برای تمام گیمرها… | ۵۰ بازی مولتی‌پلتفرم برتر در نسل هشتم (بخش پایانی)

صحبت در مورد بازی های انحصاری و مولتی ‎پلتفرم یک بحث همیشگی بین تمامی مخاطبین صنعت بازی محسوب می شود و انواع عقاید و نظرات مختلف در مورد این که کدام مدل انتشار بازی ها بهتر است وجود داشته و دارد و هر کس به فراخور سلیقه و تجربه اش و از همه مهم تر خاطراتش و پلتفرمش، به صحبت در این خصوص می پردازد. آیا باید بازی انحصاری باشد یا مولتی پلتفرم؟ کدام با کیفیت ‎ترند؟ انحصاری زمانی، انحصاری کنسولی، انحصاری کامل؟ آیا درست است که عناوین مولتی ‎پلتفرم انحصاری ‎شوند؟ این‎ ها مواردی است که پاسخ دقیق و مشابهی بین گیمر‎ها و حتی بین بازیسازان نیز برای آن‎ ها وجود ندارد و همواره در گفت‎ و گوها و بحث‎ های گیمی مطرح می‎ شوند و برخی به آن می ‎نازند که فلان بازی مولتی ‎پلتفرم اکنون دیگر برای ماست. غافلیم از این که این کار و جا افتادن آن در آینده گریبان خودمان را نیز خواهد گرفت و ناگهان به خود می ‎آییم و مشاهده می ‎کنیم عنوانی که سال‎ ها با آن خاطره داریم و مولتی ‎پلتفرم بوده است ناگهان انحصاری شده و دیگر نمی ‎توانیم آن را بازی کنیم. البته بحث بازی‎ های انحصاری یک شرکت صاحب کنسول که توسط خود آن شرکت و استودیوهای زیر مجموعه آن ساخته می ‎شود جداست چون این عناوین را گیمر می ‎شناسد و با توجه به علاقه‏ بیشتری که به انحصاری‎ های داخلی یک شرکت صاحب کنسول دارد، کنسول خود را انتخاب می ‎کند. مثلا گیمر می‎ داند که اگر به ناتی ‎داگ و بازی ‎های شاهکار این استودیو علاقمند است باید کنسول سونی را بخرد و یا بالعکس اگر به Halo علاقمند است باید کنسول مایکروسافت را خریداری کند، اما کف دستش را بو نکرده است که عنوانی مولتی پلتفرم که تاکنون برای همه پلتفرم ‎ها بوده است ناگهان انحصاری یک کنسول خاص شود. بحث در این مورد هیچ‎ گاه پایانی ندارد و همواره این مسائل وجود دارند و خواهند داشت. نسل هشتم که تقریبا دیگر در انتهای آن هستیم نیز پر از بازی ‎های رنگارنگ و انحصاری و مولتی ‎پلتفرم و… بوده است که هر یک به فراخور خود طرفداران و علاقمندانی داشته و دارند. بدون شک بین عناوین مولتی پلتفرم قدرتمند در نسل هشتم نیز برخی بازی ها برتر و شناخته شده‌‎ تر از دیگر عناوین هستند و به نوعی حکم ویترین این بازی ها را دارند که امروز به این عناوین برتر می پردازیم. در واقع در این مطلب قصد داریم تا در ۳ قسمت به معرفی برترین بازی های مولتی‌ پلتفرم نسل هشتم از دید نویسنده بپردازیم و آن ها را برای شما عزیزان معرفی و بررسی کنیم. قبل از شروع این مطلب باید نکاتی را ذکر کنم که از شما عزیزان خواهشمندم آن ها را مطالعه نمایید تا شک و شبهه ای برای شما دوستان پیش نیاید. دقت داشته باشید که در این لیست عناوینی که لااقل بر روی هر ۳ پلتفرم اصلی پلی استیشن ۴، ایکس باکس وان و یا رایانه های شخصی منتشر شده اند قرار گرفته اند و نه بازی هایی که مثلا فقط برای دو پلتفرم عرضه گردیده اند. همچنین توجه داشته باشید که بازی های ریمستر شده که برای نسل هفتم بوده اند در این لیست قرار ندارند زیرا تمرکز ما بر روی بازی های نسل هشتمی واقعی است. همچنین دقت کنید که از هر سری بازی تنها یک نسخه در این لیست قرار دارد و مثلا از سری فارکرای که دارای چند بازی در این لیست است برترین نسخه آن از نظر نویسنده در این مقاله جای گرفته است.قطعا جدا از این لیست که بنده تهیه کرده ام تعداد بسیار زیاد دیگری بازی های مولتی پلتفرم زیبا و قدرتمند در این نسل وجود داشته اند که می توانستند در این مطلب حاضر باشند اما به هر حال تعداد محدودیت دارد و نویسنده، عناوینی را که از نظر خود برتر بوده اند در لیست جای داده است. پس دقت کنید که این مقاله، “برترین بازی های مولتی‌ پلتفرم نسل هشتم” بنده است. زیرا که اساس چنین مقالاتی این گونه است و  سلیقه شخصی نیز بسیار اهمیت دارد. رتبه بندی و ترتیبی که در این لیست برای بازی های مختلف لحاظ شده است کاملا نظر شخصی نویسنده است و هیچ معیار و میزانی برای درست یا غلط بودن آن وجود ندارد زیرا پای سلیقه مطرح است البته سلیقه منطقی، نه این که مثلا کسی یک بازی بسیار سطح پایین و ضعیف را بیاورد و در صدر لیست برترین ها قرار دهد و بگوید این سلیقه من است زیرا که این توهین به شعور مخاطب است اما به هر حال سلیقه شخصی نیز در چنین مقالاتی بسیار اهمیت دارد. عناوین این لیست بازی هایی هستند که قطعا نه هیچ کدام از شما و نه هیچ کس در دنیا در قدرتمند بودن آن ها شکی ندارد، تنها می ماند رده بندی آن ها که در اینجا سلائق و علائق با هم متفاوت است و بر اساس تجربه و خاطراتی که هر شخص دارد جایگاه ها را تعیین می کند. پس در نظر داشته باشید که عنوانی که مثلا من در رتبه ششم قرار داده ام دلیلی بر این نیست که آن بازی حتما ششمین بازی مولتی پلتفرم برتر نسل هشتم است بلکه برای من این گونه است و شاید برای شما اول یا دهم باشد. نکته بعدی این که تمامی عناوین این لیست بر اساس داشته ها و اطلاعات نویسنده گرد آوری شده اند و در این مطلب قرار گرفته اند. شاید شما عقیده داشته باشید که مثلا بازی دیگری می توند به جای فلان بازی از این لیست قرار بگیرد و یا جایگاه بازی فرق کند. در اینجا نیز معیار و میزان ثابتی نداریم و عقل و منطق در کنار احساس و خاطرات است که در ذهن هر شخص با هم ترکیب می شوند و اسم هایی از بازی های مختلف را به عنوان خروجی بیرون می دهند. قطعا وقتی شما فلان بازی از لیست من را بازی نکرده اید آن را در لیست خود نخواهید آورد و البته برعکس این مورد نیز صادق است. پس بهتر است تا این مطلب را به عنوان یک مقاله سرگرم کننده که به همراه آن با برخی بازی های قدرتمند مولتی پلتفرم نسل هشتم نیز آشنا می شوید، یا برخی از بهترین خاطرات خود را مرور می کنید نگاه کنید. با بیان این نکات اگر تا کنون به خواندن مقاله ادامه داده اید از شما دعوت می کنم تا در ادامه مطلب بخش سوم و پایانی “برترین بازی های مولتی‌ پلتفرم نسل هشتم” با بنده و وبسایت تحلیلی خبری گیمفا همراه شوید.

۱۷ – Assassin’s Creed: Odyssey

Assassin’s Creed: Odyssey

سازنده:  Ubisoft

ناشر:  Ubisoft

ژانر: Action RPG

پلتفرم مقصد:  PlayStation 4, Xbox One, PC ,Nintendo Switch ,Google Stadia

تاریخ انتشار:  ۵ اکتبر ۲۰۱۸

امتیاز متا:  ۸۷/۱۰۰

وقتی که یک سری طی سال ها مدام به یک شکل و یک سبک و سیاق بوده است و پشت سر هم آثاری مشابه هم از آن منتشر شده اند، در نهایت برای حفظ ارزش و احترام آن یکی باید پیدا شود و از یک جایی تغییر را بیاورد و البته قطعا هم مقاومت خواهد دید همان طور که تغییرات گاد او وار ۲۰۱۸ در ابتدا مقاومت دیدند و همان طور که مبارزات دریایی و ارتقای کشتی و شخصی سازی در Assassin’s Creed ابتدا با کلی مقاومت روبرو شد. در این شماره از لیست صحبت از بازی Assassin’s Creed: Odyssey است که با تغییر و تحولاتی لازم روبرو شد و همین تغییرات منجر به کاندیدا شدن برای بازی سال شدند.  چند سالی بود که موج عجیبی بر ضد عناوین سری Assassin’s Creed به راه افتاده بود که بیشتر ناحق به نظر می رسید تا حق. عناوینی که واقعا هر بار کاملا تغییر می کنند و دوره ای جدید با معماری جدید و شخصیت های جدید و المان های گیم پلی جدید را برای ما به ارمغان می آورند، ما نیز همگی آن ها را می خریم و تا انتها با لذت بازی می کنیم اما در نهایت وقتی دور هم جمع می شویم انواع بد و بیراه است که نثار سازندگان بازی و خود این عناوین می کنیم که چرا تکراری شده و هر سال می دهید بیرون و تغییر نمی کند و .. خب این بار همان تغییر بزرگی که شاید در موردش غر می زدیم رسید و این سری به سبک نقش آفرینی رفت. خوب می دانید که ایجاد تغییر و نهراسیدن از ریسک کردن و خطر کردن یک ویژگی خیلی عالی و جذاب است که شاید گاهی هم این ریسک ها جواب ندهند ولی اصل موضوع که ریسک کردن و قابلیت ایجاد تغییر یک خصوصیت شجاعانه و جذاب است را زیر سوال نمی برد و چه بهتر که آن تغییر جواب هم بدهد و این شجاعت تغییر دادن به بار بنشیند.  یوبیسافت در اقدامی شجاعانه و البته بسیار لازم، دست به تغییر در بزرگترین فرنچایزش زد به قصد عمیق تر کردن آن و تزریق حال و هوایی تازه و حفظ جذابیت سری بعد از سال ها. در واقع روندی که در بازی اوریجینز آغاز شده بود در آدیسی به بهترین شکل تکامل یافت و فرنچایز تبدیل به آر پی جی شد. یوبیسافت نشان داد که اصلا ترسی از ریسک و تغییر دادن ندارد، حتی اگر بزرگترین و محبوب ترین فرنچایزش یعنی Assassin’s Creed را از یک اکشن ماجرایی به قالب اکشن نقش آفرینی ببرد و این برای من به شخصه بسیار قابل احترام و ارزشمند است زیرا نشان می دهد یوبیسافت با این که احتمال می دهد منتقدین بیایند بگویند چرا بازی از ریشه هایش دور شده و طرفداران واکنش نشان دهند و .. ولی باز هم ریسک را انجام داد و بازی جدید این سری یعنی Assassin’s Creed: Odyssey را رسما به عنوان یک بازی نقش آفرینی برای اولین بار در تاریخ این سری معرفی کرد در حالی که می توانست یک بار دیگر روند موفقیت Origins را تکرار کند و ضعف هایش را هم بهبود ببخشد و هم متای بهتری کسب کند و هم طرفداران را با یک اساسین عالی در یونان باستان روبرو نماید.

Assassin’s Creed: Odyssey از هر زاویه و منظری که به آن بنگرید فوق العاده است و معنای واقعی لذت از یک بازی رایانه ای و یک اکشن آر پی جی عمیق را برای ما به همراه دارد

اما این چیزی نبود که یوبیسافت می خواست و این شرکت قصد انجام تغییرات بزرگتری را داشت تا حتی امتحان کند و ببیند که آیا می تواند طرفداران نقش آفرینی را نیز به این بازی جذب کند و آیا اصلا تم Assassin’s Creed در زمینه نقش آفرینی جواب می دهد یا خیر.  بازی Assassin’s Creed: Odyssey که کار ساخت و توسعه آن را یوبیسافت برعهده داشت، عنوانی در سبک اکشن نقش آفرینی محسوب می شود که در تاریخ ۵ اکتبر سال ۲۰۱۸، همین شرکت آن را برای پلتفرم های پلی استیشن ۴، ایکس باکس وان و رایانه های شخصی منتشر کرد.  البته قرار است که شاهد انتشار نسخه های Nintendo Switch و Google Stadia نیز باشیم تا دارندگان این پلتفرم ها نیز از این شاهکار بی بهره نمانند. همیشه در ذهنم به این فکر می کردم و برایم جذاب بود که اگه روزی سری Assassin’s Creed به دنیای نقش آفرینی پای گذارد و شاهد یک بازی Assassin’s Creed آرپی جی با انتخاب ها و تصمیمات و ارتقای لول باشیم، چقدر عالی و جذاب خواهد شد و امسال در مراسم E3 با این که اصلا فکرش را نمی کردم یوبیسافت دست به این خطر بزرگ بزند ولی در عین ناباوری مشاهده کردم که بازی Assassin’s Creed: Odyssey از سوی سازندگان به عنوان یک بازی نقش آفرینی معرفی شد و من را حسابی خوشحال کرد که بالاخره می توانم ترکیب جذابیت های بی نظیر این فرنچایز را با عمق فوق العاده بالای سبک نقش افرینی ببینم و تجربه کنم. در این دوره با این هزینه های مخوف ساخت بازی ها این تصمیم برای بزرگترین بازی یوبیسافت بسیار شجاعانه و قابل تحسین است زیرا بالاخره باید یک نفر پیدا شود و از یک جایی تغییر را آغاز کند و نمی شود که تا ۲۰ سال دیگر و ۲۰ شماره اصلی و فرعی دیگر، مدام یک روند ثابت را شاهد باشیم که چون جواب داده است مدام تکرار می شود. یوبیسافت این ریسک را با عرضه Assassin’s Creed: Odyssey پذیرفت و عجب نتیجه معرکه ای هم داشت.

ایجاد تغییر و نهراسیدن از ریسک کردن و خطر کردن یک ویژگی خیلی عالی و جذاب است

Assassin’s Creed: Odyssey به واسطه ایجاد تحول موفق در این فرنچایز و گیم پلی فوق العاده عمیق و پرمحتوای نقش آفرینی موفق شد تا پس از انتشار بازخوردهای خوبی را از سوی منتقدین و بازیبازان دریافت نماید ولی باز هم نه در حدی که باید می بود. نهایتا این عنوان زیبا توانست از مجموع نقد ها و نمرات خود، امتیاز متای عالی ۸۷/۱۰۰ را به خود اختصاص دهد تا تبدیل به تجربه ای فوق العاده موفق برای یوبیسافت و یکی از کاندیداهای بازی سال ۲۰۱۸ در کنار شاهکارهایی عظیم مثل گاد او وار و رد دد ۲ شود، ولی قطعا باید بگویم حق این بازی حداقل امتیاز ۹ است. این بازی به معنای واقعی یک شاهکار محض است که هر نامی غیر از اساسین داشت اکنون امتیازش بالای ۹ بود. Assassin’s Creed: Odyssey نسبت به بازی های قبلی سری آن قدر تغییر کرده است که شاید از خیلی طرفداران این سری، مخصوصا آن هایی که اهل نقش آفرینی نیستند، شاید اصلا توان روبرو شدن یک باره با این همه تغییر را نداشته باشند ولی برعکس برای آن هایی که مثل من نقش آفرینی دوست دارند و عاشق ویچر هستند و بازی هایی با محتوای خیلی زیاد مورد علاقه شان است، این بازی بهترین بازی سری اساسین است. خیلی حیف است که بازیباز باشید و خود را از تجربه Assassin’s Creed: Odyssey محروم کنید. Assassin’s Creed: Odyssey از هر زاویه و منظری که به آن بنگرید فوق العاده است و معنای واقعی لذت از یک بازی رایانه ای و یک اکشن آر پی جی عمیق را برای ما به همراه دارد؛ از شخصیت های جذاب بازی گرفته تا نبردهای بی نظیر دریایی، مبارزات عالی، سیستم ارتقای شخصیت عمیق و پر محتوا، کلی المان های بی نهایت متنوع گیم پلی، دنیایی بی نهایت زیبا و وسیع برای اکتشاف، قابلیت های شخصی سازی بسیار عالی برای کشتی و خلاصه هر چه که در این بازی می بینید فوق العاده است و آن قدر باکیفیت است که قطعا ایرادات نه چندان بزرگ آن قابل بخشیدن هستند. هیچ حرف و حدیث و شک و تردیدی در مورد لزوم بازی کردن Assassin’s Creed: Odyssey چه برای طرفداران همیشگی این سری و چه برای کسانی که عاشق عناوین اکشن نقش آفرینی جهان آزاد هستند وجود ندارد چرا که شاهد یکی از برترین اکشن نقش آفرینی های تاریخ هستیم. سری عناوین محبوب و پر‌طرفدار Assassin’s Creed بیشترین اهمیت را برای یوبیسافت دارند زیرا که این نام یکی از برترین فرنچایزهای دو نسل اخیر بازی‌های رایانه‌ای محسوب می‌شود و با وجود فراز و نشیب‌های زیادی که در مسیر خود از آغاز تاکنون داشته است باز هم توانسته تا محبوبیت خود را بین بازی‌بازان حفظ کرده و آن‌ها را مجاب به انجام تک‌ تک نسخه‌ های این سری کند و بسیاری از شیرین‌ ترین و به یاد ماندنی‌ ترین لحظات و خاطرات بازی ما با نسخه‌های گوناگون این سری رقم خورده است. Assassin’s Creed: Odyssey آن قدر جذاب است که می توانیم به آن لقب یک شاهکار را در بین بازی های این سری بدهیم و این عنوان در بین عناوین این فرنچایز محبوب که همگی جذاب و با کیفیت بوده و هستند نیز یکی از بهترین هاست و به دلیل تغییر ساختار و نقش آفرینی شدن بازی می تواند سطح جدیدی از جذابیت و هیجان و ارزش تکرار بالا و تنوع را به شما هدیه کند. Assassin’s Creed: Odyssey عنوانی است که می تواند به راحتی در لیست عناوین هر بازیبازی اعم از کسانی که به این سری علاقه دارند یا ندارند و کسانی که بازی های نقش آفرینی را دوست دارند یا ندارند قرار داشته باشد، زیرا که می تواند بهترین شروع برای افرادی باشد که تاکنون این سری را بازی نکرده اند و یا کسانی که تاکنون به سراغ سبک اکشن نقش آفرینی جهان آزاد نرفته اند. بی تردید وقتی صحبت از عناوین باکیفیت مولتی پلتفرم در نسل هشتم بازی های ویدئویی مطرح باشد عنوان شاهکار Assassin’s Creed: Odyssey نیز یکی از برترین های این لیست به حساب می آید و حضورش الزامی است. Assassin’s Creed: Odyssey، در لیست ما از “برترین بازی های مولتی‌ پلتفرم نسل هشتم” موفق به کسب رتبه هفدهم شده است.

۱۶ – Rise of the Tomb Raider: 20 Year Celebration

Rise of the Tomb Raider: 20 Year Celebration

سازنده: Crystal Dynamics, Eidos Montréal

ناشر: Square Enix

ژانر:   Action Adventure

پلتفرم مقصد:  PlayStation 4, Xbox One, Xbox 360 و Microsoft Windows

تاریخ انتشار:  ۱۰ نوامبر ۲۰۱۵ و ۱۱ اکتبر ۲۰۱۶

امتیاز متا:  ۸۸/۱۰۰

در دنیای بازی های ویدئویی کسی وجود ندارد که نام فرنچایز محبوب و قدرتمند Tomb Raider و بانو لارا کرافت به عنوان محبوب ترین شخصیت مونث تاریخ گیم را نشنیده باشد. در کشور خودمان هم از قدیم و سال ها پیش این سری توسط گیمرها شناخته و بازی می شد که البته نامش را به صورت “تام رایدر” می دانستیم و خیلی ها فکر می کردیم که این نام و فامیلی دختر درون بازی است که نامش تام است، با این که تام نام پسر بود و این برای ما هم مقداری سوال بود که چرا اسمش تام است! تا این که بزرگ تر شدیم و فهمیدیم قضیه از چه قرار است. بازی نخست Tomb Raider یکی از خاطره انگیز ترین، زیباترین و جذاب ترین عناوین سبک اکشن ماجرایی بود که در سال ۱۹۹۶ منتشر و پایه گذار یکی از سردمداران سبک اکشن ادونچر گردید. زمانی که متوجه شدیم قرار است تا این فرنچایز در سال ۲۰۱۳ یک ریبوت و شروع مجدد را تجربه کند استرس بسیاری داشتیم که مبادا با یک بازی سطح پایین و ضعیف تمام حیثیت و پیشینه این سری خاطره انگیز را به گند بکشند. گویا سازندگان و ناشر توانمند بازی در استودیو کریستال داینامیکس و اسکوئر انیکس هم از این سطح توجه و زیر ذره بین بودن خود آگاه بودند و زمانی که بازی ریبوتTomb Raider در سال ۲۰۱۳ منتشر شد، تمام طرفداران در دنیا نفسی به راحتی کشیدیم و فهمیدیم که کار به دست کاردان سپرده شده است و کیفیت بازی به حدی بالا بود که حتی خوشحال هم شدیم که این بازی ریبوت شده است. پس از موفقیت نسخه اول بازی و بعد از مدتی سازندگان بازی نسخه جدید این فرنچایز را برای کنسول های نسل هشتم در کنار ایکس باکس ۳۶۰ و رایانه های شخصی با نام Rise of the Tomb Raider معرفی کردند که بعد از انتشار توانست تا به مانند نسخه قبلی یک بازی فوق العاده عالی و یک تجربه بی نظیر را برای بازیبازان به ارمغان بیاورد.

Rise of the Tomb Raider نیز به مانند بازی سال ۲۰۱۳ از همه لحاظ یک بازی بی نقص و فوق العاده بود. علاوه بر گیم پلی و روایت داستان فوق العاده جذاب و هیجان انگیز، این عنوان یکی از برترین گرافیک ها و جلوه های بصری را داراست

البته Rise of the Tomb Raider به صورت انحصاری زمانی بود و نسخه های کنسول های مایکروسافت آن زودتر از پی سی و پلی استیشن ۴ عرضه شد و فقط برای مایکروسافت و ایکس باکس ۳۶۰ بود که این بازی نسخه نسل هفتمی داشت.Rise of the Tomb Raider به معنای واقعی یک اکشن ماجرایی شاهکار و فوق العاده بود و خیلی زود در سراسر دنیا طرفداران بیشماری را پیدا کرد و مانند بازی قبلی خود فروش معرکه ای را نیز تجربه کرد. بد نیست تا با توضیحات پایه ای این بازی شروع کنیم. بازی Rise of the Tomb Raider که کار ساخت و توسعه آن را Crystal Dynamics و Eidos Montréal برعهده داشتند، عنوانی در سبک اکشن ماجرایی محسوب می شود که در تاریخ ۱۰ نوامبر ۲۰۱۵ و ۱۱ اکتبر ۲۰۱۶، شرکت اسکوئر انیکس آن را برای پلتفرم های ایکس باکس وان، ایکس باکس ۳۶۰، رایانه های شخصی و پلی استیشن ۴ منتشر کرد. لازم به ذکر است که نسخه پلی استیشن ۴ بازی که تقریبا یک سال دیرتر از نسخه ایکس باکس منتشر گردید، برترین و کامل ترین نسخه به همراه تمام دی ال سی هاست و Rise of the Tomb Raider: 20 Year Celebration نام دارد که بالاترین امتیاز متا را نیز بین نسخه های پلتفرم های دیگر داراست. Rise of the Tomb Raider در زمینه گیم پلی و ایجاد تعادل در المان های اکشن و ماجراجویی یکی از برترین اکشن ماجرایی ها در تاریخ بازی های رایانه ای به حساب می آید و توانست تا در حد نام بزرگ این فرنچایز عمل کرده و رسالت و اصالت سری به عنوان یکی از پرچمداران اکشن ماجرایی را حفظ کرد.

در دنیای بازی های ویدئویی کسی وجود ندارد که نام فرنچایز محبوب و قدرتمند Tomb Raider و بانو لارا کرافت به عنوان محبوب ترین شخصیت مونث تاریخ گیم را نشنیده باشد.

Rise of the Tomb Raider به واسطه المان های فوق العاده جذاب ماجراجویی و اکشن در کنار بهبود المان های بازی قبلی و تکمیل آن موفق شد تا پس از انتشار بازخوردهای فوق العاده خوبی را از سوی منتقدین و بازیبازان دریافت نماید. نهایتا نیز این عنوان زیبا توانست از مجموع نقد ها و نمرات خود، امتیاز متای خوب ۸۸/۱۰۰ را به خود اختصاص دهد تا تبدیل به تجربه ای موفق برای سازندگان و یکی از برترین بازی های این فرنچایز فوق محبوب شود. عنوان Rise of the Tomb Raider نیز به مانند بازی سال ۲۰۱۳ از همه لحاظ یک بازی بی نقص و فوق العاده بود. علاوه بر گیم پلی و روایت داستان فوق العاده جذاب و هیجان انگیز، این عنوان یکی از برترین گرافیک ها و جلوه های بصری را داراست و یکی از برترین و چشم نواز ترین عناوین نسل هشتم تاکنون محسوب می گردد که به واقع چشم های بازیبازان را به خود خیره کرد. خلق دنیایی بی نظیر و وسیع با تنوع محیط های مختلف و آب و هوای مختلف از جنگلی گرفته تا کوهستانی و یخ زده، باعث شد تا بازی جلوه خاص و بی نظیری بیابد و در تک تک لحظات بازی کاملا به وضوح سطح بالای گرافیکی بازی مشخص است. تا به امروز که ۲۳ سال از آن زمان انتشار بازی اول این سری می گذرد، هر روز شاهد محبوب تر شدن این فرنچایز و لارا کرافت بوده ایم. بسیاری از ما بازیبازان قدیمی تر با عناوین اولیه و بی نظیر این سری محبوب بزرگ شده ایم و ساعت ها، هفته ها، ماه ها و سال ها را پای آن صرف کرده ایم. در نهایت باید گفت وقتی صحبت از عناوین باکیفیت مولتی پلتفرم در نسل هشتم بازی های ویدئویی مطرح باشد Rise of the Tomb Raider نیز بایستی قطعا در بین برترین های این لیست حضور داشته باشد. Rise of the Tomb Raider، در لیست ما از “برترین بازی های مولتی‌ پلتفرم نسل هشتم” رتبه شانزدهم را به خود اختصاص داده است.

۱۵ –  Overwatch  

Overwatch

سازنده: Blizzard Entertainment  

ناشر:  Blizzard Entertainment

ژانر:   First-person shooter

پلتفرم مقصد:  Windows, PlayStation 4 و Xbox One 

تاریخ انتشار:  ۲۴ می ۲۰۱۶  

امتیاز متا:  ۹۱/۱۰۰

به عنوان یک بازیباز، هر نوع سلیقه و روشی که برای بازی کردن داشته باشید، Overwatch عنوانی است  که برای شما محتوایی جذاب دارد و حتما شخصیتی مشابه با سلیقه شما (حتی بیشتر از یک نفر) در آن وجود دارد. بازی از همان لحظه اول به غایت سرگرم‏‎ کننده، شوخ ‎طبع، شاد و بسیار رضایت بخش است و در حقیقت یک محیط و یک دنیای جذاب برای گذراندن ساعت ‎های خیلی خیلی زیاد و سرگرم شدن است. از آن عناوینی که می توانید با آن مدت ها و حتی چند سال سرگرم شوید و به واقع یکی از ارزشمندترین بازی های نسل هشتم است که ارزش وقت گذاشتن را دارد. معمولا وقتی یک سازنده که همواره در سبکی خاص و مشخص بازی می ساخته است، ناگهان یک بازی در سبکی بسازد که تا به حال تجربه ای در آن نداشته است، حتما در مورد کیفیت آن بازی نگرانی هایی به وجود می آمد، اما نه وقتی که آن سازنده بلیزارد باشد. بازیسازان کمپانی محبوب، دوست داشتنی و عظیم یلبزارد که همواره در طول تاریخ به عنوان استاد ساخت نقش آفرینی و استراتژی و MMORPG و اکشن نقش آفرینی مطرح بودند، چنین تصمیمی گرفتند و این تصمیم نهایتا به خلق “بازی سال” منجر شد. بلیزارد به حدی قدرتمند است که از همان زمان معرفی Overwatch نه تنها کسی نگران نبود، بلکه همه تقریبا مطمئن بودند عنوانی که بلیزارد بسازد، قطعا بازی فوق‎ العاده‎ ای خواهد بود.

بازی از همان لحظه اول به غایت سرگرم‏‎ کننده، شوخ ‎طبع، شاد و بسیار رضایت بخش است و در حقیقت یک محیط و یک دنیای جذاب برای گذراندن ساعت ‎های خیلی خیلی زیاد و سرگرم شدن است.

بازی Overwatch که کار ساخت و توسعه آن را بلیزارد برعهده داشت، عنوانی در سبک شوتر اول شخص چند نفره محسوب می شود که در تاریخ ۲۴ می سال ۲۰۱۶، شرکت بلیزارد آن را برای پلتفرم های پلی استیشن ۴، ایکس باکس وان و رایانه های شخصی منتشر کرد. Overwatch از آن دست عناوینی است که همه از انجام آن لذت می‌برند و راه سرگرم شدن خود را در بازی پیدا می‌کنند زیرا که بازی به معنای واقعی سرشار از لذت ناب و بدون آلایشی است که امروزه زیاد پیدا نمی‌شود و در زرق و برق گرافیک و وضوح تصویر و … گم می‌شود. لذتی که هر کسی را شیفته خود می‌کند و برای همگان قابل دسترسی است.  عنوانی که در عین قدرتمند بودن، سادگی   خاصی دارد که به دل بازیباز می‌ نشیند و حس این که انگار مدت‌ هاست این بازی را می‌ شناسیم به ما منتقل می‌ کند. Overwatch عنوانیست در مورد آداپته شدن با شرایط اطرافتان و انجام بهترین کاری که برای تیمتان مفید است.  اما نکته زیباتر اینجاست که واقعا بازی در مورد این نیست که کدام شخصیت بیشتر به استایل بازی شما می ‎خورد، بلکه مهم این است که شخصیتی استفاده کنید که با وضعیت تیمتان در لحظات خاص بیشتر جور در بیاید.

Overwatch از آن دست عناوینی است که همه از انجام آن لذت می‌برند و راه سرگرم شدن خود را در بازی پیدا می‌کنند

Overwatch به واسطه حضور کلی شخصیت جذاب و بالانس شده و گیم پلی عمیق و هیجان انگیز PvP موفق شد تا پس از انتشار بازخوردهای معرکه ای را از سوی منتقدین و بازیبازان دریافت نماید. نهایتا نیز این عنوان زیبا توانست از مجموع نقد ها و نمرات خود، امتیاز متای شگفت انگیز ۹۱/۱۰۰ را به خود اختصاص دهد و حتی در حضور عنوانی شاهکار مثل آنچارتد ۴ جایزه بازی سال را کسب کند که البته از نظر بسیاری این ناحق ترین و عجیب ترین انتخاب بازی سال در طول تاریخ بود که یک بازی چند نفره آنلاین فاقد داستان بازی سال شود. Overwatch نشان داد که فقط نام بلیزارد خودش به تنهایی یعنی تضمین بازی شاهکار و اصلا نام و سبک آن بازی مهم نیست که برای این شرکت جدید است یا خیر. بلیزارد ثابت کرد که هر عنوانی در هر سبکی که بخواهد بسازد، یک بازی بی ‎نقص یا بسیار کم ‎نقص تحویل مخاطبین و کاربران خواهد داد و به نوعی انگار اصلا بلد نیست بازی ضعیف بسازد! بی تردید وقتی صحبت از عناوین باکیفیت مولتی پلتفرم در نسل هشتم بازی های ویدئویی مطرح باشد بازی زیبای Overwatch نیز به عنوان بازی سال ۲۰۱۶،  یکی از گزینه های قطعی این لیست محسوب می شود. Overwatch، در لیست ما از “برترین بازی های مولتی‌ پلتفرم نسل هشتم” جایگاه پانزدهم را کسب نموده است.

۱۴ – Hellblade: Senua’s Sacrifice

Hellblade: Senua’s Sacrifice

سازنده: Ninja Theory

ناشر:  Ninja Theory

ژانر: Action-Adventure, Hack and Slash

تاریخ انتشار: ۸ آگوست ۲۰۱۷

امتیاز متا: ۸۸/۱۰۰

Hellblade: Senua’s Sacrifice به بهترین شکل در طول تاریخ بازی ها، موضوع بیماری روانی و تاثیر آن روی انسان را آن هم با یک بازی (نه فیلمی که فقط تماشا کنید، بلکه بازی که خودتان آن را لمس و جنون را در سرتان احساس کنید) در اختیار دوستداران هنر قرار داد و واقعا آن قدر زیبا این کار را کرد که قابل توصیف نیست تا زمانی که خودتان آن را تجربه نکنید.زیرا این موضوع با گیم پلی بازی گره خورده است که این واقعا تحسین برانگیز است. بازی Hellblade: Senua’s Sacrifice که کار ساخت و توسعه آن را نینجا تئوری برعهده داشت، عنوانی در سبک اکشن ماجرایی و هک اند اسلش محسوب می شود که در تاریخ ۸ آگوست سال ۲۰۱۷، نیتجا تئوری آن را برای پلتفرم های پلی استیشن ۴ و رایانه های شخصی منتشر کرد و سپس در حدود یک سال بعد نسخه ایکس باکس وان این عنوان نیز عرضه گردید. بازی بر اساس افسانه های اسکاندیناوی است و در آن سفر شخصیت اصلی بازی با نام Senua که یک مبارز دارای اختلالات روحی روانی است به جهنم (ورژن افسانه های اسکاندیناوی جهنم) برای بازگرداندن روح معشوقه اش Dillion را دنبال می کنیم اما آنچه که در این سفر اتفاق می افتد مو بر تنتان سیخ می کند. Senua شخصیتی رنج دیده و عذاب کشیده است که شدیدا درگیر اختلالات روحی و روانی است و اتفاقا معجزه بازی نیز در نحوه نشان دادن بیماری روانی شخصیت اصلی بازی به بازیباز است که به طبیعی ترین و بهترین شکل ممکن انجام می شود. Hellblade: Senua’s Sacrifice یک تجربه حدودا ۷ تا ۹ ساعته پر از شگفتی است. اختلالات روانی شخصیت اصلی بازی نه تنها در داستان بازی، بلکه در تک تک جزییات بازی و در تمام ابعاد آن هم نقش دارد و در واقع کل بازی بر پایه این اختلالات روانی بنا نهاده شده است که به طبیعی ترین شکل ممکن، با بهترین گرافیک ممکن و با صداگذاری در حد برترین های تاریخ، برای بازیباز شرح داده می شود و کاملا او را با بازی همراه کرده و حتی باعث می شود تا با استفاده از صداگذاری بی نظیر بازی و المان های داستانی آن، بازیباز با Senua همذات پنداری کند و هر چه بیشتر در دنیای زیبای بازی غرق شود. بازی اصلا ترس و خجالتی از نشان دادن بیماری روحی روانی Senua ندارد و اتفاقا آن را در کانون توجه و مرکزیت داستان بازی قرار داده است و البته با باکیفیت ترین شکل ممکن نیز این کار را کرده و از وجود متخصصان بیماری های روانی و افراد بزرگ در این زمینه مانند پروفسور Paul Fletcher که در زمینه سلامت اعصاب و روان تخصص دارد، بهره برده است و ایشان کمک زیادی به دقیق بودن و نمایش صحیح و باورپذیر بیماری و اختلالات روانی Senua به بازیباز کرده است. در حقیقت بازی داستانی شخصی را از دید کسی می گوید که از psychosis، یک اختلال روانی حاد رنج می برد که در آن افراد توهمات بسیار زیادی دارند و در سرشان چندین صدای مختلف می شوند.

بازی بر اساس افسانه های اسکاندیناوی است و در آن سفر شخصیت اصلی بازی با نام Senua که یک مبارز دارای اختلالات روحی روانی است به جهنم (ورژن افسانه های اسکاندیناوی جهنم) برای بازگرداندن روح معشوقه اش Dillion را دنبال می کنیم

تا به حال هیچ بازی را این چنین از دید چنین بیماری تجربه نکرده ایم ولی تجربه Hellblade: Senua’s Sacrifice  را هیچ گاه از یاد نخواهید برد. در ذهن Senua دائما صداهایی گوناگون تکرار می شوند و حتی لحظه ای هم قطع نمی شوند (جز در برخی موارد محدود). برخی از این صداها به وی طعنه می زنند و او را قضاوت می کنند، برخی وی را دست می اندازند و مسخره می کنند، برخی سعی می کنند کمک کنند و به او جرات و شجاعت و امید بدهند. اگر از هدفون یا صدایsurround استفاده کنید تجربه شما از بازی و همذات پنداریتان با شخصیت اصلی چند برابر بهتر و لذتبخش تر می شود و انگار که این صداها مدام در سر شما نیز وجود دارند که این نیز یکی از نکات بی نظیری است که نینجا تئوری از آن به طور عالی استفاده کرده است. نهایتا باید گفت داستان بازی و روایت Hellblade: Senua’s Sacrifice فوق العاده جذاب و هیجان انگیز است و به واقع در تمامی نقدهای بازی نیز می بینیم که از داستان بازی تعریف و تمجید شده است، به ویژه با صداگذاری های بی نظیر بازی. شخصیت پردازی های بازی نیز مخصوصا در مورد Senua بی نظیر است و این شخصیت پردازی عمیق، با اجرای بی نقص Melina Juergens و نمایش واقعی و باورپذیر اختلالات روانی Senua، بهتر و با کیفیت تر نیز می شود. در بازی Hellblade: Senua’s Sacrifice شاهد یک سیستم ساده تر از مبارزات نسبت به عناوین قبلی نینجا تئوری بودیم، البته منظور از ساده تر، از لحاظ درجه سختی نیست، بلکه از لحاظ سیستم و مکانیک کلی مبارزات پیچیدگی کمتری داریم اما باز هم مانند قبل بسیار جذاب و هیجان انگیز هستند و حس و حالی نو دارند. با ترکیب سیستم سنتی “ضربه سبک و سریع و ضعیف” و “ضربه سنگین و کند و قوی” می توانید کمبوهای مختلف خلق کنید، هم چنین می توانید از حملات دشمنان سریعا جاخالی دهید که بسیار حیاتی است، می توانید دشمنان را گیج یا stun کنید و همینطور از دفاع یا رد کردن حمله استفاده نمایید. دوربین بازی روی شانه Senua و نزدیک وی قرار دارد و هرگز از او دور نمی شود، حتی در هنگام کات سین ها. احتمالا می گویید که خب این گونه مبارزات آزار دهنده می شوند زیرا دور و برتان را درست نمی بینید اما در این مورد نیز بازی خاص است و با صداگذاری بی نظیر آن، این موضوع حل می شود. چگونه؟ در طول مبارزه صداهای درون سر شخصیت اصلی در هنگام ضربه هایی که از اطراف وی وارد می شود به او هشدار می دهند و مثلا زمانی که یک دشمن از پشت سر قصد دارد به شما ضربه ای بزند صداهای درون سر Senua فریاد می زنند که جاخالی دهید یا دفاع کنید. این صداها حتی به شما کمک می کنند که نقاط ضعف برخی دشمنان را پیدا کنید و به آنها ضربه بزنید. در بازی قابلیتی به نام “تمرکز” یا “focus” نیز وجود دارد که در مبارزات به کار شما می آید و صحنه مبارزه را برای شما آهسته می کند. بله، چیزی شبیه به “بولت تایم”. البته این مکانیک در بسیاری موارد دیگر نیز به کار شما خواهد آمد و می توانید از آن استفاده های خوبی کنید.

در ذهن Senua دائما صداهایی گوناگون تکرار می شوند و حتی لحظه ای هم قطع نمی شوند (جز در برخی موارد محدود).

Hellblade: Senua’s Sacrifice به واسطه یکی از یونیک ترین و زیباترین روایت هایی که در تاریخ بازی ها دیده ایم و پرداختن به موضوع بیماری روانی به بهترین شکل و حتی استفاده از آن در گیم پلی، موفق شد تا پس از انتشار بازخوردهای بی نظیری را از سوی منتقدین و بازیبازان دریافت نماید. نهایتا نیز این عنوان زیبا توانست از مجموع نقد ها و نمرات خود، امتیاز متای خوب ۸۸/۱۰۰ را به خود اختصاص دهد تا تبدیل به یکی از بهترین بازی های این نسل شود. تمامی منابع معتبر در فوق العاده بودن این بازی اتفاق نظر داشتند و Hellblade امتیارات فوق العاده ای مانند امتیاز ۹۰ از وبسایت IGN، امتیاز ۹۰ از وبسایت  VideoGamer، امتیاز ۸۰ از وبسایت گیم اسپات و امتیاز ۸۰ از گیم اینفورمر را کسب نمود. مبارزات بازی از لحاظ کلیت و وزن مبارزات و سلاح ها همان طور که قبلا و در آخرین تریلر بازی هم به نطر می رسید، به عنوان زیبای For Honor شباهت زیادی دارد. وقتی در حال مبارزه با دشمنان قدرتمند بازی هستید، اگر عنوان فور آنر را تجربه کرده باشید اولین نکته ای که به ذهنتان می آید این است که مبارزات دو بازی از لحاظ وزن و استایل چقدر به هم شبیهند و انگار دقیقا و کاملا وزن سلاح شخصیت اصلی و سلاح های سنگین دشمنان مخوف بازی و ضربه هایی که وارد می آورند را با تمام وجود حس می کتید. در واقع باید گفت مبارزات بازی زیاد حالتی آرکید گونه ندارند و بیشتر واقع گرایانه هستند و در بازی شاهد مبارزاتی بسیار هیجان انگیز هستید که کاملا واقعی، سنگین و خطرناک به نظر می رسند. بازی از لحاظ درجه سختی جزو عناوین چالش برانگیز  محسوب می شود البته نه در اندازه دارک سولز و بلادبورن و.. ولی مقداری از بازی های استاندارد سخت تر است و باید تمرکز بالایی در مقابله با دشمنان بازی داشته باشید که این موضوع جذابیت و هیجان و استرس خاصی به بازی می بخشد. دشمنانی که در بازی شاهد آن ها هستید اکثرا بسیار قوی هیکل و عظبم با سلاح هایی فوق سنگین و ظاهری مخوف هستند که معمولا حملات بسیار سنگین و وحشتناکی هم دارند و  نبردهای مرگبار را برای Senua رقم می زنند. در واقع اگر در مبارزات بازی ذره ای تمرکز را برای جاخالی دادن و دفاع کردن از دست دهید و تاکتیک نداشته باشید و یا بخواهید خیلی آرکید گونه به جنگ دشمنان بروید سریعا به مشکل خواهید خورد و بایستی در مبارزات صبر و حوصله و تاکتیک داشته باشید. مبارزات بازی اوج درک و فهم شما از عمق سیستم مبارزات بازی را به چالش می کشند و آزمایش می کنند. بی تردید وقتی صحبت از عناوین باکیفیت مولتی پلتفرم و یا حتی کل عناوین در نسل هشتم بازی های ویدئویی مطرح باشد Hellblade: Senua’s Sacrifice یک گزینه مسلم است که باید نامش را در لیست ببینیم. Hellblade: Senua’s Sacrifice در لیست ما از “برترین بازی های مولتی‌ پلتفرم نسل هشتم” رتبه چهاردهم را به خود اختصاص داده است.

۱۳ –  Nioh  

Nioh

سازنده:  Team Ninja

ناشر:  Tecmo Koei و Sony Interactive Entertainment

پلتفرم مقصد:  PlayStation 4, Microsoft Windows

تاریخ انتشار: ۷ فبریه ۲۰۱۷   

امتیاز متا:  ۸۸/۱۰۰

Nioh جزو بازی هایی بود (و هست) که کاملا جامعه هدف خود را مشخص کرده و به دنبال جذب حداکثر بازیبازان در دنیا نبود، بلکه بازیبازان خاصی را هدف گرفت که برای آن ها بالاترین کیفیت را عرضه کند. این جامعه هدف در بازی Nioh “بازیبازان هارکور” هستند و Nioh کاملا هم در ارائه بالاترین کیفیت برای آنها موفق عمل کرد. Nioh در مواقعی حتی یک سرو گردن از سری عناوین سولز سخت تر است و باید خیلی خیلی برای بازی کردن آن آماده باشید و صبر و استقامت داشته باشید. به پایان رساندن Nioh یک گیمر سامورایی می خواهد که خود نیز مانند شخصیت اصلی بازی قدرت ذهنی و استقامت یک سامورایی را داشته باشد! در واقع تنها دوست داران و علاقمندان سری سولز و بلادبورن که این عناوین را به پایان رسانده اند و مشکل خاصی با این بازی ها نداشته اند و علاقمندان سبک نقش آفرینی که خواهان تجربه ای مرگبار و سخت هستند باید به سراغ Nioh بروند و حتما هم باید بروند! بگذارید تا از معرفی بازی آغاز کنیم. بازی Nioh که کار ساخت و توسعه آن را تیم نینجا برعهده داشت، عنوانی هاردکور در سبک اکشن نقش آفرینی محسوب می شود که در تاریخ ۷ فبریه سال ۲۰۱۷ و سپس در طول یکی دو سال بعد، شرکت تکمو کوئی آن را برای پلتفرم های پلی استیشن ۴، ایکس باکس وان و رایانه های شخصی منتشر کرد. بعد از انتشار بازی کاملا مشخص شد که Nioh یکی از برترین بازی های اکشن نقش آفرینی هاردکور است که تجربه آن بر تمام دوستداران اکشن نقش آفرینی های فانتزی و مخصوصا علاقمندان سری سولز و بلادبورن واجب و لازم است. البته همان طور که در ابتدا نیز خدمت شما عرض کردم از این نکته نیز نباید غافل شد که این بازی برای هر کسی مناسب نیست Nioh فقط عنوانی برای هاردکور گیمرهاست و حتی هاردکورگیمرها که می خواهند آن را تجربه کنند باید در بالاترین سطح دقت و آمادگی خود باشند تا از پس این بازی برآیند. اگر فکر می کنید که چون سری سولز و بلادبورن را تمام کرده اید Nioh را هم راحت تمام می کنید کاملا در اشتباهید زیرا بازی بدجوری حال شما را خواهد گرفت.

Nioh با الهام گرفتن درست از المان ها و برخی قوانین ساختاری سری Dark Souls و قرار دادن آن ها در قالب یک بازی کاملا مجزا و دارای شخصیت منحصر به فرد و تغییر فضای غربی بازی به ژاپن فئودال، توانست تبدیل به یکی از بهترین های نسل هشتم شود.

Nioh به واسطه ارائه المان های هاردکور جذاب در قالب فضاسازی ژاپنی و گیم پلی سولز لایک عمیق که البته شخصیت مجزای خود را هم داشت، موفق شد تا پس از انتشار بازخوردهای بسیارخوبی را از سوی منتقدین و بازیبازان دریافت نماید. نهایتا نیز این عنوان زیبا توانست از مجموع نقد ها و نمرات خود، امتیاز متای فوق العاده عالی ۸۸/۱۰۰ را به خود اختصاص دهد تا تبدیل به تجربه ای موفق برای سازندگان و یکی از بهترین سولز لایک ها یا بهتر است بگویم یکی از بهترین اکشن تقش آفرینی های هاردکور ساخته شده تا به امروز شود.   اصلی ترین دلیل درخشش Nioh و تبدیل شدن آن به یک شاهکار، گیم پلی بی نقص آن است که فوق العاده عمل می کند. در واقع گیم پلی و مبارزات، ستاره اصلی بازی Nioh هستند که آن را از هر عنوان دیگری متمایز کرده و Nioh را تبدیل به یکی از شاهکارهای نسل هشتم می کنند. بدون شک فرنچایز Souls برگترین منبع الهام بازی Nioh است اما نکته اصلی اینجاست که Nioh بارزترین مثال از الگو برداری و الهام گرفتن از سری دارک سولز بدون کپی کردن و تقلید محض از آن است و اشتباه بزرگی کرده اید اگر Nioh را تنها یک تقلید کورکورانه از سری Souls بدانید، زیرا المان ها و مکانیک های منحصر به فرد این بازی هستند که اصل درخشش بازی بر اساس آن هاست. باید گفت شبیه ترین عنوانی که حال و هوای سری دارک سولز را از نظر ساختاری دارد و توسط سازنده ای غیر از خالق دارک سولز ساخته شده است عنوان Nioh است.

Nioh در مواقعی حتی یک سرو گردن از سری عناوین سولز سخت تر است و باید خیلی خیلی برای بازی کردن آن آماده باشید و صبر و استقامت داشته باشید. به پایان رساندن Nioh یک گیمر سامورایی می خواهد که خود نیز مانند شخصیت اصلی بازی قدرت ذهنی و استقامت یک سامورایی را داشته باشد!

Nioh با الهام گرفتن درست از المان ها و برخی قوانین ساختاری سری Dark Souls و قرار دادن آن ها در قالب یک بازی کاملا مجزا و دارای شخصیت منحصر به فرد و تغییر فضای غربی بازی به ژاپن فئودال، توانست تبدیل به یکی از بهترین های نسل هشتم شود. سازندگان در بازی Nioh سعی کرده اند تا در هیچ موردی کاملا مانند سری سولز عمل نکنند و بازیشان شخصیت منحصر به فرد و مجزای خود را در تمام زمینه ها حفظ کند که در این امر کاملا نیز موفق بوده اند. تحت هیچ شرایطی Nioh زیر سایه عنوان دیگری نیست و شخصیتی کاملا مجزا و منحصر به فرد را داراست. جالب هم این جاست که با وجود شباهت های کلی Nioh به سری دارک سولز از نظر ساختاری و هاردکور بودن و برخی قوانین دنیای بازی، تفاوت های بسیار زیادی نیز بین آن ها وجود دارد و کلا زمینه و تم Nioh از دارک سولز متفاوت است که این نشان دهنده هنر محض سازندگان Nioh است که معنای دقیق “الهام گرفتن” و نه “تقلید محض” را در بازیشان اعمال کرده اند و ساختار کلی دارک سولز را به ژاپن فئودال و دنیای Oni ها برده اند. در واقع هر کسی که Nioh را تنها یک تقلید کورکورانه از سری Souls بداند، کاملا در اشتباه است، زیرا المان ها و مکانیک های منحصر به فرد Nioh هستند که اصل درخشش بازی بر اساس آن هاست. بی تردید وقتی صحبت از عناوین باکیفیت مولتی پلتفرم در نسل هشتم بازی های ویدئویی مطرح باشد عنوان زیبای Nioh نیز یکی از گزینه های قطعی این لیست محسوب می شود. Nioh در لیست ما از “برترین بازی های مولتی‌ پلتفرم نسل هشتم” رتبه سیزدهم را کسب کرده است.

۱۲ –   Sekiro: Shadows Die Twice

Sekiro: Shadows Die Twice

سازنده:  From Software

ناشر:  Activision

ژانر:  Action-Adventure

پلتفرم مقصد:   Playstation 4 ,XboxOne ,PC

تاریخ انتشار: ۲۲ مارس ۲۰۱۹

امتیاز متا:  ۹۱/۱۰۰

خوشبختانه حتی شرکتی مثل اکتیویژن هم زورش نمی رسد فرام سافتور و میازاکی را خراب کند و بازی استاد را بکشاند به مسیری که بانجی را با خود به آنجا برد! یعنی به اعماق پول پرستی و دی ال سی و … وقتی اسمی از بازی جدید هیدتاکا میازاکی مطرح شود همه انتظار دارند که شاهد یک شاهکار هاردکور باشیم و جالب است که میازاکی نه تنها هرگز ما را ناامید نمی کند، بلکه هر بار عناوین بهتری را هم  برای ما به ارمغان می آورد. اوضاع برای جدیدترین عنوان فرام سافتور و میازاکی یعنی Sekiro Shadows Die Twice هم به همین شکل پیش رفت و شاهد یکی شاهکار فوق العاده دیگر از این سازنده بودیم. شاید وقتی اعضای فرام سافتور مشاهده کرده اند که بازی Nioh که با الهام از سری سولز ساخته شده بود و آن را به فضای ژاپنی برده بود، بسیار موفق ظاهر شد، آن ها که خودشان خالقین سری شاهکار سولز یودند هم به این فکر افتادند که اگر قرار است ساختار سولز به فضای ژاپن برده شده و به این ترتیب یک فرنچایز جدید خلق گردد، چه کسی بهتر از خود ما که المان های سری محبوبمان را با کلی اضافات جدید و مکانیک های خاص، به حال و هوای ژاپن ببریم و یک سری جذاب و جدید خلق کنیم.” البته شاید هم در اصل این گونه نباشد و حتی اصلا ساخت Sekiro: Shadows Die Twice قبل از بازی Nioh هم شروع شده و کاملا هم از سری سولز متفاوت باشد، ولی به هر حال این فرضیه ای بود که بعد از معرفی رسمی و هیجان انگیز عنوان Sekiro Shadows Die Twice در کنفرانس مایکروسافت در نمایشگاه ای ۳ ۲۰۱۸ در ذهن من شکل گرفت. زمان گذشت و بازی نهایتا منتشر شد و ثابت کرد که فرام سافتور اگر بخواهد ساختار هاردکور را به ژاپن ببرد هم به بهترین شکل این کار را انجام می دهد. بازی Sekiro: Shadows Die Twice که کار ساخت و توسعه آن را فرام سافتور برعهده داشت، عنوانی در سبک اکشن ماجرایی محسوب می شود که در تاریخ ۲۲ مارس سال ۲۰۱۹، شرکت اکتیویژن آن را برای پلتفرم های پلی استیشن ۴، ایکس باکس وان و رایانه های شخصی منتشر کرد.

شاید وقتی اعضای فرام سافتور مشاهده کرده اند که بازی Nioh که با الهام از سری سولز ساخته شده بود و آن را به فضای ژاپنی برده بود، بسیار موفق ظاهر شد، آن ها که خودشان خالقین سری شاهکار سولز یودند هم به این فکر افتادند که اگر قرار است ساختار سولز به فضای ژاپن برده شده و به این ترتیب یک فرنچایز جدید خلق گردد، چه کسی بهتر از خود ما که المان های سری محبوبمان را با کلی اضافات جدید و مکانیک های خاص، به حال و هوای ژاپن ببریم و یک سری جذاب و جدید خلق کنیم.” البته شاید هم در اصل این گونه نباشد و حتی اصلا ساخت Sekiro: Shadows Die Twice قبل از بازی Nioh هم شروع شده و کاملا هم از سری سولز متفاوت باشد، ولی به هر حال این فرضیه ای بود که در ذهن من شکل گرفت.

Sekiro: Shadows Die Twice به واسطه ارائه یک گیم پلی شاهکار و هاردکور در یک قالب اکشن ماجرایی با المان های نقش آفرینی، موفق شد تا پس از انتشار بازخوردهای فوق العاده ای را از سوی منتقدین و بازیبازان دریافت نماید. نهایتا نیز این عنوان زیبا توانست از مجموع نقد ها و نمرات خود، امتیاز متای خوب ۹۱/۱۰۰ را به خود اختصاص دهد تا تبدیل به تجربه ای موفق برای سازندگان و یکی از بازی های مولتی پلتفرم با کیفیت در نسل هشتم شود. در مورد داستان بازی در نقد و بررسی این عنوان در گیمفا می خوانیم  “وقایع Sekiro:Shadow Die Twice در قرن ۱۵ میلادی جریان دارد. جایی که ژاپن به شدت درگیر هرج و مرج و جنگ های قبیله ای است.  داستان بازی از جایی شروع می شود که یک Shinobi که مسئولیت حفاظت از یک ارباب جوان را بر عهده دارد، در دشتی با دشمن قدیمی خود مواجه شده و طی نبردی، به شدت زخمی  و به حال مرگ رها می شود و ارباب او نیز ربوده می شود.  یک مجسمه ساز او را پیدا کرده و از مرگ نجات می دهد. همچنین به جای دست چپ او که طی نبرد قطع شده بود، یک دست و ابزار مصنوعی   قرار می دهد. حالا  این شینوبی که  Sekiro  به معنای گرگ یک دست نامیده می شود  بعد از بازیابی سلامت جسمی و کمی تمرینات برای آشنایی به چگونگی استفاده از دست مصنوعی و ابزار وابسته به آن، راهی ماجراجویی عظیم و پر مخاطره ای می شود تا هم ارباب خود را نجات دهد، و هم انتقام شکست  خود را از دشمنان بگیرد. البته در طی این ماجراجویی دشمنان و هیولاهای بسیاری سد راه او خواهند شد که باید این دشمنان را از پای در بیاورد.”

خوشبختانه حتی شرکتی مثل اکتیویژن هم زورش نمی رسد فرام سافتور و میازاکی را خراب کند و بازی استاد را بکشاند به مسیری که بانجی را با خود به آنجا برد! یعنی به اعماق پول پرستی و دی ال سی و … وقتی اسمی از بازی جدید هیدتاکا میازاکی مطرح شود همه انتظار دارند که شاهد یک شاهکار هاردکور باشیم و جالب است که میازاکی نه تنها هرگز ما را ناامید نمی کند، بلکه هر بار عناوین بهتری را هم  برای ما به ارمغان می آورد.

گیم پلی  بازی واقعا شاهکار ، لذت بخش، و سرگرم کننده است. از مبارزات جذاب و نفس گیر بر پایه دفاع و ضد حمله گرفته، تا استفاده از ابزار های prosthetic Arm, و المان های مختلف نقش آفرینی همه و همه به خوبی در  بازی جای گرفته اند.  در بازی به زیباترین و باکیفیت ترین شکل ممکن شاهد یک دنیای زیبا و مخوف با انواع دشمنان و باس های جذاب، مبارزات نفس گیر و حتی هیولاهای عظیم هستیم. Sekiro به هیچ وجه عنوان ساده یا حتی متوسط نیست و در طول بازی، دشمنان، مینی باس ها و باس های مختلف، چالش های خیلی زیادی برای شما ایجاد خواهد کرد. البته مهم ترین و مثبت ترین نکته در مورد چالش و سختی بازی این است که شما را به تجربه و تلاش مجدد بعد از شکست ترغیب می کند.  نکته جالبی که در مورد Sekiro Shadows Die Twice وجود دارد این است که با وجود شباهت های زیاد بین این بازی و سری سولز، حتی سبک این بازی هم اکشن نقش آفرینی نیست و شاهد یک عنوان اکشن ماجرایی هستیم که از همه نظر و به طور کامل از  سری تحسین شده سولز متفاوت است. سیستم مبارزات  Sekiro به طور کامل با دیگر عناوین میازاکی تفاوت دارد. در Sekiro چیزی به نام کلاس مبارزه از راه دور  از طریق جادو یا سلاح های دورزن، و همچنین روش محتاطانه مبارزه با سپر وجود ندارد و حتی هیچ گونه کلاس انتخابی هم در دسترس نیست. تنها  سلاح اصلی شما از ابتدا تا انتها  Katana است در کنار قابلیت های مختلف دست مصنوعی. در نهایت باید گفت وقتی صحبت از عناوین باکیفیت مولتی پلتفرم در نسل هشتم بازی های ویدئویی مطرح باشد عنوان زیبای Sekiro: Shadows Die Twice  یدون هیچ شک و تردیدی بایستی قطعا در این لیست حضور داشته باشد. عنوان Sekiro: Shadows Die Twice، در لیست ما از “برترین بازی های مولتی‌ پلتفرم نسل هشتم” موفق به کسب رتبه دوازدهم شده است.

۱۱ – Dragon Age: Inquisition

Dragon Age: Inquisition

سازنده:  Bioware

ناشر: Electronic Arts

ژانر: Action RPG

پلتفرم ها: PlayStation 4, Xbox One, PlayStation 3, Xbox 360, Microsoft Windows

تاریخ انتشار: ۱۸ نوامبر  ۲۰۱۴

امتیاز متا: ۸۹/۱۰۰

نسخه دوم سری Dragon Age نتوانست افسانه نسخه اول این سری را تکرار کرده و موفقیت حماسی آن را ادامه دهد. به همین دلیل هم بود که زمانی که صحبت از انتشار نسخه جدیدی از Dragon Age مطرح گردید، نگرانی ها و دغدغه های زیادی بین بازیبازان به وجود آمد و با توجه به خاطره بدی که از نسخه دوم داشتند از این می ترسیدند که مبادا باز هم یک عنوان بی کیفیت را شاهد باشند. بگذارید تا از ابتدای این داستان آغاز کنیم. موفقیتی که بازی Dragon Age: Origins در سال ۲۰۰۹ کسب کرد برای یک فرنچایز نوظهور و جدید بسیار شگفت انگیز بود و خیلی زود نام این سری را بر سر زبان ها انداخت. به همین دلایل بود که انتظارات از نسخه دوم این سری بسیار بالا رفت و همه انتظار یک عنوان بی نقص را داشتند اما در کمال ناباوری به جای آن یک بازی ناقص که از هر لحاظ ضعیف تر از بازی اول بود را تحویل گرفتند که بسیار ناامید کننده بود آن هم از سوی یک نقش آفرینی ساز کاربلد. دلیل نگرانی طرفداران نیز همین بازی دوم بود اما از طرفی دیگر نیز این امید وجود داشت که با توجه به کاربلد بودن سازندگان بازی (که تعداد عناوین فوق العاده آن ها خیلی بیشتر از بازی های ضعیف ساخته شده توسط آنهاست) آن ها موفق شوند تا جانی دوباره در کالبد این سری نیمه جان بدمند. نام بازی جدید Dragon Age: Inquisition بود. بازی Dragon Age: Inquisition که کار ساخت و توسعه آن را بایوویر برعهده داشت، عنوانی در سبک اکشن نقش آفرینی محسوب می شود که در تاریخ ۱۸ نوامبر سال ۲۰۱۴، شرکت EA آن را برای پلتفرم های پلی استیشن ۴، ایکس باکس وان و رایانه های شخصی منتشر کرد. خوشبختانه پس از انتشار این نسخه اوضاع حتی از چیزی که در حالت خوشبینانه فکر می کردیم هم بهتر پیش رفت. 

جادوی اصلی عنوان Dragon Age: Inquisition در بخش گیم پلی آن نمود یافته است و قدرت اصلی بازی را در بخش گیم پلی مشاهده می کنیم.

Dragon Age: Inquisition موفق شد تا نه تنها خاطره بد نسخه دوم را پاک کند بلکه ما را به یاد نسخه اول قدرتمند این سری نیز بیاندازد. در حقیقت Bioware با ساخت Dragon Age Inquisition باز هم ثابت کرد که استاد بی چون و چرای سبک RPG است و نشان دادند که چگونه می توان عنوانی را ساخت که با حدود ۱۵۰ ساعت گیم پلی هرگز از آن خسته نشده و حتی گذر زمان را نیز احساس نکنید. آن ها ثابت کردند که قدرت ساخت قوی ترین نقش آفرینی های ممکن را دارا هستند. هر چه در دنیا و داستان و گیم پلی Dragon Age: Inquisition جلوتر بروید، بیشتر غرق در جادوی دنیای آن شده و دل کندن از آن برایتان سخت و سخت تر خواهد شد تا جایی که به خود می آیید و می بینید که چندین ساعت است مشغول انجام این بازی هستید که این راز بازی های نقش آفرینی قدرتمند است. بازی دارای برخی نقاط ضعف نیز بود اما وقتی آن را تجربه کنید در می یابید که نقاط ضعف کوچک بازی اصلا برای شما مهم نیستند و در برابر عظمت و زیبایی این دنیای پهناور حتی به حساب نیز نمی آیند. آزادی عمل فوق العاده، تصمیمات مهم و حیاتی، مبارزات جذاب و تاکتیکی، شخصی سازی تا ریزترین جزییات حتی برای تمام شخصیت های همراه شخصیت اصلی، دنیای بزرگ و زیبا با تنوع محیطی عالی، مبارزه با اژدهاهای عظیم و پر ابهت، انواع و اقسام دشمنان مختلف و…. همه و همه از نکاتی هستند که Dragon Age: Inquisition از آنها تمام و کمال بهره مند بود و لذتی ناب را به ما هدیه داد.

Dragon Age: Inquisition موفق شد تا نه تنها خاطره بد نسخه دوم را پاک کند بلکه ما را به یاد نسخه اول قدرتمند این سری نیز بیاندازد. در حقیقت Bioware با ساخت Dragon Age Inquisition باز هم ثابت کرد که استاد بی چون و چرای سبک RPG است

Dragon Age: Inquisition به واسطه المان های جذاب و گیم پلی عمیق تقش آفرینی و داستان چند شاخه موفق شد تا پس از انتشار بازخوردهای فوق العاده ای را از سوی منتقدین و بازیبازان دریافت نماید. نهایتا نیز این عنوان زیبا توانست از مجموع نقد ها و نمرات خود، امتیاز متای  بسیار عالی ۸۹/۱۰۰ را به خود اختصاص دهد تا تبدیل به یکی از برترین بازی های این نسل و البته در ادامه برنده جایزه بازی سال شود. جادوی اصلی عنوان Dragon Age: Inquisition در بخش گیم پلی آن نمود یافته است و قدرت اصلی بازی را در بخش گیم پلی مشاهده می کنیم. از یک بازی نقش آفرینی چه می خواهید؟ می خواهید شخصیتتان را آپگرید کنید؟ می خواهید سلاحهایتان را ارتقا دهید، زرهتان را ارتقا دهید، خودتان لباس و یا اسلحه جدید با مواد خام خلق کنید، می خواهید تمام این موارد را علاوه بر شخصیت خودتان برای کل همراهانتان هم انجام دهید؟ دنیایی وسیع و بی انتها برای گشت و گذار و جمع کردن آیتم می خواهید؟ صدها ماموریت جانبی و جذاب و مختلف و …. می خواهید، صدها قابلیت و تاکتیک های مختلف مبارزه ای برای هر کدام از کلاس های بازی می خواهید؟ باور کنید تمام این موارد باز هم در برابر وسعت و لذت این بازی ناچیز هستند و همگی به علاوه کلی مورد دیگر در بازی وجود دارند و شما را ساعت ها غرق در خود خواهند کرد. بی تردید وقتی صحبت از عناوین باکیفیت مولتی پلتفرم در نسل هشتم بازی های ویدئویی مطرح باشد عنوان زیبای Dragon Age: Inquisition نیز به عنوان بازی سال ۲۰۱۴ یکی از گزینه های قطعی این لیست محسوب می شود. Dragon Age: Inquisition، در لیست ما از “برترین بازی های مولتی‌ پلتفرم نسل هشتم” موفق به کسب رتبه یازدهم شده است.

۱۰ – Fallout 4

Fallout 4

سازنده: Bethesda

ناشر: Bethesda

ژانر: Action RPG

پلتفرم مقصد:  Playstation 4 ,Xbox One ,PC

تاریخ انتشار:  ۱۰ نوامبر ۲۰۱۵

امتیاز متا:  ۸۸/۱۰۰

تمامی عناوین سری فال آوت جزو تحسین شده ترین بازی های نقش آفرینی تاریخ هستند و موفقیت همواره با نام این سری گره خورده است. از این سری تاکنون ۸ بازی منتشر شده است که شامل ۵ نسخه اصلی (۴ بازی شماره دار و ۲ اسپین آف فال آوت نیووگاس و فال آوت ۷۶) و ۳ بازی خارج از فرمت و سبک اصلی سری با نام های Fallout Tactics: Brotherhood of Steel در سال ۲۰۰۱، Fallout: Brotherhood of Steel در سال ۲۰۰۴ و Fallout Shelter در سال ۲۰۱۵ می باشند. Bethesda Game Studios به عنوان یکی از بزرگترین سازندگان بازی های نقش آفرینی در دنیا  دو فرنچایزی را در اختیار دارد که هر کدام از آنها بی شک جزو برترین سری بازی های نقش آفرینی تاریخ هستند و همیشه در بالاترین جایگاه های این سبک قرار می گیرند. فرنچایزهای فال آوت و الدر اسکرولز. در این شماره صحبت از سری فال آوت است. سری عناوین فال آوت یک فرنچایز نقش آفرینی شوتر با تم post-apocalyptic Retro-futuristic محسوب می شوند که اولین بار توسط Interplay Entertainment خلق شد. دنیای بازی فال اوت Wasteland نام دارد که در واقع عنوانی با همین نام که در سال ۱۹۸۸ منتشر شده بود، الهام بخش اصلی سری فال اوت است و در واقع سری فال اوت یک دنباله معنوی برای بازی Wasteland محسوب می شد. سری فال اوت وقایع چندین سال بعد از انفجار هسته ای در آمریکا را نشان می دهد و داستان امید انسان به بقا و دست و پا زدن او برای نجات نوع خود در یک دنیای وحشی پر از هیولاهای جهش یافته و غارتگران و قاتلین بی رحم را نشان می دهد. در این سری می توانید هم بازی را از دید اول شخص و هم سوم شخص دنبال نمایید که البته به نظر می رسد زاویه اول شخص پایه اصلی ساخت این سری محسوب می گردد زیرا که بازی در این حالت بسیار خوش دست تر از زاویه سوم شخص است، درست مانند سری الدر اسکرولز. با موفقیت بی نظیر بازی فال آوت ۳ و ورود به نسل هشتم همه منتظر بازی جدید این سری بودیم و به این ترتیب بود که نسخه چهارم فال آوت معرفی و عرضه شد.

جالب است که این کیفیت شاهکار و حتی کاندید بازی سال شدن و امتیازات عالی و موفقیت بالا، برای خیلی از طرفداران کافی نبود. آن‌ها انتظار شاهکاری بی‌رقیب و بی‌ نظیر را داشتند که بدون حرف و حدیث برترین بازی سال ۲۰۱۵ باشد و به همین خاطر وقتی این بازی در رقابت با The Witcher 3: Wild Hunt پایین‌تر قرار گرفت بسیاری شروع به غر زدن و ایراد گرفتن از بازی کردند زیرا که انتظارشان فقط و فقط بهترین بود و بس.

بگذارید تا به رسم همیشگی مقالات ۱۰ برتر، با معرفی این بازی کار را پیش ببریم. بازی Fallout 4 که کار ساخت و توسعه آن را بتزدا برعهده داشت، عنوانی در سبک نقش آفرینی محسوب می شود که در تاریخ ۱۰ نوامبر سال ۲۰۱۵، شرکت بتزدا آن را برای پلتفرم های پلی استیشن ۴، ایکس باکس وان و رایانه های شخصی منتشر کرد. فال آوت ۴ یک بازی فوق العاده بود و خیلی سریع این موضوع را به تمام افراد حاضر در صنعت بازی ثابت کرد. از تاثیر عمیق انتخاب‌ها گرفته تا مبارزات عالی بازی و شخصی‌‌ سازی فوق‌العاده آن، همه و همه به شکلی بهینه در این بازی پیاده شدند.  Fallout 4 به واسطه خلق دنیایی عظیم با محتوای بسیار زیاد و باکیفیت و همچنین داستان چند شاخه عالی با تصمیمات تاثیرگذار، موفق شد تا پس از انتشار بازخوردهای فوق العاده ای را از سوی منتقدین و بازیبازان دریافت نماید. نهایتا نیز این عنوان زیبا توانست از مجموع نقد ها و نمرات خود، امتیاز متای عالی ۸۸/۱۰۰ را به خود اختصاص دهد تا تبدیل به تجربه ای موفق برای سازندگان و یکی از بازی های مولتی پلتفرم با کیفیت در نسل هشتم شود. همچنین این بازی در ادامه کاندید بازی سال هم شد ولی خب بدشانس بود که در کنار ویچر ۳ قرار گرفت. در واقع Fallout 4 شاید اگر در رقابت با هر عنوان دیگری غیر از Witcher 3 بود بی‌شک برترین بازی سال بود. ایراد از این بازی نبود. مسئله قدرت عجیب و غریب Witcher 3 بود. در واقع همان‌طور که قبلا هم گفته‌ام انتخاب بین Witcher 3 و Bloodborne و Fallout 4، انتخاب بین ۳ شاهکار بود و کاری بسیار سخت، اما از بد شانسی Fallout رقیبش توانست نظر انتخاب‌کنندگان برترین بازی سال را به حق به خود جلب کند تا دست این بازی فوق‌العاده از جایزه کوتاه بماند.

فال آوت ۴ یک بازی فوق العاده بود و خیلی سریع این موضوع را به تمام افراد حاضر در صنعت بازی ثابت کرد. از تاثیر عمیق انتخاب‌ها گرفته تا مبارزات عالی بازی و شخصی‌‌ سازی فوق‌العاده آن، همه و همه به شکلی بهینه در این بازی پیاده شدند.

Fallout 4 با کیفیت بی نظیر خود، برای طرفداران سبک نقش‌آفرینی یکی از ارزشمندترین بازیها نه فقط در نسل هشتم بلکه در طول تاریخ این ژانر محسوب می‌شود و این توانایی را دارد که نه تنها هفته‌ ها بلکه ماه‌ ها علاقمندان را سرگرم کند. البته با بسته‌های الحاقی عظیمی که  برای بازی منتشر شدند این بازی حتی می‌ تواند تا یکی دو سال به بازی اصلی و هر روزه ما در کنسول یا رایانه‌ های شخصی‌مان تبدیل شود و ما را غرق در خود کند که البته همین کار را هم با خیلی از ما کرده است. اما جالب است که این کیفیت شاهکار و حتی کاندید بازی سال شدن و امتیازات عالی و موفقیت بالا، برای خیلی از طرفداران کافی نبود. آن‌ها انتظار شاهکاری بی‌رقیب و بی‌ نظیر را داشتند که بدون حرف و حدیث برترین بازی سال ۲۰۱۵ باشد و به همین خاطر وقتی این بازی در رقابت با The Witcher 3: Wild Hunt پایین‌تر قرار گرفت بسیاری شروع به غر زدن و ایراد گرفتن از بازی کردند زیرا که انتظارشان فقط و فقط بهترین بود و بس. برخی ایرادهایی که از بازی گرفته می‌شد منطقی بودند و برخی که باید گفت اکثر ایرادها را شامل می‌شد ابرادهای عجیب و غریب و بی‌ انصافانه و حتی گاها من‌درآوردی بودند و بعضی‌ها از گرافیک بازی تا گیم‌پلی و … را زیر سوال بردند. آن‌ها چشمشان را بسته بوندند و بی‌وقفه از بازی ایراد می‌گرفتند چرا که اعصابشان به خاطر برترین بازی سال نشدن Fallout 4 خراب شده بود و عیب‌هایی را می‌دیدند که دلشان می‌خواست به خود بقبولانند که دلیل انتخاب نشدن این بازی، آن معایب هستند اما آن‌ها سخت در اشتباه بودند، زیرا Fallout 4 اصلا ایرادات زیادی نداشت. هر عقل سلیمی اگر چند ساعت Fallout 4 را تجربه می‌کرد دیگر اجازه گرفتن ایرادهای عجیب و غریب از بازی را به خود نمی‌دهد چرا که الحق و الانصاف سازندگان Fallout 4 در بتزدا و در راس آن‌ها تاد هاوارد موفق شده‌اند عنوانی را بسازند و منتشر کنند که ساعت‌ها محتوای عالی و عمیق را خالصانه و صادقانه در اختیار ما قرار می‌دهد و به بهترین شکل ما را سرگرم می‌کند. بی تردید وقتی صحبت از عناوین باکیفیت مولتی پلتفرم در نسل هشتم بازی های ویدئویی مطرح باشد عنوان زیبای Fallout 4  یکی از برترین های این لیست به حساب می آید. این عنوان باکیفیت و زیبا در لیست ما از “برترین بازی های مولتی‌ پلتفرم نسل هشتم” رتبه دهم را به خود اختصاص داده است.

۹ – Diablo 3: Ultimate Evil Edition

Diablo 3: Ultimate Evil Edition

سازنده:   Blizzard Entertainment

ناشر:  Blizzard Entertainment

ژانر:  Action RPG, Hack and Slash, Multiplayer, Open World

پلتفرم مقصد: PlayStation 4, Xbox One, PlayStation 3, Xbox 360, Microsoft Windows, Mac

سال انتشار:   ۲۵ مارس ۲۰۱۴

امتیاز متا:  ۹۰/۱۰۰

برخی بازی ها هستند که کلا انگار هیچ وقت کهنه و قدیمی نمی شوند و حتی چندین سال بعد از عرضه نیز هنوز کلی بازیباز مشغول تجربه آن ها هستند. عناوینی که اصلا تاریخ مصرف مشخصی نداشته و هر وقت سراغ آنها بروید تازه و جذاب هستند. کمپانی بلیزارد جزو بازیسازانی است که انگار فقط بلد است در چنین فرمولی بازی هایش را بسازد! یعنی چه شوتر اول شخص بسازد و چه ورلد او وارکرفت یا دیابلو، این عناوین تا سال ها بعد همچنان تازه و نو هستند و رنگ کهنگی نمی گیرند. بدون شک مصداق بارز این عناوین در تاریخ بازی ورلد وار کرفت است، ولی سری دیابلو که در این شماره از لیست مورد نظر ما قرار دارد نیز چنین خصوصیتی را دارد و بعد از ۶ سال از عرضه عنوان دیابلو ۳، هنوز هم این بازی بهترین در سبک خودش است و اصطلاحا رو دست ندارد! بد نیست تا ابتدا کمی از تاریخچه این سری صحبت کنیم تا به رسم همیشه، این مقالات ۱۰ برتر مقداری بار آموزشی هم داشته باشد و اطلاعات مفیدی را از دنیای بازی در اختیار شما قرار دهد، البته امیدوارم که اینطور باشد، زیرا که سعی من بر این است. فرنچایز Diablo بدون شک یکی از عظیم ترین و محبوب ترین عناوین کمپانی بلیزارد به حساب می آید. این سری یک فرنچایز اکشن نقش آفرینی هک اند اسلش و dungeon crawler محسوب می شود که فروش بی نظیری در دنیا داشته و جالب است بدانید قبل از عرضه نسخه سوم بی نظیر این بازی و در سال ۲۰۱۲ دو نسخه اول این فرنچایز چیزی حدود ۲۵ میلیون نسخه در دنیا فروش داشتند! اولین نسخه این فرنچایز هنوز که هنوز است به عنوان موفق ترین بازی این سری از لحاظ امتیاز متا محسوب می شود و امتیاز متای بی نظیر ۹۴/۱۰۰ را در اختیار دارد. نسخه دوم بازی ۴ سال بعد در سال ۲۰۰۰ منتشر شد و سپس بعد از یک انتظار طولانی و سخت، نسخه سوم این سری در سال ۲۰۱۲ عرضه شد که این بار برای اولین بار این سری را بر روی کنسول ها شاهد بودیم که خبر بسیار خوبی برای دارندگان کنسول ها بود. در واقع سری دیابلو دارای ۳ عنوان اصلی است که شامل  Diablo, Diablo II, و Diablo III می باشند و حتما اطلاع دارید که چند روز قبل نسخه چهارم این سری شاهکار نیز معرفی گردید.عناوین فرعی و الحاقی این سری شامل Diablo: Hellfire که بازی اول را ادامه می داد، Lord of Destruction که بعد از بازی دوم عرضه گردید و Reaper of Souls که نسخه سوم را ادامه می دهد، هستند. در این بخش لیست هم صحبت از نسخه سوم این سری در نسل هشتم است.

گیم پلی در این عنوان به طرز فوق العاده ای گسترده و اعتیاد آور است و سیستم لوتینگ این بازی بدون شک یکی از برترین ها در تاریخ است و هیچ بازی دیگری نمی تواند در این زمینه با دیابلو رقابت کند.

بازی Diablo 3: Ultimate Evil Edition که کار ساخت و توسعه آن را مثل همیشه بلیزارد برعهده داشت، عنوانی در سبک اکشن نقش آفرینی جهان آزاد با مبارزات هک اند اسلش محسوب می شود که در تاریخ ۲۵ مارس سال ۲۰۱۴ و سپس در طول یکی دو سال بعد، شرکت بلیزارد آن را برای پلتفرم های PlayStation 4, Xbox One, PlayStation 3, Xbox 360, Microsoft Windows و  Macintosh operating systems منتشر کرد. Diablo 3: Ultimate Evil Edition داستان مبارزه انسان های ساکن Sanctuary و شیاطین اعظم که توسط دیابلو که آنتاگونیست اصلی بازی است، رهبری می شوند را دنبال می کند. انسان ها در این بازی توسط فرشتگانی مانند archangel of justice با نام Tyrael یاری می شوند. بدون شک دلیل اصلی موفقیت Diablo 3: Ultimate Evil Edition قطعا در ابتدا گیم پلی است، اما اصلا داستان را نیز در این بازی و کلا این سری نباید دست کم گرفت، مخصوصا با ویدئوهایی که به عنوان کات سین هایی بی نظیر برای روایت داستان عناوین این شرکت مانند Diablo 3: Ultimate Evil Edition پخش می شوند و به طرز عجیبی زیبا و با کیفیت هستند. حالا که صحبت از داستان شد، بد نیست تا کمی هم در مورد کلیت داستانی این سری توصیح دهیم. این سری در دنیای Sanctuary اتفاق می افتد و هر ۳ بازی این سری نیز از لحاظ جغرافیایی در یک محدوده واقع می شوند. در دنیای Sanctuary شاهد حضور انسان ها، فرشتگان و انواع و اقسام کلاس های شیاطین و هیولاها هستیم. از این فرنچایز کتاب های بسیاری نیز منتشر شده است که بسیار موفق عمل کرده اند و همین طور کمیک بوکی نیز از این سری منتشر شده است که وقایع مختلف این دنیا را دنبال می کند.

Diablo 3: Ultimate Evil Edition داستان مبارزه انسان های ساکن Sanctuary و شیاطین اعظم که توسط دیابلو که آنتاگونیست اصلی بازی است، رهبری می شوند را دنبال می کند.

Diablo 3: Ultimate Evil Edition به واسطه ارائه یک گیم پلی بی نهایت اعتیاد آور و عمیق با محتوایی عظیم و سیستم لوتینگ فوق العاده جذاب، موفق شد تا پس از انتشار بازخوردهای معرکه ای را از سوی منتقدین و بازیبازان دریافت نماید. Diablo 3: Ultimate Evil Edition نمرات فوق العاده ای مانند امتیاز ۱۰۰ از God is a Geek و Digital Spy، امتیاز ۹۲ از IGN و امتیاز ۹۳ از Game Informer را دریافت کرد. نهایتا نیز این عنوان زیبا توانست از مجموع نقد ها و نمرات خود، امتیاز متای خوب ۹۰/۱۰۰ را به خود اختصاص دهد تا تبدیل به  یکی از بازی های مولتی پلتفرم برتر نسل هشتم شود و افتخاری دیگر را در کارنامه پرافتخار این فرنچایز و کمپانی بلیزارد ثبت کند. گیم پلی در این عنوان به طرز فوق العاده ای گسترده و اعتیاد آور است و سیستم لوتینگ این بازی بدون شک یکی از برترین ها در تاریخ است و هیچ بازی دیگری نمی تواند در این زمینه با دیابلو رقابت کند. به دلیل همین گیم پلی بی نظیر هم هست که هر عنوانی که در این سبک منتشر می شود در میزان مقایسه با دیابلو قرار می گیرد و به آن دیابلو کلون گفته می شود و سازندگان ژانر اکشن نقش آفرینی با زاویه دوربین ایزومتریک کار خیلی سختی برای خارج کردن بازی هایشان از زیر سایه این نام دارند و غالبا هم موفق نمی شوند.همچنان تعداد خیلی زیادی از بازیبازان هنوز هم مشغول تجربه Diablo 3 هستند و به شخصه نیز گاهی باز هم این عنوان زیبا را که نمی دانم چند بار آن را تمام کرده ام، بازی می کنم و لذت می برم، مخصوصا روی آن درجه های سختی خیلی خیلی بالایش که دیگر تقریبا بازی کردن یک نفره و دو نفره غیر ممکن می شود و باید خدای لول باشید تا بتوانید حتی از پس چند دشمن معمولی بر آیید! بی تردید وقتی صحبت از عناوین باکیفیت مولتی پلتفرم در نسل هشتم بازی های ویدئویی مطرح باشد Diablo 3: Ultimate Evil Edition نیز یکی از گزینه های واضح و مبرهن برای قرار گرفتن در لیست است و این شاهکار به یاد ماندنی در لیست ما از “برترین بازی های مولتی‌ پلتفرم نسل هشتم” در رتبه نهم قرار گرفته است.

۸ – Nier: Automata

Nier: Automata

سازنده:  Platinium Games

ناشر:  Square Enix

ژانر:  Action RPG

پلتفرم مقصد:   Playstation 4 ,Xbox One ,PC

تاریخ انتشار:  ۲۳ فبریه ۲۰۱۷

امتیاز متا:  ۹۰/۱۰۰

NieR: Automata عنوانی خاص، ارزشمند و قابل تحسین است که سازندگانش با این نسخه، اعتبار جدیدی را برای سری NieR در صنعت بازی های ویدئویی کسب نمودند و آن را تبدیل به یک نام بزرگ و موفق در اندازه های یک شاهکار کردند. بازی Nier: Automata که کار ساخت و توسعه آن را نوابغ پلاتینیوم گیمز برعهده داشتند، عنوانی در سبک اکشن آر پی جی محسوب می شود که ابتدا در تاریخ ۲۳ فبریه سال ۲۰۱۷ و سپس در طول یکی دو سال بعد، شرکت اسکوئر انیکس آن را برای پلتفرم های پلی استیشن ۴، ایکس باکس وان و رایانه های شخصی منتشر کرد. باید گفت Nier: Automata  یک عنوان فوق العاده زیبا و شاهکار است که کافیست تا آن را چند ساعتی تجربه نمایید تا در دنیای محزون و غمزده و داستان تاریک و روشن و دنیای آخرالزمانی و شخصیت های زیبا و دوست داشتنی آن غرق شوید و این بازی در ذهنتان تا همیشه ثبت گردد. این عنوان می تواند مخاطب خاص خود را به اوج لذتی که از یک بازی رایانه ای انتظار دارد برساند. Nier: Automata امضای عناوین فوق العاده قدرتمند Platinum Games را با خود همراه دارد. یک بازی بسیار زیبا و یونیک که شاید به خاطر اتمسفر خاصش، درست مثل عنوان اول این فرنچایز و سری بازی های Drakengard جزو بازی های عامه پسند و همه گیر نباشد، اما قطعا و بدون هیچ شکی برای طرفداران بازی قبلی NieR و همین طور دوست داران سری Drakengard یک عنوان بسیار هیچان انگیز و دوست داشتنی است. البته طرفداران عناوین اکشن نقش آفرینی با مبارزات سریع و همزمان و بر پایه سبک هک اند اسلش نیز می توانند از تجربه Nier: Automata هیجان زده شده و لذتی منحصر به فرد را در دنیای بازی های رایانه ای حس کنند که کمتر عنوانی تاکنون لذتی از این جنس را در اختیار آنها قرار داده است.

جدا از داستان و روایت بی نظیر NieR: Automata در بخش جلوه های بصری نیز بسیار عالی ظاهر شد و چه در زمینه فنی و چه هنری شاهد یک بازی بسیار زیبا هستیم.

Nier: Automata به واسطه داستان گویی و روایت شاهکار، فضاسازی فوق العاده غمگین و زیبا، ساندترک شاهکار و البته المان های بی نهایت جذاب و عمیق گیم پلی موفق شد تا پس از انتشار بازخوردهای بی نظیری را از سوی منتقدین و بازیبازان دریافت نماید. نهایتا نیز این عنوان زیبا توانست از مجموع نقد ها و نمرات خود، امتیاز متای فوق العاده عالی ۹۰/۱۰۰ را به خود اختصاص دهد تا نام Nier به یک فرنچایز بسیار قدرتمند و معتبر در دنیای بازی های ویدئویی تبدیل شود و احتمال زیادی وجود دارد که باز هم شاهد شاهکار دیگری از این سری باشیم.  جدا از داستان و روایت بی نظیر NieR: Automata در بخش جلوه های بصری نیز بسیار عالی ظاهر شد و چه در زمینه فنی و چه هنری شاهد یک بازی بسیار زیبا هستیم. جلوه های بصری این عنوان کاملا در خدمت داستان بازی عمل می کند و تم غم زده و مرده بازی زا به بازیباز منتقل می کند که هدف نیز همین بوده است. حتی رنگ پردازی دنیای بازی نیز حالتی رنگ و رو رفته، کهنه، غمگین و افسرده دارد که دقیقا در راستای داستان و تم بازی است. گیم پلی عنوان Nier: Automata نیز یکی از قدرتمندترین بخش های این بازی محسوب می شود و یکی از برگ های برنده پرتعداد این عنوان، مبارزات بی نهایت جذاب و سریع و لذتبخش آن هستند که هر بازیبازی را هیجان زده می کنند و به وجد می اورند.

Nier: Automata  یک عنوان فوق العاده زیبا و شاهکار است که کافیست تا آن را چند ساعتی تجربه نمایید تا در دنیای محزون و غمزده و داستان تاریک و روشن و دنیای آخرالزمانی و شخصیت های زیبا و دوست داشتنی آن غرق شوید و این بازی در ذهنتان تا همیشه ثبت گردد.

در NieR: Automata سرعت حرف اول را در مبارزات می زند و در واقع مبارزات بازی کاملا حالت هک اند اسلش دارند. سازندگان به خوبی بالانس را در گیم پلی بازی رعایت کرده و مبارزات هک اند اسلش سریع را با المان های نقش آفرینی به بهترین شکل در هم تنیده اند تا محصول نهایی یک اکشن نقش آفرینی هک اند اسلش خوش ساخت و بسیار جذاب باشد. مبارزات این عنوان نیز یکی از برترین و سریع ترین مبارزات در عناوین هم سبکش است و انگار که خوبی های تمام عناوین قدرتمند هک اند اسلش مانند دویل می کرای و بایونتا و .. را گرفته و در یک قالب نقش آفرینی تنیده است تا مبارزاتی بسیار جذاب و سریع را شاهد باشیم که لحظه ای از تجربه ان سیر نمی شوید و به طور مدام دوست دارید تا به دل دشمنان بزنید و آن ها را با حرکات و فنون سریع و جذاب و متنوع بازی از پای در اورید. در نهایت باید گفت بی تردید وقتی صحبت از عناوین باکیفیت مولتی پلتفرم در نسل هشتم بازی های ویدئویی مطرح باشد، شاهکار Nier: Automata نیز یکی از گزینه های قطعی این لیست محسوب می شود که بدون حضورش بخش زیادی از اعتبار لیست از بین می رود. عنوان Nier: Automata، در مقاله امروز ما از “برترین بازی های مولتی‌ پلتفرم نسل هشتم” رتبه هشتم را به خود اختصاص داده است.

۷ – Metal Gear Solid V: The Phantom Pain

Metal Gear Solid V: The Phantom Pain

سازنده:  Konami

ناشر: Konami

ژانر:  Action Adventure Srealth

پلتفرم ها: PlayStation 4, Xbox One, PlayStation 3, Xbox 360, Microsoft Windows

تاریخ انتشار:  ۱ سپتامبر ۲۰۱۵

امتیاز متا: ۹۵/۱۰۰

به شخصه اعتقاد دارم که با این که المان‌های منتسب به سری Metal Gear Solid در نسخه Metal Gear Solid V: The Phantom Pain کم‌ رنگ‌ تر از قبل بود ولی این بازی هنوز هم به صورت غالب، یک Metal Gear Solid است، زیرا کوجیما می‌دانست چطور مرز بین اکشن-ادونچر جهان-آزاد یودن و اکشن مخفی کاری بودن را حفظ کند، طوری که بازی علاوه بر دیگر المان‌ هایی که دارد، هنوز یک مخفی‌ کاری عالی هم باشد. در واقع باید گفت بدون شک Metal Gear Solid V: The Phantom Pain شایسته تمامی تحسین و تمجیدها و امتیازات کاملی که پشت سر هم دریافت کرد، بود، اما موضوع این است که آیا Metal Gear Solid V: The Phantom Pain یک متال گیر بود یا خیر؟ بله بود، ولی با وفاداری کمتر به ریشه ها و اعمال تغییرات زیاد که به شخصه اعتقاد دارم مقداری از تغییراتش با عوض شدن نسل، لازم بود. ابتدا با معرفی این بازی شروع می کنیم. بازی Metal Gear Solid V: The Phantom Pain که کار ساخت و توسعه آن را کوجیما پروداکشنز برعهده داشت، عنوانی در سبک اکشن ماجرایی مخفی کاری جهان آزاد محسوب می شود که در تاریخ ۱ سپتامبر سال ۲۰۱۵، شرکت کونامی آن را برای پلتفرم های پلی استیشن ۴، ایکس باکس وان، پلی استیشن ۳، ایکس باکس ۳۶۰ و رایانه های شخصی منتشر کرد.  با انتشار بازی خیلی زود مشخص شد که Metal Gear Solid V از لحاظ محتوا (چه کمیت و چه کیفیت) یکی از بزرگترین بازی های تاریخ بازی های رایانه ای به شمار می رود و حتی چیزی شبیه به یک عنوان نقش آفرینی است. یک نقشه بسیار بزرگ آن هم با تعداد بیشماری فعالیت های مختلف که هر کدام بسیار هوشمندانه و هدفمند در بازی قرار گرفته اند. حتی فعالیت های فرعی بازی هم به زیبایی به بدنه اصلی داستان متصل هستند و به مانند بازی ویچر ۳ (البته نه در آن سطح)، تمام ماموریت ها و فعالیت ها در بازی برای شما حس ماموریت های اصلی و بسیار مهم را دارد. در واقع این بازی هم از لحاظ مقدار محتوا بسیار عظیم بود و هم از لحاظ با کیفیت بودن محتوا.

بازی رنگ و بوی کم، ولی تقریبا کافی از یک Metal Gear کلاسیک را داشت

Metal Gear Solid V: The Phantom Pain به واسطه داستان گویی فوق العاده و شخصیت پردازی های شاهکار در کنار جلوه های بصری چشم نواز و ساعت ها محتوای هدفمند در قالب یک بازی اکشن-مخفی کاری، موفق شد تا پس از انتشار بازخوردهای معرکه ای را از سوی منتقدین و بازیبازان دریافت نماید. بازی رنگ و بوی کم، ولی تقریبا کافی از یک Metal Gear کلاسیک را داشت و همان طور که در بخش جوایز بازی‌های سال ۲۰۱۵ نیز اعلام شد این بازی در کنار بتمن و دیگر عناوین اکشن-ماجرایی کاندید شد و انصافا هم به قدری زیبا بود که برنده شد. در واقع کوجیما اکشن-ماجرایی هم که بسازد بهترین آن را می‌سازد. نهایتا نیز این عنوان زیبا توانست از مجموع نقد ها و نمرات خود، امتیاز متای شاهکار ۹۵/۱۰۰ را به خود اختصاص دهد تا برگ زرین دیگری در کارنامه سراسر افتخار این فرنچایز رقم بخورد؛ برگ زرینی که به نظر می رسد آخرین برگ این دفتر  هم باشد، زیرا بدون کوجیما دیگر متال گیر واقعی نخواهیم دید. بحث هایی که در مورد Metal Gear Solid V: The Phantom Pain بین طرفداران پیش آمد به این خاطر بود که همه انتظار یک بازی مثل همیشه در این سری را داشتند ولی با عنوانی جهان آزاد مواجه شدند که در آن نه خبری از داستان‌گویی همیشگی بود و نه خبری از کات‌ سین‌ های طولانی همیشگی پر از صحبت. تازه در پایان آن هم کاملا ردپای درگیری‌های کوجیما و کونامی در اواخر کار به چشم می‌ خورد و به گفته بسیاری، بازی انگار که ناقص به پایان رسید زیرا که مرحله ۵۱ بازی در زمان انتشار آن هنوز آماده نشده بوده، ولی بازی منتشر شده و بعد، آن مرحله را در نسخه‌ های ویژه بازی قرار دادند.

به شخصه اعتقاد دارم که با این که المان‌های منتسب به سری Metal Gear Solid در نسخه Metal Gear Solid V: The Phantom Pain کم‌ رنگ‌ تر از قبل بود ولی این بازی هنوز هم به صورت غالب، یک Metal Gear Solid است، زیرا کوجیما می‌دانست چطور مرز بین اکشن-ادونچر جهان-آزاد یودن و اکشن مخفی کاری بودن را حفظ کند، طوری که بازی علاوه بر دیگر المان‌ هایی که دارد، هنوز یک مخفی‌ کاری عالی هم باشد.

باید صبر کرد و دید در ادامه سرنوشت این فرنچایز چه خواهد شد. آن هم فرنچایزی که که همواره فراتر از یک بازی عمل کرده‎ و نه تنها توانسته ‎قلب و روح گیمرها را تسخیر نمایند بلکه به عنوان یک نماد و یک سمبل برای این صنعت شناخته می ‎شود. فرنچایزی که اکثر فیلم‎ ها و کتاب ‎های این روزها در برابر داستان و دنیای آن و روابط بین شخصیت هایش شبیه یک شوخی به نظر می‎ رسند.  در واقع Metal Gear فرنچایزی است که از زمان انتشار اولین نسخه‎ آن، همگان فهمیدند عنوانی متولد شده است که با تمام بازی‎ های دیگر فرق دارد و نابغه ‎ای به نام Hideo Kojima وارد این صنعت شده است. نابغه‎ای که او هم مانند عنوانی که ساخته است، با دیگر نوابغ و شاهکارهای این صنعت فرق دارد. کم پیدا می ‎شود کسی که داستانی مانند داستان دنیای Metal Gear را بنویسد و مراحلی مانند مراحل Metal Gear را خلق کند و شخصیت‎ هایی با عمق و عظمت شخصیت‎ های این سری پدید آورد. حال تصور کنید که همه و همه این کارها را تنها یک نفر انجام داده است. بله… Hideo Kojima با دیگر نوابغ این صنعت فرق دارد و به همین دلیل است که هر گاه در هر جای دنیا وارد یک مراسم می شود تمام سالن به افتخارش بلند می شوند. می دانید این ها یعنی چه؟ یعنی افتخار و احترام و بزرگی. چیز هایی که کونامی لعنتی این سال ها هیچ چیز از آن نمی داند.  کونامی چنین شخصی را که افسانه ای به نام متال گیر خلق کرده است از خود راند، آن هم با بی احترامی تمام. در نهایت باید گفت بی تردید وقتی صحبت از عناوین باکیفیت مولتی پلتفرم در نسل هشتم بازی های ویدئویی مطرح باشد عنوان Metal Gear Solid V: The Phantom Pain نیز یکی از برترین های این لیست به حساب می آید  که در مقاله امروز ما از “برترین بازی های مولتی‌ پلتفرم نسل هشتم” در رتبه هفتم قرار گرفته است.

۶ –  Devil May Cry 5

Devil May Cry 5

سازنده:  CAPCOM

ناشر:  CAPCOM

ژانر:  Hack and Slash

پلتفرم مقصد:   Playstation 4 ,XboxOne ,PC

تاریخ انتشار: ۸ مارس ۲۰۱۹

امتیاز متا:  ۸۹/۱۰۰

Devil May Cry 5 عنوانی است که واقعا شایسته هر تحسینی است و تقریبا تمامی افرادی که این بازی را تجربه کرده اند این موضوع را لمس کرده اند. مجموعه ای شاهکار و بالانس شده از کلی نکات مثبت که به بهترین شکل یکدیگر را حمایت می کنند و هر کدام سبب می شوند تا بخش دیگر قدرتمندتر گردد و بازیباز حداکثر لذت ممکن را از بازی کردن ببرد. داستان بسیار زیبا و جذاب که کلی اتفاقات و پیچش ها و سورپرایز را همراه دارد، شخصیت پردازی و صداگذاری های فوق العاده و بی نظیر شخصیت ها، گرافیک های فنی و هنری شاهکار، موسیقی های بسیار زیبا، گیم پلی بسیار جذاب و هیجان انگیز و متنوع، تنوع بی نظیر مبارزات و سلاح ها و کمبوها و ارتقاها و کلی موارد مثبت دیگر که در Devil May Cry 5 می بینیم، همه و همه دست به دست هم داده اند تا یک شاهکار هک اند اسلش خلق شود و عنوانی را تجربه کنید که هرگز هیچ گاه از یاد شما نمی رود و می توان به آن لقب برترین بازی این سری بزرگ و جاودانه را داد. به سنت همیشگی مقالات ۱۰ برتر در ابتدا با معرفی کلی بازی آغاز می کنیم. بازی Devil May Cry 5 که کار ساخت و توسعه آن را کپکام برعهده داشت، عنوانی در سبک اکشن ماجرایی و هک اند اسلش محسوب می شود که در تاریخ ۸ مارس سال ۲۰۱۹، کپکام آن را برای پلتفرم های پلی استیشن ۴، ایکس باکس وان و رایانه های شخصی منتشر کرد. خیلی زود بعد از انتشار مشخص شد که Devil May Cry 5 به معنای واقعی، تعریف یک هک اند اسلش فوق العاده خوش ساخت و جذاب با داستانی عالی است که هر طرفدار این سبک را پای خود میخکوب می کند و پر است از مبارزات عالی و تنوع بی نظیر و فضاسازی های فوق العاده و شخصیت پردازی های عالی و ارزش تکرار فوق العاده بالا.

وقایع داستانی بازی هفت سال بعد از اتفاقات نسخه چهارم سری رقم می خورد که شخصیتی به نام “V” به دفتر دویل می کرای می رود تا دانته را برای رسیدگی به چندین حمله شیطانی که در نقاط مختلف رخ داده است استخدام کند. در همین حین، Nero هم درون یک ون (با علامت نئونی Devil May Cry که دانته به او واگذار گرده است) و به همراه شخصیتی مونث به نام Nico (نیکو یک مهندس و نوه زنی است که قبلا دو سلاح دستی محبوب و مشهور دانته را برای وی ساخته است) کسب و کار و آژانس شکار شیاطین خودش را راه انداخته است. در ادامه اتفاقاتی می افتد که دانته و نرو و V به هم می رسند و گذرشان به یک شیطان بی نهایت قدرتمند به نام Urizen می افتد و وقایع بازی دنبال می شود.

داستان بازی  Devil May Cry 5 به معنای واقعی کلمه فوق العاده زیبا و جذاب است و بهتر است این طور بگویم که داستان بازی برایتان خیلی حساس و هیجانی می شود و کلی سوال برایتان پیش می آید که تشنه این هستید جوابشان را بفهمید و همین تشنگی، شما را قدم به قدم با داستان بازی پیش می برد. از پیچش های داستانی به موقع گرفته تا شخصیت های بسیار قدرتمند و عمیق، همه و همه به بهترین شکل در دل داستان Devil May Cry 5 جای گرفته اند و لحظه لحظه بازیباز را به ادامه بازی و فهمیدن بیشتر داستان و اتفاقات پیش رو ترغیب می کند. وقایع داستانی بازی هفت سال بعد از اتفاقات نسخه چهارم سری رقم می خورد که شخصیتی به نام “V” به دفتر دویل می کرای می رود تا دانته را برای رسیدگی به چندین حمله شیطانی که در نقاط مختلف رخ داده است استخدام کند. در همین حین، Nero هم درون یک ون (با علامت نئونی Devil May Cry که دانته به او واگذار گرده است) و به همراه شخصیتی مونث به نام Nico (نیکو یک مهندس و نوه زنی است که قبلا دو سلاح دستی محبوب و مشهور دانته را برای وی ساخته است) کسب و کار و آژانس شکار شیاطین خودش را راه انداخته است. در ادامه اتفاقاتی می افتد که دانته و نرو و V به هم می رسند و گذرشان به یک شیطان بی نهایت قدرتمند به نام Urizen می افتد و وقایع بازی دنبال می شود. جدا از داستان، این بازی در تمامی بخش های دیگر هم فوق العاده عمل کرده و باید گفت Devil May Cry 5 بدون شک بزرگترین و جذاب ترین و باکیفیت ترین عنوان این فرنچایز محبوب و بی نظیر است که موفق شد تا به تمامی انتظارات طرفداران پاسخ مثبت دهد. حتی اگر اصلا این سری را نمی شناسید و به سبک هک اند اسلش علاقه ندارید، Devil May Cry 5 عنوانی است که شما را عاشق این سبک می کند و بهترین نقطه شروع برای شماست.

Devil May Cry 5 عنوانی است که واقعا شایسته هر تحسینی است و تقریبا تمامی افرادی که این بازی را تجربه کرده اند این موضوع را لمس کرده اند. مجموعه ای شاهکار و بالانس شده از کلی نکات مثبت که به بهترین شکل یکدیگر را حمایت می کنند و هر کدام سبب می شوند تا بخش دیگر قدرتمندتر گردد

Devil May Cry 5 به واسطه وفاداری به ریشه ها در کنار به روز کردن المان های بازی، گیم پلی شاهکار و بسیار سرگرم کننده با ارزش تکرار بالا، جلوه های بصری فوق العاده و روایت داستانی جذاب و مرموز موفق شد تا پس از انتشار بازخوردهای شگفت انگیزی را از سوی منتقدین و بازیبازان دریافت نماید. نهایتا نیز این عنوان زیبا توانست از مجموع نقد ها و نمرات خود، امتیاز متای خوب ۸۹/۱۰۰ را به خود اختصاص دهد تا تبدیل به یکی از برترین عناوین هک اند اسلش تاریخ شده و باز هم بیشتر به ما نشان دهد که کپکام مسیر صحیح را پیدا کرده است. همانند هر بازی شاهکار هک اند اسلش، گیم پلی و مبارزات، قلب تپنده این بازی هستند و به واقع اگر بخواهیم عناوین هک اند اسلش را از لحاظ سرعت مبارزات و قابلیت خلق کمبوهای مختلف رده بندی کنیم بی شک Devil May Cry 5 یکی از چند بازی برتر تاریخ هک اند اسلش و بهترین نسخه این فرنچایز تا امروز محسوب می شود که حتی می تواند کاندیدی برای بازی سال باشد. مبارزات Devil May Cry 5 به حدی جذاب و سریع و لذتبخش است که شاید اگر چندین بار مختلف بازی را به اتمام برسانید باز هم بتوانید روندهای متفاوتی را برای شکست دشمنان و خلق کمبوها پیش بگیرید. گیم پلی در Devil May Cry 5 کاملا بی نقص و در نهایت لذتبخشی و جذابیت است و حتی ثانیه ای نیز اجازه نمی دهد تمرکز بازیباز از روی مبارزات برداشته شود و به چیز دیگری جز این شاهکار فکر کند. در واقع سیستم مبارزات در این بازی اجازه خلق کمبوهای بسیار زیادی را با استفاده از سلاح های مختلف که هر کدام حملات گوناگونی دارند، به بازیباز می دهد. بی تردید وقتی صحبت از عناوین باکیفیت مولتی پلتفرم در نسل هشتم بازی های ویدئویی مطرح باشد، حضور عنوان زیبای Devil May Cry 5 یکی از ملزومات است که لیست بدون آن صفایی ندارد! شاهکار Devil May Cry 5، در لیست ما از “برترین بازی های مولتی‌ پلتفرم نسل هشتم” رتبه ششم را به خود اختصاص داده است.

۵ – Dark Souls III

Dark Souls III

سازنده: FromSoftware

ناشر: Bandai Namco Entertainement

ژانر:  Action RPG

پلتفرم مقصد: PlayStation 4, Xbox One, Microsoft Windows

تاریخ انتشار:  ۲۳ مارس ۲۰۱۶

امتیاز متا:  ۸۹/۱۰۰

استاد هیدتاکا میازاکی، خالق، مغز متفکر و کارگردان سری سولز که فقط در نسخه دوم Dark Souls به عنوان کارگردان حضور نداشت (به خاطر همزمانی ساخت آن بازی با Bloodborne) مجددا در قالب کارگردان در Dark Souls III بازگشت تا ۳ گانه Dark Souls تکمیل شود و شاهکارهای استاد به ۵ عدد برسد یعنی ۳ گانه Dark Souls به اضافه Demon’s Souls و Bloodborne (البته اکنون سکیرو هم به آنها اضافه شده است و Elden Ring هم در راه است). انصافا استاد چه بازگشتی هم داشت! مگر می شد با عنوانی بهتر از Dark Souls III این ۳ گانه را به پایان رساند؟ Dark Souls III پایانی افسانه‌ای بر ۳ گانه فرنچایزی شاهکار بود که معلوم نیست دوباره کی نامی از آن بشنویم. Dark Souls III مجموعه‌ای از بسیاری از کلمات است. نبوغ، خلاقیت، زیبایی، تاریکی، وحشت، چالش، مصیبت، رنج، پاداش، جزا، سختی، شیرینی، استقامت و بسیاری کلمات و صفات تحسین برانگیز دیگر که همگی در مورد آن صدق می‌کنند. اجازه دهید تا با معرفی بازی آغاز کنیم. بازی Dark Souls III که کار ساخت و توسعه آن را فرام سافتور برعهده داشت، عنوانی در سبک اکشن نقش آفرینی محسوب می شود که در تاریخ ۲۳ مارس سال ۲۰۱۶، شرکت باندای نامکو آن را برای پلتفرم های پلی استیشن ۴، ایکس باکس وان و رایانه های شخصی منتشر کرد. Dark Souls III داستان درس گرفتن از شکست است، درس مقاومت در برابر سختی و دشواری، درس استقامت و صبر. Miyazaki با این عنوان نشان داد “می‌توان” و “باید” گاهی خلاف جهت آب شنا کرد تا تاریخ‌ساز شد. Dark Souls III عنوانی است که نباید آن را از دست دهید. اتفاقا برعکس، باید چنین الماس ارزشمندی را را غنیمت شمرده و وارد دنیای تاریک و پر رمز و راز و البته سخت و مرگبار Souls شوید و مطمئن باشید پس از تجربه این بازی است که تازه خواهید فهمید چه جواهری را تجربه کرده اید. Dark Souls III تجسم یک رویا در دل کابوسی مطلق است. بدون شک یکی از نقاط قوت اصلی Dark Souls III جدا از گیم پلی شاهکار آن، گرافیک بازی و طراحی هنری آن است که مانند آن را هیچ گاه در بازی دیگری ندیده اید. در واقع نکته ای که در اصل و در کنار گیم پلی، باعث خاص شدن Dark Souls III و دیگر عناوین این فرنچایز شده است، طراحی و گرافیک هنری شاهکار بازی است که چه در مورد محیط ها، چه در مورد دشمنان بازی و مخصوصا در مورد باس ها، از هر عنوان دیگری متمایز است و این سری را یک یا جتی چند پله بالاتر از اکثر عناوین هم سبک از لحاظ گرافیک هنری قرار می دهد. واقعا در مبحث طراحی‌های هنری سری عناوین Souls می‌توان ساعت ها و ساعت‌ها نوشت، می‌توان ساعت‌ها و ساعت‌ها خواند، و می‌توان مدت‌ها از باده این هنر ناب سرمست شد. طراحی محیط و دنیای بازی در سری Souls بر اساس جهانی فانتزی و کلاسیک است. دنیایی افسانه‌ای که هنوز اژدهاها بر فراز آسمان‌های آن پرواز می‌کنند و پر است از انواع موجودات افسانه‌ای. این دنیای فانتزی و کلاسیک، خاص این سری است و حتی در دیگر عناوین این سازنده نیز دیده نمی‌شود. مثلا در بازی Bloodborne شاهد طراحی معاصر و معماری لندن ویکتوریایی هستیم اما در سری Souls دنیایی کاملا فانتزی و افسانه‌ای را شاهد هستیم، البته افسانه‌ای غمگین و مرگبار. هیچ نشانی از زندگی، طراوت، شادی در طراحی‌های بازی وجود ندارد و بدتر از همه آن که امید نیز کاملا از این دنیا رخت بربسته است. در واقع سازندگان به هدف خود که دقیقا خلق چنین دنیایی بوده است کاملا رسیده ‌اند و ما را مستقیم به دل دنیایی غم‌زده پر از حس تنهایی، اضطراب و مرگ می‌فرستند. نکته بسیار جالبی که همیشه در طراحی های محیط و مناطق مختلف عناوین سولز از جمله Dark Souls III وجود دارد نوعی حس غربت و تنهایی و عدم امنیت است که در شکل و ذات طراحی های هنری این عناوین وجود دارد و حتی زمانی که هیچ خطری هم شما را تهدید نمی کند حس نا امنی و غربت شما را رها نمی کند که این کاملا به صورت عمد توسط طراحان در بازی قرار گرفته است و نشان از هنر بالای آنان در طراحی محیط دارد.

Dark Souls III نسخه تکمیل شده و بهبود یافته تمام شاهکارهای قبلی میازاکی و در واقع اوج هنر و توان این نابغه ژاپنی است که تا ابد نام خود را در تاریخ این صنعت و از آن مهم‌تر در قلب بازیبازهای عاشق چالش حک کرده است.

Dark Souls III به واسطه  گیم پلی شاهکار هاردکور، طراحی هنری خیره کننده، باس فایت های بی نظیر و بهبود برخی المان های گیم پلی سری موفق شد تا پس از انتشار بازخوردهای فوق العاده ای را مطابق انتظار از سوی منتقدین و بازیبازان دریافت نماید. نهایتا نیز این عنوان زیبا توانست از مجموع نقد ها و نمرات خود، امتیاز متای بسیار عالی ۸۹/۱۰۰ را به خود اختصاص دهد که البته به شخصه عقیده دارم حداقل نمره ای که این بازی باید در بدترین حالت داشته باشد امتیاز ۹ است. به هر حال حالا امتیاز ۸۹ با ۹۰ خیلی فرقی ندارد و در این مورد منتقدین با انصاف عمل کردند ولی موضوع عجیب و زشت در مورد مراسم بازی سال بود. یعنی همان طور که قبلا هم گفتم، در این مراسم “حق Dark Souls III رو خوردن، یه آب هم روش! به همین سادگی. یعنی بگذارید اینطور بگم. تصور کنید که Titanfall 2 و Doom و Inside و Overwatch کاندید “بازی سال” هستند و Dark Souls 3  نیست! خب الان این بازی چه چیزی کمتر از این ها دارد؟ والا همه چیزش هم بهتر است آن هم چند درجه. البته همه چیز باید به همه چیز بیاید. سالی که Overwatch جای Uncharted 4 بازی سال شود، Dark Souls III هم هیچی نمی شود!”. Dark Souls III نسخه تکمیل شده و بهبود یافته تمام شاهکارهای قبلی میازاکی و در واقع اوج هنر و توان این نابغه ژاپنی است که تا ابد نام خود را در تاریخ این صنعت و از آن مهم‌تر در قلب بازیبازهای عاشق چالش حک کرده است. Dark Souls III با انتشار خود بار دیگر نشان داد که یک بازی می‌تواند به قدری شاهکار باشد که حتی اگر بارها و بارها و بارها کشته شوید و با یک باس شاید ۵۰ بار مبارزه کنید، باز هم چنان عاشق آن شوید که ۱۰ بار آن را به پایان برسانید. Dark Souls III به مانند تمامی نسخه های دیگر این سری از هر نظر بی نظیر و فوق العاده بود. گیم پلی فوق العاده و اعتیاد آور، مبارزات هاردکور و چالش برانگیز، موسیقی فوق العاده، داستانی مرموز و زیبا، همه و همه باعث شده اند تا یک شاهکار جاودانه شکل بگیرد. این عنوان نیز به مانند بازی های قبلی آقای میازاکی یک بازی بسیار سخت و نفس گیر و دشوار بود که برخی نبردها و باس فایت هایش نفستان را در سینه حبس می کرد. دشواری خاصیت این فرنچایز و عناوین آقای میازاکی است. در واقع سری عناوین Souls و استاد هیدتاکا میازاکی از همان ابتدا و از زمانی که بازی Demon’s Souls ساخته شد پای در مسیر افسانه شدن و جاودانه شدن گذاشتند. Dark souls مفهوم “مرگ” در یک بازی ویدئویی را تغییر داد و آن را به مفهومی حتی شیرین که باید از آن هر بار درس گرفت تبدیل کرد. Dark souls سختی و چالش را در بازی‌های رایانه ای تبدیل به یک “ارزش” کرد که نه تنها عاملی بازدارنده برای بازیباز نیست بلکه کاملا نقشی تشویق کننده و پیش برنده را برای وی بازی می کند. با هر نسخه که از این عناوین منتشر شد شاهد پیشرفت بودیم و آرام آرام این سری تبدیل به یکی از تاثیر گذار‌ترین، پرطرفدارترین و جذاب‌ترین فرنچایز‌های سبک اکشن نقش‌آفرینی شد و امضای خاص خود را بر این صنعت بر جای گذاشت. در دنیای عظیم بازی‌های رایانه‌ای همواره بوده‌اند و هستند عناوینی که فراتر از یک بازی یا یک فرنچایز عمل کرده‌اند و در واقع پرچم‌ داران و میراث‌ داران این صنعت و این هنر هستند. عناوینی که تاثیر آن‌ها را در بسیاری از بازی‌ها و حتی در عناوین نسل‌های بعد نیز می‌توان مشاهده کرد و استانداردهای جدیدی را در این دنیای گسترده به وجود آورده‌اند و بدون شک  سری سولز نیز یکی از همین قبیل فرنچایزها محسوب می شود. میازاکی با Demon’s Souls فرمولی جهنمی ولی شیرین را کشف کرد، در Dark Souls آن را بسط داد و گسترده‌ تر و جذاب تر کرد، در Bloodbone آن را تا حد کمال ارتقا داد و به مرز پختگی رساند و با Dark Souls III کامل‌ترین شکل ممکن از فرمول مرگبار خود را به دنیا در قابی از هنر ناب معرفی کرده است. فرمولی که مو لای درز آن نمی‌رود و هیچ خرده‌ای نمی‌توان به آن گرفت.

استاد هیدتاکا میازاکی، خالق، مغز متفکر و کارگردان سری سولز که فقط در نسخه دوم Dark Souls به عنوان کارگردان حضور نداشت (به خاطر همزمانی ساخت آن بازی با Bloodborne) مجددا در قالب کارگردان در Dark Souls III بازگشت تا ۳ گانه Dark Souls تکمیل شود

در Dark Souls III تک تک شخصیت ها، دشمنان، باس ها، محیط ها، ساختمان ها و هر چیز دیگری که می بینید طراحی شاهکاری دارند و یکی از نکاتی که باعث می شود تا هیچ بازی دیگری غیر از عناوین فرام سافتور و میازاکی نتواند در این سبک مانند آن ها باشید، همین طراحی هنری بی نظیر این عناوین هستند که محدود و منحصر به ذهن طراحان و خالقین عناوین این فرنچایز هستند. هر قدمی که در بازی بر می دارید دوست دارید تا اگر دشمنان به شما مجال دهند بایستید و بارها دوربین بازی را بچرخانید و به مناظر و دورنمای بازی و محیط اطراف خود نگاه کنید تا هنر طراحی را تمام و کمال درک نمایید. طراحی که به واقع بازیباز را مات و مبهوت می کند و در دراز مدت وی را طوری وابسته خود خواهد کرد که محیط دیگری در هیچ عنوانی به چشم شما چنین نمی آید که در عناوین سولز دیده اید. صحبت از طراحی دشمنان و باس ها شد و نمی شود در این مورد توضیحاتی ارائه نکرد. خاص بودن طراحی های Dark Souls III کاملا در طراحی دشمنان، شخصیت‌ها و باس‌های این عنوان نیز مشهود است. در خصوص باس‌ های Dark Souls III و به طور کلی این سری نکته‌ای که می‌توان به قطعیت در مورد آن صحبت کرد، علاقه طراحان بازی به استفاده از مدل‌های دفرمه و برخلاف ساختار طبیعی است که در اغلب باس‌ های این عناوین دیده می‌شود و این دفرمه بودن در ترکیب با درجه سختی و قدرت بالای این باس‌ ها، سبب می شود تا آن‌ها بسیار مخوف‌ تر و نامانوس تر از موجوداتی طبیعی برای ما جلوه کنند و این، استرس ما را هنگام مبارزه با آن‌ها بیشتر می‌ کند و نشان از هوش طراحان بازی و احاطه و آگاهی کامل آنها نسبت به المان‌های سری Souls دارد و این هنر آن‌ها در ترکیب با دانش فنی که دارند، سبب پدید آمدن شاهکارهایی در زمینه طراحی باس‌ ها شده است. طراحی فوق‌العاده مخوف و عجیب، حملات مرگبار و قدرتمند، انواع و اقسام حملات و ضربات متنوع، قوی‌ تر شدن آنها با کمتر شدن خط سلامتی و تغییر استایل مبارزه، همه و همه از مواردی هستند که باعث شده‌اند تا باس فایت‌های Dark Souls III از هر لحاظ به یک میزان و استانداردی بسیار سخت برای دیگر بازی‌ها تبدیل شود. به شخصه اعتفاد دارم سری Souls به همراه عنوان Bloodborne دارای برترین طراحی باس‌ها در تاریخ بازی‌های رایانه ای هستند و تا به امروز که شاهد چند نسل از بازی‌ها بوده ام و انواع و اقسام پلتفرم‌ها و بازی‌های سبک‌های مختلف را تجربه کرده‌ام, در هیچ عنوانی باس‌ هایی به جذابیت، مرگباری، قدرتمندی و چالش برانگیزی باس‌های این عناوین ندیده‌ام و این موضوع کاملا در مورد Dark Souls III هم صدق می کند. در راستای طراحی باس‌ ها، دشمنان نیز در بازی اکثرا طراحی‌های عجیب و غریب دارند و در مقیاسی کوچک‌ تر، از همان طراحی‌های دفرمه برخوردار هستند و این گونه به نظر می‌رسد که موجوداتی مریض هستند. بی تردید وقتی صحبت از عناوین باکیفیت مولتی پلتفرم در نسل هشتم بازی های ویدئویی مطرح باشد، شاهکار آقای میازاکی یعنی Dark Souls III نیز قطعا جایش در بین برترین های آن لیست قرار دارد. به همین ترتیب است که بازی Dark Souls III، در لیست ما از “برترین بازی های مولتی‌ پلتفرم نسل هشتم” جایگاه پنجم را کسب نموده است.

۴ –  Resident Evil 2: Remake

Resident Evil 2: Remake

سازنده:  CAPCOM

ناشر:  CAPCOM

ژانر:  Survival-Horror

پلتفرم مقصد:  Playstation 4 ,XboxOne ,PC

تاریخ انتشار: ۲۵ ژانویه ۲۰۱۹

امتیاز متا:  ۹۳/۱۰۰

موفقیت برای یک کمپانی مثل کپکام هم خیلی سخت است و هم به نوعی آسان! سخت از این جهت که فرنچایزهایش بسیار بزرگ و محبوب هستند و همه شدیدا روی آنها زوم می کنند و فقط انتظار شاهکار دارند و نه حتی یک بازی خوب. آسان از این جهت که اینقدر بازی هایش نام های بزرگ و محبوبی دارند که خیلی ها اصلا فقط با دیدن نامش بازی را می خرند و فروش عالی را تجربه می کنند. در این بخش دز لیست صحبت از سری رزیدنت اویل است که خوشبختانه نسل هشتم خیلی خوبی را سپری کرد و طرفدارانش را کاملا راضی نگه داشت. سری رزیدنت اویل بسیار در بین بازیبازها محبوب است و همیشه وقتی که صحبت از یک بازی جدید از این فرنچایز مطرح گردد شور و شوق زیادی بین طرفداران و مخاطبین صنعت گیم ایجاد می شود. مخصوصا وقتی موضوع بسیار جذاب تر هم می شود که صحبت از چند بازی نخست این سری به میان بیاید که همه ما بهترین خاطراتمان از این فرنچایز را با آن شاهکارها داریم، چه چیزی از این بهتر که آن خاطرات بی نظیر را با پوششی جدید و نسل هشتمی و باکیفیت بسیار بالا دوباره مرور کنیم. موفقیت بازسازی نسخه اول و نسخه زیروی سری رزیدنت اویل باعث شد تا کپکام به فکر اجرای این کار برای بازی دوم هم بیافتد و علام کرد  که این بازی نه صورت یک ریمیک به سبک نسخه اول، بلکه در قالب یک بازی کاملا جدید با دوربین و اضافات جدید و به طور خلاصه یک بازی کاملا نسل هشتمی با داستان رزیدنت اویل ۲ خواهد بود. زمانی که گیم پلی این بازی را در کنفرانس سونی در E3 دیدیم و چهره لیان اس کندی محبوب را مشاهده کردیم، همه ما و حاضرین در سالن را شور و شوق عجیبی فرا گرفت و در ادامه صحنه های فوق العاده از این بازی را مشاهده کردیم.

در  Resident Evil 2: Remake گیم پلی در قالب یک بازی نسل هشتمی شوتر سوم شخص پیاده شده است و دیگر خبری از گیم پلی کلاسیک و تغییر دوربین های متعدد ۳ نسخه اول سری نیست.  کنترل بازی و نوع زوایای دوربین آن کاملا تغییر کرده اند و به حالت دوربین روی شانه، مثل عناوین بعدی این سری در آمده اند.

بازی Resident Evil 2: Remake که کار ساخت و توسعه آن را کپکام برعهده داشت، عنوانی در سبک وحشت بقا محسوب می شود که در تاریخ ۲۵ ژانویه ۲۰۱۹، خود کپکام آن را برای پلتفرم های پلی استیشن ۴، ایکس باکس وان و رایانه های شخصی منتشر کرد. لازم به ذکر است که Resident Evil 2: Remake در واقع با استفاده از انجین گرافیکی نسخه هفتم سری ساخته شده  است. Resident Evil 2: Remake به واسطه بازسازی عالی و پیاده کردن داستان شاهکار نسخه دوم در دل یک گیم پلی نسل هشتمی موفق شد تا پس از انتشار بازخوردهای معرکه ای را از سوی منتقدین و بازیبازان دریافت نماید. نهایتا نیز این عنوان زیبا توانست از مجموع نقد ها و نمرات خود، امتیاز متای خوب ۹۳/۱۰۰ را به خود اختصاص دهد تا یک شاهکار دیگر در کارنامه سری رزیدنت اویل ثبت گردد.  کیفیت Resident Evil 2: Remake کاملا نشان از آن داشت که کپکام بعد از موفقیت رزیدنت اویل ۷  راه درست و صحیح را برای این فرنچایز نیز پیدا کرده و این سری را نیز به سر منزل مقصود رساند، همان طور که در ادامه سری دویل می کرای را نیز با نسخه پنجم تبدیل به یکی از بهترین بازی های این نسل کرد تا به عنوان یک شرکت موفق در نسل هشتم شناخته شود.

موفقیت برای یک کمپانی مثل کپکام هم خیلی سخت است و هم به نوعی آسان! سخت از این جهت که فرنچایزهایش بسیار بزرگ و محبوب هستند و همه شدیدا روی آنها زوم می کنند و فقط انتظار شاهکار دارند و نه حتی یک بازی خوب. آسان از این جهت که اینقدر بازی هایش نام های بزرگ و محبوبی دارند که خیلی ها اصلا فقط با دیدن نامش بازی را می خرند و فروش عالی را تجربه می کنند.

در  Resident Evil 2: Remake گیم پلی در قالب یک بازی نسل هشتمی شوتر سوم شخص پیاده شده است و دیگر خبری از گیم پلی کلاسیک و تغییر دوربین های متعدد ۳ نسخه اول سری نیست.  کنترل بازی و نوع زوایای دوربین آن کاملا تغییر کرده اند و به حالت دوربین روی شانه، مثل عناوین بعدی این سری در آمده اند. واقعا هیچ شرکتی مانند کپکام آی پی های غول پیکر در اختیار ندارد و البته در راس آنها نیز DMC و Resident Evil قرار دارند که خوشبختانه در نسل هشتم کپکام هر دو را به بهترین شکل ممکن احیا کرده است. کپکام در نسل هفتم مسیر را اشتباه رفت اما اکنون کاملا توانسته است تا دوباره به روزهای قدرتمند قدیم باز گردد. روزهایی که آن قدر شیرین و دوست داشتنی بودند که طعمش هنوز زیر زبان بازیبازهای قدیمی باقی مانده است و حالا دوباره نشان و نام کپکام دارد همان ضمانت کیفیتی که در نسل پنجم و ششم داشت را دوباره پیدا می کند. در نهایت باید گفت بی تردید وقتی صحبت از عناوین باکیفیت مولتی پلتفرم در نسل هشتم بازی های ویدئویی مطرح باشد Resident Evil 2: Remake یکی از گزینه هایی است که لیست بدون آن بدجوری لنگ می زند و از حاضرین قطعی لیست برترین هاست. Resident Evil 2: Remake، در لیست ما از “برترین بازی های مولتی‌ پلتفرم نسل هشتم” موفق به کسب رتبه چهارم شده است.

۳ – Red Dead Redemption 2

Red Dead Redemption 2

سازنده: Rockstar Games, Rockstar San Diego

ناشر:  Rockstar Games

ژانر: Action-Adventure, Open World

تاریخ انتشار: ۲۶ اکتبر ۲۰۱۸

امتیاز متا: ۹۷۱۰۰

می رسیم به ۳ بازی نخست این لیست طولانی و ۳ قسمتی. باید در همین ابتدا بگویم که این ۳ شماره ای که به عنوان ۳ بازی برتر لیست قرار گرفته اند، می توانند هر جوری که شما می خواهید جابجا شوند و هیچ فرقی نمی کند کدام اول دوم یا سوم باشد زیرا ۳ شاهکار بی رقیب هستند که هر کس بسته به سلیقه اش یک جوری این ۳ تا را می چیند و هر طور هم که این ۳ بازی را رتبه بندی کند کاملا صحیح است. رد دد ۲ اول باشد؟ کاملا طبیعی است. جی تی ای ۵ اول باشد؟ هیچ حرفی نیست و کاملا درست است. ویچر ۳ اول باشد؟ کاملا منطقی است. پس این ۳ بازی که رتبه بندی کرده ام در واقع بر اساس نوع سلیقه من و طوری که به بازی ها نگاه می کنم قرار گرفته اند و اصلا فکر نکنید که مثلا رد دد ۲ بازی ضعیف تری نسبت به ویچر ۳ یا جی تی ای ۵ است چون در رتبه سوم قرار گرفته است. البته دوستان این را بدانید که فقط ترتیب رتبه این ۳ بازی بر اساس سلیقه من است، نه هیچ بخش دیگری از لیست. در واقع اگر لیست سلیقه ای من بود اصلا کاملا وضعیت ۲۰ بازی برتر فرق داشت و رد دد ۲ و جی تی ای ۵ در لیست ۵۰ تایی من هم نبودند. این لیست با احترام به شما به عنوان مخاطب و بر اساس نظرات کلی و وضعیت جهانی بازی ها نگارش شده است تا یک لیست منطقی و قابل قبول باشد، نه یک لیست سلیقه ای. برویم سراغ بازی شاهکار این بخش از لیست یعنی عنوانی بی نظیر در غرب وحشی. بازی Red Dead Redemption 2 که کار ساخت و توسعه آن را راک استار برعهده داشت، عنوانی در سبک اکشن ماجرایی جهان آزاد محسوب می شود که در تاریخ ۲۶ اکتبر ۲۰۱۸، راک استار آن را برای پلتفرم های پلی استیشن ۴، ایکس باکس وان و رایانه های شخصی منتشر کرد. Red Dead Redemption 2 به واسطه خلق یک تجربه و دنیای کامل از غرب وحشی و زندگی در آن در کنار المان های گانگستری و وسترن و گیم پلی واقع گرایانه، موفق شد تا پس از انتشار بازخوردهای راتر از شگفت انگیزی را از سوی منتقدین و بازیبازان دریافت نماید. نهایتا نیز این عنوان زیبا همان طظور که انتظار می رفت توانست از مجموع نقد ها و نمرات خود، امتیاز متای رویایی ۹۷/۱۰۰ را به خود اختصاص دهد تا از این نظر در کنار چند بازی برتر تاریخ قرار بگیرد.

باید بگویم که این ۳ شماره ای که به عنوان ۳ بازی برتر لیست قرار گرفته اند، می توانند هر جوری که شما می خواهید جابجا شوند و هیچ فرقی نمی کند کدام اول دوم یا سوم باشد زیرا ۳ شاهکار بی رقیب هستند که هر کس بسته به سلیقه اش یک جوری این ۳ تا را می چیند و هر طور هم که این ۳ بازی را رتبه بندی کند کاملا صحیح است.

بازی نخست Red Dead Redemption که در نسل هفتم منتشر شد و جایزه بازی سال را هم دریافت کرد یک شاهکار جاودانه و بی نهایت هیجان انگیز بود که غوغایی در دنیا به پا کرد ولی برای نسخه دوم دیگر راک استار پا را چند پله بالاتر گذاشت و یک دنیای واقعی وسترن و یک زندگی واقعی در دوران غرب وحشی خلق کرد با ریزترین جزییاتی که فکرش را بکنید. یعنی از تیمار اسب ها گرفته تا شیردوشی و مبارزات کاملا واقعی وسترن و سرقت های گانگستری و طراحی دقیق و جزء به جزء تک تک آیتم ها بر اساس واقعیت غرب وحشی و بسیاری از موراد دیگر همه و همه در بازی Red Dead Redemption 2 وجود دارند و شاید حتی طرفدارانی که انتظارشان از بازی زیاد هم بود، دیگر انتظار چنین سطحی از واقعیت را نداشتند و راک استار همه رو شگفت زده کرد و یک شاهکار رویایی خلق کرد که اگر بگوییم یکی از چند دنیای برتر وسترن در کل تاریخ سرگرمی است سخنی به گزاف نگفته ایم. البته خب چون مقاله من است باید نظر خودم را هم بگویم. نمی دانم کسی دیگر هم مثل من فکر می کند یا نه، ولی واقعا این واقع گرایی شدید بازی خیلی برای من ناجذاب بود. من نسخه اول را لااقل یک بار تمام کردم ولی این یکی را خیلی سریع بی خیال شدم.  بعد از ۱۰۰ گیگ دانلود، وقتی بازی را آغاز کردم و دیدم بعد از دو ساعت بازی هنوز سوار یک اسبم که نه درست می دود، نه به مقصد می رسیم، مدام اسب خسته می شود و راه نمی رود حس کردم که شاید باید خودم اسبه را کول کنم که یک وقت خسته نشود. تازه بعد از رسیدن به مقصد دوباره باز کل راه را باید با همان آرامش بر می گشتیم. خلاصه برگشتیم و بعد از کلی حرف گفتم خب حالا یک مقدار نبرد بد نیست! رفتیم شکار آهو!! چشمتان روز نبیند. بدترین شکاری که در یک بازی کرده بودم اینجا بود. طرف کمان را می کشید عقب خسته می شد و قدرت بدنی اش تمام می شد! دل آهو برایم می سوخت و خودش می آمد نزدیک تر و می گفت بزن دیگه بابا آبروی هر چی شکارچیه بردی با اون قدرت بدنیت! خلاصه همین جاها بود که بعد ۲-۳ ساعت بازی و ۱۰۰ گیگ دانلود پاکش کردم و بیخیالش شدم!

واقعا این واقع گرایی شدید بازی خیلی برای من ناجذاب بود. من نسخه اول را لااقل یک بار تمام کردم ولی این یکی را خیلی سریع بی خیال شدم. در حقیقت واقع گرایی این بازی که کاملا سرعت گیم پلی را تحت تاثیر قرار می دهد هرگز مناسب ذائقه من نیست. بازی من گاد آو وار و ویچر و اسکایریم است. من می خواهم بازی کنم و هیولایی ۱۰ برابر خودم را با کریتوس سلاخی کنم، نه که یک کمان بکشم عقب بازویم خسته شود

این تجربه من بود از واقع گرایی این بازی که که کاملا سرعت گیم پلی را تحت تاثیر قرار می دهد هرگز مناسب ذائقه من نیست. بازی من گاد آو وار و ویچر و اسکایریم است. من می خواهم بازی کنم و هیولایی ۱۰ برابر خودم را با کریتوس و گرالت با دست خالی سلاخی کنم، نه که یک کمان بکشم عقب بازویم خسته شود یا یک مسیر وحشتناک را با اسبی بروم که مدام باید چشمم به خستگی او باشد و با خودن فکر کنم من اسب را کول کنم راحت تریم! البته این فقط نظر من است و می دانم که اکثر بازیبازان اینطور فکر نمی کنند و حق هم دارند. سلیقه شان است. اصلا عیب ندارد که کسی از یک بازی که بقیه عاشقش هستند خوشش نیاید، ولی مهم این است که شعور داشته باشد و نیایید بگوید چون من خوشم نمیاد به درد نخور است. Red Dead Redemption 2 چه من خوشم بیایید چه نه، یکی از چند بازی برتر کل تاریخ بازی هاست که هیچ کس نمی تواند ارزش و اعتبار آن را حتی ذره ای پایین بیاورد و می بینید که در این لیست هم جزو ۳ بازی برتر است و اگر لیست برترین های تاریخ را هم بنویسم باز هم جزو برترین هاست زیرا آدم باید منصف باشد. در نهایت باید بگویم بی تردید وقتی صحبت از عناوین باکیفیت مولتی پلتفرم در نسل هشتم بازی های ویدئویی مطرح باشد عنوان زیبای Red Dead Redemption 2 پای ثابت این لیست و یکی از چند بازی اول است که حتی شایستگی قرار گرفتن در رتبه یک را نیز دارد. Red Dead Redemption 2، در لیست ما از “برترین بازی های مولتی‌ پلتفرم نسل هشتم”  با شایستگی رتبه سوم را به خود اختصاص داده است و همان طور که گفتم فرقی بین اول و دوم و سوم بودن ۲ بازی نخست این لیست نیست.

۲ – Grand Theft Auto V  

Grand Theft Auto V

سازنده:  Rockstar

ناشر: Rockstar Games

ژانر:  Action-adventure Open World

پلتفرم مقصد: PlayStation 4, PlayStation 3, Xbox One, Xbox 360, Microsoft Windows

تاریخ انتشار: ۱۸ نوامبر ۲۰۱۴

امتیاز متا: ۹۷/۱۰۰

همین که از ۳ بازی نخست لیست، دو تا از آنها متعلق به راک استار هستند، خودش گویای همه چیز است و همان طور که قبلا نیز گفته ام نشان می دهد که کمپانی راک استار، چه من از آن خوشم ییاید و چه نیاید، به معنای واقعی “راک استار” دنیای بازی هاست. دوستان عزیز باید یک نکته را خدمت شما عرض کنم. بازی جی تی ای ۵ به نوعی می شود گفت که واجد شرایط برای قرار گرفتن در این لیست نیست زیرا نسخه نسل هفتمی هم دارد، ولی از آنجایی که نسخه نسل هشتمی این بازی مثل یک ریمستر ساده نیست و در زمان انتشار نسخه نسل هفتم هم، در اصل در نسل هشتم بوده ایم و هر دو نسخه بازی از ابتدا در کنار هم قرار بوده ساخته شوند، این بازی را برایتان در لیست قرار دادم چون حیف بود که نباشد. راک استار از آن معدود کمپانی های شاهکار ساز مانند ناتی داگ است که گویا که بلد نیستند چیزی جز شاهکار بسازند!  بین تمام شاهکارهای راک استار بی شک گل سرسبد آن ها سری عناوین Grand Theft Auto است که با هر شماره، دنیا را به تسخیر خود در آورده است و با نسخه پنجم و بخش شاهکار آنلاین این بازی، رکورد فروش در تمام حوزه های مدیا و سرگرمی از هالیوود گرفته تا… را زد و لقب پرفروشترین مدیای دنیا را از آن خود کرد. Grand Theft Auto V  از آن بازی های تاریخ ساز است که تا ابد در یاد ها و خاطره ها جاودانه خواهد بود. عناوین Grand Theft Auto همواره از نظر تجاری و محبوبیت و امتیازات موفق بوده اند و توانسته اند حس و حال قرار گیری در زندگی یک گانگستر واقعی را به بازیباز منتقل می کند آن هم بدون هیچ سانسوری و به صورت کاملا واقع گرایانه که بازیبازها هیچ گاه نمی توانند در دنیای واقعی تجربه کنند. گانگسترها آدم می کشند، پلیس می کشند، قاچاق می کنند و … که همه این موارد در بازی های این سری وجود دارد.

همین که از ۳ بازی نخست لیست، دو تا از آنها متعلق به راک استار هستند، خودش گویای همه چیز است و همان طور که قبلا نیز گفته ام نشان می دهد که کمپانی راک استار، چه من از آن خوشم ییاید و چه نیاید، به معنای واقعی “راک استار” دنیای بازی هاست.

بازی Grand Theft Auto V که کار ساخت و توسعه آن را مثل همیشه راک استار برعهده داشت، عنوانی در سبک اکشن ماجرایی جهان آزاد محسوب می شود که در تاریخ ۱۸ نوامبر ۲۰۱۴، راک استارآن را برای پلتفرم های پلی استیشن ۴ و ایکس باکس وان و سپس در حدود یک سال بعد برای رایانه های شخصی منتشر کرد. Grand Theft Auto V مصداق بارز یک بازی بدون نقص بود و در هر زمینه ای که فکرش را بکنید یک الگو برای بازیسازان مخصوصا در سبک جهان آزاد و سندباکس محسوب می شد. همه چیز در این عنوان در بالاترین سطح کیفیت قرار داشت و اوج لذت ممکن از یک بازی را به بازیبازان منتقل می کرد. بازی در همه زمینه ها از تیراندازی و گان پلی گرفته تا داستان و گرافیک و صداگذاری و موسیقی و …. بی نظیر بود و مبارزات بسیار جذابی را برای ما رقم زد و از همه مهم تر این که مقدار محتوای شگفت انگیزی داشت که می توانست ساعت ها و هفته ها و ماه ها شما را به خود مشغول کند و تازه این فقط بخش داستانی این عنوان بود. بخش آنلاین بازی که دیگر برای خودش دنیایی جداست و محتوای آن، سال ها و سال ها می تواند کاری کند که شما از این بازی دلزده نشوید.

همه چیز در این عنوان در بالاترین سطح کیفیت قرار داشت و اوج لذت ممکن از یک بازی را به بازیبازان منتقل می کرد. بازی در همه زمینه ها از تیراندازی و گان پلی گرفته تا داستان و گرافیک و صداگذاری و موسیقی و …. بی نظیر بود

Grand Theft Auto V به واسطه داستان گویی بی نظیر از زاویه دید ۳ شخصیت اصلی و خلق دنیایی شاهکار و واقعی موفق شد تا پس از انتشار بازخوردهای فوق العاده ای را از سوی منتقدین و بازیبازان دریافت نماید. نهایتا نیز این عنوان زیبا توانست از مجموع نقد ها و نمرات خود، امتیاز متای خرویایی ۹۷/۱۰۰ را به خود اختصاص دهد تا جزو چند بازی برتر تاریخ با متای بالای ۹۵ شود. بازی GTA V  یکی از بهترین عناوین از لحاظ مقدار محتوا در بخش تک نفره نیز هست و در واقع باید گفت در مقایسه با دیگر بازی ها، خیلی بیشتر از قیمتی که برای آن هزینه کرده اید، ارزش دارد و ساعت ها و ساعت ها محتوای جذاب و بی نظیر را با سخاوت تمام، در اختیار بازیباز قرار می دهد. بی تردید وقتی صحبت از عناوین باکیفیت مولتی پلتفرم در نسل هشتم و یا کل تاریخ بازی های ویدئویی مطرح باشد عنوان زیبای Grand Theft Auto V نیز یکی از صدرنشینان لیست است که حضورش به لیست اعتبار می بخشد. Grand Theft Auto V، در لیست ما از “برترین بازی های مولتی‌ پلتفرم نسل هشتم” در رتبه دوم قرار گرفته است.

۱-  The Witcher 3: Wild Hunt

The Witcher 3: Wild Hunt

سازنده:  CD Projekt Red

ناشر: CD Projekt

ژانر:  Action RPG

پلتفرم ها: Xbox One ,Microsoft Windows ,Playstation 4

تاریخ انتشار:  ۱۹ می ۲۰۱۵

امتیاز متا: ۹۳/۱۰۰

همیشه بین برترین ها هم باز بالاخره باید چند تایی در ویترین قرار بگیرند و سردمدار باشند. در دنیای بازی ها هم همینطور است و چند ابر شاهکار هستند که بین برترین ها هم برترین هستند. عناوینی مثل The Witcher 3: Wild Hunt. عنوانی که به واقع هیچ گونه نقصی ندارد و معنای یک “ابر شاهکار” است، چه از لحاظ هنری، فنی، گیم پلی، موسیقی، صداگذاری، داستان، تصمیم گیری و انتخاب، ماموریت های جانبی. عنوانی که حتی یک لحظه هم نمی توانید از آن چشم بردارید و نه تنها تا چندین وقت بعد از بازی کردن آن در یادتان می ماند و به آن فکر می کنید، بلکه تا آخر زندگی تان نیز این شاهکار جادویی را از یاد نخواهید برد و شاید هر مدت یکبار به سراغ آن بروید و دوباره بازی را تجربه نمایید. مخصوصا با دو بسته الحاقی بی نظیری که برای بازی با نام های Hearts of Stone و Blood and Wine منتشر گردید که هر کدام شاید از بازی اصلی هم زیباتر بودند و به اندازه یک بازی کامل، گیم پلی و ماموریت و موارد جدید در خود داشتند. ناگفته نماند که نسخه های اول و دوم Witcher نیز در زمان خود چیزی فراتر از فوق العاده بودند و هر کدام در دوره خود تاریخسازی کرده اند اما به واقع برترین نسخه این سری با اختلاف، نسخه سوم آن است که برترین و با کیفیت ترین حسن ختامی است که می توان برای پایان دادن به یک ۳ گانه تصور کرد. بازی The Witcher 3: Wild Hunt که کار ساخت و توسعه آن را سی دی پراجکت برعهده داشت، عنوانی در سبک اکشن نقش آفرینی محسوب می شود که در تاریخ ۱۹ می سال ۲۰۱۵، همین کمپانی آن را برای پلتفرم های پلی استیشن ۴، ایکس باکس وان و رایانه های شخصی منتشر کرد.

Witcher 3: Wild Hunt عنوانی است پر از تصمیمات تاثیرگذار که در واقع بر پایه‎ تصمیمات شما و عواقب آن‎ ها بنا شده است. تصمیماتی اغلب خاکستری که شما را به فکر کردن مجبور می ‎کنند

The Witcher 3: Wild Hunt به واسطه خلق یکی از زنده ترین، پویا ترین و جذاب ترین دنیاهای تاریخ بازی ها و روایت یک داستان شاهکار چند شاخه با کلی تصمیمات تاثیرگذار، موفق شد تا پس از انتشار بازخوردهای معرکه ای را از سوی منتقدین و بازیبازان دریافت نماید. نهایتا نیز این عنوان زیبا توانست از مجموع نقد ها و نمرات خود، امتیاز متای شاهکار ۹۳/۱۰۰ را به خود اختصاص دهد که الحق و الانصاف برای این بازی کم است و باور کنید حداقل حق این بازی امتیازی در حد جی تی ای ۵ و رد دد ۲ است یعنی کمترین نمره ای که شایسته اش است ۹۷ است، هر چند برای همین ۹۷ هم باید ایراد الکی بگیریم و از بازی نمره کم کنیم، چون اگر ویچر ۳  حقش۱۰ نباشد نمی دانم دیگر چه بازی باید ۱۰ باشد. البته که می گویند امتیازی که در متا کم شده به خاطر مقداری باگ های زمان عرضه بوده، ولی خب نگر بازی با این دنیای عظیم داریم که زمان عرضه اش کاملا بدون مشکل فنی باشد؟ همه بازی های بزرگ در زمان عرضه مشکلاتی دارند و بعد با آپدیت خیلی زود رفع می شوند، ولی خب اگر این باگ ها برای برخی بازی ها  باشند بخشیده شده و نمره کم نمی شود ولی اگر برای ویچر ۳ باشند حتما نمره کم می شود. بگذاریم. ویچر ۳ در ادامه در حضور عناوین بی نظیری مثل فال آوت ۴ و بلادبورن و متال گیر سالید ۵، با شایستگی به عنوان بازی سال ۲۰۱۵ هم انتخاب شد باید گفت عناوینی به مانند سری Witcher به معنای واقعی کلمه در بردارنده مفهوم احترام به مصرف کننده هستند و گیمر از ذره‎ ذره پولی که برای خرید آن خرج کرده است با تمام وجود راضی و خشنود است. هفته ‎ها و شاید ماه ‎ها سرگرم کردن یک گیمر کار آسانی نیست که از عهده هر بازی یا هر بازی ‎سازی بر آید.

همیشه بین برترین ها هم باز بالاخره باید چند تایی در ویترین قرار بگیرند و سردمدار باشند.

The Witcher 3: Wild Hunt از لحاظ طراحی هنری و گرافیک در سطح بسیار بسیار بالایی قرار دارد و وقتی با گرالت در محیط بازی قدم می زنید تنها به لباس وی و جزئیاتی که در طراحی آن به کار رفته است دقت کنید تا متوجه کیفیت گرافیکی بازی شوید. بافت ها و تکسچرهای موجود در دنیای بازی همگی در اوج کیفیت قرار دارند آن هم در چنین عنوانی با دنیایی بسیار بزرگ و وسیع، که این طراحی بازی را بیشتر از قبل ارزشمند می سازد. همچنین بازی Witcher 3: Wild Hunt عنوانی است پر از تصمیمات تاثیرگذار که در واقع بر پایه‎ تصمیمات شما و عواقب آن‎ ها بنا شده است. تصمیماتی اغلب خاکستری که شما را به فکر کردن مجبور می ‎کنند و در پایان منجر به شکل گیری ۳۶ پایان مختلف در بازی خواهند شد و باید با نتیجه تصمیماتی که در جا ی‎جای بازی گرفته اید روبرو شوید.  در دوره ای که بازی های چند ساعته هم کشش لازم برای به انتها رساندن را در ما ایجاد نمی‎ کنند و محتوای باکیفیتی ندارند، عناوینی مثل Witcher 3 به مانند گوهری درخشان و کمیاب هستند و گاها با بیش از ۲۰۰ ساعت گیم‎ پلی و محتوای ناب، ما را وادار به دوباره یا سه باره تمام کردن بازی نیز می کنند. گیم پلی بازی پر از سیستم‎ های مختلف و متنوع مبارزه و … است و در عین سادگی و در دسترس بودن، پیچیدگی ‎های بسیاری نیز دارد که بسیاری از آن ‎ها را خود بازی به شما آموزش می دهد ولی یادگیری بسیاری را نیز به عهده خود شما می گذارد تا با آزمون و خطا آن‌ها را فراگیرید. استفاده از سیستم ‎ها و تاکتیک‎ های مختلف مبارزات و … به خصوص در درجات بالای سختی بازی بسیار حیاتی هستند.

بی تردید وقتی صحبت از این عناوین یا حتی برترین های تاریخ مطرح باشد عنوان زیبای The Witcher 3: Wild Hunt بایستی قطعا در بین رتبه های اول تا نهایتا سوم حضور داشته باشد وگرنه آن لیست از درجه اعتبار ساقط است!

The Witcher 3: Wild Hunt از لحاظ مقدار و کیفیت و تنوع محتوا نیز واقعا ستودنی است و می تواند کاری کند تا شما مدت ها و مدت ها بدون توجه به ساعت و گذشت زمان در دنیای بی نظیر و بسیار وسیع بازی با تعداد بسیار بسیار زیادی فعالیت مختلف برای انجام دادن گشت و گذار کنید و هیولا بکشید و کارت بازی کنید و کارآگاه شوید و …  بهتر است برای آگاهی هر چه بیشتر از زحمتی که سازندگان برای سیستم مبارزات این بازی کشیده اند باید بازی را با درجات سختی بالاتر از Normal انجام دهید تا طعم واقعی مبارزه با تاکتیک و استراتژی ‎های مختلف را بچشید و دریابید که مبارزات در این عنوان بسیار فراتر از یک بازی Hack and Slash ساده هستند. راستش را بخواهید لقب برترین بازی مولتی پلتفرم نسل هشتم و برترین اکشن نقش آفرینی نسل هشتم و.. برای The Witcher 3: Wild Hunt خیلی کوچک هستند. اگر بخواهیم حق مطلب را برای این بازی ادا کنیم بهتر است بگوییم The Witcher 3: Wild Hunt برترین اکشن نقش آفرینی تاریخ و یا حتی برترین بازی کل تاریخ است (یا لااقل یکی از ۳ بازی برتر کل تاریخ). در هر حال در این لیست صحبت از برترین بازی های مولتی پلتفرم نسل هشت است و بی تردید وقتی صحبت از این عناوین یا حتی برترین های تاریخ مطرح باشد عنوان زیبای The Witcher 3: Wild Hunt بایستی قطعا در بین رتبه های اول تا نهایتا سوم حضور داشته باشد وگرنه آن لیست از درجه اعتبار ساقط است! ما هم که نمی خواهیم لیستمان نامعتبر باشد  پس این شاهکار جاودانه را بر تخت پادشاهی لیست نشانده ایم! The Witcher 3: Wild Hunt، در لیست ما از “برترین بازی های مولتی‌ پلتفرم نسل هشتم رتبه یک را از آن خود کرده است.

ویچر ۳ توانست از مجموع نقد ها و نمرات خود، امتیاز متای شاهکار ۹۳/۱۰۰ را کسب کند که الحق و الانصاف برای این بازی کم است و باور کنید حداقل حق این بازی امتیازی در حد جی تی ای ۵ و رد دد ۲ است یعنی کمترین نمره ای که شایسته اش است ۹۷ است، هر چند برای همین ۹۷ هم باید ایراد الکی بگیریم و از بازی نمره کم کنیم، چون اگر ویچر ۳ حقش۱۰ نباشد نمی دانم دیگر چه بازی باید ۱۰ باشد.

  امیدوار هستم که از این مقاله طولانی و ۳ قسمتی رضایت داشته باشید. برترین عناوین مولتی پلتفرم این نسل از نظر شما کدام ها هستند؟ آیا اصلا با عناوین این لیست موافق هستید یا خیر؟ به نظرتان چه عناوین مولتی پلتفرم دیگری باید در این لیست قرار داشته باشند؟ خوشحال خواهم شد که نظراتتان را در این مورد با بنده در میان بگذارید.  

12345678910(53 رای, میانگین آرا 8٫32 از 10 )
Loading...

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

  • sarafraz گفت:

    خیلی لیست خوبی بود اما به نظرم باید رددد از جی تی ای بالاتر میبود خیلی خیلی خیلی از هر نظر نه صرفا گرافیک از بهتره از جی تی ای

    نظر محبوب به انتخاب کاربران 82Thumb up 15Thumb down
  • PC Gamer 007 گفت:

    حالم از سبک RPG بهم میخوره ، بازی فقط خطی که ریز به ریز داستانو متوجه بشیم نه سبک RPG که هی از این شاخه به اون شاخه میشه ، توی این لیست هم فقط بازی های TOMB RAIDER ، GTA V ، RDR2 میشه لذت واقعی رو احساس کرد از یک بازی رایانه ای !

    25Thumb up 115Thumb down
  • Milidante گفت:

    متاى سکیرو ٨٠؟؟؟؟؟؟ ٨٠؟؟؟؟؟؟؟

    2Thumb up 27Thumb down
  • انتظار داشتم رد دد ۲ اول بشه ولی ویچر ۳ هم انتخاب بسیار عالی ای هست….یه نکته دیگه اینکه gta v ریمستر نسل قبل بود هر چند نظر نویسنده بسیار محترمه Rose

    19Thumb up 11Thumb down
  • Emad908 گفت:

    با تشکر از آقا سعید با لیستتون موافقم ولی شما یک مورد رو اشتباه نوشتید:
    نمره متای نسخه اصلی رزیدنت ۲ ۸۹ هست ولی نمره نسخه ریمیک ۹۱ هست تو اوپن کریتیک هم ۹۲ هست.

    5Thumb up 7Thumb down
  • MehrdadPS4 گفت:

    دمت گرم سعید جان عالی بود عالی Yes Rose Heart
    RDR2 و ویچر عالیا
    Hellblade: Senua’s Sacrifice فوق العاده بود
    Resident Evil 2: Remake هم بیش از حد خوب بود. مادهای بازیشم تو یوتیوب عالیا مثلا اومدن شِرِک
    Sekiro هم یه جهش عالی تو سری بازی های آقای میازاکی بود (البته به نظرم یکم از بازی های قبلی استاد راحت تر بود) ایشالله ببینیم تو Elden Ring چی کار می کنه استاد

    16Thumb up 1Thumb down
  • paprika گفت:

    به به قسمت آخرم منتشر شد
    خسته نباشید آقا سعید In Love Kiss
    فقط جی تی ای رتبه ۳ خورده به جای ۲
    ———————————
    تمام بازی های این لیستو انجام دادم تک تکشون روی خودشون شاهکارن
    البته دوست داشتم رددد بالاتر جی تی ای قرار بگیره Yes اما همینم عالیه

    14Thumb up 1Thumb down
  • SorEnA6s9 گفت:

    سلام سعید جان خسته نباشی عزیز، مثل همیشه عالی بود، بازی اول کاملا شایسته ای اول بودن هست. فقط یه نکته کوچیک اونم اینکه متای سکیرو اشتباهه، من چک کردم روی پی اس فور متای ۹۰ داره با ۷۶ نقد. اگه ممکن بود اصلاح کن. به نظرم جدی ترین کاندید بهترین بازی سال هست!

    12Thumb up 1Thumb down
  • Pooyawolverine گفت:

    بنظرم رد دد شایسته رتبه ی اول بود
    ولی خب مشخصه سلیقه ی شخصی تو رتبه بندی دیده میشه

    31Thumb up 24Thumb down
  • mm_44 گفت:

    ممنون از اقای سعید اقابابایی ولی امتیاز رزیدنت اویل ۲ ریمیک با بیشترین نقد ۹۱ هست نه ۸۹ و امتیاز mgsv هم با بیشترین نقد ۹۳ هست لطفا تصحیح کنید

    7Thumb up 1Thumb down
  • ali.stop گفت:

    مگه میشه پرافتخارترین بازی تاریخwitcher3 کبیر اول نباشه In Love
    geralt of fuking rivia

    25Thumb up 25Thumb down
  • 00peyman00 گفت:

    با تشکر از آقای آقابابایی بابت مقاله Heart
    واقعا همه ی بازی های توی این لیست شاهکار بودن و واقعا هم باید witcher3 اول میبودش
    فقط توی رتبه بندی به gta کنار اسمش عدد ۳ رو نوشتید در حالی که رتبه دوم هست

    9Thumb up 5Thumb down
  • sadegh.si گفت:

    خسته نباشید آقای آقابابایی. هر سه لیست کامل و جذاب بودند و در خصوص همه عناوین بسیار خوب توضیح دادید. همچنین با همه عناوینی که ذکر کردید موافقم، ولی با رتبه بندی آنها خیر، که امری کاملاً طبیعیه و همونطور که شما هم اشاره کردید رتبه بندی لیست تا حدی به علاقه و نظر شخصی بستگی دارد. باتشکر.

    2Thumb up 2Thumb down
  • Old_Gamers گفت:

    متای سکیرو ۹۱ هستش روی ایکس باکس وان . متا رو ۸۰ نوشتید .

    8Thumb up 2Thumb down
  • agent13 گفت:

    به نظر من بهترین بازی مولتی پلتفرم این نسل بدون تردید Red Dead Redemption 2 بود چون استاندارد های صنعت گیم رو بالاتر برد و هم تو داستان هم گیمپلی فوق العاده بود به غیر از اون witcher 3 هم عنوانی هست که داستان دوست داشتنی و دنیای زیباش تا ابد توی یاد همه ی ما میمونه.

    19Thumb up 15Thumb down
  • mamadtala گفت:

    ایول بلاخره اومد دستت درد نکنه اقای بابایی
    این مقاله بغیر از اینکه حالت جذاب مقاله های چند برتر رو داره راهنمای خیلی عالی هم هست و بشخصه دارم میرم سراغ بازیایی که گفتین و در عجبم چرا از دستشون دادم
    ویچر هم الحقی شایسته رتبه اول شدن رو داره
    تنها بازی که(در کنار بلادبورن استاد میازاکی و انشاءالله سکیرو) ۴ ساله پیاپی دارم بازیش میکنم و کیف میکنم خیلی حال میده لامصب چی ساختن
    اما در کنار اینها عشق خودم رد دد سوم شده اما ای کاش دوم میبود اما به هر حال این سه تا برترین هست از لحاظ مولتی
    فقط یچیزی اقا سعید ای کاش به رد دد بیشتر وقت میدادین شاید عادت میکردین حیفه واقعا
    و یه چیز دیگه اگه یادتون باشه توی یه مقاله بود که نظرتون راجع به رد دد رو گفتم و شما پیام خصوصی دادین و من جواب ندادم دلیلش هم این بود که من بلد نیستم چطور ریپلای کنم Laugh Laugh Laugh لطفا اگه کسی بلده بگه خیلی زشته Laugh
    در کل ممنون اقا سعید

    11Thumb up 2Thumb down
    • سلام و درود خدمت شما. یک دنیا سپاس از محبت شما. لطف کردید که وقت گذاشتید و مطالعه فرمودید ۳ قسمت مقاله رو. باعث افتخار من هست که رضایت داشتنید و خوشحالم اگر باعث بشم با عنوان خوبی اشنا بشید.
      رد دد هم همونطور که فرمودید کاملا شایسته رتبه اول یا دوم هم هست بدون هیچ شکی.
      اختیار دارید خواهش میکنم. اصلا مسئله ای نیست.
      باز هم تشکر از محبت شما.
      https://t.me/Gametal

      0Thumb up 0Thumb down
  • ice00221 گفت:

    سلام خدمت برادر خودم اقای بابای واقعا لذت بردیم من مطمئن بودم که رتبه ۱ ویچر هست که لیاقتش هم هست ولی خوب فک میکردم دارک سولز رتبه۲ یا ۳ باشه حداقل واسه من این طوره (با احترام به نظر همه عزیزان) دارک سولز تو گیم پلی که حرفی نمیزاره ولی توی داستان چون زیاد داستان سر راست نیست اکثرا متوجه نمیشن مگر نه چیزی از بهترینا توی داستان کم نداره مخصوصا یه وقتای بیشترم میشه به خاطر روایتش

    2Thumb up 5Thumb down
    • سلام و درود خدمت شما. خیلی از شما ممنونم. باعث افتخار منه که لذت بردید از مقاله. ممنون از نظر زیباتون.
      عرض کنم حضورتون که خب لیست شخصی من با این لیست خیلی فرق میکنه. این لیست منطقی و بر اساس نظرات کلی جهانی هست وگرنه در لیست من بدون هیچ شکی دارک سولز ۳ بعد از ویچره در مولتی های نسل هشتم.
      https://t.me/Gametal

      2Thumb up 0Thumb down
  • ham0on گفت:

    یه مقاله عالی دیگه سعیدجان دمت گرم
    خیلی بامزه بود توضیحاتت راجع به این که اسب رو کول کنیم Grin من خیلی هارو دیدم که راجع به رد دد این نظر رو دارن و خب واقعا هم درست می گن و حق هم دارن ولی خب خیلی خوبه که از بالا می بینی و انصاف داری چون کمتر کسی این ویژگی رو داره
    و خب این کاملا سلیقه ایه چون من خودم اگه اسبم خسته بشه بیشتر حس می کنم آرتور مورگانم تو واقعیت و تجربه بازی واسم در کل دلچسب تر میشه

    منم ۱۰ تا بازی برتر مولتی پلتفرم این نسل رو با سلیقه خودم می نویسم (البته اونایی که بازی کردم)

    ۱۰-Dead Cells
    ۹-Nier
    ۸-Firewatch
    ۷-Hellblade
    ۶-Inside
    ۵-Sekiro
    ۴-GTA V
    ۳-Dark Souls Remastered
    ۲-Red Dead Redemption 2
    ۱-Witcher 3

    8Thumb up 9Thumb down
    • به به سلام به هامون عزیز و گل. خیلی خوشحال شدم از دیدن نظرت هامون جان. جات در گیمفا خالیه مخصوصا با مقالات عالیت.
      نظر لطفته هامون جان. خوشحالم که از نظرت خوب بوده مقاله. لطف کردی که مطالعه کردید مقاله رو هامون عزیز.
      ممنونم که لیستت رو نوشتی و خوشحالم که می بینم هنوز در لیستت ویچر ۳ اوله و مثل هم فکر می کنیم.
      باز هم تشکر هامون عزیز و گل. امیدوارم بازم ببینم نظراتت رو. همیشه خوشحال میشم.
      https://t.me/Gametal

      2Thumb up 0Thumb down
  • Navid1899milan گفت:

    به به بالاخره به پایان این مقاله جذاب رسیدیم و ویچر هم به حق اول شد. Yes

    6Thumb up 7Thumb down
  • darush-horror گفت:

    لایک دارن آقای بابایی . همه بازی های این لیست عالی هستند..

    2Thumb up 1Thumb down
  • Clara گفت:

    همون اولش هم حدس زده میشد که به خاطر نویسنده رد دد قطعا رتبه اول رو نمیگیره ولی جدا از اینا برای منی که اولش عین شما فکر میکردم آقای بابایی و بقیه دوستان، فکر میکردم بازی بیشتر شبیه یه riding simulator ه فکر میکردم خسته کننده س و و و…..
    بعد پایان بازی هیچوقت اونقدر به خودم فحش و ناسزا نگفتم بخاطر قضاوت اشتباه م
    رد دد ۲ شاهکار محض بود و منی که هر دو تا دنیای ویچر و رد دد رو زیر و رو کردم با قاطعیت میگم نمره ۹۷ حتی ظلم به عنوانی بی نقص در تمامی زمینه ها بود
    دوستان عزیز و آقای بابایی و هر کس دیگه ای که از تجربه دو سه ساعته بازی دلزده شده:
    مگه خودتون نمیگفتید آدم با ۲ ۳ ساعت تجربه یه بازی نمیتونه قضاوت درستی کنه پس چرا بعد ۲ ۳ ساعت به قول خودتون ۱۰۰ گیگ رو پاک کردین؟
    رد دد برای تموم کردن main story ش ساخته نشده بود و قرار نبود و نیست که بخوایم بازی رو هرچه سریع تر به پایان برسونیم!
    رد دد دقیقا مفهوم (( زندگی کردن با یک اثر گیمی)) بود دارم میگم منم عین شما فکر میکردم اما یهو به ذهنم رسید اگه بیخیال main quest ها بشم و صرفا تو دنیا ش غرق بشم بعد ماموریت ها رو در حین اون برم چی؟؟
    رد دد ۲ ساختار چند لایه اما آهسته ای برای روایت داستانش داره ولی اگه بگم برترین روایت نسل رو یدک میکشه دروغ نگفتم!
    بازی آهسته شروع میشه و صبر و تحمل گیمر رو میطلبه ( یه چیزی مثل عناوین میازاکی نمیتونی همش بکش برو جلو بازی کنی)
    اما اگه بهش فرصت بدین من خودم تضمین میکنم از حرف هایی که زدین شدیدا پشیمون میشین
    از چپتر ۳ تا ۶ و Epilogue بازی جوری به بازی وابسته میشین که قطعا اگه حواستون نباشه از کار و زندگی میفتین و مدام به شخصیت پردازی استثنایی و برتر نسل ی که راکستار خلق کرده میرسین
    نصیحت من به همه دوستانی که هنو بازی رو به اتمام نرسوندن (( یه بار دیگه یه بار دیگه new game رو بزنید ولی بدون ذهنیت قبلی سراغ بازی برید بهش فرصت بدین تا خودتون جای آرتور مورگان قرار بگیرین اونوقت میفهمین چه شاهکاری رو داشتین از دست میدادین( دومین بازی برتر نسل برای من بعد آنچ ۴ که البته خودمم قبول دارم رو ناتی داگ تعصب دارم Grin)))

    22Thumb up 3Thumb down
    • Old_Gamers گفت:

      ببخشید . کامنت گذاشتن غیر فعال شده بود مجبور شدم نظرم رو اینجا بنویسم . جناب اقای اقا بابایی خسته نباشید و ممنون بابت معرفی بازیها . اما یک سوال . رد دد ۲ رو شما حتی نتونستید ۲ ساعت تحمل کنید و سلیقه شما با بازی جور در نیامده کاملا هم حق دارید که از بازی خاصی خوشتان نیاید و به سلیقه شما نخورد و هیچ اشکالی هم نداره اما چرا تو لیست شما که بر مبنای سلیقه تان هستش به بازی رتبه سوم دادید ؟؟ بر اساس چه منطقی ؟

      2Thumb up 0Thumb down
      • سلام مجدد خدمت شما. خیلی ممنون از نظرتون. در مورد سوالتون در مقاله هم عرض کردم که این لیست شخصی من نیست و لیست شخصی من یعنی کلا از زمین تا اسمون با این لیست متفاوته. این لیست بر اساس منطق و نظرات جهانی و کیفیت کلی بازی ها در دنیا نوشته شده نه نظر شخصی من. اینقدر براتون احترام قائل هستم که وقتی براتون یه مقاله ۲۲۰۰۰ کلمه ای می نویسم که قراره وقت بذارید و بخونید، نظر شخصی و سلیقه م رو بهتون تحمیل نکنم بلکه براتون حرف منطقی و مهم تر از اون عادلانه بنویسم چون برای وقتتون ارزش قائلم. مهم نیست من دو ساعت هم به خاطر سلیقه م رد دد ۲ درو تحمل نکردم. مهم اینه که سلیقه من هیچ تاثیری در این که رد دد ۲ از برترین های تاریخه نداره و حرف حق هم باید گفته بشه و همیشه سعی میکنم حرف حق رو بگم. چون این مقاله رو چندین هزار نفر می خونن و وقت شما برای من عزیزتر از اینه که براتون کلا یه لیست شخصی بنویسم که خیلی هاش سلیقه اس. من بیشتر از این حرفا برای گیمفایی ها ارزش قائلم. هرگز به هیچ قیمتی چه سلیقه، چه نظر عمومی و چه هر دلیل دیگه ای، باعث نمیشه که حرفی که به نظرم راست و درست و حرف حق و انصافه رو به شما نگم.
        https://t.me/Gametal

        3Thumb up 2Thumb down
        • Old_Gamers گفت:

          خیلی ممنون از شما . اما لیستی که بر مبنای سلیقه شخصی شما باشه برای ما مهمتر و جالب تر هستش تا این لیست . اگه بخواهیم این لیست رو به گفته شما بر مینای نظرات جهانی اولویت بدیم تنها استناد ما نمره متای بازیها میتونه باشه چون نظر تک تک یوزر اسکور ها رو که نمیشه خوند در مورد اینهمه بازی و بعد ازش نتیجه گرفت . یا باید نمره متا باشه و یا نمرات یوزر اسکور . پس لیست باید قاعدتا بر اساس نمره متا چیده بشه که اینطوری نیستش . باز شما واردتر هستید شاید من اشتباه میکنم .

          0Thumb up 0Thumb down
    • سلام و درود خدمت شما. یک دنیا سپاس که لطف کردید مطالعه فرمودید.
      از توضیحات کامل و جامعی که دادید در مورد رد دد ۲ واقعا ممنونم. شاید به خاطر همین حرف های شما یه روز دوباره برم سراغش.
      شما فکر کنم حرف من رو اشتباه برداشت کردید و یا من بد گفتم. بنده نگفتم بازی رو با ۲-۳ ساعت در مورد بازی کردن یا نکردنش تصمیم نگیرید، بلکه برای منتقدین همیشه میگم که بازی رو با ۲–۳ ساعت نقد نکنید چون بقیه می خون و مسئولید. هرگز نخواهید دید که من گفته باشم با ۲-۳ ساعت در مورد بازی به طور شخصی تصمیم نگیرید چون این به خودتون بر می گرده. ولی نقد کردن فرق میکنه چون برای بقیه می نویسید و نباید با ۲-۳ ساعت قضاوتش کنید. مطمئن باشید که به طور شخصی بعد از ۲-۳ ساعت شما در دل خودتون کاملا فهمدید که این بازی شما هست یا خیر.
      باز هم تشکر از نظر و توضیحات خوبتون.
      https://t.me/Gametal

      1Thumb up 0Thumb down
  • The.13eauty گفت:

    ای جان NeiR . عشق من . بهترین بازی زندگیم Smile خیلی حس عجیبی بهم میده یادش میوفتم

    3Thumb up 6Thumb down
  • جی تی ای و تومب ریدر و اساسین عالی.

    8Thumb up 2Thumb down
  • maximus1370 گفت:

    ممنون از داش سعید گل بابت این مقاله.به شخصه از nier و witcher از همه بیشتر خوشم اومد.نیر به قول شما تم غم زده و خط داستانی بسیار زیبا و گیرایی داشت که تا چند مدت بعد از تموم شدن بازی ذهن رو درگیر میکنه.توالی داستانی و ارتباط سه کارکتر با همدیگه فوق العاده عالی بود. بازی ها برای تمام سلایق هستن و همشون قابل احترامن. برای هر بازی هرچند که نمرات کمی گرفته باشه زحمات زیادی کشیده میشه . Peace

    4Thumb up 4Thumb down
    • سلام و درود خدمت شما. خیلی ازتون متشکرم. لطف کردید که وقت گذاشتید و مطالعه فرمودید. باعث افتخار من هست که رضایت داشتید. من هم مثل شما واقعا عاشق و شیفته نایر هستم و دقیقا در موردش درست فرمودید.
      چه حرف قشنگی زدید. درود بر شما واقعا. “برای هر بازی هرچند که نمرات کمی گرفته باشه زحمات زیادی کشیده میشه”. دیگه خیلی ها یادشون رفته این رو و سازنده ها رو نابود می کنن با بی مهری. کم هستن کسانی که این رو هنوز در نظر بگیرن. همین یک جمله ای که از شما شنیدم برای قضاوت من در مورد کل نگاه شما به صنعت بازی کافیه و کاملا قبول دارم دیدگاهتون رو و مثل شما فکر میکنم. جدیدا سازنده ها و بازی ها رو بدجوری با بی مهری له می کنیم. گیمر واقعی عاشق گیم و دنیای گیم و سازنده های گیمه. منتقد واقعی هم اول گیمر واقعیه و عاشق بازی ها. نه کسی که قلم بذاره کنارش بگه بسم الله به قصد ایراد گرفتن و گیر دادن به بازی.
      خیلی از خوندن نظرتون خوشحال شدم به خاطر جمله اخرتون مخصوصا. ممنونم از شما
      https://t.me/Gametal

      1Thumb up 0Thumb down
  • zinedine zidane گفت:

    با تشکر به خاطر موضوعی که انتخاب کردید ولی دنیای گیم هست و سلیقه های متفاوت مثلامن با بازی dark souls اصلا نتونستم ارتباط برقرار کنم یا با ۲ ساعت بازی ویچر سه خسته شدم و بازی رو پاک کردم شاید به خیلی ها بر بخوره که آقا بازی ویچر ۳که بهترین بازیه تاریخه ولی من باهاش نتونستم ارتباط برقرار کنم ۳ بازی برتر من ۱- رددد ۲- فارکرای ۵ ۳- اساسین اودیسی هستن برای بازی مثل اساسین اودیسی ۱۷۵ ساعت وقت گذاشتم و دنیاش رو زیر و رو کردم تا بازی رو ۱۰۰ کنم سری فارکرای هم که یکی از ناب ترین بازی های عمرمه و اونو تو هر سه منطقه بازی۱۰۰ کردم همین الانم در حال تجربه شاهکار رد دد ۲ هستم و تا الان که حدود ۱۰۰ ساعت از بازی رو پشت سر گذاشتم حدود ۵۶ درصد بازی طی شده ( تقریبا اکثر چلنج های بازی که بسیار هم وقت گیر و طاقت فرسا بود رو تموم کردم) بازی رد دد ۲ در یک کلام ابر شاهکاره حتی برای من که پی اس ۴ پایه دارم و تلویزیون فول اچ دی هنوز بعد از ۱۰۰ ساعت گشت و گذار در بازی محو گرافیک بی نظیرش هستم و برام تکراری نشده ولی در کل برام حالب بود که بسیاری از بازی هایی که نویسنده مقاله ازش به نیکی یاد کرده بود و ستایش میکرد من اصلا و ابدا نمیپسندم.

    10Thumb up 4Thumb down
    • سلام و درود خدمت شما. خیلی از نظرتون ممنونم. خوشحالم از موضوعش رضایت داشتید. کاملا طبیعی و صحیحه که فرمودید نظرات و سلایق متفاوت هست و اصلا نمیشه که غیر از این باشه و همه یک جور فکر کنند. دقیقا مثالش میشه نگاه شما به رد دد ۲ و دارک سولز که دقیقا نقطه مقابل سلیقه من هست.
      باز هم تشکر از نظرتون.
      https://t.me/Gametal

      2Thumb up 0Thumb down
  • dani1372d گفت:

    واقعا عالی من تقریبا همشو بازی کردم و واقعا همشون هم عالین مخصوصا دویل می کرای. و رزیدنت اویل۲ رد دد۲ و…هیچ سرگرمی و لذتی بالا تره گیم برا من نیست و خیلی خوبه ک سایتای عالی مث گیمفا و زومچی هستن

    4Thumb up 1Thumb down
  • zotc گفت:

    با عرض سلام و خسته نباشید خدمت سعید جان Heart
    باید بگم در مورد red dead 2 کاملا باهات موافقم بعد از هزینه ۴۴ دلاری و شب نخوابیدن برای دانلود ۱۰۰ گیگ دیتا هرکاری میکردم نمیتونستم با بازی ارتباط برقرار کنم با خودم گفتم ایمان این چه خریدی بود که کردی ولی با گذشت زمان و بعد از صبوری فراوان و نداشتن امید برای لذت بردن از بازی حدودا بین بازه ۲۵ تا ۳۰ درصدی داستان اصلی تونستم ارتباط بیشتری با بازی برقرار کنم کنم و اون کشش اصلی بعد از گذشت درصد ۲۵ به بعد به صورت قابل توجهی بیشتر میشه ولی در کل فکر نمیکنم بازی باشه که بعد از اتمام کاملش دوباره به سراغش برم با تشکر از Rose سعیدِ گل Rose .راستی سعید جان یه راهنمایی ازت میخوام.میخواستم بازیBatman Arkham Night رو بگیرم به صورت دیجیتالی ولی با توجه به اینکه هیچکدوم از بازی های سری رو انجام ندادم به نظرت میتونم باهاش ارتباط برقرار کنم و لذت ببرم یا نمیتونم؟ مرسی سعید جان Heart

    1Thumb up 13Thumb down
    • درود بر ایمان عزیز و گل. سلامت باشید ایمان جان. مثل همیشه ممنون از لف و محبتی که داری به بنده. همچنین ممنون از نظر و توضیحات زیبایی که نوشتی. کاملا کلمه به کلمه ای که نوشتی رو درک میکنم و با توجه به نظر و توضیحات شما و یکی از دوستان شاید واقعا دوباره برم سراغ رد دد ۲. واقعا ممنون به خاطر توضیحات عالیت ایمان عزیز.
      در مورد بتمن بگم که ایمان جان هیچ مشکلی نداره که قبلی های بتمن رو بازی نکردی. اگر به طور کلی به عناوین ابر قهرمانی و جهان ازاد علاقه داری و این سبک بازی ها که در دنیا بچرخی و ماموریت انجام بدی و پارل حل کنی و کالکتیبل جمع کنی و چالش های دارای مدال رو انجام بدی، قطعا این بازی شروع بی نطیریه. در کل نظرم اینه که بتمن ارکام نایت بازیه که حیفه بازیش نکرده باشی. مخصوصا با این تخفیفای خفنی که میخوره جدیدا. امیدوارم که یه جواب تقریبا مفیدی داده باشم ایمان عزیز و گل.
      https://t.me/Gametal

      0Thumb up 0Thumb down
  • 2003 Hamid Reza گفت:

    اول از همه یه تشکر حسابی از اقای اقابابایی کنم بخاطر این سه مقاله طولانی که کلی براش زحمت کشیده واقعا عالی و هیحان انگیز بودن دستتون درد نکنه
    این نسل واقعا یه نسل طلایی بود خیلی خوب بود پر از بازی های بزرگ و درجه یک پر از بازی های بزرگی که حتی aaa هم نبودن
    از تمامی عناوین و رتبه ها کاملا رضایت دارم
    همون طور که از اولین قسمت این مقاله زیبا گفتم بی شک رتبه ۱ شاهکار تاریخی ویچر ۳ هستش
    ولی به نظرم بهتر میبود red dead 2 جاش با gta عوض میشد کلا خیلی ها همین نظرو دارن
    و خیلی خوب میشد یکی از بازی ها هم یکی از نسخه های call of duty میبود و اونم نسخه call of duty modern warfare جدیده که سری رو به اوج برگردوند و خیلی عالی شد اما درک میکنم چون چند روز از عرضه بیشتر نگزشته نشد قرار بدید ولی لطفا در یه بروزرسانی اضافش کنید با تشکر

    1Thumb up 1Thumb down
    • درود بر شما حمیدرضا جان. خیلی از محبت شما ممنونم. به خاطر همین نظرات شما خستگی ۳ مقاله که حدودا ۶۵ هزار کلمه بودن واقعا رفع میشه وقتی که این محبتتون رو می بینم. لطف دارد حمیدرضا جان مثل همیشه.
      از نظر زیبایی که نوشتید هم ممنونم واقعا. در مورد کال او چون در قسیمت های قبلی یک نسخه اش رو گذاشته بودم دیگه نمی شد دوباره بذارم کال او. ولی خب اگر مدرن وارفیر در زمان قسمت های قبلی منتشر شده بود جای نسخه ورلد وار ۲ این مدرن وارفیر جدید رو قرار میدادم. باز هم ممنون حمیدرضا جان.
      https://t.me/Gametal

      0Thumb up 1Thumb down
  • بازم یه مقاله فوق العاده دیگه از بزرگ مرد گیمفا خسته نباشی سعید خان
    بازیام که یکی از یکی خفنتر و بهتر خیلیاشون جورین که قشنگ میتونن یه حس غرور عجیبی بابت گیمر بودن به آدم بدن(این نسل فقط کن لوین کم داشت Big Frown )
    جسارتا فقط یه موضوعی درباره مقاله اذیتم کرد اونم این بود که تو قسمت RDR2 بیشتر حس کوبوندن بازیرو داشت و بنظرم رو نقاط قوت بازی خیلی بیشتر از اینا میشد مانور داد(البته این صرفا نظر منه)
    در نهایتم بگم که تاپ ۱۰من این شکلیه:
    ۱- Resident Evil 2
    ۲-GTA V
    ۳- Resident Evil 7
    ۴- RDR 2
    ۵- Witcher 3
    ۶- Farcry 5
    ۷- Forza Horizon 4
    ۸-Dishonored 2
    ۹- DMC 5
    ۱۰- Dying Light

    5Thumb up 4Thumb down
    • سلام و عرض ادب و احترام خدمت شما. بزرگی و بزرگوار از خودتون هست که اینطور می فرمایید. شرمنده می کنید من رو. این نشانه شخصیت خودتونه. خیلی از این که لطف کردید مقاله رو مطالعه فرمودید و نظر زیباتون رو نوشتید و با من در میون گذاشتید متشکرم ازتون. باعث افتخاره که رضایت داشتید از مقاله.
      در مورد رد دد ۲ هم بگم هرگز و هرگز به خودم اجازه کوبوندن همچین بازی رو نمیدم چون کسی که این رو بکوبونه از رد دد ۲ که چیزی کم نمیشه بلکه خود شخص منطقش زیر سوال میره. عذر میخوام اگر باعث شدم اینطور فکر کنید. ولی واقعا متن رو بخونید می بینید که اینطور نیست و دقیقا نقطه مقابل اینه که فرمودید. وقتی کسانی که عاشق وشیفته رد دد ۲ هستن ازش تعریف میکنن که خب طبیعیه و باید هم تعریف کنن. ولی وقتی منی که اصلا باهاش ارتباط برقرار نکردم و علاقه ای بهش ندارم اون رو میذارم در ۳ رتبه برتر لیست و می نویسم “اول هم باشه درسته” و در متن میگم که “اگر مقاله برترین های تاریخ رو بنویسم هم باز رد دد۲ در رتبه های برتره” این خیلی ارزشمندتره و بزرگی بازی رو بیشتر نشون میده. فکر میکنم کاملا اشتباه برداشت کردید. کسی که بخواد یک بازی رو بکوبونه نمیذاره توی ۳ رتبه برتر و بگه رتبه ۱ هم شایسته شه و جزو برترین بازی های کل تاریخه.
      باز هم تشکر از نظر زیبا و لطف و بزرگواری شما.
      https://t.me/Gametal

      2Thumb up 0Thumb down
  • Erfanking گفت:

    واقعا خسته نباشید سعید جان
    خوندن این مقاله هم سخته چه برسه نوشتنش!
    بازی ها تا جایی که سیستم توان اجرا داشته بازی کردم.و فقط افسوس ویچر رو میخورم که تا به حال موفق به تجربش نشدم.یکی از دلایل هم اینه که انگلیسی من در حدی خوب نیست و فکر کنم نتونم از بازی اون لذت رو ببرم.بازی هایی که انتخاب دیالوگ نقش مهمی در پیشبرد بازی داره ،حیفم میاد که دیالوگ رو شانسی انتخاب کنم و بر اساس اون علاقه خودم نتونم انتخاب کنم.البته سیستم هم شاید نتونم اجرا کنه و امتحان نکردم ولی بهترین تجربم دارک سولز ۳ بوده.
    خسته نباشید سعید جان

    4Thumb up 0Thumb down
  • tristan گفت:

    باتشکر از آقای آقابابایی.
    به جرات میتونم بگم بهترین انتخابارو داشتین هم از نظر عنوان هم از نظر رتبه بندی.
    لیست کاملا بدون کوچکترین نظر شخصی بوده.
    ممنونم ازتون.

    2Thumb up 7Thumb down
    • سلام و عرض ادب خدمت شما. یک دنیا ممنون از این که وقت عزیزتون رو گذاشتید و مطالعه فرمودید مقاله رو. باعث افتخار منه که انتخاب ها از نظرتون خوب بوده و خیلی خوشحالم که متوجه شدید که واقعا سعی کردم رتبه بندی بر اساس عدل و انصاف باشه و نه نظر شخصی خودم، چون لیست شخصی من زمین تا اسمون با این فرق داره. ممنون از حمایت و محبتتون.
      https://t.me/Gametal

      1Thumb up 0Thumb down
  • WHITE.WOLF گفت:

    با تک تک لحظه های ویچر حال کردم یاد اون روزای خوش بخیر Yes

    8Thumb up 1Thumb down
  • amin.electric گفت:

    هل بلید به یه باسی خوردم لامصب ۲۰ دقیقه هیت بش میزدم نمیمرد و ویچر هم خوب بود ولی دی ال سی هاش سنگ تموم گذاشتن Yes رایس اف تامب هم مضخرف به تمام معنا بود حالمو بهم زد اساسین بعد یه مدت برام تکراری شد بقیش بماند/ ارزو میکنم همه ویچر رو تجربه کنن (گیم پلی ویچر شاید اواخر بازی ناامیدتون کنه ولی داستانش خیلی خوبه)

    2Thumb up 4Thumb down
  • sasuro گفت:

    به شخصه ویچر ۳ و اوور واچ بهترین تجربه های این نسل بودن تا به اینجا برای من . به ویژه شاهکار Dragon age inquisition

    5Thumb up 3Thumb down
  • Pedram Zarei گفت:

    آقا دیابلو ۳ واسه سوییچ هم هست لطفا اصلاح کنید

    1Thumb up 1Thumb down
  • AXEL STONE گفت:

    سلام و درود فراوان بر استاد اقای اقابابایی بزرگ Rose Heart بسیار ممنون از این مقاله ی بسیار خوبتون که مثل همیشه عالی و بینظر بود. سرفراز و سر بلند باشید Rose Heart Smile

    6Thumb up 0Thumb down
  • AMIIRALI90TITAN گفت:

    واقعا عالی و منصفانه بود.
    ببخشید بابت اسپم
    آقای آقابابایی یه سوال ازتون داشتم میخواستم بدونم شما نسخه ی اول و دوم ویچرو بازی کردید یا نه؟ممنون میشم اگه جواب بدید.بازم میگم مثل همیشه بی نظیر بود.

    1Thumb up 0Thumb down
  • ALFAR3D گفت:

    هل بلید و رایز تامب رایدر این دوتا بازی رو از این لیست بازی کردم.هل بلید که تنها هک ان اسلش نسل هشتیه بازی کردم و واقعا خوب بود تم مریض و دارک و روانشناختی داشت و بر اساس افسانه نورث بود که دقیقا تمش با افسانه نورث کاملا همخوانی داشت چیزی که میخواستم که تم دارک و اتمسفریک از افسانه های نورس بود.تامب رایدر که خب این نسخه پیشرفت زیادی کرد نسبت به نسخه قبلی از همه جهت ولی گان پلیش هنوز میلنگید انتظار بیشتری داشتم ولی بازی و با دی ال سیاش واقعا کامل بود عیب خاصی هم ندیدم و از دید من خوش ساخت بود.جدا از اینا از نویسنده انتظار داشتم یه بازی ریسینگ تو این لیست باشه مخصوصا هورایزن ۴ حداقل وجودش لازمه کم لطفی نکنین به بازی کلا استاندارد های سبک ریسینگ رو از نو تعریف کرده حداقل برای من اینجوره مخصوصا با فرهنگ سازی که کرده….

    1Thumb up 1Thumb down