ماجرای میمونی که میخواست پادشاهی کند| نقد و بررسی بازی Monkey King Hero is back

PS4 ، مقالات ، نقد و بررسی ۲۷ مهر ۱۳۹۸ - ۰۹:۰۰

راستش را بگویم تا قبل از همین هفته اصلا هیچ ایده‌ای نداشتم که Monkey King: Hero Is Back اصلا چه می‌تواند باشد; بازی است یا فیلم یا یک کتاب مصور؟ هیچ چیز نمی‌دانستم تا با کمی جست و جو متوجه شدم تقریبا بیشتر حدسیاتم درست بوده است. Monkey King نام یک فیلم است که در سال ۲۰۱۵ اکران شده و با واکنشی متوسط در گیشه و منتقدین مواجه شده است. فیلمی که نه عالی و نه ضعیف است و صرفا برای یک سرگرمی مناسب بوده است. حال Oasis Game با همکاری سازنده ای چون Hexadrive، با سابقه کاری بسیار خوب، تصمیم به انتشار بازی اثر سینمایی Monkey King: Hero Is Back گرفته است. بر خلاف ناشر، سازنده ای اسم و رسم‌دار پشت بازی دیده می‌شود که تقریبا می‌تواند بار ناشناس بودن سازنده را به دوش بکشد.

اگر از گیمرهای کنسول‌های دستی باشید به خوبی سازنده بازی را می‌شناسید. Hexadrive که از تعدادی اعضای سابق کپکام تشکیل شده آثار درخشانی چون Rez HD و ۳rd Birthday را در کارنامه خود دارند. نکته شگفت‌انگیز همکاری در ساخت Metal Gear Solid 3: Snake Eater و Final Fantasy XV با کونامی و Square Enix است که کارنامه این سازنده و ناشر را بسیار درخشان می‌کند. این در حالی است که هنوز اسمی از عنوان تحسین شده Okami HD هم نبرده‌ایم و با این حساب، می‌توان گفت Hexadrive تقریبا بازی ضعیف یا کاملا شکست‌خورده‌ای در کارنامه‌اش ندارد. آیا Monkey King: Hero Is Back هم به چنین سرنوشتی می‌رسد یا خلافش را ثابت می‌کند؟

با گیمفا در بررسی بازی Monkey King Hero Is Back همراه باشید.

با این حساب، می‌توان گفت Hexadrive تقریبا بازی ضعیف یا کاملا شکست‌خورده‌ای در کارنامه‌اش ندارد. آیا Monkey King: Hero Is Back هم به چنین سرنوشتی می‌رسد یا خلافش را ثابت می‌کند؟ با گیمفا در بررسی بازی Monkey King Hero Is Back همراه باشید.

داستان بازی به جز فیلم، تا حدی به رمان بازی هم پایبند است و سعی می‌کند در جهت آن حرکت کند. هر چند گاهی اوقات بسیار شلخته می‌شود و دقیقا نمی‌دانیم آخر مرجع بازی دقیقا فیلم بوده یا کتاب(!) اما تلاش سازندگان برای پیاده‌سازی فیلم و کتاب در قالب بازی داستان نسبتا خوبی را خلق کرده است. داستان از این قرار است که Sun Wukong بهشتیان را به چالش فرا می‌خواند و در نتیجه آن مورد غضب فرشتگان و خدا قرار می‌گیرد و در یک کوه به دستور شخص Buddha زندانی می‌شود. ۵۰ سال بعد، بر حسب اتفاق، بچه‌ای به نام Liuer، او را آزاد می‌کند. Liuer در حال فرار از Trollها بوده و سعی دارد از کودکی که سارقان زیادی به خود می‌بیند محافظت کند. شیطانی به نام Hundun سعی دارد بجه‌ها را بدزدد و روحشان را بگیرد تا به زندگی ابدی برسد. Sun Wukong تنها کسی است که می‌تواند در برابر این شیطان بایستد.

در مورد داستان بازی باید حتما به یک نکته اشاره کنم. خوشبختانه بر خلاف فیلم، در بازی شاهد لحن جدی‌تری هستیم و پروتاگونیست آن هم ابهت نسبتا خوبی دارد و کمتر سعی بر ایجاد موقعیت‌های خنده‌دار احمقانه می‌کند. این در حالی است که لحن فیلم کاملا کودکانه بود و آن را از جدیت لازم فرسنگ‌ها دور می‌کرد. همچنین، بازی مقدمه چینی‌های ابتدایی را بسیار مفید و خلاصه بیان می‌کند و شما سریعا وارد جریان اصلی می‌شوید. البته این موضوع بی‌اشکال هم نیست و به عنوان مثال، Hundun، در قالب آنتاگونیست بازی تا اواخر بازی فقط در یک سکانس کوتاه نشان داده می‌شود و چندان هم درست و حسابی به گیمر معرفی نمی‌شود. معتقدم اگر بازی برخلاف ادعای سازندگان که آن را مستقل از فیلم می‌دانند، یک مکمل خوانده می‌شد بسیار بهتر بود.

داستان بازی به جز فیلم، تا حدی به رمان بازی هم پایبند است و سعی می‌کند در جهت آن حرکت کند. هر چند گاهی اوقات بسیار شلخته می‌شود و دقیقا نمی‌دانیم آخر مرجع بازی دقیقا فیلم بوده یا کتاب(!) اما تلاش سازندگان برای پیاده‌سازی فیلم و کتاب در قالب بازی داستان نسبتا خوبی را خلق کرده است. داستان از این قرار است که Sun Wukong بهشتیان را به چالش فرا می‌خواند و در نتیجه آن مورد غضب فرشتگان و خدا قرار می‌گیرد و در یک کوه به دستور شخص Buddha زندانی می‌شود

در یک اتفاق نادر، دوبله انگلیسی یک اثر شرقی بسیار خوب انجام شده و شاهد هیچ کمبود یا کم‌کاری نیستیم. این موضوع تا حدی است که به شخصه کاملا با شخصیت‌ها برحسب صدایشان ارتباط می‌گرفتم و صدای هر کاراکتر به زیبایی هرچه تمام‌تر روی او نشسته بود و همه‌چیز درست به نظر می‌رسید. با وجود آنکه این موضوع در مورد موسیقی بازی به این شدت صدق نمی‌کند و صدای فریادهای مداوم شخصیت‌ها در هنگام نزدیک شدن دشمن کمی روی اعصاب است، اما در کل در بحث صداگذاری و موسیقی، بازی امتحانش را به خوبی پشت سر می‌گذارد.

گیم‌پلی بازی یک Beat’em up به معنای واقعی است و شما را بسیار به یاد بازی‌های خوب این سبک در نسل‌های قبلی می‌اندازد. شما در مرحله‌های متفاوت باید یکسری دشمن قوی و ضعیف را از سر راه بردارید و در درگیری‌های تن به تن به پایان مرحله برسید. در این بین با وجود نواوری‌هایی که در بازی دیده می‌شود، اما معضل تکرار به خوبی خودش را نشان می‌دهد و از یک جایی به بعد بسیار کلافه‌تان می‌کند. شما در بازی چند دکمه برای حمله ضعیف و چند دکمه برای حمله قدرتمند دارید، موضوع این است که باید به خوبی آن‌ها را ترکیب کنید تا نهایتا پیروز مراحل باشید. اگر بتوانید یک یا دو حمله قوی را بعد از اجرای یک فن با فنون حملات ضعیف به حریف وارد کنید، Comboها فعال خواهند شد و لذت اصلی را در اینجا خواهید دید که با ترکیب دکمه‌ها حملات مرگباری به دشمن وارد می‌شود.

گیم‌پلی بازی یک Beat’em up به معنای واقعی است و شما را بسیار به یاد بازی‌های خوب این سبک در نسل‌های قبلی می‌اندازد. شما در مرحله‌های متفاوت باید یکسری دشمن قوی و ضعیف را از سر راه بردارید و در درگیری‌های تن به تن به پایان مرحله برسید. در این بین با وجود نواوری‌هایی که در بازی دیده می‌شود، اما معضل تکرار به خوبی خودش را نشان می‌دهد و از یک جایی به بعد بسیار کلافه‌تان می‌کند

سیستم Counter Attack بازی بسیار جالب طراحی شده است. شما اگر بتوانید با یک حمله ضعیف در هنگام ضربه زدن دشمن از خود دفاع کنید و به او ضربه‌ای وارد کنید، یک صحنه یک در برابر یک در بازی اتفاق می‌افتد که باید در آن یک Event دکمه‌زنی سریع یا QTE را انجام دهید و در صورت موفقیت دشمن شکست خواهد خورد. شما در طول بازی جادوها و مهارت‌های زیادی کسب می‌کنید که تا اواخر بازی تنوع آن را حفظ می‌کنند و کمتر برای شما تکراری بودن بازی نمایان می‌شود. یک جادوی خاص در بازی یک صندلی برای شما می‌‌آورد که سلاح و سپر شما را دوبرابر می‌کند، جادویی دیگر سوزن‌هایی به سمت دشمنان پرتاب خواهد کرد و دیگر جادوها که به شما در چیدن استراتژی حملات کمک می‌کند.

متاسفانه تنوع دشمنان در بازی چندان خوب نیست و این یکی از دلایل اصلی تکراری شدن بازی است. شاید از نظر ظاهر، دشمنان زیادی را در بازی ببینیم و تنوعشان هم خوب باشد، اما نوع حملات و استراتژی لازم برای از بین بردنشان و حتی قدرتشان، نهایتا به سه دسته تقسیم می‌شوند و این واقعا برای یک بازی Beat’em up نقطه ضعف بزرگی است. این موضوع روی اعصابتان مخصوصا در اواخر بازی پیاده‌روی می‌کند و واقعا در ساعات پایانی می‌ خواهید ار شدت تکراری بودن حرکات پروتاگونیست و دشمنانش فریاد بزنید و Dualshock یا کیبوردتان را به سه قسمت مساوی تقسیم کنید!

متاسفانه تنوع دشمنان در بازی چندان خوب نیست و این یکی از دلایل اصلی تکراری شدن بازی است. شاید از نظر ظاهر، دشمنان زیادی را در بازی ببینیم و تنوعشان هم خوب باشد، اما نوع حملات و استراتژی لازم برای از بین بردنشان و حتی قدرتشان، نهایتا به سه دسته تقسیم می‌شوند و این واقعا برای یک بازی Beat’em up نقطه ضعف بزرگی است. این موضوع روی اعصابتان مخصوصا در اواخر بازی پیاده‌روی می‌کند و واقعا در ساعات پایانی می‌خواهید ار شدت تکراری بودن حرکات پروتاگونیست و دشمنانش فریاد بزنید و Dualshock یا کیبوردتان را به سه قسمت مساوی تقسیم کنید!

خوشبختانه کیفیت بصری بازی کاملا راضی کننده است و به جز مقداری افت فریم در صحنه های پرافکت و بسیار شلوغ، بقیه نکات گرافیکی مثبت بود. کیفیت تکسچرها و نورپردازی و کیفیت سایه‌ها در سطح مطلوبی قرار دارند و حتی Anti Aliasing در بازی به خوبی هر چه تمام‌تر در بازی پیاده شده است و شاهد یک گرافیک یک‌پارچه و با کیفیت در محیط‌های مختلف هستیم. همچنین کیفیت طراحی کاراکترها بسیار خوب است و شاهد بافت بی‌کیفیتی در طراحی آن‌ها نیستیم.

خوشبختانه کیفیت بصری بازی کاملا راضی کننده است و به جز مقداری افت فریم در صحنه های پرافکت و بسیار شلوغ، بقیه نکات گرافیکی مثبت بود. کیفیت تکسچرها و نورپردازی و کیفیت سایه‌ها در سطح مطلوبی قرار دارند و حتی Anti Aliasing در بازی به خوبی هر چه تمام‌تر در بازی پیاده شده است و شاهد یک گرافیک یک‌پارچه و با کیفیت در محیط‌های مختلف هستیم. همچنین کیفیت طراحی کاراکترها بسیار خوب است و شاهد بافت بی‌کیفیتی در طراحی آن‌ها نیستیم.

اگر دلتان برای یک بازی Old School و Beat’em up تنگ شده و می‌خواهید یک گیم‌پلی نسبتا خوب را در این سبک تجربه کنید، با این دانسته که بازی نهایتا بسیار تکراری خواهد شد آن را تهیه کنید. اما اگر دنبال بازی در این سبک هستید که کم‌ایراد باشد یا یک تجربه بسیار متنوع برای شما ارمغان بیاورد، متاسفم. Monkey King: Hero Is Back به هیچ وجه لایق چنین القاب بزرگی نیست. به دنبال بازی دیگری باشید

12345678910(15 رای, میانگین آرا 9٫13 از 10 )
Loading...

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید