غروب غرب وحشی، به روایت راکستار | نقد و بررسی Red Dead Redemption 2 نسخه PC

۲۰ آبان ۱۳۹۸ - ۰۹:۰۰

پس از حرف و حدیث های فراوان در نهایت شاهد این بودیم که عنوان تحسین شده Red Dead Redemption 2 برای پلتفرم PC تایید شده و چندی پیش به صورت رسمی عرضه گردید. عنوانی که تعداد زیادی از افراد جامعه PC گیمرها برای تجربه آن روز شماری می کردند و مشتاقانه منتظر تجربه غرب وحشی در قالب این عنوان بودند. اما پس از عرضه شاهد حاشیه ها و اتفاقات گوناگونی پیرامون نسخه PC بازی بودیم. از مشکلات متعدد گرافیکی گرفته تا کرش کردن های ناگهانی. مشکلات که باعث شدند برخی کاربران توانایی تجربه بدون مشکل بازی را نداشته باشند. حال امروز و در قالب این مقاله به نقد و بررسی نسخه PC این عنوان تحسین شده خواهیم پرداخت تا نگاهی دقیق به خروجی این عنوان بیاندازیم. پس با من و گیمفا همراه باشید…

Red Dead Redemption 2

داستان بازی در سال ۱۸۹۹ جریان دارد. جایی که غرب وحشی نفس های آخر خود را می کشد. بسیاری از یاغیان و گروه ها و گنگ های سرقت دستگیر شده، و بقیه نیز تحت تعقیب اند. ماموران فدرال از یک سمت، و جایزه بگیران یا همان Bounty Hunter ها از سمت دیگر دست از سر تبهکاران و افراد تحت تعقیب بر نمی دارند. در این دوره همه چیز شکل قانونی تر و بعضا جدیدتر و به روز تر به خود گرفته، و اکنون قانون ارزش بسیار بیشتری نسبت به سالهای قبل دارد. در همین شرایط سخت که عرصه برای سارقان و خلافکاران بسیار تنگ شده است، Dutch Van der Linde و گروهش پس از تلاش ناموفق جهت انجام یک سرقت در شهر Blackwater, حال از دست ماموران فدرال و جایزه بگیران در حال فرار هستند.
کل روایت داستان بازی از آغاز تا پایان، با مفهوم رستگاری گره خورده است. حال می توان این رستگاری را به صورت شخصی به آرتور یا جان نسبت داد، یا از طرف دیگر رستگاری و رهایی را به گنگ Dutch تعمیم داد. در یکی از قسمت های بازی، آرتور مورگان، شخصیت اصلی بازی که بازیبازان کنترل او را برعهده دارند، جمله ای می گوید که نه تنها روایت، اتفاقات و شرایط داستانی بازی را کامل مشخص می سازد، بلکه دلیل کشمکش های مداوم گروه را نیز به نوعی نشان می دهد. آرتور می گوید ما دزدهایی هستیم که در دورانی زندگی می کنیم که متعلق به ما نیست و کسی ما را نمی خواهد. کل بخش داستانی بازی نیز در مورد کشمکش و تکاپو های گروه Dutch برای رسیدن به وضعیتی مطلوب است که همین هدف آنها را به سرقت های متعدد و بزرگ مختلف وا می دارد.
بخش داستانی بازی با وجود آنکه در برخی لحظات بیش از حد ریتم روایتش کند می شود، اما روی هم رفته در سطح فوق العاده ای قرار دارد. داستان بازی و سیر اتفاقات و حوادث بسیار منطقی و با پرداخت مناسب نوشته شده اند، دیالوگ ها فوق العاده اند، و به لطف برخی Plot Twist های داستانی، شاهد تعلیق بسیار مناسبی در این بخش هستیم که همین تعلیق در کنار جذابیت های داستانی دیگر، مخاطبان را مشتاقانه تا انتهای بازی و اتفاقات آن همراه می سازد.

یکی از جذاب ترین و خاص ترین فعالیت های بازی، وقت گذراندن در کمپ، صحبت با افراد مختلف گروه و انجام بازیهای دوستانه مختلف با آنهاست. پیشنهاد می کنم حتما هر از چندگاهی پس از انجام چند مرحله به کمپ برگشته و دقایقی را در آنجا سپری کنید. صحبت با افراد مختلف کمپ می تواند لذت بخش بوده، و کاملا شما را سرگرم سازد. همچنین انجام بازی های مختلف مانند Domimo در کنار دیگر افراد Gang لحظات فوق العاده جذاب و دلنشینی را رقم خواهد زد که نظیر آن در دنیای بازی های ویدئویی بسیار کم به چشم می خورد. پس از گذراندن موفق برخی سرقت های بزرگ یا اتفاقات مهم، معمولا کلا افراد کمپ به جشن و خوش‌گذرانی مشغول می شوند که در این لحظات برخی از آنها دور آتش اصلی جمع شده، و‌ به خواندن آواز های مختلف مشغول می شوند. برخی از به یادماندنی ترین لحظات دنیای Red Dead Redemption را می توان در این بخش ها یافت. جایی که به خوبی می توان دریافت که رد دد یک بازی ویدئویی نیست، یک نوع بی نظیر از هنر است.

بلاشک یکی از نقاط قوت بارز Red Dead Redemption 2، شخصیت پردازی درجه یک و بسیار سطح بالای تک تک اعضای گروه است. پس از اینکه دو سه چپتر از خط داستانی را پیش ببرید، تا حد زیادی نسبت به بسیاری از اعضای گروه شناخت پیدا کرده و در می یابید چقدر آنها از لحاظ اخلاقیات و رفتار با یک یکدیگر تفاوت دارند. شخصیتی مانند John بسیار وفادار به گروه و دوستانش بوده که همین مسأله بعضا موجب بروز اختلافاتی با همسر و خانواده‌اش شده است اما او همواره برای گروه حاضر به فداکاری است. Micah شخصیتی مرموز دارد که با اندکی توجه به رفتار ها و دیالوگ هایش به راحتی متوجه می شوید که آنچنان به گروه و اعضای آن اهمیتی نداده، و فقط دنبال منافع شخصی خود است. Javier شخصیتی مرموز داشته که به هیچ وجه زیر بار زور و اجبار نمی رود و به نوعی اهداف و اعتقادات خود را آنچنان بروز نمی دهد. و در ادامه تک تک شخصیت های بزرگ و کوچک گروه دارای شخصیت پردازی بسیار عمیق و چندلایه هستند که این مسأله گروه Dutch را بسیار باورپذیر و واقعی به بازیبازان نشان داده، و آنها را به نوعی مانند خانواده مطرح می سازد.
در RDR 2, برخلاف نسخه قبل در بسیاری از مراحل اصلی و فرعی آرتور با کمک یک یا چند تن از دوستانش به انجام کارهای مختلف و سرقت های گوناگون مشغول می شود. همین نکته باعث شده که در تک تک مراحل بر اساس شخصیت یا شخصیت های همراه شاهد دیالوگ ها، اتفاقات و حوادث و برخورد های گوناگون آرتور با اعضای گروه باشیم. این نکته خود نه تنها به باورپذیرترشدن اتفاقات داستانی کمک کرده است، بلکه به خود شخصیت آرتور نیز رنگ و بویی جذاب و واقعی بخشیده است. از طرف دیگر وجود شخصیت یا شخصیت های همراه حتی در کوچک ترین مراحل، باعث شده بازی کمتر دچار یکنواختی و تکراری بودن شود و صحبت ها و‌ برخورد های گوناگون با افراد گروه هم سرگرم کننده و جذاب است، هم به نویسندگان جهت پیشبرد داستان و پرداخت مناسب آن کمک بیشتری کرده است. در کل باید بگویم بخش داستانی بازی، اعم از سیر اتفاقات، روایت داستان، وجود Plot Twist ها، جذابیت و تعلیق، سطح دیالوگ ها، شخصیت پردازی منحصربفرد و در کل تک تک نکات مربوط به این بخش، در سطح فوق العاده ایده آلی قرار داشته و کاملا توانایی راضی نگه داشتن مخاطبان، حتی سخت پسندترین آنها را نیز داراست.

یکی از ویژگیهای فوق العاده دنیای بازی، این است که تا حد بسیار قابل قبولی آزادی عمل را در اختیار بازیبازان قرار داده، و آنها را به بهانه های مختلف محدود نمی سازد. در هر کدام از شهر های بازی مغازه های مختلفی به چشم می خورند. از مغازه های سلاح فروشی گرفته تا بار و انواع و اقسام مغازه های مختلف. در بازی این امکان وجود دارد که شما می توانید خارج از چارچوب مراحل و فعالیت های از پیش مشخص شده، به سرقت این مغازه ها بپردازید. نکته بسیار قابل توجه این است که واکنش صاحبان مغازه و افراد حاضر بسیار متغیر بوده و حالتی خشک و مصنوعی ندارد. بعضی از صاحبان مغازه ها افرادی ترسو و بزدل هستند که پس از نشانه رفتن سلاح به سمت آنها تسلیم شده و دخل مغازه و آیتم های موجود را در اختیار شما قرار می دهند. از طرف دیگر برخی دیگر از فروشندگان و صاحبان بسیار شجاعانه و به صورت قاطع در مقابل اقدام دزدی شما واکنش نشان داده و بعضا به صورت مستقیم سعی در از پای درآوردن شما خواهند کرد. همین واکنش های متفاوت و خاص باعث می شود در هر سرقت نتیجه و اتفاقات منتظری در انتظار شما باشند که این مسأله جذابیت های این سرقت ها و فعالیت های کوچک را دوچندان می کند. علاوه بر این مسأله برخی مغازه ها و کسب و کار ها دارای نکاتی مخفی و سری هستند که کشف این نکات و بخش ها می توانید باعث کسب پول بیشتر یا آیتم های به مراتب ارزشمند تر شود. برای مثال یک دکتر ممکن است در پشت مغازه خود چند یاغی را پناه داده باشد که در اینصورت اگر شما از این مسأله اطلاع داشته باشید، می توانید دکتر را مجبور کنید که در آن قسمت را برای شما بازی کند‌. همچنین برخی مغازه دار ها نیز در پشت یا زیرزمین مغازه خود به انجام کارهای خلاف و غیرقانونی مشغول هستند. نجات دادن افراد مختلف هنگام پرسه زدن در جهان بازی راه بسیار مناسبی برای کسب اطلاعات و سرنخ در مورد این دسته کارهای مغازه دار هاست. در کل سرقت از مغازه ها و مکان های مختلف هر چند در ظاهر فعالیت کوچک و نه چندان مهمی به شمار می آید، اما می تواند لحظات خاص و جذابی برای شما به ارمغان بیاورد. البته فراموش نکنید پول بدست امده از هر مغازه با نوع کسب و کار آن مغازه ارتباط مستقیم دارد و در نتیجه مغازه های بزرگ تر و پردرآمد تر، سود بیشتری عاید شما خواهند کرد.

مراحل اصلی بازی نه تنها پرتعداد هستند، بلکه زمان بسیار زیادی برای انجام آنها مورد نیاز است(حداقل ۴۰ ساعت). اما این پایان کار نیست چرا که تعداد بسیار زیادی فعالیت های جانبی، مراحل فرعی، سرقت های دلخواه و کارهای بسیاری در جای جای دنیای بازی برای انجام دادن وجود دارد. یکی از جذاب ترین این فعالیت های جانبی، مربوط به سرقت های کوچک تر و جزئی تری است که آرتور می تواند با یک یا چندتن از اعضای گروه انجام دهد. انجام این سرقت های کوچک کاملا انتخابی بوده، و هیچ اجباری برای انجام آنها وجود ندارد. از لحاظ وسعت و مقیاس، این سرقت ها و دزدی ها بسیار کوچک تر از سرقت های اصلی بازی بوده، و اغلب به سرقت یک ارابه خاص یا یک مزرعه خلاصه می شوند. اما با این حال انجام موفقیت آمیز این سرقت ها می تواند پول خوبی برای شما به ارمغان بیاورد و از طرف دیگر نیز شمارا به اعضای گروه نزدیک تر سازد.
در کنار این سرقت های جانبی، مراحل فرعی متعددی وجود دارند که برخی از آنها بیشتر با مسائل شخصی زندگی آرتور مورگان در ارتباط هستند، و برخی دیگر نیز حکم درخواست ها و کمک کردن به افرادی است که در گوشه کنار دنیای بازی مشاهده خواهید کرد. خوشبختانه باید بگویم از حیث تنوع و تفاوت، مراحل فرعی در سطح بسیار مطلوبی قرار دارند و در بطن آنها شاهد روایت و اتفاقات بسیار متفاوتی هستیم که این مسأله باعث شده هر مرحله حس و حال مخصوص خود را دارا باشد.
در کنار موارد بالا، بازی از یک سیستم شکار یا Hunting بسیار عمیق و گسترده نیز بهره می برد. تعداد فوق العاده زیادی گونه های حیوانی مختلف در بخش های مختلف بازی به چشم میخورند که شما می توانید همه آنها را شکار کرده، و از گوشت و پوست آنها برای مصارف مختلف استفاده کنید. از گوشت آنها می توانید به عنوان خوراکی جهت پرکردن دایره سلامتی یا استقامت خود بهره ببرید و از پوست آنها نیز یا می توانید مستقیما با فروش آنها درآمد زایی کنید، یا این که با بدست آوردن پوست هایی خاص، به ارتقاء های گوناگونی دست یابید. نکته بسیار جالب در سیستم شکار بازی این است که شکار در رد دد به کشتن حیوان و کندن پوست آن خلاصه نمی شود بلکه چگونگی کشتن آن حیوان در کیفیت پوست آن تاثیر می گذارد. هر کدام از حیوان ها باید با روش و سلاحی خاص کشته شوند تا شما بتوانید با کیفیت ترین پوست را بدست آورید. اگر از سلاح نادرست جهت شکار استفاده کنید یا بیش از حد حیوان را زخمی کرده و پوست آن را کم کیفیت سازید، بدیهی است کیفیت پوست بدست آمده چنگی به دل نخواهد زد. بد نیست بگویم انیمیشن پوست کندن حیوانات در بازی فوق العاده طبیعی و واقع گرایانه کار شده به صورتی که نظیر آن در تاریخ بازی های ویدئویی به چشم نمی خورد. به عنوان نکته آخر در مورد بخش شکار باید بگویم یکسری حیوان Legendary نیز در بازی وجود دارد که پیدا کردن و شکار آنها سخت تر از دیگر حیوانات است که البته طبیعتاً شکار آنها جوایز و‌ پادادش های جذابی را نیز به همراه دارد. بخش Hunting بازی به تنهایی می تواند ده ها ساعت مخاطبان را سرگرم سازد.

هنگام انجام مراحل مختلف خط داستانی بازی، یا فعالیت های جانبی و آزادانه مانند سرقت ها و کارهای کوچک تر، به طور عمیق و دقیق تر می توانید به روحیات و خلق و خو شخصیت های فرعی که همان اعضای گروه Dutch هستند پی ببرید. یا دقت به داستان هایی که آنها تعریف کرده، یا خاطراتی که از اتفاقات و حوادث مختلف برای آرتور بازگو می کنند، می توان به بسیاری از ویژگی های اخلاقی و شخصیتی آنها پی برد. برای مثال Micah شخصیتی متغیر، مرموز با افکاری نسبتا سیاه است که همواره به دنبال سود بردن شخصی خودش است و آنچنان اهمیتی به گروه و اعضا آن نمی دهد. معدود صحبت های آرتور و مایکا در قالب مراحل مختلف به خوبی بازتاب دهنده افکار و عقاید مایکا هستند. از طرف دیگر فردی مانند John Marston, فردی وفادار به گروه است که حتی بعضا صلاح گروه را به منفعت خود و خانواده‌اش ترجیح می دهد و تمام توانش را برای حفظ و پیشرفت گنگ انجام می دهد. Uncle شخصیتی فوق العاده تنبل است که آنچنان کار مفیدی انجام نداده، و خود را با وظایف و کارهای مهم مشغول نمی سازد و بیشتر به دنبال شانه خالی کردن از وظیفه و کارهای مختلف است تا بتواند بدون مزاحمت به انجام کارهای شخصی خود مشغول شود. به همین ترتیب صحبت و وقت گذراندن با افراد مختلف گروه حال چه در قالب فعالیت های جانبی مانند شکار یا سرقت از خانه یا ارابه، یا در قالب صحبت مستقیم می تواند اطلاعات فراوانی در مورد دیگر شخصیت ها به شما منتقل سازد. این گفتگو ها خصوصا هنگام اسب سواری های طولانی یا پیاده روی های بلند مدت می تواند ریتم بازی را حفظ کرده، و مانع ایجاد خستگی در بازیبازان شود. و صد البته برای آن دسته افراد که به معنای واقعی کلمه با رد دد زندگی می کنند و سخت به دنبال کسب کوچکترین اطلاعات و جزئیات در مورد شخصیت ها و اتفاقات پیرامون آنها هستند، این فعالیت ها و صحبت ها فوق العاده ارزشمند خواهند بود‌.

و‌ اما می رسیم به گرافیک هنری بازی، جایی که رد دد عملکرد خارق العاده ای از خود به نمایش می گذارد. کیفیت تکسچر ها، سطح سایه زنی، عمق نورپردازی، انیمیشن های چهره و انیمیشن های حرکتی و همچنین رنگ بندی محیط های بازی در سطح بسیار مطلوبی قرار دارد. افکت های مختلف آب و هوایی نیز فوق العاده جذاب کار شده اند به نحوی که گاهی درک تفاوت میان این افکت ها و لحظات با دنیای واقعی سخت خواهد شد. از طرف دیگر طراحی تک تک شهر ها و مناطق بازی نیز بسیار دقیق و با کیفیت صورت گرفته‌ به نحوی که هر شهر دارای هویت و حس و حال منخصر بفرد خود است. برای مثال شهر سنت دنیس کاملا حال و هوایی مدرن و جدید دارد و این ویژگی در تک تک بخش های شهر، از نحوه پوشش مردم گرفته تا طراحی ساختمان ها به چشم می خورد. از طرف دیگر شهری مانند Valentine بافت و هویت کلاسیک و قدیمی غرب وحشی را کاملا حفظ کرده است.
در کل اگر حتی برای مدت کوتاهی به تجربه بازی مشغول شده باشید، به خوبی می دانید که گرافیک هنری بازی در سطح فوق العاده ای قرار دارد و نقد خاصی بر آن وارد نیست.

یکی از بخش های سرگرم کننده Red Dead Redemption 2, شکار حیوانات است. نه تنها تعداد گونه های حیوانی در بازی بسیار زیاد است، بلکه طراحی ظاهری آنها نیز فوق العاده با دقت و به زیبایی و ظرافت صورت گرفته است. انیمیشن کاملا واقع گرایانه کندن پوست حیوانات مختلف نیز در نوع خود کاملا بی سابقه و‌ بی نظیر است. نکته جالب این است که شکار حیوانات فقط به کشتن آنها و کندن پوستشان خلاصه نمی شود. بلکه سه نوع کیفیت پوست Poor, Good و Perfect وجود دارد. برای بدست آوردن کیفیت Perfect باید حتما با بهترین روش مناسب حیوان را شکار کنید تا پوست و چرم آن کمترین آسیب ممکن را ببیند. همین نکته به ظاهر کوچک بسیار به عمیق تر شدن سیستم شکار در بازی کمک کرده است. لازم به ذکر است که بدست آوردن پوست های Perfect برخی حیوانات برخی ارتقاء های ظاهری کمپ یا برخی ارتقاء های مربوط به Satchel را ممکن می سازد. همچنین امکان فروش مستقیم پوست حیوانات نیز وجود دارد. در کل باید گفت سیستم شکار در بازی فوق العاده از آب در آمده است.

اما در نسخه PC شاهد ارتقاء و پیشرفت های مختلف و جذابی در زمینه گرافیک هنری بوده ایم. در نسخه PC نورپردازی به شکل واضحی پیشرفت داشته، و حتی از قبل هم خیرت انگیز تر شده است‌. مناطق دوردست با جزئیات دقیق و سایه زنی های کاما در بکگراند به چشم می خورند و کیفیت برخی افکت ها مانند جریان آب نیز نسبت به نسخه های کنسولی به وضوح پیشرفت را در خود می بیند. کیفیت بافت ها نیز طبیعتاً یا پیشرفت همراه بوده که این مسأله پس از انجام چند مقایسه کلی به خوبی عمق خود را نشان می دهد. البته اگر قصد دارید با جزئیات و دقت بیشتر در مورد تفاوت های گرافیکی نسخه PC و نسخه های کنسولی پی ببرید، پیشنهاد می کنم ویدیو های متفاوت در دسترس که به صورت مقایسه ای هستند را مشاهده کنید چون هر چقدر من با کلمات بازی کنم و در مورد تفاوت های گرافیکی و ظاهری بازی صحبت کنم، تا زمانی که خود شما عینا آن را ببینید به طور کامل تفاوت را از روی حرف های خشک و خالی درک نمی کنید. اما در این مسأله شک نداشته باشید که راکستار گرافیک هنری نسخه PC را با ارتقاء بسیار قابل توجه از جنبه های مختلف مانند نورپردازی و Draw Distance به بازار عرضه کرده است. فارغ از مشکلات و مسائل فنی پیرامون نسخه PC بازی…

چه در قالب فعالیت های جانبی، و چه در قالب مراحل اصلی، شاهد برخی از خیره کننده ترین و چشم نواز ترین مناظر تاریخ بازی های ویدئویی هستیم. خصوصا در نسخه PC به لطف نورپردازی واقع گرایانه تر و کیفیت بهتر تکسچر ها، این لحظات و مناظر تبدیل به تابلو های نقاشی بی نظیری شده اند. گرافیک هنری خیره کننده بازی در ترکیب با دیالوگ های قوی و چندلایه و موقعیت های متفاوت دست به دست هم داده اند تا برخی از جذاب ترین سکانس های تاریخ بازی های ویدئویی را در لابه لای کات سین ها یا گیم پلی بازی در لحظات مختلف شاهد باشیم.

و اما برویم سراغ مشکلات فنی مختلف که از همان اولین روز عرضه بازی بر روی پلتفرم PC, جنجال ها و حاشیه های مختلفی را به همراه داشته است‌‌. یکی از این حاشیه ها این مسأله بوده است که حتی کارت گرافیک ها بالای هزار دلار نیز نمی توانند جوابگو قدرت بازی باشند و از پردازش روان بر روی بالاترین درجه های گرافیکی ناتوان هستند. این مسأله به خودی موجب شده است آن دسته افرادی که از کارت گرافیک های ارزان تر و معمولی تر نیز استفاده می کنند، در گرفتن فریم ریت ثابت دچار مشکل و تقلا باشند که همین مسأله تجربه بازی برای افراد را بسیار تلخ کرده است. این مسأله جایی حاشیه برانگیز تر می شود که با یک حساب ساده در می یابیم سال قبل نسخه معمولی کنسول PS4 با قیمت ۳۰۰ دلار، توانایی اجرای بازی با کمترین میزان باگ و مشکلات فنی و افت فریم را دارا بود ولی الان سیستم های بالای دوهزار دلار نیز در اجرا روان بازی بر روی تنطیمات مرتبط عاجز هستند. البته بدیهی است از طرف دیگر نمی توان بخش به بخش تنظیمات گرافیکی نسخه PC را با نسخه های کنسولی مقایسه کرد چون همانطور که گفتم بازی از لحاظ هنری پیشرفت های بسیار قابل توجهی به خود دیده است، اما با این وجود هنوز بسیاری از مخاطبان از بهینه سازی و Optimization بازی راضی نیستند.

بخش بسیار زیادی از فعالیت های جانبی موجود در کمپ و همچنین تعداد قابل توجهی از مراحل اصلی بازی مربوط به سرقت ها و دزدی های بزرگ و کوچکی هستند که کل گروه در انجام آنها شرکت می کنند. از سرقت قطار گرفته تا سرقت بانک های شهرهای مختلف و دزدی های کوچک و بزرگ دیگر. نکته جالب این است که حتی زنهای گروه نیز در این سرقت ها به صورت فعال مشارکت می کنند و به نوعی این سرقت ها و فعالیت ها با حضور تمامی یا اکثر اعضای فعال گروه انجام می شوند. از لحاظ شیوه سرقت و نقشه برای انجام دزدی نیز تفاوت های کلی میان سرقت های مختلف وجود دارد، اما به صورت کلی راه و روش انجام آن ها به هم نزدیک است‌.

در کنار حواشی مربوط به انجام روان بازی، مشکلات مختلف گرافیکی و‌ فنی نیز از همان روز اول گریبان گیر بازی بوده اند. کاربران متعددی کرش کردن ناگهانی بازی را گزارش داده بودند و برخی دیگر کار با منوهای بازی را سخت و پر از باگ می دانستند. البته جالب است در همین شرایط تعداد قابل توجهی از مخاطبان و کاربران نیز توانسته بودند بازی را با کمترین مشکلات فنی و افت فریم و وجود کرش تجربه کنند. به همین دلیل بعضا شاهد نظرات بسیار ضد و نقیض در این زمینه هستیم. باید بگویم به نوعی نسخه PC رد دد ردمپشن به سرنوشت نسخه PC بازی GTA V دچار شد. به خوبی به خاطر دارم هنگام عرضه نسخه PC بازی جی تی ای وی نیز شاهد مشکلات مختلفی بودیم. از کرش کردن های متعدد تا باگ های عجیب و غریب که بعضا بازی را غیرقابل تجربه می کردند‌. اما در مدت کوتاهی پس از عرضه آپدیت ها و پچ های گوناگون، بسیاری از این مشکلات حل شده و تعداد زیادی از کاربران به خوبی توانستند بازی را تجربه کنند. رد دد ردمپشن ۲ نیز تا حدی دچار شرایط مشابه بوده است. آپدیت های عرضه شده به گزارش کاربران کمی مشکلات را رفع کرده اند اما به نظر می رسد همچنان باگ ها و مشکلات فنی در بازی به چشم می خورند. خود من پس از تجربه ۱۲ ساعته بازی بر روی PC دوستم جهت نقد و‌ بررسی بازی، تنها سه بار با کرش شدن ناگهانی مواجه شدم. البته در طول تجربه بازی شاهد باگ های مختلف مانند تغییر انیمیشن تکسچر آب، افت فریم های گاه و بیگاه و این دسته مشکلات مواجه شدم که البته تعداد آنها زیاد نبود و در کل این مشکلات در حد زیاد نتوانستند تجربه بازی را مشکل ساز کنند‌. البته فکر می کنم انجام آپدیت اول در کمتر شدن مشکلات بی تاثیر نبود.

در کنار بخش داستانی بازی که بیش از ۴۰ ساعت برای اتمام آن به زمان نیاز دارید، حجم بسیار قابل توجهی از فعالیت های جانبی و مراحل فرعی نیز در جای جای نقشه گنجانده شده اند. از وجود Collectibles های گوناگون گرفته تا فعالیت های مختلفی مانند شکار انواع و اقسام گونه های حیوانات، ماهیگیری در آب های متفاوت، انجام بازی های مختلف، سرقت های آزادانه و بسیاری کارهای دیگر در دنیای بازی یافت می شوند که هر کدام از آنها تجربه ای منحصربفرد را به ارمغان می آورند. نکته مهم این است که تم تک این فعالیت ها و کارها فوق العاده عمیق طراحی شده اند به طوری که برای مثال سیستم شکار بازی با اختلاف از تمامی عناوین در تاریخ بازی های ویدئویی قوی تر و عمیق تر به شمار می آید. حتی کوچکترین بازی ها و اقدامات در Red Dead Redemption 2 با وسواس و دقت خاصی طراحی و اجرا شده اند که همین مسأله می تواند ده ها ساعت مخاطبان را بدون خستگی با خود همراه سازد.

بعید می دانم کسی یا گیم پلی Red Dead Redemption 2 آشنایی نداشته باشد چون افراد مختلف یا آن را تجربه کرده اند، یا تریلر های مربوطه را مشاهده کرده اند. در بخش گان پلی، بازی فوق العاده لذت بخش،استاندارد و‌ روان است. هر کدام از سلاح های بازی حس تیراندازی منحصر بفردی را منتقل می سازند و فیزیک سلاح ها، کاورگیری، افکت های صدا و جزئیات کوچک دیگر به خوبی دست به دست هم داده اند تا مبارزات و تیراندازی ها در بازی بسیار لذت بخش شود. وجود سلاح هایی مانند تیر و کمان و همچنین چاقو و تبر پرتابی نیز حال و هوایی متفاوت به گیم پلی بازی بخشیده اند. بد نیست به این نکته اشاره کنم که نسخه PC دارای سلاح های جدیدتر، ۳ مرحله Bounty اضافه، ۲ مخفی گاه بیشتر گروه ها و برخی مراحل دیگر نیز می باشد که هر چند در نوع خود نمی توان از آنها به عنوان تغییرات بزرگ یاد کرد، اما در هر صورت شاهد محتوای جدید در بازی هستیم.
در کنار گیم پلی و مبارزات جذاب و لذت بخش، اسب سواری در بازی نیز طراحی بسیار سطح بالایی داشته است. این مسأله از این بابت دارای اهمیت است که شما خواه ناخواه زمان بسیاری را به اسب سواری خواهید گذراند. بنابراین اگر شاهد کنترل ضعیف اسب، انیمیشن حرکتب نامناسب یا باگ ها مختلف بودیم، عملا بهش قابل توجهی از جریان بازی با مشکل همراه می شد. که خوشبختانه شاهد این مشکلات نیستیم و به جز یکسری باگ های بسیار محدود و جزئی، باید بگویم سیستم اسب سواری بازی اگر در تاریخ بازی های ویدئویی بهترین نباشد، قطعا در زمره برترین ها قرار می گیرد.

یکی از نکاتی که باعث شده شخصیت های بازی، چه اصلی و چه فرعی بسیار باورپذیر باشند، صداپیشگی درجه یک آنان است. در رأس این صداپیشگی فوق العاده، Roger Clark در نقش آرتور مورگان قرار دارد که توانسته است عملکردی بی نظیر و حیرت انگیز از خود به جای گذاشته، و به نوعی آرتور را به یکی از ماندگارترین شخصیت های تاریخ تبدیل کند. در کنار عملکرد بدون نقص Roger Clark, صداپیشگی شخصیت Dutch Van Der Linde یعنی Benjamin Byron Davis نیز در سطح فوق العاده ای قرار داشته به نوعی که شخصیت Dutch نیز به لطف صداپیشگی آقای Davis و البته دیالوگ و پرداخت قابل قبول نویسندگان، به شخصیتی ماندگار تبدیل شده است. عملکرد دیگر اعضای تیم صداپیشگی بازی نیز کاملا قابل قبول بوده و به راحتی نمره قبولی را دریافت خواهد کرد. عملکرد موفقیت آمیز صداپیشگان این بازی به خوبی نشان می دهد چگونه صدای مناسب و جذاب برای یک شخصیت یا گروهی از شخصیت ها، می تواند در حد بسیار قابل توجهی به باورپذیرترشدن آن شخصیت یا شخصیت ها کمک کند‌.

رد دد ردمپشن دو از آن دسته بازیهایی است که به خوبی نشان می دهد چرا بازیهای ویدئویی عالی ترین شکل هنر به شمار می آیند.

سخن پایانی:
در این مورد که عنوان Red Dead Redemption 2 یکی از برترین عناوین نسل هشتم و همچنین یکی از برجسته ترین عناوین تاریخ است هیچگونه شکی وجود ندارد. تمام چیز هایی که یک فرد می تواند از یک بازی ویدئویی درجه یک انتظار داشته باشد را Red Dead Redemption 2 داراست. گیم پلی فوق العاده، داستان درگیر کننده، شخصیت پردازی سطح بالا، صداپیشگان ماهر و مناسب، محتوای فوق العاده زیاد، دنیای پویا، زنده و خارق العاده و هر چیز دیگری که نام ببرید را Red Dead Redemption 2 داراست. نسخه PC بازی نیز با وجود یکسری مشکلات کلی، همچنان جذابیت های فراوانی را داراست. خصوصا اگر دارای سیستمی قدرتمند هستید که توانایی استفاده از پتانسیل حداکثری بازی را دارا باشد. البته امیدوارم با عرضه آپدیت های بیشتر، مشکلات مختلف به حداقل میزان ممکن برسند تا امکان تجربه بازی برای همگان امکان پذیر شود‌.
رد دد ردمپشن دو عنوانی بی نظیر است. یک بازی شاهکار در تمامی زمینه ها. شاید بهتر است بگویم  این بازی فراتر از یک بازی ویدیویی به شمار می آید. همانطور که خیلی ها می گویند، رد دد را نباید بازی کرد، رد دد را باید زندگی کرد…

0
0

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید