امید در مترو همچنان زنده است… | نقد و بررسی Metro Redux

۲۰ فروردین ۱۳۹۸ - ۱۱:۰۰

نسل هشتم را اگر نسل “ریمستردها” خطاب کنیم پر بیراه نگفته ایم. از عرضه ریمستر عناوین انحصاری دو نسل قبل برای دو کنسول سونی و مایکروسافت گرفته، تا ریمستر عناوین غیر انحصاری در مجموعه هایی جذاب و ارزنده، مانند Borderlands Handsome Collection یا Metro Redux. در طول نسل هشتم شاهد عناوین ریمسترد فراوانی بوده ایم. مسأله ای که یک موقعیت برد-برد برای مخاطبان و ناشران ایجاد می کند. از سویی مخاطبان و طرفداران که در نسل قبل موفق به تجربه عنوانی نشده اند یا دوباره علاقه دارند در نسل جدید به تجربه آن بپردازند، از تهیه و انجام این ریمسترد ها لذت می برند، و از سوی دیگر سود مناسبی نیز نصیب ناشران می گردد. حتی اکنون که در اواخر نسل هشتم به سر می بریم باز هم بازار ریمستر ها داغ است و همین چند روز پیش بود که نسخه نسل هشتمی Borderlands در دسترس قرار گرفت. در این مقاله به سراغ یکی از پرفروشترین و موفق ترین ریمستر های عرضه در این نسل رفته ایم و آن را مورد نقد و بررسی قرار می دهیم. پس با نقد و بررسی Metro Redux همراه من و گیمفا باشید…

Metro Redux مجموعه ی ارزشمندی است. دو نسخه ۲۰۳۳ و Last Light هم ارزش یکبار تجربه شدن را دارند، و هم مفاهیم مهم و زیبایی در بطن خود قرار داده اند. اگر با سری مترو غریبه اید، در تهیه این مجموعه تعلل نکنید و به دنیای خطرناک و جذاب مترو سفر کنید. چیزهایی زیادی برای تحربه کردن و البته درک کردن وجود دارد.

امید و دیگر هیج…

همانطور که احتمالا می دانید این ریمستر جذاب و ارزشمند، شامل دو نسخه Metro 2033 و Metro K Last Light است. در طول این نقد و بررسی در بخش های مختلف، مانند بخش داستانی عملکرد هر دو بازی مورد ارزیابی قرار می گیرد.

از داستان بازی شروع می کنیم. به این منظور باید سری به تونل ها و مترو های زیرزمینی شهر مسکو در سال ۲۰۳۳ بزنیم. جایی که پس از جنگ بزرگ اتمی سال ۲۰۱۳، اکنون بیشتر به جهنم شبیه است تا یک شهر متمدن و به جای انسان ها، پذیرای موجودات و هیولاهای مختلف جهش یافته است. دیگر انسان ها در سطح زمین و در خانه ها و ساختمان ها زندگی نمی کنند بلکه به خاطر فرار از امواج رادیو اکتیو، و دوری هر چه بیشتر از هیولاهای مختلف، رو به مترو آورده اند…جایی که اکنون دیگر خانه ی آنها محسوب می شود. حیات، زندگی و امید همچنان در مترو زنده است و ادامه دارد. کودکان مشغول بازی اند، مردم در حال تماشای نمایش کوچکی هستند و به طور کلی، مترو رنگ و بوی زندگی به همراه دارد. هر چند کمبود دارو یا غذا، می تواند گاها به یک معضل تبدیل شود، اما ساکنان مترو خانه شان را دوست دارند و با امید به آینده نگاه می کنند. در این بین گروهی به نام Order نیز وجود دارد که به نوعی وظیفه حفظ امنیت و جان مردم در مترو بر عهده آنهاست. کم نبوده دفعاتی که برخی اعضای Order جان خود را فدا کرده اند تا مردم Metro بتوانند راحت تر زندگی کنند…برویم سراغ داستان نسخه اول یا همان Metro 2033. شما در نقش جوانی مبارز به نام Artyom قرار دارید. کسی که بعد از آنکه خطر احتمالی حملات موجوداتی به نام Dark Ones را می شنود، تصمیم می گیرد برای کمک گرفتن به دیگر مناطق مترو سر بزند و از کمک دیگران نیز استفاده کند. البته او سردرگم نیست بلکه در ابتدای بازی متوجه می شود که وظیفه او پیدا کردن شخصی است به نام Miller (که فرمانده Order نیز هست). پس Artyom ماجراجویی جذاب و صد البته خطرناک خود را آغاز می کند تا بتواند خطر احتمالی که مترو و انسان ها را تهدید می کند نابود سازد…

داستان بازی روایت خوبی دارد. ریتم وقایع و اتفاقات در حد استاندارد و معقولی کم و زیاد شده، و می تواند به خوبی مخاطب را با خود همراه سازد. تعلیق بسیار مناسب داستان، موجب می شود مخاطب تا آخرین لحظات بازی همراه داستان و Artyom پیش رود و منتظر اتفاق نهایی باشد. این مسأله که بازی اقتباس از رمانی به همین نام است نیز در جذابیت و یکپارچگی داستان بی تاثیر نبوده. شخصیت پردازی را هر چند نمی توان عالی توصیف کرد، اما با ابن حال شخصیت هایی مانند Khan یا حتی Miller, با وجود کمی مرموز بودن، شکل و قابل مناسبی به خود گرفته اند و کاملا خود را از شخصیتی سطحی جدا کرده اند. در کل باید اذعان کرد Metro 2033 از حیطه داستانی، به راحتی نمره قبولی می گیرد.

چه کسی باور می کند روزی در محل این خرابه ها، تمدنی بزرگ وجود داشته؟! مردمانی که در کنار یکدیگر زندگی می کردند…و اکنون فقط ویرانه باقی است، و تعدادی موجود و هیولای جهش یافته…بیشتر به جهنم شبیه است تا مسکو…

داستان Metro Last Light, پس از وقایع نسخه اول روایت می شود. جایی که Artyom با پرتاب موشک بر روی خانه های Dark Ones, برای همیشه آنها را نابود ساخت، اما بعد متوجه شد که Dark Ones هیچگونه قصد اذیت و آزار نداشته، و تنها هدف آنها از ایجاد مواردی چون کابوس یا توهم، ایجاد ارتباط دوستانه و صلح آمیز بوده است. در شرایطی که Artyom دچار مشکلات خواب و تصورات نامعلوم است، Khan به او و Miller اطلاع می دهد که جایی در روی سطح زمین یک Dark One مشاهده کرده. پس از این اتفاق Miller به Artyom دستور می دهد همراه Anna به سطح زمین رفته، و آخرین Dark One را پیدا کرده و از بین ببرند. هر چند Artyom قصد دیگری دارد. در ادامه شاهد گرفتاری Artyom در چنگال دشمنان انسانی بازی هستیم و Artyom نه تنها باید خود را آزاد ساخته، و از توطئه قریب الوقوع که مترو را تهدید کی می کند سر در بیاورد، بلکه باید Dark One را نیز پیدا کند…

داستان Last Light نیز شباهت های قابل توجهی به داستان نسخه اول دارد. باز هم تلاش برای نجات و بازهم تصمیم هایی سخت. و مانند داستان نسخه اول، باز شاهد وقایع و پیچش های داستانی مناسب و جذابی هستیم که کیفیت کلی بخش داستانی را بالا نگه می دارند. در این داستان، مواردی مانند خیانت بیشتر به چشم میخورد و پررنگ تر است بنابراین بازی بیشتر شما را غافلگیر می سازد. شخصیت پردازی عملکردی مشابه نسخه قبل دارد و با این که عالی نیست، اما به راحتی انتظارات را برآورده می سازد. این نسخه هم دارای دو پایان مختلف است که بر اساس تصمیم ها و عملکرد بازیباز در طول بازی رقم می خورد.

در کل بخش داستانی سری Metro, همواره جذاب، منطقی و با کیفیت بوده و به لطف پیچش های داستانی مناسب و تعلیق بالا، در سطح بسیار مطلوبی قرار دارد.

زندگی در مترو جریان دارد. کودکان بازی می کنند. افراد مسن دور هم نشسته از گذشته صحبت می کنند، زنان مشغول آشپزی اند و زندگی در حالت طبیعی خود جریان دارد. انسان دیر عادت می کند، ولی وقتی عادت کرد، دوباره مسیر عادی زندگی را از سر می گیرد.

اولین تفاوتی که گیم پلی و تیراندازی Metro با دیگر عناوین FPS دارد، کمبود گلوله و مهمات در طول مسیر بازی است. هر چند انتخاب درجه سختی تاثیر بسیاری روی این امر دارد اما با این وجود، همواره تا حد مشخصی خطر کمبود گلوله یا مهمات در جای جای بازی حس می شود. این مسأله در مورد بسته های سلامتی، نارنجک، کوکتل مولوتف و مهم تر از همه فیلتر اکسیژن برای ماسک نیز کاملا مشهود است. در هر منطقه ای شما باید مسیر های فرعی را نیز بگردید به امید یافتن گلوله یا آیتمی بدرد بخور. همین مسأله مدیریت منابع، در ترکیب با فضاهای تاریک و تیره و بسته بازی، اتمسفری بسیار تاثیر گذار و منطبق با وضع آخرالزمانی بازی ایجاد کرده است. این اتمسفر بسیار مناسب و دقیق، یکی از دلایل محبوبیت سری مترو نیز به شمار می رود و آن دسته مخاطبانی که به عناوین آخرالزمانی با اتمسفری گیرا و سیاه علاقه داشتند، به خوبی جذب این سری شده اند.

مبارزات بازی به دو دسته کلی تقسیم می شود، مبارزه با دشمنان انسانی و مبارزه با هیولاها و موجودات جهش یافته. هنگام رویارویی و مواجه با هیولاها، معمولا آتش مستقیم و تیراندازی بهترین و بعضا تنهاترین راه حل موجود است و آنچنان مواردی مثل مخفی کاری دردی از شما دوا نمی کنند. هنگام مواجه با این موجودات و هیولاها، اغلب سلاح های قدرتمند با برد کم، مانند Shotgun ها بهترین نتیجه را برای شما به ارمغان می اورند. هنگام مواجه با دشمنان انسانی، معمولا دو راه پیش رو دارید. یا مواجه و درگیری مستقیم که معمولا خطر بیشتری دارد و مصرف مهمات بالاتری را نیز به همراه دارد. و یا استفاده از مخفی کاری، بهره بردن از سایه ها و حواس پرتی دشمنان برای از پا در آوردن آنها. مخفی کاری می تواند به شما کمک کند مهمات کمتری مصرف کرده و از این حیث کمتر به مشکل بر بخورید. انتخاب هر کدام از این روش ها نیز کاملا به سلیقه بازیباز و بعضا شرایط بستگی دارد.

گان پلی و بخش تیراندازی بازی عملکرد خوب و روانی دارد، به شرط آنکه فراموش نکنید این دو نسخه بیش از پنج شش سال پیش عرضه شده اند بنابراین مقایسه روانی و کیفیت گان پلی آنها با عناوین امروزی منطقی و عقلانی نیست. هر چند یکسری مشکلات بسیار ریز در زمینه حرکات و کنترل در هر دو نسخه ۲۰۳۳ و Last Light وجود دارد، اما در کل بخش تیراندازی، مبارزات و گیم پلی شما را ناامید نخواهد ساخت و شما تا حد قابل قبولی از گیم پلی این دو بازی لذت خواهید برد. تنوع سلاح ها نسبت به خطی بودن عناوین قابل قبول است و از هر کدام از سلاح های بازی، مانند Handgun, Rifle یا Shotgun شاهد چند حق انتخاب مختلف هستیم که بنابر علاقه و نیازمندی شما باید آنها را انتخاب و استفاده کنید. در کنار کسب سلاح ها از طریق کشتن دشمنان، در هر دو نسخه در مناطقی فروشندگان وجود دارند که می توانید به وسیله آنها سلاح های خود را خریداری و شخصی سازی کرده و یا گلوله‌ خریداری کنید. البته دیگر خبری از پول نخواهد بود و ارز رایج در مترو، گلوله است. نه گلوله ی معمولی بلکه گلوله ای ارتشی به نام Military Bullet. شما در طول مسیر تعدادی از این گلوله ها پیدا می کنید که هم می توانید آنها را مصرف کنید، و هم اینکه آنها را نگه داشته و در فروشگاه ها مورد استفاده قرار دهید. این مکانیزم خرید و فروش بر پایه گلوله یکی از مواردی بود که بسیار نظر منتقدان و مخاطبان بازی را جلب کرده، و به زودی به سیستمی محبوب نزد هواداران تبدیل شد.

شاید فلسفه حضور Dark Ones ها این بود که هیچگاه از روی ظاهر قضاوت نکنیم. شاید کسانی که به نظر دشمن ما هستند بتوانند بزرگترین دوستان و حامیان ما باشند.

اما بزرگترین مشکلی که در بخش گیم پلی شاهد آن هستیم، مربوط به هوش مصنوعی دشمنان هنگام مبارزه یا مخفی کاری است. مشکلی که در هر دو نسخه ۲۰۳۳ و Last Light دیده می شود. بعضا هنگام مبارزات دشمنان کاورگیری می کنند اما هیچوقت از پشت سنگر خارج نمی شوند و بعد از اینکه شما بقیه افراد را کشتید، می توانید بالای سر او رفته و کار او را تمام کنید!!! همچنین برخی رفتار ها و واکنش های دشمنان بعد از مشاهده شما یا هنگام تیراندازی، اصلا منطقی و معقول نیست و به هیچ وجه جنبه انسانی ندارد. اگر هوش مصنوعی بازی چه در نسخه اول چه در نسخه دوم شاهد مشکلات کمتری بود، می توانستیم شاهد گیم پلی و نبرد هایی به مراتب جذاب تر و لذت بخش تر باشیم.

در کنار مشکلات هوش مصنوعی، گاها شاهد باگ های فنی گاه و بیگاهی نیز هستیم که هر چند تعداد آنها زیاد نیست، اما به نوبه ی خود بر روی گیم پلی بازی اثری منفی به جای می گذارند.

 

Metro Redux گیم پلی استاندارد،مناسب و جذاب را ارائه می دهد. گان پلی استاندارد، تنوع مناسب سلاح ها و فیزیک قابل قبول سلاح ها همگی به این امر کمک کرده اند. البته گیم پلی بازی کم و کاستی های خود را نیز داراست، اما با اندکی اغماض و چشم پوشی، میتوان به خوبی از بازی لذت برد…

گرافیک بازی را اگر از حیث هنری بخواهیم مورد بررسی قرار دهیم، باید بگوییم با یک عملکرد متوسط طرف هستیم. حتی در زمان عرضه دو بازی نیز گرافیک هنری آنها در مقایسه با رقبا در سطح خوبی قرار داشت، اما تا ایده ال همچنان فاصله داشت. کیفیت تکسچر ها، سایه زنی اجسام، نورپردازی و موارد این چنینی در سطح متوسطی قرار دارد. در نسخه ریمستر به خوبی بهبود های نورپردازی قابل مشاهده است و همچنین برخی چهره ها و اجسام، کاملا از نو و با گرافیکی به روز تر طراحی شده اند.

نکته بسیار قابل توجه در بخش گرافیک بازی، مربوط به رنگ پردازی محیط و مراحل مختلف بازی است. استفاده مناسب از رنگ های تیره و تاریک و استفاده حداقلی از رنگ های روشن همه و همه دست به دست هم داده اند تا محیط ها و مناطق بازی، کاملا حال و هوای آخرالزمانی داشته، و اتمسفر مناسب را خلق کنند. نا سلامتی شاهد یک بازی آخرالزمانی هستیم که بسیاری از موارد در آن نابود شده اند. حتی هنگامی که به سطح زمین آمده و به محیط های گوناگون و ساختمان‌ها و حتی آسمان نگاه می کنید، بیشتر به رنگ پردازی مناسب سازندگان پی خواهید برد. آسمانی خاکستری، ساختمان های سیاه و مخروبه، زمینی تیره و خالی از رنگ روشن، همه و همه به خوبی در خلق اتمسفری آخرالزمانی کمک کرده اند. در کل گرافیک هنری Metro Redux را می توان مناسب دانست، هر چند بدیهی است در صورت مقایسه با عناوین جدیدتر، بازی هیچ گونه حرفی برای گفتن نخواهد داشت.

در بخش فنی متاسفانه شاهد یکسری مشکلات و باگ های ریز و درشت هستیم. از یکسری اجسام نامرئی گرفته که مسیر شما را بند می آورند، تا فرو رفتن اجسام در یکدیگر، و موارد این چنینی. البته در نسخه ۲۰۳۳ مشکلات گرافیکی کمی بیشتر به چشم می خورد. البته همه ی این باگ ها لزوما در گیم پلی بازی به صورت مستقیم تاثیرگذار نیستند، اما با این جود اصلا جنبه ظاهری خوبی نداشته و از لحاظ بصری ممکن است مخاطب را کمی دلسرد سازند.

صداگذاری شخصیت ها هر چند به علت لهجه غلیظ روسی و کیفیت معمولی صداپیشگان آنچنان درجه یک و با کیفیت نیست، اما با این وجود قابل تحمل است. اما حتما زیرنویس بازی را فعال کنید تا بهتر متوجه دیالوگ های شخصیت ها شوید چون برخی از شخصیتی ها جملات و کلمات را بسیار بد و ناآشنا تلفظ می کنند. البته بدیهی است برای بازی که در روسیه جریان دارد استفاده از صداپیشگان با لهجه روسی منطقی به نظر می رسد، اما شدت و میزان لهجه آن ها کمی می توانست متعادل تر باشد. با این وجود با این که صداگذاری بازی درخشان نیست، ولی قابل قبول است.

موسیقی متن بازی نیز عملکرد متوسط و قابل قبولی دارد و با این که با اتمسفر و فضای بازی همخوانی خوبی دارد، اما هنوز تا حد درجه یک و فوق العاده فاصله دارد. اما با این وجود موسیقی بازی وظیفه خود را به خوبی به انجام رسانده است.

سری Metro گرچه با آخرالزمان و موجودات جهش یافته مأنوس است، اما همواره بارقه های امید در آن دیده می شود. نشان دادن این مفهوم که ما انسان ها در هر شرایطی برای بقا تلاش می کنیم و تا آخرین قطره خونمان مقاومت خواهیم کرد. مفهوم این که امید، بزرگترین سلاح انسان است بدون آن، انسان کاملا پوچ و تهی است. سه گانه مترو بسیاری از مفاهیم اخلاقی را در خود جای داده است، از خودداری از قضاوت زودهنگام گرفته، تا ناامید شدن در سخت ترین شرایط. Metro بار دیگر نشان داد دنیای گیم مفاهیم و اهداف بسیار عمیق تر و پیچیده تری نسبت به سرگرم کردن صرف مخاطبان در بر دارد.

جمع بندی

اگر سری مترو را در نسل هفتم تجربه نکرده اید، Metro Redux می تواند مجموعه ی ارزنده و جذابی برای شما باشد و حداقل ۱۲ ساعت شما را سرگرم سازد. اگر هم از طرفداران عناوین آخرالزمانی، خصوصا با اتمسفر و فضای سنگین و سیاه هستید، Metro Redux می تواند گزینه و انتخاب مناسبی برای شما محسوب شود.

 

0
0

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

  • jangyijin گفت:

    دو نسخه قبلی مترو برا من خیلی جذاب بود و چند بار تجربه شون کردم ولی این یکی خوشم نیومد.به نظرم از قالب خودش دراومده بود و میخواست شبیه بازی های جهان ازاد بشه ولی خوب نشده بود. این که هی بریم این ور اونور زنمون هم باهامون بیاد هی زبون بریزه هی من برم ننجاتش بدم اون بیاد.. شبیه خاله زنک بازی شده بود نه یک بازی اخرالزمانی
    بعد از چند ساعت بازی کردن فکر کردم دارم یه بازی عاشقانه رو تجربه میکنم. مترو با پیشروی تنها و روی پای خودش تو محیط های تاریک و عجیب غریب خوب بود نه با جمع خانوادگی که رفتن پیک نیک

    0
    0
    • PERSIAN NAZI گفت:

      کامنت شما تلخ اما از جنس واقعیته Yes
      کجاست اون سرمای سوزان و یخ بندان رادیواکتیو ؟
      اون جک و جونورهای جهش یافته وحشتناک کجان ؟
      اون اتمسفر مرده چی شد ؟
      اون کور سوی امید که بدنبالش بودیم چه شد ؟
      یادتونه که هانتر پلاکش رو به ارتیوم داد تا بره به ایستگاه پلیس ؟
      یادتونه که رایش و خط قرمز افتادن به جون هم ؟
      کی یادشه اون پرندهای غول اسا رو ؟
      کی یادشه اون محیط مرده یخ زده خطرناک رو ؟
      کی یادشه اون جکهای کاپیتان اولمان کرازنوف رو ؟

      0
      0
  • legendboy گفت:

    مترو ریداکس یه ریمستر ارزشمند بود
    اما میخوام یه توضیحاتی راجب آخرین نسخه مترو یعنی exodus بدم و یه بررسی کوتاه براساس تجربه ۲۰ ساعته این بازی بدم:
    نکات منفی:
    – گرافیک فنی و بهینه سازی بسیار ضعیف (براساس نسخه pc)
    – هوش مصنوعی بازی همچنان در دیوار !
    – باگ های نسبتا پر تعداد که قطعا باهاش برخورد می کنید
    نکات مثبت:
    – گرافیک هنری چشم نواز و فوق العاده و یکی از بهترین های نسل
    – انتقال حس کاملا ملموس سفر و ماجراجویی، در جهانی زیبا که به ۳ فصل تقسیم میشه و هر فصل در هر منطقه شرایط زیستی مربوط به خودش رو داره و روی گیمپلی بازی کاملا تاثیر داره (فصل بهارش بینهایت زیباس)
    – مناطق پرجزئیات و پر آیتم که ارزش گشت و گذار رو به شدت بالا میبره
    – تنوع خوب سلاح ها و شخصی سازی پر جزئیات که کاملا منطبق با حس بازیه
    – جزو مهمترین نکات مثبت تغییر محیط های بازی و تبدیل حس مرده نسخه های گذشته به حس امید و زندگی

    خیلی ها دیدم گفتن که بازی دیگه اونجوری اتمسفریک نیست و حس قبل رو نداره که من به شدت مخالفم و معتقدم سازنده ها کاملا هوشیارانه عمل کردن و دقیقا بازی بعد از اون ۲ نسخه دارک به یه همچین تغییری کاملا نیاز داشت
    یه سری نکات هم هست مثل نبود مراحل فرعی یا جمع کردن برخی آیتم ها برای npc ها که در قبالش بازی پاداشی به شما نمیده، که میتونست باعث بهتر شدن بازی بشه ولی همینی که الان در دسترس هست باز هم عالیه و یک متروی با حفظ اصلته خودشه، توصیه میکنم حتما بازی رو تجربه کنید و به حواشی منفی پیرامونش توجه نکنید!

    0
    0
  • s3me گفت:

    محشر بود این بازی یکی از بهترین بازی هایی بود که انجام دادم نمره ۹٫۵ حقشه اون نیم نمره هم به خاطره مراحل اولش بود که زیاد جذاب نبود ولی هر چی رفتیم جلوتر بازی جذاب تر شد دمه سازندگانش گرم

    1
    0
  • Majid گفت:

    فکر می کنم بزرگ ترین مشکل کل مجموعه مترو هوش مصنوعی ضعیف باشه
    که گاها خودش هم موجب ایجاد باگ در درگیری های نزدیک میشه

    0
    0
  • AXEL STONE گفت:

    وقت بخیر و سلامت مرسی از نقد و برسی اقای زاهدی ولی اقای زاهدی کلا باگ اثری بر نمره ی بازی نمیذاره درکل مرسی دست شما درد نکنه Rose Heart
    دوستان برادرای عزیز ببخشید که چند روزه نیستم و زیاد نمیتونم بیام گیمفا داریم به شدت بر روی سیل بند کار میکنیم بعد از تموم شدن این فاجعه حتما و حتما بازم میام گیمفا Rose Heart Lashes فعلا تا اینجا خداحافظ.

    0
    0
  • Hamid گفت:

    من این دو قسمتو چند بار بازی کردم یبارشو قبل metro exodus بازی کردم باید بگم خیلی باهاش حال کردم
    ۱)موسیقی های عالی و غم انگیز مخصوصا اخرین موسیقی قسمت دوم در هنگام نمایش اسامی سازندگان (این موسیقی در هنگام تمام کردن بازی به صورت پایان خوب میاد) و البته بعضی موسیقی های خیلی زیبای دیگه هم داشت که همیشه تو ذهنتون میمونه ۲)داستان که خیلی عالی بود کاملا درگیر کننده ۳)گرافیک با توجه به زمان عرضه اش جز بهترین ها بود و چند وقت پیش هم که ریمستر شده بهتر از قبل شده ۴)تنوع اسلحه یه مقداری کم بود ولی با توجه به اون اخرالزمان اصلا حس نمیشه
    ۵)و میشه گفت مهم ترین و برترین ویگی این بازی اتمسفر سر و بی روح بازی هست فضایی اخرالزمانی که واقعا حس ترس و نا امیدوی و غم و اندوه رو بهت منتقل میکنه واقعا وقتی تو فضای بیرون راه میری و به اطرف نگاه میکنی یا وقتی یه جای بلند پیاد میکنی فقط دلت میخواد به اطرف نگاه کنی و فضای سرد و بیروه بازی رو بیبینی شهر ها و خونه های پوشیده از برف (تو قسمت اول برف ها دیگه نیستن دلیلشو تو اخر قسمت اول میبینی )و خالی از سکنه و یا تو مترو داری میری و بعضی از مکان ها رو اختیاری وبعضی هاشو که به خاطر مراحل میری و میبینی گوشه ای جسدی افتاده و یا چند تا روح رو میبینی و اون موسیقی خاص بازی و صدای جهش یافته ها رو میبینی و میشنوی یه حس ترس و ناراحتی بهت دست میده که خیلی تاثیر گزاره
    واقع به جرات میشه گفت برترین اتمسفر اخرالزمانی رو این بای داره که البته قسمت سومش از این ویژگی مثل قسمت ۱و۲ برخوردار نیست نه اینکه بد باشه خیر به اندازه این دو تا درگیر کننده نیست
    این بازی جز تجربه های فراموش نشدنی عمرم بودن

    0
    0
  • Hamid گفت:

    توی اولین کامنت کلمه زنمون رو خوب اومد خندم گرفت مگه زن چنتاست من تو ارتیوم
    شوخی کردم ولی انصافا همین انا بازیو خیلی زیبا کرده بود ولی ای کاش شخصیت اصلی حرف میزد اونموقع بیشتر با بازی ارتباط بر قرار میکردی
    ولی یه نکته رو خوب اومدی که مترو از ریشه هاش فاصله گرفته نه اینکه مقداری عشقولانه (به قول برره ای ها) شده بلکه به دلیل اینکه اتمسفر سرد و بیروه قسمت های قبلیو نداره (که به شخصه با این نظر مخالفم به نظرم مشکلی نیست مثل قبلیا نیست)البته به جز مواردی مثل مرحله اول و اخرش و اینم یکی از دلایل بزرگی بود که بازی تو سایت متاکریتیک از نمره ۹۰ به ۸۴ اومد (لطفا نگید این موارد ربطی نداه من خودم نقد هاشونو خوندم)
    ولی این قسمت بازی عاشقانه هم در قسمت دوم بود ولی نه اونجوری دیگه یه حضور کوتاهی داشت
    اما در قسمت سوم سازندگان تصمیم گرفتن این قسمت از بازیو بیشتر کشش بدن که به نظرم چیز بدی نشده و تازه خیلی هم زیبا شده ولی اگه بازم این یه مشکل حساب بشه حتما طرفدارا به گوش سازندگان میرسونن و در نسخه های بعدی به صورت جذاب تری این کار ها رو انجام میدم
    البته خودمم طرفدارشم

    0
    0
    • @SatanasNightmare گفت:

      در مورد حرف نزدن شخصیت اصلی خیلی بحثه ولی نمیشه نکته منفی حساب کرد حتی حرف نزدن ارتیوم بیشتر کمک میکنه که باهاش ارتباط برقرار کنی و خودتو جای اون تصور کنی و به جاش واکنش نشون بدی به اتفاقات

      0
      0
  • metro redux رو به دلیل ضعف کامپیوتر نتونستم بازی کنم تا الان که واسه ps4 گرفتم در وصف بازی سه کلمه رو میتونم بگم زیبا و لذت بخش و خاص در تجربه مترو شک نکنید فضا سازی خاصی داره که کاملا بازی باز رو مجذوب خودش میکنه و گیرایی زیادی داره.

    0
    0