هیلو بازهم می درخشد؟ | انتظاراتی که از Halo Infinite داریم

۳۰ دی ۱۳۹۸ - ۰۹:۰۰

سری بازیهای Halo و در رأس آن Master Chief, همان نقشی را برای کمپانی مایکروسافت و برند XBOX ایفا می کنند که God of War برای سونی آن نقش را ایفا می سازد. فرانچایز هیلو، با اختلاف مهم ترین، محبوب ترین و نام آشنا ترین عنوان مایکروسافت و XBOX به شمار می آید که در طی نسل های ششم، هفتم و هشتم، توانسته است تعداد بسیار قابل توجهی مخاطب را جذب خود سازد. مسترچیف، نماد و فرد شماره یک این فرانچایز نیز در زمره محبوب ترین شخصیت ها و قهرمانان تاریخ بازی های ویدیویی قرار دارد. فردی که در طی نسخه های مختلف، با رشادت ها و فداکاری ها متعدد، بارها جان انسان ها و کره زمین را نجات داده است‌.

نسل هفتم را باید دوران اوج سری هیلو نامید. چه از لحاظ کسب امتیازات و جوایز از سوی منتقدان، و چه از لحاظ فروش و کسب رضایت مخاطبان. اما در نسل هشتم عملکرد این سری با افت نسبی مواجه شد. در کل این سالهای نسل هشتم، تنها شاهد یک نسخه از سری هیلو با نام Guardian بودیم که نتیجه خروجی این عنوان، آنچنان که باید و شاید مخاطبان قدیمی و عاشقان هیلو و مسترچیف را راضی نساخت. هواداران قدیمی این سری، که دوران اوج هیلو با نسخه هایی مانند نسخه سوم یا Reach به یاد دارند، انتظار داشتند Guardian حرفهای زیادی برای گفتن داشته باشد و بتواند در زمره بهترین بازی های سال قرار بگیرد. اما مواردی مانند کمتر شدن تمرکز داستانی بر روی شخصیت مسترچیف، کوتاه بودن نسبی بخش Campaign و موارد دیگر، باعث شدند انتظارات از نسخه پنجم برآورده نشوند.
در ادامه و در طی چند سال بعدی، هواداران همچنان مشتاقان سری هیلو منتظر معرفی نسخه ششم و جدید Hali بودند. خصوصا از آنجایی که پایان داستان نسخه Guardian با یک Cliffhanger بزرگ همراه بود، تعداد زیادی از مخاطبان برای معرفی و در ادامه عرضه نسخه جدید این فرانچایز روزشماری می کردند‌. بنابراین پس از معرفی رسمی Halo Infinite, نگاه ها بار دیگر به این فرانچایز دوخته شد و هواداران منتظر بازگشت شکوهمندانه مسترچیف بودند. در ادامه به صورت اجمالی نگاهی خواهیم داشت به انتظارات که از Halo Infinite داریم. با من و گیمفا همراه باشید.

ابتدا به صورت خلاصه نگاهی به اتفاقات دو نسخه Halo 4 و Guardian می اندازیم.

چهار سال و هفت ماه و ده روز بعد از اتفاقات نسخه سوم،فضاپیمای سرگردان مسترچیف و کورتانا به نزدیک منطقه ای به نام Requiem رسید. به همین دلیل کورتانا مسترچیف را بیدار کرد. طی مدت کوتاهی نیروهای Covenant به فضاپیما حمله بردند تا اجازه حضور و رسیدن به Requiem را به آنها ندهند. پس از نبرد مسترچیف با Covenant, ناگهان، Requiem هم فضاپیما Master Chief و هم سفینه Covenant را به درون خود کشید. Master Chief به نحو معجزه آسایی از برخورد و سقوط جان سالم به در برده و بر Requiem فرود آمد. در همین هنگام Cortana به او اطلاع داد که او در حال دچار شدن به Rampancy است. به دلیل علاقه و وفاداری مسترچیف به کورتانا، او به کورتانا گفت که راه حلی برای نجات او وجود خواهد داشت و او می تواند کورتانا را به زمین پیشن دکتر Halsey سازنده کورتانا برده تا او را تعمیر سازد. اما کورتانا اعتقاد داشت که هیچ راه حلی برای نجات او از دچار شدن به Rampancy وجود ندارد و این اتفاق کاملا اجتناب ناپذیر خواهد بود.
آن دو برای خروج از Requiem, نیاز به سرقت یکی از فضاپیماهای Covenant داشتند. سپس آنها تصمیم گرفتند با UNSC Infinity, که به صورت بسیار ضعیف سیگنال هایی از آن دریافت کردند ارتباط برقرار کنند.
سپس طی یک سری اتفاقات و جابه جایی ها، کورتانا تصمیم گرفت پورتالی را به نزدیکی سیگنال UNSC Infinity فعال سازد تا با قوی تر شدن سیگنال ارتباطی، آنها بتوانند با UNSC ارتباط برقرار سازند.
پس از باز شدن پرتال، تعدادی از Promethean Knights از آن خارج شدند. مسترچیف سپس به سرعت همراه کورتانا وارد پرتال شده، و از نبرد با آنها منصرف شد. پرتال خروجی نزدیک یک Satelite قرار داشت که سیگنال های UNSC Infinity را مخابره می ساخت. اما دو Pylon و برج بزرگ، سیگنال های دریافتی و خروجی را با اختلال مواجه می ساختند. سپس مسترچیف طی نبرد با تعدادی از Promethean Knights، موفق شد این دو برج را نابود ساخته تا سیگنال جهت ارتباط با UNSC Infinity بسیار شفاف و مناسب شود. سپس UNSC Infinity, سیگنال های از تگ IFF متعلق به Master Chief دریافت کرده و متوجه حضور او در آن منطقه شدند. مسترچیف تلاش کرد به آنها هشدار داد همراه سفینه وارد Requiem نشوند، اما پیام به صورت نامشخص به دست Captain Del rio کاپیتان UNSC Infinity رسید. سپس آنها خود را به کنار Satellite رساندند. کورتانا سپس به مسترچیف گفت که او باید دو.ستون بزرگ را که علامت Reclaimer بر آنها نقش بسته را لمس سازد تا بتواند با کاپیتان Del rio ارتباط برقرار کرده و به او هشدار دهد. اما پس از لمس آن دو ستون، آنها به اشتباه خود پی بردند. آن دستگاهی که آن ها تصور می کردند یک Satellite بود، در اصل یک Cryptum بود. Cryptum محفظه ای است که اعضای بالارتبه Promethean به علت شکست یا ناکامی وارد آن شده، و به حالت خواب و بیهوشی فرو می روند. لمس کردن آن دو ستون، موجب شد تا Cryptum باز شده، و Didact پس از صدها هزار سال از خواب بیدار شد. سپس در طی یکسری درگیری ها و اتفاقات گوناگون، Didact از آنجا خارج شد و مسترچیف نیز در همین هنگام مشاهده کرد که UNSC Infinity در Requiem سقوط کرده است.

Master Chief در جنگل های Requiem به دنبال UNSC Infinity

تهدیدی بزرگ به نام Didact…

مسترچیف برای اینکه بتواند خود را به محل سقوط UNSC Infinity برساند، راه خود را از میان تعداد زیادی از Promethean در جنگل های Requiem باز کرد. پس از طی کردن قسمتی از جنگل و پشت سر گذاشتن Promethean، او به فرمانده Lasky و فرمانده Palmer و تعدادی از سربازان همراهشان ملحق شد. همراه آنها، مسترچیف با نیروهای بیشتری از Promethean مبارزه کرده و خود را به کاپیتان Del rio رساندند. پس از ملاقات با Del Rio, مسترچیف و کورتانا تلاش کردند به او در مورد Didact و خطر عظیمی که می تواند ایجاد کند هشدار دهند، اما او نسبت به این مسأله بی توجه بود و تمام تمرکز Del rio بر روی خارج کردن UNSC Infinity از Requiem بود.

مسترچیف در ادامه به همراه تعدادی از اعضای UNSC مأموریت یافتند تا Gravity Well که مانع خروج آنها از سیاره می شد را غیر فعال سازند. سپس طی یک سری فعل و انفعالات، او به بارقه هایی از نور آبی که متعلق به هوش یا Consciousness مربوط به Liberian ها بود رسید. این هوش متعلق به Liberian ها، به مسترچیف توضیح داد که Didact قصد دارد با استفاده از دستگاهی به نام Composer, بشریت را نابود سازد. Composer وسیله ای است که لیزرهای قدرتمند نارنجی رنگ را تابانده، و می تواند زندگی بیولوژیکی و انسان ها را از آنها گرفته و زندگی آنها را تبدیل به شکل دیجیتال و کامپیوتری می کند. نکته مهم این است که این اتفاق غیرقابل برگشت و Irreversible است و اگر کسی از زندگی فیزیکی و بیولوژیکی به حالت دیجیتالی تغییر حالت دهد، هیچ راهی برای بازگرداندن او به حالت انسانی و حیات بیولوژیکی نخواهد بود. سپس این Consciousness طی یک فرایندی مسترچیف را نسبت به Composer ایمن و مقاوم ساخت تا بتواند جلوی نقسه های شوم Didact را بگیرد.

Master Chief از نقشه های Didact مطلع می‌گردد

مسترچیف سپس موفق شد تا Gravity Well را نابود ساخته و به UNSC Infinity بازگردد. مسترچیف به Del rio هشدار داد که Didact خطری بزرگ برای کل بشریت محسوب شده و باید متوقف شود.، اما Del rio حرف او را نمی پذیرفت. این اتفاق باعث خشم و عصبانیت شدید کورتانا شد. این عصبانیت و از کوره در رفتن نشان داد که کورتانا به Rampancy بسیار نزدیک شده است. مسترچیف بلافاصله Chip کورتانا را برداشت تا کس دیکری این کار را نکند. Del rio سپس به مسترچیف دستور داد تا Chip کورتانا را به او بدهد که مسترچیف حاضر به انجام این کار نشد. مسترچیف در حالی که آنجا را ترک میکرد، برای بار آخر به آنها در مورد Didact هشدار داد.

سپس مسترچیف تلاش کرددتا دو برج دفاعی که محافظتی را برای Didact فراهم می کردند غیرفعال سازد، اما.بهدعلت شرایط وخیم کورتانا، او موفق به انجام این کار نشد. سپس مسترچیف به تعقیب Didact پرداخته، و به Installation 3 رسید.

در آنجا او متوجه شد که پایگاه تحقیقاتی UNSC زیر حمله قرار دارد. او وارد Installation 3 شده و با پشت سر گذاشتن دشمنان مختلف، به اتاق کنترل پایگاه رسیده و پیغامی برای پایگاه تحقیقاتی مخابره کرد و به انها گفت سریعا آنجا را تخلیه سازند.

پس از پشت سر گذاشتن اتفاقات گوناگون، مانند مواجه شدن با تعدادی از نیروهای Covenant, سرپیچی ناخواسته کورتانا به دلیل Rampancy و اتفاقات دیگر، مسترچیف موفق شد خود را به دکتر Tillson در پایگاه تحقیقاتی UNSC برساند. او سپس نقشه ی Didact جهت استفاده از Composer برای نابودی بشریت را به دکتر Tillson توضیح داد. به دلیل اندازه و بزرگی زیاد Composer, انتقال جادبه جایی آن به سادگی وجود نداشت به همین علت مسترچیف تصمیم گرفت که تنها راه، نابود کردن آن است.

در پایکاه کورتانا موفق به پیدا کردن یک کلاهک هسته ای شد. مسترچیف با دکتر Tillson صحبت کرده، و از او خواست که شرایطی را فراهم سازد که کلاهک هسته.ای قابلیت انفجار از راه دور با همان Remote Detonation را دارا باشد. با این که دکتر Tillson از این مسأله که Composer باید نابود شود بسیار اندوهگین بود، اما قول داد تا کاملا با او همکاری کند.

سپس تلاش های متعددی جهت تخلیه افراد پایگاه صورت گرفت، اما همه ی آنها با شکست مواجه شد چون یا نیرو های دشمن هواپیماهای پشتیبانی را ساقط می کردند، یا این که با حملات شدید، امکان تخلیه را از آنها سلب می نمودند. پس از مدتی که دکتر Tillson به پیام های مخابره ای مسترچیف جوابی نداد، او به سمت آسانسور رفته تا خود را به دکتر و کلاهک هسته ای برساند، اما آنجا متوجه شد که Didact موفق شده است که Composer را برباید و اثری هم از دکتر به جا نمانده بود.

پس از گذشت مدتی مسترچیف به لطف کورتانا مکان دکتر Tillson را پیدا کرد. پس از رسیدن پیش دکتر Tillson, مسترچیف تعداد زیادی از همکاران و دانشمندان او را نیز پیش دکتر Tilsson یافت. در حالی که دکتر Tillson بسیار متعجب بود که چگونه Didact توانسته است Composer را انتقال دهد، ناگهان اشعه ای قدرتمند به سوی آنها تابیده شد. کورتانا سعی کرد سیستم دفاعی را فعال سازد که البته ناکام ماند. در نتیجه تمامی افراد در آن قسمت توسط اشعه Composer نابود شدند(در اصل به حالت دیجیتالی منتقل شدند که تقریبا تفاوتی با مرگ ندارد) و مسترچیف هم کاملا بیهوش شد(قبل تر Liberian Consciousness او را نسبت به Composer ایمن ساخته بودند.)

مسترچیف باز هم زمین را نجات می دهد…

پس از بهوش آمدن مسترچیف متوجه شد که زمین در معرض خطری بزرگ قرار دارد و اگر Composer علیه ساکنان زمین استفاده شود، کل آنها نابود خواهند شد. در همین حین وخیم تر شدن شرایط کورتانا نیز باعث سختدتر شدن اوضاع شده بود. پس از گذشت اتفاقات مختلفی که اشاره به آنها آنچنان ضرورتی ندارد(نبرد با دشمنان جهت رسیدن به Didact, وخیم تر شدن اوضاع کورتانا و موارد کم اهمیت تر)، مسترچیف پس از سختی و مشقت زیاد با Didact مواجه شد. دستگاه Composer نیز سیاره زمین را مورد هدف قرار داده بود و در حال شلیک بود. در این وضعیت Didact مسترچیف را با نیروی خود تحت کنترل گرفته، قصد داشت او را در اعماق فضای بی کران یا Abyss پرت کرده و او را نابود سازد، اما در همین هنگام کورتانا به کمک مسترچیف آمده و Didact را مشغول ساخت تا این که مسترچیف به زحمت توانسته خود را به Didact رسانده و نارنجکی در بدن او فرو کند. Didact سپس کورتانا را کنار زده و دوباره مسترچیف را مقهور قدرت خویش ساخت. درست در لحظه ای که به نظر می رسید کار Master Chief تمام شده است، نارنجک در بدن Didact منفجر شده، او مسترجیف را روی زمین انداختخ و.خود به درون Abyss سقوط کرد. سپس مسترچیف به سراغ کلاهک هسته ای رفته، و در حالی که به کره زمین نگاه می کرد، کلاهک را منفجر ساخت تا Composer نابود سازد.

وقتی که مسترچیف هوشیاری خود را بدست آورد، خود را در منطقه ای عجیب که با هاله های نور احاطه شده بود یافت. پس از صدا کردن اسم کورتانا، جوابی دریافت نکرد، اما پس از چند ثانیه کورتانا با بدنی مشابه انسان جلوی او ظاهر شد. مسترچیف سپس از او پرسید که چگونه باید از اینجا خارج شوند که کورتانا جواب داد او همراه مسترچیف نخواهد آمد. Master Chief که نمیخواست این مسأله را قبول کند به او گفت نمی تواند او را رها کند و وظیفه او حفظ Cortana است. سپس کورتانا برای اولین بار زره مسترچیف را لمس کرده، و به او گفت مدتها منتظر انجام این کار بوده است. سپس در حالی که مسترچیف ناامیدانه از کورتانا میخواست که او را رها نکند، او محو شد و این آخرین دیدار کورتانا و مسترچیف بود.

ملاقات Master Chief و Cortana برای آخرین بار

سپس در دنیای واقعی سفینه ای به دنبال مسترچیف آمده و او را به Infinity منتقل ساخت. آنجا او مورد استقبال و تحسین تمامی کارکنان UNSC قرار گرفت. سپس او که غم و ناراحتی عظیم به دلیل نبود کورتانا حس می کرد، به بخش تحقیقاتی سفینه رفته، و لباس زرهی خود را به کمک دانشمندان درآورد(اگر بازیبازان Halo 4 را بر روی درجه سختی Legendary به اتمام برسانند، پس از برداشتن کلاه خود مسترچیف، برای مدتی بسیار کوتاه چشم های مسترچیف را می توان مشاهده کرد)

آخرین مأموریت Master Chief تا به امروز

هشت ماه پس از اتفاقات پیرامون Didact و Composer, مسترچیف که رهبری گروه Blue Team را بر عهده داشت عازم ماموریتی جدید شد. آنها وظیفه داشتند که پایگاه تحقیقاتی به نام Argent Moon را امن کرده و از شر دشمنان پاکسازی سازند. اما رسیدن ناوگان بزرگی از Covenant به Argent Moon آنها را مجبور ساخت تا پایگاه را نابود کرده و از آنجا خارج شوند. در همین حین Master Chief پیامی مرموز از طرف کورتانا دریافت کرد که او را به سیاره Meridian هدایت منتقل ساخت. پس از نابودی Argent Moon, به Master Chief و Blue Team دستور داده شد تا به پایگاه برگردند، اما Master Chief به Infinity اطلاع داد که قصد رفتن به Meridian و پیدا کردن کورتانا را دارد. در عین ناباوری به او گفته شد تیم دیگر این مأموریت را انجام خواهد و او باید به پایگاه بازگردد، مسترچیف که نسبت به این قضیه مشکوک بود از فرمان سرپیچی کرده و راهی سیاره Meridian شد تا Cortana را پیدا کرد. مسترچیف قصد داشت تنها به آن سیاره برود چون نمی خواست حان هیچکدام از اعضای تیمش را به خطر بیاندازد. اما وفاداری و علاقه اعضای Blue Team باعث شد آنها او را در سفر به Meridian همراه سازند.

سرپیچی مسترچیف و تیم او از دستورات، موجب شد که فرمانده Lasky آنها را یاغی نامیده و Fireteam Osiris را مامور ساخت به دنبال آنها به سیاره Meridian رفته و آنها را بازگرداند. گروه Osiris پس از رسیدن به آن سیاره متوجه شدند که انسان های آنجا زیر حملات Promethean قرار دارند. پس از نبرد با نیروهای دشمن، آنها با Wardern Eternal رودررو شدند. یک Promethean که اکنون دستورات Cortana را اجرا می کرد. پس از اینکه موقتا Osiris موفق به شکست Warden شدند، آنها توانسته اند مسترچیف و Blue Team را پیدا کنند. به مسترچیف و گروهش دستور داد خود را تسلیم کرده و همراه با Osiris به Infinity باز گردند. اما مسترچیف نپذیرفت و پس از نبردی تن به تن با فرمانده Locke و شکست دادن او، مسترچیف همراه اعضای گروهش فرار کردند. آنها سوار یک Guardian شده و از Meridian خارج شدند. در همین حین osiris به زحمت از Meridian خارج شدند. از آن طرف Guardian که مسترچیف و تیمش سوار آن بودنددر سیاره Genesis ظاهر شد و مسترچیف موفق شد کورتانا را ملاقات کند. کورتانا به مسترچیف گفت که Rampancy او درمان شده است. او به مسترچیف اطلاع دارد که قصد دارد صلح و آرامشی همه جانبه در تمام کهکشان ها و سیاره ها آن هم با اعمال قدرت برقرار سازد. مسترچیف که می دانست این کار او جان میلیون ها انسان را به‌خطر میاندازد سعی کرد او را منصرف سازد، اما کورتانا به او توجهی نکرد و چندین Guardian را به سرتاسر کهکشان فرستاد و مسترچیف و تیمش را نیز در Cryptum زندانی کرد تا مانع انجام نقسه های او نشوند. Osiris که از خطر نقشه ی کورتانا آگاه بود، مسترچیف و Blue Team را نجات داده و از Genesis به Sanghelios تحت حفاظت Arbiter فرار کردند. Cortana نیز با کمک دیگر AI های قدرتمند دسترسی UNSC از سیارات و مستعمران انسانی را قطع کرده، و انقلابی عظیم علیه انسان ها آغاز کردند.

در ادامه نگاهی خواهیم داشت بر برهی از مهم ترین انتظاراتی که از Halo: Infinite داریم.

۱-تمرکز بیشتر داستان بر روی خود شخصیت مسترچیف
علت اصلی محبوبیت فرانچایز Halo و همچنین محبوب بودن اتفاقات داستانی نسخه های مختلف این سری را باید خود شخصیت مسترچیف دانست. شخصیتی شجاع و قهرمان که برای نجات انسان ها و انجام ماموریت خود از هیچ اقدامی فرو گذار نخواهد کرد. بکی از نقاط قوت بارز نسخه های قبلی سری هیلو، خصوصا نسخه دوم و سوم این بود که داستان بازی بیشتر حول محور مسترچیف روایت می شد و به طور کلی بخش Campaign بازی حالتی شخصی در بر داشت. در نسخه پنجم اما شاهد این بودیم که بخش قابل توجهی از تمرکز داستان و وقایع دنیای هیلو از روی شخص مسترچیف برداشته شده و در عوض شخصیت های مکمل و عوامل محیطی دارای نقش پررنگ تری شدند‌. این مسأله البته آنچنان به مذاق طرفداران قدیمی هیلو و مسترچیف خوش نیامد چرا که در ذهن آنها همواره داستان هیلو، با انگیزه های شخصی مسترچیف گره خورده است. از آنجایی که در کل فرانچایز هیلو بر اساس ارزش های فردی شخص مسترچیف بنا شده است، باید به نوعی به این دسته از هواداران حق داد.
بنابراین یکی از انتظارات اصلی از عنوان Halo Infinite این است که داستان بازی، وقایع مربوطه و مراحل مختلف بخش Campaign با تمرکز بیشتر بر روی خود مسترچیف روایت شوند و به نوعی از حیث پرداخت داستان و روایت اتفاقات، روندی مشابه نسخه های اولیه سری پیدا کنند. تمرکز و اهمیت دادن بیشتر به خود شخصیت مسترچیف از طرف دیگر می تواند زمینه و بستر بسیار مناسب تری برای نبرد های بزرگ بازی فراهم سازد. چرا که Villain نسخه بعدی به احتمال قریب به یقین Cortana خواهد بود. کورتانایی که ماجراجویی های متعدد و فوق العاده ای را با مسترچیف پشت سر گذاشته است و این دو رابطه بسیار عمیق و احساسی را در طول نسخه های مختلف ایحاد کرده اند‌. با توجه به همین مسأله، توجه و تأکید بیشتر روایت داستان بر روی خود شخص مسترچیف نم تواند به خوبی بستری برای مقابله و نبردی حماسی بین کورتانا و مسترچیف فراهم سازد.

آیا Halo Infinite می تواند یک بخش داستانی کامل و خوش ساخت را عرضه دارد؟

۲-مدت زمان مناسب و قابل قبول بخش Campaign
یکی از مواردی که از طرف مخاطبان با انتقاد گسترده مواجه شد، مدت زمان نه چندان طولانی بخش داستانی نسخه Guardian بود. نه تنها از لحاظ تعداد مراحل و زمان مورد نیاز برای اتمام آنها مخاطبان انتظار بیشتری از این عنوان داشتند، بلکه در پایان بخش داستانی نیز داستان و اتفاقات بازی بدون جمع بندی همراه بود و همه چیز به نسخه بعدی واگذار شد. این مسأله در حالی اتفاق افتاد که اکثر نسخه های اصلی و فرعی سری هیلو(به استثنای نسخه دوم) در پایان بخش داستانی یک جمع بندی معقول و مناسب را به بازیبازان عرضه می داشتند. به همین دلیل باید گفت از نسخه Infinite انتظار می رود که در وهله اول از لحاظ تعداد مراحل و زمان بخش Campaign اشتباه نسخه Guardian را تکرار نکند، و در وهله دوم بتواند جمع بندی منطقی برای اتفاقات نسخه Guardian عرضه دارد تا رسالت داستانی خود را به خوبی انجام داده باشد‌. اگر سازندگان تصمیم بگیرند در نسخه Infinite نیز وقایع را به طور منطقی جمع بندی نکنند، آن وقت دوباره برای یافتن جواب سوال های گوناگون، می بایست چندین سال دیگر صبر کرد تا نسخه بعدی هیلو عرضه گردد! البته بعید به نظر می رسد که سازندگان از حربه Cliffhanger در دو نسخه پشت سر هم استفاده کنند چرا که اصلا حرکت منطقی به شمار نمی آید و فقط موحب رنجش عمیقتر و نارضایتی گسترده تر مخاطبان می گردد. از طرف دیگر فراموش نکنید که مایکروسافت بودجه قابل توجهی را برای ساخت و بازاریابی Infinite اختصاص داده است و بنابراین بعد از این همه وعده و وعید از سوی سازندگان و مایکروسافت، حداقل انتظاری که وجود دارد این است که با یک بخش Campaign کامل، جذاب و خوش ساخت طرف باشیم که خاطرات خوش نسخه های قدیمی سری را تکرار سازد.

مسترچیف، قهرمانی برای تمام بشریت…

۳-برگرداندن ویژگی های محبوب و سرگرم کننده نسخه های قبلی مانند Split Screen
یکی از مواردی که تجربه نسخه های قدیمی تر Halo را لذت بخش می ساخت، قابلیت انجام مراحل بازی به صورت Split Screen بود. در کل بازیهای بزرگ مایکروسافت همواره از این قابلیت پشتیبانی می کرده اند. از نسخه های مختلف Gears of War مثل نسخه پنجم گرفته تا ختح عناوینی از سری هیلو. در Guardian اما امکان وجود بازی به صورت Split Screen وجود نداشت که نبود این قابلیت کمی آزار دهنده به شمار می رفت. بنابراین اگر این قابلیت در بخش داستانی نسخه Infinite وجود داشته باشد، مخاطبان نیز توانند به تجربه جذاب تر و عمیق تری از بخش داستانی بازی دست یابند. از طرف دیگر در دو نسخه دوم و سوم قابلیت Dual Wielding یا استفاده همزمان از دو سلاح در دو دست وجود داشت که اتفاقا با استقبال خوبی از سوی مخاطبان نیز همراه شد. اما در نسخه های چهارم و Guardian, به دلایل نامعلومی امکان استفاده از دو سلاح به صورت همزمان وجود نداشت. شاید این نکته آنچنان مسأله مهم و قابل توجهی به نظر نیاید، اما بازگشت قابلیت هایی مانند Split Screen و Dual Wielding می تواند طرفداران قدیمی سری را بیشتر به سمت تجربه این نسخه جذب سازد.

۴-اجرا بازی بر روی فریم ثابت ۶۰
نسخه Guardian با وجود کم و کاستی های گوناگون، از حیث کیفیت فنی و بهینه سازی در سطح بسیار مطلوبی قرار داشت و شاهد فریم ریت ثابت و خوبی هنگام تجربه بازی بودیم. اما شرایط برای نسخه Infinite کمی متفاوت است. اول از همه طراحی هنری و فنی Infinite بسیار گسترده تر و با جزئیات تر از نسخه پنجم است(ناسلامتی پنج سال فاصله زمانی وجود دارد و در آخر نسل هشتم نیز هستیم) بنابراین بهینه سازی این عنوان به مراتب سخت تر از Guardian خواهد بود. از طرف دیگر این نکته را نیز در نظر داشته باشید که Halo Infinite هم برای کنسول نسل هشتم XBOX, و هم برای کنسول اسکارلت نسل نهم مایکروسافت عرضه خواهد شد و با توجه به این نکته که اسکارلت به مراتب قوی تر از کنسول نسل هشتم مایکروسافت است، باید دید چه تفاوت های مهمی از لحاظ کیفیت، طراحی و فریم ریت بین نسخه نسل هشتمی و نسل نهمی بازی وجود خواهد داشت. از همه ی این حرفها گذشته، همواره تجربه عناوین FPS با فریم ریت ۶۰ لذت بسیار بیشتری را به بازیباز منتقل می سازد به همین دلیل از حیث فنی، انتظار می رود Infinite بر روی کنسول های نسل هشتم نیز با فریم ۶۰ اجرا شود.

با توجه به بودجه هنگفت بازی و بازاریابی گسترده مایکروسافت، فشار روانی و انتظارات زیادی از Halo Infinite وجود دارد. به نظر شما آیا این نسخه دوباره هیلو را به دوران طلایی خود باز می‌گرداند؟

۵-بخش چند نفره جذاب
از نسخه دوم به بعد، همواره بخش چند نفره عناوین Halo بسیار محبوب و پرطرفدار بوده اند. گان پلی جذاب، نقشه های متنوع با طراحی استاندارد، وجود سلاح ها و وسایل نقلیه مختلف و موارد دیگر از جمله دلایل محبوبیت قابل توجه بهش Multiplayer بازی به شمار می آیند. امروزه نیز محبوبیت عناوین تمام انلاین یا مود های آنلاین عناوین داستانی بر کسی پوشیده نیست و بخش قابل توجهی از سود و درآمد سالیانه صنعت گیم به عناوین آنلاین و مواردی مانند پرداخت های درون برنامه ای اختصاص دارد. حال در همچین شرایطی که انتظارات زیادی از عنوان Halo Infinite وجود دارد، بدیهی است یکی از انتظارات سرگرم کننده بودن بخش Multiplayer بازی باشد. خصوصا از آنجایی که اکنون به لطف حضور عناوین چندنفره پرطرفداری مانند Destiny 2, Fortnite, PUBG و Apex Legends رقابت بسیار سخت و تنگاتنگی در جذب پلیرهای آنلاین وجود دارد، کار سازندگان بیش تر از همیشه سخت است و آنها در کنار ساخت بهش داستانی کامل و جذاب، می بایست تمرکز قابل توجهی نیز بربروی طراحی استاندارد بخش چند نفره اختصاص دهند.

0
0
برچسب‌ها: ، ، ، ،

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید