مرموز، رعب آور، یکنواخت|نقد و بررسی بازی Dollhouse

PS4 ، مقالات ، نقد و بررسی ۱۱ خرداد ۱۳۹۸ - ۰۹:۰۰

 این روزها بازار ژانر ترس به شدت در سینما و بازی‌های ویدئویی داغ است و دیگر هر کس سر رشته‌ای در خلق یک اثر هنری در هنر هفتم و هشتم را دارد ردپایی در ژانر وحشت دارد. منظورم صرفا آثاری نیست که تنها در ژانر Horror قرار بگیرند، بلکه عنصر ترس در بسیاری از ژانرهای دیگر هم مشاهده می‌شود. نمونه آن‌ها هم آثاری هستند که با وجود قرار گرفتن در ژانری دیگر ریشه‌هایی از ترس آنی یا روانی را همراه خود دارند; عناوینی مانند Metro یا Heavy Rain.

توجه زیاد سینما و بازی به این سبک، باعث شده در چند سال اخیر فیلم‌ها و بازی‌های بسیار خوبی هم در این زمینه داشته باشیم که البته باید منصف بود; تعداد آن‌ها در سینما از موارد قابل انتظار پایین‌تر بود. با توجه به سرمایه‌گذاری بسیار زیاد در ژانر وحشت، همچنان تعداد فیلم‌های خوب ترسناک ۵ سال اخیر به زحمت به تعداد انگشتان دست می‌رسد. اما این قضیه در بازی‌ها صدق نمی‌کند و با توجه به عرضه آثار فوق‌العاده و آینده‌داری نظیر Resident Evil 2 Remake، Dying Light، Outlast و بازی‌های AA و مستقل قوی بسیاری نظیر Devotion، Coma، Devil Came Through Here و… حال و آینده سبک محبوب Horror روشن‌تر به نظر می‌رسد.

به مانند بررسی قبلی گیمفا ، Layers Of Fear 2، امروز هم بررسی یک بازی در ژانر وحشت را برایتان آماده کرده‌‍‌‍‌ایم که به دلایل زیاد می‌توانید آن را دوست داشته باشید و به همان مقدار هم آن را دوست نداشته باشید. Dollhouse، بازی مورد نقد و بررسی امروز ما، یک بازی Horror است اما در یکی دیگر از زیر شاخه‌های این سبک(Cat & Mouse). این بازی که اولین ساخته استودیو Creazen  و به نشر Soedesco است یکی از مورد انتظارترین بازی‌ها برای طرفداران وحشت در سال ۲۰۱۹ این  عنوان بود، اما در زمان انتظار انتشار با انتقاداتی مواجه شدم که نشان از عدم تعادل حستان نسبت به بازی خواهد بود: عشق یا تنفر.  با بررسی بازی Dollhouse با گیمفا همراه باشید.

Dollhouse

مهم‌ترین، جذاب‌ترین و البته مرموزترین بخش بازی، داستانش است. به لطف واقعی بودن وقایع بازی، شخصیت‌های عمق‌داری را مشاهده خواهید کرد که با اضافه شدن و حذف شدن خود از داستان همانند یک بار سنگین عمل می‌کنند. داستان در نگاه اول پیش زمینه تاریکی دارد و با پیشروی در بازی هم می‌فهمید پشت وقایع وحشتناک Dollhouse، داستان‌های بسیار ناراحت‌کننده‌ای وجود دارد و برای سر درآوردن از قضیه چاره‌ای جز ادامه دادن به بازی خود نخواهید داشت. روایت بازی به گونه‌ای است که شما را بیشتر و بیشتر خواهان ادامه بازی می‌کند. داستانی که Dollhouse روایت می‌کند در قالب چندین خاطره مجزا در گوشه کنار بازی قرار دارند و شما برای دسترسی به این خاطرات بسیار مهم، باید خطر کنید و به آن‌ها دست پیدا کنید.

این خاطرات حیاتی، بعد از پیدا شدن به صورت تکه نوشته‌ای درمیایند که تجمیع تمام آن‌ها در پایان بازی متن کامل داستانی را که به دنبالش هستید، شکل خواهند داد. نکته این است که این متن بسیار ‌خوب نوشته شده و بعد از پیدا کردن هر کدام از آنها بیشتر به سمت کشف تمام آن کشیده خواهید شد. این روایت برای بار اول نیست که در یک بازی استفاده می‌شود و نمونه‌های آن را زیاد و به خصوص در شماره‌های مختلف  از یکی از قدیمی‌های این سبک، Slenderman، دیده‎ایم اما مهم استفاده خوب از پتانسیل این سبک روایت بود که خوشبختانه از آن استفاده شده است.

داستان بازی در مورد کاراگاهی به نام Marie است که فراموشی گرفته و در ذهن خود مبحوس شده است و باید با پیداکردن خاطراتش و به یاد آوردن وقایع بتواند از مخمصه‌ای که در آن گیر افتاده رهایی پیدا کند

داستان بازی در مورد کاراگاهی به نام Marie است که فراموشی گرفته و در ذهن خود مبحوس شده است و باید با پیداکردن خاطراتش و به یاد آوردن وقایع بتواند از مخمصه‌ای که در آن گیر افتاده رهایی پیدا کند. او تنها نامش را می‌داند و برای فهمیدن بقیه داستان باید مدام به دنبال خاطراتش باشد. چندین سال قبل او به همراه نوه‌اش به مکانی کنار یک رودخانه می‌روند و بازی هم از همانجا آغاز می‌شود; اما چرا؟ ربط این مکان به گذشته Marie چیست؟ نوه‌اش کجاست و چه بلایی سرش آمده و اصلا چرا به این مکان متروکه آمده‌اند؟ به تدریج حتی متوجه اعمال فجیع پزشکی در گذشته این مکان می‌شوید و نوشته‌هایی مانند مادری که گمشده است پیدا خواهید کرد; قطعا تمام این‌ها به هم ربط دارند و این شمایید که باید به هم متصلشان کتید.

 

روند بازی به صورتی است که تقریبا باید در اکثر آن مشغول پیدا کردن خاطرات و قرار دادن آن‌ها در جای مناسب باشید. در مکان متروکه قسمتی از خاطرات بد شما به صورت انسانی زشت درامده و مدام شما را دنبال می‌کند تا از پای درتان آورد. بار اصلی ترس را همین موجود با ظاهر شدن‌های ناگهانی‌اش به دوش می‌کشد. یافتن خاطرات هم به این صورت است که باید از طربق Focus، وارد دید دشمنتان شوید و دکمه Track را فشار دهید. مکان خاطرات به شما نمایش داده می‌شود و بعد از برداشتن، آن‌ها را به ماشین مخصوص میبرید تا Extract شود و بعد از آن هم در دستکاهی دیگر میگذارید تا خاطره را گوش دهید یا ببینید و یا اگر به صورت متنی است، بخوانید. ویزگی دیدن دید دشمن و تطابق دادن حرکاتتان بنا بر آن، برای اولین بار در بازی Siren پیاده سازی شد و حالا هم بدون تغییر خاصی نسبت به آن در بازی وجود دارد. بازگشت این قابلیت در یک بازی ترسناک دیگر می‌تواند خبر خوبی برای طرفداران‌ها باشد.

متاسفانه روند بازی هر چقدر در ساعت یا ساعات ابندایی بازی جذاب است، به تدریج یکنواخت و خسته کننده می‌شود و بازیباز خواهان اتمام بازی تقریبا از اواسط بازی است

پروتاگونیست بازی قابلیت‌های ویژه‌ای دارد. او می‌تواند با گچ روی دیوار علائم خاصی بگذارد تا به نوعی نقشه‌اش در بازی باشند تا مکان‌های مهم را گم نکند( هیچ نقشه‌ای در بازی وجود ندارد)، درهای پنهان را ببنید، با چراغ قوه‌اش تله‌ها را نابود کند و قابلیت‌های دیگری که با چرخه ارتقاء شخصیت بازی قابل خریداری با XP هستند. برای اجرای این مهارت‌ها هم نیازمند Bottle هستید که می‌توانید آن‌ها را در گوشه اطراف جهان بازی پیدا کنید. پیدا کردن Repair Kit هم برای اوقاتی که چشمتان آسیب می‌بیند سخت است و باید تا حدالامکان از آن محافظت کنید.

متاسفانه روند بازی هر چقدر در ساعت یا ساعات ابندایی بازی جذاب است، به تدریج یکنواخت و خسته کننده می‌شود و بازیباز خواهان اتمام بازی تقریبا از اواسط بازی است; موش و گربه بازی پیاده سازی شده در گیم‌پلی، هرچند با قابلیت دیدن از دید دشمن جذاب‌تر شده اما هنوز برای جذب مخاطب به خود نیازمند کار کردن روی آن است.

مشکل بزرگ دوم بازی در قسمت گرافیک خودش را نشان می‌دهد. جایی که شاهد تکسچرهای اکثرا با کیفیت راضی‌کننده و متوسط هستیم و تقریبا کمتر حدس میزنید قسمت پر مشکلی از بازی باشد. نورپردازی خوب و هنرمندانه باعث القای هرچه بیشتر حس ترس می‌شود و تاریک بودن محیط، مانند داستان تاریک و نابود‌کننده‌اش است. رنگ‌بندی خاص بازی هم که اکثرا سیاه سفید است کاملا با اتمسفر بازی همخوانی دارد. اما از اینجاست که مشکلات مختلفی مانند: افت فریم، باگ‌های آزادهنده و دسترسی بد به نقاط قابل تعامل نشان داده می‌شود و ضربه سنگینی هم به بازی میزند. این مشکلات در اوایل بازی گاها بسیار زیاد است اما  اگر کمی صبور باشید به مرور با مشکلات گرافیکی بازی دست و پنجه نرم خواهید کرد.

مشکل بزرگ دوم بازی در قسمت گرافیک خودش را نشان می‌دهد. جایی که شاهد تکسچرهای اکثرا با کیفیت راضی‌کننده و متوسط هستیم و تقریبا کمتر حدس میزنید قسمت پر مشکلی از بازی باشد. نورپردازی خوب و هنرمندانه باعث القای هرچه بیشتر حس ترس می‌شود

محیط بازی ارام و تا حدودی ازاردهنده است و بسیار مناسب برای اهنگ های دلهره آور و هیجان انگیز است اما متاسفانه بازی از پتانسیل خود در این زمینه استفاده ای نبرده و شاهد موسیقی های چندانی به جز یک قطعه ثابت نیستیم. در بحث صداگذاری اما شاهد هنرنمایی صداگذاران هستیم و کاملا جو خفقان و سنگین بازی را به گیمر منتقل میکنند.

اگر از طرفداران بازی ها و فیلم های Noir هستید و مشکل چندانی هم با ایرادات گرافیکی ریز و درشت ندارید از Dollhouse غافل نشوید اما فراموش نکنید گزینه های بسیار بهتری برای یک بازی ترسناک در بازار وجود دارد.

 

 

12345678910(6 رای, میانگین آرا 6٫67 از 10 )
Loading...

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید