقش‌آفرینی در تاریخ بازی‌های رایانه ای بازی Persona 4 است که نسخه ارتقا یافته آن به نام Persona 4 Golden که برای کنسول PS Vita منتشر شد و یکی از برترین عناوین این کنسول دستی نیز محسوب می شود. بدون شک Persona 5 یکی از باکیفیت ترین عناوین انحصاری است که توسط یک سازنده ترد پارتی برای کنسول های پلی استیشن تولید شده است و با انتشار خود سبب رقم خوردن یک تجربه جذاب برای بازیبازان گردید. این عنوان زیبا در مطلب امروز ما از “برترین بازی های انحصاری پلی استیشن که توسط سونی ساخته نشده‌اند” موفق به کسب جایگاه هفتم می شود.

۶ –  Nioh  

Nioh

سازنده:  Team Ninja

ناشر:  Tecmo Koei و Sony Interactive Entertainment

ژانر: Action RPG

تاریخ انتشار: ۷ فبریه ۲۰۱۷   

پلتفرم مقصد: PlayStation 4, Microsoft Windows

امتیاز متا:  ۸۸/۱۰۰

درست است که بازی Nioh نسخه رایانه های شخصی هم دارد ولی فاصله انتشار آن با نسخه پلی استیشن زیاد بود و بازی در زمان عرضه عنوانی انحصاری برای پلی استیشن ۴ بود و بهتر است از آن به عنوان یک انحصاری کنسولی یاد کنیم. Nioh یکی از برترین بازی های نسل هشتم است که تجربه آن بر دوستداران اکشن نقش آفرینی های فانتزی و مخصوصا علاقمندان سری سولز و بلادبورن واجب و لازم است. این بازی که ساخت و انتشار آن را تیم‌نینجا و شرکت سرگرمی های تعاملی سونی (به عنوان ناشر نسخه پلی استیشن)  برعهده داشتند، در سال ۲۰۱۷ در دسترس بازیبازان و علاقمندان در دنیا قرار گرفت و موفق شد تا نظر تمامی بازیبازان و منتقدین را به خود جلب کند و بارها توسط منابع و مراجع معتبر گیمینگ در دنیا مورد تحسین قرار گرفت. پلتفرم مقصد این بازی در زمان انتشار پلی استیشن ۴ بود. با وجود کیفیت بالای این بازی از این نکته نیز نباید غافل شد که Nioh برای هر کسی مناسب نیست و همان طور که قبلا نیز گفته ام Nioh فقط عنونی برای هاردکور گیمرهاست و حتی هاردکورگیمرها که می خواهند آن را تجربه کنند باید در بالاترین سطح دقت و آمادگی خود باشند تا از پس این بازی برآیند. اگر فکر می کنید که چون سری سولز و بلادبورن را تمام کرده اید Nioh را هم راحت تمام می کنید کاملا در اشتباهید زیرا بازی بدجوری حال شما را خواهد گرفت. Nioh در مواقعی حتی یک سرو گردن از سری عناوین سولز سخت تر است و باید خیلی خیلی برای بازی کردن آن آماده باشید و صبر و استقامت داشته باشید. به پایان رساندن Nioh یک گیمر سامورایی می خواهد که خود نیز مانند شخصیت اصلی بازی قدرت ذهنی و استقامت یک سامورایی را داشته باشد!

می توان گفت شبیه ترین عنوانی که حال و هوای سری دارک سولز را از نظر ساختاری دارد و توسط سازنده ای غیر از خالق دارک سولز ساخته شده است عنوان Nioh است اما هر کسی که Nioh را تنها یک تقلید کورکورانه از سری Souls بداند، کاملا در اشتباه است، زیرا المان ها و مکانیک های منحصر به فرد Nioh هستند که اصل درخشش بازی بر اساس آن هاست. سازندگان در بازی Nioh سعی کرده اند تا در هیچ موردی کاملا مانند سری سولز عمل نکنند و بازیشان شخصیت منحصر به فرد و مجزای خود را در تمام زمینه ها حفظ کند که در این امر کاملا نیز موفق بوده اند.

در واقع تنها دوست داران و علاقمندان سری سولز و بلادبورن که این عناوین را به پایان رسانده اند و مشکل خاصی با این بازی ها نداشته اند و علاقمندان سبک نقش آفرینی که خواهان تجربه ای مرگبار و سخت هستند باید به سراغ Nioh بروند و حتما هم باید بروند! می توان گفت شبیه ترین عنوانی که حال و هوای سری دارک سولز را از نظر ساختاری دارد و توسط سازنده ای غیر از خالق دارک سولز ساخته شده است عنوان Nioh است اما هر کسی که Nioh را تنها یک تقلید کورکورانه از سری Souls بداند، کاملا در اشتباه است، زیرا المان ها و مکانیک های منحصر به فرد Nioh هستند که اصل درخشش بازی بر اساس آن هاست. سازندگان در بازی Nioh سعی کرده اند تا در هیچ موردی کاملا مانند سری سولز عمل نکنند و بازیشان شخصیت منحصر به فرد و مجزای خود را در تمام زمینه ها حفظ کند که در این امر کاملا نیز موفق بوده اند. تحت هیچ شرایطی Nioh زیر سایه عنوان دیگری نیست و شخصیتی کاملا مجزا و منحصر به فرد را داراست. Nioh با الهام گرفتن درست از المان ها و برخی قوانین ساختاری سری Dark Souls و قرار دادن آن ها در قالب یک بازی کاملا مجزا و دارای شخصیت منحصر به فرد و تغییر فضای غربی بازی به ژاپن فئودال، توانست تبدیل به یکی از بهترین های نسل هشتم شود. جالب هم این جاست که با وجود شباهت های کلی Nioh به سری دارک سولز از نظر ساختاری و هاردکور بودن و برخی قوانین دنیای بازی، تفاوت های بسیار زیادی نیز بین آن ها وجود دارد و کلا زمینه و تم Nioh از دارک سولز متفاوت است که این نشان دهنده هنر محض سازندگان Nioh است که معنای دقیق “الهام گرفتن” و نه “تقلید محض” را در بازیشان اعمال کرده اند و ساختار کلی دارک سولز را به ژاپن فئودال و دنیای Oni ها برده اند.

امیدوار هستیم که نسخه دوم این سری که زمان زیادی هم تا انتشارش باقی نمانده است، بتواند حتی برتر از بازی نخست عمل کند و یک شاهکار دیگر را برای هاردکوربازها به ارمغان بیاورد.

سرانجام و از مجموع نظرات و نمراتی که مراجع مختلف گیمینگ به این بازی که در سبک اکشن نقش آفرینی طبقه بندی می شود، اعطا کردند، امتیاز متای عالی ۸۸/۱۰۰ به واسطه گیم پلی جذاب و چالش برانگیز و طراحی های فوق العاده، برای Nioh حاصل شد تا به عنوان یک بازی بسیار موفق نامش در دفتر تاریخ بازی های ویدئویی ثبت گردد.  اصلی ترین دلیل درخشش Nioh و تبدیل شدن آن به یک شاهکار، گیم پلی بی نقص آن است که فوق العاده عمل می کند. در واقع گیم پلی و مبارزات، ستاره اصلی بازی Nioh هستند که آن را از هر عنوان دیگری متمایز کرده و Nioh را تبدیل به یکی از شاهکارهای نسل هشتم می کنند. Nioh جزو بازی هایی است که کاملا جامعه هدف خود را مشخص کرده است و به دنبال جذب حداکثر بازیبازان در دنیا نبوده است بلکه بازیبازان خاصی را هدف گرفته است که برای آن ها بالاترین کیفیت را عرضه کند. این جامعه هدف در بازی Nioh “بازیبازان هاردکور” هستند. امیدوار هستیم که نسخه دوم این سری که زمان زیادی هم تا انتشارش باقی نمانده است، بتواند حتی برتر از بازی نخست عمل کند و یک شاهکار دیگر را برای هاردکوربازها به ارمغان بیاورد. بدون شک Nioh یکی از باکیفیت ترین عناوین انحصاری است که توسط یک سازنده ترد پارتی برای کنسول های پلی استیشن تولید شده است و با انتشار خود سبب رقم خوردن یک تجربه جذاب برای بازیبازان گردید. این عنوان زیبا در مطلب امروز ما از “برترین بازی های انحصاری پلی استیشن که توسط سونی ساخته نشده‌اند” موفق به کسب جایگاه ششم می شود.

Death Stranding – 5

Death Stranding

سازنده:  Kojima Productions

ناشر:  Sony Interactive Entertainment

ژانر:  Action Adventure

تاریخ انتشار: ۲۰۱۹   

پلتفرم مقصد: PlayStation 4

امتیاز متا:  ۸۲/۱۰۰

آقای کوجیما در دنیای بازی ها چه در شرق و چه در غرب بسیار محبوب و مورد احترام هم بازیبازها و هم بازیسازها است و حتی بسیاری از بازیسازان خبر و قدرتمند این روزها، با تجربه عناوین متال گیر کلی خاطره دارند و کوجیما را یک استاد بازیسازی برای خود قلمداد می کنند. مثال واضح این موضوع آنجاست که مدیران گوریلا گیمز در اولین بازدید کوجیما از استودیوی آنها بعد از جدایی از کونامی، خودشان انجین قدرتمند و انحصاریشان را به این سازنده بزرگ تقدیم کردند تا بازی اش را با آن بسازد. در واقع انگار  هر وقت شخصی با کوجیما آشنا می شود و مدتی را با او وقت می گذراند خیلی زود شیفته او می شود و در مراسم پلی استیشن سال ۲۰۱۷ نیز دیدیم که حتی اندرو هاوس نیز رابطه صمیمی و بسیار نزدیکی با کوجیما دارد و کلی خاطرات مختلف از دورانی که با هم بوده اند بیان شد. در مراسم  E3 2016 و در کنفرانس سونی، هیدئو کوجیمای بزرگ به عنوان یکی از بزرگترین و تاریخ ‎سازترین و البته محبوب‌ ترین بازیسازان در مراسم حاضر شد و یک انحصاری جدید را برای پلی استیشن ۴ معرفی کرد به نام Death Stranding. بعد از نمایش این بازی همگان مات و مبهوت شده بودند از آن چه که دیده بودند و بعدا هم غوغایی در اینترنت به راه افتاد در باره تحلیل مفهوم و معانی و رازهایی که در این ویدئو و نمایش های بعدی بازی دیدیم. در واقع بعد از اولین نمایش Death Stranding هر کسی چه در سالن مراسم چه مثل ما پای اینترنت و پخش زنده در دل با خود می گفت “این دیگر چه بازی است؟ این که تمام رمز و راز بود. معنی این تریلر چه بود؟…” واقعا هم همین طور بود و یکی از پر رمز و راز ترین تریلرهای معرفی در تاریخ بازی های رایانه ای را شاهد بودیم که البته از استاد کوجیما بعید هم به نظر نمی رسید. در این مورد کاملا حق با ما بود زیرا این بازی حتی بعد از انتشارش هم کلی رمز و راز و سوال برای کاربران ایجاد کرد و داستان بی نظیر و شاهکار و پیچیده آن بدون شک یکی از اصلی ترین و شاید اصلی ترین نقطه قوت این بازی بود.

این بازی پر است از بازیگران قدرتمند و مشهور و می توان گفت بیشتر از هر بازی دیگری در سطح یک فیلم سینمایی بزرگ هالیوودی است. حتی خود گیلرمو دل تورو نیز در این بازی حضور داشت. با انتشار بازی و همینطور در مراسم بازی سال هم که دیدیم بازیگران این عنوان به طور شاهکاری در نقش شخصیت های بازی عمل کرده اند و دو نفر از آنها کاندید برترین اجرای سال شدند و جایزه برترین اجرای سال هم به یکی از بازیگران این عنوان یعنی Mads Mikkelsen رسید.

بازی Death Stranding که ساخت و انتشار آن را کوجیما پروداکشنز و شرکت سرگرمی های تعاملی سونی (Sony Interactive Entertainement) برعهده داشتند، در سال ۲۰۱۹ در دسترس بازیبازان و علاقمندان در دنیا قرار گرفت و موفق شد تا نظر تمامی بازیبازان و منتقدین را به خود جلب کند و بارها توسط منابع و مراجع معتبر گیمینگ در دنیا مورد تحسین قرار گرفت. پلتفرم مقصد این بازی در زمان انتشار پلی استیشن ۴ بود. این بازی با انجین قدرتمند دسیما که شاهکاری مثل هورایزن زیرو داون را خلق کرده است ساخته شد و این موضوع سبب گردید تا از لحاظ گرافیکی شاهد یک بازی بسیار قدرتمند باشیم و البته حضور کوجیما هم که همواره بازی هایش جزو برترین های نسل خود از لحاظ گرافیکی بوده اند، مزید بر علت است تا Death Stranding یکی از بهترین های نسل ۸ در حوزه گرافیکی باشد. Death Stranding از جهات مختلف اهمیت بسیار بالایی داشت. مخصوصا از این جهت که اولین بازی ساخته شده توسط کوجیما بعد از ترک کونامی و تاسیس استودیوی جدیدش است. Death Stranding یک بازی کاملا خاص است که هیچ عنوانی را تا کنون شبیه آن ندیده بودیم.

آقای کوجیما در دنیای بازی ها چه در شرق و چه در غرب بسیار محبوب و مورد احترام هم بازیبازها و هم بازیسازها است و حتی بسیاری از بازیسازان خبر و قدرتمند این روزها، با تجربه عناوین متال گیر کلی خاطره دارند و کوجیما را یک استاد بازیسازی برای خود قلمداد می کنند. مثال واضح این موضوع آنجاست که مدیران گوریلا گیمز در اولین بازدید کوجیما از استودیوی آنها بعد از جدایی از کونامی، خودشان انجین قدرتمند و انحصاریشان را به این سازنده بزرگ تقدیم کردند تا بازی اش را با آن بسازد.

سرانجام و از مجموع نظرات و نمراتی که مراجع مختلف گیمینگ به این بازی که در سبک اکشن ماجرایی طبقه بندی می شود، اعطا کردند، امتیاز متای عالی ۸۲/۱۰۰ برای Death Stranding حاصل شد که البته خوب می دانید این متا به خاطر زیادی خاص بودن بازی است وگرنه بدون شک این عنوان یک شاهکار کامل در تمامی زمینه هاست و یک بازی و سبک جدید را به دنیای بازی ها آورد که تاکنون هرگز چیزی شبیهش را ندیده بودیم و همین موضوع هم سبب شد که برخی بازی را درست نفهمند و نمرات پایین به آن بدهند. یکی از نکات بسیار خوشحال کننده در این بازی که از همان ابتدا باعث شد خیلی ها خوشحال شوند و مخصوصا علاقمندان سریال واکینگ دد و بازی کنسل شده سایلنت هیلز کلی کیف کنند، حضور دوباره نورمن ریدوس در Death Stranding بود که این بار با خیال راحت در بازی متعلق به استودیوی شخصی کوجیما حضور یافته است و دیگر سایه کونامی را بر سر بازی احساس نمی کرد. با خاطره بدی که برای وی در بازی Silent Hills رقم خورد، حضور دوباره نورمن ریدوس در این صنعت نشان از علاقمندی بالای او به حوزه بازی‏ های رایانه ‏‌ای و فعالیت در آن ها و البته علاقه اش به کوجیما داشت. این بازی پر است از بازیگران قدرتمند و مشهور و می توان گفت بیشتر از هر بازی دیگری در سطح یک فیلم سینمایی بزرگ هالیوودی است. حتی خود گیلرمو دل تورو نیز در این بازی حضور داشت. با انتشار بازی و همینطور در مراسم بازی سال هم که دیدیم بازیگران این عنوان به طور شاهکاری در نقش شخصیت های بازی عمل کرده اند و دو نفر از آنها کاندید برترین اجرای سال شدند و جایزه برترین اجرای سال هم به یکی از بازیگران این عنوان یعنی Mads Mikkelsen رسید. بدون شک Death Stranding یکی از باکیفیت ترین عناوین انحصاری است که توسط یک سازنده ترد پارتی برای کنسول های پلی استیشن تولید شده است و با انتشار خود سبب رقم خوردن یک تجربه جذاب برای بازیبازان گردید. این عنوان زیبا در مطلب امروز ما از “برترین بازی های انحصاری پلی استیشن که توسط سونی ساخته نشده‌اند” موفق به کسب جایگاه پنجم می شود.

۴ – Demon’s Souls

Demon’s Souls

سازنده:  FromSoftware, SIE Japan Studio

ناشر:Sony Computer Entertainment

ژانر: Action RPG

تاریخ انتشار: ۵ فبریه ۲۰۰۹

پلتفرم مقصد: Playstation 3

امتیاز متا: ۸۹/۱۰۰

با این که خیلی از ما آرزو داریم که بازی Demon’s Souls ریمستر شود ولی خب اگر هم این اتفاق نیافتد هنوز دیر نیست که به سراغ پلی استیشن ۳ خود بروید و شروع به تجربه Demon’s Souls کنید زیرا جدا از مقداری کهنگی گرافیکی، همان جادوی اعتیاد آور فرنچایز سولز در تار و پود بازی جریان دارد و مخصوصا اگر سایر عناوین این سری را تجربه کرده باشید شما را بعد از کمی بازی، کاملا به خود وابسته خواهد کرد چرا که یکی از برترین انحصاری های تاریخ پلی استیشن ۳ است و تازه بعد از اتمام این بازی حس خواهید کرد قوی تر شده اید و اعتماد به نفستان افزایش می یابد زیرا کار سخت و بزرگی را انجام داده اید. بازی Demon’s Souls که ساخت و انتشار آن را فرام سافتور (با همکاری استودیوی ژاپن سونی) و شرکت سونی برعهده داشتند، در سال ۲۰۰۹ در دسترس بازیبازان و علاقمندان در دنیا قرار گرفت و موفق شد تا نظر تمامی بازیبازان و منتقدین را به خود جلب کند و بارها توسط منابع و مراجع معتبر گیمینگ در دنیا مورد تحسین قرار گرفت. پلتفرم مقصد این بازی در زمان انتشار پلی استیشن ۳ بود. سونی بود که با اعتماد به استاد میازاکی و بر عهده گرفتن انتشار و هزینه ساخت شاهکاری به نام Demon’s Souls که در آن زمان به نوعی یک ریسک خیلی بزرگ محسوب می شد، باعث موفقیت میازاکی و در ادامه، رقم خوردن انقلابی در سبک عناوین اکشن نقش آفرینی هاردکور با سری سولز و بلادبورن و دریایی از عناوین سولز لایک شد. در واقع اگر سونی اجازه ساخت Demon’s Souls را نمی داد و زیر بار آن نمی رفت (که بسیار هم محتمل بود) شاید امروز اصلا چنین شاهکارهای جاودانه ای را نداشتیم. همه چیز با Demon’s Souls شروع شد. اگر  Demon’s Souls نبود قطعا دیگر اکنون با شاهکارهایی به نام دارک سولز خاطره بازی نمی کردیم و شاید عنوان بی نظیر مثل بلادبورن را هم نمی دیدیم. Demon’s Souls شروع یک انقلاب بود، انقلابی که به سازندگان یاداوری کرد می توانند بازی سخت و بسیار مرگبار بسازند و مورد استقبال هم قرار بگیرند.

دشمنانی مرگبار و بی‌رحم، تله‌های محیطی، باس‌هایی دیوانه و وحشی، سیستم ذخیره بسیار سخت‌گیر و دشوار، از دست رفتن کل تجربه جمع آوری‌ شده با مردن (یک بار شانس دارید آن را به دست آورید مجددا)، کاهش بسیار زیاد نوار جان با هر بار مردن و تبدیل شدن به Undead و عدم وجود دکمه Pause در بازی به همراه تعداد زیادی دیگر عوامل سخت‌ کننده، همه و همه دست به دست هم می‌دهند تا با یکی از سخت‌ترین و بی‌ رحم‌ ترین و البته یکی از زیباترین و اعتیاد آورترین عناوین اکشن نقش‌آفرینی تاریخ بازی‌های رایانه‌ای روبرو شوید

Demon’s Souls کاری کرد تا ترس دیگر سازندگان نیز بریزد و بتوانند عناوین سخت و دشوار بسازند بدون ترس از این که شکست بخورند یا بازیبازان از بازی آنها حمایت نکنند. این عنوان یک بازی تاریخ ساز و جریان ساز در نسل هفتم بود که خیلی چیزها را دوباره به یاد سازندگان انداخت و تابوشکنی کرد. تابویی که بسیار همه گیر شده بود و به طور مداوم به سمت بازی های آسان و بدون چالش و مسخره پیش می رفتیم. Demon’s Souls این تابو را شکست و نام هیدتاکا میازاکی را بر سر زبان ها انداخت و باعث خلق یکی از برترین عناوین و فرنچایزها در تاریخ بازی های رایانه ای گردید، آن هم با یک نقش آفرینی بی نظیر و بی نهایت دشوار. دشمنانی مرگبار و بی‌رحم، تله‌های محیطی، باس‌هایی دیوانه و وحشی، سیستم ذخیره بسیار سخت‌گیر و دشوار، از دست رفتن کل تجربه جمع آوری‌ شده با مردن (یک بار شانس دارید آن را به دست آورید مجددا)، کاهش بسیار زیاد نوار جان با هر بار مردن و تبدیل شدن به Undead و عدم وجود دکمه Pause در بازی به همراه تعداد زیادی دیگر عوامل سخت‌ کننده، همه و همه دست به دست هم می‌دهند تا با یکی از سخت‌ترین و بی‌ رحم‌ ترین و البته یکی از زیباترین و اعتیاد آورترین عناوین اکشن نقش‌آفرینی تاریخ بازی‌های رایانه‌ای روبرو شوید که در عین حال که با اعصاب شما بازی می‌کند و روی آن قدم‌هایی مداوم بر می‌دارد، ولی از سمتی دیگر به قدری دوست‌داشتنی و جذاب و زیباست که رها کردن آن پس از یکی دو ساعت تجربه بازی کاری بسیار سخت است و مانند یک مریضی بازیباز را رها نمی‌کند، یعنی هی درد و رنج می‌ کشید و هی برای درد کشیدن بیشتر تشنه می‌شوید زیرا بازی پاداش خوبی در قبال تحمل این درد به شما می‌دهد. پاداشی که اگر کاملا متمرکز نباشید و تمام دقت و توانایی و حرفه‌ ای‌ گری گیمری خود را به کار نگیرید تبدیل به عذاب و تاوانی سخت خواهد شد که شما را نابود خواهد کرد. این بازی حتی بسیار با دارک سولز نیز متفاوت است و کاملا با سختی عجیب خود شما را شوکه خواهد کرد.

سونی بود که با اعتماد به استاد میازاکی و بر عهده گرفتن انتشار و هزینه ساخت شاهکاری به نام Demon’s Souls که در آن زمان به نوعی یک ریسک خیلی بزرگ محسوب می شد، باعث موفقیت میازاکی و در ادامه، رقم خوردن انقلابی در سبک عناوین اکشن نقش آفرینی هاردکور با سری سولز و بلادبورن و دریایی از عناوین سولز لایک شد. در واقع اگر سونی اجازه ساخت Demon’s Souls را نمی داد و زیر بار آن نمی رفت (که بسیار هم محتمل بود) شاید امروز اصلا چنین شاهکارهای جاودانه ای را نداشتیم. همه چیز با Demon’s Souls شروع شد.

سرانجام و از مجموع نظرات و نمراتی که مراجع مختلف گیمینگ به این بازی که در سبک اکشن نقش آفرینی طبقه بندی می شود، اعطا کردند، امتیاز متای عالی ۸۹/۱۰۰ برای Demon’s Souls حاصل شد تا به عنوان یک بازی بسیار موفق نامش در دفتر تاریخ بازی های ویدئویی ثبت گردد. بازی در زمینه گیم پلی، تاکتیک ها، مهارت ها، آیتم های مخفی و المان ها و مکانیک های نقش آفرینی بسیار عمیق عمل می کند. بازی به بهترین و هنرمندانه ترین شکل ممکن شما را در یک فضای تاریک و استرس زا قرار می دهد که دشواری بسیار زیاد بازی  سبب می شود که این استرس بیشتر نیز بروز یابد و شما را بیشتر به چالش بکشد. Demon’s Souls اجابت شدن آرزوی بازیبازان هاردکور بود که دنبال چالش می گشتند؛ تک تک عناوین میازاکی از چالش برانگیزترین عناوین ساخته شده در تاریخ بازی ها هستند اما Demon’s Souls بین این عناوین سخت، به وضوح سخت تر و چالش برانگیز تر از بقیه است و هاردکورترین بازی میازاکی محسوب می شود. Demon’s Souls در نگاه اول شما را وحشت زده می‌کند و به حدی می‌ترساند که شاید دیگر هیچ‌گاه به سراغ هر بازی که دیدید نام سولز دارد نروید! Demon’s Souls  هیچ گاه با شما تعارف ندارد. شما را مثل آب خوردن می کشد، خط سلامتی تان را مدام و هر چقدر بخواهد کوتاه می کند، شمشیر شما را می شکند، واردارتان می کند که یک بخش نیم ساعته را ۱۵ بار تکرار کنید تا در نهایت باز هم جور دیگری شما را بکشد؛ هر چه جمع کرده اید را در یک بار مرگ از شما می گیرد و شاید در بار بعدی در ۱۰ قدمی آن داراییتان و در حالی که چشم به آن دارید تا دوباره آن را از روی زمین بردارید شما را بکشد تا از شدت غم و ناراحتی و حرص تا مرز دیوانه شدن بروید؛ اما بازی به همان اندازه که چالش برانگیز و مجازات کننده است، پاداش دهنده نیز هست و به قدری کسب این پاداش ها لذت بخش و جذاب است که می توانید سختی ها را به شوق دریافت پاداش تحمل کنید. بازی در خیلی مواقع کاملا هم بدون رحم و مروت نیست و مثلا برخی از باس ها واقعا به حد غیر ممکنی سخت نیستند زیرا که مسیر رسیدن به آنها بی نهایت مرگبار است و همچنین سلاح ها و شمشیرهای بی نظیر و فوق العاده قدرتمندی را نیز می توانید یافته و در اختیار بگیرید. بدون شک Demon’s Souls یکی از باکیفیت ترین عناوین انحصاری است که توسط یک سازنده ترد پارتی برای کنسول های پلی استیشن تولید شده است و با انتشار خود سبب رقم خوردن یک تجربه جذاب برای بازیبازان گردید. این عنوان زیبا در مطلب امروز ما از “برترین بازی های انحصاری پلی استیشن که توسط سونی ساخته نشده‌اند” موفق به کسب جایگاه چهارم می شود.

۳ – Marvel’s Spider-Man

Marvel’s Spider-Man

سازنده:  Insomniac Games

ناشر: Sony Interactive Entertainment

ژانر:  Action Adventure ,Open World

تاریخ انتشار:  ۲۰۱۸ 

پلتفرم مقصد: Playstation 4

امتیاز متا:  ۸۸/۱۰۰

قبلا در ویدئو و مقاله برترین عناوین انحصاری سونی نام عناوین اینسامنیاک را قرار ندادیم و گفتیم که چون هیچ کدام در زمانی که ساخته شده اند به عنوان یک بازی استودیوهای داخلی سونی نبوده اند نمی توانیم آنها را در لیست قرار دهیم. بنابراین اکنون که صحبت از برترین عناوین انحصاری است با این که اکنون اینسامنیاک جزو استودیوهای داخلی سونی محسوب می شود ولی می توانیم عناوین انحصاری که که قبلا وقتی مستقل بوده است ساخته را در این لیست قرار دهیم. در این رتبه صحبت از Marvel’s Spider-Man است که وقتی معرفی شد مشخص بود یک ریسک بزرگ است ولی تا ریسک نکنی به موفقیت خیلی خاصی هم نمی رسی.  سازندگان Marvel’s Spider-Man و سونی این ریسک را پذیرفتند و حداکثر دقت ممکن را در ساخت این بازی به کار گرفتند تا بتوانند آن را تبدیل به یک فرنچایز ادامه دار برای مارول و پلی استیشن ۴ کنند و با توجه به سابقه بسیار خوب اینسامنیاک، امید زیادی هم به موفقیت این پروژه می رفت که خوشبختانه دقیقا همین طور هم شد و حتی از انتظارات ما هم فراتر رفت و Marvel’s Spider-Man یکی از ۵ کاندید برترین بازی سال شد. بگذارید تا از ابتدای مسیر این بازی شروع کنیم.  اسپایدرمن تاکنون بازی های خوب و جذابی را در دنیای بازی های رایانه ای داشته است و حتی در نسل هفتم نیز شاهد بازی های جذابی مانند Shattered Dimension و Edge of Time و … از این شخصیت بودیم اما هیچ کدام از این ها یک بازی شاهکار و اصطلاحا “فک برانداز” و چیزی شبیه به ۳ گانه بتمن راک استدی نبودند و نتوانستند تا چشم های بازیبازان دنیا را به خود خیره کنند.

Marvel’s Spider-Man  وقتی معرفی شد مشخص بود یک ریسک بزرگ است ولی تا ریسک نکنی به موفقیت خیلی خاصی هم نمی رسی.  سازندگان Marvel’s Spider-Man و سونی این ریسک را پذیرفتند و حداکثر دقت ممکن را در ساخت این بازی به کار گرفتند تا بتوانند آن را تبدیل به یک فرنچایز ادامه دار برای مارول و پلی استیشن ۴ کنند و با توجه به سابقه بسیار خوب اینسامنیاک، امید زیادی هم به موفقیت این پروژه می رفت که خوشبختانه دقیقا همین طور هم شد و حتی از انتظارات ما هم فراتر رفت و Marvel’s Spider-Man یکی از ۵ کاندید برترین بازی سال شد.

اما بازی جدید Spider-Man، با کمک سونی و همکاری مارول و هنر اینسامنیاک گیمز دقیقا همان مسیر تولید عنوانی در سطح و اندازه های سری بتمن راک استدی را پیمود و سرانجام هم عنوانی بیرون آمد که کاندید بازی سال شد و اکنون اسپایدرمن هم مثل شوالیه سیاه پوش دنیای رقیب، یک فرنچایز شاهکار در نسل هشتم دارد. Marvel’s Spider-Man در زمان معرفی، یکی از آن بازی هایی بود که جزو سورپرایزهای واقعی سونی بود و هیچ کس انتظارش را نداشت، یک بازی اسپایدرمن آن هم انحصاری، آن هم توسط اینسامنیاک گیمز! در واقع معرفی بازی Spider-Man انحصاری پلی استیشن ۴ از آن سور پرایزهایی بود که خیلی به طرفداران چسبید مخصوصا به این خاطر که یک نمایش شگفت انگیز از آن شاهد بودیم و بعد از آن هم هر بار که نمایشی را از این بازی مشاهده کردیم از قبلی بهتر بود و باعث شد تا توجه تمامی طرفداران پلی استیشن ۴ به این بازی جلب گردد. بازی Marvel’s Spider-Man که ساخت و انتشار آن را Insomniac Games و Sony Interactive Entertainement برعهده داشتند، در سال ۲۰۱۸ در دسترس بازیبازان و علاقمندان در دنیا قرار گرفت و موفق شد تا با ارائه یکی از برترین گیم پلی ها و داستان پردازی ها در عناوین ابرقهرمانی، نظر تمامی بازیبازان و منتقدین را به خود جلب کند و بارها توسط منابع و مراجع معتبر گیمینگ در دنیا مورد تحسین قرار گرفت. پلتفرم مقصد این بازی در زمان انتشار پلی استیشن ۴ بود.

بازی جدید Spider-Man، با کمک سونی و همکاری مارول و هنر اینسامنیاک گیمز دقیقا همان مسیر تولید عنوانی در سطح و اندازه های سری بتمن راک استدی را پیمود و سرانجام هم عنوانی بیرون آمد که کاندید بازی سال شد و اکنون اسپایدرمن هم مثل شوالیه سیاه پوش دنیای رقیب، یک فرنچایز شاهکار در نسل هشتم دارد. Marvel’s Spider-Man در زمان معرفی، یکی از آن بازی هایی بود که جزو سورپرایزهای واقعی سونی بود و هیچ کس انتظارش را نداشت

سرانجام و از مجموع نظرات و نمراتی که مراجع مختلف گیمینگ به این بازی که در سبک اکشن ماجرایی طبقه بندی می شود، اعطا کردند، امتیاز متای عالی ۸۸/۱۰۰ برای Marvel’s Spider-Man حاصل شد تا به عنوان یک بازی بسیار موفق نامش در دفتر تاریخ بازی های ویدئویی ثبت گردد.  در واقع مارول هم با این بازی، مانند رقیبش دی سی که شخصیت محبوبش یعنی بتمن را در دنیای بازی های رایانه ای در سال های اخیر با ۳ گانه راک استدی جاودانه تر کرد، شخصیت اسپایدرمن را در دنیای بازی ها با یک عنوان انحصاری بزرگ و قدرتمند احیا کرد تا شاید شروعی برای یک ۳ گانه جذاب از این شخصیت فوق محبوب باشد. سازندگان این بازی راه بسیار سخت و نفس گیر و حساسی را طی کردند که کوچکترین اشتباه می توانست منجر به خراب شدن همه چیز شود، ولی خوشبختانه همه چیز به بهترین شکل پیش رفت. با انتشار این بازی کسانی که علاوه بر این که پلی استیشن ۴ داشتند جزو عاشقان و شیفتگان مرد عنکبوتی هم بودند دیگر نانشان حسابی توی روغن رفت و لذتی دو برابر را تجربه کردند. بدون شک Marvel’s Spider-Man یکی از باکیفیت ترین عناوین انحصاری است که توسط یک سازنده ترد پارتی برای کنسول های پلی استیشن تولید شده است و با انتشار خود سبب رقم خوردن یک تجربه جذاب برای بازیبازان گردید. این عنوان زیبا در مطلب امروز ما از “برترین بازی های انحصاری پلی استیشن که توسط سونی ساخته نشده‌اند” موفق به کسب جایگاه سوم می شود.

۲ – Metal Gear Solid 4: Guns of the Patriots

Metal Gear Solid 4: Guns of the Patriots

سازنده: Kojima Productions

ناشر: Konami

ژانر: Stealth – Action

تاریخ انتشار: ۱۲ ژوئن ۲۰۰۸

پلتفرم مقصد: Playstation 3

امتیاز متا: ۹۴/۱۰۰

وقتی یاد عظمت و ابهت عنوان Metal Gear Solid 4: Guns of the Patriots می افتم، آهی از ته دل می کشم که آیا دیگر ممکن است در این سری عنوانی مانند این بازی ببینیم؟ اما راستش فکر نمی کنم دیگر اینطور شود. در این بخش صحبت از یکی از شاهکارهای جاودانه این سری است به نام Metal Gear Solid 4: Guns of the Patriots که یک بازی با کیفیتی عجیب و غریب بود! اگر PlayStation 3 داشته باشید، Metal Gear Solid 4: Guns of the Patriots یکی از دو سه عنوانی است که باید بدون هیچ حرف و حدیثی تجربه کنید. این بازی به واقع در تمامی بخش ها فوق العاده است. بازی Metal Gear Solid 4: Guns of the Patriots که ساخت و انتشار آن را کونامی برعهده داشت، در سال ۲۰۰۸ در دسترس بازیبازان و علاقمندان در دنیا قرار گرفت و موفق شد تا با ارائه یک بازی تقریبا عاری از هر گونه نقص، نظر تمامی بازیبازان و منتقدین را به خود جلب کند و بارها توسط منابع و مراجع معتبر گیمینگ در دنیا مورد تحسین قرار گرفت. پلتفرم مقصد این بازی در زمان انتشار پلی استیشن ۳ بود. داستان و وقایع بازی Metal Gear Solid 4: Guns of the Patriots حدودا ۹ سال بعد از وقایع عنوان اصلی Metal Gear Solid و ۵ سال یعد از اتفاقات Sons of Liberty رقم می خورد و شاهد حضور شخصیت هایی مثل Liquid Ocelot و Raiden نیز در آن هستیم. گیم پلی بازی نیز به مانند همیشه ترکیب فوق العاده جذابی از مخفی کاری و اکشن بود که شما می توانستید به هر شکل که می خواهید آن را پیش ببرید و البته اگر راه اکشن را انتخاب می کردید کار بسیار سخت تر می شد زیرا بازی به ذات، یک عنوان مخفی کاری است. Metal Gear Solid 4: Guns of the Patriots عنوانی بی‌نهایت زیبا و پرکشش و دوست داشتنی بود. Guns of the Patriots به واقع یکی از عناوین انحصاری System Seller برای کنسول محبوب پلی‌استیشن ۳ به شمار می‌رفت و برای بسیاری از افراد از دلایل اصلی و شاید دلیل اصلی خرید کنسول پلی استیشن ۳ برای‌ آن‌ها بازی کردن Metal Gear Solid 4 بود. بزرگترین اعتراضی که بسیاری به این نسخه وارد می‌دانستند وابستگی بیش از حد بازی به کات‌ سین‌ های بسیار بسیار طولانی بود و همچنین داستان بازی در مواقعی حتی برای سری متال‌ گیر با تاریخچه‌ای از اتفاقات عجیب باز هم دیوانه‌ کننده و عجیب و غریب به نظر می‌رسید اما به هیچ وجه نمی‌توانستید عاشق آن نباشید.

داستان و وقایع بازی Metal Gear Solid 4: Guns of the Patriots حدودا ۹ سال بعد از وقایع عنوان اصلی Metal Gear Solid و ۵ سال یعد از اتفاقات Sons of Liberty رقم می خورد و شاهد حضور شخصیت هایی مثل Liquid Ocelot و Raiden نیز در آن هستیم. گیم پلی بازی نیز به مانند همیشه ترکیب فوق العاده جذابی از مخفی کاری و اکشن بود که شما می توانستید به هر شکل که می خواهید آن را پیش ببرید و البته اگر راه اکشن را انتخاب می کردید کار بسیار سخت تر می شد زیرا بازی به ذات، یک عنوان مخفی کاری است.

مبارزات بازی فوق‌العاده طراحی شده و گویی نسخه تکامل‌یافته مبارزات تمامی عناوین قبلی این سری و دقیقا به همان قدرتی بودند که از اسنیک انتظار می‌رفت مبارزه کند. Old Snake درذ این بازی جذبه خاصی داشت و از آن‌جا که Metal Gear Solid 4: Guns of the Patriots اولین نسخه کنسول‌های خانگی این سری در نسل هفتم محسوب می‌شد با یک جهش گرافیکی خیره‌کننده به خوبی از قدرت بالای پلی استیشن ۳ استفاده کرده بود و همین مسئله به طبیعی‌تر بودن و پرجذبه بودن چهره اسنیک پیر و تمامی وقایع بازی کمک شایانی کرده بود. گرافیک بازی نیز در زمان انتشار خود چیزی در حد خارق العاده و بی نظیر بود و با زیبایی گرافیکی خود تمام چشم ها را خیره می کرد. حتی به تازگی که مجددا این عنوان را بر روی کنسول پلی استیشن ۳ خود تجربه کردم باز هم گرافیک آن نقص و کم و کسری نداشت و هنوز که هنوز است بسیار زیبا به نظر می رسد. گرافیک فنی بسیار پایدار و قدرتمند بدون ذره ای افت فریم و ایراد در تکسچرها و … در کنار طراحی و گرافیک هنری بی نظیر بازی سبب شده بودند تا عنوانی شکل بگیرد که یک شاهکار و غول گرافیکی در زمان خود محسوب گردد. طراحی اسنیک و لباس وی با دقت به ریزترین جزییات انجام شده بود و همینطور در تمامی محیط و دنیای بازی کوچکترین کم کاری در طراحی دیده نمی شد. همرنگ شدن لباس اسنیک با هر محیطی که در ان قرار داشت و یا در کنار ان می ایستاد، جلوه خاص و زیبایی به گرافیک بازی بخشیده بود و تماشای این که مثلا وقتی اسنیک در کنار دیواری کمین کرده است و به آن چسبیده و لباسش همرنگ دیوار می شود بسیار زیبا و جذاب بود. انواع و اقسام محیط ها با طراحی های مختلف و متنوع را در بازی شاهد بودیم که باعث می شدند هیچ گاه به بازیباز احساس خستگی دست ندهد و از تماشای تمام محیط های بازی لذت ببرد (اصلا مگر می شود از عناوین متال گیر سالید خسته هم شد!).

Metal Gear Solid 4: Guns of the Patriots عنوانی بی‌نهایت زیبا و پرکشش و دوست داشتنی بود. Guns of the Patriots به واقع یکی از عناوین انحصاری System Seller برای کنسول محبوب پلی‌استیشن ۳ به شمار می‌رفت و برای بسیاری از افراد از دلایل اصلی و شاید دلیل اصلی خرید کنسول پلی استیشن ۳ برای‌ آن‌ها بازی کردن Metal Gear Solid 4 بود. بزرگترین اعتراضی که بسیاری به این نسخه وارد می‌دانستند وابستگی بیش از حد بازی به کات‌ سین‌ های بسیار بسیار طولانی بود و همچنین داستان بازی در مواقعی حتی برای سری متال‌ گیر با تاریخچه‌ای از اتفاقات عجیب باز هم دیوانه‌ کننده و عجیب و غریب به نظر می‌رسید اما به هیچ وجه نمی‌توانستید عاشق آن نباشید.

سرانجام و از مجموع نظرات و نمراتی که مراجع مختلف گیمینگ به این بازی که در سبک مخفی کاری و اکشن طبقه بندی می شود، اعطا کردند، امتیاز متای عالی ۹۴/۱۰۰ برای Metal Gear Solid 4: Guns of the Patriots حاصل شد تا به عنوان یک بازی بسیار موفق نامش در دفتر تاریخ بازی های ویدئویی ثبت گردد. بازی که در تمامی بخش ها اعم از گرافیک و طراحی هنری و گیم پلی و داستان و … کاملا بی نقص و در اوج زیبایی بود و به واقع یک شاهکار فنی و هنری از تمام لحاظ بود و امتیازاتی در همین حد نیز دریافت کرد؛ یک انحصاری بی رقیب برای پلی استیشن ۳ که امتیازات آن نیز مانند خود بازی شگفت انگیز است. کسب امتیاز ۱۰۰ از وبسایت IGN ، امتیاز ۱۰۰ از وبسایت GameSpot و امتیاز متای ۹۴ کاری نیست که هر بازی و هر سازنده ای موفق به انجام آن شود، ولی این عنوان و استاد کوجیما این قله را فتح کردند. گمان می کنم که سری متال گیر تا زمانی که انحصارا برای کنسول های سونی منتشر می شد بسیار قوی تر و زیباتر از عناوین بعدی آن که مولتی پلتفرم شدند، بود. البته نه این که این موفقیت به خاطر انحصاری بودن این سری بوده باشد ولی به هر حال تا ان زمان سری متال گیر چیز دیگری بود. در واقع این دیدگاه شاید درست و شاید غلط باشد اما به هر حال نمی توان این را کتمان کرد که در زمان انحصاری بودن بازی، شاهد عناوین بی نهایت زیباتر و قدرتمندتری از متال گیر سالید بودیم. آخرین عنوانی هم که از این فرنچایز در انحصار پلی استیشن بود نسخه چهارم بازی یعنی Metal Gear Solid 4: Guns of the Patriots بود که هر چقدر از آن تعریف و تمجید کنیم باز هم کم گفته ایم. بدون شک Metal Gear Solid 4: Guns of the Patriots یکی از باکیفیت ترین عناوین انحصاری است که توسط یک سازنده ترد پارتی برای کنسول های پلی استیشن تولید شده است و با انتشار خود سبب رقم خوردن یک تجربه جذاب برای بازیبازان گردید. این عنوان زیبا در مطلب امروز ما از “برترین بازی های انحصاری پلی استیشن که توسط سونی ساخته نشده‌اند” موفق به کسب جایگاه دوم می شود.

۱ – Bloodborne

Bloodborne

سازنده: From Software

ناشر:  Sony Interactive Entertainement

ژانر: Action RPG

تاریخ انتشار: ۲۴ مارچ ۲۰۱۵

پلتفرم مقصد: Playstation 4

امتیاز متا: ۹۲/۱۰۰

Bloodborne مقداری بدشانس بود. چون هر بازی که کنار ویچر ۳ کاندید شود تکلیفش معلوم است و ویچر ۳ حتی در مراسم برترین بازی های تاریخ هم اگر اول شود حقش است! Bloodborne در کنار غول هایی مانند ویچر ۳ و فال آوت ۴ کاندید برترین بازی سال ۲۰۱۵ شد که شاید اگر تنها عنوان عظیمی مانند ویچر ۳ نبود، بلادبورن بازی سال نیز می شد که واقعا هم شایستگی آن را دارا بود. Bloodborne یکی از بی ‎نقص ترین عناوینی است که در نسل هشتم و البته در طول تاریخ منتشر شده است. بازی Bloodborne که ساخت و انتشار آن را فرام سافتور و شرکت سرگرمی های تعاملی سونی (Sony Interactive Entertainement) برعهده داشتند، در سال ۲۰۱۵ در دسترس بازیبازان و علاقمندان در دنیا قرار گرفت و موفق شد تا نظر تمامی بازیبازان و منتقدین را به خود جلب کند و بارها توسط منابع و مراجع معتبر گیمینگ در دنیا مورد تحسین قرار گرفت. پلتفرم مقصد این بازی در زمان انتشار پلی استیشن ۴ بود. همچنین از بسته الحاقی این عنوان با نام The Old Hunters نیز نمی توان گذشت و باید از آن به عنوان یک کامل کننده و بسته الحاقی فوق العاده عالی برای بازی یاد کرد که بازی را مقداری سخت تر نیز کرده بود و برخی از برترین باس های تاریخ بازی های رایانه ای را نیز در آن مشاهده کردیم. داستان جذاب و مخوف و غمناک و البته روایتی عالی، شهر مخوف و بی نظیر و مرگبار یارنام، گیم پلی بی نهایت لذتبخش و چالش برانگیز که شدیدا شما را به خود وابسته می کند و شیفته آن می شوید، انواع و اقسام موارد مخفی و سلاح ها و لباس ها و ارتقاها و آیتم های جمع کردنی که شدیدا ارزش تکرار بازی را بالا می برند، صداگذاری و موسیقی های عالی، باس فایت هایی بی نظیر همه و همه در این بازی مشاهده می شوند. که البته وقتی اسم میازاکی را می آوریم خودش یعنی وجود باس فایت های بی نظیر. راستش بهتر است بگویم اصلا هر چه در این بازی هست بی نظیر است و باعث می شود تا بازیباز شدیدا عاشق این عنوان شود. تازه علاوه بر تمامی این موارد که مربوط به کمپین بازی هستند، بخش سیاهچال های بازی نیز وجود دارد که برای خودشان یک عامل جذابیت جدید محسوب می شوند و تجربه آنها و باس های جدیدی که در آن ها می بینیم و انجام آن ها با دوستان و دیگر بازیبازان، سبب می شود تا بلادبورن باز هم بیشتر و بیشتر ارزش پیدا کند.

جالب اینجاست که با وجود این که بلادبورن کاملا حس و حال و ساختار مستحکم سری دارک سولز را به طرفداران انتقال می دهد، ولی از طرف دیگر کاملا هم مشخص است که میازاکی قصد داشته تا Bloodborne را تبدیل به برندی کاملا مجزا از سری سولز کند و اولین روشی که در راه رسیدن به چنین منظوری پیاده کرده است، طراحی Yharnam و همینطور طراحی دشمنان و باس های بازی است که شبیه به هیچ یک از عناوین سولز نیست و بسیار تاریک تر، زشت تر، کریه تر و مخوف تر هستند.

سرانجام و از مجموع نظرات و نمراتی که مراجع مختلف گیمینگ به این بازی که در سبک اکشن نقش آفرینی طبقه بندی می شود، اعطا کردند، امتیاز متای عالی ۹۲/۱۰۰ برای Bloodborne حاصل شد تا به عنوان یک بازی بسیار موفق نامش در دفتر تاریخ بازی های ویدئویی ثبت گردد. این بازی باعث شد تا حتی در کشور خودمان تعداد خیلی زیادی از بازیبازان که عاشق بلادبورن شده بودند به سمت سری سولز بروند و شیفته این سری نیز بشوند در حالی که قبلا فکر می کردند به سولز علاقه ای ندارند. ولی بلادبورن با شیوه مقداری ساده تر شده خودش، این بازیبازان را به درون فرمول جادویی خود کشید و آن ها را آلوده این فرمول کرد و دیگر این بازیبازان جادو شده در به در دنبال عنوانی شبیه بلادبورن می گشتند و به این شکل آلوده سولز نیز شدند تا یکی از بهترین اعتیادهای دوران بازیباز بودنشان کلید بخورد! طراحی و فضاسازی شهر Yharnam و ایجاد مبانبر های بی نظیر در آن و متصل کردن دنیای بازی به استادانه ترین شکل ممکن و به صورت کاملا هماهنگ، چیزی از خلق یک شاهکار کمتر نیست و Bloodborne را باید جزو Master Piece های این استودیو به حساب آورد. اتمسفر شهر Yharnam به دلیل نوع معماری خاص آن که برگرفته از لندن ویکتوریایی است بسیار تاریک تر و مخوف‌تر از اکثر مناطقی است که تاکنون در دیگر عناوین میازاکی مثل سری سولز مشاهده کرده‌ایم. فضای این شهر مرده به قدری حزن‌انگیز، تاریک، ناامید‌کننده و مرده است که Bloodborne را تبدیل به تاریک‌ترین عنوان میازاکی تاکنون کرده است. بلادبورن برای عاشقان سری سولز مثل یک هدیه الهی بود! بالاخره هیچ کس که بهتر از خود سازنده و خالق یک سری نمی تواند عنوانی با همان سبک و سیاق بسازد که دقیقا همان حال و هوا و زیرساخت را داشته باشد. تا به حال بارها و بارها از این عنوان و بازی های میازاکی نوشته ام اما نمی دانم چطور است که هرچقدر هم در مورد این بازی ها بنویسم و بخوانم باز هم کلی حرف در موردش دارم، مثل خود بازی های میازاکی که شاید وقتی برای پنجم یا ششم دارید آن ها را بازی می کنید تازه چیزهایی را بفهمید که مختان سوت بکشد و بگویید عجب مغز مریضی (از نبوغ) دارند این سازنده ها و طراحان لعنتی بازی.

داستان جذاب و مخوف و غمناک و البته روایتی عالی، شهر مخوف و بی نظیر و مرگبار یارنام، گیم پلی بی نهایت لذتبخش و چالش برانگیز که شدیدا شما را به خود وابسته می کند و شیفته آن می شوید، انواع و اقسام موارد مخفی و سلاح ها و لباس ها و ارتقاها و آیتم های جمع کردنی که شدیدا ارزش تکرار بازی را بالا می برند، صداگذاری و موسیقی های عالی، باس فایت هایی بی نظیر همه و همه در این بازی مشاهده می شوند.

Bloodborne با ارائه حس و حالی آشنا برای طرفداران سری سولز در یک قالب و بستر کاملا متفاوت به همراه چند المان گیم پلی کاملا جدید و متمایز از سری سولز، موفق شد تا هم طرفداران بازی های قبلی آقای میازاکی را راضی نگه دارد و هم کلی طرفدار جدید کسب کند که اتفاقا این طرفدارهای جدید بعدا به سراغ سولز هم رفتند زیرا کسی که آلوده این فرمول شود دیگر راه برگشتی ندارد!  بسیاری از ما طرفداران و دارندگان پلی استیشن ۴ در دنیا شدیدا منتظر معرفی نسخه دوم بلادبورن هستند و بدون شک وقتی این عنوان معرفی شود مانند بمبی منفجر خواهد شد. شهر Yharnam نیز یکی از مخوف‌ترین شهرها و محیط‌هایی است که تا به حال بازی‎ های رایانه ‎ای به خود دیده‌اند و همچنین یکی از برترین طراحی های تاریخ در زمینه خلق دنیای یک بازی است که واقعا و به دور از اغراق، کمتر شهر و دنیایی را با چنین طراحی یونیکی در دنیای بازی ها به یاد داریم. حتی با وجود بارها بازی کردن Bloodborne، به هیج وجه محیط بازی و این شهر برای ما خسته کننده نمی‌شود، چرا که هر بار که آن را تجربه می‌کنیم، باز هم نکته جدیدی برای ما به همراه دارد و زاویه‌ای دیگر از زشتی و سیاهی و تاریکی دنیای خود و البته زیبایی و کیفیت گیم پلی و طراحی خود را برای ما آشکار می‌کند تا هر چه بیشتر به سرنوشت آن بیاندیشیم. در خصوص شباهت سری دارک سولز با بلادبورن، جالب اینجاست که با وجود این که بلادبورن کاملا حس و حال و ساختار مستحکم سری دارک سولز را به طرفداران انتقال می دهد، ولی از طرف دیگر کاملا هم مشخص است که میازاکی قصد داشته تا Bloodborne را تبدیل به برندی کاملا مجزا از سری سولز کند و اولین روشی که در راه رسیدن به چنین منظوری پیاده کرده است، طراحی Yharnam و همینطور طراحی دشمنان و باس های بازی است که شبیه به هیچ یک از عناوین سولز نیست و بسیار تاریک تر، زشت تر، کریه تر و مخوف تر هستند.  در واقع دشمنان و موجوداتی که در این بازی مشاهده می کنیم بسیار تاریک تر و شوم تر و مخوف تر از سری سولز هستند و به نوعی بازیباز می تواند بدبختی و تاریکی درون آن ها را کاملا لمس کند. همان طور که قبلا نیز اشاره کرده ام “وقتی در حال مبارزه با لودویگ در بسته الحاقی این بازی هستیم که یکی از دشوار ترین باس های تاریخ است، واقعا می توانیم حس کنیم که انگار خود لودویگ نیز که در آن پیکره هیولایی ناموزون و کریه قرار دارد، نمی خواهد آنجا باشد و وقتی چشم او را می بینیم انگار دارد خواهش می کند که او را بکشیم و هر چه زودتر از این بدبختی و سیاهی نجاتش دهیم.”زمانی که بستر وقوع دو بازی و داستان و پیشینه آن‌ها کاملا با هم متفاوت باشند، خیلی سخت است که بخواهیم آن‌ها را کاملا مانند هم فرض کنیم، حتی اگر المان‌های گیم‌ پلی بسیار مشابهی هم داشته باشند.  بدون شک Bloodborne یکی از باکیفیت ترین عناوین انحصاری است که توسط یک سازنده ترد پارتی برای کنسول های پلی استیشن تولید شده است و با انتشار خود سبب رقم خوردن یک تجربه جذاب برای بازیبازان گردید. این عنوان زیبا در مطلب امروز ما از “برترین بازی های انحصاری پلی استیشن که توسط سونی ساخته نشده‌اند” با شایستگی هر چه تمام تر موفق به کسب جایگاه نخست می شود.

1
0

بیشتر بخوانید



نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

  • maximus1370 گفت:

    ممنون از داش سعید بابت بررسی شون. بازیایی ساخته شدن که برای هر سلیقه ای جوابگو هستن.به شخصه با سری پرسونا خیلی خاطره دارم با اینکه بالای صد ساعت هر کدوم رو بازی کردم ولی بازم دلم واسشون تنگ میشه و بازم هوس میکنم برم سمتشون.کلا این بازی صبر رو بهم یاد داده ROTFL ولی داستان عالی و گیم پلی مبنی بر حساب و کتاب بر اساس تنوع دشمنان استراتژی خاصی می خواد که شاید واسه همه جالب نباشه

    0
    0