بقایی متفاوت تر از همیشه| نقد و بررسی بازی Metro Exodus

۲۶ بهمن ۱۳۹۷ - ۰۹:۰۰

بعد از اعلام ورشکستگی THQ، تا مدت نسبتا طولانی، دیگر هیچ خبری از یکی از محبوب‌ترین IP های صنعت گیم، Metro نبود. طرفداران Metro که سازنده‌ی کاربلدی چون ۴A Games و ناشرین قدرتمندی چون THQ و Deep Silver را پشت بازی محبوب خود می‌دیدند، بعد از آن خبر بد امیدشان به ادامه این سری زیبا را تا حد زیادی از دست دادند. خوشبختانه Nordic Games با تصاحب نماد تجاری THQ و برخی از IPهای آن، موفق به زنده نگه‌داشتن بسیاری از آن‌ها شد و فرنچایز Metro هم یکی از آن‌ها بود. شماره جدید Metro به نام Metro: Exodus در E3 2017 یعنی ۳ سال بعد از عرضه آخرین نسخه معرفی و کمتر از دو سال بعد در فوریه ۲۰۱۹ به بازار عرضه شد.

بعد از تمام شدن هایپ‌های حاصل از معرفی غیر منتظره جدیدترین نسخه Metro، چند مورد طرفداران را به شدت نگران کرده بود. اولین مورد سندباکس شدن بازی و نیمه جهان باز بودن محیط بازی بود که راستش را بخواهید کلا با DNA این سری در تضاد بود. همه ما Metro را با ترس و دلهره‌اش در تونل‌های تاریک و سرد روسیه می‌شناسیم و این چنین آزاد بودن بازیباز برای پیشبرد بازی (حداقل آنطور که در تریلرها به نظر می‌رسید) واقعا تطابقی با ریشه‌های این بازی نداشت. مورد بعد هم تغییر دشمنان بازی بود. این بار دیگر از Dark Oneها خبری نبود و دشمنان متفاوت‌تری از نسخه‌های قبل سری در محیط به چشم می‌خورد. این موارد در کنار چند مورد جزئی دیگر باعث شده بود طرفداران از موفقیت این بازی با اطمینان سخن نگویند و ما را مجاب کرد تا عرضه بازی، آن را قضاوت نکنیم.

وقتی یک ایده موفق می‌شود; ادامه دادنش در همان مسیر موفق، بسیار سخت است. وقتی یک فکر نو موفق به خلق یک اثر متفاوت و زیبا می‌شود، ادامه آن نیاز به کار بسیار بیشتری برای ماندن در مسیر مذکور دارد. در واقع تداوم موفقیت یک ایده، سخت تر از خلق یک ایده موفق است. این را به وفور می‌توانید در بازی‌های متفاوت ببینید. قطعا تعداد زیادی از فرنچایزها را می‌شناسید که در ادامه دادن اثر موفق خود ناکام بوده‌اند و هیچگاه نتوانستند موفقیت نسخه اول سری بازی خود را تکرار کنند. این تنها دلیلش کیفیت پایین شماره‌های بعدی یک سری بازی نیست بلکه بالا رفتن انتظارات هم در آن دخیل است. ممکن است نسخه‌ای که شما از آن گلایه می‌کنید از بعد فنی از شماره اول آن بهتر هم باشد، اما وقتی انتظارات بالا برود، منطق دیگر چندان جوابگو نیست.

سری مترو هم از این قاعده مستثنی نیست. راستش را بخواهید Metro 2033 آنقدر خوب، متفاوت و خاص بود که تکرار آن برای ۴A از همان اول بعید به نظر می‌رسید. Metro: Last Light عنوانی فوق‌العاده زیبا و گیرا بود که به شخصه انتظار نداشتم ۴A باز هم بتواند طرفدارانش را در دنیایی مرده و افسرده غرق کند. بسیاری از افرادی که هر دو نسخه اول بازی را تجربه کرده‌اند از برتری هر کدام به دیگری می‌گویند و نظرات در مورد بهتر بودن کدام یک از شماره‌ها متفاوت است. اما تقریبا همه به این موضوع که ۲۰۳۳ و Last Light هر دو بازی خوبی بودند، اقرار دارند. ساخت شماره سوم برای چنین سری موفقی چقدر سخت است؟ بسیار بسیار سخت. تقریبا به چیزی نزدیک به معجزه نیاز بود تا علاوه بر حفظ نواوری‌های بازی در دو نسخه قبل، ۴A Games بتواند در Exodus تجربه‌ای بهتر از آن‌ها رقم بزند و بازیبازان را به بهترین بودن Exodus متقاعد کند. اما آیا Metro: Exodus در حد نام این سری است؟ آیا در بازار شلوغ این روزهای شوترها، Metro: Exodus ارزش تجربه و صرف وقت طولانی را دارد؟ با گیمفا در بررسی بازی Metro: Exodus همراه باشید.

Metro: Exodus

داستان بازی بعد از پایان خوب نسخه قبل روایت می‌شود. بعد از زنده ماندن Artyom از حادثه Bunker و جلوگیری از نابود شدن بشریت به دست Korbut، آرتیوم به همراه Ann به مناطق رادیواکتیو زده مختلف مسکو میروند تا افراد باقی‌مانده را پیدا کرده و نجات بدهند. بر خلاف آرتیوم، Ann میل چندانی به جست و جو ندارد و در نهایت هم آرتیوم راضی می‌شود به همراه Milner، پدر Ann، همسرش و گروهی کوچک به وسیله یک قطار سفری را برای مهاجرت از مسکو و پیدا کردن یک منطقه بهتر برای زندگی آغاز کنند. هدف از این سفر، علاوه بر بقا، یافتن حقیقت و دلیل این جنگ هسته‌ای که جهان را به نابودی کشانده هم هست و در این نسخه قرار است حقایق ناگفته مهمی آشکار شود.

نمونه‌ای از دشمنان جدید بازی

به مانند دو نسخه قبل، خوشبختانه مترو داستان را مهم‌ترین برای خود قرار می‌دهد. آنلاین محور شدن بسیاری از بازی‌ها و البته فروش قابل توجه این دست از بازی‌ها، ناخوداگاه این تصور را که گیم‌پلی باید همواره در اولویت باشد در ذهن سازندگان ایجاد می‌کند اما Metro را تحت تاثیر قرار نداده و بازی همچنان داستان را بالاتر از هر چیزی قرار می‌دهد. به همین دلیل منتظر کات‌سین‌های طولانی و گیم‌پلی بدون مبارزه زیادی باشید.البته اگر یکی از نسخه‌های قبل هم بازی کرده باشید این لفظ‌ها چندان هم نباید برایتان عجیب باشند. این صحنه ها اصلا حکم پرکردن عریضه را ندارند و اگر کمی با شخصیت‌های گروهتان و ویژگی‌های شخصیتی آرتیوم اطلاع داشته باشید، صحیت‌های میان شخصیت‌ها بسیار برایتان حذاب خواهد بود و برای کاراکترها دیالوگ‌های مفید و زیبایی نوشته شده است. چنین مواردی باعث می‌شوند هر کاراکتر برای شما خاص باشد و سرنوشت تقریبا تمام اعضای گروه به مرور زمان برایتان مهم و مهم‌تر شود.

آرتیوم، مانند دو نسخه قبل به جز لحظاتی که Journal خود را می‌نویسد ساکت است; اما این سکوت به معنای خشک و توخالی بودن او نیست. او با استفاده از حرکات دست خود در لحظات مهم، به خوبی پیام و حرف خود را به مخاطب می‌رساند و این حرکات آنقدر خوب طراحی شده‌اند که شما بدون شنیدن کلمه‌ای از او و یا دیدن چهره‌اش به خوبی می‌توانید متوجه حالات لحظه‌ای بشوید. ناگفته نماند که این طراحی‌های زیبای انیمیشن‌های مختلف، گاها با باگ‌های آزاردهنده ترکیب شده و زیبایی آن‌ها را از بین می‌برند. وقتی آرتیوم درون فرد دیگری در قطار گیر می‌کند یا به دلیل یک باگ عجیب، صحبت میان او و فرد دیگری ناگهان قطع می‌شود، قطعا دیگر آن زیبایی‌ها به چشم نخواهند آمد.

همانطور که گفتیم، Exodus دیگر به مسکو محدود نیست. همین موضوع باعث شده متنوع‌ترین محیط‌ها را نه تنها در تاریخ این سری بلکه در تاریخ بازی‌های آخرالزمانی ببینیم. به لطف تغییر فصل با پیشروی در داستان و تغییر محیط‌های بازی، از بیابان‌های شنی تا جنگل‌های سرسبز و فاضلاب‌هایی که پر از دشمنان مختلف هستند در بازی میبینیم. از آنجا که همچنان وقت زیادی را در قطار و پناهگاه‌ها سپری می‌کنید، نگران تغییر کامل محیط‌های بازی نباشید و خیالتات از بابت فراموش نشدن ریشه‌های بازی از این حیث راحت باشد.

Metro: Exodus بر خلاف دو شماره قبل خود، بار سیاسی کمتری در داستان خود دارد. دلیل آن هم نبود Factionهایی مانند Red Army و Fourth Reich است که آنقدر در بازی کمرنگ شده‌اند که نام آن‌ها هم بسیار کم و به ندرت خواهید شنید. در Exodus با گروه‌هایی کاملا جدید ملاقات خواهیم کرد. این گروه‌ها اکثرا دشمن هستند و بسیار کم گروهی را خواهید یافت که با شما دوستانه برخورد کند و به دوست شما تبدیل شود. داستان مترو دیگر محدود و وابسته به مسکو نیست و سندباکس شدن محیط هم باعث شده شاهد روایت داستانی کاملا متفاوت با ۲۰۳۳ و Last Light باشیم.

همانطور که گفتیم، Exodus دیگر به مسکو محدود نیست. همین موضوع باعث شده متنوع‌ترین محیط‌ها را نه تنها در تاریخ این سری بلکه در تاریخ بازی‌های آخرالزمانی ببینیم. به لطف تغییر فصل با پیشروی در داستان و تغییر محیط‌های بازی، از بیابان‌های شنی تا جنگل‌های سرسبز و فاضلاب‌هایی که پر از دشمنان مختلف هستند در بازی میبینیم. از آنجا که همچنان وقت زیادی را در قطار و پناهگاه‌ها سپری می‌کنید، نگران تغییر کامل محیط‌های بازی نباشید و خیالتان از بابت فراموش نشدن ریشه‌های بازی از این حیث راحت باشد.

فضا و اتمسفر بازی در اکثر اوقات حس ترس را به شما تزریق می‌کنند. محیط‌های بازی عموما رنگ‌بندی و طرحی افسرده یا آزاردهنده دارند که کاملا با جو فجایع داستانی و تاریخچه این سری هماهنگ است. تعجب نکنید اگر تعداد زیادی جمجمه و اسکلت را به وفور در محیط‌های مختلف می‌بینید و شاهد موارد زجرآوری از این دست هستید; اتمسفر تاریک مترو با این ویژگی‌ها گره خورده و تنها دلیلش به  وجود آوردن جوی غم‌زده متناسب با حال و هوای بازیست. به ندرت پیش می‌آید که در بازی احساس امنیت کنید; حتی وقتی با فندک روشن خود راه می‌روید ممکن است نور آن توجه دشمنان را به خود جلب کند و ناگهان خود را در میان یک مبارزه سخت بیابید. حتی برای استفاده از نقشه هم نمی‌توانید بازی را متوقف کنید و باید به صورت Real Time از آن استفاده کنید. . این موضوع هم یکی دیگر از دلایلیست که باعث می‌شود هیچگاه در محیط خطرناک بازی احساس امنیت نکنید; حتی در موقع استفاده از نقشه.

یکی از مواردی که لازم است بدانید این است که Metro: Exodus  یک بازی Open-World نیست. Exodus  یک بازی با محیط‌های گسترده است که اجازه لوت، Craft و جست و جو در آن را به شکلی آزادانه به شما می‌دهد. به مانند بازی‌های حهان-باز با NPCهایی تصادفی که هر کدام یک Quest  برای شما دارند و یا مبارزاتی ناگهانی با غریبه‌ها که باعث کند شدن روند داستان شوند برخورد نخواهید کرد و حتی ماموریت‌های فرعی هم حالتی پیوسته با ماموریت‌های اصلی دارند

یکی از مواردی که لازم است بدانید این است که Metro: Exodus  یک بازی Open-World نیست. Exodus  یک بازی با محیط‌های گسترده است که اجازه لوت، Craft و جست و جو در آن را به شکلی آزادانه به شما می‌دهد. به مانند بازی‌های حهان آزاد با NPCهایی تصادفی که هر کدام یک Quest  برای شما دارند و یا مبارزاتی ناگهانی با غریبه‌ها که باعث کند شدن روند داستان شوند برخورد نخواهید کرد و حتی ماموریت‌های فرعی هم حالتی پیوسته با ماموریت‌های اصلی دارند و این گونه نیست که این دو کاملا از هم جدا باشند. تاییدکننده ی این حرف هم این است که بسیاری از Side Questها قابل انجام نیستند مگر آنکه به نقطه خاصی از داستان رسیده باشید.

حس ناامنی، شاخصه سری بازی‌های مترو است و در این شماره هم همچنان به قوت خود باقی مانده است. تلاش برای بقا در محیطی مملو از دشمن، منابع بسیار کمیاب مانند فیلترهای ماسک ، بسته‌های سلامتی و گلوله‌ها به راحتی محیطی وحشت‌آور را برایتان ایجاد  می‌کنند. این کمبودها خود دلیلی می‌شوند که ترجیح دهید بازی را بیشتر به شکلی مخفیانه و بدون درگیری مستقیم با دشمنان که نتیجه‌اش مسلما از دست دادن منابعتان است، پیش ببرید.

راه‌های زیادی برای از بین بردن دشمنانتان خواهید داشت. هم می‌توانید به شکلی مخفیانه و به دور از هرگونه سروصدایی آن‌ها را از پای دراورید; هم می‌توانید با انداختن چند نارنجک انفجار و سرو صدای زیادی را به وجود اورید. مسلما راه دوم سوانح مخصوص به خودش را خواهد داشت. کشاندن هیولاها به صحنه مبارزه و از دست دادن وسایلتان فقط تعدادی از آن‌ها هستند. از طرفی مخفیانه پیش رفتن هم دردسرهای خودش را دارد و گاهی به علت تعدد دشمنان و هوش مصنوعی نه چندان بد آن‌ها، کارتان خیلی سخت می‌شود. یادتان باشد، در Exodus  دشمنان فقط همان‌هایی که در نگاه اول میبینید نیستند و با هر حرکت اشتباهی از سمت شما می‌تواند پای دشمنان خطرناک‌تر بسیاری به مبارزه باز شود. یکی از مواردی که در مورد دشمنان بازی قابل ذکر است، نبود Dark Oneها و جایگزین شدن آن‌ها با دشمنان جدید است که هرچند از نظر داستانی منطقیست اما جای خالیشان به شدت احساس می‌شود و جذابیت آن‌ها در دشمنان جایگزین شده به چشم نمی‌خورد.

حس ناامنی، شاخصه سری بازی‌های مترو است و در این شماره هم همچنان به قوت خود باقی مانده است. تلاش برای بقا در محیطی مملو از دشمن، منابع بسیار کمیاب مانند فیلترهای ماسک ، بسته‌های سلامتی و گلوله‌ها به راحتی محیطی وحشت‌آور را برایتان ایجاد  می‌کنند. این کمبودها خود دلیلی می‌شوند که ترجیح دهید بازی را بیشتر به شکلی مخفیانه و بدون درگیری مستقیم با دشمنان که نتیجه‌اش مسلما از دست دادن منابعتان است، پیش ببرید.

سیستم شخصی سازی یا Customization  کاملا در این سری جدید است و اتفاقا بسیار هم لذت‌بخش است. تقریبا هر چیز که به فکرتان برسد در بازی قابل شخصی‌سازی است. از اسلحه گرفته تا ماسک گاز آرتیوم قابل تغییر هستند. برای مثال، می‌توانید یک Revolver را با استفاده از یک قطعه مخصوص تبدیل به یک Shotgun کنید و یا یک AK Rifle  را با Modify  کردن به یک Marksman  تبدیل کنید. می‌توانید به جای ماسک برای آرتیوم از عینک ضدگلوله یا یک Armor  قوی‌تر استفاده کنید. همه این دست از تصمیمات بر عهده خودتان است; اما فراموش نکنید که در جهان بی‌رحم مترو بهترینی وجود ندارد و هر تصمیمی در مبارزات و شخصی‌سازی‌ها عواقبی خواهد داشت.

توصیف سیستم تیراندازی در بازی و بررسی آن کمی سخت است و نه می‌توان آن را مناسب برای همه و نه می‌توان آن را بد دانست. در واقع این قسمت کاملا بستگی به سلیقه‌تان دارد و نمی‌توان به آن برچسب خوب یا بد زد. Gunplay  در بازی بسیار طبیعیست و تا حد زیادی سنگین بودن سلاح را حس خواهید کرد و کمی هم خشک است. درست است که روان بودن و آسان بودن تیراندازی در یک بازی اول شخص همواره نکته خوبیست اما در یک بازی پسا آخرالزمانی که در جهان به هم ریخته‌اش هیچ‌چیز سر جایش نیست، کمی تفاوت در این مورد هم بد نیست. چنین چیزی باعث چالش برانگیزتر شدن بازی و طبیعی‌تر جلوه کردن آن خواهد شد و برای یک بازی با چنین سبکی مطابق است.

کیفیت بافت‌ها و گرافیک تکنیکی بازی در حد بسیار خوبی قرار دارد و نورپردازی بازی نیز یکی از بهترین موارد آن است. طراحی چهره شخصیت‌ها و جزئیات محیط کاملا قابل قبول است; به خصوص که بازی نیمه جهان باز هم هست و مسلما سازندگان کار سخت‌تری برای طراحی با کیفیت محیط و کاراکترهای مختلف داشته‌اند. باگ‌های مختلف که تعداد آن‌ها کم هم نیست، تنها چیزیست که می‌تواند لذت بردن از گرافیک خوب بازی را خراب کند. امیدواریم سازندگان با ارائه یک بروز رسانی این مشکل جدی را در بازی برطرف کنند تا طرفداران مترو با بازی جدید این سری یک لذت کامل را تجربه کنند.

کیفیت بافت‌ها و گرافیک تکنیکی بازی در حد بسیار خوبی قرار دارد و نورپردازی بازی نیز یکی از بهترین موارد آن است. طراحی چهره شخصیت‌ها و جزئیات محیط کاملا قابل قبول است; به خصوص که بازی نیمه جهان باز هم هست و مسلما سازندگان کار سخت‌تری برای طراحی با کیفیت محیط و کاراکترهای مختلف داشته‌اند

به مانند همیشه، صداگذاری در سطح بسیار خوبی قرار دارد و احساس لازم در صدای تک تک شخصیت‌ها در هنگام ادای دیالوگ دیده می‌شود. Ann به مانند همسری دلسوز همواره سعی می‌کند با لحنی خوب با آرتیوم حرف بزند و آرتیوم هم در لحظاتی که سفرنامه خود را می‌خواند به زیبایی و با احساس در مورد Ann صحبت می‌کند. ریتم موسیقی هم کاملا متناسب با اتفاقات بازیست; لذا در اکثر اوقات انتظار یک موسیقی تند و هیجان‌انگیز داشته باشید. در Metro: Exodus لحظات آرام در جهان بازی به ندرت یافت می‌شود.

اصلا نمی‌خواهم بگویم جدیدترین نسخه سری Metro بی‌نقص است و تجربه‌ای کامل از هر لحاظ را برایتان فراهم می‌کند; اما Metro: Exodus  قطعا یکی از بهترین شوترهای داستانی نسل هشتم است و در کنار شماره جدید Wolfenstein پرچمداران FPSهای داستانی هستند. حس ترس، جست‌ و جو در محیطی پویا و زیبا، داستانی درگیرکننده که هر چند به دلیل بزرگ شدن محیط‌ها کمی از جذابیتش کاسته شده اما همچنان در برابر دیگر شوترهای داستانی چند سطح بالاتر است و سیستم شخصی سازی فوق‌العاده، قطعا شما را تا مدت‌ها سرگرم خواهد کرد.

0
0

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید