خوشتیپ‌ترین تبهکار تاریخ | نگاهی کامل به زندگینامه Albert Wesker

آلبرت وسکر نامی کاملا آشنا برای طرفداران سری Resident Evil به شمار می آید. فردی که بلاشک مهم ترین آنتاگونیست کل سری محسوب می شود و به لطف دیالوگ های ماندگار، ویژگیهای خاص شخصیتی و اهداف مرموز، یکی از برترین تبهکاران و Villain های تاریخ بازی های ویدئویی به شمار می آید. شاید بهتر است بگویم خوشتیپ ترین Villain تاریخ!
بدون مقدمه بیشتر، اجازه دهید برویم سر اصل مطلب… نگاهی کامل به زندگینامهAlbert Wesker. با من و گیمفا همراه باشید…

در مقاله پیش رو نه تنها زندگینامه کامل Albert Wesker مورد بررسی قرار گرفته، بلکه با خواندن مطالب زیر عکس ها، می توانید به یکسری حقیقت و Fact جالب در مورد فرانچایز Resident Evil پی ببرید…

هر روز، انسان ها به نابود کردن خودشون نزدیک تر میشن…من جهان رو نابود نمی کنم، دارم نجاتش میدم

  • کودکی، نوجوانی و آغاز فعالیت های حرفه ای

اطلاعات بسیار کمی در مورد کودکی آلبرت وسکر در دسترس است. اما یک حقیقت در مورد خانواده او وجود دارد و آن این است که وسکر، ژن قدرتمند و منحصربفرد خود را بلاشک از والدین خود(یا پدر یا مادر و یا هردو آنها) به ارث برده است. با این وجود اطلاعی در مورد هویت والدین او وجود ندارد.
آلبرت وسکر در دوران کودکی و نوجوانی، دور از خانواده زندگی کرده و بزرگ شد. حال یا به صورت یک یتیم، یا در قالب فرزند خواندگی. وسکر یکی از سیزده کودکی بود که در طی آزمایشی محرمانه برای شرکت Umbrella, تحت نظر قرار داشت. محقق و سرپرست این پروژه، فردی به نام Wesker بود(مشخص نیست آیا اسم واقعی او این بوده است یا وسکر تنها اسم رمز او محسوب می شده است). کودکان شرکت کننده در Wesker Project بعدها به طور دقیق تحت نظر گرفته شدند تا در صورت صلاحیت و شایستگی، به آنها پیشنهاد کار داده شده و از آنها در Umbrella یا شرکت های جانبی، به عنوان محقق یا ویروس شناس استفاده شود. این کودکان (من جمله وسکر) هیچ اطلاعی در مورد نقش Umbrella در زندگی آنها نداشتند و از Wesker Project نیز کاملا بی اطلاع بودند.
در سپتامبر ۱۹۷۸ آلبرت وسکر به مرکز تمرینات Umbrella انتقال یافت تا آموزش های تکمیلی را انجام داده و علوم مورد نیاز را بیاموزد. او و دیگر نوجوانان هم سن و سالش(که در واقع همان سیزده کودک Wesker Project بودند)، تحت آموزش های مختلف خصوصا زیست شناسی و ویروس شناسی قرار گرفتند. مدیران ارشد Umbrella در نظر داشتند از این نوجوانان، به عنوان محققان ارشد در آزمایشگاه های Umbrella استفاده کنند. اما پس از گذشت مدتی از تمرینات و آموزش ها، ناظران و معلمان Umbrella، از مهارت و توانایی های این افراد در کلاس ورودی ۱۹۷۸ اظهار نارضایتی و ناامیدی کردند و معتقد بودند اکثر نوجوانان این دوره، فاقد هوش بالا و توانایی های لازم برای تبدیل شدن به یک محقق و ویروس شناس برجسته هستند. البته دو استثنا در این قسمت وجود داشت که معلمان و ناظران Umbrella بسیار هوش و استعداد آن دو را تحسین می کردند و به آنها به عنوان محققان برتر آینده می نگریستند. نفر اول Albert Wesker بود که نه تنها به خوبی آموزش های لازم را فرا می گرفت، بلکه دارای هوش سرشار و جاه طلبی فوق العاده ای نیز بود. و نفر دوم نیز William Berkin بود که او نیز از لحاظ هوش، جاه طلبی و علم در زمینه ویروس شناسی در سطح وسکر قرار داشت. William Berkin نامی کاملا آشنا برای طرفداران سری Resident Evil به شمار می آید و احتیاجی به توضیحات اضافه در مورد ویلیام برکین نیست. لازم به ذکر است که دکتر James Marcus, از موسسان شرکت Umbrella, شخصا به Wesker و Berkin امید داشت و روند پیشرفت آنها را به طور دقیق بررسی می کرد.

پس از یکسری رسوایی ها گسترده در شرکت Umbrella که این رسوایی ها به مدرسه وسکر نیز مربوط بود، این موسسه آموزشی به طور رسمی بسته شد و بلافاصله، شرکت Umbrella به Berkin و Wesker پیشنهاد کار داده و آنها را به عنوان محقق ارشد در آزمایشگاه Arklay استخدام کرد.

  • آغاز دوران کار به عنوان محقق و ویروس شناس

در همان بدو ورود به آزمایشگاه Arklay, وسکر و برکین بلافاصله به بخشی از اعضای اصلی پروژه ساخت ویروس T تبدیل شدند. در همان دوران شرکت Umbrella در تلاش بود تا ویروسی مرگبار را بر اساس ویژگی های اساسی بیماری ابولا به وجود بیاورد و به عنوان یک سلاح بیولوژیکی تولید کند. مدتی بعد از شروع فعالیت در Arklay, برکین و وسکر موفق شدند تا رشته های ابولا را به ویروس T پیوند داده و یک ویروس جدید ترکیبی دست یابند. بر خلاف مبتلایان به ابولا، افرادی که به این ویروس ترکیبی مبتلا می شدند، جان خود را از دست نمی دادند بلکه از لحاظ ذهنی و مغزی آسیب می‌دیدند و همچنین خوی وحشی گری پیدا می کردند.

اولین Fact: در دهه نود میلادی، ساخت بازی های ویدئویی بین یک تا دوسال به طور میانگین به طول می‌انجامید اما با این وجود، عنوان Resident Evil 1بیش از سه سال در دست ساخت و توسعه بود که بسیار بیشتر از دیگر عناوین آن دوره به شمار می آید. دلیل این اتفاق هم این بود که در شش ماهه اول توسعه، شینجی میکامی به تنهایی و بدون در اختیار داشتن همکار یا تیم بر روی پروژه کار می کرد و بعد از پیشبردن اندکی از پروژه و اصرار او، کپکام تیمی را در اختیار او قرار داد تا به صورت همه جانبه به توسعه بازی ادامه دهد. در واقع اگر شینجی میکامی تا این حد به Resident Evil اعتماد نداشت و حاضر به فداکاری نبود، امروزه شاهد یکی از محبوبترین و برترین فرانچایز های تاریخ نبودیم…

بعد از این اتفاق، برکین و وسکر به صورت موفق در حال ادامه دادن آزمایشات و تحقیقات پیرامون ویروس T بودند. اما از آنجایی که مبتلایان به ویروس T آنچنان  هوشیاری و قدرت درک نداشتند و طبیعتا از دستورات نیز نمی توانستند پیروی کنند، مدیران بلند پایه Umbrella به وسکر و برکین فشار آوردند تا با تکمیل تحقیقات خود، ویروس T را کامل تر و قدرتمند تر سازند. در همین حین بود که دکتر Marcus, به دستور مدیران ارشد Umbrella به قتل رسید و تمامی مدارک و اسناد تحقیقاتی او به وسکر و برکین تحویل داده شد تا آنها بتوانند از این اسناد استفاده کنند. اندکی بعد مشخص شد که دکتر Marcus بیش از یک دهه بر روی پروژه Tyrant فعالیت می کرده است که در همین زمینه پیشرفت ها و تحقیقات دکتر Marcus برای وسکر و برکین نیز بسیار ارزشمند به شمار می رفت. با استفاده از اطلاعات بدست آمده از Tyrant Project, وسکر و برکین توانستند ویروس T را قدرتمند تر و هوشمندتر سازند تا مبتلایان به آن، علاوه بر قدرت فوق العاده و خوی وحشی گری، هوشمند نیز باشند تا بتوانند از دستورات مورد نظر به خوبی اطاعت کنند (Nemesis که حتما با او آشنایی دارید، سالها بعد از طریق ویروسی مشابه ساخته شد). اما یک مشکل در این جا وجود داشت. ویروس T را فقط می توانستند به افرادی خاص با ژن هایی فوق العاده خاص و منحصر بفرد تزریق کنند و امکان استفاده از این ویروس بر روی عموم مردم وجود نداشت. در واقع از هر ده میلیون نفر، یک نفر از لحاظ ژنتیکی با این ویروس سازگار بود. به همین دلیل آن دو تحقیقات خود را ادامه دادند نا ویروس T را برای همگان سازگار سازند.
در همین زمان بود که دکتر Spencer از روسای Umbrella, نتیجه تحقیقات آزمایشگاه اروپا Umbrella را در اختیار وسکر و برکین قرار داد. در طی این آزمایش یک انگل به بدن فردی که با ویروس T مبتلا شده تزریق شد تا نتیجه مطلوب(سازگاری با تمامی انسانها و فرمان برداری از فرد تمرین دهنده) بدست آید. وسکر و برکین با در دست داشتن این انگل, آن را به بدن Lisa Trevor تزریق کردند. اما در عین ناباوری، سیستم دفاعی Lisa Trevor انگل را کشت و در همین حال بدن Lisa Trevor تغییر شکل داده و بسیار قدرتمند تر شد. و در نتیجه این آزمایش، شاهد خلق ویروس Golgotha بودیم. همان ویروسی که در Resident Evil 2 با نام ویروس G آن را مشاهده کردیم…
بعد از این جریان، آن دو مدتی به تحقیقات بیولوژیک خود ادامه دادند تا اینکه ویلیام برکین، به آزمایشگاه Umbrella در شهر Racoon City یعنی NEST منتقل شد. بعد از انتقال برکین، دیری نپایید که وسکر نیز از Arklay و Umbrella جدا شده، و به انجام کارهای متفرقه روی آورد.
در سال ۱۹۹۱، وسکر به عضویت ارتش آمریکا درآمده، و به آنها در تحقیقات پیرامون سلاح های بیولوژیکی کمک کرد. از آنجایی که وسکر یک ویروس شناس خبره بود، دانش او بسیار مورد توجه ارتش آمریکا قرار گرفت. البته او به نوعی نقش نفوذی Umbrella را در ارتش آمریکا ایفا می کرد. در همین زمان بود که وسکر با زنی صربستانی وارد رابطه شد که البته این رابطه آنچنان دوام نداشت و وسکر بعد از فهمیدن خبر بارداری آن زن، او را ترک کرد. Jake Muler در واقع همین فرزند به شمار می آید که در Resident Evil 6 شاهد حضور او نیز بودیم.

فعالیت های وسکر در ارتش آمریکا تا سال ۱۹۹۶ ادامه داشت تا اینکه Umbrella او را در منصب جدیدی قرار داد تا در S.T.A.R.S خدمت کند. این گروه که به نوعی ارتش خصوصی و ویژه Umbrella محسوب می شد، به این دلیل تشکیل شد تا به مقابله با خطرات و تهدیدات بیولوژیکی احتمالی بپردازد. وسکر نه تنها به عضویت S.T.A.R.S درآمد، بلکه به عنوان رییس و کاپیتان تیم آلفا این گروه نیز منصوب شد.

دومین Fact: برنامه های مختلفی برای کانسپت و طراحی Resident Evil,4 مطرح بود. در ابتدا قرار بود اتفاقات بازی همانند نسخه اول در یک ساختمان بزرگ جریان داشته باشد و المان های ماوراءالطبیعه مانند روح در آن وجود داشته باشد. در ادامه ایده ای وجود داشت مبنی بر اینکه همانند Mr X و Nemesis, دشمنی بزرگ و قدرتمند نیز لیان را مداوم تعقیب کند. جالب است بدانید قرار بود فردی به نام Hook Man که به نظر می رسید بکی از دست های او قلابی بزرگ بود به طور مداوم او را تعقیب سازد. در نهایت جالب است بدانید که در ابتدا قرار بود خود وسکر در Resident Evil 4 حضور داشته باشد و به عنوان باس فایت نهایی ایفای نقش کرده و نهایتا توسط Leon کشته شود. اما از آنجایی که از نسخه اول همواره کریس بوده است که با وسکر به تقابل پرداخته، قرار شد تا در نسخه بعد و توسط کریس وسکر از پای درآید. همان چیزی که در Resident Evil 5 شاهد آن بودیم.

  • فاجعه در Raccon City

در بهار و تابستان سال ۱۹۹۸، شهر Raccon City آبستن حوادث سهمگینی بود. بعد از آنکه عده ای در آزمایشگاه Arklay به ویروس مبتلا شده بودند، احتمال پخش ویروس به مناطق مجاور شدت گرفت. وسکر و برکین شخصا از آزمایشگاه دیدار کرده، و به سربازان دستور شلیک به مبتلایان را صادر کردند. وسکر همچنین دستور قطع خط تلفن های همراه را نیز صادر کرد تا از انتقال اخبار مربوطه به بیرون جلوگیری کند. با وجود اقدامات وسکر، گروهی از Cerberus ها از قفس ها فرار کرده و در جنگل های اطراف Raccon City پراکنده شدند. این Cerberus ها سپس در بازه های زمانی مختلف به برخی از افراد راکون سیتی و همچنین  گردشگرانی که به جنگل ها می آمدند حمله کرده و آنها را نیز آلوده کردند. سپس آن انسان ها نیز به حملات پراکنده آدم خوارانه روی آوردند. بعد از مدتی اوضاع شکلی بحرانی به خود گرفت و پلیس راکون سیتی نیز که از وجود ویروس بی خبر بود، این فجایع را نتیجه اعمال یک گروه تندرو می دانست. بعد از ناتوانی پلیس در کنترل اوضاع، گروهی از S.T.A.R.S وظیفه یافتند تا اوضاع را آرام ساخته و حقیقت را نیز به نوعی مخفی سازند. ابتدا تیم براوو به جنگل های راکون سیتی و مناطق اطراف Arklay اعزام شدند که پس از مدتی، ارتباط آنها با گروه اصلی قطع شده و خبری از آنها نشد. سپس این بار خود آلبرت وسکر در قالب تیم آلفا راهی کوهستان Arklay شد. جالب است بدانید که دلیل گم شدن تیم براوو، این بود که آلبرت وسکر هلی کوپتر آن ها را دستکاری کرده بود تا مانع فرار آنها شود.
در اینجا باید نکته ای را نیز اشاره کنم. بعد از اتفاقات Arklay و کشته شدن بسباری از محققین Umbrella, وسکر و برکین وظیفه یافتند تا با تأسیس مدرسه و آموزشگاهی برای محققین جوان، خلأ ویروس شناسان برجسته را جبران سازند. اما بعد از اینکه اتفاقات در Arklay به حد بحرانی رسید، وسکر و برکین تصمیم گرفتند آن موسسه آموزشی را نابود سازند. وسکر بعد از منفجر کردن این ساختمان، موفق شد از آنجا فرار کند، اما تصمیم گرفت که اکنون بهترین زمان برای ترک Umbrella به شمار می آید.
در غروب ۲۴ جولای ۱۹۹۸، آلبرت وسکر به همراه تیم آلفا و حضور افرادی چون کریس ردفیلد، جیل ولنتاین و بری برتون، راهی مماطق کوهستانی Arklay شدند. در همان زمان وسکر با استفاده از ویروس T خود را قدرتمند تر و سخت جان تر ساخته بود تا شانس اجرای عملیات خود را نیز افزایش داده باشد. او همچنین Barry Burton یکی از اعضای تیم را نیز با تهدید های دروغین محبور ساخت تا با او همکاری کند و گرنه خانواده او را به قتل خواهد رساند. بعد از اعزام به منطقه و شروع جست و جو، بعد از مدت کوتاهی تیم آلفا لاشه هواپیما تیم براوو را پیدا کرد اما در همین زمان گروهی از Cerberus به آنها حمله کردند و یکی از اعضای تیم نیز کشته شد. بقیه اعضای تیم به زحمت خود را به عمارتی بزرگ در نزدیکی آنجا رساندند تا خود را نجات دهند. همان عمارت بزرگ Spencer…
در عمارت اسپنسر وسکر تیم آلفا را تقسیم کرده و هر فرد جداگانه به بررسی عمارت پرداخت. در همین زمان بود که وسکر کاپیتان تیم براوو یعنی Enrico Marini را در شرایطی پیدا کرد که به اطلاعات و اسنادی علیه Umbrella دست یافته بود. به همین دلیل وسکر قبل از فرار او، با ضرب گلوله او را از پای درآورد.
در همین حین وسکر به آزمایشگاه رسید تا با فعال ساختن Tyrant اعضای باقی مانده گروه را نابود سازد. پس از بیدار شدن و فعالسازی Tyrant, وسکر دستور کشتن اعضای گروه را صادر کرد اما از آنجایی که Tyrant خود وسکر را به عنوان یکی از افراد Tyrant Project به یاد آورد، اول از همه به او حمله کرد و وسکر را شدیدا زخمی ساخت. اما به لطف ویروسی که او قبل تر به خود تزریق کرده بود، وسکر نجات یافته و در اتاقی خالی به هوش آمد. بعد از اینکه آزمایشگاه در حال نابودی بود، وسکر به زحمت و بعد از نبرد با Lisa Trevor توانست جان خود را نجات دهد. اعضای S.T.A.R.S و Umbrella بعد از نابودی آزمایشگاه بر این باور بودند که وسکر مرده است و به همین دلیل وسکر توانست نقشه های بعدی خود را راحت تر عملی ساخته و به اهداف خود نزدیک تر گردد…

سومین Fact: نام اصلی سری، همانطور که احتمالا می دانید Biohazard است و امروزه با همین نام در ژاپن منتشر می شود. اما دلیل شکل گیری نام Resident Evil این بود که که هنگام ثبت نام تجاری Biohazard, کپکام دریافت که قبلا بازی با این نام ساخته شده و بنابراین مجبور شد تا اسمی جدید برای این مجموعه پیدا کند. بعد از مشورت اعضای سازنده، در نهایت نام Resident Evil انتخاب شد که به طور مستقیم به اتفاقات نسخه اول و عمارت اسپنسر اشاره دارد.

بعد از آنکه وسکر از آزمایشگاه نجات یافت، خود به عضویت سازمانی مخفی درآمد. بعد از آنکه این سازمان دریافت که ویلیام برکین ویروس G را تکمیل کرده، این Organization در صدد دزدیدن آن برآمد. در اینجا وسکر نقش ارتباطی را بین سازمان و‌ جاسوس آن، Ada Womg بر عهده داشت. در ادامه در طی فعل و انفعالات مختلف Ada Wong توانست نمونه ای از ویروسG را بدست آورد و با کمک وسکر، از مهلکه بگریزد.
بعد از بدست آوردن نمونه، این سازمان به نیروهای نظامی خود دستور داد تا با حمله به آزمایشگاه های Umbrella در سرتاسر جهان پرداخته، و به جمع آوری اطلاعات و نمونه های ویروس های مختلف بپردازند. وسکر خود شخصا رهبری حمله به آزمایشگاه و پایگاه Umbrella در جزیره Rockfort را برعهده گرفت. وسکر سپس به یاد آورد Alexia Ashford تحقیقات گسترده ای را در مورد ویروس T انجام داده و او در این مدت در این آزمایشگاه مشغول به کار بوده است. بعد از یکسری اتفاقات و حملات مختلف، بخش بسیاری از جزیره نابود شده و ویروس T نیز بخش قابل توجهی از جزیره را مبتلا ساخت. در همین زمان بود که وسکر دریافت که Claire Redfield در یکی از بخش های جزیره زندانی است و کریس برادر او، برای نجات او اقدام می کند. وسکر در دو مرحله قصد کشتن آنها را داشت که در هر دو مرحله ناموفق بوده و در نهایت جزیره را ترک کرد. کریس نیز توانست با موفقیت خواهر خود را نجات دهد. وسکر در این زمان دریافت که Ashford زنده بوده و در پایگاه قطب جنوب Umbrella سکونت دارد.
وسکر سپس توانست خود را به عمارت زیرزمینی مخل سکونت Ashford رسانده و از او خواست خود را تسلیم کند. او نپذیرفت و با تزریق ویروس به هیولایی مخوف تبدیل شد. وسکر که آمادگی درگیری با او را نداشت از آنجا فرار کرد. سپس وسکر در تلاش بود با گروگان گرفتن Claire و به دام کشاندن مریس، هر دوی آنها را نابود سازد که پس از یکسری اتفاقات مختلف در این کار ناکام ماند و کریس توانست مانع او شود. وسکر در نهایت مجبور شد خود را به زیردریایی رسانده و از آنجا بگریزد. البته سازمان توانست به ویروس T دست یابد. آن هم از طریق پیدا کردن جنازه فردی که Ashford از او به عنوان نمونه زنده انسانی استفاده کرده بود.
از آنجایی که سازمان هر دو ویروس T و G را در اختیار داشت، توانست به تولید انبود سلاح های بیولوژیکی دست زده و آنها را به فروش برساند. یکی از این مشتری ها، Javier Hidalgo بود که خود یکی از بزرگترین خلافکاران و Drug Lord ها به شمار می رفت‌. بعد از اینکه وسکر T_Veronica را با قیمتی بالا به او فروخت، دیری نپایید که Hidalgo که از فرار دخترش و مشکلات خانوادگی بسیار خشمگین بود، از ویروس استفاده کرده و یک Outbreak گسترده را کلید زد. خود دولت آمریکا شخصا محبور شد وارد عمل شده، و Hidalgo را از بین ببرد. مدتی بعد از این حادثه بود که Jack Krauser وسکر را پیدا کرده و از او خواست تا با او همکاری کند. وسکر به نوعی انگیزه زندکی دوباره به Krauser داد و Krauser با جعل کردن مرگ خودش، به عنوان یک مأمور رده بالا وارد سازمان شد و خود وسکر اعتماد بالایی به او داشت‌.

چهارمین Fact: بعد از موفقیت نسخه سوم، نویسنده بازی Noburo Sugimura و کارگردان باری Hideki Kamiya در نظر داشتند نسخه ای اکشن، جذاب و پر از درگیری از مجموعه Resident Evil را بسازند. در واقع در ابتدا قرار بود Resident Evil 4 عنوانی فوق العاده اکشن، با درگیری ها عظیم باشد. اما پس از مدتی و پس از انجام بررسی های مختلف، به دلیل مواردی مانند زاویه دوربین خاص، ریشه اصلی سری و انتظارات هواداران هاردکور سری این برنامه منتفی شد و در عوض، شاهد ساخت عنوان Devil May Cry بودیم. در واقع تولد Devil May Cry از طریق فرانچایز Resident Evil صورت گرفت.

در اوایل سال ۲۰۰۳, سازمان از وقوع سلسله اتفاقات مرموز در قفقاز اطلاع پیدا کرد. جایی که وسکر می دانست محل آزمایشگاه Umbrella در روسیه بوده است. وسکر راهی آنجا شد تا U.M.F.-013 که ابرکامپیوتر آزمایشگاه Arklay بود را بیابد و اطلاعات آن را بدست آورد. بعد از یکسری اتفاقات مختلف و درگیری ها، وسکر توانست اطلاعات لازم را بدست آورد و البته با کریس ردفیلد و جیل ولنتاین نیز رو به رو شد که البته نتوانست آنها را از پای درآورد.
در واقع وسکر در راه بدست آوردن اطلاعات U.M.F.-013، با خود Vladimir روبه رو شد و Vladimir با تزریق کردند ویروس درجه بالا T به مبارزه با وسکر پرداخت. وسکر او را شکست داد و توانست تمامی اطلاعات U.M.F.-013را دانلود کرده و بدست آورد. سپس او تمامی اطلاعات و اسناد را پاک کرد و به کریس اجازه دست یابی به اطلاعات را نداد. بعدتر وسکر اطلاعات را به صورت مستقیم یا غیرمستقیم در اختیار دولت آمریکا قرار داد و در نتیجه، تمامی اتفاقات مربوط به Umbrella فاش شد و این شرکت مجبور شد تا اعلام ورشکستگی کند‌. دولت آمریکا و روسیه هم با یکدیگر متحد شدند تا مکان دکتر Spencer را پیدا کنند.

  • همکاری و شراکت با Tricel

بعد از گذشت مدتی، وسکر توانست استفاده ای از اطلاعات بدست آمده از آرشیو Umbrella پیدا کند. او سپس با ویروس شناسی برجسته به نام Gionne دیدار کرد و آن دو که از لحاظ تفکر و ایده آل گرایی به هم نزدیک بودند، به همکاری با یکدیگر پرداختند. وسکر با در اختیار گذاشتن اطلاعات جامعی از ویروس T, به Gionne کمک کرد تا تحقیقات خود را کامل ساخته و در نتیجه Tricell نیز شاهد یک پیشرفت و موفقیت گسترده باشد‌ و دیری نپائید که Gionne ریاست Tricell در آفریقا را برعهده گرفت. در ادامه با گسترش همکاری ها و ایحاد اعتماد بین آن دو، Gionne به وسکر تا حدی نزدیک شد که از نیاز او به PG67A/W نیز مطلع گردید. در همان دوران و در حوالی سال ۲۰۰۴ بود که وسکر به Ada Wong دستور داد تا انگل Plaga را از Los Iluminados بدست آورد (وقایع مربوط به Resident Evil 4)
در ادامه و پس از گسترش فعالیت ها در ساخت سلاح های بیولوژیکی بود که Tricell روز به روز ثروتمند تر می شد. در همین زمان بود که بعد از یکسری سلسله فعل و انفعالات مختلف، وسکر به دیدار Lord Spencer رفت. در دیدار با او، Spencer وسکر را وجود Wesker Project مطلع ساخت و به نوعی گذشته وسکر را به او گفت. در همین هنگام بود که وسکر با زدن مشتی قدرتمند بر شکم اسپنسر او را بر روی زمین انداخت و بلافاصله، Chris Redfield و Jill Valentine وارد اتاق شدند و به درگیری با او پرداختند. بعد از اندکی مبارزه، جیل و وسکر از پنجره ساختمان به بیرون پرتاب شدند.
بعد از به هوش آمدن در نتیجه سقوط، وسکر به بررسی کارهای خود پرداخت و بعد از فکر در مورد گذشته خود، تصمیم به آغاز پروژه Uroboros گرفت. جایی که او انسان ها با ژن برتر را پیدا کرده و آنها را به ابرانسان تبدیل می ساخت و از طرف دیگر تمامی شرکت ها و سازمان هایی که می خواستند با او مقابله کنند، مانند BSAA را نابود سازد‌. همچنین وسکر با زنده نگه داشتن ولنتاین، با استفاده از دارو و دستگاهی خاص، او را به یکی از مأموران خود تبدیل ساخت.

پنجمین Fact: همه چیز از شهر Raccon City آغاز گشت. نه تنها Raccon City و مناطق اطراف آن مانند کوهستان های Arklay میزبان سه نسخه اول Resident Evil بودند، بلکه از لحاظ داستانی Outbreak پیش آمده در راکون سیتی بود که آغاز اتفاقات و پخش ویروس را در دنیای Resident Evil کلید زد. حتی ویروس هایی که بعد ها ساخته شده و در شهرهای مختلف پخش گردیده و موجب آلوده شدن تعدادی زیادی از انسان ها شدند، هنگی به ویروس Raccon City بر می گردند و اطلاعات موجود در آزمایشگاه Arklay و NEST در ساخت این ویروس ها نقش اساسی داشته است.

در دو سال بعدی وسکر به تحقیقات و گسترش شرکت و پروژه خود ادامه داد. او توانست از طریقی نامشخص، به موشک های بالستیک دسترسی پیدا کند و قصد داشت با انتشار ویروس از طریق موشک ها، جهان را نابود ساخته یا به قول خود او نجات دهد! اما در حالی که Uroboros به قسمت های پایانی نزدیک می شد، اطلاعاتی از Tricell به بیرون درز کرد و BSAA به طور کلی، از وجود این پروژه مطلع گشت.
در نهایت کریس ردفیلد و Sheva Alomar, در چند مرحله به مقابله با وسکر پرداختند و بعد از آنکه دریافتند او به داروی PG67A نیاز دارد، با تزریق دوز بالای دارو او را ضعیف ساختند. بعد از چند مرحله نبرد و درگیری، وسکر که دریافت نقشه او در پخش Uroboros شکست خورده، خود را به آن ویروس مبتلا ساخت و در نهایت پس از نبردی کوتاه در آتشفشان، با شلیک گلوله RPG-7s به درون مواد مذاب افتاده و جان خود را از دست داد…

گیمفایی های عزیز، دوست دارید شاهد مقالات زندگینامه چه شخصیت هایی در گیمفا باشید؟ نظرات خود را با ما در میان بگذارید…

12345678910(38 رای, میانگین آرا 9٫08 از 10 )
Loading...

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید