پیش به سوی پیشرفت | ۹ سبک بزرگ و جدید در صنعت بازی‌های ویدئویی در دهه‌ی گذشته

۵ بهمن ۱۳۹۸ - ۰۹:۰۰

در طول یک دهه‌ی گذشته، هواداران صنعت بازی‌هایی ویدئویی تغییرات زیاد و البته بزرگی را شاهد بودند. در ابتدای راه، دو کنسول شرکت مایکروسافت و سونی یعنی اکس‌باکس وان و پلی‌استیشن ۴ به بازار عرضه شدند و پس از آن شاهد انتشار یک کنسول هیبریدی از سوی شرکت نینتندو بودیم. در این میان، کاربران و هواداران پلتفرم رایانه‌های شخصی با همان قدرت و اقتدار همیشگی به راه خود ادامه دادند و در کنار این موضوع، شاهد افزایش روز افزون میزان محبوبیت گوشی‌های هوشمند و بازی‌های عرضه شده برای آن در بین هواداران بودیم.

در طول این مسیر ۱۰ ساله، مفهوم بازی‌های ویدئویی، اهداف سازندگان و خواسته‌های بازی‌بازان دست‌خوش تغییرات زیادی شد که برخی از این تغییرات از سبک‌های جدید ابداع شده توسط برخی از بازی‌سازان خوش‌ذوق و خلاق حاضر در صنعت بازی‌های ویدئویی نشات می‌گیرند. در ادامه‌ی این مطلب، قصد داریم تغییرات بزرگ صورت گرفته در سبک بازی‌های ویدئویی از سال ۲۰۰۹ را بررسی کنیم تا شاید بتوانیم به یک پیش‌بینی از آینده‌ی این صنعت پرطرفدار در سال ۲۰۲۰ و پس از آن دست یابیم.

سبک مبارزات خودکار (Auto Battler)

این سبک از بازی‌ها در حقیقت همین اواخر به محبوبیتی بسیار بالا در صنعت بازی‌های ویدئویی دست یافته است. این سبک که بیش از هر چیز بر پایه‌ی ترکیبی از مکانیک بازی‌های کارتی و انیمیشن مبارزات بازی‌های قدیمی مانند Battle Chess استوار است، در حقیقت یک آلیاژ غیر قابل پیش‌بینی از سبک‌ها و عناوین مختلف را در اختیار شما قرار می‌دهد. در عناوین این سبک، بازی‌بازان پیش از آغاز هر دست از مسابقه، قهرمانان خود را از میان لیست تصادفی تولید شده انتخاب کرده و آن‌ها را در جایگاه مناسب قرار می‌دهند تا این شخصیت‌ها به نیابت از شما در میدان نبرد تا آخرین نفس مبارزه کنند. در پایان هر دست از مسابقه، بازی‌بازی که بیشتری قهرمانان زنده را در میدان مبارزه در اختیار داشته باشد، برنده‌ی آن دست از مسابقه خواهد بود.

این سبک در حقیقت اولین بار با ساخت یک ماد با نام Pokemon Defense برای بازی محبوب Warcraft 3: Reign of Chaos خود را به جهان معرفی کرد. در این ماد، شناخت Pokemonهای مختلف و توانایی‌های آن‌ها از اهمیت بسیار بالایی برخوردار بود. از آن زمان، تقریبا تمامی بازی‌های ساخته شده در این سبک از همین فرمول استفاده می‌کنند که در آن‌ها، شخصیت‌ها و قهرمانان حاضر در بازی براساس یک مجموعه‌ی شناخته شده و محبوب طراحی شده‌اند. طب بازی‌های مبارزه‌ای خودکار با عرضه‌ی یک Mini Game تحت عنوان Auto Chess در بازی محبوب Dota 2 در بین بازی‌بازان گسترش یافت که در نتیجه‌ی آن، شرکت ولو (Valve) بازی مستقل خود با نام Dota Underlords را روانه‌ی بازار کرد. در کنار شرکت ولو، استودیوی رقیب یعنی رایت گیمز (Riot Games) نیز ساکت ننشسته و بازی مشابهی تحت عنوان Teamfight Tactics را به بازار عرضه کرد.

اگرچه محبوب‌ترین بازی‌های سبک مبارزات خودکار براساس بزرگ‌ترین عناوین سبک MOBA و شخصیت‌های حاضر در آن‌ها ساخته شده‌اند ولی با این وجود، افراد دیگری که با این عناوین و توانایی‌های منحصر به فرد قهرمانان آن‌ها آشنا نیستند نیز به این بازی‌ها جذب شده‌اند. حال باید منتظر ماند و دید دهه‌ی جدید میلادی چه چیزهایی را برای هواداران این سبک در نظر گرفته است.

سبک بتل رویال (Battle Royale)

سبک بتل رویال در سال ۲۰۱۷ و با انتشار بازی PlayerUnknown’s Battlegrounds به یک باره و به شکلی غافل‌گیر کننده به اوج محبوبیت رسید. این بازی که توسط برندن گرین (Brendan Greene) ساخته شده است در حقیقت سومین تلاش تیم سازنده برای ساخت یک بازی در این سبک بود. آقای گرین که تحت تاثیر موفقیت بازی DayZ قرار گرفته بود، در ابتدا یک حالت بقای صد نفره را در بازی محبوب Arma 2 طراحی کرد. پس از آن، استودیوی دی‌بریک گیمز (Daybreak Games) با آقای گرین تماس گرفته و از او تقاضا کرد حالتی مشابه را برای H1Z1 توسعه دهد که این حالت در نهایت از خود بازی اصلی محبوب‌تر شد. به لطف تجارب کسب شده، اولین بازی مستقل ساخته شده توسط آقای گرین که اکثر کاربران آن را تحت عنوان PUBG می‌شناسند، توانست به موفقیتی مثال زدنی دست یابد. با گذشت بیش از دو سال از عرضه‌ی PUBG، این بازی همچنان یکی از محبوب‌ترین عناوین عرضه شده در این سبک برروی تمامی پلتفرم‌های موجود است.

جای تعجبی نداشت که پس از موفقیت این بازی، دیگر تیم‌های بازی‌سازی نیز شانس خود را برای ساخت یک بازی در سبک بتل رویال امتحان کردند. یکی از مشهور‌ترین عناوین ساخته شده در سبک بتل رویال با الهام گرفتن از PUBG، بازی Fortnite بود که در مدت زمانی کوتاه به یکی از محبوب‌ترین عناوین موجود برروی کنسول‌ها، گوشی‌های هوشمند و رایانه‌های شخصی تبدیل شد.

به جز دو بازی یاد شده و Apex Legends که پس از این دو عرضه شد، دیگر بازی‌های منتشر شده در سبک بتل رویال نتوانستند در حد انتظار ظاهر شده و نظر کاربران را به خود جلب کنند. البته سری Call of Duty نیز در نسخه‌ی Black Ops 4 حالت بتل رویال را در اختیار کاربران قرار داد که از محبوبیت قابل قبولی در بین هواداران این سری برخوردار است. با این وجود، هنوز هیچ بازی جدیدی توان مقابله با محبوبیت وصف نشدنی دو بازی Fortnite و PUBG را نداشته است.

یکی از نکات مهمی که باید به آن اشاره کنیم، این است که بازی Fortnite بیش از هر قشری در بین کاربران جوان‌تر و کم سن و سال‌تر محبوب شده است. با توجه به شکست بسیاری از استودیوها در ساخت یک رقیب جدی برای دو بازی Fortnite و PUBG، به نظر می‌رسد هیچ شرکتی برنامه‌ی خاصی برای ورود به این سبک را در آینده‌ی نزدیک ندارد. در حال حاضر، تمام نگاه‌ها به شرکت اپیک گیمز (Epic Games) معطوف شده است و همه منتظر هستند ببینند که آیا این شرکت می‌تواند در سال‌های آینده نیز به حکمرانی در سبک بتل رویال ادامه دهد یا خیر.

بازی‌های کارتی (Digital Collectible Card Games)

در سال ۲۰۱۴ و با انتشار بازی Hearthstone، دوره‌ای جدید برای طرفداران بازی‌های استراتژی و کارتی آغاز شد. به لطف بازی Hearthstone و شرکت بلیزارد (Blizzard)، بازی‌های کارتی دیگر به دنیای واقعی محدود نمی‌شدند و بلافاصله پس از این شرکت، دیگر بازی‌سازان نیز عناوین مشابهی را به بازار عرضه کردند. در میان بهترین عناوین عرضه شده در این سبک، می‌توان به بازی‌های همچون Gwent: The Witcher Card Game، The Elder Scrolls: Legends و Slay the Spire اشاره کرد. در این سبک از بازی‌ها، هر بازی‌باز باید بتواند با در نظر گرفتن کارت‌های خود و رقیب و همچنین پیش‌بینی حرکت بعدی، جلوی حمله‌ی رقیب را گرفته و روند بازی را به نفع خود تغییر دهد.

نکته‌ی جالب این‌جا است که با افزایش محبوبیت بازی‌های کارتی دیجیتالی، شرکت Wizards of the Coast، خالق سبک Collectible Card Game، نیز مجبور به توسعه‌ی نسخه‌ی دیجیتالی بازی خود با نام Magic: The Gathering Arena شده است. با این حال، به نظر می‌رسد محبوبیت بالای ساخته‌ی شرکت بلیزارد در حال حاضر به شدت برروی ساخته‌ی خالق این سبک سایه انداخته است.

البته خبر خوب برای هواداران بازی Magic: The Gathering Arena این است که این عنوان توانسته تمامی پیچیدگی‌ها و جذابیت‌های نسخه‌ی فیزیکی را به بازی‌بازان عرضه کند. علاوه بر این، باید انتظار برگزاری مسابقات حرفه‌ای بیشتری براساس این بازی را در سال ۲۰۲۰ میلادی داشته باشیم که می‌تواند محبوبیت این عنوان را بیش از پیش افزایش دهد.

سبک کلیکر (Clicker)

پیش از سال ۲۰۱۳ چیزی تحت عنوان بازی با سبک کلیکر وجود نداشت. در همین سال، جولین تینات (Julien Thiennot) اولین بازی این سبک با عنوان Cookie Clicker را منتشر کرد که در نتیجه‌ی آن، عناوین مختلفی از این سبک با فاصله‌های زمانی کم به بازار عرضه شدند. امروزه بازی‌های سبک کلیکر به یکی از محبوب‌ترین و پرطرفدارترین بازی‌ها برروی گوشی‌های هوشمند و رایانه‌های شخصی تبدیل شده‌اند.

حال سوال این‌جا است که دقیقا به چه عناوینی بازی سبک کلیکر گفته می‌شود؟ در این نوع از بازی‌ها، معمولا یک یا چند دکمه وجود دارند که شما باید به صورت مداوم برروی آن‌ها کلیک کنید. البته با گذشت زمان و خرید ارتقاء‌ها و امکانات مختلف، بازی بدون نیاز به حضور دائم شما وظیفه‌ی خود را دنبال خواهد کرد. به همین دلیل، بسیاری از بازی‌بازان و هواداران از این سبک با عنوان Idle Games نیز یاد می‌کنند. لذت تجربه‌ی بازی‌های سبک کلیکر، بیش از هر چیز به توانایی شما در بهینه‌سازی و مدیریت منابع مربوط می‌شود. هدف این است که بتوانید با کم‌ترین کلیک ممکن، بیشترین درآمد را داشته باشید.

امروزه و با گذشت حدود یک دهه از انتشار اولین عنوان در سبک کلیکر، بازی الهام گرفته شده از سری Dungeons & Dragons با نام Idle Champions of the Forgotten Realms به یکی از محبوب‌ترین بازی‌ها برروی پلتفرم استیم تبدیل شده است. این بازی به شکلی طراحی شده است که حتی پس از بسته شدن نیز به فعالیت خود ادامه می‌دهد و در هنگام بازگشت شما، میزان زیادی منابع اولیه در اختیارتان قرار خواهد گرفت. هواداران سبک کلیکر بدون شک از تجربه‌ی دوباره و دوباره‌ی این حلقه‌ی تمام نشدنی لذت خواهند برد. با این حال، بسیاری بر این باورند که با توجه به تازه بودن این سبک، هنوز پتانسیل و ظرفیت کامل آن به صورت کامل مشخص نشده است.

سبک لوت شوتر (Loot Shooter)

بازی Borderlands در سال ۲۰۰۹ عرضه شد و با وعده‌ی ارائه‌ی تعداد بی‌شماری سلاح با ویژگی‌های متفاوت، سبک لوت شوتر را بر سر زبان‌ها انداخت. در حال حاضر، سبک لوت شوتر به یکی از محبوب‌ترین سبک‌های حال حاضر در صنعت بازی‌های ویدئویی تبدیل شده است و بسیاری از استودیوهای بزرگ، عناوین باکیفیت و AAA متفاوتی از این سبک را به بازار عرضه کرده‌اند.

راز موفقیت سبک لوت شوتر، به بهینه‌سازی و بهبود دقیق هسته‌‌ی عناوین سبک تیراندازی و تبدیل آن به یک حلقه‌ی قابل تکرار و جذاب بوده است. اگر گیم‌پلی و تیراندازی بازی جذاب نباشد، فارغ از میزان آیتم‌های ارائه شده به کاربران، بازی‌بازان هرگز دوباره به سراغ یک بازی که در هسته‌ی خود قرار است یک تجربه‌ی تیراندازی بی‌کیفیت را به آن‌ها ارائه کند، نخواهند رفت. اگر به سراغ عناوین سبک لوت شوتر بروید، بازی‌های متفاوتی از Destiny 2 با یک فضای علمی تخیلی گرفته تا The Division 2 با یک محیط آخرالزمانی واقع‌گرایانه را مشاهده خواهید کرد. فارغ از علاقه‌ی شخصی، به احتمال بسیار زیاد می‌توان یک بازی لوت شوتر مناسب برای هر شخص در بازار پیدا کرد.

یکی از مشکلات بازی‌های لوت شوتر این است که بسیاری از هواداران تمامی وقت خود را صرف یک بازی خاص کرده و دیگر وقتی برای تجربه‌ی دیگر عناوین موجود باقی نمی‌ماند. پیدا کردن و یا دریافت بسیاری از آیتم‌های خاص و سطح بالا در این نوع از بازی‌ها به ساعت‌ها زمان نیاز دارد و این یعنی شما باید به صورت مداوم و منظم به تجربه‌ی آن بازی بپردازید. از این رو، خستگی و مشکلات ناشی از آن در بسیاری از هواداران سبک لوت شوتر به وفور دیده می‌شود و با توجه به شرایط فعلی، بسیار بعید به نظر می‌رسد که این شرایط در عناوینی که در آینده عرضه می‌شوند نیز تغییر کند.

این‌گونه به نظر می‌رسد که بازی‌های سبک لوت شوتر بیش از هر چیز در حال تبدیل شدن به یک پلتفرم هستند. طول عمر عناوین موجود و بازی‌هایی جدید منتشر شده از این سبک بسیار طولانی‌تر از گذشته خواهند شد و بازی‌سازان با طراحی حالت‌ها و محتوای جدید، کاربران را بیش از پیش به بازگشت به این بازی‌ها و تجربه‌ی دوباره و دوباره‌ی آن‌ها ترغیب خواهند کرد.

سبک بقا (Survival)

یکی از بهترین سوپرایز‌های یک دهه‌ی اخیر، انتشار بازی DayZ بود. ماد زامبی‌محور بازی Arma 2: Operation Arrowhead به لطف استقبال بی‌نظیر کاربران، به سرعت به یک بازی مستقل تبدیل شد که میلیون‌ها نسخه از آن حتی پیش از تکمیل و انتشار نسخه‌ی نهایی بازی به فروش رسید. امروزه بسیاری از عناوین منتشر شده برروی رایانه‌های شخصی و کنسول‌ها بازی‌بازان را وادار می‌کنند تا با مدیریت منابع خود مانند آب یا غذا، برای بقای خود تلاش و برنامه‌ریزی کنند.

البته سبک بقا لزوما به معنای دشوارتر کردن تجربه‌ی بازی نیست. بخش زیادی از جذابیت این دسته از عناوین، به قابلیت ساخت و ساز و توسعه‌ی یک پایگاه مربوط می‌شود. در این میان، بازی‌هایی مانند Conan Exiles و یا Ark: Survival Evolved نیز وجود دارند که در برخی مواقع احساس یک بازی استراتژیک را نیز به شما القا می‌کنند. در این دسته از عناوین، استفاده‌ی بهینه از منابع و گرفتن بهترین تصمیم، تنها راه برای یافتن یک تکیه‌گاه محکم در جهان بی‌رحم بازی خواهد بود.

تجربه‌ی عناوین سبک بقا همیشه به معنی انجام یک بازی اول‌شخص یا آنلاین نیست. بازی موفق و تحسین شده‌ی Don’t Starve به همه ثابت کرد که می‌توان تجربه‌ای لذت بخش از این سبک را در قالب یک بازی سوم‌شخص به هواداران عرضه کرد. از طرف دیگر، تیم سازنده‌ی The Long Dark به خوبی به هواداران نشان داد که یک بازی تک‌نفره و داستان محور نیز می‌تواند تجربه‌ای لذت‌بخش از سبک بقا را در اختیار آن‌ها قرار دهد.

با این حال، نمی‌توان این موضوع را کتمان کرد که لذت‌بخش‌ترین ویژگی یک بازی در سبک بقا، امکان تقابل با دیگر کاربران در یک فضای اجتماعی بر مبنای آن بازی است. فارغ از این که تلاش دارید به صورت مشترک یک نفر را در بازی Rust شکست دهید یا می‌خواهید به عنوان یک پزشک در دنیای DayZ به گشت و گذار برپدازید، بازی‌های آنلاین در سبک بقا به خوبی به همگان نشان داده‌اند که ملاقات با یک بازی‌باز دیگر در یک بازی آنلاین، لزوما به جنگ و نزاع ختم نخواهد شد.

سبک Souls

بازی‌های سبک Souls با وجود دشواری بسیار بالا، به یکی از محبوب‌ترین عناوین عرضه شده در یک دهه‌ی گذشته تبدیل شده‌اند. نام این سبک براساس اولین نسخه‌ی این سری یعنی Demon Souls که در سال ۲۰۰۹ توسط شرکت فرام‌سافتور (FromSoftware) ساخته و منتشر شد، گرفته شده است. البته این سبک در سال ۲۰۱۱ و با انتشار اولین نسخه از سه‌گانه‌ی Dark Souls بر سر زبان‌ها افتاد و به محبوبیت بالایی دست یافت.

اکثر عناوین اکشن و نقش‌آفرینی ساخته شده در سبک Souls به صبر و مهارت بسیار بالایی نیاز دارند. در بسیاری از موارد، شخصیت درون بازی پیشرفت زیادی نکرده و در حقیقت این خود بازی‌باز است که با تکرار و تمرین به مهارت بیشتری دست می‌یابد. این سبک از بازی‌ها شما را بیش از هر چیز به عناوین آرکید و کلاسیک عرضه شده در گذشته مانند Donkey Kong و Pac Man می‌اندازند.

با وجود گذشت بیش از ۱۰ سال از انتشار اولین نسخه از سری Souls، این شرکت فرام‌سافتور است که هنوز بهترین عناوین این سبک را ساخته و به بازار عرضه می‌کند. جدیدترین ساخته‌ی این شرکت بازی Sekiro: Shadows Die Twice بود که توانست لقب بهترین بازی سال ۲۰۱۹ را به خود اختصاص دهد. البته بسیاری از هواداران باور دارند که بهترین و باکیفیت‌ترین اثر این شرکت در سبک Souls، بازی انحصاری Bloodborne است که در سال ۲۰۱۵ برای کنسول پلی‌استیشن ۴ منتشر شده بود. در سال‌های گذشته، بسیاری از استودیوهای بازی‌سازی تلاش کردند تا با بهره‌گیری از فرمول این سبک، نظر برخی از مخاطبین و هواداران را به سمت خود جلب کنند. اگر بخواهیم به برخی از شاخص‌ترین بازی‌های ساخته شده در سبک Souls توسط استودیوهای دیگر اشاره کنیم، می‌توانیم از دو سری The Surge و Nioh نام ببریم. به طور حتم، بازی‌های ساخته شده در سبک Souls همچنان در یک دهه‌ی آینده رشد خواهند کرد و بر تعداد آن‌ها بیش از پیش افزوده خواهد شد. البته احتمالا این شرکت فرام‌سافتور است که همچنان پرچم‌دار و پیشرو در این سبک باقی خواهد ماند.

بازی‌های واقعیت مجازی با بهره‌گیری از تفنگ نوری (VR LIGHT GUN GAMES)

یکی از بزرگ‌ترین چالش‌های استودیوهای بازی‌سازی در ساخت عناوین واقعیت مجازی، طراحی هرچه راحت‌تر و طبیعی‌تر حرکات برای بازی‌بازان است. بسیاری از کاربران با مشکل سرگیجه‌های ناشی از تجربه‌ی بازی‌های واقعیت مجازی روبه‌رو شده‌اند و رفع این مشکل، مستلزم اقدامات بسیاری از سوی تیم سازنده است.

یکی از چالش‌های اساسی در زمان استفاده از یک سلاح در دنیای واقعی، نشانه‌گیری صحیح است. با این حال، در بسیاری از بازی‌های تیراندازی مدرن، دریافت یک ابزار نشانه‌گیری پیشرفته‌تر جزئی از سیستم پیشرفت در بازی به حساب می‌آید که کار شما در نشانه‌گیری و از بین بردن هدف را بسیار آسان می‌کند. البته در عناوینی مانند سری Call of Duty، بخش مهمی از مهارت بازی‌بازان به سرعت عمل آن‌ها در تغییر جهت سلاح و یافتن زاویه‌ی مناسب برای شلیک به هدف بر‌می‌گردد.

با این حال، در بازی‌های واقعیت مجازی، نشانه‌گیری تقریبا هیچ تفاوتی با دنیای واقعی ندارد. از آن‌جایی که تمرین بیشتر باعث افزایش مهارت شما در این کار می‌شود، بسیاری از افراد از تجربه‌ی این دسته از عناوین بسیار لذت می‌برند. شلیک موفقیت‌آمیز به یک قوطی خالی نوشابه در یک بازی‌ واقعیت مجازی به اندازه‌ی تجربه‌ی واقعی آن لذت‌بخش خواهد بود. این موضوع باعث ساخت عناوین بسیار متعددی در این سبک شده است.

یکی از محبوب‌ترین عناوین واقعیت مجازی مبتنی بر سلاح نوری، بازی Space Pirate Trainer است که در آن، بازی‌بازان نیازی به تحرک بالایی ندارند. در کنار این بازی، می‌توان به عنوان تیراندازی و پازل Superhot نیز اشاره کرد که در آن، شما می‌توانید همانند نقش اصلی فیلم ماتریکس گلوله‌هایی شلیک شده به سمت خود را جاخالی دهید. البته نسخه‌ی ارائه شده برای هدست‌های واقعیت مجازی این بازی تفاوت چشم‌‎گیری با نسخه‌ی کنسولی دارد و در این نسخه نیز نیاز کاربر به جابه‌جا شدن در محیط به حداقل رسیده است.

در مقابل این بازی‌ها، عناوینی مانند Onward حضور دارند که هدف آن‌ها، بازسازی تمامی جنبه‌های یک بازی تیراندازی اول‌شخص و تاکتیکال در محیط واقعیت مجازی است. این یعنی شما باید همانند یک سرباز واقعی در محیط حرکت کنید؛ البته طبیعی است که شما قرار نیست با سرعت شخصیت‌های حاضر در سری Call of Duty در محیط اتاق خود جابه‌جا شوید. با توجه به این که هدست‌های واقعیت مجازی جدید قرار است با قیمت‌های کم‌تر و البته توان سخت‌افزاری بالاتر به بازار عرضه شوند، تقاضا برای بازی‌های واقعیت مجازی مبتنی بر سلاح‌های نوری به طور حتم در آینده بیش از پیش افزایش خواهد یافت.

سبک Walking Simulator

یکی از عجیب‌ترین سبک‌های معرفی شده در یک دهه‌ی گذشته، سبک Walking Simulator بود که البته به یکی از هنری‌ترین و احساسی‌ترین سبک‌های حال حاضر نیز تبدیل شد.

بازی Dear Esther که اولین بار در سال ۲۰۰۸ به عنوان یک ماد رایگان برای موتور بازی‌سازی Source عرضه شده بود، مجددا بازسازی و در سال ۲۰۱۲ در قالب یک بازی کاملا مستقل در دسترس بازی‌بازان قرار گرفت تا سرآغازی برای سبک Walking Simulator باشد. در این بازی، بازی‌بازان معمولا از یک نقطه به نقطه‌ی دیگر و در حالی که داستان برای آن‌ها روایت می‌شود، حرکت می‌کنند. این سبک از بازی‌ها شباهت زیادی به ارائه‌ی آثار هنری با استفاده از محتوای چندرسانه‌ای در یک موزه دارد. یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های این دسته از عناوین این است که به بازی‌باز اجاره می‌دهد در دنیای بازی غرق شده و تمام تمرکز خود را برروی داستان و محیط معطوف کند. در ابتدا بسیاری این سوال را مطرح کردند که آیا چنین محصولی را می‌توان در دسته‌ی بازی‌های ویدئویی قرار داد یا خیر. این بحث در سال‌های بعد و در زمان عرضه‌ی بازی‌هایی همچون Gone Home و Firewatch نیز ادامه پیدا کرد و این در حالی بود که هر دو بازی یاد شده توانستند چه در زمینه‌ی تجاری و چه از نظر بازخوردهای مثبت مخاطبین، به موفقیت چشم‌گیری دست پیدا کنند.

در سال‌های اخیر نیز برخی از بازی‌سازان تلاش کردند از برخی المان‌های سبک Walking Simulator در بازی‌های خود استفاده کنند که از مهم‌ترین آن‌ها، می‌توان به جدیدترین ساخته‌ی هیدئو کوجیما (Hideo Kojima) یعنی Death Stranding یا بازی The Witness اشاره کرد. هر دو عنوان یاد شده تلاش دارند داستان خود را در زمان سفر کاربر در دنیای وسیع بازی روایت و احساسات بازی‌بازان را تحریک کنند. البته برخلاف دسته‌ی اول بازی‌های سبک Walking Simulator، این دو عنوان از دیگر مکانیک‌های سنتی موجود در گیم‌پلی بازی‌های ویدئویی نیز بهره جسته‌اند و تنها به روایت داستان بسنده نکرده‌اند.

با در نظر گرفتن روند تغییر در بازی‌های سبک Walking Simulator، می‌توان انتظار عناوینی بیشتری بر مبنای این سبک از سوی کارگردانان خوش ذوق در یک دهه‌ی آینده را داشت.

0
0

بیشتر بخوانید



نظرات

دیدگاهتان را بنویسید