در جمع GOTY ها! | نگاهی به برترین بازی های سال از ۲۰۰۳ تا ۲۰۱۸ (بخش اول)

اخیرا لیست کاندیداهای بازی سال ۲۰۱۹ با همان جنجال ها و حرف و حدیث هی همیشگی اعلام شد و باز هم طبق معمول نتوانست همه را راضی کند و هر کسی یک چیزی می گوید. یکی از کوجیما بدش می آید می گوید چرا دث استرندینگ همش کاندید شده! یکی عاشق میازاکیه میگه فقط حق سکیرو هست (راست می گه!!)! یکی کشته مرده ی اویله میگه فقط رزیدنت ۲ و تازه باید به میکامی هم مدال بدن! خلاصه هر کسی نظری دارد و برای خودش هم دلایلی دارد. راستش را بخواهید هر سال همین بوده است. فقط برخی سال ها نظرات به هم نزدیک تر بوده مثل پارسال که همه توافق داشتند که بازی سال فقط از بین گاد او وار و رد دد ۲ باید انتخاب شود و برخی سال ها هم مثل امسال همه کاندیداهای بازی سال طرفداران خودشان را دارند و هر کدام ممکن است انتخاب شوند. به شخصه فکر می کنم جای دویل می کرای ۵ خیلی خالی است ولی خب در این لیست کاندیداها که بیرون آمده است فکر می کنم حق سکبرو بازی سال باشد زیرا راستش را بخواهید اصلا صنعت بازی یک جایزه بازی سال به میازاکی به خاطر خدماتش و خلق چندین فرنچایز شاهکار بدهکار است و تازه یک سال هم با نامردی تمام حق دارک سولز ۳ وی را خوردند. بعد هم به نظرم کنترل یک شاهکار بود هر کسی اصلا و عمرا آن را نمی فهمد و به هیچ عنوان بازی مناسب گیمرهای بی حوصله ظاهر بین نیست، ولی خوشحالم که داوران مراسم بازی سال لااقل ارزش بازی را درک کرده اند زیرا قبل از اعلام با خودم می گفتم کاش کسی ارزش کنترل را درک کرده باشد و کاندید شود و اکنون می بینم همین طور  شده است و برایم خوشحال کننده است. کنترل یک بازی بود که همه چیز یونیک و جدید بود. سخت است در این دوره تکرار بازی  AAA یونیک بسازی. همان یک مرحله هدفون و موسیقی متال بازی کنترل به خیلی از خفن ترین بازی های می ارزید منتها برای هر کسی که ارزشش را درک کند زیر ا از قدیم گفته اند “قدر زر زرگر شناسد قدر گوهر گوهری”. باز ی دث استرندینگ هم قطعا به حق در لیست ها قرار گرفته است و کاری ندارم که برخی ها دشمن کوجیما هستند و این بازی هم مناسب من نیست، زیرا خوب می دانم که هنوز خلاقیت در این صنعت ارزش دارد آن هم خلاقیت و دل و جرات برای یک بازی شدیدا پرهزینه AAA که تازه با آن بازیگران AAAA شده بود. کوجیما در دوره تکرار بازی های بزرگ، یک AAA خلق کرد که نه تنها کاملا یونیک و خاص است بلکه هیچ هیچ هیچ مشابهی که ذره ای شبیهش هم باشد ندارد! می دانید این چه ارزشی دارد؟ بگذریم. به هر حال به بهانه انتخاب و اعلان کاندیداهای بازی سال ۲۰۱۹ تصمیم گرفتیم سری به بازی های سال و کاندیدها از ابتدا تا امروز بزنیم و مروری بر آنها داشته باشیم.

شاید می پرسید خب حالا چرا از سال ۲۰۰۳؟ چرا رندش نکردی و از سال ۲۰۰۰ قرار ندادی؟ دوستان عزیز دلیلش این است که در واقع از سال ۲۰۰۳ بود که مراسم کلی بازی سال (یعنی جدا از انتخاب هایی که هر سایت و هر رسانه برای خودش می کند) آغاز به کار کرد و در سال ۲۰۰۳ نخستین مراسم Spike Video Game Award که به صورت VGX هم شناخته می شد برگزار کردید و تا سال ۲۰۱۳ هم ادامه یاقت. سپس همان طور که می دانید این مراسم به کار خود پایان داد و مراسم The Game Awards از سال ۲۰۱۴ با اجرای جف کیلی، جایگزین این مراسم شد و تا به امروز هم ادامه یافته است. به همین دلیل هم هست که لیست را از سال ۲۰۰۳ آغاز کردیم زیرا نمی خواستیم بازی سال به انتخاب سایت های مختلف که هر سایتی برای خودش یک چیزی گفته است را در لیستمان بنویسیم، بلکه تنها بازی های رسمی که Goty شده اند در مطلب ما جای دارند. در این مقاله از عناوین جدید یعنی بازی سال ۲۰۱۸ آغاز می کنیم و همین طور می رویم پایین تا به سال ۲۰۰۳ برسیم و در این مسیر کلی شاهکار را مرور می کنیم و برخی از بهترین خاطراتمان با این شاهکارها زنده خواهد شد. علاوه بر توجه به خود بازی های سال، مرور ۴ کاندیدای دیگری (گاهی هم ۳ کاندیدا و یک سال هم ۸ کاندیدا) که همراه آن بوده اند و برنده نشده اند نیز بسیار جذاب است و حتی گاهی بسیار عجیب و غریب است و بحث برانگیز. شاید خیلی ها ندانند که مثلا بازی اساسینز کرید ۳ کاندید بازی سال در زمان خودش بوده است و کنار شاهکارهایی مثل مس افکت ۳ قرار گرفته است و رقابت را به یک بازی داستان محور تل تیل یعنی واکینگ دد واگذار کرده اند! یا این که ۳ بازی شاهکار مس افکت، بیچاره ها هر ۳ کاندید بازی سال بوده اند ولی یک بار هم برنده نشده اند! مرور تمام این موارد می تواند بسیار جذاب باشد و امیدواریم که نظرات شما را نیز در مورد این بازی ها و این انتخاب ها بدانیم. پس اگر به این موضوع علاقمند هستید پیشنهاد می کنم تا در ادامه بخش اول مقاله نگاهی به برترین بازی های سال از ۲۰۰۳ تا ۲۰۱۸ که به بررسی ۸ بازی سال طی سال های ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۸ می پردازد، با من و گیمفا همراه باشید.

۱۶ – God of War

God of War

بازی سال ۲۰۱۸

سازنده: Sony Santa monica

ناشر: Sony interactive Entertainement

ژانر: Hack ‘n Slash و Action-Adventure

دیگر کاندیداهای بازی سال:  Assassin’s Creed Odyssey  ,Celeste ,Marvel’s Spider-Man ,Monster Hunter: World ,Red Dead Redemption 2

پلتفرم مقصد: Playstation 4

امتیاز متا: ۹۴/۱۰۰

God of War وجهه جدیدی از شخصیت کریتوس را برای ما نمایش داد و جدا از خشم و جنون و مرگ و رنج، ما شخصیت پدرانه کریتوس را به تماشا نشستیم که بسیار جذاب است. جذاب از این نظر که در طول بازی ما مدام کریتوس را با گذشته اش مقایسه می کنیم و با شخصیتی که از او می شناختیم، تک تک تصمیماتش را می سنجیم و دیدن تغییر شخصیتی وی به خاطر فرزندش و البته به خاطر با تجربه تر شدنش موضوعی است که بسیار بسیار جذاب و جدید بوده و برای ما جالب است که با زاویه ای دیگر از شخصیت مردی که می شناختیم روبرو می شویم. “کریتوسی که که از یک موجود فانی تبدیل به یک خدا شد و تک تک خدایان و حتی تایتان های عظیم الجثه و افسانه ای را سلاخی کرد. مردی که تا ابد کابوس کشتن زن و دخترش را با خود حمل می کند. مردی که برادر خود هرکول افسانه ای و مادر خود را می کشد. پدر خود یعنی خدای خدایان زئوس را سلاخی می کند، خدای جنگ را جنگاوری می آموزد، چشمهای پوسایدون را با انگشت کور می کند و سر هلیوس را با دست از جا می کند. مردی که کرونوس غول پیکر و عظیم را به زانو در می آورد و وی را نابود می کند. مردی که خیانت مادر زمین یعنی گایا را نیز تاب نمی آورد و دست او را قطع می کند و وی را از بلندای کوه های المپ به سقوط نابودی روانه می کند. مردی که به دل جهنم می رود و دنیای زیر زمین و جهنم را برای صاحب آن یعنی هیدیس که خودش خدای جهنم و دنیای زیرزمینی است و روح های مردگان را می گیرد، تبدیل به جهنم می کند و خدای مرگ را به کام مرگ می فرستد، حالا دیگر خیلی تغییر کرده است” و تک تک رفتارهایش را در بازی بر اساس این که چه تاثیری روی پسرش می گذارد انجام می دهد و خیلی بیشتر از خودش به فکر فرزندش است و حتی در بازی جدید چند باری می بینیم که گاها کریتوس خشم خود را در مقابل فرزندش کنترل می کند و بیش از آن که به فکر خود باشد به فکر پسرش است. بگذارید تا از معرفی این بازی شروع کنیم. God of War که به عنوان بازی سال ۲۰۱۸ در لیست ما قرار گرفته است، عنوانیست به سازندگی سانتامونیکا که کمپانی سونی وظیفه انتشار آن را برعهده گرفته بود. این بازی که در ژانر اکشن ماجرایی و هک اند اسلش قرار دارد، بر روی پلتفرم  پلی استیشن ۴ و به صورت انحصاری در اختیار بازیبازان سراسر دنیا قرار گرفت و توانست به واسطه داستان و روایت قدرتمند و نمایش وجهه دیگری از شخصیت کریتوس به همراه المان های گیم پلی بی نهایت جذاب، خیلی زود دل تمام بازیبازان و منتقدین را به دست آورده و نامش را به عنوان یکی از کاندیداهای واضح برترین بازی سال بر سر زبان ها بیاندازد. سری God of War نیاز به تغییرات اساسی نسبت به بازی های قبلی داشت زیرا دیگر همه چیز در ۶-۷ بازی گذشته سری تکراری و لوث شده بود و عنوان Ascension، در واقع آخرین بازی مجاز به استفاده از فرمول همیشگی سری God of War بود و قطعا دیگر بعد از آن نه منتقدین و نه بازیبازان یک تکرار دوباره از همان فرمول را آن هم در یک نسل جلوتر بر نمی تابیدند و همین نمره های فراتر از شاهکار و متای ۹۴ بازی جدید کاملا موید این نکته است.

جدا از فضا و داستان و سرزمین بازی، اصلی ترین چیزی که در بازی تغییر کرده است شخصیت خود کریتوس و جهان بینی اوست که بسیار پخته تر شده و بهبود یافته است و دلیل این هم چیزی نیست جز داشتن یک فرزند که پدرش را قهرمان خود می بیند و از هر کاری که او انجام می دهد درس می گیرد و همان را درست می داند. در واقع کریتوس خوب می داند که اکنون او یک کتاب آموزش زندگی برای فرزندش است و از قدیم گفته اند که شاید شرورترین و بدترین آدم های دنیا هم وقتی صاحب فرزند می شوند، در جلوی فرزندشان سعی می کنند بهترین باشند و در کنار فرزندشان خیلی از مسائل را رعایت می کنند که این موضوع کاملا در بازی جدید God of War در مورد کریتوس واضح است.

از نام بدون پیشوند و پسوند بازی جدید “God of War” گرفته تا سیل تغییرات عظیم و ساختاری و بنیادی اش، همه و همه به نوعی نشان از یک شروع مجدد و یک ریبوت برای این سری دارند و گویا قرار است تا در همین بستر و تم جدیدی که در این اولین عنوان خلق شد، شاهد ماجراجویی های دیگر و عناوین جدید تر و شاید خلق ۳ گانه ای بی تکرار دیگر باشیم. در واقع باید گفت عنوان جدید God of War بهترین شروع دوباره و استارتی جدید برای فرنچایز و افسانه ای است که نیاز به تغییراتی عظیم و انقلابی داشت و خوشبختانه کوری بارلوگ و تیم هنرمندش در سانتامونیکا به بهترین شکل این تغییرات بزرگ را در بازی اعمال کردند تا نه تنها تمامی صنعت بازی اعم از منتقدان و بازیبازان از این تغییرات راضی باشند و آن را تحسین کنند بلکه کاملا به ریشه های سری هم وفادار باشد و هنوز هم شاهد یک God of War باشیم که این در واقع نقطه عطف و بزرگترین مزیت این شاهکار بزرگ است. با وجود تمام تغییرات بنیادی مخصوصا در گیم پلی بازی و ساختار آن، هنوز هم وقتی در حال تجربه بازی هستید، کاملا حس و حال بازی کردن یک عنوان از سری God of War را دارید و روح این سری کاملا در بازی جریان داشته و ریشه های آن حفظ شده است تا هنوز روح و عظمت کریتوس و سری God of War کاملا در بازی مشهود بوده و در رگ های بازی جریان داشته باشد. بر خلاف عناوین قبلی این فرنچایز، بازی جدید  God of War ماهیتی “نیمه جهان آزاد” دارد و از حالت کاملا خطی عناوین قبلی فاصله گرفته است و خیلی بیشتر از قبل قابلیت گشت و گذار در محیط  و تعامل با شخصیت ها و انجام برخی فعالیت های جانبی در بازی را داریم که وجود این المان های “نسبتا نقش آفرینی” باعث جذاب تر شدن بازی شده اند و از آن مهم تر این که نقش بزرگی در بخشیدن عمق بیشتر به گیم پلی این نسخه ایفا می کنند. البته توجه داشته باشید که این عنوان هرگز مانند یک بازی اکشن نقش آفرینی و جهان آزاد نیست ولی به هر شکل مانند بازی های قبلی هم کاملا خطی و بدون هیچ قابلیت گشت و گذار و .. نیست و شما را در پیشبرد مسیر آزادتر می گذارد و با انجام بیشتر هر یک از کارهای مختلف در بازی، در آن زمینه و شاخه پیشرفت خواهید کرد. در واقع باید گفت مانند این است که تعدادی المان های نقش آفرینی به بازی افزوده شده و این موضوع حتی بر روی زمان گیم پلی بازی نیز تاثیر گذاشته است و شما می توانید این بازی را بسته به نوع بازی کردنتان و مقدار گشت و گذار در دنیای بازی و انجام برخی فعالیت ها، بین حدود ۱۹ ساعت تا چیزی حتی نزدیک به ۳۰ ساعت به پایان برسانید.

کسی که داغ کشتن دختر و همسرش او را دیوانه و مجنون کرد و تبدیل به یک ماشین سلاخی خدایان شد، حالا با داشتن فرزند پسری که کاملا خود را در وی می بیند، هرگز نمی خواهد که فرصت دوباره ای که به دست آورده را از دست بدهد و می خواهد که فرزندی خوب و درستکار را در کنار یک جنگجوی قدرتمند بودن، تربیت نماید. در واقع در این عنوان ما جنبه ای دیگر از شخصیت کریتوس را شاهد هستیم، جنبه ای که هرگز آن را ندیده بودیم و نمی دانستیم که کریتوس می تواند چنین فردی نیز باشد.

داستان و زمینه داستانی این نسخه نیز زمین تا اسمان تغییر کرده است و کلا به سرزمین و افسانه های دیگری کوچ کرده است تا حالا شاهد به آتش کشیدن سرزمین های شمالی و اسکاندیناوی و افسانه های نورث و دروازه های والهالا توسط کریتوس کبیر باشیم. بله درست است، God of War از یونان و اسطوره های یونان و خدایان آن، به سرزمین های اسکاندیناوی آمده است و کریتوس بعد از سلاخی یونان و خدایانش به سراغ اسکاندیناوی و اساطیرش آمده است و البته ماموریتی خاص تر در قالب تربیت فرزند نیز دارد. در عنوان جدید God of War بیشترین موضوعی که در مورد داستان بازی به چشم می خورد اضافه شدن بسیار زیاد بار احساسی به داستان است که تاکنون حتی ذره ای از این احساس را در عناوین قبلی سری مشاهده نکرده ایم و نگاه از این زاویه جدید با بار احساسی بیشتر در عنوان جدید خدای جنگ، موضوعی بسیار جذاب و قابل تحسین است که سازندگان به خوبی آن را در دل خشم و خشونت کریتوس حل کرده اند. مطمئن هستم که شما نیز مانند خیلی از طرفداران دیگر این سری محبوب، دیگر نمی خواستید شاهد داستانی مربوط به خدایان یونان و کوه المپ و تایتان ها باشید که تا به حال در ۶ بازی با آن ها دست و پنجه نرم کرده ایم و این موضوع کاملا از بازخوردهای بازی Ascension مشخص و مبرهن بود که این سری تغییر فضا می خواهد، آن هم وقتی یک نسل به جلو آمده است پس تغییر فضای عمیقی هم می خواهد. کاملا واضح است که کوری بارلوگ و تیم هنرمندش نیز کاملا به این موضوع واقف بوده اند و این تغییر فضای عمیق را با تغییر سرزمین بازی از یونان باستان و کوه های المپ، به سمت اساطیر و افسانه های اسکاندیناوی در بازی اعمال کرده اند تا فضا کاملا برای یک افسانه سازی جدید و خلق یک ۳ گانه شاهکار دیگر فراهم گردد.

وقتی نمرات بازی منتشر شد و پشت سر هم ۱۰۰ و ۱۰۰ و ۹۷ و ۹۵ و .. را می دیدیم و مخصوصا وقتی این عنوان جایزه بهترین بازی سال را از آن خود کرد، دائما قند در دلمان آب می شد و به سونی و کوری بارلوگ و سانتامونیکا درود می فرستادیم.

این تغییرات گسترده و عمیق داستان بازی یکی از مهم ترین نکاتی است که در بازی اعمال شده است و یکی از بزرگترین نقاط قوت آن نیز هست و داستان و ماجراجویی جدید کریتوس در سرزمین های شمالی همه چیز دارد، از عشق و احساس تا پدر بودن و خشم و جنون همیشگی کریتوس. جالب اینجاست که وقتی بازی را آغاز می کنید و مقداری در آن پیشروی می کنید کاملا در می یابید که جدا از فضا و داستان و سرزمین بازی، اصلی ترین چیزی که در بازی تغییر کرده است شخصیت خود کریتوس و جهان بینی اوست که بسیار پخته تر شده و بهبود یافته است و دلیل این هم چیزی نیست جز داشتن یک فرزند که پدرش را قهرمان خود می بیند و از هر کاری که او انجام می دهد درس می گیرد و همان را درست می داند. در واقع کریتوس خوب می داند که اکنون او یک کتاب آموزش زندگی برای فرزندش است و از قدیم گفته اند که شاید شرورترین و بدترین آدم های دنیا هم وقتی صاحب فرزند می شوند، در جلوی فرزندشان سعی می کنند بهترین باشند و در کنار فرزندشان خیلی از مسائل را رعایت می کنند که این موضوع کاملا در بازی جدید God of War در مورد کریتوس واضح است. کسی که داغ کشتن دختر و همسرش او را دیوانه و مجنون کرد و تبدیل به یک ماشین سلاخی خدایان شد، حالا با داشتن فرزند پسری که کاملا خود را در وی می بیند، هرگز نمی خواهد که فرصت دوباره ای که به دست آورده را از دست بدهد و می خواهد که فرزندی خوب و درستکار را در کنار یک جنگجوی قدرتمند بودن، تربیت نماید. در واقع در این عنوان ما جنبه ای دیگر از شخصیت کریتوس را شاهد هستیم، جنبه ای که هرگز آن را ندیده بودیم و نمی دانستیم که کریتوس می تواند چنین فردی نیز باشد. God of War از زمان انتشار بارها و بارها توسط منابع و مراجع معتبر گیمینگ و همین طور بازیبازان مورد تحسین قرار گرفت و نهایتا موفق شد در رقابت با رقبایی قدرتمند که شامل Assassin’s Creed Odyssey  ,Celeste ,Marvel’s Spider-Man ,Monster Hunter: World و Red Dead Redemption 2 بودند و هر کدامشان واقعا از بهترین های نسل و شایسته برنده شدن بودند، عنوان و جایزه برترین بازی سال یا Game of the Year 2018 را در مراسم انتخاب برترین های سال از آن خود کند و یک افتخار بزرگ را برای سونی رقم بزند. لازم به ذکر است که بازی God of War در زمان انتشار از مجموع نقدها و نمرات خود موفق به کسب امتیاز متای ۹۰/۱۰۰ گردیده بود.  واقعا باید اعتراف کنم وقتی نمرات بازی منتشر شد و پشت سر هم ۱۰۰ و ۱۰۰ و ۹۷ و ۹۵ و .. را می دیدیم و مخصوصا وقتی این عنوان جایزه بهترین بازی سال را از آن خود کرد، دائما قند در دلمان آب می شد و به سونی و کوری بارلوگ و سانتامونیکا درود می فرستادیم. بدون شک God of War عنوانی است که کاملا شایستگی و لیاقت انتخاب شدن به عنوان بازی سال را دارا بوده است و این بازی به عنوان بازی سال ۲۰۱۸ در لیست ما قرار گرفته است.

۱۵ – The Legend of Zelda: Breath of the Wild

The Legend of Zelda: Breath of the Wild

بازی سال ۲۰۱۷

سازنده: Nintendo

ناشر: Nintendo

ژانر: Action-Adventure

دیگر کاندیداهای بازی سال:  Horizon Zero Dawn ,Persona 5 ,PlayerUnknown’s Battlegrounds ,Super Mario Odyssey

پلتفرم مقصد: Nintendo Switch, Wii U

امتیاز متا: ۹۷/۱۰۰

یادم نمی ‎آید که یک بار در هر منبع و مرجع و سایتی، لیستی از برترین بازی ها، شخصیت ‎ها یا پرفروش ‎ترین بازی‎ های تاریخ منتشر شده باشد و اسم سری The Legend of Zelda به چشم نیاید. از آن‎ جایی که هیچ موفقیتی بی ‎دلیل نیست پس باید قبول کرد که این سری حتما نکات و المان‎ هایی فراتر از دیگر عناوین داشته و دارد که همواره در جدول برترین‎ ها، در جمع بالانشینان حاضر بوده و هست. واقعا در طول این سال ها به معنای واقعی ثابت شده است که هیچ شرکتی مانند نینتندو قادر به همیشه بالا نگاه داشتن فرنچایز های محبوبش نیست و حتی طی عرضه تعداد بسیار زیادی نسخه از سری زلدا و ماریو، همواره یک سطح کیفیت بالا و بسیار جذاب را حفظ کرده است آن هم معمولا بدون در اختیار داشتن فاکتور گرافیک که یک اصل مهم در عناوین امروزی به حساب می ‎آید. از زمانی که مراسم بازی های سال برگزار شده است تنها در سال ۲۰۱۷ بود که عنوان The Legend of Zelda: Breath of the Wild از این سری بازی سال شد، ولی خب اگر از سال ها و نسل های قبل تر این مراسم برگزار می شد اکنون این سری هم لااقل ۲-۳ برنده داشت. بازی The Legend of Zelda: Breath of the Wild که به عنوان بازی سال ۲۰۱۷ در لیست ما قرار گرفته است، عنوانیست به سازندگی نبنتندو که خود این کمپانی مثل همیشه وظیفه انتشار آن را نیز برعهده داشت. این بازی که در ژانر اکشن ماجرایی قرار داشت، بر روی پلتفرم نینتندو سوییچ و Wii U به صورت انحصاری در اختیار بازیبازان سراسر دنیا قرار گرفت و توانست به واسطه داستان و روایت دوست داشتنی و گیم پلی بسیار محتوا و متنوع که بسیار به عناوین نقش آفرینی جهان آزاد شباهت داشت، خیلی زود دل تمام بازیبازان و منتقدین را به دست آورده و نامش را به عنوان یکی از کاندیداهای واضح برترین بازی سال بر سر زبان ها بیاندازد.

از زمانی که مراسم بازی های سال برگزار شده است تنها در سال ۲۰۱۷ بود که عنوان The Legend of Zelda: Breath of the Wild از این سری بازی سال شد، ولی خب اگر از سال ها و نسل های قبل تر این مراسم برگزار می شد اکنون این سری هم لااقل ۲-۳ برنده داشت.

به نوعی می ‎توان گفت سری The Legend of Zelda معنای خالص یک گیم ‎پلی اکشن ماجرایی است و همواره سرگرم کننده ترین گیم‎ پلی ها را در بین عناوین این سبک داشته است، البته باید گفت در نسخه Breath of the Wild مثل خیلی دیگر از بازی های جدید این روزها، شاهد المان های شدید نقش آفرینی هستیم به طوری که اگر به این بازی نقش آفرینی هم بگوییم مشکلی ندارد، همان طوری که جدیدترین نسخه گاد او وار هم واقعا برای نقش آفرینی بودن چیز زیادی کم ندارد و این داستان خیلی از بازی های جدید این سال هاست که برای جذاب تر شدن المان های نقش آفرینی به آنها اضافه شده است و استقبال خوبی هم از این موضوع شده است، حالا چه در اساسین، چه در گاد او وار و چه در زلدا. به هر حال گیم پلی سری عناوین زلدا همواره فوق العاده بوده اند. و در کنار آن داستان هم همیشه حرف های زیادی برای گفتن داشته است گیم ‎پلی جذابی که در ترکیب با شخصیت‎ هایی بسیار دوست داشتنی یعنی لینک شجاع و پرنسس زلدای محبوب و همچنین داستانی جذاب به سبک قصه های پریان، توانسته است تا جای خود را در دل بازیبازان و منتقدان طی سال ‎ها حفظ کند.  لینک جوانی عاشق پیشه است و هر چقدر هم که داستان عناوین سری زلدا پیچ و تاب بخورد ولی باز هم نهایتا می توان گفت لینک در وهله اول تمام کارها و قهرمان بازی ها را برای عشقش یعنی پرنسس زلدا انجام می دهد و شاهد داستانی کاملا عاشقانه هستیم. در واقع باید گفت درست است که لینک قهرمان انتخاب شده و مقدر شده زمان برای نجات سرزمین هیرول است اما وقتی در نهایت نگاه می کنیم مشاهده می کنیم که وی تمام این کارها را به این خاطر انجام می دهد که پرینسس محبوبش او را به آن سمت سوق داده است و وی می خواهد تا فداکاری و عشقش را با انجام این کارهای قهرمان گونه به وی تقدیم کند. پرنسس زلدا و لینک پیوندی را به وسعت و قدرت تاریخ بازی های رایانه ای شکل داده اند و این رابطه عمیق و ناگسستنی این دو است که قلب تپنده این فرنچایز و نیروی پیش برنده آن محسوب می گردد. این یک پیوند بسیار زیباست، یک رابطه عمیق و ماجراجو، یک پیوند دوستی افلاطونی پر از عشق و فداکاری و از خود گذشتگی.

در نسخه Breath of the Wild مثل خیلی دیگر از بازی های جدید این روزها، شاهد المان های شدید نقش آفرینی هستیم به طوری که اگر به این بازی نقش آفرینی هم بگوییم مشکلی ندارد، همان طوری که جدیدترین نسخه گاد او وار هم واقعا برای نقش آفرینی بودن چیز زیادی کم ندارد و این داستان خیلی از بازی های جدید این سال هاست که برای جذاب تر شدن المان های نقش آفرینی به آنها اضافه شده است و استقبال خوبی هم از این موضوع شده است، حالا چه در اساسین، چه در گاد او وار و چه در زلدا.

The Legend of Zelda: Breath of the Wild از زمان انتشار بارها و بارها توسط منابع و مراجع معتبر گیمینگ و همین طور بازیبازان مورد تحسین قرار گرفت و نهایتا موفق شد در رقابت با رقبایی قدرتمند که شامل Horizon Zero Dawn ,Persona 5 ,PlayerUnknown’s Battlegrounds و Super Mario Odyssey بودند و هر کدامشان واقعا از بهترین های نسل و شایسته برنده شدن بودند، عنوان و جایزه برترین بازی سال یا Game of the Year 2017 را در مراسم انتخاب برترین های سال از آن خود کند و یک افتخار بزرگ را برای سازندگان و ناشرش رقم بزند. لازم به ذکر است که The Legend of Zelda: Breath of the Wild در زمان انتشار از مجموع نقدها و نمرات خود موفق به کسب امتیاز متای ۹۷/۱۰۰ گردیده بود. در مراسم سال ۲۰۱۷ و بین گیمرها در دنیا، رقابت اصلی بین دو بازی زلدا و هورایزن بود و خیلی ها اعتقاد داشتند که هورایزن هم می تواند بازی سال شود ولی خب شانس زلدا بالاتر بود و انتخابش هم کاملا شایسته و صحیح بود و The Legend of Zelda: Breath of the Wild به حق بازی سال ۲۰۱۷ شد. عناوینی مثل پابجی و سوپرماریو و پرسونا ۵ هم در لیست وجود داشتند که شانسشان به اندازه دو بازی یاد شده نبود و به نوعی مشخص بود نهایتا بازی سال از بین دو بازی زلدا و هورایزن خواهد بود که این افتخار به زلدای بزرگ رسید. در نهایت باید گفت بدون شک The Legend of Zelda: Breath of the Wild عنوانی است که کاملا شایستگی و لیاقت انتخاب شدن به عنوان بازی سال را دارا بوده است و این بازی به عنوان بازی سال ۲۰۱۷ در لیست ما قرار گرفته است.

۱۴ – Overwatch

Overwatch

بازی سال ۲۰۱۶

سازنده: Blizzard Entertanement

ناشر: Blizzard Entertanement

ژانر: First Person Shooter, Multiplayer

دیگر کاندیداهای بازی سال:  Doom ,Inside ,Titanfall 2  ,Uncharted 4: A Thief’s End

پلتفرم مقصد: Playstation 4 ,Xbox One ,PC

امتیاز متا: ۹۱/۱۰۰

Overwatch یک شوتر فوق‎العاده عالی و یکی از سرگرم ‏کننده ‎ترین بازی‎ هایی است که من تا به امروز انجام داده ‎ام و دقیقا حس و حال اصلی یک “بازی رایانه ای” که سرگرم ‎کننده بودن آن است در بهترین شکل ممکن داراست. در دوره‎ای که خیلی وقت‌ها سازندگان اصل و ذات و ریشه سرگرم کننده بودن بازی‌ها را فراموش می ‎کنند و تنها به موارد دیگر توجه می ‎کنند، Overwatch تلنگری به دیگر سازندگان است و سرشار از حس لذت ناب و احساس شعف کودکی. بلیزارد بسیار با تجربه ‎تر از این حرف ‎هاست و با پیشینه ساختن شاهکارهایی مثل WoW و Diablo و …. تجربه لازم برای این که بداند چگونه باید عنوانی ساخت که هم منتقدان و هم بازیبازان عاشق آن شوند را در اختیار دارد. Overwatch در یک کلام، معنای واقعی سرگرمی و لذت ناب در دنیای بازی‌های رایانه‌ای است. عنوانی که در عین قدرتمند بودن، سادگی و بی‌آلایشی خاصی دارد که به دل بازیباز می‌نشیند و حس این که انگار مدت‌هاست این بازی را می‌شناسیم به ما منتقل می‌کند. فاکتورهای بسیار زیادی هستند که باعث شده اند Overwatch به چنین عنوانی تبدیل شود که اصلی ‎ترین آن فاکتورها سرگرمی محض، رنگ ‎بندی شاد و عالی و لذتی سرشار از هیجان محض است. اکثر شوترهای امروزی تمام تمرکز و توان و منابع خود را متمرکز می ‎کنند بر روی این که شوتینگ بازی آن‎ها حس خوبی داشته باشد و از بقیه بهتر باشد ولی حس می‎ کنم که در این میان اسانس و عصاره سرگرمی و لذت گم می ‎شود. بله، وقتی زیر باران آتش و حمله دشمنان قرار گرفته ‎اید و ۲۵ “kill streak” کسب می‎ کنید خیلی لذت ‎بخش و جذاب است، ولی این شوترهای کاملا شبیه هم، خاکستری، و پر از خشونت، به ذات سرگرم‎ کننده و جذاب نیستند بلکه شما باید آن‎ها را برای خود سرگرم ‎کننده سازید. قصدم اصلا این نیست که بگویم سازندگان آن سبک شوترها کار بدی می ‎کنند، بلکه اتفاقا بسیار هم لازم هستند ولی به هر حال به ذات سرگرم ‎کننده نیستند. اما برعکس، Overwatch از همان لحظه اول به غایت سرگرم ‏‎کننده، شوخ‎ طبع، شاد و بسیار رضایت بخش است و در حقیقت یک محیط و یک دنیای جذاب برای گذراندن ساعت ‎های خیلی خیلی زیاد و سرگرم شدن است. بله، جنگ و مرگ در دنیای بازی و دور و بر شما در بازی وجود دارند ولی لااقل در این بازی دیدنشان اصلا غمگین کننده نیست و بسیار هم جذاب است. بعد از این مقدمه، مطابق معمول این مقالات، از معرفی بازی آغاز می کنیم.  بازی Overwatch که به عنوان بازی سال ۲۰۱۶ در لیست ما قرار گرفته است، عنوانیست به سازندگی بلیزارد که خود این کمپانی وظیفه انتشار آن را نیز برعهده داشت. این بازی که در ژانر اکشن و شوتر اول شخص چند نفره قرار داشت، بر روی پلتفرم های پلی استیشن ۴، ایکس باکس وان و رایانه های شخصی در اختیار بازیبازان سراسر دنیا قرار گرفت و توانست به واسطه  گیم پلی بی نهایت جذاب و شخصیت های کاملا بالانس شده، خیلی زود دل تمام بازیبازان و منتقدین را به دست آورده و نامش را به عنوان یکی از کاندیداهای واضح برترین بازی سال بر سر زبان ها بیاندازد.

ستاره اصلی Overwatch، لیست شخصیت ‎های قابل بازی آن است که نعدادشان بسیار مناسب است و هر شخصیت هم جزئیات خیره‎  کننده‎ای دارد. تک‎ تک شخصیت‎ ها کلی از لحاظ سایز، ظاهر، توانایی ‎ها و ویژگی ‎های شخصیتی با یکدیگر تفاوت دارند. شخصیت‎ پردازی پر شور و هیجان و خاص بازی واقعا جذاب و سرگرم ‎کننده است و خیلی راحت می ‎توانید تنها بر اساس خصوصیات شخصیتی آنها شیفته یکی از این شخصیت ‎ها شوید. استراتژی‌ها، سناریو ‎های ترکیبی و تاکتیک‎ های مختلف قابل استفاده در بازی تمام نشدنی هستند و هر شخصیت طوری طراحی شده است که در نقش و وظیفه خاصی می ‎توان روی او حساب کرد و در حقیقت شخصیت ضعیف و ناکارآمدی در بازی وجود ندارد

Overwatch از زمان انتشار بارها و بارها توسط منابع و مراجع معتبر گیمینگ و همین طور بازیبازان مورد تحسین قرار گرفت و نهایتا موفق شد در رقابت با رقبایی قدرتمند که شامل Doom ,Inside ,Titanfall 2  و Uncharted 4: A Thief’s End بودند و هر کدامشان واقعا از بهترین های نسل و شایسته برنده شدن بودند، عنوان و جایزه برترین بازی سال یا Game of the Year 2016 را در مراسم انتخاب برترین های سال از آن خود کند و یک افتخار بزرگ را برای سازندگان و ناشرش رقم بزند. لازم به ذکر است که Overwatch در زمان انتشار از مجموع نقدها و نمرات خود موفق به کسب امتیاز متای ۹۱/۱۰۰ گردیده بود. البته باید به این نکته نیز اشاره کرد که به اعتقاد بسیاری از افراد حاضر در صنعت گیم و بازیبازان، در سال ۲۰۱۶ واقعا حق آنچارتد ۴ بود که بازی سال شود نه یک بازی تماما چند نفره آنلاین و فاقد داستان. در واقع می شود گفت یکی از جنجالی ترین انتخاب های بازی سال در طول این سال ها مربوط به Overwatch بوده است. Overwatch از لحاظ گرافیکی کاملا بدون ایراد و چشم‌نواز است و دارای سادگی و بی‌آلایشی خاصی است. به هیچ عنوان افت فریم و باگ در بازی مشاهده نکردم و رنگ‌بندی بازی نیز به قدری عالی و شاد است که هرگز چشم شما را حتی در طولانی‌ مدت نیز خسته نمی‌کند. همچنین طراحی مپ‌ ها در بالاترین سطح کارایی و همچنین تنوع صورت پذیرفته است تا هیچ ایرادی از لحاظ بصری به بازی وارد نباشد و با تواضع هر چه تمام‌تر کاری می‌کند تا نمره کامل را به این بخش اهدا کنید. صداگذاری شخصیت های بازی نیز به مانند همیشه و در تمام بازی‌های بلیزارد به بهترین شکل ممکن انجام شده است و صدای هر شخصیت کاملا بر ظاهر وی منطبق است و باورپذیر به نظر می‌رسد و صدا گذاران به شکلی حرفه‌ای از عهده کار بر‌آمده‌ اند. موسیقی‌هایی که در بازی می‌شنویم نیز بسیار اتمسفریک و منطبق به حال و هوای بازی هستند. در هر مپ بازی موسیقی که می‌شنویم به بهترین شکل بر فضای آن مپ منطبق است و به خوبی حس و حال آن مپ و بازی را به شما القا می‌کند در حالی که شاید حتی حواستان به آن نباشد. مپ‌ های بازی تنوع فوق‌العاده‌ای دارند و بسیار جذاب، چشم‌نواز و حرفه‌ای برای بازی تیمی طراحی شده‌اند و هر کدام در نوع خود کاملا مناسب یک شوتر چندنفره هستند. از کوه‌ها قله‎ های یخ‌زده و برفی هیمالیا، شهرهای ساحلی، متروپولیس‎ و هر نوع محیطی که فکرش را بکنید در بازی هست و باید بگویم Overwatch از هر نظر که فکر کنید به طرز نبوغ ‎آمیزی فوق‎ العاده است.پر جوش و خروش، پر طمطراق، دنیای بسیار زیبا به همراه شخصیت‎ هایی که تک تک با حداکثر جزییات ممکن طراحی شده ‎اند. حتی موسیقی که در هر نقشه بازی وجود دارد به طور کامل با فضای آن نقشه منطبق است. برخی نقشه ‎ها به طور طبیعی از دیگر نقشه ‎ها بهتر هستند که این یک امر طبیعی است و همواره در تمام بازی ‎ها برخی نقشه‎ ها محبوب ‎تر از بقیه هستند.

Overwatch در رقابت با رقبایی قدرتمند که شامل Doom ,Inside ,Titanfall 2  و Uncharted 4: A Thief’s End بودند عنوان و جایزه برترین بازی سال یا Game of the Year 2016 را در مراسم انتخاب برترین های سال از آن خود کرد. البته باید به این نکته نیز اشاره کرد که به اعتقاد بسیاری از افراد حاضر در صنعت گیم و بازیبازان، در سال ۲۰۱۶ واقعا حق آنچارتد ۴ بود که بازی سال شود نه یک بازی تماما چند نفره آنلاین و فاقد داستان. در واقع می شود گفت یکی از جنجالی ترین انتخاب های بازی سال در طول این سال ها مربوط به Overwatch بوده است

ستاره اصلی Overwatch، لیست شخصیت ‎های قابل بازی آن است که نعدادشان بسیار مناسب است و هر شخصیت هم جزئیات خیره‎  کننده‎ای دارد. تک‎ تک شخصیت‎ ها کلی از لحاظ سایز، ظاهر، توانایی ‎ها و ویژگی ‎های شخصیتی با یکدیگر تفاوت دارند. شخصیت‎ پردازی پر شور و هیجان و خاص بازی واقعا جذاب و سرگرم ‎کننده است و خیلی راحت می ‎توانید تنها بر اساس خصوصیات شخصیتی آنها شیفته یکی از این شخصیت ‎ها شوید. همچنین کلی پیش زمینه داستانی و اطلاعات جذاب و جالب برای کشف کردن در مورد هر شخصیت وجود دارد. به عنوان مثال شخصیت D.Va در اصل یک گیمر مشهور بازی های رقابتی است که به ارتش کره پیوسته است تا کنترل Mech Suit های آنان را به دست بگیرد و فیلم مبارزات خود را نیز در اینترنت استریم می‎ کند! با دنیایی پر از داستان و قصه ‎های عجیب و غریب، واقعا حیف است که نمی ‎توان در بازی به این داستان ‎ها دسترسی داشت و آن‎ ها را دنبال کرد. استراتژی‌ها، سناریو ‎های ترکیبی و تاکتیک‎ های مختلف قابل استفاده در بازی تمام نشدنی هستند و هر شخصیت طوری طراحی شده است که در نقش و وظیفه خاصی می ‎توان روی او حساب کرد و در حقیقت شخصیت ضعیف و ناکارآمدی در بازی وجود ندارد. البته یک ضد روش نیز برای مقابله با هر شخصیت وجود دارد. وقتی که بازیبازان تنها به فکر تعداد kill های شخصی خود باشند، برای زنده ماندن از مبارزه و اکشن اجتناب کنند و یا شخصیت خود را هیچ گاه تغییر ندهند کار بسیار سخت خواهد شد، اما اگر به جای این کارها با متد تیمی بازی و فعالانه تلاش کنند تا ماموریت را به هر طریقی و با هر فداکاری که لازم است انجام دهند، آن ‎گاه عنوانی برتر و بالاتر و ارزشمندتر از Overwatch وجود ندارد و تازه اوج لذت و قدرت این بازی درک خواهند کرد. البته بسته به نوع بازی دیگر یاران تیمتان و حتی دشمنان ممکن است که میزان لذت و رضایت شما از بازی تغییر کند ولی این تقصیر بر عهده بلیزارد و بازی نیست زیرا یک شوتر تیمی تاکتیکی برای بازی کردن تیمی ساخته شده است و حالا وقتی یک نفر بدون توجه به کار تیمی می ‎آید داخل بازی و لذت بقیه را نیز خراب می‎ کند، ایرادی را نمی ‎توان بر گردن بازی انداخت. ما باید حواسمان باشد که داریم چه عنوانی را بازی می ‎کنیم و اگر عاشق تک ‎روی و بازی تک‎ نفره هستیم یک شوتر تیمی تاکتیکی بازی نکنیم که کار دیگران را نیز خراب کنیم. البته همواره چنین بازیبازانی در تمام بازی ‎های چندنفره و آنلاین وجود دارند که ایجاد مزاحمت می ‎کنند. بدون شک Overwatch عنوانی است که کاملا شایستگی و لیاقت انتخاب شدن به عنوان بازی سال را دارا بوده است و این بازی به عنوان بازی سال ۲۰۱۶ در لیست ما قرار گرفته است. شما هم سریعا تیم خود را با دوستانتان آماده کنید و با طرح، تاکتیک، استراتژی و تقسیم صحیح وظایف به سراغ Overwatch، یکی از سرگرم کننده ترین شوترهای چند نفره که تا به امروز منتشر شده است، بروید.

۱۳ – The Witcher 3: Wild Hunt

The Witcher 3: Wild Hunt

بازی سال ۲۰۱۵

سازنده: CD Projekt Red

ناشر: CD Projekt Red

ژانر:  Action-RPG

دیگر کاندیداهای بازی سال:  Bloodborne ,Fallout 4 ,Metal Gear Solid V: The Phantom Pain ,Super Mario Maker

پلتفرم مقصد: Playstation 4 ,Xbox One ,PC, Switch

امتیاز متا: ۹۳/۱۰۰

اصولا هر چقدر هم که از فوق العاده بودن ویچر ۳ حرف بزنم باز هم انگار کم است و برایم حسی مثل بایوشاک و سولز و اسکایریم را دارد که راحت می توانم برایشان کتاب بنویسم! حتی جدا از شاهکار بودن این بازی در تمام مقیاس ها و داشتن بالاترین حد ممکن کیفیت در زمان خود و حتی ارتقا دادن استانداردهای آن سبک، باید گفت عناوینی به مانند The Witcher 3: Wild Hunt به معنای واقعی کلمه در بردارنده مفهوم احترام به مصرف کننده نیز هستند و گیمر از ذره‎ ذره پولی که برای خرید آن خرج کرده است با تمام وجود راضی و خشنود است. هفته ‎ها و شاید ماه ‎ها سرگرم کردن یک گیمر کار آسانی نیست که از عهده هر بازی یا هر بازی ‎سازی بر آید. مثل همیشه با معرفی این بازی که البته شهره خاص و عام است آغاز می کنیم! بازی The Witcher 3: Wild Hunt که به عنوان بازی سال ۲۰۱۵ در لیست ما قرار گرفته است، عنوانیست به سازندگی سی دی پراچکت که همین کمپانی وظیفه انتشار آن را نیز برعهده داشت. این بازی که در ژانر اکشن تقش آفرینی قرار داشت، بر روی پلتفرم های پلی استیشن ۴، ایکس باکس وان و رایانه های شخصی (و اخیرا بر روی کنسول نینتندو سوییچ) در اختیار بازیبازان سراسر دنیا قرار گرفت و توانست به واسطه داستان و روایت چند شاخه و شاهکار در کنار المان های نقش آفرینی بسیار عمیق قدرتمند و گیم پلی بی نهایت جذاب، خیلی زود دل تمام بازیبازان و منتقدین را به دست آورده و نامش را به عنوان یکی از کاندیداهای واضح برترین بازی سال بر سر زبان ها بیاندازد، آن هم در بین کلی کاندید شاهکار و قدرتمند. The Witcher 3: Wild Hunt از لحاظ طراحی هنری و گرافیک در سطح بسیار بسیار بالایی قرار دارد و وقتی با گرالت در محیط بازی قدم می زنید تنها به لباس وی و جزئیاتی که در طراحی آن به کار رفته است دقت کنید تا متوجه کیفیت گرافیکی بازی شوید. بافت ها و تکسچرهای موجود در دنیای بازی همگی در اوج کیفیت قرار دارند آن هم در چنین عنوانی با دنیایی بسیار بزرگ و وسیع، که این طراحی بازی را بیشتر از قبل ارزشمند می سازد.

همیشه بین برترین ها هم باز بالاخره باید چند تایی در ویترین قرار بگیرند و سردمدار باشند. در دنیای بازی ها هم همینطور است و چند ابر شاهکار هستند که بین برترین ها هم برترین هستند. عناوینی مثل The Witcher 3: Wild Hunt.

گیم پلی نیز در بالاترین سطح کیفیت است و حتی استانداردهای نقش آفرینی را ارتقا داد. بازی پر از سیستم‎ های مختلف و متنوع مبارزه و … است و در عین سادگی و در دسترس بودن، پیچیدگی ‎های بسیاری نیز دارد که بسیاری از آن ‎ها را خود بازی به شما آموزش می دهد ولی یادگیری بسیاری را نیز به عهده خود شما می گذارد تا با آزمون و خطا آن‌ها را فراگیرید. استفاده از سیستم ‎ها و تاکتیک‎ های مختلف مبارزات و … به خصوص در درجات بالای سختی بازی بسیار حیاتی هستند. همچنین بازی پر است از تصمیمات تاثیرگذار که در واقع بر پایه‎ تصمیمات شما و عواقب آن‎ ها بنا شده است. تصمیماتی اغلب خاکستری که شما را به فکر کردن مجبور می ‎کنند و در پایان منجر به شکل گیری ۳۶ پایان مختلف در بازی خواهند شد و باید با نتیجه تصمیماتی که در جای ‎جای بازی گرفته اید روبرو شوید. The Witcher 3: Wild Hunt از لحاظ مقدار و کیفیت و تنوع محتوا نیز واقعا ستودنی است و می تواند کاری کند تا شما مدت ها و مدت ها بدون توجه به ساعت و گذشت زمان در دنیای بی نظیر و بسیار وسیع بازی با تعداد بسیار بسیار زیادی فعالیت مختلف برای انجام دادن گشت و گذار کنید و هیولا بکشید و کارت بازی کنید و کارآگاه شوید. در دوره ای که بازی های چند ساعته هم کشش لازم برای به انتها رساندن را در ما ایجاد نمی‎ کنند و محتوای باکیفیتی ندارند، عناوینی مثل Witcher 3 به مانند گوهری درخشان و کمیاب هستند و گاها با بیش از ۲۰۰ ساعت گیم‎ پلی و محتوای ناب، ما را وادار به دوباره یا سه باره تمام کردن بازی نیز می کنند.

The Witcher 3: Wild Hunt عنوانیست که به واقع هیچ گونه نقصی ندارد و معنای یک “ابر شاهکار” است، چه از لحاظ هنری، فنی، گیم پلی، موسیقی، صداگذاری، داستان، تصمیم گیری و انتخاب، ماموریت های جانبی. عنوانی که حتی یک لحظه هم نمی توانید از آن چشم بردارید و نه تنها تا چندین وقت بعد از بازی کردن آن در یادتان می ماند و به آن فکر می کنید، بلکه تا آخر زندگی تان نیز این شاهکار جادویی را از یاد نخواهید برد و شاید هر مدت یکبار به سراغ آن بروید و دوباره بازی را تجربه نمایید.

بهتر است برای آگاهی هر چه بیشتر از زحمتی که سازندگان برای سیستم مبارزات این بازی کشیده اند باید بازی را با درجات سختی بالاتر از Normal انجام دهید تا طعم واقعی مبارزه با تاکتیک و استراتژی ‎های مختلف را بچشید و دریابید که مبارزات در این عنوان بسیار فراتر از یک بازی Hack and Slash ساده هستند. The Witcher 3: Wild Hunt از زمان انتشار بارها و بارها توسط منابع و مراجع معتبر گیمینگ و همین طور بازیبازان مورد تحسین قرار گرفت و نهایتا موفق شد در رقابت با رقبایی قدرتمند که شامل Bloodborne ,Fallout 4 ,Metal Gear Solid V: The Phantom Pain و Super Mario Maker بودند و هر کدامشان واقعا از بهترین های نسل و شایسته برنده شدن بودند، عنوان و جایزه برترین بازی سال یا Game of the Year 201۵ را در مراسم انتخاب برترین های سال از آن خود کند و یک افتخار بزرگ را برای سی دی پراجکت رقم بزند. شاید فقط ویچر ۳ بود که توانست از چنین لیست کاندیداهایی جان سالم به در ببرد و یک متال گیر و یک فال آوت و یک شاهکار میازاکی را مغلوب کند. لازم به ذکر است که The Witcher 3: Wild Huntدر زمان انتشار از مجموع نقدها و نمرات خود موفق به کسب امتیاز متای ۹۳/۱۰۰ گردیده بود. همیشه بین برترین ها هم باز بالاخره باید چند تایی در ویترین قرار بگیرند و سردمدار باشند.

The Witcher 3: Wild Hunt موفق شد در رقابت با رقبایی قدرتمند که شامل Bloodborne ,Fallout 4 ,Metal Gear Solid V: The Phantom Pain و Super Mario Maker بودند و هر کدامشان واقعا از بهترین های نسل و شایسته برنده شدن بودند، عنوان و جایزه برترین بازی سال یا Game of the Year 201۵ را در مراسم انتخاب برترین های سال از آن خود کند و یک افتخار بزرگ را برای سی دی پراجکت رقم بزند. شاید فقط ویچر ۳ بود که توانست از چنین لیست کاندیداهایی جان سالم به در ببرد و یک متال گیر و یک فال آوت و یک شاهکار میازاکی را مغلوب کند.

در دنیای بازی ها هم همینطور است و چند ابر شاهکار هستند که بین برترین ها هم برترین هستند. عناوینی مثل The Witcher 3: Wild Hunt. عنوانی که به واقع هیچ گونه نقصی ندارد و معنای یک “ابر شاهکار” است، چه از لحاظ هنری، فنی، گیم پلی، موسیقی، صداگذاری، داستان، تصمیم گیری و انتخاب، ماموریت های جانبی. عنوانی که حتی یک لحظه هم نمی توانید از آن چشم بردارید و نه تنها تا چندین وقت بعد از بازی کردن آن در یادتان می ماند و به آن فکر می کنید، بلکه تا آخر زندگی تان نیز این شاهکار جادویی را از یاد نخواهید برد و شاید هر مدت یکبار به سراغ آن بروید و دوباره بازی را تجربه نمایید. مخصوصا با دو بسته الحاقی بی نظیری که برای بازی با نام های Hearts of Stone و Blood and Wine منتشر گردید که هر کدام شاید از بازی اصلی هم زیباتر بودند و به اندازه یک بازی کامل، گیم پلی و ماموریت و موارد جدید در خود داشتند. ناگفته نماند که نسخه های اول و دوم Witcher نیز در زمان خود چیزی فراتر از فوق العاده بودند و هر کدام در دوره خود تاریخسازی کرده اند اما به واقع برترین نسخه این سری با اختلاف، نسخه سوم آن است که برترین و با کیفیت ترین حسن ختامی است که می توان برای پایان دادن به یک ۳ گانه تصور کرد. در نهایت باید گفت بدون شک The Witcher 3: Wild Hunt عنوانی است که کاملا شایستگی و لیاقت انتخاب شدن به عنوان بازی سال را دارا بوده است و این بازی به عنوان بازی سال ۲۰۱۵ در لیست ما قرار گرفته است.

۱۲ – Dragon Age: Inquisition

Dragon Age: Inquisition

بازی سال ۲۰۱۴

سازنده: Bioware

ناشر: Electronic Arts

ژانر:  Action-RPG

دیگر کاندیداهای بازی سال:  Bayonetta 2 ,Dark Souls II ,Hearthstone: Heroes of Warcraft  ,Middle-earth: Shadow of Mordor

پلتفرم مقصد: Playstation 4 ,Xbox One ,PC ,Playstation 3 ,Xbox 360

امتیاز متا: ۸۹/۱۰۰

در همین ابتدا کار را با معرفی بازی آغاز می کنیم. Dragon Age: Inquisition که به عنوان بازی سال ۲۰۱۴ در لیست ما قرار گرفته است، عنوانیست به سازندگی بایوویر که کمپانی الکترونیک آرتز وظیفه انتشار آن را برعهده داشت. این بازی که در ژانر اکشن نقش آفرینی قرار داشت، بر روی پلتفرم های پلی استیشن ۳، ایکس باکس ۳۶۰، پلی استیشن ۴، ایکس باکس وان و رایانه های شخصی در اختیار بازیبازان سراسر دنیا قرار گرفت و توانست به واسطه داستان و روایت قدرتمند و قرار دادن المان های گیم پلی اکشن در کنار المان های تاکتیکی نقش آفرینی و توجه به سلیقه علاقمندان به هر دو نوع گیم پلی اکشن و تاکتیکی، خیلی زود دل تمام بازیبازان و منتقدین را به دست آورده و نامش را به عنوان یکی از کاندیداهای واضح برترین بازی سال بر سر زبان ها بیاندازد. بازی واقعا از همه نَظر فوق العاده بود. داستان Dragon Age: Inquisition یکی از نقاط قوت آن محسوب می شود و اگر چه یک موضوع کلیشه ای را دنبال می کند ولی با انتخاب ها و تصمیمات تاثیرگذار شما و هم چنین روایت جذاب داستان و برخی شخصیت پردازی های قوی سبب می شوند تا شما را به پیشبرد بازی علاقمند کند. در این نسخه نیز داستان بازی جذاب و گیرا دنبال می شود و شما را تا آخر به دنبال خود می کشاند؛ هرچند که موضوع کلیشه ای نجات دنیا دیگر کمی نخ نما شده است ولی مگر موضوعی غیر از این هم برای یک عنوان نقش آفرینی با این وسعت سراغ دارید؟ این روایت جذاب داستان و شاخه شاخه شدن های بی شمار آن است که شما را به دنبال خود می کشاند و ارزش تکرار بازی را بسیار بالا می برد. داستان بازی در سرزمین Thedas اتفاق می افتد. نیروهای شیطانی در آسمان گودال هایی به نام ریفت تشکیل داده اند که موجودات خبیث و شیطانی از آنها وارد این دنیا شده اند و سرزمین Thedas را به وبرانی و نابودی کشانده اند و در این میان اقوام مختلف این سرزمین نیز به جای اتحاد کامل با یکدیگر درگیر مسائلی مانند جنگ ها و اختلافات تمام نشدنی Templar ها و الف ها و همچنین مسائل داخلی خود هستند و کسی را یارای مقاومت در برابر این موجودات نیست. شخصیت اصلی بازی طی فعل و انفعالاتی دارای نیرویی از جنس این گودال ها در دست خود می شود که توانایی دارد این گودال ها را ببندد و آنها را از بین ببرد. بر این اساس اتحادی به نام inquisition شکل می گیرد که شما رهبر آن هستید (inquisitor) و باید با ارتباط برقرار کردن با سایر اقوام و جذب آن ها برای یاری شما در این جنگ خود را قوی و قوی تر نمایید تا توان مبارزه با این دشمن قدرتمند را داشته باشید. البته ماجرا به همین بستن ریفت ها ختم نمی شود. حتی کوچکترین انتخاب ها و تصمیمات شما در روند بازی تاثیر گذار هستند و شاید بارها یک قسمت از بازی را مانند بنده دوباره لود کنید و یک گزینه دیگر را در صحبت کردن انتخاب کنید تا عواقب لحظه ای آن را ببینید، از ترس این که مبادا صحبت اشتباهی را انجام داده باشید. البته کار به همین سادگی ها هم نیست و برخی انتخاب ها در بازی بسیار سخت هستند و عواقب آنها نیز بعدها در بازی مشخص خواهد شد و اینجاست که باید خود را به جای شخصیت بازی بگذارید و با قلبتان و یا شاید منطق و عقلتان تصمیم گیری نمایید.

داستان بازی در سرزمین Thedas اتفاق می افتد. نیروهای شیطانی در آسمان گودال هایی به نام ریفت تشکیل داده اند که موجودات خبیث و شیطانی از آنها وارد این دنیا شده اند و سرزمین Thedas را به وبرانی و نابودی کشانده اند و در این میان اقوام مختلف این سرزمین نیز به جای اتحاد کامل با یکدیگر درگیر مسائلی مانند جنگ ها و اختلافات تمام نشدنی Templar ها و الف ها و همچنین مسائل داخلی خود هستند و کسی را یارای مقاومت در برابر این موجودات نیست. شخصیت اصلی بازی طی فعل و انفعالاتی دارای نیرویی از جنس این گودال ها در دست خود می شود که توانایی دارد این گودال ها را ببندد و آنها را از بین ببرد. بر این اساس اتحادی به نام inquisition شکل می گیرد که شما رهبر آن هستید (inquisitor) و باید با ارتباط برقرار کردن با سایر اقوام و جذب آن ها برای یاری شما در این جنگ خود را قوی و قوی تر نمایید تا توان مبارزه با این دشمن قدرتمند را داشته باشید.

Dragon Age: Inquisition از زمان انتشار بارها و بارها توسط منابع و مراجع معتبر گیمینگ و همین طور بازیبازان مورد تحسین قرار گرفت و نهایتا موفق شد در رقابت با رقبایی قدرتمند که شامل Bayonetta 2 ,Dark Souls II ,Hearthstone: Heroes of Warcraft  و Middle-earth: Shadow of Mordor بودند و هر کدامشان واقعا از بهترین های نسل و شایسته برنده شدن بودند، عنوان و جایزه برترین بازی سال یا Game of the Year 201۴ را در مراسم انتخاب برترین های سال از آن خود کند و یک افتخار بزرگ را برای سازندگان و ناشرش رقم بزند، مخصوصا برای بایوویر که انصافا در نسل هفتم حقش بود که یکی از ۳ شماره شاهکار مس افکت بازی سال شوند. لازم به ذکر است که Dragon Age: Inquisition در زمان انتشار از مجموع نقدها و نمرات خود موفق به کسب امتیاز متای ۸۹/۱۰۰ گردیده بود. گیم پلی بازی بسیار بسیار قدرتمند، لذت بخش و جذاب بوده و عامل اصلی اعتیاد آور بودن بازی همین گیم پلی بسیار متنوع است. شما در بازی یک میز جنگ دارید که در آن کل سرزمین Thedas را با انواع ماموریت ها مشاهده می کنید و با ۳ مشاور خود که هر یک در زمینه ای تبحر دارند در مورد آن ها و راه های اتمام آن ها صحبت می کنید. علاوه بر ماموریت هایی که شخصا انجام می دهید می توانید مشاوران خود را برای انجام بسیاری ماموریت ها که مخصوص آن ها است به نقاط مختلف بفرستید و پس از پایان ماموریت گزارش آن را به همراه پاداش آن ماموریت دریافت نمایید. با انجام این ماموریت ها بر تاثیر گذاری خود روی مردم مختلف بیافزایید تا اقوام مختلف قبول کنند به عضویت اتحاد شما در بیاییند و شما هر روز قوی و قویتر شوید. می توانید با هر یک از همراهان خود وارد رابطه عاشقانه شوید و با به دست اوردن دل آن ها رابطه خود را محکم تر نمایید و یا گاهی برخی از همراهانتان را برنجانید و آزار دهید تا جایی که از شما جدا شوند و دیگر شما را همراهی نکنند.در مکالمات بازی کلی روش مختلف برای صحبت کردن وجود دارد که با برخی اپگریدها می توانید گزینه های دیگری را نیز به مکالمات بیافزایید و آن ها را پیچیده تر و جذاب تر از قبل کنید و اطلاعات بیشتری را از افراد مختلف به دست آورید و گمان نکنید که این اطلاعات بیهوده هستند، بلکه کوچکترین اطلاعات در بازی باعث کسب XP و بالاتر رفتن لول شما می شوند و ماموریت های جدیدی را باز می کنند.

حتی کوچکترین انتخاب ها و تصمیمات شما در روند بازی تاثیر گذار هستند و شاید بارها یک قسمت از بازی را مانند بنده دوباره لود کنید و یک گزینه دیگر را در صحبت کردن انتخاب کنید تا عواقب لحظه ای آن را ببینید، از ترس این که مبادا صحبت اشتباهی را انجام داده باشید. البته کار به همین سادگی ها هم نیست و برخی انتخاب ها در بازی بسیار سخت هستند و عواقب آنها نیز بعدها در بازی مشخص خواهد شد و اینجاست که باید خود را به جای شخصیت بازی بگذارید و با قلبتان و یا شاید منطق و عقلتان تصمیم گیری نمایید.

همچنین ۱۰ اژدهای بسیار قدرتمند و جذاب در بازی وجود دارند که می توانید در صورتی که لول شما به آن ها می خورد به مبارزه با آنان بروید و طی یک مبارزه جذاب و طولانی آن ها را شکست دهید و کلی آیتم بسیار عالی پاداش بگیرید. شما می توانید انواع گیاهان و بذر آن ها را جمع کنید و خودتان پرورش دهید و بعدا از آن ها محلول های مختلف بسازید. می توانید انواع مواد خام را مثل آهن و… جمع کنید و سپس طرح های مختلف ساخت سلاح و زره و .. را پیدا کنید و با آن مواد خام از روی این طرح ها، سلاح ها و زره هایی بسیار قوی بسازید. می توانید انواع آپگرید های مختلف را برای سلاح ها و زره های خود پیدا کنید و یا بسازید و آن ها را به وسایل خود متصل کنید تا قدرت و موارد مختلف آن ها را افزایش دهید. می توانید به سلاح های خود المان هایی مثل اتش و برق و یخ و… بیافزایید تا در مقابل دشمنان مختلف که هر یک نسبت به حملات و المان های خاصی ضعف دارند از آن ها استفاده کنید. مبارزات بازی نیز بسیار لذت بخش و جذاب هستند. هر کلاس توانایی های کاملا مختلفی دارد که که می توانید ۸ عد از این توانایی ها را بر روی دکمه ها قرار دهید و در بازی استفاده کنید. این که کدام توانایی ها را انتخاب خواهید کرد کاملا به شما و مسیری که آن شخصیت را آپگرید کرده اید باز میگردد. بگذارید مثالی برای شما بزنم تا تنوع این بازی را درک کنید. کلاس Mage را در نظر بگیرید؛ وقتی که یک لول بالا می روید یک پوینت به دست می آورید که باید آن را خرج کنید. حالا چندین شاخه وجود دارد مثل آتش , برق, یخ , حمایتی و … که هر یک از این شاخه ها دارای حدود ۲۰ تا ۳۰ اپگرید و قابلیت های Active و Passive مختلف می باشد که شما باید آن ها را انتخاب کنید و پوینت را در مسیری که مورد نظر شما است خرج نمایید. حال خودتان محاسبه کنید که با چه حدی از تنوع در مبارزات بازی بر خوردار هستید. مبارزات بازی کاملا به صورت همزمان و اکشن می باشند و بسیار سریع و جذاب و با افکت های مختلف بسیار زیبا طراحی شده اند. در مجموع باید گفت بدون شک Dragon Age: Inquisition عنوانی است که کاملا شایستگی و لیاقت انتخاب شدن به عنوان بازی سال را دارا بوده است و این بازی به عنوان بازی سال ۲۰۱۴ در لیست ما قرار گرفته است.

۱۱ – Grand Theft Auto V

Grand Theft Auto V

بازی سال ۲۰۱۳

سازنده: RockStar

ناشر: RockStar

ژانر: Action-Adventure و Open-world و Third Person Shooter

دیگر کاندیداهای بازی سال:  BioShock Infinite, Super Mario 3D World, The Last of Us, Tomb Raider

پلتفرم مقصد: Playstation 4 ,Xbox One ,PC ,Playstation 3 ,Xbox 360

امتیاز متا: ۹۷/۱۰۰

بعد از سن آندریاس و نسخه چهارم، نوبت به سومین بازی سال این سری و چهارمین بازی سال راک استار طی حدود ۱۰ سال رسید. ولی از نظر شخصی و برای “من” انتخاب جی تی ای ۵ مقداری برایم عجیب بود زیرا مثل این بود که می آمدند وقتی آنچارتد ۲ بازی سال شده بود دوباره آنچارتد ۳ که همان فرمول کلی را داشت و فقط مقداری بهبود یافته بود هم بعد از یکی دو سال دوباره بازی سال می کردند. جی تی ای ۴ قبل تر بازی سال شده بود و جی تی ای ۵ جز داشتن ۳ شخصیت و ارائه برخی بهبودها، در فرمول کلی خود هیچ فرقی با نسخه چهارم نداشت ولی باز هم بازی سال شد! اینجاست که باعث می شود برخی از عجیب بودن وضعیت راک استار و هاله مقدس و .. بگویند و البته برخی از طرفداران این شرکت هم سریعا بیایند از آن دفاع کنند. به هر حال حرف حق را باید زد. اگر جی تی ۵ بازی سال بود از نظر من پس آنچارتد ۳ هم بازی سال بود و تازه آنچارتد ۴ هم بازی سال بود که باز هم حقش را خورند. آن هم تازه از سالی حرف می زنیم که لست آو اس در لیست بود  و یک بازی کاملا جدید و نو و بی مشابه بود. به هر شکل با تمام این حرف و حدیث ها این تنها نظر بنده است نمی توانیم بگوییم چه باید انتخاب می شد و چرا و … چون که در نهایت بازی سال ۲۰۱۳ تنها Grand Theft Auto V است و این انتخاب رسمی بازی سال است که باید به آن احترام بگذاریم. بازی Grand Theft Auto V که به عنوان بازی سال ۲۰۱۳ در لیست ما قرار گرفته است، عنوانیست به سازندگی راک استار که همین کمپانی هم مثل همیشه وظیفه انتشار آن را برعهده داشت. این بازی که در ژانر اکشن ماجرایی جهان آزاد و شوتر سوم شخص قرار داشت، بر روی پلتفرم های پلی استیشن ۳، ایکس باکس ۳۶۰، پلی استیشن ۴، ایکس باکس وان و رایانه های شخصی در اختیار بازیبازان سراسر دنیا قرار گرفت و توانست به واسطه روایت بی نظیر داستان ۳ گانگستر به صورت متصل به هم و گیم پلی کاملا کاملا آزادانه و پرمحتوا، خیلی زود دل تمام بازیبازان و منتقدین را به دست آورده و نامش را به عنوان یکی از کاندیداهای واضح برترین بازی سال بر سر زبان ها بیاندازد.

بعد از سن آندریاس و نسخه چهارم، نوبت به سومین بازی سال این سری و چهارمین بازی سال راک استار طی حدود ۱۰ سال رسید. ولی از نظر شخصی و برای “من” انتخاب جی تی ای ۵ مقداری هم عجیب بود زیرا مثل این بود که می آمدند وقتی آنچارتد ۲ بازی سال شده بود دوباره آنچارتد ۳ که همان فرمول کلی را داشت و فقط مقداری بهبود یافته بود هم بعداز یکی دو سال دوباره بازی سال می کردند. جی تی ای ۴ قبل تر بازی سال شده بود و جی تی ای ۵ جز داشتن ۳ شخصیت و ارائه برخی بهبودها، در فرمول کلی خود هیچ فرقی با نسخه چهارم نداشت ولی باز هم بازی سال شد! اینجاست که باعث می شود برخی از عجیب بودن وضعیت راک استار و هاله مقدس و .. بگویند و البته برخی از طرفداران این شرکت هم سریعا بیایند از آن دفاع کنند. به هر حال حرف حق را باید زد. اگر جی تی ۵ بازی سال بود پس از نظر من ۳ هم بازی سال بود و تازه آنچارتد ۴ هم بازی سال بود که باز هم حقش را خورند. آن هم تازه از سالی حرف می زنیم که لست آو اس در لیست بود  و یک بازی کاملا جدید و نو و بی مشابه بود. به هر شکل با تمام این حرف و حدیث ها این تنها نظر بنده است و نمی توانیم بگوییم چه باید انتخاب می شد و چرا و … چون که در نهایت بازی سال ۲۰۱۳ تنها Grand Theft Auto V است و این انتخاب رسمی بازی سال است که باید به آن احترام بگذاریم.

عنوان Grand Theft Auto V در زمینه المان های گیم پلی و گان پلی و کاورگیری به مانند سایر بخش های خود فوق العاده عالی عمل کرده است و مبارزات خیابانی بسیار جذابی را برای ما رقم می زد. سیستم تیراندازی بازی بسیار روان، نرم و خوش دست بود و شلیک با تک تک سلاح ها در بازی لذت خاص خودش را داشت هر چند که باید به این نکته نیز اشاره کرد که سیستم شلیک و گان پلی این عنوان تا حدی نیز حالت آرکید دارد که البته این اصلا یک ضعف نیست زیرا که این بازی هرگز یک بازی “شوتر سوم شخص” محض نبوده است و تنها سیستم مبارزات آن است که در این سبک دنبال می شود و از دوربین روی شانه هنگام نشانه گیری ها استفاده می کند. اما بنده به شخصه عقیده دارم که سیستم شلیک و گان پلی و کاورگیری و مبارزات در دو شاهکار دیگر راک استار یعنی Red Dead Redemption و  Max Payne 3 از  Grand Theft Auto V برتر هستند و سلاح ها و مبارزات وزن بیشتری دارد. همچنین GTA V  یکی از بهترین عناوین از لحاظ مقدار محتوا در بخش تک نفره نیز هست و در واقع باید گفت در مقایسه با دیگر بازی ها، خیلی بیشتر از قیمتی که برای آن هزینه کرده اید، ارزش دارد و ساعت ها و ساعت ها محتوای جذاب و بی نظیر را با سخاوت تمام، در اختیار بازیباز قرار می دهد. Grand Theft Auto V مصداق بارز یک بازی بدون نقص بود و در هر زمینه ای که فکرش را بکنید یک الگو برای بازیسازان مخصوصا در سبک جهان آزاد و سندباکس محسوب می شد. همه چیز در این عنوان در بالاترین سطح کیفیت قرار داشت و اوج لذت ممکن از یک بازی را به بازیبازان منتقل می کرد. بخش آنلاین بازی که دیگر برای خودش دنیایی جداست و محتوای آن، سال ها و سال ها می تواند کاری کند که شما از این بازی دلزده نشوید.

ناوین Grand Theft Auto همواره از نظر تجاری و محبوبیت و امتیازات موفق بوده اند و توانسته اند حس و حال قرار گیری در زندگی یک گانگستر واقعی را به بازیباز منتقل می کند آن هم بدون هیچ سانسوری و به صورت کاملا واقع گرایانه که بازیبازها هیچ گاه نمی توانند در دنیای واقعی تجربه کنند. گانگسترها آدم می کشند، پلیس می کشند، قاچاق می کنند و … که همه این موارد در بازی های این سری وجود دارد.

Grand Theft Auto V از زمان انتشار بارها و بارها توسط منابع و مراجع معتبر گیمینگ و همین طور بازیبازان مورد تحسین قرار گرفت و نهایتا موفق شد در رقابت با رقبایی قدرتمند که شامل BioShock Infinite, Super Mario 3D World, The Last of Us, Tomb Raider بودند و هر کدامشان واقعا از بهترین های نسل و شایسته برنده شدن بودند، عنوان و جایزه برترین بازی سال یا Game of the Year 2013 را در مراسم انتخاب برترین های سال از آن خود کند و یک افتخار بزرگ را برای راک استار رقم بزند که این چهارمین جایزه بازی سال برای این شرکت تنها در ۱۰ سال بود و سومین جایزه بازی سال برای سری جی تی ای! البته همان طور که در ابتدا هم عرض کردم در این سال همان قدر که جی تی ای ۵ طرفدار داشت، همان قدر هم کسانی بودند که می گفتند لست او اس (که تازه یک بازی انحصاری بود) قطعا باید بازی سال می شد و به شخصه اعتقاد دارم کاملا درست می گفتند زیرا جی تی ای ۵ نسخه کامل شده و بهبود یافته بازی قبلی بود که آن هم بازی سال شده بود و دوباره همان فرمول را بازی سال کردند در حضور شاهکاری جاودانه مثل لست آو اس که یک بازی جدید و بی مثال بود. بگذریم… لازم به ذکر است که Grand Theft Auto V در زمان انتشار از مجموع نقدها و نمرات خود موفق به کسب امتیاز متای ۹۷/۱۰۰ گردیده بود. Grand Theft Auto V  از آن بازی های تاریخ ساز است که تا ابد در یاد ها و خاطره ها جاودانه خواهد بود. عناوین Grand Theft Auto همواره از نظر تجاری و محبوبیت و امتیازات موفق بوده اند و توانسته اند حس و حال قرار گیری در زندگی یک گانگستر واقعی را به بازیباز منتقل می کند آن هم بدون هیچ سانسوری و به صورت کاملا واقع گرایانه که بازیبازها هیچ گاه نمی توانند در دنیای واقعی تجربه کنند. گانگسترها آدم می کشند، پلیس می کشند، قاچاق می کنند و … که همه این موارد در بازی های این سری وجود دارد. بدون شک Grand Theft Auto V عنوانی است که کاملا شایستگی و لیاقت انتخاب شدن به عنوان بازی سال را دارا بوده است و این بازی به عنوان بازی سال ۲۰۱۳ در لیست ما قرار گرفته است.

۱۰ – The Walking Dead: The Game

The Walking Dead: The Game

بازی سال ۲۰۱۲

سازنده: Telltale Games

ناشر: Telltale Games

ژانر: Adventure

دیگر کاندیداهای بازی سال:  Assassin’s Creed III, Dishonored, Journey, Mass Effect 3

پلتفرم مقصد: Playstation 4 ,Xbox One ,PC ,Playstation 3 ,Xbox 360, Mac, Android, ios, Wii u, Switch

امتیاز متا: ۹۴/۱۰۰

سری عناوین The Walking Dead به عنوان یادگار و نقطه اوج عملکرد تل تیل گیمز، سازنده دوست داشتنی که در این اواخر مقداری به بیراهه رفت محسوب می شوند. بسیاری از بازیبازان با این سری و مخصوصا فصل اول و دوم آن زندگی کرده شاهد بوده اند که لی و کلمنتاین یکی بعد از دیگری موانع را پشت سر می گذارند، از شر دشمنان فرار می کنند، آن ها را از سر راه بر می دارند و لحظه به لحظه به هم وابسته تر می شوند. هر چقدر که به پایان بازی و نتیجه گیری آن نزدیک می شدیم به هر دوی این شخصیت ها عمیقا وابسته شده و از عمق و زیبایی رابطه این دو در دل دنیایی سیاه و بیرحم، به شعف آمده ایم و خوشحال شده ایم و غصه خورده ایم و شاید اشک ریخته ایم. به همین دلیل هم بود که در سال ۲۰۱۲ در میان ناباوری خیلی ها و در حضور شاهکارهایی مثل مس افکت ۳ و دیس آنرد و جورنی، ناگهان یک بازی ماجرایی با نام The Walking Dead: The Game جایزه بازی سال ۲۰۱۲ را از آن خود کرد و باید این را یک نقطه عطف در عملکرد سبک ماجرایی در سال های اخیر محسوب کرد چرا که با این اتفاق بود که تل تیل گیمز به نوعی دوباره سبک ماجرایی را زنده و سرپا کرد. بازی The Walking Dead: The Game که به عنوان بازی سال ۲۰۱۲ در لیست ما قرار گرفته است، عنوانیست به سازندگی تل تیل گیمز که همین کمپانی وظیفه انتشار آن را نیز برعهده داشت. این بازی که در ژانر ماجرایی قرار داشت، برای پلتفرم های پرتعدادی از جمله Playstation 4 ,Xbox One ,PC ,Playstation 3 ,Xbox 360, Mac, Android, ios, Wii u و Switch در نسل هفتم و هشتم منتشر شد و در اختیار بازیبازان سراسر دنیا قرار گرفت و توانست با ارائه یک تم آخرالزمانی هیجان انگیز مبتنی بر زامبی، روایت داستانی بی نظیر، تصمیم های اخلاقی و خاکستری بسیار سخت و مشاهده تاثیر تصمیم ها در داستان، خیلی زود دل تمام بازیبازان و منتقدین را به دست آورده و نامش را به عنوان یکی از کاندیداهای واضح برترین بازی سال بر سر زبان ها بیاندازد، هر چند که باز هم در آن مقطع کسی فکر نمی کرد این بازی با حضور مس افکت و جورنی و اساسین ۳ بازی سال شود.

در سال ۲۰۱۲ در میان ناباوری خیلی ها و در حضور شاهکارهایی مثل مس افکت ۳ و دیس آنرد و جورنی، ناگهان یک بازی ماجرایی با نام The Walking Dead: The Game جایزه بازی سال ۲۰۱۲ را از آن خود کرد و باید این را یک نقطه عطف در عملکرد سبک ماجرایی در سال های اخیر محسوب کرد چرا که با این اتفاق بود که تل تیل گیمز به نوعی دوباره سبک ماجرایی را زنده و سرپا کرد.

در عناوین ماجرایی داستان و انتخاب یعنی همه چیز. داستان باید َآن قدر شاهکار باشد که به نوعی جور گیم پلی را هم بکشد مخصوصا وقتی که یک بازی این سبک بازی سال شود یعنی داستان و روایتش باید از برترین های تاریخ باشد. اصلیت و محور اصلی داستان این سری مخصوصا در فصول اول و دوم بر پایه شخصیت کلمنتاین و معصومیتی از دست رفته است. همان طور که قبلا نیز به این موضوع اشاره کرده ام “سریعا تباه شدن معصومیت و جهشی رد شدن دوران کودکی برای یک شخص بسیار بسیار غمگین کننده است و ضربات جبران ناپذیری را وارد می کند.  وقتی که شرایط زندگی یک کودک چنین رقم می خورد بیش از پیش به بی‌رحمی دنیا و زندگی پی می بریم و انسان به واقع از درون غصه دار می شود. در دنیایی که وحشی گری حرف اول و آخر را می زند معصومیت و احساسات کودکانه، کوله بار خود را می بندند و از دنیای کودک پر می کشند تا دیگر او هیچ گاه چیزی از دنیای کودکی خود به یاد نیاورد. تازه اگر زنده مانده باشد که بخواهد به یاد نیاورد! همان گونه که همیشه گفته ام و به احتمال قریب به یقین شما نیز با من موافق هستید، یکی از سخت ترین و غمگین ترین مواردی که دل انسان را به درد می آورند مشاهده کودکی است که مجبور شده تا به خاطر شرایط زندگی خیلی زودتر از حد معمول بزرگ شود و کارهایی را انجام دهد که برای یک انسان بالغ سخت و دشوار است چه برسد به یک کودک. کارهایی که روحیه یک انسان بالغ را نابود می کنند و بر روی زندگی او تاثیر می گذارند چه برسد به این که یک دختر بچه کوچک بخواهد آن ها را انجام دهد. یک انسان بالغ و بزرگسال شاید با کشتن یک نفر برای اولین بار (حتی اگر یک قاتل و دزد و زامبی باشد) تا همیشه زندگی اش تغییر کند و روی روحیه او تاثیری همیشگی بگذارد، حال تصور کنید که کودکی ۹ ساله اسلحه به دست گیرد و مجبور به کشتن شود. واقعا از ذهن او چه می گذرد زمانی که در حال کشیدن ماشه است؟ می دانید فاصله بین کشیدن و نکشیدن ماشه برای او چه فاصله ای است؟ فاصله ای است که بعد از آن تمام معصومیت یک کودک به فنا خواهد رفت و بار گناهی مرگبار و سنگین بر شانه هایی ۹ ساله سنگینی خواهد کرد. مگر شانه های یک کودک توان حمل چقدر گناه اجباری را دارند؟ مگر ذهن پاک یک کودک توان هضم چقدر درد و گناه را دارد؟ مگر او چه کرده است که باید تاوانی به این سنگینی بدهد؟ شاید بزرگترین گناهش تاکنون خوردن دو شکلات به جای یکی بوده است. او چرا باید این همه تضاد و افزایش فشار مرگبار زندگی را تحمل کند؟ این عادلانه نیست… نه، زندگی عادلانه نیست. وقتی مرده ها راه بروند، وقتی زمین به محل رستاخیز مردگان تبدیل شده باشد، این هم می شود زندگی و دنیای یک کودک. تازه بدتر آن جاست که وقتی این کودک یک سرپناه و یک آغوش امن برای خودش پیدا می کند، باز هم دوباره مجبور شود او را از دست بدهد و دوباره یک ضربه عمیق بخورد. همه اینها در مسیری که کلمنتاین در سری عناوین مرده متحرک در فصل اول به همراه لی و در فصل دوم به تنهایی طی کرد وجود داشته اند و عمق فاجعه و غم حتی شدیدتر از مواردی است که مطرح کردیم.”

در عناوین ماجرایی داستان و انتخاب یعنی همه چیز. داستان باید َآن قدر شاهکار باشد که به نوعی جور گیم پلی را هم بکشد مخصوصا وقتی که یک بازی این سبک بازی سال شود یعنی داستان و روایتش باید از برترین های تاریخ باشد. اصلیت و محور اصلی داستان این سری مخصوصا در فصول اول و دوم بر پایه شخصیت کلمنتاین و معصومیتی از دست رفته است.

بازی The Walking Dead: The Game از زمان انتشار بارها و بارها توسط منابع و مراجع معتبر گیمینگ و همین طور بازیبازان مورد تحسین قرار گرفت و نهایتا موفق شد در رقابت با رقبایی قدرتمند که شامل Assassin’s Creed III, Dishonored, Journey و Mass Effect 3 بودند و هر کدامشان واقعا از بهترین های نسل و شایسته برنده شدن بودند، عنوان و جایزه برترین بازی سال یا Game of the Year 201۲ را در مراسم انتخاب برترین های سال از آن خود کند و یک افتخار بزرگ را برای سازندگان و ناشرش رقم بزند. لازم به ذکر است که بازی The Walking Dead: The Game در زمان انتشار از مجموع نقدها و نمرات خود موفق به کسب امتیاز متای ۹۴/۱۰۰ گردید تا به عنوان یکی برترین بازی های ماجرایی تاریخ  و تنها بازی این سبک که جایزه بازی سال را برده است شناخته شود و به نوعی می توان گفت سبب شد تا ژانر ماجرایی که تقریبا به فراموشی سپرده شده بود دوباره جانی تازه بگیرد. در ادامه هم فصل های بعدی این بازی موفق عمل کردند ولی به هر حال فصل دوم آن تازگی و نو بودن فصل اول را نداشت و فصل اول که به عنوان بازی سال ۲۰۱۲ انتخاب شد در زمان خود یک بازی جدید بود که چیزی شبیه آن وجود نداشت ولی فصل دوم یک بازی عالی بود که راه فصل اول را تکرار کرده بود. از فصل سوم این سری بسیاری از طرفداران و منتقدین اعتقاد دارند که این فرنچایز دیگر مقداری رنگ و بوی تکرار و کهنگی گرفته و آن فرنچایز خیلی خیلی جذاب فصول اول و دوم نیست که البته ابن موضوع مخالفین و موافقینی نیز دارد. در نهایت باید گفت بدون شک بازی The Walking Dead: The Game عنوانی است که کاملا شایستگی و لیاقت انتخاب شدن به عنوان بازی سال را دارا بوده است و این بازی به عنوان بازی سال ۲۰۱۲ در لیست ما قرار گرفته است.

۹ – The Elder Scrolls V: Skyrim

The Elder Scrolls V: Skyrim

بازی سال ۲۰۱۱

سازنده: Bethesda Game Studios

ناشر: Bethesda

ژانر: Action-RPG

دیگر کاندیداهای بازی سال:  Batman: Arkham City, The Legend of Zelda: Skyward Sword, Portal 2, Uncharted 3: Drake’s Deception

پلتفرم مقصد: Playstation 4 ,Xbox One ,PC ,Playstation 3 ,Xbox 360, Switch

امتیاز متا: ۹۶/۱۰۰

“نقش آفرینی” در طول سال ها، همواره دست آویزی برای رسیدن به اوج لذت گیمینگ برای من بوده است و بهترین خاطراتی که تاکنون در دنیای پهناور بازی های رایانه ای داشته ام متعلق به عناوین نقش آفرینی است. این سبک یکی از محبوب ترین ژانرهای بازی در دنیا محسوب می شود ولی در کشورمان در سال های قدیم چنین نبوده است و تنها در چند سال اخیر است که این سبک با ارائه عناوینی بی نظیر و محبوب در دل بازیبازان کشورمان نیز جا باز کرده است و بسیاری از بازیبازان جدید اصطلاحا “نقش آفرینی باز” شده اند و از این سبک لذت می برند. بدون شک در این تغییر سلیقه و ذائقه، نقش انتشار عناوین بزرگ قدرتمند انکار ناشدنی است و بازی های بی نظیری که در سال های اخیر در این ژانر ساخته شده اند و چند بار هم موفق شده اند تا به عنوان بازی سال انتخاب شوند، باعث شده اند تا نگاه و توجه بیشتری از سوی بازیبازان کشورمان به این سبک معطوف گردد. Bethesda Game Studios که یکی از بزرگترین و معتبرترین کمپانی های بازیسازی و نشر در دنیای بازی های رایانه ای به حساب می آید بدون شک نقش عظیمی در محبوب تر کردن هر چه بیشتر ژانر نقش آفرینی در دنیا بر عهده داشته است. این کمپانی دو فرنچایزی  را در اختیار دارد که از برترین و محبوب ترین فرنچایزهای نقش آفرینی تاریخ هستند یعنی فرنچایزهای بی نظیر Fallout و همین طور The Elder Scrolls که هرکدام طرفداران بیشماری در دنیا دارند و جزو پرمحتواترین و با کیفیت ترین عناوین نقش آفرینی تاریخ قلمداد می شوند.

بعد از انتشار The Elder Scrolls IV: Oblivion و موفقیت فوق العاده آن، بسیاری منتظر بودند تا ببینند نسخه پنجم این سری بزرگ چگونه خواهد شد و خوشبختانه The Elder Scrolls V: Skyrim تمام طرفداران و سازندگان بازی را روسفید کرد و تبدیل به یکی از برترین بازی های تاریخ شد.

سری عناوین بسیار پرطرفدار و قدرتمند The Elder Scrolls یا “کتیبه بزرگان” در طول تاریخ هر گونه افتخاری که شما فکرش را بکنید کسب کرده است و از بازی سال گرفته تا ایجاد انقلاب در سبک نقش آفرینی و فروش بی نظیر و امتیاز متای فوق العاده و … همه و همه در پرونده پر افتخار این سری دیده می شود. فرنچایزی که برترین و قدرتمندترین فرنچایز Bethesda محسوب می شود و تاکنون بیش از ۴۰ میلیون نسخه در سراسر دنیا فروش داشته اند که واقعا رقم فوق العاده ای است و نشان از بزرگی و عظمت و البته محبوبیت این فرنچایز در بین بازیبازان در دنیا دارد. سری The Elder Scrolls در سال ۱۹۹۴ با بازی The Elder Scrolls: Arena به دنیای بازی های رایانه ای معرفی شدند و در طول سال ها خود را به عنوان یکی از ۲-۳ فرنچایز برتر تاریخ نقش آفرینی به دنیا شناساندند. نقطه عطف این فرنچایز با بازی The Elder Scrolls IV: Oblivion در سال ۲۰۰۶ بود که انقلابی را در سبک نقش آفرینی ایجاد کرد و مورد تحسین بازیبازان و منتقدان قرار گرفت و متای بی نظیر ۹۴ را نیز به خود اختصاص داد. بعد از انتشار The Elder Scrolls IV: Oblivion و موفقیت فوق العاده آن، بسیاری منتظر بودند تا ببینند نسخه پنجم این سری بزرگ چگونه خواهد شد و خوشبختانه The Elder Scrolls V: Skyrim تمام طرفداران و سازندگان بازی را روسفید کرد و تبدیل به یکی از برترین بازی های تاریخ شد. بازی The Elder Scrolls V: Skyrim که به عنوان بازی سال ۲۰۱۱ در لیست ما قرار گرفته است، عنوانیست به سازندگی بتزدا که همین کمپانی هم مثل همیشه وظیفه انتشار آن را برعهده داشت.

باور کنید که خیلی خیلی خیلی سخت است در حضور یک بازی ناتی داگ، یک بازی زلدا، یک بازی والو، و شاید برترین بازی ابرقهرمانی تاریخ، بازی سال شوی!

این بازی که در ژانر اکشن نقش آفرینی قرار داشت، بر روی پلتفرم های پلی استیشن ۳ و ایکس باکس ۳۶۰ و رایانه های شخصی در اختیار بازیبازان سراسر دنیا قرار گرفت و توانست به واسطه خلق دنیایی بی نهایت جذاب و سرشار از محتوای باکیفیت و داستان های گوناگون، خیلی زود دل تمام بازیبازان و منتقدین را به دست آورده و نامش را به عنوان یکی از کاندیداهای واضح برترین بازی سال بر سر زبان ها بیاندازد.  در نسل هشتم و در سال ۲۰۱۶ بود که نسخه بازسازی شده این بازی بی نظیر نیز برای کنسول های PlayStation 4 و Xbox One نیز عرضه گردید. یک سال بعد نیز نسخه نینتندو سوییچ این عنوان به همراه نسخه پشتیبانی کننده از هدست واقعیت مجازی پلی استیشن وی آر منتشر شدند. The Elder Scrolls V: Skyrim از زمان انتشار بارها و بارها توسط منابع و مراجع معتبر گیمینگ و همین طور بازیبازان مورد تحسین قرار گرفت و نهایتا موفق شد در رقابت با رقبایی قدرتمند که شامل Batman: Arkham City, The Legend of Zelda: Skyward Sword, Portal 2 و Uncharted 3: Drake’s Deception بودند و هر کدامشان واقعا از بهترین های نسل و شایسته برنده شدن بودند، عنوان و جایزه برترین بازی سال یا Game of the Year 201۱ را در مراسم انتخاب برترین های سال از آن خود کند و یک افتخار بزرگ را برای سازندگان و ناشرش رقم بزند. باور کنید که خیلی خیلی خیلی سخت است در حضور یک بازی ناتی داگ، یک بازی زلدا، یک بازی والو، و شاید برترین بازی ابرقهرمانی تاریخ، بازی سال شوی!

در اسکایریم به معنای کامل، همه چیز از ریزترین جزییات تا المان های اصلی، شگفت انگیز و جذاب است و در نهایت تک تک همین بخش های کوچک و جزییات هستند که با هم جمع شده اند و شاهکاری را به نام اسکایریم خلق کرده اند که بارها و بارها نمره کامل می گیرد و بازی سال می شود و همواره از آن به عنوان یکی از برترین عناوین تاریخ یاد می شود.

اسکایریم این کار را کرد و الحق و و الانصاف هم که بهترین انتخاب بود. لازم به ذکر است که The Elder Scrolls V: Skyrim در زمان انتشار از مجموع نقدها و نمرات خود موفق به کسب امتیاز متای ۹۶/۱۰۰ گردیده بود. در اسکایریم به معنای کامل، همه چیز از ریزترین جزییات تا المان های اصلی، شگفت انگیز و جذاب است و در نهایت تک تک همین بخش های کوچک و جزییات هستند که با هم جمع شده اند و شاهکاری را به نام اسکایریم خلق کرده اند که بارها و بارها نمره کامل می گیرد و بازی سال می شود و همواره از آن به عنوان یکی از برترین عناوین تاریخ یاد می شود. در عناوین سری The Elder Scrolls همواره شاهد کامل ترین محتوا و بزرگ ترین نقشه ها برای گشت و گذار و تعداد بسیار زیادی ماموریت ها و فعالیت های مختلف و متنوع بوده ایم که سبب شده است تا بازی های الدر اسکرولز تبدیل به یکی از پرمحتواترین فرنچایزهای تاریخ شوند. در این بین قطعا بازی Skyrim حرف اول را می زند و واقعا اگر بخواهیم بگوییم کدام بازی در دنیا وجود دارد که به نسبت قیمتش محتوایی چندین برابر آن هم با حداکثر کیفیت ممکن و جذابیت را در اختیار بازیباز قرار می دهد، بدون شک پاسخ Skyrim است که باید گفت پرمحتواترین عنوانی است که تاکنون دیده ایم. البته شاید بازی هایی باشند که از نظر ساعت بازی کردن طولانی تر باشند اما از نظر مقدار محتوای مفید و فعالیت های متنوع و کیفیت محتوا در مجموع هیچ بازی در سطح Skyrim قرار ندارد (غیر از ویچر ۳ که آن هم در همین سطح است از لحاظ مقدار محتوای مفید). بدون شک The Elder Scrolls V: Skyrim عنوانی است که کاملا شایستگی و لیاقت انتخاب شدن به عنوان بازی سال را دارا بوده است و این بازی به عنوان بازی سال ۲۰۱۱ در لیست ما قرار گرفته است.

12345678910(68 رای, میانگین آرا 8٫57 از 10 )
Loading...

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

  • RickSanchez گفت:

    یه سوال، توی قضیه گاد و رد دد آیا ریسک کردن صرفا دلیل خوبی برای برتری دادن به یه عنوانه؟ مثلا بیای ریسک کنی و یه آی پی که روال سابقش جواب میداده رو دستخوش تغییر کنی و المان هایی رو جایگزینش کنی که تک تکشون توی بسیاری از بازیا وجود داشتن، جواب هم گرفتن، در نهایت چیزی که اسمش شده تغییر و نه نو آوری، یه فاکتور واسه برترین شدن؟

    18Thumb up 12Thumb down
    • y.khoora گفت:

      دوستانی که هنوز نتشون قطعه با اموزشی که داخل وبلاگ میتونین به اینستا تلگرام وصل شید
      deathhack . blog . ir

      7Thumb up 3Thumb down
      • RoS RyDER گفت:

        سلام
        اسپم و اسپویل:
        من tlou رو بازی کردم و اون مرحله که به دانشگاه فایرفلای ها میری و ی عده میان جول زخمی میشه و بیهوش میشه بعدش واسه من صفحه سیاه شد و بعدش کات سین اومد هوا برفی بود و الی ی خرگوش رو زد بعدش ی چیز اومد واسم باید ۱۰۰ میشد کسی میدونه چرا اینطوری شد؟:/

        4Thumb up 1Thumb down
    • MS GAMER گفت:

      داداش درست ریسک کردن مهمه,سانتامونیکا اومد گاد آف وار رو که بزرگترین آی پیه سونی بودو کوبید و از اول ساخت دید دوربین عوض شد دنیای بازی عوض شد حتی خود کریتوس و خلق خوش هم عوض شد این اصلا کار آسونی نیست مثل این میمونه شما بخوای مثلا جی تی ای رو بکوبیو از اول بسازی کلا سبکشو عوض کنی درست بهش فکر کنی میبینی بی نهایت کار سختیه

      18Thumb up 5Thumb down
      • Vagabond گفت:

        گاد تغییر کرد چون منتقدا از تکراری شدنش مینالیدن به متای سه گانه دقت کنی هر قسمت نسبت به قبلی افت نمره داشت…
        اما gta انقدر گیم پلی غنی داره که هر نسخه اش بدون تغییر خیلی بزرگی از نسخه دیگش بهتر میشه اینکه دوستان میان و سانتا مونیکا رو در سطح راک استار قرار میدن اشتباهه بنظرم چون راک استار همتا نداره و تنها کسانی که میتونن بازی هایی عظیم تر ازش بسازن فقط دو استودیو بتسدا و بلیزارد هستند شما صبر کن تا بازی بعدی بتسدا یعنی Starfield و بازی بعدی بلیزارد یعنی Diablo IV بیاد تا به خوبی شکوه این استودیوها رو درک کنی مخصوصا دیابلوIV که تریلرهاش و مصاحبه های بلیزارد خبر از بهترین نسخه دیابلو و یکی از برترین اکشن نقش آفرینی های تاریخ رو میده.این جوایز نیستند که به این سه استودیو افتخار میبخشند بلکه ابرشاهکار های این سه تا هستند که با بردن این جوایز بهشون اعتبار میبخشند.من هر جا بخوام عظمت هنر هشتم رو به رخ دیگران بکشم از آثار این سه استودیو و افرادی مثل کن لوین و شینجی میکامی و هیدتاکا میازاکی و گیب نویل و تاد هاوارد مایه میگذارم

        14Thumb up 6Thumb down
      • M4HD1 گفت:

        بی نهایت سخت تر اونجایی که با این همه تغییر هنوز همون روح و حس سری اصلیو حفظ کردن….

        6Thumb up 3Thumb down
      • RickSanchez گفت:

        پس با این حساب شما توی گاد جدید، بعنوان یه بازی مستقل چیزی واسه ارائه نمی بینی؟ و صرفا به این علت که تغییرات اعمال شده روی این نسخه باعث سرافکندگی سری قدیمی گاد نشده، اونو یه عنوان لایق لقب بهترین بازی سال می دونی؟ پس مقایسه کیفیت این بازی به همراه هویت مستقل خودش با عناوین دیگه چی؟ قطعا این ریسک لایق احترامه، اما من فکر می کنم همه دارن فقط به این یه فاکتور تکیه می کنن، نه قابلیت های ذاتی خودش

        12Thumb up 5Thumb down
        • M4HD1 گفت:

          عزیزم اینارو باید همون یکسال پیش میپرسیدی…. زنگ زدم آتش نشانی….

          1Thumb up 18Thumb down
          • Caxel105 گفت:

            یه جمله یاد گرفتن،حالا دیگه هرجا حرفی برای گفتن ندارن زود میگن زنگ زدم آتش نشانی،پماد سوختگی…هرجای کامنت این بنده خدا رو میبینم اثری از سوختگی مشاهده نمیکنم!فقط و فقط داره منطقی با شما بحث میکنه و سؤال میپرسه،حالا دیگه اگه حرفایی که میزنه باب میل شما نیست و جوابی برای حرفاش نداری مشکل از خودته نه سوختگی ایشون! No

            13Thumb up 1Thumb down
            • M4HD1 گفت:

              عزیزم یکسال گذشته هنوز که هنوز همه میپرسند چرا گاد بهترین شد البته حق میدم که جعبه فن ها این سوالاتو بپرسند چون اونا نتونستن این شاهکار در کنار شاهکاری چون رد دد تجربه کنن…. اینم جواب منطقی…. آتش نشانی تو راهه

              1Thumb up 8Thumb down
  • Ali wfw گفت:

    اقای بابای ممنون بابت بررسی ولی رابطه last و gta v کاملا در اشتباه هستید و در یک کلام میتونم بگم last قابله مقایسه با gta حتی بدترین نسخش اما خارج از مقایسه last بازی خیلیی خوبیه من خودم دو بار تمومش کردم با سپاس فراوان لطفا تایید کنید

    26Thumb up 14Thumb down
  • امسال RE2 گوتی میشه بدون شک، من یه هفته پیش شروع کردم به بازی کردنش و به نظرم واقعا عالی بود، فقط چندتا مورد بود که میتونست بهتر باشه، مورد اول اینکه باید یه تفاوتی بین مثلا Hunk و دختر شهردار می بود، وقتی با دوتاشون بازی میکنی گیم پلی فرقی نمیکنه…
    مورد دوم هم ناهماهنگی بین داستان Leon و Claire هست که به نظرم میتونست هماهنگ تر باشه، مثلا بعضی باس ها رو هم Leon و هم Claire باهاشون مبارزه میکنن که به نظرم میتونست اینطور نباشه.

    8Thumb up 8Thumb down
  • sina_old gamer گفت:

    لیست بهترین بازی های دوران گیمر بودنم:

    ۱-دویل می کرای ۳ ک حسابش از دستم در رفته چند بار تمومش کردم

    ۲-گاد ۳

    ۳-سایلنت هیل ۲

    ۴-رزیدینت ایول ۴

    ۵-ویچر ۳

    ۶-بتمن ارکهام سیتی

    ۷-مافیا ۱

    ۸-گادفادر ۱ دوبله فارسیش چقد خوب بود Frown

    ۹-جی تی ای سن اندرس

    ۱۰-لست اف اس

    ۱۱-بایاشوک ۳

    ۱۲-ابسکور ۲ {شاید خیلیا این بازی رو تجربه نکردن ولی برا من شاهکار بود مخصوصا بخش داستان و موسیقیش}

    ۱۳-متال گیر ۴

    ۱۴-دارک سولز ۲

    ۱۵-پرنس اف پرشیا ۳ {یادش بخیررر}

    و
    و
    و

    23Thumb up 13Thumb down
  • Old_Gamers گفت:

    ممنون بابت مقاله . اصولا بازیهای عامه پسند شانس خیلی بیشتری برای گرفتن گوتی دارن . واقعا دارک سولز ۲ کجا و دراگون ایج کجا . ویچر ۳ کجا و بلادبورن کجا ؟ و همچنین اوورواچ و دارک سولز ۳ که انتخاب اوورواچ در برابر شاهکار میازاکی خنده دار هستش . با تشکر .

    5Thumb up 11Thumb down
  • armind گفت:

    اقا بنظرم دراگون ایج شاهکار بود ولی اون سال حق shadow of mordor رو خوردن دراگون ایج گیم پلیش نسبت ب شلدو نسخه یکش ضعیفتر بود ضربات اصلا واقعی نبودن

    8Thumb up 3Thumb down
  • Bigshy گفت:

    Witcher و God Of War هر دو در قلب ما قرار دارند

    7Thumb up 0Thumb down
  • Illidan گفت:

    سلام بر همه گیمفایی ها و اقای بابایی عزیز.
    مقاله فوق العاده بود. دستتان طلا!

    0Thumb up 1Thumb down
  • Ruiner گفت:

    یعنی خوشم میاد اینقدر پست و حقیرید که فقط دیدگاههایی که به نفعتون رو تأیید می‌کنید و در نهایت وقاحت کامنت هایی رو که انتقادی هستند رو اصلا به هیچ وجه تأیید نمی کنید!

    7Thumb up 1Thumb down
  • Fenix گفت:

    ببخشید ولی مگه ۲۰۱۱ بتمن ارکام سیتی گوتی نشده بود؟ چون من چند جا خونده بودم و دیده بودم که ارکام سیتی بهترین بازی ۲۰۱۱ بود. حالا ممکنه من اشتباه کنم.
    در هر حال به نظرم بدترین انتخاب سال ۲۰۱۶ بود. به نظرم اون سال هر بازی ای می‌تونست بهترین باشه جز اوورواچ .

    0Thumb up 0Thumb down