یک گلوله، یک هدف، یک سرنوشت | نقد و بررسی بازی Sniper Elite V2

۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۱ - ۱۳:۲۸

با پیشرفت روزافزون صنعت بازی‌های ویدئویی و ساخت عناوین متعدد در دو سبک FPS و TPS سازندگان بازی‌ها برای جلوگیری از یک‌نواخت شدن عناوین خود به ساخت عناوین با الهام از زیر سبک‌ها گرفتند. یکی از زیر‌سبک‌هایی که همیشه توجه سازندگان را به خود جلب کرده است شبیه‌ساز دقیق و حرفه‌ای یک عمل پدافندی و یا دفاعی در میدان نبرد است. Sniper Elite V2 نیز در ادامه‌ی تولید عناوین ذکر شده پا به عرصه گذاشته است تا ضمن جبران شکست نسبی عنوان پیشین خود، نوعی شبیه‌ساز تک‌تیراندازی نوآورانه را به جهانیان عرضه کند. اما متاسفانه عنوان نهایی با وعده‌های سازندگان فاصله بسیاری دارد.

نام بازی: Sniper Elite V2
سازنده: Rebellion Developments
ناشران: Rebellion Developments_505 Games
سبک: Tactical Shooter
پلتفرم: Xbox 360_PS3_PC
================================================================

“داستان: سوژه‌ای تکراری با روایتی تکراری‌تر!”

واقعا برای بنده جای سوال دارد که چرا بازیسازان با وجود این که می‌دانند سوژه قرار دادن وقایع جنگ جهانی به عنوان نهایی آن‌ها لطمه می‌زند، باز هم دست به این عمل‌زده و در کمال تعجب عنوان خود را یک بازی نو‌آورانه در بین عناوین جنگ‌جهانی می‌دانند! متاسفانه همان‌طور که پیش از عرضه‌ی SE نیز همگان پیش‌بینی می‌کردند، بازی از نظر داستان کشش چندانی برای روایت ندارد؛ با وجود این که وقایع موجود در بازی تا به حال در هیچ یک از عناوین جنگ‌جهانی روایت نشده‌اند و هم‌چنین روایت شدن آن‌ها از دید یک تک‌تیر‌انداز نیز آن‌ها را تا حدی متفاوت‌تر می‌کند، باز هم بازیباز رغبتی برای تجربه کردن بازی نخواهد داشت. یکی از علل این امر نیز روایت بخش‌های عظیمی از بازی به وسیله‌ی فیلم‌های مستند‌گونه و تصاویر واقعی است؛ برخی از این ویدئو‌ها آن‌قدر تکراری هستند که پس از دیدن چند ویدئو اول تصمیم می‌گیرید تا بدون دیدن دیگر ویدئو‌ها آن‌ها را نیز Skip کرده و به روند خود بازی بپردازید؛ غافل از این که گیم‌پلی بازی نیز چیز چندانی برای نمایش ندارد…

“گیم‌پلی: یک گلوله و یک دنیا باگ! “

به گیم‌پلی بازی از دو منظر می‌توان نگاه کرد؛ یکی بررسی آن به عنوان یک عنوان شوتر سوم شخص و دیگری بررسی آن با توجه به استاندارد‌های عناوین شبیه‌ساز. اگر از منظر یک عنوان سوم شخص به بازی نگاه کنیم با دریایی از باگ‌های ریز و درشت مواجه خواهیم‌شد. از نحوه‌ی حرکت کردن کاراکتر اصلی بازی در مناطق بسته گرفته تا هوش‌مصنوعی به شدت نامتعادل دشمنان بازی. متاسفانه دشمنان شما در بازی حد تعادل نداشته و در درجه‌ی سختی پایین به شدت مضحک و در درجه سختی بالا بسیار باهوش عمل می‌کنند؛ این عدم تعادل در روند بازی با توجه به چک‌پوینت‌های نه‌چندان به موقع بازی در برخی از مواقع واقعا روند بازی را تحت الشعاع قرار داده و بازیباز را به شدت از بازی خسته می‌کند. به شخصه برای به اتمام رساندن بازی حدود یک هفته وقت صرف کردم، در صورتی که گیم‌پلی مفید بازی در حدود 8 ساعت است؛ علت این امر نیز تنها این بود که برخی از مواقع عوامل ضعیف بازی دست به دست هم داده و سبب می‌شوند تا بازیباز نوعی حس تنفر نسبت به بازی پیدا کند. البته چیزی که مشخص است این است که بازی برای افراد خاصی ساخته شده است، افرادی که از قید و بند عناوین شوتر خسته شده‌اند و تنها به دنبال شلیک با اسلحه‌ی دورزن یا به اصطلاح اسنایپر خود هستند. اگر بازی را از دید یک عنوان شبیه‌ساز تک‌تیر‌اندازی بررسی کنیم بازی حرف‌های بسیاری برای گفتن دارد، خصوصا روند طبیعی بودن شلیک‌های بازی و تاثیر عوامل محیطی بر آن‌ها که در بین عناوین دیگر دقت کمتری نسبت به SE دارد. البته نباید Kill Cam های خارق‌العاده بازی را- که به بررسی آن‌ها در بخش گرافیک خواهیم پرداخت- نیز از یاد برد.

“گرافیک: پیکار استخوان و گلوله”

همان‌طور که در بخش گیم‌پلی اشاره کردم، یکی از بزرگترین نکات قوت بازی Kill Cam های بی نظیر موجود در روند آن است. Kill Cam های موجود در بازی بر خلاف دیگر عناوین این سبک که به نشان دادن مقتول از زوایای مختلف بیرونی می‌پردازد، دوربین را به درون بدن مقتول برده است! این جمله بدین معناست که با شلیک کردن به دشمنان خود بازی نمای درون بدن آن‌ها را نشان داده و شما می‌توانید خرد شدن استخوان‌ها و یا شکافته‌شدن گوشت‌های بدن قربانی را ببینید. البته شایان ذکر است که این انیمیشن‌های زیبا برای این بخش به لطف فیزیک نسبتا خوب بازی-خصوصا فیزیک گلوله‌ها- میسر شده‌است.
متاسفانه گرافیک محیطی بازی و هم‌چنین طراحی دشمنان به خوبی Kill Cam های بازی نیست و زحمت سازندگان برای این بخش را تا حد زیادی زیر سوال می‌برد. خصوصا تکسچر‌های استفاده شده برای محیط‌هایی مثل خرابه‌ها و مکان‌های وسیع موجود در بازی. طراحی یک نواخت دشمنان بازی نیز خود به این مسئله دامن زده و اشکالات بازی در بخش گرافیکی را بیش از پیش نمایان می‌سازد.

“موسیقی: اسیر طلسم تکرار”

موسیقی بازی با وجود تکراری بودن به خوبی حس موجود در بازی را به مخاطب خود منتقل می‌کند. این حس به لطف تم نظامی موجود در موسیقی بازی و هم‌چنین استفاده به جای آهنگ‌سازان بازی از سازهای مورد استفاده در رژه‌های نظامی مثل طبل است. موسیقی بازی در بخش‌هایی که در حال استفاده از اسلحه تک‌تیرانداز برای تیراندازی به دشمنان هستید، به خوبی حس اضطراب موجود در این عمل را به شما منتقل می‌کند، اما متاسفانه همان‌طور که اشاره کردم تم تکراری موسیقی‌های بازی سبب خستگی شما از آن‌ها می‌شود.
در کنار موسیقی صداگذاری بازی نیز نسبتا خوب کار شده است، اما متاسفانه این بخش نیز تا حد بسیاری بوی تکرار می‌دهد، اگر می‌خواهید به عمق تکرار در این بخش پی ببرید لحظاتی بی‌حرکت در سنگر خود نشسته و به صدای سربازی‌های آلمانی دقت کنید تا به وضوح تکرار را در دیالوگ‌ها و هم‌چنین صداپیشگی آن‌ها حس کنید.
البته همه‌ی بخش‌های صداگذاری بازی تکراری نیستند و از جمله بخش‌های خوب بازی در زمینه‌ی صداگذاری می‌توان صداگذاری شلیک‌ها و هم چنین برخورد گلوله با دشمنان است.

نتیجه‌گیری:

همان‌طور که در ابتدای متن هم اشاره کردم بازی برای مخاطبین خاصی ساخته شده است؛ مخاطبین‌ای که از بازی‌های معمول خسته شده و به دنبال یک تجربه‌ی جدید هستند، اگر شما هم از این دست افراد هستید Sniper Elite V2 عنوان مناسبی برای شما است، فقط قبل از شروع کردن بازی سطح انتظار خود را تا حد امکان پایین بیاورید…

================================================================
گیم‌پلی: 6.9
گرافیک: 7.0
صداگذاری و موسیقی: 7.0
داستان: 5.0
ارزش: 6.5
===================
نکات مثبت: Kill Cam های بی‌نظیر، شبیه‌ساز نسبتا خوب تک‌تیراندازی، موسیقی منطبق با اتمسفر بازی.

نکات منفی: مراجع شود به متن.

0
0

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید