قلمروی ذهن پایانی ندارد… | نگاهی به برترین بازی‌های مستقل در نسل هشتم

۴ دی ۱۳۹۸ - ۱۸:۰۰

تقریباً هر زمینه ای از هنر را که در نظر بگیریم، دو قطب اساسی وجود دارد که یکدیگر را تکمیل می کنند. یکی از این قطب ها، قطب هنرمندان مستقل در آن زمینه اند که با بودجه ی کمتر و در تیم های کوچک تر یا به شکل انفرادی فعالیت می کنند و دسته ی دیگر، دسته ی هنرمندانی هستند که از نظر مالی از سمت ناشر حمایت می شوند. هر کدام از این دو قطب، نقاط قوت و ضعف خود را دارند و برای همین است که به هر دوی آن ها نیاز داریم. برای مثال دنیای سینما را در نظر بگیرید. وقتی کارگردانی مانند تارانتینو می خواهد فیلم بسازد، از همه طرف حمایت می شود، بودجه ی فراتر از کافی به او می دهند و می تواند بهترین بازیگرها را در فیلم های خود بازی دهد. مطمئناً بیننده هم دوست دارد هنرپیشه های معروفی را که قبلاً در فیلم های مورد علاقه اش بازی کرده اند ببیند. اما گاهی اوقات این بودجه ی زیاد، فقط صرف تشریفات می شود و نتیجه اش می شود فیلمی مانند Once Upon a Time in Hollywood که اگر بخاطر اسم بازیگران و کارگردان نبود، شاید خیلی ها نیمه کاره رهایش می کردند. این نشان می دهد کارگردان خلاق و زبردستی مانند تارانتینو هم بیش از هر چیز دیگر به ایده ی جدید احتیاج دارد. حالا همین موضوع را در جهان بازی ها در نظر بگیرید. بازی های بزرگی Mafia III یا Battlefield V که مطمئناً از نظر بودجه تکمیل هستند و می توانند بهترین گزینه ها را استخدام کنند، به بازی های تکراری و خسته کننده ای تبدیل می شوند که با وجود موفقیت های مالی، نمی توانند به اثرات هنری ماندگار تبدیل شوند. در عوض بازی هایی مانند Disco Elysium و Hellblade می آیند و با هزینه های کمتر و تیم های کوچک تر، انقلاب ایجاد می کنند. در ساخت بازی های بزرگ و به اصطلاح صنعتی، قدرت ریسک بازیسازان هم پایین می آید. شرکت های بازیسازی بزرگ، معمولاً نمی خواهند چیز عمده ای را در بازی خود تغییر دهند یا اگر این کار را بکنند بیشتر در جهتی است که موج هم به همان جهت می رود. چون یک تغییر کوچک می تواند طرفداران را عصبانی و فروش بازی را چند میلیون دلار این طرف و آن طرف کند. آن ها باید اول مطمئن شوند که ایده ی جدیدشان سوددهی بالایی دارد و سپس دست به تولید آن بزنند. این یکی از عواملی است که گاهاً می تواند محصولات شرکت های بزرگ را سفارشی و بی روح کند. در عوض بودجه های کلان و تیم های مجربی که این شرکت ها در اختیار دارند، در صورت وجود ایده می تواند انفجاری در صنعت بازی به وجود بیاورد و بازی هایی مانند ویچر ۳، لست آو آس یا رد دد ریدمپشن را به جهان هدیه کند.

بازی های بزرگی Mafia III یا Battlefield V که مطمئناً از نظر بودجه تکمیل هستند و می توانند بهترین گزینه ها را استخدام کنند، به بازی های تکراری و خسته کننده ای تبدیل می شوند که با وجود موفقیت های مالی، نمی توانند به اثرات هنری ماندگار تبدیل شوند. در عوض بازی هایی مانند Disco Elysium و Hellblade می آیند و با هزینه های کمتر و تیم های کوچک تر، انقلاب ایجاد می کنند. در ساخت بازی های بزرگ و به اصطلاح صنعتی، قدرت ریسک بازیسازان هم پایین می آید. شرکت های بازیسازی بزرگ، معمولاً نمی خواهند چیز عمده ای را در بازی خود تغییر دهند یا اگر این کار را بکنند بیشتر در جهتی است که موج هم به همان جهت می رود. چون یک تغییر کوچک می تواند طرفداران را عصبانی و فروش بازی را چند میلیون دلار این طرف و آن طرف کند. آن ها باید اول مطمئن شوند که ایده ی جدیدشان سوددهی بالایی دارد و سپس دست به تولید آن بزنند.

در مقابل بازی های مستقل وجود دارند. سازندگان این بازی ها برخلاف دسته ی اول معمولاً تحت فشار رسانه ها و مخاطبین نیستند و همه می دانند با بودجه های پایین تر، نباید انتظار گرافیک واقع گرایانه یا فیزیک طبیعی داشته باشند. پشت این بازی ها نه ناشرهای بزرگ هستند که آن ها را تبلیغ کنند و نه بسیاری از سایت ها و مجلات بازی این عناوین را بررسی می کنند. اما این روند در سال های اخیر و بخصوص در نسل هشتم تغییراتی کرده است. همانطور که آقای رجینالد فلیس امه (Reginald Flis-Aime)، یا آنطور که طرفداران صدایش می زنند «رِجی»، در مراسم گیم اواردز ۲۰۱۹ هم اشاره کرد، شاید بازی های مستقل مهمترین مقوله در کل صنعت باشند. اولاً بخاطر اینکه هر بازی سازی بالاخره یک روز به شکل مستقل کار کرده و بعد به کمپانی های معروف و بزرگ پا گذاشته و دوماً، نبود این فشار رسانه ای، باعث می شود این سازندگان خیلی از جاها نترس تر و بی پرواتر از استودیوهای بزرگ عمل کنند. اگر در چند سال اخیر، نامزدهای تاثیرگذارترین بازی های سال را دنبال کرده باشید، می دانید اکثریت این بازی ها از بازی های مستقل بوده اند. ایده های بزرگی که شاید کمپانی های بزرگ بخاطر بازده مالی به آن نه می گفتند، در قالب بازی های مستقل پا به عرصه ی حیات گذاشته اند و عبارت «بازی به عنوان هنر» را از ابتدا معنا کرده اند. با بازی های مستقل فکر کرده ایم، حس کرده ایم و در دنیای بی کرانشان غرق شده ایم. دیده ایم که ذهن انسان تا کجاها می تواند پیش رود و بازی را نه فقط به عنوان یک سرگرمی، که به عنوان یک شاخه از هنر شناخته ایم.

سازندگان این بازی ها برخلاف دسته ی اول معمولاً تحت فشار رسانه ها و مخاطبین نیستند و همه می دانند با بودجه های پایین تر، نباید انتظار گرافیک واقع گرایانه یا فیزیک طبیعی داشته باشند. پشت این بازی ها نه ناشرهای بزرگ هستند که آن ها را تبلیغ کنند و نه بسیاری از سایت ها و مجلات بازی این بازی ها را بررسی می کنند. اما این روند در سال های اخیر و بخصوص در نسل هشتم تغییراتی کرده است. همانطور که آقای رجینالد فلیس امه (Reginald Flis-Aime)، یا آنطور که طرفداران صدایش می زنند «رِجی»، در مراسم گیم اواردز ۲۰۱۹ هم اشاره کرد، شاید بازی های مستقل مهمترین مقوله در کل صنعت باشند. اولاً بخاطر اینکه هر بازی سازی بالاخره یک روز به شکل مستقل کار کرده و بعد به کمپانی های معروف و بزرگ پا گذاشته و دوماً، نبود این فشار رسانه ای، باعث می شود این سازندگان خیلی از جاها نترس تر و بی پرواتر از استودیوهای بزرگ عمل کنند.

بنابراین در این مقاله، نگاهی خواهیم داشت به برترین بازی های مستقل در نسل هشتم تا مروری بر این مقوله ی مهم داشته باشیم. به علت تعداد بسیار زیاد بازی های مستقل، نام بردن از همه ی آن ها غیر ممکن است. همچنین به علت بررسی ۶ سال متوالی، حجم مقاله اجازه نمی دهد که از همه ی بازی ها اسم ببریم. بنابراین در این مقاله سعی شده نگاهی به جریان‌سازترین و برترین آثار داشته باشیم و بقیه را به شما خوانندگان عزیز بسپاریم تا ما را در بخش نظرات یاری کنید. همچنین در این مقاله، هدف تهیه ی یک لیست چند برتر نبوده، بلکه قصد داشته ایم بازی های مستقل را در نسل هشتم ارزیابی کنیم. خب، بدون سخن بیشتر به سراغ بازی ها می رویم. در ادامه با من و گیمفا همراه باشید!

۲۰۱۴

اگر از اواخر سال ۲۰۱۳ صرف نظر کنیم، سال ۲۰۱۴ اولین سال نسل هشتم به حساب می آید. سال ۲۰۱۴ نسبت به ۵ سال دیگرِ نسل هشتم، سال خیلی پرباری برای بازی های مستقل نبود و عناوین برجسته ی کمتری از سوی بازی سازان مستقل عرضه شدند. اما چند عنوان بودند که هنوز هم از محبوبیت برخوردارند و وقتی سخن از بازی های مستقل این سال می آید، می درخشند.

یکی از سرگرم کننده ترین یا به اصطلاح فان ترین بازی هایی که در این نسل عرضه شد، بدون شک Goat Simulator بود. احتمالاً تا به حال شبیه سازهای بسیاری مانند Sims یا F1 را بازی کرده اید یا اگر هم بازی نکرده باشید، نام بسیاری از آن ها را مانند Farming Simulator را شنیده اید. کلاً بازی های شبیه ساز یا Simulator، بازی هایی نیستند که همه به آن ها علاقه نشان دهند. برخی از آن ها مانند F1 از کیفیت و محبوبیت بسیار بیشتری برخوردارند، اما در کل می توان گفت شبیه سازها، بازی های کاملاً سلیقه ای هستند که دسته ی بسیار خاصی را مخاطب قرار می دهند. اما نه هر شبیه سازی! «شبیه ساز بُز» یا Goat Simulator بازی ای بود که شما را در نقش یک بز قرار می داد که می توانستید با او بدوید، بپرید، از در و دیوار بالا بروید و کلاً کارهایی بکنید که فقط یک بز می تواند انجام دهد. بین بازی های اکشن بسیاری که در این سال ساخته شد، Goat Simulator که ساخته ی استودیوی مستقل Coffee Stain بود، بیش از خیلی بازی های دیگر صدا کرد. این بازی که اول به عنوان یک جوک توسط این تیم خلاق ساخته شده بود، از سوی مردم بسیار مورد استقبال قرار گرفت و این بود که یکی از خنده دارترین و در عین حال جالب ترین بازی های دنیا تولید شد.

«شبیه ساز بُز» یا Goat Simulator بازی ای بود که شما را در نقش یک بز قرار می داد که می توانستید با او بدوید، بپرید، از در و دیوار بالا بروید و کلاً کارهایی بکنید که فقط یک بز می تواند انجام دهد. بین بازی های اکشن بسیاری که در این سال ساخته شد، Goat Simulator که ساخته ی استودیوی مستقل Coffee Stain بود، بیش از خیلی بازی های دیگر صدا کرد. این بازی که اول به عنوان یک جوک توسط این تیم خلاق ساخته شده بود، از سوی مردم بسیار مورد استقبال قرار گرفت و این بود که یکی از خنده دارترین و در عین حال جالب ترین بازی های دنیا تولید شد.

در همین سال بازی Transistor را داشتیم که در E3 معرفی شده و از همان تریلر اولش تبدیل شد به یکی از موردانتظارترین بازی های سال ۲۰۱۴. ترانزیستور یک بازی اکشن نقش آفرینی بود که از زاویه ی ایزومتریک روایت می شد و استودیوی سازنده و ناشر آن Supergiant Games بود. جامعه ی گیمری، این استودیو را با بازی زیبای Bastion می شناخت که در سال ۲۰۱۱ به بازار آمد و یکی از بهترین بازی های مستقل همان سال لقب گرفت. ترانزیستور جزو اولین بازی های مستقلی بود که روی کنسول پلی استیشن ۴ هم منتشر شد و همین تک پلتفرمه نبودن آن، باعث فروش بیشتر این بازی شد. بعدها این بازی به جز PC و PS4 برای لینوکس، iOS، نینتندو سوییچ و مکینتاش هم منتشر شد تا بازیبازان بیشتری بتوانند داستان رِد (RED)، شخصیت اصلی بازی را که دختری خواننده بود، دنبال کنند. میانگین متاهای ترانزیستور روی پلتفرم های مختلف چیزی نزدیک به ۸۵ است و تا آخر سال ۲۰۱۵ چیزی حدود ۱ میلیون نسخه فروش داشته است.

ترانزیستور جزو اولین بازی های مستقلی بود که روی کنسول پلی استیشن ۴ هم منتشر شد و همین تک پلتفرمه نبودن آن، باعث فروش بیشتر این بازی شد. بعدها این بازی به جز PC و PS4 برای لینوکس، iOS، نینتندو سوییچ و مکینتاش هم منتشر شد تا بازیبازان بیشتری بتوانند داستان رِد (RED)، شخصیت اصلی بازی را که دختری خواننده بود، دنبال کنند. میانگین متاهای ترانزیستور روی پلتفرم های مختلف چیزی نزدیک به ۸۵ است و تا آخر سال ۲۰۱۵ چیزی حدود ۱ میلیون نسخه فروش داشته است.

از بازی های مستقل و جذاب دیگری که در سال ۲۰۱۴ شاهد عرضه ی آن ها بودیم، دو بازی Nidhogg و Olli Olli بودند. Olli Olli از بازی های کنسول فقید سونی (!) یعنی PS Vita بود که بعدها به دلیل بازخورد بسیار خوب بازیبازان برای پلتفرم های دیگر نیز پورت شد. شرکت سازنده ی بازی یعنی Roll7 ترکیبی هیجان انگیز و سرگرم کننده ساخته بود که در آن باید شما اسکیت باز خود را کنترل می کردید و حین اسکیت سواری، ماموریت های خواسته شده را انجام می دادید. این بازی متای قابل توجه ۸۲ را نیز کسب کرد. بازی Nidhogg هم یک بازی فایتینگ پیکسلی بود که طراحی کاراکتر و محیط بسیار ساده ای داشت ولی گیم پلی آن عاملی بود که آن را بسیار جذاب می کرد. شمشیربازی با کاراکترهای پیکسلی در محیط های ساده و مینیمال واقعاً لذت بخش بود. ساخته ی شرکت Messhof در سال ۲۰۱۷ دنباله ای داشت که در مراسم The Game Awards 2017 نیز در لیست نامزدهای بهترین بازی فایتینگ قرار گرفت و ثابت کرد بازی های مستقل نه فقط در مقوله های مربوط به خود، که در کل بخش های دیگر هم شانس برد بالایی دارند.

بازی Nidhogg هم یک بازی فایتینگ پیکسلی بود که طراحی کاراکتر و محیط بسیار ساده ای داشت ولی گیم پلی آن عاملی بود که آن را بسیار جذاب می کرد. شمشیربازی با کاراکترهای پیکسلی در محیط های ساده و مینیمال واقعاً لذت بخش بود. ساخته ی شرکت Messhof در سال ۲۰۱۷ دنباله ای داشت که در مراسم The Game Awards 2017 نیز در لیست نامزدهای بهترین بازی فایتینگ قرار گرفت و ثابت کرد بازی های مستقل نه فقط در مقوله های مربوط به خود، که در کل بخش های دیگر هم شانس برد بالایی دارند.

۲۰۱۵

در سال ۲۰۱۵ شاهد عرضه ی بازی های بسیار جالبی بودیم که برخی از آن ها تا ابد در حافظه مان ثبت شدند.

بازی متفاوت Her Story در این سال عرضه شد. Her Story هیچ چیزش شبیه به یک «بازی» نبود، ولی در عین حال بسیار سرگرم کننده و متفاوت جلوه می کرد. این بازی که پروژه ی انفرادی آقای سم بارلو (Sam Barlow) بود، شما را در نقش یکی از افراد پلیس قرار می داد که باید از حرف های درهم و برهم زنی به نام هنا (Hannah) در اتاق بازجویی، داستان او را متوجه می شدید. بازی مربوط به یکی از پرونده های سال ۱۹۹۴ می شد که ظاهراً اتفاقات مشکوکی رخ داده و شما، به عنوان یکی از اعضای دپارتمان پلیس، یک کامپیوتر قدیمی و زهوار در رفته در اختیار داشتید که پر از ویدیوهای هنا بود. وظیفه شما مرتب کردن این ویدیوها پشت سر هم و یافتن سرنخ بود. اما بازی از آنچه که فکر می کنید خلاقانه تر بود و برخی جاها باید به شم کارآگاهی خود رجوع می کردید تا بتوانید مسئله ای را حل کنید. در ادامه ی موفقیت Her Story، در آگوست همین سال، دنباله ای به نام Telling Lies برای آن ساخته شد. Her Story متای ۸۶ را از آن خود کرد که نشان می دهد یک عنوان مستقل شاهکار است.

بازی خوب این بازیگر باعث شد تا Her Story فراتر از یک عنوان خوب باشد.

برخلاف Her Story که یک عنوان کاملاً داستان محور بود، در همین سال بازی Rocket League منتشر شد که فقط گیم پلی بود و یکی از لذت بخش ترین تجربه های چندنفره ی ۲۰۱۵ را برایمان رقم زد. در راکت لیگ شما کنترل ماشین های کوچکی را در دست می گیرید که باید توپی بزرگتر از خود را به داخل گل ها هدایت کنند. ساخته ی شرکت Psyonix، یک بازی بسیار سرگرم کننده بود که هنوز هم طرفداران بسیار زیادی دارد. آنلاین بازی کردن این عنوان یکی از لذت های نابی است که به نظرم هر کسی باید تجربه کند، چون این بازی هیچ چیز سخت و پیچیده ای ندارد و همه چیز در ساده ترین شکل ممکن طراحی شده است تا از آن لذت ببرید.

آنلاین بازی کردن این عنوان یکی از لذت های نابی است که به نظرم هر کسی باید تجربه کند، چون این بازی هیچ چیز سخت و پیچیده ای ندارد و همه چیز در ساده ترین شکل ممکن طراحی شده است تا از آن لذت ببرید.

بازی متفاوت Everybody’s Gone to the Rapture هم از سوغاتی های همین سال بود. این بازی به علت مشکلاتی که در زمینه ی گیم پلی داشت، نتوانست آنطور که انتظار می رفت عمل کند، اما داستان، قطعات موسیقی آن و حس متفاوتی که به مخاطب منتقل می کرد، برای همیشه در حافظه مان خواهد ماند.

بازی های Soma و Fran Bow هم در سبک ترسناک منتشر شدند که هر کدام در سبک و سیاق خود توانستند نظرات منتقدین و بازیبازان را جلب کنند. Soma که نسخه ی دوم آن موفق تر هم عمل کرد از بهترین های ۲۰۱۵ در ژانر وحشت بود و Fran Bow هم حس و حال و طراحی عجیب و غریبی داشت که توجه هر کسی را جلب می کرد.

Everybody’s Gone to the Rapture به جز فضاسازی و موسیقی های بی نظیرش، در زمینه ی نام گذاری هم از بهترین های این نسل است. چه نام شاعرانه ای دارد این بازی!

۲۰۱۶

سال ۲۰۱۶ هم برای بازی های مستقل سال خوبی به شمار می رود. در این سال بازی متفاوت و زیبای The Witness منتشر شد. The Witness یک بازی معمایی ساخت شرکت مستقل Tekla بود که با وجود بازی های بسیار مورد انتظارتری مانند Inside و No Man’s Sky ، توانست میخ خود را محکم بکوبد و تبدیل به یکی از بهترین بازی های مستقل این سال شود. The Witness در سال ۲۰۱۶، در چندین و چند مقوله به عنوان بهترین بازی کاندید شد، اما تعداد کمی از این جوایز را نصیب خود کرد. البته این به دلیل پربار بودن سال ۲۰۱۶ در دنیای بازی های مستقل بود، وگرنه The Witness چیزی کم نداشت. این بازی از آن بازی هایی است که وقتی می نشینید و آن را بازی می کنید، حس می کنید مستقیماً با یک اثر هنری در تعامل هستید. از معماهای بازی گرفته تا رنگ بعدی عالی و موسیقی های آرامش بخش، The Witness یکی از بهترین گزینه ها در هر زمان است.

این بازی از آن بازی هایی است که وقتی می نشینید و آن را بازی می کنید، حس می کنید مستقیماً با یک اثر هنری در تعامل هستید. از معماهای بازی گرفته تا رنگ بعدی عالی و موسیقی های آرامش بخش، The Witness یکی از بهترین گزینه ها در هر زمان است.

در همین سال شاهد عرضه ی بازی Inside بودیم. سازندگان Inside را از بازی تاریک و سرد Limbo می شناختیم و می دانستیم قرار است با یک اثر تاریک و بی رحم دیگر طرف باشیم. همین طور هم شد و این بار استودیوی Playdead ما را به جهانی دیستوپیایی برد که خفقان شدیدی بر آن حاکم بود. Inside کاملاً سیاه و سفید نبود، اما در ساخت آن بیشتر از رنگ های یکنواخت تیره و مرده استفاده شده بود. در Inside، شما در نقش پسری هستید که در این جامعه ی خفه زندگی می کند و باید راه خود را در میان انبوهی از نگهبانان و تهدیدها پیدا کنید و به مقصد برسید. سبک بازی مانند Limbo ماجرایی – معمایی است و با استفاده از موتور همان بازی ساخته شده. Inside نه کاملاً سه بعدی است و نه کاملاً دو بعدی که به این تیپ از بازی ها ۲٫۵ بعدی می گویند. این بازی در سال ۲۰۱۶ برای پلتفرم های Xbox One، PS4 و PC منتشر شد و اکنون نسخه ی نینتندو سوییچ و iOS بازی نیز موجود است.

در همین سال شاهد عرضه ی بازی Inside بودیم. سازندگان Inside را از بازی تاریک و سرد Limbo می شناختیم و می دانستیم قرار است با یک اثر تاریک و بی رحم دیگر طرف باشیم. همین طور هم شد و این بار استودیوی Playdead ما را به جهانی دیستوپیایی برد که خفقان شدیدی بر آن حاکم بود.

در همین سال بازی های Firewatch و No Man’s Sky را هم داشتیم که اولی در هنگام عرضه نمرات خوبی را کسب کرد، اما دومی با نقدهای منفی و مثبتی همراه بود که به دلیل پاره ای از مشکلات فنی و خسته کننده بودن بازی به آن وارد می شدند. اما این را بگویم که اکنون، پس از گذشت حدود ۴ سال از این بازی، No Man’s Sky پیشرفت های بسیاری کرده است و اضافه شدن بازی واقعیت مجازیِ آن نیز توانسته تجربه ی بسیار بهتری را برای مخاطبین به وجود بیاورد. ایده ی بازی No Man’s Sky بسیار منحصربفرد است و همه چیز، از جهان بازی گرفته تا موسیقی هایش، انتها ندارند و همه چیز در حین بازی متولد می شود. بازی های مانند Darkest Dungeon و Slayway Camp هم دیگر بازی های مستقلی بودند که در همین سال عرضه شدند.

در کل، سال ۲۰۱۶ پر از بازی های موفق مستقل بود و عناوین زیادی در این میان وجود دارند که این ها فقط موفق ترین نمونه های آن ها بودند.

این را بگویم که اکنون، پس از گذشت حدود ۴ سال از این بازی، No Man’s Sky پیشرفت های بسیاری کرده است و اضافه شدن بازی واقعیت مجازیِ آن نیز توانسته تجربه ی بسیار بهتری را برای مخاطبین به وجود بیاورد. ایده ی بازی No Man’s Sky بسیار منحصربفرد است و همه چیز، از جهان بازی گرفته تا موسیقی هایش، انتها ندارند و همه چیز در حین بازی متولد می شود.

۲۰۱۷

می رسیم به سال ۲۰۱۷ که در آن شاهکارهایی مثل Hellblade: Senua’s Sacrifice و Cuphead عرضه شدند. شاید بین این ۶ سال، سال ۲۰۱۷ بهترین سال برای بازی های مستقل بوده باشد. از اولی شروع می کنیم که توسط استودیوی خبره ی Ninja Theory ساخته شده، ولی این بار توسط همین تیم به بازار عرضه شد و برای همین می تواند در زمره ی بازی های مستقل قرار بگیرد. بیایید قبول کنیم که Hellblade یکی از متفاوت ترین بازی هایی است که در نسل هشت دیدیم. این بازی مفهوم دیوانگی و ناراحتی های روانی را برداشت و از نو ساخت و نتیجه چیزی بود که اکنون به عنوان یک گیمر می توانیم به آن افتخار کنیم. به جرئت می توان گفت تا حالا هیچ استودیویی در به تصویر کشیدن جنون اینقدر جسورانه عمل نکرده بود. به جز همه ی این ها، Hellblade در گیم پلی ۶،۷ ساعته اش همه چیز را جا داده بود. گیم پلی روان و عالی، گرافیک خیره کننده و مهم تر از همه، صداگذاری فراموش نشدنی که حس بازی را چندین برایر بیشتر منتقل می کرد. در مراسم گیم اواردز ۲۰۱۹ نسخه ی دوم آن هم معرفی شد و اکنون هیچ کاری سخت تر از انتظار برای این بازی نیست.

بیایید قبول کنیم که Hellblade یکی از متفاوت ترین بازی هایی است که در نسل هشت دیدیم. این بازی مفهوم دیوانگی و ناراحتی های روانی را برداشت و از نو ساخت و نتیجه چیزی بود که اکنون به عنوان یک گیمر می توانیم به آن افتخار کنیم. به جرئت می توان گفت تا حالا هیچ استودیویی در به تصویر کشیدن جنون اینقدر جسورانه عمل نکرده بود. به جز همه ی این ها، Hellblade در گیم پلی ۶،۷ ساعته اش همه چیز را جا داده بود. گیم پلی روان و عالی، گرافیک خیره کننده و مهم تر از همه، صداگذاری فراموش نشدنی که حس بازی را چندین برایر بیشتر منتقل می کرد.

بازی دیگری که از آن نام بردم Cuphead است. Hellblade کلاً شبیه به یک بازی مستقل نبود و دلیلش هم تیم خبره ای بود که با بودجه ی خوب این بازی را ساخته بودند. بنابراین اگر Hellblade را کنار بگذاریم، می توان گفت Cuphead بهترین بازی مستقل این سال بود. گرافیک کارتونی آن با تقلید از کارتون های دهه های ۳۰ و ۴۰ میلادی ساخته شده بود و همین موضوع به اندازه ای فریبنده و حذاب بود که می توانست خیل عظیمی را به سمت این بازی بکشاند. اگر طرفدار بازی های قدیمی والت دیزنی باشید، مطمئناً نمی توانید از کنار این بازی به سادگی عبور کنید. اما دیزاین این بازی تنها نقطه ی قوتش نبود، بلکه گیم پلی چالش برانگیز و بعضاً سخت، اکشن جذاب و کاراکترهای منحصربفردی که فقط برای این بازی ساخته شده بودند، همگی Cuphead را به یک عنوان جذاب و عالی تبدیل می کردند. اگر این بازی را امتحان نکرده اید، به میلیون ها گیمری بپیوندید که هم اکنون دارند از تجربه ی آن لذت می برند.

اگر طرفدار بازی های قدیمی والت دیزنی باشید، مطمئناً نمی توانید از کنار این بازی به سادگی عبور کنید. اما دیزاین این بازی تنها نقطه ی قوتش نبود، بلکه گیم پلی چالش برانگیز و بعضاً سخت، اکشن جذاب و کاراکترهای منحصربفردی که فقط برای این بازی ساخته شده بودند، همگی Cuphead را به یک عنوان جذاب و عالی تبدیل می کرد.

… و البته چه کسی می تواند از بازی های مستقل نسل هشتم صحبت کند و از بازی زیبا و به یاد ماندنی What Remains of Edith Finch نامی نبرد؟ تجربه ای حدوداً ۲ ساعته که به هر گیمری آن را توصیه می کنم. داستان بازی درباره ی یک خانواده ی عجیب و غریب و پولدار است و شما به عنوان عضوی از خانواده ی Finch، به خانه ی مرموزتان قدم می گذارید تا راز خالی بودن خانه را از دید اعضای خانواده تان پیدا کنید. What Remains of Edith Finch زیباست و تجربه ی آن هم می تواند از زیباترین تجربه هایتان در میان بازی های مستقل باشد.

بازی های دیگر مانند Pyre، Night in the Woods و Bury Me My Love هم با آن سبک گرافیکی خاص خودش در همین سال عرضه شدند که پیشنهاد می کنم نگاهی هم به این عناوین بیندازید.

از بازی هایی که هیچ کس نباید از دست بدهد، همین What Remains of Edith Finch است.

۲۰۱۸

در سال ۲۰۱۸ شاهد بازی کم نظیر Celeste بودیم که حتی تا پای بازی سال شدن هم پیش رفت. سال ۲۰۱۸ سال بسیار خوبی برای صنعت گیم بود و بازی های تاریخی ای مثل God of War و Red Dead Redemption 2 عرضه شدند. در کنار این بازی ها، یکی از بهترین نسخه های اساسینز کرید، یعنی Odyssey را داشتیم و بازی های کوچک و بزرگ دیگری که هر کدام به نوبه ی خود سهمشان را در تبدیل کردن ۲۰۱۸ به یک سال عالی ایفا کردند. اما Celeste بازی ای بود که تا قبل از این مراسم خیلی ها با آن آشنایی نداشتند. اجرای این مراسم و جوایز زیادی که این عنوان نصیب خود کرد، باعث شد همه ی سرها به طرف آن بچرخند. Celeste یک بازی بسیار خوش ساخت با موسیقی های متن زیبا بود که توسط استودیوی مستقل Matt Makes Games تولید و منتشر شد. گرافیک پیکسلی این بازی ممکن است خیلی ها را گول بزند که «دوباره با یکی از آن بازی های تاریخ مصرف گذشته ی تکراری طرف هستیم» ولی این افراد کاملاً در اشتباهند. Celeste را بازی کنید تا ببینید اگر ایده و عشق باشد، چطور از دل یک بازی پلتفرمر پیکسلی، مفاهیمی به عمق اقیانوس بیرون می زند.

Celeste یک بازی بسیار خوش ساخت با موسیقی های متن زیبا بود که توسط استودیوی مستقل Matt Makes Games تولید و منتشر شد. گرافیک پیکسلی این بازی ممکن است خیلی ها را گول بزند که «دوباره با یکی از آن بازی های تاریخ مصرف گذشته ی تکراری طرف هستیم» ولی این افراد کاملاً در اشتباهند. Celeste را بازی کنید تا ببینید اگر ایده و عشق باشد، چطور از دل یک بازی پلتفرمر پیکسلی، مفاهیمی به عمق اقیانوس بیرون می زند.

بازی Gris هم از زیباترین بازی های سال ۲۰۱۸ بود که در دقیقه ی ۹۰، یعنی ۱۳ دسامبر ۲۰۱۸ منتشر شد. همانطور که می دانید، بازی هایی که پس از مراسم گیم اواردز آن سال منتشر شوند، سال بعد در این مراسم شرکت داده می شوند، به همین دلیل هم Gris امسال در مراسم بود. Gris هم از آن بازی هایی است که لحظه به لحظه اش شما را در خود غرق می کند و تجربه ای برایتان خلق می کند که شاید تا مدتی بیخیال گرافیک های واقع گرایانه و اکشن های چند میلیون دلاری شوید و در به در دنبال بازی های مشابه بگردید. داستان، طراحی هنری، موسیقی و کلاً همه ی عوامل بازی دست به دست هم داده اند تا با نرم ترین عنوان ممکن روبرو شوید. Gris با متای حدود ۸۴ از بهترین عناوین مستقل نسل هشتم است.

رنگ بندی این بازی خوب نیست، عالی هم نیست، محشر است!

بازی هایی مانند Vampyr و Return of the Obara Dinn و Into the Breach هم همین سال عرضه شدند که پیشنهاد می کنیم نگاهی هم به آن ها داشته باشید.

۲۰۱۹

و نهایتاً می رسیم به امسال. سالی که از خیلی جهات برای بازی های مستقل پربار بود. اول از همه بخاطر عنوان بی نظیری به نام Disco Elysium که در مراسم گیم اواردز آمد و جوایز را جارو کرد و با خود به خانه برد! این بازی ساخته ی استودیوی تازه نفس ZA/UM است که اعضای آن همگی استونیایی هستند. به نظر می رسد کشورهای اروپای شرقی در سال های اخیر دارند در زمینه ی بازی سازی عالی عمل می کنند و Disco Elysium هم گواه دیگری بر این موضوع است. شوخی نیست در سالی که غول هایی مانند Sekiro، Death Stranding و Resident Evil 2 Remake عرضه شده اند بیایید و از نظر برخی از سایت ها و مجلات معتبر دنیا بازی سال شوید! Disco Elysium درباره ی کارگاهی است که پرونده ی قتلی به او سپرده شده است و باید آن را حل کند. المان های قوی نقش آفرینی و درخت های گسترده ی دیالوگ در بازی دیده می شوند و با یک عنوان حدود ۲۵ الی ۳۰ ساعته طرف هستید. گرافیک بازی نیز بی نظیر و منحصر بفرد است و همه ی این ها، Disco Elysium را به یکی از بهترین بازی های مستقل نسل ما تبدیل می کند.

به نظر می رسد کشورهای اروپای شرقی در سال های اخیر دارند در زمینه ی بازی سازی عالی عمل می کنند و Disco Elysium هم گواه دیگری بر این موضوع است. شوخی نیست در سالی که غول هایی مانند Sekiro، Death Stranding و Resident Evil 2 Remake عرضه شده اند بیایید و از نظر برخی از سایت ها و مجلات معتبر دنیا بازی سال شوید!

همچنین در همین سال با عنوان مورد تحسین Katana Zero مواجه شدیم. عنوانی دو بعدی که درباره ی یک سامورایی بود و یکی از جذاب ترین گیم پلی های سال های اخیر را داشت. شما در سراسر بازی فقط یک جان داشتید و هرگونه برخوردی با دشمن، باعث می شد گیم اور شوید و بازی را از اول آغاز کنید. در این بازی نیز انتخاب هایی داشتید که بر سرنوشت آن مرحله اثر می گذاشت. اگر گیم پلی دو بعدی و سرعتی می خواهید، Katana Zero را به هیچ وجه از دست ندهید.

عناوینی مانند Outer Wilds نیز با آن محیط زیبا و چشم نوازش، My Friend Pedro با آن گیم پلی دیوانه وار، اکشن و هیجان انگیزش و Baba is you با موضوع متفاوتش هم امسال عرضه شدند که پیشنهاد می کنم این عناوین و Untitled Goose Game را نیز از دست ندهید.

همه یک جان دارند…

مانند همیشه حالا نوبت شماست. درباره ی بازی های مستقل مورد علاقه ی خود به ما بگویید و اینکه بازی های مستقل در لیستِ بازی های مورد علاقه ی شما چه جایگاهی دارند؟

1
0

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

  • اقای مقدم مقاله عالی بود
    عنوان مقاله هم واقعا زیبا بود
    قلمروی ذهن پایانی ندارد…

    0
    0
  • ocelat گفت:

    مقاله خوبی بود تشکر از اقای اریا مقدم.بهترین بازی مستقل نسل۸ به نظرمنinside هستش.

    0
    0
  • WITCHFIRE گفت:

    مقاله خیلی خوبی بود
    از بین اینها فقط از insideوlimboخوشم اومد و هل بلید رو هم دارم بازیش میکم و بازیش خیلی شاهکاره

    0
    0
  • اولا که مرسی بابت مقاله و یه عالمه امتیاز مثبت مخصوص گیمفا که بالاخره یه همچین مقاله ای هم من دیدم روی یه سایت ایرانی واقعا ممنون آقای مقدم.
    اما اما اما آندرتیل کو؟ WHERE IS UNDERTALE? بهترین بازی مستقل ۲۰۱۵؟ آندرتیل تو لیست نیست واقعا؟ چرا؟ و به جز اون از جمله بازی های مستقلی که حتما باید تجربه بشن دوتا دی ال سی شاول نایت هستن، بازی مستقل This is The Police 2 هست، همچنان دارم معروف ها رو میگم: Divinity Original Sin 2، POE 2، Super Hot از اونطرف ROM و دوکی دوکی و VA-11 Hall-A و چندتا بازی دیگه که البته با احترام بسیار زیاد برای نویسنده که همین که یه همچین مقاله ای نوشته خودش کلی لطفه، این بازی ها قطعا نسبت به چندتا از بازی های توی لیست خیلی پربار تر و محبوب تر هم بودن و به نظرم حتی بودن اسمشون توی مقاله خودش کلی لطف داشت. ولی با این حال ممنون آقای مقدم برای توجه ویژتون به بازی های مستقل!

    0
    0
  • Vagabond گفت:

    چند تا از بهترین تجربیات دوران گیمریم رو همین بازی های مستقل برام رقم زدند Heart
    آقای مقدم شما جزو معدود نویسندگان گیمفا و حتی تمام سایت های ایرانی هستید که به بازی های مستقل اهمیت زیادی میدید و براشون نقد و مقاله مینویسید و از این بابت بسیار از شما ممنونم و آرزوی سلامتی برای شما دارم.
    بازی های لیست اکثرشون جزو بهترین های من بودن اما جای خیلی از بازی های شاهکار مستقل خالی بود که من سعی میکنم در حد توانم چند تایی رو یادآوری کنم تا دیگر دوستان هم تجربه کنند:
    در سال ۲۰۱۴ به غیر از بازی های ذکر شده چندین شاهکار دیگر هم منتشر شدند(اگر چه Transistor از همه بهتر بود) به نام های
    Never Alone بازی که باید حسش کرد!
    Talos Principle که یک شاهکار فلسفی بود
    Dreamfall Chapters برای عاشقان بازی های ماجرایی
    Binding of Isaac Rebirth سرگرمی خالص!
    This War of Mine نگاهی متفاوت به جنگ
    Shovel Knight یادآور ایام قدیم برای گیمرهای قدیمی و چالش انگیز و اعتیاد آور برای گیمرهای جدید
    Monument Valley بازی که سطح بازیسازی برای موبایل رو چندین پله بالا برد
    Vanishing of Ethan Carter یکی از گرافیکی ترین و چشم نوازترین بازی های مستقل تاریخ
    Broken Age شاهکار داستانی
    The Forest درس کلاس بقا!
    Banner Saga تاکتیک چینی در اسکاندیناوی
    در سال ۲۰۱۵ به غیر از بازی های ذکر شده:
    Undertale از برترین نقش آفرینی های نسل هشتم و تاریخ بازی های رایانه ای
    Titan Souls هاردکور پیکسلی!
    Downwell
    Sunless Sea یک بازی با حال و هوای خاص
    Axiom Verge شاهکار مترویدوانیا و از پنج بازی برتر این سبک
    .Invisible Inc
    سال ۲۰۱۶
    Darkest Dungeon یک نقش آفرینی درجه یک
    Banner Saga 2 یک دنباله بهتر از نسخه قبلی
    Oxenfree یک داستان تاثیرگذار
    Huper Light Drifter یک سولز کلون با هویت مخصوص به خود
    Stardew Valley جایگزین معنوی harvest moon
    Owlboy زیبا
    Superhot لذت ترکوندن دشمنان در حین صحنه آهسته
    Abzu بازی که شما رو در خودش غرق میکنه
    Salt and Sanctuary بهترین سولز کلون دو بعدی
    Flame in Flood فقط موسیقی متنش! In Love
    Enter the Gungeon
    Grim Dawn یک دیابلو کلون فوق العاده
    Shadow Tactics
    Reigns
    Furi شاهکاری غیرقابل توصیف
    Oneshot از اون بازیا که ثابت میکنند بازیسازی هنر هشتمه
    در سال ۲۰۱۷
    Torment tides of nomunera یک دنباله شایسته برای شاهکار جاودان planescape torment
    Tacoma
    Dead Cells لذت بارها مردن
    Finding Paradise یک شاهکار داستانی و دنباله یک بازی جاودان به نام To the Moon
    Nex Machina
    Rime
    Hollow Knight یک مترویدوانیای بی نقص و خلاق In Love
    Rain World
    Ruiner
    Old mans Journey
    Thimbelweed Park
    سال ۲۰۱۸
    Subnautia
    Moonlighter
    The Messenger
    Forgotten Anne یک پلتفرمر فراموش نشدنی
    Iconoclasts
    Guacamelee 2
    Chuchel
    Timespinner
    Garden Between
    Fe
    Far Lone Sails
    Banner Saga 3
    Amid Evil
    ۲۰۱۹
    Mordhau
    Risk of Rain 2
    Ape out
    Lost Ember
    Arise A Simple Story
    Sojourn
    Close to the Sun
    Sunless Skies
    Sea of Solitude
    سال ۲۰۱۹ از یک جهت مهمترین سال بازی های مستقل این نسل بود چون بازی مثل Disco Elysium از بازی های AAA هم بیشتر جایزه برد و صدای شاهکارهای مستقل رو به دنیا رسوند و اونها رو بیش از پیش محبوب کرد

    0
    0
    • Vagabond گفت:

      دو بازی Divinity Original Sin 1&2 با اینکه در مقاله اومدند اما تاکید میکنم حتما بازیشون کنید! با متاهای ۹۴ و ۹۳ هر دو از بهترین بازی های نسل و از بهترین نقش آفرینی های تاریخ هستند از دستشون ندید دوستان

      0
      0
    • ocelat گفت:

      داش همرو بازی کردی…بابا دمت گرم.من یکیشونم بازی نکردم.الحق که گیمر واقعی هستی Yes Yes Yes Yes Yes Yes Wink

      0
      0
    • M4HD1 گفت:

      To The Moon واقعا عالی بود…. اشکامو درآورد…. Stardew Valley هم خوب بود ولی هیچی Harvest Moon نمیشه رو PS1…. یادش بخیر….

      0
      0
    • آقا من کامنتمو پس میگیرم بجاش همینو بخونید! یعنی اگه دختر بودی همینجا بهت درخواست ازدواج میدادم! کسی که ثیمبلوید پارک و اکسیوم ورج تو لیست بازی های انجام شدش باشه (بگذریم از ایکنکلست) قطعا مورد احترام هر کسی باید باشه!
      اما منم چندتا بازی بذارید باز اضافه کنم:
      Cross Code که یه شاهکار دوست داشتنی با سبک مخصوص به خودش بود (mmorpg آفلاین!)
      Pony Island یه بازی برنامه نویسی با تم دارک که از دور شبیه یه بازی کودکانه
      Hacknet اسمش روشه نه؟
      Kindergarten 2 یه دنباله ی معروف برای یه بازی ناشناخته که فقط Where is my nugget?!
      از اونجایی که آپدیت آخر بازی تراریا داره میاد ۲۰۲۰ و رسما به بهترین بازی سبک بقا (اگه بتونیم یه سبک برای این بازی پیدا کنیم) گفتم اسمش باشه
      Deltarune که چپتر اول یه بازی با حال و هوای آندرتیل از سازندشه
      جدی نمیفهمم آندرتیل چرا نیست واقعا تو مقاله
      Rimworld که امتیازش تو استیم ۱۰ از ۱۰ هست ولی من هنوز نمیدونم چرا دوستش دارن
      و غیره و غیره و غیره
      صد البته هم از بازی سازی که بازیای اعتیاد آور ولی پر از خشونت های کارتونی میسازه: سوپر میت بوی و یه بازی جدید که تو محیط ایزاک ساخته جدیدا
      تموم نمیشه که! اگه خدا بخواد هم سیستم شاک هم هست جلوتر واقعا خفن ترین و عجیب و غریب ترین شوتر تاریخ بشریت.

      0
      0
    • alizalogy گفت:

      دم شما گرم، دوست عزیز در حد یه مقاله بود کامنتت، بسیار عالی Yes

      0
      0
    • گفتی وان شات …… این بازی چنان منو غرق و عاشق خودش کرد ، که الانا یادش میوفتم اشکم درمیاد که چرا نمیتونم حافظه خودمو پاک کنم تا بتونم از اول بازیش کنم.شاهکار ترین بازی مستقل نسل هشت (برای منی که تقریبا هفتاد درصد بازی مستقل این نسل رو مثل آندرتیل ، دد سل ، سلست ، گوآک میلی ، هالو نایت،نکس ماشین ، دیس وار اف ماین ، ریپالیک، و خیییلییی دیگه از بازیای مستقل این نسلو بازی کردم) از نظر من همین وان شات هست.
      اگه بازی نکردید یا به هر دلیلی از بازی های مستقل خوشتون نمیاد ، تحت هیچ عنوان و به هیچ دلیلی وان شاتو از دست ندین ، که اگه از دست بدین مرتکب اشتباهی شدید که بخاطرش باید یک عمر حسرت بخورید.

      0
      0
    • RADESH گفت:

      خیلی دمت گرم مرسی که انقدر بازی جذاب رو به اشتراک گزاشتی و واقعا تو یه گیمری امیدوارم در آینده بازی ساز بشی

      0
      0
    • 4M1R گفت:

      ممنون که وقت گذاشتی برای نوشتنمن اکثر شونو بازی کردم و بازی مورد علاقم تو لیست بالا اینان
      ۲۰۱۴: Never Alone
      ۲۰۱۵: Undertale
      ۲۰۱۶: Darkest Dungeon
      ۲۰۱۷: بین dead cells و hollow knight یکم انتخاب سخته. Dead cells یکی از اعتیاد اور ترین بازی های عمرم بود و واقعا نمیشد ازش دست برداشت ولی از طرف دیگه من فضا، حس و حال، موسیقی و گیم پلی hollow knight رو یه شاهکار به تمام معنا میدونم درنتیجه برای من hk بازی بهتری بود.
      ۲۰۱۸: celeste ولی چون تو لیست بالا نبود، moonlighter رو انتخاب میکنم
      ۲۰۱۹: Disco Elysium
      سال ۲۰۱۹ این بازی هارو کم داشت بنظرم
      Untitled Goose Game
      My Friend Pedro
      Baba Is You
      Katana Zero
      Blasphemous

      بازم تشکر Vagabond

      0
      0
  • Milidante گفت:

    من انتظار داشتم از blasphemous و deaths gambit هم نام ببرین چون واقعا بازى هاى فوق العاده اى بودن. خیلى از بازى هاى بهتر و جذابتر از اینایى که گفتین رو از قلم انداختین!!

    0
    0
  • M4HD1 گفت:

    هیچی به اندازه To The Moon احساساتیم نکرد…. Cry

    0
    0
  • AmirtheGRB گفت:

    جناب مقدم خیلی کامل و عالی بود. یه بازی مستقل روی استیم هست به نام when the darkness comes و واقعن عالیه و حق مطلب رو در تمام زمینه ها ادا کرده . پیشنهاد میکنم حتمن بازی کنید.

    0
    0
  • یعنی از بین اینها کاپ هد و هل بلید یه طرف و بقیه یه طرف

    0
    0
  • lastofus2 گفت:

    خیلی از بازی های قشنگ تو لیست نیست مثل استارده ولی شول نایت و خیلی شاهکار های دیگه

    0
    0
  • مطمئنا hellblade2 هم بازی قشنگی از آب در میاد

    0
    0
  • Hamid گفت:

    ممنونم از اقای مقدم عزیز بخاطر مقاله بسیار عالیتون
    تو این نسل واقعا بازی های مستقل شگفت انگیزی رو شاهد بودیم به عنوان مثال disco elysium که جز برترین بازی های سال بود و جایزه هم برد

    0
    0
  • sasuto گفت:

    به نظرم بهترین بازی مستقل این نسل Gris هست
    هیچ چیزی نمیتونم بگم جز اینکه لذت بردم . فقط و فقط لذت بردم .

    0
    0
  • Senatorbigy گفت:

    بسیار مقاله ی جالبی بود و ازش لذت بردم مرسی Yes

    0
    0
  • mohyar گفت:

    بنظر من یکی از بازی هایی که بهش کم لطفی شد red string club هست.درسته خیلی کوتاه بود و شروع انچنان خوبی نداشت.ولی صرفاً دیالوگ هاش و سوال هایی که ادم رو مجبور میکرد بپرسه ارزش این رو داشت که براش وقت گزاشت.به شخصه حتما پیشنهاد میکنم.

    0
    0