نامی سخت، معماهایی سخت‌تر | نقد و بررسی بازی Path to Mnemosyne

7 اردیبهشت 1398 - 18:00

چند سال پیش یک بازی به نام Neverending Nightmares منتشر شده بود که چیزی کمتر از ۲ ساعت گیم پلی داشت و نقدها هم آن را یک بازی متوسط یا کمی بهتر از متوسط معرفی می کردند، اما من از تجربه ی این بازی بسیار لذت بردم و بین این همه بازی بزرگ و کوچک که از آن روز تا به حال بازی کردم، این نام در خاطرم مانده است. Neverending Nightmares برای من نقطه ی شروعی بود که بیشتر به سراغ بازی های مشابه بروم، بازی هایی که کوتاه، خلاقانه و ترسناک بودند. پس از آن، Franbow را پیدا کردم. Franbow سبکی متفاوت تر داشت، اما مانند Neverending Nightmares عجیب و غریب و کمی مریض بود که شخصاً از این نوع فضاسازی ها در بازی های دو بعدی لذت می برم. آخرین بازی ای که می خواهم به این لیست اضافه کنم هم Cat Lady است. یک بازی ترسناک که مانند Neverending Nightmares و Franbow، درباره ی بیماری های روانی و به شکل ویژه، افسردگی ساخته شده و نوع خاصی از غم و ترس در این بازی نیز وجود داشت. در Cat Lady نقش زنی جوان را بازی می کردید که در ابتدای بازی به دلیل افسردگی اقدام به خودکشی می کند و سپس جریانات عجیب و ترسناکی برای او رخ می دهد.

وقتی بازی Path to Mnemosyne را برای اولین بار دیدم، دو اتفاق رخ داد: اول اینکه نتوانستم پس از چند باز امتحان کردن نام بازی را بخوانم و دومی اینکه فضاسازی و طراحی هنری بازی مرا سریعاً یاد نمونه هایی که در بالا ذکر کردم انداخت.

وقتی بازی Path to Mnemosyne را برای اولین بار دیدم، دو اتفاق رخ داد: اول اینکه نتوانستم پس از چند باز امتحان کردن نام بازی را بخوانم و دومی اینکه فضاسازی و طراحی هنری بازی مرا سریعاً یاد نمونه هایی که در بالا ذکر کردم انداخت. ترکیب رنگ خاکستری و آبی این بازی اولین چیزی است که هنگام نگاه کردن به عکس های بازی توجه تان را جلب می کند و طبیعتاً وقتی سازندگان این دو رنگ را برای تم بازی خود انتخاب می کنند، نباید انتظار یک بازی معمولی را داشت. البته این بازی مانند نمونه های دیگری که نام بردم ترسناک نیست، اما در نوع خودش عجیب و منحصر بفرد است. بازی توسط استودیوی Devilish Games ساخته و منتشر شده است که قبلاً هم از محصولات این استودیو برای شما بازی نقد کرده ایم. Path to Mnemosyne یک بازی معمایی است که المان های ماجرایی هم در آن دیده می شود. طراحی آن منحصر بفرد است ولی کمی کلیشه در گوشه و کنار آن به چشم می خورد. بدون توضیح بیشتر سراغ نقد و بررسی این بازی برویم تا با هم، نگاهی اجمالی به آن بیندازیم. با من و گیمفا همراه باشید!

با نقد و بررسی بازی Path to Mnemosune همراه گیمفا باشید!

داستان Path to Mnemosyne، داستان خیلی قوی ای نیست. Mnemosyne نام یک تایتان و دختر Uranus و Gaea است و در اسطوره شناسی یونان باستان، از او به عنوان الهه ی حافظه یاد می شود. شما کنترل دختربچه ای کوچک را به عهده دارید که در یک تونل بی انتها جلو و عقب می رود تا تکه هایی از حافظه ی خود را پیدا کند. دو راوی بازی را روایت می کنند که در واقع یکی از آن ها نماد یادآوری یا Remembrance و دیگری نماد فراموشی یا Forgetfulness است. این دو در تضاد با هم کار می کنند تا فضایی نسبتاً شبیه به بازی Hellblade: Senua’s Sacrifice را بوجود آورند. شما در بازی، نام های Mnemosyne و Lethe را زیاد خواهد شنید که اولی همان نماد حافظه و دومی، که نام آن از رودخانه ای به نام Lethe در اسطوره شناسی گرفته شده، نماد عدم وجود حافظه است. متاسفانه روایان و کلاً صداپیشگی بازی بر خلاف موسیقی اش، زیاد خوب کار نشده است و گویا صداپیشگان آن چیزی را که می گویند حس نمی کنند و کمی بی جان عمل کرده اند. داستان در کل کمی گنگ است و تنها قسمت لذت بخش آن وقتی است که کاراکتر شما، تکه ای از حافظه اش را پیدا می کند و صحنه هایی درهم برهم و مالیخولیایی از حافظه ی وی به نمایش در می آید. صحنه هایی که دلیل اصلی علاقه ی من به این بازی است و از همین حیث است که مرا یاد نمونه هایی که در ابتدا از آن ها نام بردم می اندازد.

در ادبیات لغتی به نام «گروتسک» وجود دارد که کاملاً توصیف همین بازی است. در توصیف این کلمه آمده: «نوعی تمسخر فیلسوفانه ی ناهنجاری که شبیه به طنز سیاه است ولی تفاوت هایی دارد». Path to Mnemosyne گروتسک است.

گیم پلی Path to Mnemosyne مانند سبد میوه ای درهم است. هم نکات مثبت در آن پیدا می شود و هم نکات منفی. وظیفه ی شما در بازی همانطور که ذکر کردم پیدا کردن گوشه هایی از حافظه ی دخترک است که باید برای به دست آوردن آن ها معما حل کنید. پس در کل طول بازی مشغول به انجام دو کار هستید؛ جلو رفتن و پریدن در یک سو و حل کردن معما از سویی دیگر. راه شما هیچ پیچ و خمی ندارد و به معنای واقعی کلمه خطی است. می توانید به عقب هم برگردید ولی در بیشتر طول بازی، تنها مسیری که در آن حرکت می کنید رو به جلو است. از آن جایی که محیط بازی شبیه به یک تونل بسیار طویل است، شما می توانید دیواره های بغلی محیط را جابجا کرده و روی آن ها حرکت کنید. این کار در بیشتر مواقع برای حل کردن معماها ضروری است و در اوایل Path to Mnemosyne، تنها کاری که می کنید ور رفتن به همین قابلیت بازی و حل معماهای آن است.

گیم پلی Path to Mnemosyne مانند سبد میوه ای درهم است. هم نکات مثبت در آن پیدا می شود و هم نکات منفی. وظیفه ی شما در بازی همانطور که ذکر کردم پیدا کردن گوشه هایی از حافظه ی دخترک است که باید برای به دست آوردن آن ها معما حل کنید.

این محیط تونل طور بازی کاملاً با تم آن که مربوط به خاطره و حافظه است همخوانی دارد.  بازی در کل کوتاه است و رفته رفته معماهای آن سخت تر می شود. چیزی که درباره ی معماها وجود دارد این است که به دو دسته ی کاملاً مجزا تقسیم می شوند؛ دسته ی اول معماهای چالش برانگیز و خلاقانه و دسته ی دوم معماهای تکراری و خسته کننده. به شخصه دسته ی اول برایم به قدری ارزش داشت که بتوانم دسته ی دوم را تا حد خوبی فراموش کنم و آن را تحمل کنم. معماهای بازی از همه نوع هستند، معماهایی که به محیط وابسته اند، آنهایی که باید یک شکل را آنقدر بچرخانید تا در حالت درست خودش قرار بگیرد و آنهایی که باید نقاط مختلف را به هم متصل کنید تا در نهایت همه چیز به یکدیگر متصل شود. در برخی مراحل حتی باید از صوت هم کمک بگیرید و با جابجا شدن بین چند مکان یک ملودی کوتاه بنوازید و کارهایی مانند ایت. در کل چیزی که می توان گفت این است که Path of Mnemosyne در بخش معماها خوب عمل کرده و انتظارات را برآورده می کند. در بخش گیم پلی اما، جالب ترین تجربه ی شما نخواهد بود. متاسفانه نبود تنوع در این قسمت باعث می شود نهایت لذت را از آن نبرید و پرش های عجیب و غریب کاراکترتان هم گاهی اوقات روی اعصاب است. به جز بخش پرش التبه انیمیشن ها خوب و قابل قبول کار شده اند و دویدن در محیط خاص Path to Mnemosyne، لذت بخش است.

معماها به دو دسته ی کاملاً مجزا تقسیم می شوند؛ دسته ی اول معماهای چالش برانگیز و خلاقانه و دسته ی دوم معماهای تکراری و خسته کننده. به شخصه دسته ی اول برایم به قدری ارزش داشت که بتوانم دسته ی دوم را تا حد خوبی فراموش کنم و آن را تحمل کنم.

بخش هنری بازی شاید بزرگترین نقطه ی قوت آن است، در ادبیات لغتی به نام «گروتسک» وجود دارد که کاملاً توصیف همین بازی است. در توصیف این کلمه آمده: «نوعی تمسخر فیلسوفانه ی ناهنجاری که شبیه به طنز سیاه است ولی تفاوت هایی دارد». در Path to Mnemosyne بسیاری از این ناهنجاری ها را مشاهده خواهید کرد، از در و دیواری که شکل سر هستند، چشمان جدا از بدنی که به شما خیره شده اند و تصاویر آشفته، عجیب و اگر اهل این سبک هنری باشید، بسیار لذت بخش. همچنین رنگ بندی بازی فوق العاده است و در آن فقط از ترکیب سیاه، سفید، خاکستری و آبی کمرنگ استفاده شده که در کنار طراحی دستی بازی، واقعاً چشم نوازند.

به کار گیری المان های ترس را مشاهده می کنید. ترتیب نامنظم سوراخ ها که ترسی به نام تریپوفوبیا را در ذهن مخاطب بوجود می آورد.

قرار دادن دختربچه ای کوچک در این مجموعه ی مریض، یکی از آن کلیشه های همیشگی بازی ها و فیلم های ترسناک است و اگرچه Path to Mnemosyne را نمی توان در مقوله ی بازی ترسناک جای داد، اما به قول انگلیسی ها، بازی بسیار Creepy است! موسیقی بازی هم حسابی استرس آور است و به فضای کلی آن میخورد. صداپیشگی همانطور که گفتم تعریفی ندارد ولی می توان آن را برای طراحی فوق العاده ی بازی، انیمیشن های خوبش و پازل های خلاقانه اش تحمل کرد.

روی هم رفته، Path to Mnemosyne یک بازی جالب است که قطعاً ارزش وقت شما را خواهد داشت. از آنجایی که بازی کوتاه است، قیمت آن هم بسیار معقولانه به نظر می رسد و اگر از کسانی هستید که عادت ندارند به همه چیز یک بازی گیر بدهند و بیشتر از هر چیزی برایشان تجربه ی یک بازی خوب و متفاوت مهم است، می توانم بگویم Path to Mnemosyne از متفاوت ترین بازی هایی است که می توانید گیر بیاورید و بسیار هم خلاقانه و سرگرم کننده است.

 

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

  • MrDarkness گفت:

    منم مثل شما این سبک فضاسازی جذابیت عجیبی برام داره ممنون از نقد و معرفی و پیشنهاد میکنم یه سری هم به بازی های استدیو rusty lake بزنید فک میکنم خوشتون بیاد

  • R6.Forever گفت:

    ممنون از نقد!! :yes:
    یکی از بهترین ، زیبا ترین و عمیق ترین فضاسازی هایی که تو عمرم دیدم و واقعا ازش لذت بردم ، در حدی که آرزو میکنم کاش جای شخصیت اصلی بودم ، Machnarium بوده . واقعا زیبا بود :lashes: :yes: