انحصاری با یار کمکی! | برترین بازی های انحصاری پلی استیشن که توسط سونی ساخته نشده‌اند – بخش اول

10 برتر ، PS Vita ، PS1 ، PS2 ، PS3 ، PS4 ، PS4 Pro ، مطالب اختصاصی ، مقالات ۲۹ بهمن ۱۳۹۸ - ۱۷:۳۰

اگر فکر کرده اید که لیست عناوین انحصاری پلی استیشن که توسط استودیوهای داخلی سونی ساخته شده اند خیلی خفن است (که واقعا هم هست)، پس باید لیست امروز را هم ببینید تا دریابید استودیوهای ترد پارتی هم چه غوغایی کرده اند!  کنسول های پلی استیشن همواره برترین و متنوع ترین انحصاری های دنیا را در اختیار داشته اید و انواع آن ها را با تنوع بی نظیر در سبک های گوناگون تجربه کرده ایم و مثلا دیدیم که کنسولی مثل پلی استیشن ۴ با انحصاری هایش این نسل را قدرتمندانه پیروز شد.  یکی از مهمترین مواردی که گیمرها توجه بسیار زیادی به آن دارند و در واقع فاکتور مهمی برای موفقیت یک کنسول محسوب می ‎شود بازی ‎های انحصاری هر پلتفرم هستند که اگر هر کدام از شرکت‎ ها در این زمینه موفق ‎تر از رقیب عمل کند، می ‎تواند به موفقیت خود در آینده بسیار خوش ‎بین باشد. در طول تاریخ کلی بازی انحصاری فوق العاده عالی و قدرتمند توسط استودیوهایی غیر از سازندگان فرست پارتی سونی ساخته شده اند که امروز با آنها کار داریم. قبلا برای شما لیست برترین انحصاری های فرست پارتی سونی را تهیه کرده ایم و همان طور که قول داده بودم حالا به انحصاری های ترد پارتی می پردازیم. بین تمامی این بازی‎ های انحصاری رنگارنگ ترد پارتی همواره عناوینی وجود داشته اند که در ذهن شما تبدیل به یک الگو و اسطوره شده و تا به همیشه و حتی سال‎ ها بعد از آن که آن‎ها را بازی کرده‎ اید نیز در یاد و خاطر شما باقی می مانند و هیچ گاه نیز پاک نخواهند شد. معمولا این عناوین انحصاری که برای شما تبدیل به یک بازی به یاد ماندنی می ‎شوند، از سری بازی‎ های بسیار مطرح و بزرگ هستند که تا دلتان بخواهد همواره بر روی کنسول های سونی وجود داشته اند و دارند. ‎همان گونه که گفته شد در این مطلب در مورد برترین عناوین انحصاری که توسط استودیوهای ترد پارتی برای کنسول های پلی استیشن ساخته شده اند صحبت می کنیم و البته از مهم ترین نکات در خصوص این مقاله دو قسمتی این است که تمرکز این مقاله بر عناوین نسل هفتم و هشتم است و به نسل های قبلی زیاد کاری نداریم زیرا که می خواهیم مقاله کاربردی تر باشد و عناوین خوبی که می توانید بازی کنید را به شما معرفی کند، نه بازی انحصاری نسل پنجم روی کنسول اول پلی استیشن! همچنین دقت داشته باشید با این که عناوین دیوید کیج که همواره در ابتدا به عنوان یک بازی انحصاری پلی استیشن منتشر شده اند و چندین سال فقط روی پلی استیشن وجود داشته اند را هم دیگر در این لیست کلا حساب نکرده ایم و آنها را دیگر مولتی پلتفرم به حساب آورده ایم.  نکته بعدی این است که این لیست به هیچ عنوان بر اساس ترتیب امتیاز متای عناوین نیست و بیشتر بر اساس محبوبیت بازی ها بین بازیبازان در دنیا چیده شده است و البته نظر شخصی نویسنده نیز در آن کاملا دخیل است و ممکن است که نظر هر کدام از شما عزیزان در مورد ترتیب این عناوین و حتی قرار داشتن یا نداشتن برخی از آنها در این لیست با بنده متفاوت باشد. در حقیقت ترتیبی که در این لیست می بینید به هیچ وجه به صورت قطعی غلط یا درست نیست و بهتر است تا به آن عنوان یک سرگرمی و بیشتر آشنا شدن با برخی از عناوین انحصاری ترد پارتی پلی استیشن و یا تازه کردن خاطراتی از آنها نگاه کنید و آن را با نظرات خود مقایسه نمایید و بسیار خوشحال خواهم شد که به مانند همیشه در چنین مقالاتی، از نظرات و ترتیب قرار گرفتن بازی ها برای شما نیز آشنا شوم و با هم در این باره صحبت نماییم. بیشتر از این سرتان را درد نمی آورم و پس از بیان این مقدمه و توضیحاتی که در مورد این مطلب لازم بود، توجه شما را به قسمت اول مقاله برترین بازی های انحصاری پلی استیشن که توسط سونی ساخته نشده‌اند جلب می کنم. لطفا در ادامه با بنده و وبسایت تحلیلی خبری گیمفا همراه شوید.

۱۶ – Valkyria Chronicles

valkyria_cover

Valkyria Chronicles

سازنده: Sega

ناشر: Sega

ژانر: Strategy – RPG

تاریخ انتشار: ۲۴ اپریل ۲۰۰۸

پلتفرم مقصد: Playstation 3 – Playstation 4 – PC

امتیاز متا: ۸۴/۱۰۰

در همین ابتدا نکته ای که باید در مورد Valkyria Chronicles و انتخاب آن در لیست برترین انحصاری های ترد پارتی پلی استیشن خدمت شما عرض کنم این است که این عنوان در حقیقت دارای نسخه رایانه های شخصی نیز می باشد اما فاصله انتشار این بازی برای پی سی از زمان عرضه اصلی بازی آن قدر زیاد است که در اصل آن را تبدیل به یک عنوان انحصاری برای پلی استیشن ۳ می کند. زیرا که بازی در ابتدا در سال ۲۰۰۸ برای کنسول سونی منتشر گردید و سپس چندین سال بعد در سال ۲۰۱۴ برای رایانه های شخصی منتشر گردید که این فاصله زمانی ۶ ساله باعث می شود تا در اصل بازی را به عنوان یک انحصاری خیلی طولانی مدت برای پلی استیشن ۳ حساب کنیم و آن را در این لیست جای دهیم. نزدیک به یک دهه از زمانی که این بازی برای پلی استیشن ۳ منتشر شد می‌گذرد و حتی نسخه ریمستر شده آن نیز که اخیرا منتشر گردید با اقبال عمومی مواجه شد و توانست موفقیت بازی اصلی را تکرار نماید. خب، حالا با ذکر این نکته، برویم به سراغ معرفی و صحبت در مورد بازی Valkyria Chronicles که در این شماره از لیست ما جای گرفته است. بازی Valkyria Chronicles که ساخت و انتشار آن را Sega برعهده داشت، در سال ۲۰۰۸ در دسترس بازیبازان و علاقمندان در دنیا قرار گرفت و موفق شد تا نظر تمامی بازیبازان و منتقدین را به خود جلب کند و بارها توسط منابع و مراجع معتبر گیمینگ در دنیا مورد تحسین قرار گرفت. پلتفرم مقصد این بازی در زمان انتشار پلی استیشن ۳ بود.

این عنوان در حقیقت دارای نسخه رایانه های شخصی نیز می باشد اما فاصله انتشار این بازی برای پی سی از زمان عرضه اصلی بازی آن قدر زیاد است که در اصل آن را تبدیل به یک عنوان انحصاری برای پلی استیشن ۳ می کند. زیرا که بازی در ابتدا در سال ۲۰۰۸ برای کنسول سونی منتشر گردید و سپس چندین سال بعد در سال ۲۰۱۴ برای رایانه های شخصی منتشر گردید که این فاصله زمانی ۶ ساله باعث می شود تا در اصل بازی را به عنوان یک انحصاری خیلی طولانی مدت برای پلی استیشن ۳ حساب کنیم و آن را در این لیست جای دهیم. نزدیک به یک دهه از زمانی که این بازی برای پلی استیشن ۳ منتشر شد می‌گذرد و حتی نسخه ریمستر شده آن نیز که اخیرا منتشر گردید با اقبال عمومی مواجه شد و توانست موفقیت بازی اصلی را تکرار نماید.

در نهایت از مجموع نظرات و نمراتی که مراجع مختلف گیمینگ به این بازی که در سبک نقش آفرینی استراتژی طبقه بندی می شود، اعطا کردند، امتیاز متای عالی ۸۴/۱۰۰ برای Valkyria Chronicles حاصل شد تا به عنوان یک بازی موفق از آن یاد شود. اگر شما زمینه و تم جنگ جهانی دوم را بردارید و آن را با مقداری فانتزی و انیمه مخلوط کنید داستان بازی به دست می‌آید. در هردو سمت مثبت و منفی شخصیت‌هایی وجود دارند که یا عاشق آن‌ها خواهید شد و یا برعکس از آن‌ها متنفر می‌شوید. مهم این است که در نهایت تمامی این شخصیت‌های اصلی در یاد و خاطر شما باقی خواهند ماند. در بازی مرگ، خیانت، احساس و بسیاری موارد دیگر را تجربه خواهید کرد و شاهد یکی از محکمترین داستان‌ها در تاریخ بازی‌های نقش‌آفرینی هستید که در قالب یک کتاب تخیلی روایت می‌شود و شاخصی برای این است که داستان تا چه حد در این عنوان در نقطه کانونی و در محوریت قرار دارد. داستان بازی از این قرار است که یک کشور کوچک که با نام Gallia شناخته می‌شود قصد دارد تا از جنگ عظیمی که بین اتحادیه حکومت‌های اروپایی و کشورهای اتحادیه آتلانتیک در گرفته است اجتناب کنند ولی ناگزیر به دلیل موقعیت عالی و منابع بسیار غنی Ragnite که در اختیار دارد درگیر جنگ می‌شود. Welkin Gunther پسر قهرمان جنگ جهانی نخست وشخصیت اصلی بازی است. داستان بازی حول محور وی می‌چرخد و وقایع اتفاق افتاده برای وی و کشورش را در زمان فرماندهی او بر جوخه ۷ بازگو می‌کند. هر شخصیت و عضو این گروه در طول داستان حماسی و زیبای بازی از نظر شخصیتی رشد بسیار زیادی می‌کند و امکان ندارد که در آخر بازی شما از لحاظ عاطفی به جوخه ۷ وابسته نشده باشید.

اگر شما زمینه و تم جنگ جهانی دوم را بردارید و آن را با مقداری فانتزی و انیمه مخلوط کنید داستان بازی به دست می‌آید. در هردو سمت مثبت و منفی شخصیت‌هایی وجود دارند که یا عاشق آن‌ها خواهید شد و یا برعکس از آن‌ها متنفر می‌شوید. مهم این است که در نهایت تمامی این شخصیت‌های اصلی در یاد و خاطر شما باقی خواهند ماند. در بازی مرگ، خیانت، احساس و بسیاری موارد دیگر را تجربه خواهید کرد و شاهد یکی از محکمترین داستان‌ها در تاریخ بازی‌های نقش‌آفرینی هستید که در قالب یک کتاب تخیلی روایت می‌شود و شاخصی برای این است که داستان تا چه حد در این عنوان در نقطه کانونی و در محوریت قرار دارد.

 باید گفت Valkyria Chronicles جدا از باکیفیت بودن، بدون شک یک عنوان بسیار خاص و همینطور یکی از برترین بازی های پلی استیشن ۳ در نسل هفتم نیز بود. خاص بودن این بازی به واقع در تمامی زمینه ها بود. از سبک گرافیکی و طراحی هنری خاص بازی گرفته و مخصوصا نوع گیم پلی آن که ترکیبی از شوتر سوم شخص، نقش آفرینی تاکتیکی و همینطور استراتژی بود که در کمتر عنوانی تا به حال شاهد چنین سبکی و چنین ترکیبی در بازی ها بوده ایم. یکی از نقاط قوت اصلی بازی شخصیت های َآن بودند و جالب اینجاست که حتی آنتاگونیست‌ های اصلی بازی هم یک سمت انسانی دارند که این داستان را بسیار باورپذیرتر می ‌کند و باز هم باید بگویم امکان ندارد که در انتهای بازی به یکی از همین آدم بدهای قصه وابسته و علاقمند نشده باشید. Valkyria Chronicles یک عنوان فوق العاده عالی و زیبا محسوب می شود که چه در نسل هفت و چه در نسل هشت باید آن را تجربه نمایید زیرا از آن دست بازی‌هایی نیست که هر روز و هر ماه و حتی هر سال عنوانی مانند آن و با این سبک و کیفیت و گرافیک و… منتشر شده باشد. Valkyria Chronicles با شما کاری می‌کند که بعد از تجربه بیش از ۳۰ ساعته بازی، باز هم به داستان و شخصیت‌ها و خود بازی فکر کنید و آن را برای همیشه به خاطر بسپارید، و چه کم‌ تعداد و اندک هستند بازی‌هایی که به آن‌ها فکر کنیم و در خاطر ما همیشه ماندگار شوند. بدون شک Valkyria Chronicles یکی از باکیفیت ترین عناوین انحصاری است که توسط یک سازنده ترد پارتی برای کنسول های پلی استیشن تولید شده است و موفق شد تا با انتشار خود یک تجربه جذاب را برای بازیبازان خلق نماید. این عنوان زیبا در مطلب امروز ما از “برترین بازی های انحصاری پلی استیشن که توسط سونی ساخته نشده‌اند” موفق به کسب جایگاه شانزدهم می شود.

۱۵ – Yakuza 6: The Song of Life

Yakuza 6: The Song of Life

سازنده:  Sega

ناشر:  Sega

ژانر:  Action Adventure

تاریخ انتشار:  ۸ دسامبر  ۲۰۱۶

پلتفرم مقصد:  Playstation 4

امتیاز متا:  ۸۳/۱۰۰

 در این شماره از لیست می رسیم به سری یاکوزا و البته نسخه ششم آن. فرنچایز یاکوزا چندین نسخه غربی نیز دارد که البته همگی با دو ۳ سال تاخیر بعد از عرضه نسخه ژاپنی در دنیا منتشر شده اند و به این دلیل نسبت به خیلی بازی های ژاپنی در دنیا شناخته شده تر هستند. اما خب باز هم قضیه این سری نیز در ژاپن با بقیه نقاط دنیا زمین تا آسمان متفاوت است و این سری یکی از بزرگترین و محبوب ترین سری بازی ها در ژاپن شناخته می شود و به همین دلیل هم هست که این تعداد نسخه مختلف از آن منتشر شده و می شود و باز هم نسخه های جدید موفق عمل می کنند. این سری یکی از بزرگترین و انحصاری ترین بازی های کنسول های پلی استیشن در طول تاریخ بوده اند که کار خود را از پلی استیشن ۲ آغاز کردند. همچنین در این سری تا کنون ۷ نسخه اسپین آف نیز منتشر گردیده اند که مواردی مثل داستان اجداد Kazuma Kiryu و حمله زامبی ها به Kamurocho و .. بوده اند. بازی Yakuza 6: The Song of Life که ساخت و انتشار آن را Sega برعهده داشت، در سال ۲۰۱۶ در دسترس بازیبازان و علاقمندان در ژاپن قرار گرفت.

داستان سری یاکوزا به نوعی قصد دارد روش و شیوه زندگی یاکوزاها را شرح دهد و معمولا بر اساس دنبال کردن داستان زندگی Kazuma Kiryu که یک عضو یاکوزا از Tojo clan است بنا شده و اتفاقات مختلفی را که برای او در راه کمک به گروهش رخ می دهند را روایت می کند. از طرفی دیگر نیز او به دنبال یافتن راه و روش جدیدی در زندگی اش است که آن را با گرفتن سرپرستی یتیمان دنبال می کند. البته به غیر از بر عهده گرفتن کنترل کازوما در بازی در نسخه های مختلف آن تاکنون کنترل دیگر شخصیت هایی را نیز بر عهده داشته ایم. تا به امروز سری یاکوزا ۷ نسخه در سری اصلی خود دارد که همگی به ترتیب منتشر شده اند، غیر از نسخه زیرو که یک پیش زمینه برای کل سری است.هر نسخه در این سری دقیقا داستان نسخه قبلی را دنبال می کند که نکته ای جالب و جذاب مخصوصا برای طرفداران سری است.

Yakuza 6: The Song of Life موفق شد تا با ارائه کامل و عالی المان هایی که طرفداران این سری عاشقش هستند، نظر تمامی بازیبازان و منتقدین را به خود جلب کند و بارها توسط منابع و مراجع معتبر گیمینگ در دنیا مورد تحسین قرار گرفت. سپس ۲ سال بعد یعنی در سال ۲۰۱۸ نسخه غربی این بازی نیز عرضه گردید. پلتفرم مقصد این بازی در زمان انتشار پلی استیشن ۴ بود.  سرانجام و از مجموع نظرات و نمراتی که مراجع مختلف گیمینگ به این بازی که در سبک اکشن ماجرایی طبقه بندی می شود، اعطا کردند، امتیاز متای عالی ۸۳/۱۰۰ برای Yakuza 6: The Song of Life حاصل شد تا به عنوان یک بازی موفق در این فرنچایز محبوب، نامش ثبت گردد. سری عناوین یاکوزا در ژاپن با نام Ryū ga Gotoku (به معنای “مانند اژدها”) شناخته می شوند و از آن دست عناوینی هستند که به ما نشان می دهند مردم ژاپن و سلیقه گیمی آن ها و بازار آن ها و صنعت بازیسازی آن ها کاملا با دیگر نقاط دنیا فرق دارد. صنعت گیم ژاپن برای خودش قوانینی دارد و بازیبازانش علایقی منحصر به فرد دارند و بازی هایی در آن جا کلی فروش می کند که در دنیا حتی اسمشان را هم بلد نیستند بخوانند!!

فرنچایز یاکوزا چندین نسخه غربی نیز دارد که البته همگی با دو ۳ سال تاخیر بعد از عرضه نسخه ژاپنی در دنیا منتشر شده اند و به این دلیل نسبت به خیلی بازی های ژاپنی در دنیا شناخته شده تر هستند. اما خب باز هم قضیه این سری نیز در ژاپن با بقیه نقاط دنیا زمین تا آسمان متفاوت است و این سری یکی از بزرگترین و محبوب ترین سری بازی ها در ژاپن شناخته می شود و به همین دلیل هم هست که این تعداد نسخه مختلف از آن منتشر شده و می شود و باز هم نسخه های جدید موفق عمل می کنند. این سری یکی از بزرگترین و انحصاری ترین بازی های کنسول های پلی استیشن در طول تاریخ بوده اند که کار خود را از پلی استیشن ۲ آغاز کردند.

داستان سری یاکوزا به نوعی قصد دارد روش و شیوه زندگی یاکوزاها را شرح دهد و معمولا بر اساس دنبال کردن داستان زندگی Kazuma Kiryu که یک عضو یاکوزا از Tojo clan است بنا شده و اتفاقات مختلفی را که برای او در راه کمک به گروهش رخ می دهند را روایت می کند. از طرفی دیگر نیز او به دنبال یافتن راه و روش جدیدی در زندگی اش است که آن را با گرفتن سرپرستی یتیمان دنبال می کند. البته به غیر از بر عهده گرفتن کنترل کازوما در بازی در نسخه های مختلف آن تاکنون کنترل دیگر شخصیت هایی را نیز بر عهده داشته ایم. تا به امروز سری یاکوزا ۷ نسخه در سری اصلی خود دارد که همگی به ترتیب منتشر شده اند، غیر از نسخه زیرو که یک پیش زمینه برای کل سری است.هر نسخه در این سری دقیقا داستان نسخه قبلی را دنبال می کند که نکته ای جالب و جذاب مخصوصا برای طرفداران سری است. در نهایت باید گفت بدون شک Yakuza 6: The Song of Life یکی از باکیفیت ترین عناوین انحصاری است که توسط یک سازنده ترد پارتی برای کنسول های پلی استیشن تولید شده است و موفق شد تا با انتشار خود یک تجربه جذاب را برای طرفداران این سری خلق نماید. این عنوان زیبا در مطلب امروز ما از “برترین بازی های انحصاری پلی استیشن که توسط سونی ساخته نشده‌اند” موفق به کسب جایگاه پانزدهم می شود.

۱۴ – Until Dawn 

Until Dawn

سازنده:  Supermassive Games

ناشر: Sony Interactive Entertainement

ژانر: Adventure, survival horror

تاریخ انتشار: ۲۵ آگوست ۲۰۱۵

پلتفرم مقصد:  Playstation 4

امتیاز متا: ۷۹/۱۰۰

  مهم ترین نکته در مورد عنوانی مثل Until Dawn این جاست که وقتی چند دوست با هم در مورد این بازی ثابت صحبت می ‎کنند ممکن است چند داستان کاملا متفاوت برای یکدیگر تعریف کنند که برای هر کدام از آن ‎ها با تصمیماتشان اتفاق افتاده است. Until Dawn در واقع یک آزمایش برای شماست که محک بزنید تا کجا می ‎توانید با بازی‎ هایی با داستانی چندلایه و شخصیت محور پیش بروید و علیرغم برخی جلوه ‎های گرافیکی نه چندان زیبا (بسیار کم‎ تعداد)، با کمک داستان و سپردن کنترل آن به شما موفق به رساندن پیام خود که همان به ارمغان آوردن تجربه‎ ای درگیر کننده برای شما است، شده است. بازی Until Dawn که ساخت و انتشار آن را Supermassive Games و شرکت سرگرمی های تعاملی سونی برعهده داشتند، در سال ۲۰۱۵ در دسترس بازیبازان و علاقمندان در دنیا قرار گرفت و موفق شد تا با ارائه یک داستان جذاب بر اساس انتخاب ها و القای حس هیجان و ترس و تنش بی نهایت بالا به بازیباز، نظر تمامی بازیبازان و منتقدین را به خود جلب کند و بارها توسط منابع و مراجع معتبر گیمینگ در دنیا مورد تحسین قرار گرفت. پلتفرم مقصد این بازی در زمان انتشار پلی استیشن ۴ بود. زمینه‎ اصلی داستان بازی همان تم همیشگی فیلم‎ های ترسناک می ‎باشد. ۸ نوجوان با هم به یک کوهستان برفی به دور از خانواده و تمدن سفر می کنند. دور هم جمع شدن آن‎ ها در اولین سالگرد ناپدید شدن دو دوست مشترکشان که دوقلویی با نام‎ های Hannah و Beth بوده‎ اند خیلی زود تبدیل به فاجعه ‎ای مخوف می‎ شود. این گروه ۸ نفره خیلی زود بر اساس شخصیت ‎هایشان به گروه‎ های کوچک دو نفره تقسیم می ‎شوند و این زوج‎ ها جدا می ‎شوند تا به علایق و سرگرمی خود بپردازند اما همه‎‎ ما می ‎دانیم وقتی در داستان‎ های ترسناک گروه ‎ها به بخش ‎های کوچک تقسیم می ‎شوند چه اتفاقی می‎ افتد. ظرف یک ساعت همه چیز تبدیل به یک جهنم می ‎شود و مردی ماسک‎ دار و موجودی ترسناک شروع به ایجاد وحشت و اقدام به قتل نوجوانان داستان می ‎کنند. بازی شخصیت ها و حالات چهره آنها در اکثر موارد بسیار عالی است و بازیگرها به خوبی از پس اجرای نقش های خود بر آمده اند. جالب است بدانید که بازیگر برنده اسکار یعنی رامی مالک (که در نقش فردی مرکوری فقید درخشان عمل کرد) نیز در این بازی هنرنمایی کرده است.

زمینه‎ اصلی داستان بازی همان تم همیشگی فیلم‎ های ترسناک می ‎باشد. ۸ نوجوان با هم به یک کوهستان برفی به دور از خانواده و تمدن سفر می کنند. دور هم جمع شدن آن‎ ها در اولین سالگرد ناپدید شدن دو دوست مشترکشان که دوقلویی با نام‎ های Hannah و Beth بوده‎ اند خیلی زود تبدیل به فاجعه ‎ای مخوف می‎ شود. این گروه ۸ نفره خیلی زود بر اساس شخصیت ‎هایشان به گروه‎ های کوچک دو نفره تقسیم می ‎شوند و این زوج‎ ها جدا می ‎شوند تا به علایق و سرگرمی خود بپردازند اما همه‎‎ ما می ‎دانیم وقتی در داستان‎ های ترسناک گروه ‎ها به بخش ‎های کوچک تقسیم می ‎شوند چه اتفاقی می‎ افتد. ظرف یک ساعت همه چیز تبدیل به یک جهنم می ‎شود و مردی ماسک‎ دار و موجودی ترسناک شروع به ایجاد وحشت و اقدام به قتل نوجوانان داستان می ‎کنند. بازی شخصیت ها و حالات چهره آنها در اکثر موارد بسیار عالی است و بازیگرها به خوبی از پس اجرای نقش های خود بر آمده اند.

بازی پر است از لحظاتی که اضطراب واقعی و تنش را کاملا به شما منتقل می کند و می دانید که مثل دنیای واقعی اگر کوچکترین اشتباهی بکنید و قانل شما را پیدا کند کار آن شخصیت تمام است و دیگر فایل سیو و برگشتن و .. در کار نیست و آن شخصیت دیگر مرده است و این برای بازی شما ثبت می شود، بنابراین خیلی استرس می گیرید. مثلا در یک صحنه بازی از ما می‎ خواهد کنترلر را کاملا ثابت نگه داریم در حالی که در یک کمد قایم شده ایم و البته گزینه‎ فرار از کمد را نیز داریم. جالب اینجاست که اگر ذره ای، حتی ذره ای کنترلر را تکان دهید و زیروسکوپ دقیق DualShock 4 این حرکت را درک کند شما گیر می ‎افتید و مانند اغلب تصمیم‎ های اشتباه در بازی مرگ شما حتمی است. در این صحنه ها باید نفس خود را نیز حبس کنید تا مبادا کنترلر تکان بخورد و اینجاست که حس عمیق کسی که در کمد قایم شده است و نفس خود را حبس کرده است به شما منتقل می ‎شود و این جادوی بازیست. مهم ‎ترین نکته‎ ای که در مورد Until Dawn خودنمایی می ‎کند سیستم انتخاب و جزا در بازی است و از نظر رو به رو شدن با عواقب تصمیماتتان با یکی از برترین بازی‎ها روبرو هستید. سیستم “اثر پروانه‎ ای” یا همان “butterfly effect” در بازی بسیار موثر عمل می ‎کند و وزن خاصی را حتی به تصمیماتی که به ظاهر بی اهمیت می ‎آیند بخشیده است و بارها و بارها گیمر را دچار پارانویا و ترس از انتخاب تصمیم اشتباه می‎ کند و با روح و روان او بازی می‎ کند. این سیستم به همراه خشونت بی ‎پرده‎ بازی و جذابیت‎ های تین ‎ایجرهای داستان، تجربه‎ لذت ‎بخش خلق یک فیلم ترسناک دهه هشتادی را به شما می ‎دهد.

مهم ترین نکته در مورد عنوانی مثل Until Dawn این جاست که وقتی چند دوست با هم در مورد این بازی ثابت صحبت می ‎کنند ممکن است چند داستان کاملا متفاوت برای یکدیگر تعریف کنند که برای هر کدام از آن ‎ها با تصمیماتشان اتفاق افتاده است. Until Dawn در واقع یک آزمایش برای شماست که محک بزنید تا کجا می ‎توانید با بازی‎ هایی با داستانی چندلایه و شخصیت محور پیش بروید و علیرغم برخی جلوه ‎های گرافیکی نه چندان زیبا (بسیار کم‎ تعداد)، با کمک داستان و سپردن کنترل آن به شما موفق به رساندن پیام خود که همان به ارمغان آوردن تجربه‎ ای درگیر کننده برای شما است، شده است.

سرانجام و از مجموع نظرات و نمراتی که مراجع مختلف گیمینگ به این بازی که در سبک ماجرایی و تعاملی وحشت بقا طبقه بندی می شود، اعطا کردند، امتیاز متای ۷۹/۱۰۰ برای Until Dawn حاصل شد که برای عنوانی در این سبک بسیار عالی است مخصوصا وقتی نگاهی به نمرات بازی های تعاملی مثل دیترویت و هوی رین و بیاند و.. بیاندازیم می بینیم که امتیاز ۷۹ برای عنوانی در این سبک بسیار مناسب است.  این بازی ها همیشه مخالفانی دارند که حرف هایی از قبیل این که “اینها فیلم هستند و نه بازی”، می زنند ولی این اشتباه است.  چون یک بازی هر قدر هم تعاملی و سینمایی باشد در نهایت یک بازی است زیرا تک تک لحظات و تصمیم‎ ها و سرنوشت افراد مختلفش در اختیار شماست و اینجا شما اتفاقات را کنترل می‎ کنید نه یک روند خطی و از پیش تعیین شده که فقط حق دارید به آن نگاه کنید. اینجا تصمیم با زنده ماندن و مردن شخصیت ها با شماست زیرا این یک فیلم درجه دو هالیوودی نیست، این یک بازی AAA جذاب و زیباست. عنوانی که شاید وامدار هنر هفتم باشد اما بازیگر نقش اول آن ما هستیم. جالب است که وقتی ایراداتی که از سوی مخالفان و منتقدان Until Dawn به آن وارد شده است را مطالعه کنید به طور کلی به این نتیجه می ‎رسید که اغلب به طور کل با ساختار بازی و تماما سینمایی بودن آن مشکل دارند و از نحوه‎ روایت داستان یا تصمیماتی که باید در طول بازی بگیرید شکایتی نداشته اند (تاکید می ‎کنم اغلب، نه تمام منتقدان) و آن را جذاب توصیف کرده‎ اند.باید گفت Until Dawn از آن بازی‎ های ترسناکی است که به هیچ وجه و تحت هیچ شرایطی نباید از دست دهید زیرا برای شما  تجربه جدیدی از استرس و وحشت و تصمیمات و عواقب را به همراه دارد. Until Dawn عنوانی است که وقتی آن را به اتمام می‎ رسانید حس و حال کاملا خوشایندی دارید و بازی شما را کاملا سرگرم کرده و به عمق خود برده است. تاثیر تصمیمات شما و رویارویی با عواقب آن ‎ها و نقش هر تصمیم در اتفاق افتادن وقایع بعدی در بازی واقعا بی‎ نظیر است و هیچ کجا مشابه آن را پیدا نخواهید کرد. شاید در برخی مواقع بعضی جلوه‎ های گرافیکی بازی شما را اذیت کنند، ولی در انتها Until Dawn موفق می ‎شود حس رضایت کامل را توسط مکانیک‎ های موجود در بازی و روند زیبا و چند لایه‎ داستان گویی خود به شما منتقل نماید.  بدون شک Until Dawn یکی از باکیفیت ترین عناوین انحصاری است که توسط یک سازنده ترد پارتی برای کنسول های پلی استیشن تولید شده است و موفق شد تا با انتشار خود یک تجربه جذاب را برای بازیبازان خلق نماید. این عنوان زیبا در مطلب امروز ما از “برترین بازی های انحصاری پلی استیشن که توسط سونی ساخته نشده‌اند” موفق به کسب جایگاه چهاردهم می شود.

۱۳ – Ni no Kuni: Wrath of the White Witch

ninokuni

Ni no Kuni: Wrath of the White Witch

سازنده: Level-5, Studio Ghibli

ناشر: Level-5, Bandai Namco Entertainment

ژانر: RPG

تاریخ انتشار: ۹ دسامبر ۲۰۱۰

پلتفرم مقصد: Playstation 3

امتیاز متا: ۸۵/۱۰۰

در زمان انتشار Ni no Kuni: Wrath of the White Witch نه تنها کسی انتظاری از آن نداشت بلکه خیلی ها اصلا حتی نام این بازی به گوششان هم نخورده بود و خواندن نامش هم برایشان سخت بود! اما این بازی ناگهان مثل یک سورپرایز ظاهر شد و کاری کرد که دنیا را به تحسین وا داشت و تبدیل به یکی از زیباترین عناوین نقش آفرینی نسل هفتم شد که همیشه از آن به عنوان یکی از برترین انحصاری های کنسول پلی استیشن ۳ یاد می شود. همچنین این عنوان یکی از زیباترین و خوش رنگ و لعاب ترین عناوینی است که تا به حال کنسول پلی استیشن ۳ به خود دیده است. در واقع بهتر است اینطور بگوییم که Ni no Kuni: Wrath of the White Witch عنوانی است که در تمام قسمت ها کیفیت بی نظیری داشت و هر کدام از بخش های َآن مکمل دیگر المان های بازی بودند. بازی Ni no Kuni: Wrath of the White Witch که ساخت و انتشار آن را Level-5 و Studio Ghibli به همراه Bandai Namco Entertainment برعهده داشتند، در سال ۲۰۱۰ در دسترس بازیبازان و علاقمندان در دنیا قرار گرفت و موفق شد تا نظر تمامی بازیبازان و منتقدین را به خود جلب کند و بارها توسط منابع و مراجع معتبر گیمینگ در دنیا مورد تحسین قرار گرفت. پلتفرم مقصد این بازی در زمان انتشار پلی استیشن ۳ بود. علاقمندان به عناوین استودیو Level-5 (سازنده بازی هایی مثل سری White Knight Chronicles و Professor Layton) و استدیو Ghibli (سازنده عناوینی مثل Spirited Away و Howl’s Moving Castle) که سازندگان بازی Ni no Kuni: Wrath of the White Witch هستند، شاهد یکی از برترین عناوین این سازندگان بودند و همگی اعتقاد داشتند که این بازی یکی از زیباترین و چشم نواز ترین عناوین نسل هفتم و همچنین یکی از بهترین نقش آفرینی هایی است که تاکنون تجربه کرده اند.

بازی داستانی جالب و ساده و صمیمی دارد که با گیم پلی بازی و گرافیک آن کاملا همخوانی و هماهنگی دارد و برای این عنوان بسیار مناسب به نظر می رسد. شما در بازی نقش پسری به نام الیور بازی می کنید که باید به یک دنیای دیگر سفر کند تا مادرش را نجات دهد و همچنین بر نیروی شیطانی فائق آید، اما قطعا می دانید که کار به همین راحتی نخواهد بود و اتفاقاتی که در طول این مسیر برای وی رخ می دهد بستر داستانی محسوب می گردد. Ni no Kuni: Wrath of the White Witch بدون شک یکی از عناوینی است که دلایل خیلی زیادی برای لزوم تجربه ان وجود دارد و از آن دست بازی هایی است که خیلی کم نظیر آن را می بینیم.

 تنها کافی بود تا بازی را آغاز کنید تا پس از همان چند دقیقه ابتدایی محو دنیای زیبا و طراحی های ساده و صمیمی و چشم نواز بازی شوید و همین طور مبارزات نوبتی و فوق العاده جذاب بازی. طراحی های بازی بر پایه انیمه هستند و جذابیت آن ها در این است که چه در گیم پلی بازی و چه در دموها بازی به یک شکل است و جلوه های بصری خاصی را که تاکنون در عنوان دیگری ندیده بودیم به ما هدیه می دهد.  استودیو Ghibli از لحاظ بصری نقش مهمتری را در ساخت این بازی داشته است زیرا طراحی شخصیت ها و همچنین سکانس های انیمه بازی را بر عهده داشته است که یکی از پایه های اصلی زیبایی بصری بازی هستند. وقتی تنها به چند عدد از تصاویر بازی نگاه می کنید متوجه می شوید که با یک بازی خاص طرف هستید و انگار بیشتر شاهد یک انیمه تعاملی هستیم تا یک بازی. البته جدا از جلوه های گرافیکی دیگر بخش های بازی نیز بسیار عالی بودند و گیم پلی و مبارزات فوق العاده آن در ترکیب با این گرافیک چشم نواز، سبب خلق عنوانی شده بودند که بسیار موفق عمل کرد. سازندگان توانمند استودیو Level-5، بیشتر بخش گیم پلی و مبارزات بازی را طراحی کرده اند و با توجه به این که قبلا تبحر خود را در ساخت مبارزات جذاب در دو عنوان زیبای White Knight Chronicles نشان داده بودند، از این بابت هیچ گاه نگرانی خاصی وجود نداشت و بعد از انتشار نیز مشاهده کردیم که سیستم مبارزات نوبتی بازی بسیار بسیار کامل و بدون نقص طراحی شده بود.

در زمان انتشار Ni no Kuni: Wrath of the White Witch نه تنها کسی انتظاری از آن نداشت بلکه خیلی ها اصلا حتی نام این بازی به گوششان هم نخورده بود و خواندن نامش هم برایشان سخت بود! اما این بازی ناگهان مثل یک سورپرایز ظاهر شد و کاری کرد که دنیا را به تحسین وا داشت و تبدیل به یکی از زیباترین عناوین نقش آفرینی نسل هفتم شد که همیشه از آن به عنوان یکی از برترین انحصاری های کنسول پلی استیشن ۳ یاد می شود. همچنین این عنوان یکی از زیباترین و خوش رنگ و لعاب ترین عناوینی است که تا به حال کنسول پلی استیشن ۳ به خود دیده است. در واقع بهتر است اینطور بگوییم که Ni no Kuni: Wrath of the White Witch عنوانی است که در تمام قسمت ها کیفیت بی نظیری داشت و هر کدام از بخش های َآن مکمل دیگر المان های بازی بودند.

سرانجام و از مجموع نظرات و نمراتی که مراجع مختلف گیمینگ به این بازی که در سبک نقش آفرینی بر پایه مبارزات نوبتی طبقه بندی می شود، اعطا کردند، امتیاز متای عالی ۸۵/۱۰۰ برای Ni no Kuni: Wrath of the White Witch حاصل شد تا به عنوان یک بازی بسیار موفق نامش در دفتر تاریخ بازی های ویدئویی ثبت گردد و در نسل هشتم هم علاوه بر نسخه دوم این سری، نسخه ریمستر شده بازی اول هم در دسترس دارندگان پلی استیشن ۴ قرار گرفت. بازی داستانی جالب و ساده و صمیمی دارد که با گیم پلی بازی و گرافیک آن کاملا همخوانی و هماهنگی دارد و برای این عنوان بسیار مناسب به نظر می رسد. شما در بازی نقش پسری به نام الیور بازی می کنید که باید به یک دنیای دیگر سفر کند تا مادرش را نجات دهد و همچنین بر نیروی شیطانی فائق آید، اما قطعا می دانید که کار به همین راحتی نخواهد بود و اتفاقاتی که در طول این مسیر برای وی رخ می دهد بستر داستانی محسوب می گردد. Ni no Kuni: Wrath of the White Witch بدون شک یکی از عناوینی است که دلایل خیلی زیادی برای لزوم تجربه ان وجود دارد و از آن دست بازی هایی است که خیلی کم نظیر آن را می بینیم. Ni no Kuni: Wrath of the White Witch یکی از باکیفیت ترین عناوین انحصاری است که توسط یک سازنده ترد پارتی برای کنسول های پلی استیشن تولید شده است و موفق شد تا با انتشار خود یک تجربه جذاب را برای بازیبازان خلق نماید. این عنوان زیبا در مطلب امروز ما از “برترین بازی های انحصاری پلی استیشن که توسط سونی ساخته نشده‌اند” موفق به کسب جایگاه سیزدهم می شود.

۱۲ – Heavenly Sword

heavenly-sword-cover

Heavenly Sword

سازنده: Ninja Theory

ناشر: Sony Computer Entertainment

ژانر: Hack ‘n Slash

تاریخ انتشار: ۱۲ سپتامبر ۲۰۰۷

پلتفرم مقصد: Playstation 3

امتیاز متا: ۷۹/۱۰۰

اگر بخواهیم از عناوین انحصاری به یاد ماندنی کنسول پلی استیشن ۳ نام ببریم قطعا یکی از این عناوین بازی Heavenly Sword است و همچنین اگر بخواهیم در طول تاریخ بازی های رایانه ای از عناوینی نام ببریم که امتیاز متای آن ها به هیچ وجه بیانگر لذت و کیفیتشان نیست و کاملا در حق آن ها کم لطفی شده است، Heavenly Sword نیز قطعا یکی از این عناوین است. عنوانی که ساخته تیم هنرمند نینجا تئوری با هدایت اندی سرکیس است که بعد از این بازی نیز عناوین بی نظیر دیگری مثل Enslaved و HellBlade را به ما هدیه دادند که آن ها نیز از خاص ترین و زیباترین عناوین دنیای بازی ها هستند. مثل همیشه با معرفی ابتدایی بازی، این شماره از لیست را پی می گیریم. بازی Heavenly Sword که ساخت و انتشار آن را نینجا تئوری و شرکت سرگرمی های سونی برعهده داشتند، در سال ۲۰۰۷ در دسترس بازیبازان و علاقمندان در دنیا قرار گرفت و موفق شد تا نظر تمامی بازیبازان و منتقدین را به خود جلب کند. پلتفرم مقصد این بازی در زمان انتشار پلی استیشن ۳ بود. بازی از تمام جهات بسیار عالی عمل کرده بود و از جلوه های گرافیکی زیبا و منحصر به فرد تا گیم پلی بسیار سریع و پر از انواع و اقسام حملات مختلف، همه در بازی حضور داشتند و تجربه یک بازی لذتبخش را به بازیباز اعطا می کردند. مبارزات نیز در بازی به واقع لذت بخش و جذاب هستند و آن قدر متنوع و هیجان انگیز طراحی شده اند که همیشه از خدایتان است تا چندین دشمن به جای یکی دو نفر در اطرافتان باشند تا با ناریکوی قدرتمند و دوست داشتنی، آن ها را با انواع و اقسام ضربات سریع و برق آسا قلع و قمع کنید و زنجیره ای فوق العاده از حملات و کمبوهای به هم پیوسته را پدید آورید.

داستان این بازی حول کشمکش قهرمان و ضد قهرمان اصلی بازی یعنی ناریکو و پادشاهی ظالم می گردد که یکی سعی در حفظ شمشیر بهشتی و دیگری سعی در تصرف آن دارد و اتفاقات زیادی در این راه رقم می خورد که بازی را برای شما بسیار جذاب می کند و بستری مناسب برای مبارزات زیبا و لذتبخش بازی را فراهم می نماید. بدون شک یکی از عوامل اصلی موفقیت و زیبایی بازی Heavenly Sword، برخی از شخصیت های آن بودند که بار سنگینی را در داستان بازی به دوش می کشیدند.

سرانجام و از مجموع نظرات و نمراتی که مراجع مختلف گیمینگ به این بازی که در سبک هک اند اسلش طبقه بندی می شود، اعطا کردند، امتیاز متای ۷۹/۱۰۰ برای Heavenly Sword حاصل شد.  هر شخصی این بازی را تجربه کرده باشد تا همیشه نام آن، داستان آن، شخصیت های آن و روند بازی را به خاطر خواهد داشت و به وضوح وقتی آن را تجربه می کنید و سپس به امتیاز متای آن که ۷۹ است نگاه می کنید کاملا متعجب می شوید. متای ۷۹ بیانگر یک بازی خوب است، اما Heavenly Sword اصلا تنها یک بازی خوب نیست. یک عنوان فوق العاده زیبا و عالی است و یکی از برترین عناوین انحصاری در نسل هفتم است که برای کنسول پلی استیشن ۳ منتشر گردیده است و این را از تک تک کسانی که این بازی را تجربه کرده اند می توان شنید. داستان بازی حول محور دختری به نام ناریکو می‎ چرخد و دغدغه ‎ها و سختی‎ هایی که وی برای حفظ میراثی ارزشمند به نام “شمشیر بهشتی” برای جلوگیری از افتادن آن به دست پادشاهی شیطان صفت متحمل می ‎شود را دنبال می ‎کند و شما نیز باید در این مسیر او را یاری کنید. ناریکو دختری بسیار قدرتمند، با اراده و مهربان است که مسئولیت بسیار سنگینی را بر دوش خود می ‎بیند ولی ذره ‎ای نیز پا پس نمی ‎کشد و تا پای جان برای انجام صحیح این مسئولیت و ماموریت تلاش می‎کند و می ‎جنگد. در لحظاتی از بازی نیز شما کنترل دختری که مانند خواهر کوچک ناریکو است به نام kai را بر عهده می ‎گیرید که تنوع خوبی به بازی می بخشد.

اگر بخواهیم از عناوین انحصاری به یاد ماندنی کنسول پلی استیشن ۳ نام ببریم قطعا یکی از این عناوین بازی Heavenly Sword است و همچنین اگر بخواهیم در طول تاریخ بازی های رایانه ای از عناوینی نام ببریم که امتیاز متای آن ها به هیچ وجه بیانگر لذت و کیفیتشان نیست و کاملا در حق آن ها کم لطفی شده است، Heavenly Sword نیز قطعا یکی از این عناوین است. عنوانی که ساخته تیم هنرمند نینجا تئوری با هدایت اندی سرکیس است که بعد از این بازی نیز عناوین بی نظیر دیگری مثل Enslaved و HellBlade را به ما هدیه دادند که آن ها نیز از خاص ترین و زیباترین عناوین دنیای بازی ها هستند.

در اصل داستان این بازی حول کشمکش قهرمان و ضد قهرمان اصلی بازی یعنی ناریکو و پادشاهی ظالم می گردد که یکی سعی در حفظ شمشیر بهشتی و دیگری سعی در تصرف آن دارد و اتفاقات زیادی در این راه رقم می خورد که بازی را برای شما بسیار جذاب می کند و بستری مناسب برای مبارزات زیبا و لذتبخش بازی را فراهم می نماید. بدون شک یکی از عوامل اصلی موفقیت و زیبایی بازی Heavenly Sword، برخی از شخصیت های آن بودند که بار سنگینی را در داستان بازی به دوش می کشیدند. “شخصیت ‎پردازی‎ های بازی به خصوص در مورد چند شخصیت اصلی آن فوق‎ العاده است و این شخصیت ‎پردازی عالی سبب هر چه بیشتر جذاب شدن داستان نیز شده است. آنتاگونیست و نقش منفی اصلی این عنوان پادشاهی است که کاملا روح خود را به شیطان تقدیم کرده و قصد دارد تا با هر روشی و متوسل شدن به هر نوع ظلمی، شمشیر بهشتی را از دست قهرمان اصلی بازی که ناریکو نام دارد برباید. این پادشاه شیطان صفت که وی را در بازی با نام King Bohan می شناسیم بدون هیچ شک و شبهه ای بهترین و جذابترین شخصیت بازی است. بدون شک Heavenly Sword یکی از باکیفیت ترین عناوین انحصاری است که توسط یک سازنده ترد پارتی برای کنسول های پلی استیشن تولید شده است و موفق شد تا با انتشار خود یک تجربه جذاب را برای بازیبازان خلق نماید. این عنوان زیبا در مطلب امروز ما از “برترین بازی های انحصاری پلی استیشن که توسط سونی ساخته نشده‌اند” موفق به کسب جایگاه دوازدهم می شود.

۱۱ – Ratchet & Clank

Ratchet & Clank

سازنده: Insomniac Games

ناشر: Sony Interactive Entertainment

ژانر:  Action Adventure

تاریخ انتشار:  ۱۲ آپریل ۲۰۱۶

پلتفرم مقصد:  Playstation 4

امتیاز متا:  ۸۵/۱۰۰

Ratchet & Clank هم حالا دیگر جزو عناوینی است که استودیوی داخلی خود سونی یعنی اینسامنیاک ساخته است ولی خب در زمان انتشار این عنوان و عناوینی مثل اسپابدرمن هنوز این استودیو جزو سازنده های فرست پارتی سونی نبود و بنابراین بازی های استودیو اینسامنیاک که اتفاقا ۳ فرنچایز فوق العاده زیبای انحصاری سونی را هم ساخته است همگی در این مقاله دو قسمتی جای گرفته اند یعنی Ratchet & Clank و Resistance و Marvel’s Spider-Man. در این شماره صحبت از عنوان ریبوت فوق العاده زیبای Ratchet & Clank در سال ۲۰۱۶ است که به عنوان نماینده این سری در دو نسل اخیر در مطلب ما جای گرفته است. در ابتدا به معرفی کلی بازی می پردازیم. بازی Ratchet & Clank که ساخت و انتشار آن را Insomniac Games و شرکت سرگرمی های تعاملی سونی برعهده داشتند، در سال ۲۰۱۶ در دسترس بازیبازان و علاقمندان در دنیا قرار گرفت و موفق شد تا با ارائه یک بازسازی کامل و بی نقص از یکی از محبوب ترین عناوین سونی تا به امروز، نظر تمامی بازیبازان و منتقدین را به خود جلب کند و بارها توسط منابع و مراجع معتبر گیمینگ در دنیا مورد تحسین قرار گرفت. پلتفرم مقصد این بازی در زمان انتشار پلی استیشن ۴ بود. با ورود به نسل هشتم قطعا انتظار داشتیم که سونی یک نسخه از این سری را برای کنسول پلی استیشن ۴ هم معرفی کند که با توجه به این که قرار بود فیلم سینمایی Ratchet & Clank عرضه شود، سونی تصمیم گرفت تا بازی اول این سری را برای کنسول پلی استیشن ۴ ریمیک کرده و دوباره خاطرات طرفداران را زنده کند. در واقع  Ratchet & Clank سال ۲۰۱۶ یک نسخه Remake یا بازسازی کاملا جدید از عنوان اصلی سال ۲۰۰۲ بر روی پلی‌استیشن ۲ است که بر پایه فیلم سینمایی این سری است که خود بر پایه نسخه اول این بازی قرار داشت.

درست است بازی سال ۲۰۱۶ به عنوان نمیانده سری در لیست ما قرار گرفته است ولی در نسل هفتم و بر روی کنسول پلی استیشن ۳ هم شاهد برخی از برترین عناوین تاریخ این سری بودیم مانند عناوین Crack in Time وRatchet & Clank Future: Tools of Destruction. البته برترین این بازی ها در نسل هفتم که باعث خلق یکی از برترین انحصاری های تاریخ کنسول های پلی استیشن گردید، عنوان Ratchet & Clank Future: Tools of Destruction است که بازی کردن ان برای کسی که کنسول پلی استیشن ۳ را داشته باشد به اندازه بازی کردن برترین انحصاری های این کنسول مانند خدای جنگ ۳ و … لازم و ضروری است و اصلا و ابدا فکر نکنید که این حرف بویی از اغراق در خود داشته باشد بلکه ۲ ساعت این بازی را تجربه کنید تا متوجه حرف من شوید.

 استودیو اینسامنیاک گیمز در بازی Ratchet & Clank مثل تمامی عناوین قبلی این فرنچایز، معنای خالص سبک اکشن ماجرایی را پیاده کرده است و در این بازی لذت ناب یک اکشن ماجرایی واقعی و استاندارد را می تواند تجربه نمایید آن هم با تنوع فوق العاده بالا و هیجان انگیز. با توجه به این که این نسخه ریمیک بازی نخست سری است در آن شاهد ملاقات اولیه Lombax (همان Ratchet خودمان) با دوست مکانیکی عزیزش (Clank) هستیم که  می‌باشد. گیم‌ پلی بازی همان جذابیت و سرگرم‌کنندگی همیشه را  داراست. با همان لیست عجیب و غریب و تیپیکال از اسلحه‌ها و گجت‌ های خاص این فرنچایز و گرافیکی زیبا که به مانند یک فیلم انیمیشن فوق العاده است. تمامی معماهای بازی و چالش های آن و راه های مخفی و … توسط سلاح ها و گجت های مختلفی که در بازی کم کم دریافت می کنید از پیش رو برداشته می شوند و در بسیاری از مراحل قسمت هایی هستند که در بار اول هنوز گجت مورد نیاز آن ها را در اختیار ندارید و باید بعدا به آن ها بازگردید تا این گونه ارزش تکرار بازی نیز بسیار بسیار بالا برود.  نقطه قوت عناوین این سری که در واقع نقطه قوت اینسامنیاک گیمز نیز هست تنوع بی نظیر و ساخت نبوغ آمیز اسلحه ها در این فرنچایز است که در هیچ عنوان دیگری این تعداد سلاح عجیب و بی نظیر را مشاهده نخواهید کرد، آن هم سلاح هایی که هر بار و تا چندین درجه ارتقا می یابند و تغییر کاربری می دهند و همه چیز آنها عوض می شود. هر سلاح انواع بسیار عجیب و جالبی از شلیک کردن دارد و کارایی های خیلی جذابی نیز دارند از وادار کردن دشمنان به رقصیدن تا بسیاری کارها و تاثیرات جالب که بازی را برای شما فوق العاده لذتبخش می کنند. هر چیزی که یک بازی در سبک اکشن ماجرایی داشته باشد را در بازی Ratchet & Clank مشاهده می کنید و خودتان این را بعد از یکی دو ساعت بازی کردن کاملا در خواهید یافت.

استودیو اینسامنیاک گیمز در بازی Ratchet & Clank مثل تمامی عناوین قبلی این فرنچایز، معنای خالص سبک اکشن ماجرایی را پیاده کرده است و در این بازی لذت ناب یک اکشن ماجرایی واقعی و استاندارد را می تواند تجربه نمایید آن هم با تنوع فوق العاده بالا و هیجان انگیز. با توجه به این که این نسخه ریمیک بازی نخست سری است در آن شاهد ملاقات اولیه Lombax (همان Ratchet خودمان) با دوست مکانیکی عزیزش (Clank) هستیم که  می‌باشد. گیم‌ پلی بازی همان جذابیت و سرگرم‌کنندگی همیشه را  داراست. با همان لیست عجیب و غریب و تیپیکال از اسلحه‌ها و گجت‌ های خاص این فرنچایز و گرافیکی زیبا که به مانند یک فیلم انیمیشن فوق العاده است. تمامی معماهای بازی و چالش های آن و راه های مخفی و … توسط سلاح ها و گجت های مختلفی که در بازی کم کم دریافت می کنید از پیش رو برداشته می شوند و در بسیاری از مراحل قسمت هایی هستند که در بار اول هنوز گجت مورد نیاز آن ها را در اختیار ندارید و باید بعدا به آن ها بازگردید تا این گونه ارزش تکرار بازی نیز بسیار بسیار بالا برود.

سرانجام و از مجموع نظرات و نمراتی که مراجع مختلف گیمینگ به این بازی که در سبک اکشن ماجرایی طبقه بندی می شود، اعطا کردند، امتیاز متای عالی ۸۵/۱۰۰ برای Ratchet & Clank حاصل شد تا به عنوان یک بازی بسیار موفق نامش در دفتر تاریخ بازی های ویدئویی ثبت گردد. وقتی عنوانی با این سبک گرافیکی و کارتونی در نسل هشتم با این منتقدهای عجیب و غریب امتیاز متای ۸۵ را دریافت می کند می دانید یعنی چه؟ یعنی با یک بازی معرکه طرف هستیم. دوستان عزیز یک نکته را هم باید خدمت شما عرض کنم و آن این است که درست است بازی سال ۲۰۱۶ به عنوان نمیانده سری در لیست ما قرار گرفته است ولی در نسل هفتم و بر روی کنسول پلی استیشن ۳ هم شاهد برخی از برترین عناوین تاریخ این سری بودیم مانند عناوین Crack in Time وRatchet & Clank Future: Tools of Destruction. البته برترین این بازی ها در نسل هفتم که باعث خلق یکی از برترین انحصاری های تاریخ کنسول های پلی استیشن گردید، عنوان Ratchet & Clank Future: Tools of Destruction است که بازی کردن ان برای کسی که کنسول پلی استیشن ۳ را داشته باشد به اندازه بازی کردن برترین انحصاری های این کنسول مانند خدای جنگ ۳ و … لازم و ضروری است و اصلا و ابدا فکر نکنید که این حرف بویی از اغراق در خود داشته باشد بلکه ۲ ساعت این بازی را تجربه کنید تا متوجه حرف من شوید. خیلی راحت باید اعتراف کنم که تجربه کردن تقریبا تمامی عناوین سری Ratchet & Clank از بهترین و شیرین ترین تجربه های اکشن ماجرایی دوران گیمری من بوده اند و واقعا بازی های این فرنچایز لذت واقعی یک بازی فوق العاده عالی را حتی به بازیبازهای هاردکور و حرفه ای ارائه می دهند. اگر لحظه ای، فقط لحظه ای فکر کنید که عناوین Ratchet & Clank به خاطر ظاهر و سبک گرافیکی آن ها عناوینی مناسب سن پایین هستند و برای گیمرهای هاردکور مناسب نیستند یکی از بزرگترین اشتباه های زندگیتان را مرتکب شده اید. در نهایت باید بگویم بدون شک Ratchet & Clank یکی از باکیفیت ترین عناوین انحصاری است که توسط یک سازنده ترد پارتی برای کنسول های پلی استیشن تولید شده است و موفق شد تا با انتشار خود یک تجربه جذاب را برای بازیبازان خلق نماید. این عنوان زیبا در مطلب امروز ما از “برترین بازی های انحصاری پلی استیشن که توسط سونی ساخته نشده‌اند” موفق به کسب جایگاه یازدهم می شود.

۱۰ – Journey

۱۳۴۶۴۷۹۰۴۵۷۷۳۹۶۶۰۰_resized

Journey

سازنده: thatgamecompany

ناشر: Sony Interactive Entertainment

ژانر: Adventure

تاریخ انتشار: ۱۳ مارج ۲۰۱۲

پلتفرم مقصد: Playstation 3 – Playstation 4

امتیاز متا: ۹۲/۱۰۰

بدون مقدمه به سراغ معرفی این بازی می رویم. بازی Journey که ساخت و انتشار آن را thatgamecompany و شرکت سرگرمی های سونی برعهده داشتند، در سال ۲۰۱۲ در دسترس بازیبازان و علاقمندان در دنیا قرار گرفت و موفق شد تا با خلق یک تجربه بی نهایت یونیک و خاص، نظر تمامی بازیبازان و منتقدین را به خود جلب کند و بارها توسط منابع و مراجع معتبر گیمینگ در دنیا مورد تحسین قرار گرفت. پلتفرم مقصد این بازی در زمان انتشار پلی استیشن ۳ بود.  این عنوان به صورت دیجیتالی منتشر شده بود اما یک نسخه فیزیکی “Collector’s Edition” شامل این بازی و دو شاهکار قبلی این سازنده نیز در سال ۲۰۱۲ منتشر گردید. نسخه دیجیتالی Journey در جولای ۲۰۱۵ برای کنسول پلی استیشن ۴ عرضه شد و در اکتبر همان سال نسخه فیزیکی آن نیز منتشر گردید.. بازی های Thatgamecompany به قدری زیبا، خاص، جذاب و دوست داشتنی هستند که همه به جای گفتن نام استودیو، با بازی هایش آن را مثال خواهند زد و البته همین روش هم باعث می شود تا نام سازنده بیان شود یعنی Thatgamecompany (سازنده همون بازیه). عناوین Thatgamecompany بیشتر به عنوان یک تجربه آرام بخش و شادی آور برای مخاطبانشان طراحی شده اند تا به عنوان یک بازی رایانه ای چالش برانگیز. بازی Flower قبل از خلق دیگر شاهکار این استودیو یعنی Journey که در این مطلب مورد بحث ماست خلق شد و در سال ۲۰۰۹ برای کنسول PlayStation 3 منتشر گردید که این بازی نیز یکی از برترین انحصاری های این کنسول محسوب می شود و البته بعدها به مانند Journey  در اختیار کاربران PlayStation 4 و PlayStation Vita نیز قرار گرفت تا از لذت تجربه این عنوان به غایت زیبا محروم نشوند. بهترین القاب برای بازی های این سازنده “خاص” بودن است، حال چه بازی Journey باشد و چه Flower و … در درجه بعدی نیز باید به زیبایی بصری فوق العاده عناوین این سازنده اشاره کرد که زیبایی بصری بازی های آن ها نیز خاص است و به طرز خاصی زیباست. در راس عناوین بی نظیر این شرکت از لحاظ موفقیت و بازخوردهای عالی و فروش و …، بدون شک بازی Journey است که به واقع و به معنای واقعی کلمه مظهر زیبایی است. زیبایی Journey وقتی که به عمق آن می روید شگفت انگیز است و به قدری مسحور کننده است که دوست ندارید چشم از صفحه تلوبزبون برداربد و محو آن می شوید. Journey از آن دست عناوینی است نشان می دهد وقتی بازی با عشق ساخته شود دیگر نیاز به اکسیر خاصی ندارد و در جای جای آن گویی بذر لذت کاشته می شود.

Journey یک بازی روح افزا، فوق العاده زیبا و بی نهایت آرامش بخش است که به مانند دیگر بازی های این سازنده نظیر آن در دنیای بازی های رایانه ای وجود ندارد و یک عنوان کاملا یونیک و منحصر به فرد محسوب می گردد. Journey یک سفر واقعی به عمق روح و ذات و اصالت هنر است و شما را شگفت زده، عاشق و مبهوت خود خواهد کرد. همه چیز این بازی به کنار، فقط و فقط ۱ دقیقه به موسیقی بی نظیر و شاهکار این بازی گوش دهید تا دیگر نتوانید از آن جدا شوید. Austin Wintory چنان شاهکاری در موسیقی این بازی از خود بر جای گذاشته که انگار روح بازیبازان را جادو می کند. موسیقی که به حق کاندید جایزه گرمی نیز شد و یکی از برترین و شنیدنی ترین ساندترک های تاریخ بازی های رایانه ای را رقم زد. در بازی، موسیقی با توجه به حرکات بازیباز به صورت داینامیک واکنش نشان می دهد و بسیار عالی عمل می کند.

سرانجام و از مجموع نظرات و نمراتی که مراجع مختلف گیمینگ به Journey که در سبک ماجرایی طبقه بندی می شود، اعطا کردند، امتیاز متای عالی ۹۲/۱۰۰ برای Journey حاصل شد تا به عنوان یک بازی بسیار موفق نامش در دفتر تاریخ بازی های ویدئویی ثبت گردد. البته موفقیت Journey فراتر از نقدهای عالی و نمرات کامل بود و همه جا از آن به عنوان یک شاهکار بی تکرار و بی رقیب و بی نهایت زیبا و یک اثر هنری محض یاد می شد. بسیاری از مجامع گیمینگ در دنیا از Journey به عنوان “one of the greatest games of all time” یا یکی از برترین بازی های تاریخ یاد کرده اند و توسط بسیاری از مراجع معتبر جایزه برترین بازی سال ۲۰۱۲ به این شاهکار تعلق گرفت. در این بازی شما کنترل یک شخصیت رداپوش رو بر عهده می گیرید که تقریبا بر روی هوا معلق است و در یک بیابان خیلی وسیع و عظیم قرار دارد و باید به سمت یک کوه که در دوردست ها دیده میشود حرکت کند. دیگر بازیبازانی هم که در این سفر قرار دارند به صورت تصادفی ممکن است با هم برخورد کنند و با همدیگر ارتباط برقرار کرده و به هم در این سفر کمک کنند. اما ارتباط آنها از طریق راه های معمول مثل صحبت کردن و متن و .. نمی تواند انجام شود و حتی نام هم را نیز نمی توانند ببینند. تنها راه ارتباط آنها به وسیله یک سری قطعات موسیقی است. در بازی و در طول مراحل یک سری قطعات لباس قرمز رنگ می یابید که استفاده از آنها باعث می شود تا شخصیت بازی بتواند مدت کوتاهی در هوا به پرواز در آید. سازندگان بازی قصد داشته اند تا به بازیباز حس کوچک بودن در برابر یک دنیای بزرگ و همچنین شگفت زده شدن را القا کنند که کاملا در این امر موفق بوده اند و همچنین در بازی یک حس بسیار غریب و احساسی وجود دارد بین بازیبازانی که در این سفر هم را می بینند و بدون این که هیچ چیزی از هم بدانند و صحبت کنند و هم را ببینند و حتی نام هم را بدانند، با یکدیگر همسفر شده و به هم کمک می کنند.

عناوین Thatgamecompany بیشتر به عنوان یک تجربه آرام بخش و شادی آور برای مخاطبانشان طراحی شده اند تا به عنوان یک بازی رایانه ای چالش برانگیز. بازی Flower قبل از خلق دیگر شاهکار این استودیو یعنی Journey خلق شد و این بازی نیز یکی از برترین انحصاری های این کنسول محسوب می شود. بهترین القاب برای بازی های این سازنده “خاص” بودن است، حال چه بازی Journey باشد و چه Flower و … در درجه بعدی نیز باید به زیبایی بصری فوق العاده عناوین این سازنده اشاره کرد که زیبایی بصری بازی های آن ها نیز خاص است و به طرز خاصی زیباست. در راس عناوین بی نظیر این شرکت از لحاظ موفقیت و بازخوردهای عالی و فروش و …، بدون شک بازی Journey است که به واقع و به معنای واقعی کلمه مظهر زیبایی است. زیبایی Journey وقتی که به عمق آن می روید شگفت انگیز است و به قدری مسحور کننده است که دوست ندارید چشم از صفحه تلوبزبون برداربد و محو آن می شوید. Journey از آن دست عناوینی است نشان می دهد وقتی بازی با عشق ساخته شود دیگر نیاز به اکسیر خاصی ندارد و در جای جای آن گویی بذر لذت کاشته می شود.

  Journey یک بازی روح افزا، فوق العاده زیبا و بی نهایت آرامش بخش است که به مانند دیگر بازی های این سازنده نظیر آن در دنیای بازی های رایانه ای وجود ندارد و یک عنوان کاملا یونیک و منحصر به فرد محسوب می گردد. Journey یک سفر واقعی به عمق روح و ذات و اصالت هنر است و شما را شگفت زده، عاشق و مبهوت خود خواهد کرد. همه چیز این بازی به کنار، فقط و فقط ۱ دقیقه به موسیقی بی نظیر و شاهکار این بازی گوش دهید تا دیگر نتوانید از آن جدا شوید. Austin Wintory چنان شاهکاری در موسیقی این بازی از خود بر جای گذاشته که انگار روح بازیبازان را جادو می کند. موسیقی که به حق کاندید جایزه گرمی نیز شد و یکی از برترین و شنیدنی ترین ساندترک های تاریخ بازی های رایانه ای را رقم زد. در بازی، موسیقی با توجه به حرکات بازیباز به صورت داینامیک واکنش نشان می دهد و بسیار عالی عمل می کند. اگر بخواهید که کمی احساس آرامش کنید و مدت هر چند کوتاهی از کشت و کشتار و اکشن به دور باشید، Journey، همان سفری است که می توانید به آن پناه ببرید و روح خود را در آن رها کنید تا سبک بال در دنیای بازی به حرکت در ایید و با دیگر مسافران این دنیای بی نظیر سفری را تجربه کنید که نه مانند آن را تاکنون تجربه کرده اید و نه تجربه خواهید کرد. بدون شک Journey یکی از باکیفیت ترین عناوین انحصاری است که توسط یک سازنده ترد پارتی برای کنسول های پلی استیشن تولید شده است و موفق شد تا با انتشار خود یک تجربه جذاب را برای بازیبازان خلق نماید. این عنوان زیبا در مطلب امروز ما از “برترین بازی های انحصاری پلی استیشن که توسط سونی ساخته نشده‌اند” موفق به کسب جایگاه دهم می شود.

۹ – Ninja Gaiden Sigma

۲۶۰۵۵۵۷-ninja-gaiden-sigma-ps3-cover

Ninja Gaiden Sigma

سازنده: Team Ninja, Tecmo

ناشر: Tecmo, Koei Tecmo, Eidos Interactive

ژانر: Hack ‘n Slash

تاریخ انتشار: ۲۴ ژوئن ۲۰۰۷

پلتفرم مقصد: Playstation 3

امتیاز متا: ۸۸/۱۰۰

این هنر یک سازنده این است که عنوانی را بسیار بسیار سخت بسازد اما از طرفی نیز کاری کند که نتوان آن را رها کرد و و با وجود سختی بالا به آن دلبسته شوید که شاخص ترین مثال این گونه عناوین سری سولز و  نیجا گایدن هستند. در این بخش از لیست صحبت از نسخه Ninja Gaiden Sigma است که یک بازی انحصاری برای کنسول پلی استیشن ۳ محسوب می شود. اجازه دهید تا در ابتدا بازی را به طور کامل معرفی کنیم. بازی Ninja Gaiden Sigma که ساخت و انتشار آن را تیم‌نینجا و Koei Tecmo برعهده داشتند، در سال ۲۰۰۷ در دسترس بازیبازان و علاقمندان در دنیا قرار گرفت و موفق شد تا نظر تمامی بازیبازان و منتقدین را به خود جلب کند و بارها توسط منابع و مراجع معتبر گیمینگ در دنیا مورد تحسین قرار گرفت. پلتفرم مقصد این بازی در زمان انتشار، پلی استیشن ۳ بود. لازم به ذکر است که این بازی در حقیقت نسخه ارتقا یافته و کاملتر از بازی اصلی Ninja Gaiden است که سال ۲۰۰۴ انحصارا برای ایکس باکس منتشر شده بود و وقتی که به روی کنسول پلی استیشن آمد نام سیگما را به خود گرفت. همچنین یک نسخه از این بازی با نام Ninja Gaiden Sigma Plus نیز برای کنسول دستی پلی استیشن ویتا منتشر گردید که از عناوین خوب این کنسول دستی قدرتمند محسوب می شود.

به طور کلی باید گفت همیشه هر جایی که صحبت از سخت ترین یا خشن ترین عناوین تاریخ باشد نام سری Ninja Gaiden دیده می شود، هر جا بحث از برترین هک اند اسلش های تاریخ باشد باز هم نام Ninja Gaiden در بین برترین ها مطرح است و همواره از این سری محبوب به عنوان یکی از فرنچایزهای موفق و دوست داشتنی بازی های رایانه ای در دنیا نام برده می شود. اکنون نیز سازندگان این سری در تیم نینجا که تبحر خاصی در ساخت عناوین سخت ولی معرکه دارند در حال ساخت بازی بسیار مورد انتظار Nioh ۲ بعد از موفقیت عنوان اول هستند که یک بازی سخت با استایل هنری خاص خود است که زمان زیادی هم تا انتشار آن باقی نمانده است.

سرانجام و از مجموع نظرات و نمراتی که مراجع مختلف گیمینگ به این بازی که در سبک اکشن ماجرایی و هک اند اسلش طبقه بندی می شود، اعطا کردند، امتیاز متای عالی ۸۸/۱۰۰ برای Ninja Gaiden Sigma حاصل شد تا به عنوان یک بازی بسیار موفق نامش در دفتر تاریخ بازی های ویدئویی ثبت گردد. این بازی بر روی پلی استیشن ۳ با استقبال خیلی خوبی مواجه شد و حتی نسخه سیگما ۲ نیز برای این کنسول ساخته و منتشر شد. دو المان اساسی و نقاط عطف عناوین سری Ninja Gaiden درجه سختی بسیار بالای بازی و سپس باس فایت‌ های شاهکار آن هستند.  به معنای واقعی باس فایت های این عناوین ترسناک‌ و دشوار و گاهی آزار دهنده‌ هستند. بعد از این که هزاران بار در بازی می‌مردید بازی از شما سوال می‌کرد که آیا می‌خواهید درجه سختی پایین‌تر بیاید یا خیر، که این یک ضربه اساسی به غرور و عزت نفس بازیباز بود و او را خرد می‌کرد!  در نسخه سیگما شاهد اضافات مختلفی بودیم که علاوه بر حرکات و فنون و ارتقاهای جدید و آیتم های جدید، مهمترین آنها یک شخصیت جدید به نام ریچل است که با انتخاب وی می توانید یک داستان متفاوت را تجربه نمایید. Ninja Gaiden Sigma یک بازی بسیار چالش‌برانگیز و سخت است که نفس شما را می‌گیرد و  قطعا در طی انجام بازی دل خوشی از سازندگان آن نخواهید داشت و آن‌ها را مورد الطاف خود قرار می‌دهید و یا داده‌اید.

دو المان اساسی و نقاط عطف عناوین سری Ninja Gaiden درجه سختی بسیار بالای بازی و سپس باس فایت‌ های شاهکار آن هستند.  به معنای واقعی باس فایت های این عناوین ترسناک‌ و دشوار و گاهی آزار دهنده‌ هستند. بعد از این که هزاران بار در بازی می‌مردید بازی از شما سوال می‌کرد که آیا می‌خواهید درجه سختی پایین‌تر بیاید یا خیر، که این یک ضربه اساسی به غرور و عزت نفس بازیباز بود و او را خرد می‌کرد!

همچنین بازی از درجه خشونت بسیار بالایی نیز برخوردار است که این خشونت نیز از امضاهای خاص عناوین این سری به شمار می رود و قطع کردن اعضای بدن و بریدن سر و دست و پا به صورت خیلی منظم و دقیق! از هنرهای رزم و شمشیرزنی جناب ریو هایابوسا محسوب می شود که البته ما برای او انجام می دهیم وگرنه آن بیچاره که یک جا نشسته است و ما او را وادار به این اعمال خشونت آمیز و تروریستی می کنیم!  به طور کلی باید گفت همیشه هر جایی که صحبت از سخت ترین یا خشن ترین عناوین تاریخ باشد نام سری Ninja Gaiden دیده می شود، هر جا بحث از برترین هک اند اسلش های تاریخ باشد باز هم نام Ninja Gaiden در بین برترین ها مطرح است و همواره از این سری محبوب به عنوان یکی از فرنچایزهای موفق و دوست داشتنی بازی های رایانه ای در دنیا نام برده می شود. اکنون نیز سازندگان این سری در تیم نینجا که تبحر خاصی در ساخت عناوین سخت ولی معرکه دارند در حال ساخت بازی بسیار مورد انتظار Nioh ۲ بعد از موفقیت عنوان اول هستند که یک بازی سخت با استایل هنری خاص خود است که زمان زیادی هم تا انتشار آن باقی نمانده است. در نهایت باید گفت  بدون شک Ninja Gaiden Sigma یکی از باکیفیت ترین عناوین انحصاری است که توسط یک سازنده ترد پارتی برای کنسول های پلی استیشن تولید شده است و موفق شد تا با انتشار خود یک تجربه جذاب را برای بازیبازان خلق نماید. این عنوان زیبا در مطلب امروز ما از “برترین بازی های انحصاری پلی استیشن که توسط سونی ساخته نشده‌اند” موفق به کسب جایگاه نهم می شود.

12345678910(41 رای, میانگین آرا 8٫51 از 10 )
Loading...

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید