هیس! | توضیح و آنالیز داستان بازی Control

۸ مهر ۱۳۹۸ - ۱۲:۰۰

Control یکی از بازی هایی بود که از وقتی برای اولین بار تریلر آن را دیدم، تصمیم گرفتم آن را بازی کنم. به نظر می آمد همه چیز بازی سر جایش است؛ یک اکشن شلوغ، پر زد و خورد و لذت بخش، محیط های فانتزی که پر از اشکال مکعبی و معلق در فضا بود، کاراکتری که به نظر مرموز می رسید و جزئیات تصویر و نورپردازی که به شکل خیره کننده ای بالا بود. تنها چیزی که به نظر می آمد Control آن را نداشته باشد، یک داستان محکم و خوب بود. البته دیگر عادتمان داده اند به گرافیک های خفن و داستان های ضعیف و آن طور که بویش می آمد، Control نیز یکی از این بازی ها بود. بنابراین بدون هیچ انتظار خاصی از داستان، به سمت Control رفتم و دیدم اوضاع کلاً فرق دارد. Control نه تنها گیم پلی و گرافیکش طبق انتظار بالاست، بلکه داستان چندلایه و خوبی هم دارد که انگیزه های درونی و بیرونی جسی فیدن (Jesse Faden)، شخصیت اول بازی را تحت پوشش قرار می دهد. از طرفی او با Hiss و مسائل مربوط به آن سر و کله می زد و از طرفی دیگر به دنبال برادرش بود. از طرفی به او وظایفی به عنوان Director جدید محول می شد، از طرفی کشمکش های درونی او باعث می شد تا هر لحظه بخواهد به زبان بیاورد که خیلی روی او حساب باز نکنند، چون او قبلاً هم آدم ها را (برادرش را) ناامید کرده است. Control روی کنسول ها، بخصوص کنسول های پایه، مشکلات گرافیکی و افت فریم های شدیدی داشت که باعث می شود نتوانیم به آن به یک بازی بی نقص و کامل بنگریم، اما بدون شک این بازی تا به اینجای کار، یکی از بهترین بازی های امسال، و یکی از بهترین تجربه های اکشن چند سال اخیر بوده است.

Control نه تنها گیم پلی و گرافیکش طبق انتظار بالاست، بلکه داستان چندلایه و خوبی هم دارد که انگیزه های درونی و بیرونی جسی فیدن (Jesse Faden)، شخصیت اول بازی را تحت پوشش قرار می دهد. از طرفی او با Hiss و مسائل مربوط به آن سر و کله می زد و از طرفی دیگر به دنبال برادرش بود. از طرفی به او وظایفی به عنوان Director جدید محول می شد، از طرفی کشمکش های درونی او باعث می شد تا هر لحظه بخواهد به زبان بیاورد که خیلی روی او حساب باز نکنند.

Control داستان گنگی دارد که فهمیدن کامل آن به کمی جست و جو در محیط بازی، خواندن برخی فایل های مهم و دقت به نشانه ها و روند داستانی دارد. از آنجایی که به وضوح خیلی ها داستان بازی را متوجه نشده اند، یا بخش هایی از آن را کامل نفهمیده اند، در این مقاله تصمیم گرفتیم نگاهی کوتاه به پنج، شش نکته ی کلیدی بازی بیندازیم و آن را توضیح دهیم که ببینید اصلاً اوضاع از چه قرار است، Hiss کیست و Object of Power چیست و Director چه کاره است و … . قرار نیست در این مقاله از ابتدا تا انتهای بازی برایتان روایت، و لحظه به لحظه ی داستان برایتان آنالیز شود، اما از آنجایی که این مقاله درباره ی داستان بازی است، حاوی اسپویلرهایی است که اگر این عنوان را هنوز تجربه نکرده اید، بهتر است از خواندنش پرهیز کنید. به هر حال، یک راست برویم سراغ نکات کلیدی داستان بازی Control. با من و گیمفا همراه باشید!

Control داستان گنگی دارد که فهمیدن کامل آن به کمی جست و جو در محیط بازی، خواندن برخی فایل های مهم و دقت به نشانه ها و روند داستانی دارد. از آنجایی که به وضوح خیلی ها داستان بازی را متوجه نشده اند، یا بخش هایی از آن را کامل نفهمیده اند، در این مقاله تصمیم گرفتیم نگاهی کوتاه به پنج، شش نکته ی کلیدی بازی بیندازیم و آن را توضیح دهیم که ببینید اصلاً اوضاع از چه قرار است، Hiss کیست و Object of Power چیست و Director چه کاره است و … .

داستان کلی Control از این قرار است که جسی فیدن، وارد ساختمانی می شود که با دنیای بیرون فرق دارد. این ساختمان، به Oldest House مشهور است. جسی به دنبال برادر خودش دیلن (Dylan) است. وقتی هر دوی آن ها بچه بودند، دیلن توسط افرادی دزدیده شده و حالا، خواهرش جسی فیدن به دنبال او می گردد. پس از ورود به ساختمان، جسی با صحنه ای مواجه می شود که Zachariah Trench، کارگردان یا آنطور که بازی آن را خطاب می کند «دایرکتور» قبلی The Federal Bureau of Control خودکشی کرده است. جسی اسلحه ی او را بر میدارد و طی یک سری مراسمات، تبدیل به کارگردان جدید FBC می شود. او که به دنبال برادرش است، با دکتر دارلینگ برخورد می کند که یکی از افراد مهم FBC (مسئول بخش تحقیقات) است. ابتدا جسی از هدف اصلی خود که پیدا کردن برادرش است چیزی به او نمی گوید، چون نمی خواهد آسیبی به برادرش برسد، اما پس از مدتی به دارلینگ اعتماد می کند و داستان خودش، دیلن و پولاریس را برای دارلینگ تعریف می کند. همچنین دارلینگ از او می خواهد تا اگر اجازه می دهد آزمایش هایی روی جسی صورت گیرد، چون او با باقی افراد فرق دارد. جسی در ادامه ی راه بیشتر با نیرویی به نام Hiss آشنا می شود.

پس از ورود به ساختمان، جسی با صحنه ای مواجه می شود که Zachariah Trench، کارگردان یا آنطور که بازی آن را خطاب می کند «دایرکتور» قبلی The Federal Bureau of Control خودکشی کرده است. جسی اسلحه ی او را بر میدارد و طی یک سری مراسمات، تبدیل به کارگردان جدید FBC می شود.

Hiss کل ساختمان را گرفته است و به هر کس که نفوذ می کند، گویا کنترل ذهن او را در دست می گیرد. دشمنانی که جسی در طول بازی با آن ها روبرو می شود، همگی کارکنان FBC و انسان های عادی بوده اند، اما هیس به آن ها نفوذ کرده و به موجوداتی خطرناک تبدیل شده اند. جسی در ادامه ی راه به مارشال (Marshall) برخورد می کند که از دیگر افراد مهم ساختمان است. مارشال قبول می کند تا جسی را در رسیدن به برادرش راهنمایی کند، اما قبل از آن از او می خواهد تا به سربازان او کمک کند تا کنترل بخش تحقیقات را به دست بگیرند و آن را از اثر هیس پاکسازی کنند. در بخش تحقیقات، اجسامی به نام HRA ساخته می شود که برای دفع اثر هیس به کار می رود و مارشال می خواهد تعداد بیشتری HRA تولید کند. پس از آن، مارشال، جسی را به بخش Prime Candidate 6 هدایت می کند، جایی که برادر جسی آنجاست. اما قبل از اینکه جسی برود، مارشال به او یادآوری می کند که دیلن دیگر خودش نیست و به جسی توصیه می کند که مراقب خودش باشد. جسی، دیلن را پیدا می کند و می بیند او نیز تحت تاثیر هیس قرار گرفته، اما از آن به عنوان رهایی و آزادی یاد می کند و به جسی می گوید هر آنچه را راجع به پولاریس می داند دور بیندازد و به هیس بپیوندد. جسی که گیج شده است، می فهمد قبل از اینکه خودش به ساختمان بیاید، دیلن آنجا بوده و به خاطر قابلیت هایش، به عنوان دایرکتور تربیت می شده است. اما سپس به این موجودی که الآن هست تبدیل شده و در بخش قرنطینه نگهداری می شود. جسی سپس برای از بین بردن اثر هیس تلاش می کند، اما خودش نیز گرفتار آن می شود، اما می تواند کنترل را دوباره پس بگیرد و هیس را مهار کند… .

دنیای Control یک دنیای میانی بین ذهن و واقعیت است. بخش خودآگاه ذهن انسان منظم، سازمان یافته و تحت کنترل است. بخش ناخودآگاه از کنترل انسان خارج است و شامل یک سری عقاید و افکار و احساسات عمیق می شود که تاثیر مستقیمی بر زندگی ما دارند، اما به آن دسترسی نداریم. دنیای Control، حد فاصلی میان ناخودآگاه جسی فیدن و دنیای واقعی است. Astral Plane ای که در بازی بارها می شنوید، همان ناخودآگاه جسی است که شکل فیزیکی به خود گرفته است.

چیزی که در داستان Control مشهود است، تاثیرات گسترده ی تحقیقات کارل یونگ، روانشناس پرآورازه ی سوئیسی است. یونگ مقالات زیادی درباره ی Synchronicity و آرکیتایپ ها دارد که در گوشه و کنار بازی می توان در برخی پرونده ها آنها را پیدا کرد. نظریه ی اول اشاراتی هم به خودآگاه و ناخودآگاه انسان دارد. اگر بخواهم ساده توضیح دهم، دنیای Control یک دنیای میانی بین ذهن و واقعیت است. بخش خودآگاه ذهن انسان منظم، سازمان یافته و تحت کنترل است. بخش ناخودآگاه از کنترل انسان خارج است و شامل یک سری عقاید و افکار و احساسات عمیق می شود که تاثیر مستقیمی بر زندگی ما دارند، اما به آن دسترسی نداریم. دنیای Control، حد فاصلی میان ناخودآگاه جسی فیدن و دنیای واقعی است. Astral Plane ای که در بازی بارها می شنوید، همان ناخودآگاه جسی است که شکل فیزیکی به خود گرفته است. Oldest House هم تنها جایی است که این امکان را برای جسی فیدن به وجود می آورد تا به ناخودآگاه خود دسترسی داشته باشد و آن را زندگی کند. کل نام بازی Control، در واقع اشاره به این واقعیت دارد که جسی فیدن نه تنها کنترل بخش های مختلف FBC را به دست می گیرد و آن را از اثر هیس پاکسازی می کند، بلکه به ذهن خودش نیز غالب می شود. پس از هر بار که کنترل را به دست می گیرید، همه ی دیوارها به سر جای خود بر می گردند، همه چیز منظم می شود و راه ها باز می شوند. Control فقط درباره ی جنگ با هیس نیست، بلکه جنگ جسی با ذهن خودش نیز هست.

FBC یک آژانس دولتی است که در آن کارهای مرموزی، از جمله رسیدگی به OoP یا همان Objects of Power صورت می گیرد. این سازمان به دور از توجه مردم عادی ساخته شده است و فقط کسانی می توانند به آن وارد شوند که از آن خبر داشته باشند.

حال، برخی از لغت هایی را که زیاد در بازی شنیده اید را توضیح خواهم داد:

اول از همه به Federal Bureau of Control یا همان FBC اشاره داشته باشیم. پس از خودکشی کارگردان قبلی، جسی کارگردان این سازمان می شود، اما کلاً FBC چیست؟ FBC یک آژانس دولتی است که در آن کارهای مرموزی، از جمله رسیدگی به OoP یا همان Objects of Power صورت می گیرد. این سازمان به دور از توجه مردم عادی ساخته شده است و فقط کسانی می توانند به آن وارد شوند که از آن خبر داشته باشند. در بازی گفته می شود که FBC توسط ما ساخته نشده و قدرتی بیرونی به نام The Oldest House آن را ساخته است.

اما OoP چیست؟ این اشیا، می توانند هر چیزی باشند. یک اسلحه، یک ریکوردر یا هر چیز دیگر که توسط انرژی های ناشناخته از دنیاهای دیگر تسخیر شده اند و قدرت ویژه ای به دارنده ی آن می بخشند. برای مثال، اسلحه ای که جسی فیدن پیدا می کند، یک OoP است و قدرت های ویژه ای دارد که در اسلحه های دیگر یافت نمی شود. وظیفه ی اصلی سازمان FBC نیز، دسته بندی، مطالعه و نگهداری از Object of Power هاست تا از این طریق به دنیای خارج دسترسی پیدا کنند. در این میان کلمه ی A.W.E را هم شاید زیاد در بازی دیده باشید که مخفف Altered World Events است. این Eventها یا همان اتفاقات، اتفاقاتی هستند که قوانین فیزیکی دنیای ما را تغییر می دهند. به نظر می رسد که OoP ها به AWEها متصل باشند و از این طریق بتوانند قدرت خود را در این جهان اعمال کنند.

اما هیس، بُعدی است که دروازه ها به روی آن باز شده و نیروهای آن، طی زمان Zachariah Trench را تحت تسخیر خود درآورده و FBC را تحت کنترل خود درآورده اند. دیلن نیز به هیس پیوسته، چون فکر می کند تنها راه فرار او از FBC از طریق هیس است. جسی نیز برای مدتی کوتاه تحت کنترل هیس درآمده بود که نهایتاً با استفاده از Polaris، روحی که از کودکی با او بوده و به او کمک کرده تا FBC را پیدا کند، هیس را شکست می دهد و رسماً کارگردان FBC می شود تا هیس را کاملاً نابود کند.

هیس از کجا آمده است؟ جسی وقتی درباره ی خودش و دیلن می گوید، اشاره می کند که او و برادرش در کودکی در شهری به نام Ordinary زندگی می کردند. آن ها به یک OoP برخورد می کنند که قابلیت ایجاد دروازه هایی به جهان های دیگر را دارد. این ماجراجویی آن ها تا جایی ادامه داشته که FBC از راه می رسد و ادعا می کند که این OoP مال آنهاست. جسی تمام مدارک و شواهد را می سوزاند، اما FBC موفق می شود این دستگاه را از آنها بدزدد و همچنین دیلن را از خواهرش جدا کند تا با آموزش های لازم او را به کارگردان بعدی این سازمان تبدیل کنند. البته در اواخر بازی جسی می بیند که گویا سوزاندن این مدارک فایده ای نداشته و همه چیز در FBC ثبت و ضبط شده است. اما هیس، بُعدی است که دروازه ها به روی آن باز شده و نیروهای آن، طی زمان Zachariah Trench را تحت تسخیر خود درآورده و FBC را تحت کنترل خود درآورده اند. دیلن نیز به هیس پیوسته، چون فکر می کند تنها راه فرار او از FBC از طریق هیس است. جسی نیز برای مدتی کوتاه تحت کنترل هیس درآمده بود که نهایتاً با استفاده از Polaris، روحی که از کودکی با او بوده و به او کمک کرده تا FBC را پیدا کند، هیس را شکست می دهد و رسماً کارگردان FBC می شود تا هیس را کاملاً نابود کند.

و در آخر، هرم سیاه برعکس یا همان The Board چیست؟ این هرم نشان دهنده ی گروهی از موجودات است که به نظر می رسد وظیفه ی آن ها، انتخاب کارگردان برای FBC باشد. وقتی جسی در اوایل بازی به عنوان کارگردان انتخاب می شود، بیننده صحنه های سفیدی را می بیند که با صداهای نامفهوم همراه هستند. پس از یک سری مراسم معنوی، جسی به عنوان کارگران FBC انتخاب می شود. اینکه واقعاً این موجودات کیستند و هدف و انگیزه ی آن ها چیست، در بازی مشخص نشده و مرموز باقی می ماند.

امیدوارم اطلاعات مختصری که به شما داده شد کمک کند تا داستان بازی را در دور دوم بازی بهتر متوجه شوید. همچنین ممکن است متن آپدیت شود و مواردی به آن اضافه شوند، لذا پیشنهاد می کنیم بعداً هم آن را چک کنید. همچنین به ما بگویید چه مواردی هستند که خودتان در داستان متوجه شدید و احساس کردید ممکن است برای بقیه گنگ باشد؟ ان ها را با ما در میان بگذارید.

0
0

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

  • postman گفت:

    دم شما گرم. به شدت منتظر همچین مقاله‌ای بودم. بریم که بخونیم

    0
    0
  • Shadowwarior22 گفت:

    یک عنوان به شدت فمینیسمی !

    0
    0
    • چرا فمینیسمیه؟ این دیگه اشکالش چیه این شخصیت که از بیخ مونث بوده و جایگزین کسی هم نشده.

      0
      0
      • این بازی رو بازی نکردم ولی بعضی از دوستان فکر میکنند اصلا شخصیت اصلی نباید زن باشه Neutral یادمه وقتی evil within 1 رو تموم کردم دنبال همچین مقالاتی میگشتم تا داستان بازی رو بفهمم یادش بخیر اقای مقدم مقاله رو نخوندم ولی به هر حال خسته نباشید

        0
        0
      • ^.^maede گفت:

        متاسفانه اینجا ایرانه و توی ذهن مردم چندین ساله این افکار رو نهادینه کردن.

        0
        0
        • Shadowwarior22 گفت:

          دوستان موضوع رو سیاسی کردن ! ملتی هستیم که زود فاز ورمیداریم و بقیه رو از روی یه کلمه قضاوت میکنیم ! شرط میبندم اکثرتون اصلا بازی رو تجربه نکردید ! تو کل بازی همه شخصیتای خوب زنن و کلا دو سه تا مرد وجود داره که دوتاشون میمیرن و یکیشونم دوستتونه و باهاتون صحبت میکنه …. و گرنه بغیر دشمنا تمام شخصیت ها حتی جنازه ها هم زنن ! من چیکار به شخصیت اصلی دارم….

          0
          0
          • ^.^maede گفت:

            بحث یکی دو نفر نیست.کامنت های دیگران هم ببینید که چقد بهشون بر میخوره وقتی شخصیت اول داستان یه زن هست. کلا تو کشور ما بیشتر افراد همین افکار رو دارن که خانوما باید تو حاشیه باشن.
            به عنوان مثال ارتش کشور های دیگه رو مثال میزنم که ببینید حتی خانوم ها تو کارهای نظامی و جنگ از مردا هم جلو زدن اما افکار مردم تو ایران رو تو کامنت ها میتونید ببینید. Gta شخصیت اولش زن شده مگه میشه؟ خانوم ها لطیفن و این به شخصیتشون نمیخوره ! کی تعین کرده ؟ خدا هر دو جنس رو با یه فطرت و روح آفریده

            0
            0
    • HEAVY SQUAD گفت:

      از اولشم گفتن کوانتوم بریک فمنیسم Laugh

      0
      0
  • kamyyy گفت:

    کلا بازی نچسبی بود با اینکه تمام کردم . ساخته های قبلی رمدی خیلی بهتر بودند

    0
    0
  • AAACE گفت:

    اینطور که من فهمیدم کمتر کسی تو گیمفا با این بازی ارتباط برقرار کرده و دلیلشم نمیدونم چیه!!
    واقعا یکی از بهترین بازی هایی بود که امسال اومده و با بقیه فرق داره
    یه خسته نباشید بابت مقاله ای که نوشتید.

    0
    0
    • All_PlayeD گفت:

      میدونی ساخته های قبلی رمدی همه حتی کوانتوم بریک داستان به شدت قوی داشتن
      دو قسمت اول مکس پین که یکی از خاطره انگیز ترین وو دارک ترین داستان هارو داشتن
      الن ویک هم که الان قشنگ میتونه خودش منبع اقتباس باشه با اون داستان قوی
      و حتی کوانتوم بریک داستان و توییت های بسیار جالبی داشت حتی پایان بندی اوپنی داشت که در عین تموم کردن داستان نسخه ی اول جارو براینسخه ی دوم باز میکنه
      ولی کنترل بزرگ ترین ضعفی که داره داستانشه
      شاید بنظر بگه کسی گنگه و ششاید عمیقه و نمیفهمیم
      ولی هر جور سرنخ هارو کنار هم بذاری داستان بازی بسیار سطحیه…حتی نه نسبت به خود اثار رمدی!
      حتی نسبت به یک بازی معمولی داستان بازی با اختلاف بزگرترین مشکل کنترله
      ولی از همه ی جهات دیگه نسبت به کوانتوم بریک یک قدم رو به جلوعه مخصوصا گیم پلی و گان پلی لذت بخشش(که توی کوانتوم گان پلی خشک بود)
      خلاصه این طور….
      سعی شده داستان عمیق و عجیبی روایت بشه اما رو که بشه میبینیم بچه گانست حتی

      0
      0
      • AAACE گفت:

        همه داستان ها وقتی به تهش میرسن یجور بچه گانه به نظر میان مهم نحوه رسیدن به اصل داستانِ
        حتی اون بازی هایی که داستان خیلی قوی هم داشته باشن همینطورین.
        نمیگم خیلی قوی بود داستانش ولی در این حدم که شما میفرمایین نیست خداییش.

        0
        0
      • TzzzT23 گفت:

        بازی ۱-۲ ساعت اولش خیلی گنگ و خسته کننده شروع میشه ولی هر چی جلوتر میری روند بهتری پیدا میکنه و بازی واقعا یه بازی خیلی خوب بود از هر لحاظ (البته روی ps4 کلی افت فریم و باگ داشت ولی موقتی) در مورد داستانش هم بگم واقعا داستان پیچیده و درگیر کننده ای نداشت ولی به نظر من قابل قبول بود. کل داستان بازی تو دو خط خلاصه میشه ولی گیمپلی چالش برانگیزش اونو پوشش داده. بعد مدت ها بود بازی رو به قصد پلات کردنش بازی کردم و واقعا لذت بخش بود.

        0
        0
  • ^.^maede گفت:

    خدارو شکر تعصب تو خارجیا کمتر هست. بازی جذاب و سرگرم کننده ای هستش

    0
    0
  • RushFactor گفت:

    تنها دلیلی که من نتونستم این بازی رو ادامه بدم وجود کاراکتر نچسب مونث این بازی بود .
    فعلا همه ی بازی ها روی به فمنیسم آوردن حتی gears of war هم دچار مرض فمنیسم شده

    0
    0
  • Elder Gamer گفت:

    من خیلی از بازی لذت بردم. مخصوصا قسمت هزارتو. راستی؛ اون سرایدار کی بود؟

    0
    0
  • میشه تریلر جدید گیلتی گیر رو بذارید

    0
    0
  • we are gamer گفت:

    سوال من اینه که چرا تمام کسایی که اونجا کار میکنن غیر از ahti(که انگار اطلاعات زیادی داره) یه جوری رفتار میکنن انگار نه انگار اینجا همه چی بهم ریخته ؟ چون عادت کردن اینطوریه یا واقعا خونسردن انقدر ؟

    0
    0
  • Keyhan.h گفت:

    این بازی رو پی سی (قدرتمند) محشره
    اینو گفتم چون تو همه نقدا بخاطر افت فریم و سنگینی گرافیک بازی ازش نمره کم کردن خب طبیعتا رو پی سی بالارده ازین خبرا نیست
    واقعیتش وقتی تریلرای بازی رو دیدم زیاد بهش امیدوار نبودم
    ولی حالا که دارم پلی میدم تو یک کلام میگم محشره و جز معدود بازی هاییه که هر چی میری جلوتر عطشت واسه ادامه بیشتر میشه
    چون همه چی نواورانه طراحی شده از گیم پلی تا داستان و حتی گرافیک و اتمسفر کم نظیر بازی
    من نمیگم بهینه سازی بازی ضعیفه چون مشکل افت فریمی ک کنسولای نسل هشتی دارن بخاطر سنگینی بازیه و میشه گفت این بازی باید نسل نهم منتشر میشد چون از اخرین تکنیکای گرافیکی توش استفاده شده و برا این نسل سنگینه و حیفه بخاطر این موضوع از نمره و متاش کم میکنن
    اینم بگم شاید ی عده بهم منفی بدن ولی اگه این مشکلو نداشت و انحصاری سونی بود بی شک نمرش بالا ۹۰ میشد
    نمره خود من به این بازی ۹۲ هست
    و اینکه ممنون از گیمفا بخاطر مقاله مفیدتون

    0
    0
    • TzzzT23 گفت:

      الان مشکلت این وسط با کیه ؟؟ این بازی به هیچ وجه بازی نسل ۹ نیست و مشکل از طرف سازنده بازی بوده که بهینه سازی نکرده , که با چند تا آپدیت بعدا این مشکلات حل میشن. نمیخوام مثل خودت نظر بدم ولی این بازی اگه انحصاری سونی بود حداقلش این بود که شما نمیتونستی بازیش که بیای اینجوری نظر بدی و دوما سونی نمیزاشت بازی با این همه ایراد انتشار داده بشه. شما این همه یه سیستم high-end مینازی هنوز بازی با گرافیک the order 1886 (که به نظرم بهترین و طبیعی ترین گرافیک رو داره) و uncharted 4 ندارید و فقط روی مولتی پلتفرم ها برتری نسبی دارید. خواستم بگم اگه حرفی میزنید از روی تعصب نزنید,اگه طرفدار pc هستی باش ولی به خاطر بهتر نشون دادن سیستمت بقیه کنسول ها رو کوچیک نکن.

      0
      0
      • Keyhan.h گفت:

        من با کسی مشکل ندارم
        فقط خواستم بگم حق این بازی خورده شده که فکر نمیکنم اشتباه کرده باشم. فن بوی یا نیو گیمر هم نیستم. من با سگا گیمو شروع کردم و با ps1 ادامه دادم الان به پی سی high end رسیدم. شما وقتی تفاوت گرافیک بازیارو میفهمین که همرو روی الترا تجربه کنید. این بازی واقعا ی سرو گردن بالاتره از لحاظ تکنیکای گرافیکی بخصوص نور پردازیش که ادمو مات میزاره. من با هیچ کنسولی مشکل ندارم دوستای نزدیکمم ps4 pro دارن و تقریبا همه بازیارو پلی دادم. شما کامنت منو اشتباه برداشت کردین. وقتی میگم اگه انحصاری سونی بود دلیلش اینه پایین ترین نمراتو همیشه تو بازیای مولتی پلتفرم منتقدین سونی میدن. من فکر میکنم این یجور سیاست پشتشه برا ضعیف جلوه دادن عناوین مولتی پلتفرم. صحت حرفمم ازونجا مشخص میشه که دقیقا بعد ازین بازی سونی واسه خرید استودیو رمدی اقدام کرد…
        بگذریم. من دلیل اوردم که چرا این بازی نمره شاهکار نیاورده و منم با توجه ب تجربه چندین سالم نظرمو گفتم. هرجام بخونید واسه افت فریم و سنگینی گرافیکش ازش نمره کم کردن… بعد از ریمیک RE2 تنها بازی بود ک بدون وقفه تا اخرشو رفتم بعدشم به ساید منشنا و گشتو گذار تو محیطش مشغول شدم. واسه همین گفتم شاهکاره و باید نمرش بالا ۹۰ میشد. حتی گیرز ۵ هم همین حالتو داشتم براش ولی خیلی بخوام بهش نمره بدم ۸۸ میدم. اونم نه اینکه کمتر باشه خیلیم عالیه ولی بخاطر عدم نواوری و تکرار سبکو سیاق گیرزای قبلی نمیشه بهش گفت شاهکار.

        0
        0
      • Keyhan.h گفت:

        اینم بگم تو هیچ بازی مثل کنترل ندیدم محیط اینقدر تخریب پذیر باشه. فوق العادس ازین نظر. موقع درگیریای شلوغ همین تخریب پذیری عالی محیط و انفجاراو نورپردازی فوق العادش ادرنالینو میچسبوته سقف. اونم با ترکیب گیم پلی کاملا جدید و نوآورانش. تو کنترل شما با یه زبان گیم پلی کاملا جدید اشنا میشین که کاملا با محیط در تعامله

        0
        0
        • TzzzT23 گفت:

          من نگفتم بازی بدی بود، اتفاقا خودم از بازی خیلی خوشم اومد و نمرش هم کم نشده، اگه اشتباه نکنم ۸۵ اینطورا هست ولی اینکه فقط بازی روی کنسول ها افت فریم داشته کم کاری سازندس نه چیز دیگه ای. و اینکه قبول دارم یه سری بازیا کیلویی نمره میگیرن مثل rdr2 که از همه مشکلاتش چشم پوشی میشه ولی سر همین بازی ازش نمره کردن ولی بحث من اونجا بود که گفتی نسل ۹ هست بازی، از اونجایی هم که من متوجه شدم منظورت گرافیک بوده احتمالا که خواستم بگم اینطور نبوده، بازی گرافیک خیلی خوبی داشته ولی قابل مقایسه با بعضی بازی های دیگه نیست، اگه این نسل ۹ هست اونا دیگه چین. تنها بخشش که قبول دارم نسل ۹ بود فیزیک و تخریب پذیری محیط بود و همینطور سیستم مبارزاتش عالی بودن واقعا.

          0
          0
          • Keyhan.h گفت:

            خب همون تخریب پذیری چیزیه که اکثر سازنده ها سالهاست دارن تلاش میکنن ببرنش بالا ولی بهتریناشونم که با کنترل مقایسه میکنی نصف اینم نیستن. باور کن به هر میز یا پنجره ای میرسیدم میل اتک میزدم و با تخریب محیط حال میکردم… حالا مگه نسل نهم قراره چی بشه؟ فقط پردازنده هارو قوی تر کردن ک رزلوشن بالاتر و نرخ فریم بهتر بگیرن و از پس بازی مثل کنترل ب خوبی بر بیان. ما شاهکاری مثل جی تی ای وی رو نسل هفت داشتیم که کنسولای نسل هشت فقط بهتر اجراش میکردن. بازی ک هنوزم حرف واسه گفتن داره حالا که بحث ما گرافیکه. بدون شک کنترل هم همین حالتو داره. اینو دقت کن کنترل بازی شبیه ساز واقعیت نیست. انتظار دیدن صورت واقعی نداشته باش. تم کنترل سینماتیک و خاص خودشه که با دنیای سورئالش مچ شده. من حرفم از تکنیکای گرافیکی بود که دو موردش یعنی تخریب پذیری محیط و نورپردازیش در حد نسل بعدی ظاهر شده. بازی که جدید ترین کارتای گرافیکم به چالش میکشه و برا نسل بعدی اگه پورت بشه اونوقت رو پی اس ۵ یا ایکس باکس بعدی متوجه حرفم میشی. اتفاقی ک تو جی تی ای وی افتاد. الانم با کارت گرافیک رده بالا کنترلو پلی بدی متوجه میشی چقد گرافیکش حرفه ای کار شده. بازم میگم دنبال تصویر شبیه به واقعیت نباش. ببین انعکاسا تابش نور و دودو بخاری که تو محیط میچرخه چجوری کار شده. تخریبش ک بماند. من اولین کامنتم گفتم اگه کنترل نسل بعد میومد کنسولا و حتی کارت گرافیکای بعدی بهتر از پس اجراش بر میومدن و دیگه خبری از کم کردن نمره بخاطر افت فریم نبود.

            0
            0
  • AmirtheGRB گفت:

    سم لیک تمام بازیاش واقعن یه تحلیل درست و حسابی میخواد. یادمه به تحلیل راجب الن ویک میخوندم دیدم چقد از اصول سینما و سینماتوگرافی تو بازی استفاده شده. واقعن عجیب بود که یه نویسنده چقد از فرامتن ها تو بازیش استفاده کنه.

    0
    0
  • یکی از بهترین بازی های ۲۰۱۹،از نظر هنری بینظیره مشخصه تجربه سایکلدیک داشتن Smile

    0
    0
  • Dante2099 گفت:

    اسپویل
    .
    .
    .
    HRA انرژی مورد نیازشون رو از جسمی به نام HEDRON که درواقع گویا همون جسم فیزیکی polaris بوده میگرفتن که وقتی نابود شد انرژیش به جسی منتقل میشه و جسی منبع انرژی جدید برای این وسایل باشه. اینو آخر بازی Pope به جسی گفت(نمیدونم این اسپویل بود یا نه)

    0
    0
  • Fozoulyab گفت:

    هرچی جلو دستش میومد قابلیت پرتاب داشت الی کفشاش Grin واقعا چرا Question جالب میشدا Smile

    0
    0
  • ERFAN103079 گفت:

    آقا آخر ما بازی رو بگیریم یا نه طوری که دوستان نظر دادن و توضیحات آقای مقدم آدم تو خرید شک میکنه “عججججب” Confused

    0
    0
  • MmSd گفت:

    اوایل بازی یه مونولوگ جالب هست که می تونه به چهار روش خونده بشه
    ترجمش این هست..
    ما/ تو بدست می گیریم (می گیری) کنترل اسلحه/ تو را (خودت را)
    ۱-ما کنترل تو را بدست می گیریم
    ۲- تو کنترل اسلحه را بدست می گیری
    ۳- ما کنترل تو رو بدست می گیریم
    ۴-تو کنترل خودت رو بدست می گیری
    فرضیه های من…
    احتمالا اون موجودات ماورایی از طریق AWE ها انسان ها رو کنترل می کنن
    مونولوگ اول احتمالا اشاره به همون موجودات داره یا روح درون ذهن خود شخصیت اصلی
    مونولوگ چهارم هم اشاره داره به نبرد شخصیت اصلی با ذهن خودش که به hiss آلوده هست.
    و می شه برداشت کرد اون موجودات ماورایی هم می تونن اسلحه رو کنترل کنن

    0
    0