گیمفاوب سایت خبری تحلیلی بازی های ویدئویی
English
ADS

ADS

ADS

ADS

ADS

ADS

ADS

ADS

ADS

ADS

یک دکمه تا تیتراژ | نقد و بررسی بازی Wulverblade

نقد و بررسی
یک دکمه تا تیتراژ | نقد و بررسی بازی Wulverblade

اواسط دهه ی ۸۰ و اوایل دهه ی ۹۰ میلادی، سال های سلطنت سبک Beat’em Up یا آن طور که برخی دیگر آن را خطاب می کنند، Brawler بود. اساساً شما در بازی های این سبک، فقط یک وظیفه بر عهده دارید و آن، کشتن همه ی دشمن های پیش رو و رسیدن به آخر مرحله است. حتی برای کشتن هم لازم نیست استراتژی خاصی به خرج دهید و معمولاً همه کار با یک دکمه انجام می گیرد. قبل از اینکه بازی هایی مانند Street Fighter، Mortal Kombat یا Tekken متولد شوند، سبک مبارزه ای به بازی های Beat’em Up نسبت داده می شد. اگر از گیمرهای قدیمی تر باشید، اولین بازی این سبک، یعنی Kung-Fu Master را به خاطر دارید. اگر هم نه، بعید است کسی از نسل پیشین گیمرها، بازی Streets of Rage را به خاطر نداشته باشد. Streets of Rage از نوستالژی های هر دهه ی شصتی است. همانطور که گفتم، مکانیزم این سبک از بازی ها بسیار ساده و خطی است، اما این دلیلی بر محبوبیت کم آن ها نیست. اصولاً بازی های سبک Beat’em Up مانند یک فیلم اکشن هالیوودی زرد هستند که می دانید در پسِ آن ها پیام پیچیده ای نهفته نشده و همیشه قهرمان داستان برنده می شود، اما نمی توانید لذت تماشای آن را هم انکار کنید. شرکت Fully Illustrated، با نگاهی به بازی های آرکید دهه ی ۹۰، جدیدترین بازی خود را با نام Wulverblade منتشر کرده است که ترکیبی ناب از گرافیک کامیکی، اکشن بی مغز و داستانی حماسی است. ادامه ی مقاله، نقد این بازی آرکیدی خواهد بود.

بکش و برو جلو. این Wulverblade است…

داستان بازی درباره ی حمله ی ارتش نهم روم به نواحی شمالی بریتانیاست. رومی ها که جنوب را تصرف کرده اند، حالا به سمت شمال آمده اند تا آن را نیز به تصرف خود درآورند اما به مردم جنگ جوی شمال بر می خورند که تحت نام Wulver، یکی از اجداد آن ها می جنگند. داستان بازی کاملاً حماسی است و طی میان پرده هایی کوتاه و کامیک طور از جنس بازی نمایش داده می شود. برای یک بازی Beat’em Up شاید تا همین حد از داستان هم زیاد باشد، اما سازندگان در قسمت های مختلف بازی این تم حماسی را تزریق کرده اند تا به بازیباز حس هدف داشتن از قلع و قمع این همه دشمن را القا کنند. وقتی به همین موضوع، دیالوگ هایی از جنس رجزخوانی و حرص و حالات چهره ی کاراکترهای اصلی را اضافه می کنیم، در نهایت معجون لذت بخشی از داستان و اکشن بی مغز بازی خواهیم داشت. تا اینجا یک امتیاز مثبت برای Wulverblade!

بازی با چنین صحنه هایی روایت می شود که بسیار زیبا هستند.

گیم پلی Wulverblade، هسته ی اصلی و تعیین کننده ی آن است. همانطور که خود سازندگان هم اشاره کرده اند، سبک بازی Beat’em Up از نوع بازی های دهه ی ۹۰ آتاری و آرکید است. شما هنگام ورود به بازی دو گزینه پیش رو دارید، یا می توانید بخش Campaign را انتخاب کنید و داستان بازی را بشنوید، یا حالت Arena را انتخاب کنید. خود حالت Campaign دو تا حالت دارد، یا می توانید با ورود به مُد Standard، بازی را با استانداردهای امروزی و با کلی چک پوینت و ذخیره و این جریانات دنبال کنید و هر وقت که خواستید از بازی خارج شوید و هنگام بازگشت آن را از همانجایی که باقی مانده بود ادامه دهید، یا اینکه وارد مُد Arcade شوید. در مُد آرکید بازی به شکل سنتی این سبک از بازی ها دنبال می شود و دیگر از سوسول بازی (!) خبری نیست. در طول مرحله، سه نوار سلامت به شما داده می شود و اگر در جریان بازی هر سه را خرج کردید، باید بازی را از ابتدای آن مرحله شروع کنید، در حالی که در مُد استاندارد پس از پایان سه جان، از چک پوینت قبلی بازی را ادامه خواهید داد. این را بگویم که Wulverblade اصلاً بازی ساده ای نیست. اوایل که بازی آغاز می شود و دشمنان مثل مور و ملخ سرتان می ریزند و بدون اینکه مقدار قابل توجهی از جانتان کاسته شود همه را لت و پار می کنید، این فکر اشتباه به سراغ شما خواهد آمد که حتماً بازی خیلی ساده است. بعد که بیشتر پیش می روید، مخصوصاً اگر درجه ی سختی بازی تان چیزی به جز Easy باشد، خواهید دید باید از هر آنچه در توان دارید استفاده کنید تا بازی را به پایان برسانید. مُد Arena تقریباً به همین منظور ساخته شده است. در این بخش موج موج دشمن سرتان می ریزد و باید ببینید چقدر می توانید دوام بیاورید قبل از اینکه شما را تکه و پاره کنند. نقشه های متنوع این بخش و گیم پلی روان بازی خود به خود شما را به سمت این مُد خواهد کشاند.

این Caradoc، یکی از کاراکترهای بازی است که از جهت سرعت و قدرت بالانس شده ی دو کاراکتر دیگری است. همچنین به خون ریخته شده در محیط و خشونت حاکم بر بازی توجه کنید.

هنگام ورود به هر یک از بخش های Campaign و Arena، باید کاراکتر مورد نظر خود را انتخاب کنید. سازندگان جزئیات خیلی زیادی به این بخش اضافه نکرده اند و شما به شکل کلاسیک سه کاراکتر دارید که هر کدام یک مزیت و یک عیب دارند. در این بازی، Brennus قلچماق ترین آن هاست. قدرت او بیشتر از دو تای دیگر است ولی سرعت او تعریفی ندارد. او از جهت هیکل هم بزرگ تر از دو تای دیگر است و زیر دست و پای باس های بازی نمی ماند! دیگری Guinevere، تنها کاراکتر زن بازی است که نقطه ی مقابل Brennus به شمار می رود. او چابک ترینِ سه مبارز است و خیلی سرعتی تر شمشیر می زند، اما قدرت و دفاع او پایین تر است. و در نهایت هر جمعی به یک میانه رو احتیاج دارد و اینجا Caradoc، شخصیت بالانس شده ای است که نه قدرتش اندازه ی Brennus است و نه سرعتش اندازه ی Guinevere، ولی هر دو را تا حد متوسطی دارد.

Brennus، گردن کلفتشون!

Wulverblade بازی خشنی است. اگر بازی هک اند اسلش دو بعدی Shank را که در سال ۲۰۱۰ ساخته شده بود به خاطر بیاورید، به نحوی احساس کردم در ساخت Wulverblade از آن بازی هم الهام گرفته شده است. بازی با سبک کامیکی خود، هیچ ترسی از نشان دادن مقادیر زیاد خود، آتش گرفتن دشمنان و تکه تکه شدن سر و بدن آن ها ندارد. نه تنها این، بلکه حتی از سر و دست و پای دشمنان تان به عنوان اسلحه ای یکبار مصرف برای پرتاب به سایر دشمنان استفاده می کنید! البته سبک گرافیکی بازی دوز وحشیانه بودن این کار را پایین آورده ولی بازی همچنان خشن است. سر و دست دشمنان البته تنها چیزهایی نیستند که می توانید پرتاب کنید. کلآً در Wulverblade چهار نوع اسلحه داریم. یکی شمشیر شماست که هر کدام از کاراکترها را انتخاب کنید این شمشیر ثابت است و نه خراب می شود و نه از بین می رود. بعد اسلحه های بزرگتری مانند داس، شمشیر بزرگتر، بیل و تبر در بازی وجود دارند در در هر مرحله اگر خوش شانس باشید یکی دو تا از آن ها را در محیط پیدا خواهید کرد. با این تیپ از اسلحه ها می توانید بر خلاف شمشیرتان، ضربه های سنگین و قدرتی وارد کنید. بعد اینکه می توانید از نیزه استفاده کنید. نیزه ها تا ۴،۵ ضربه قابل استفاده اند و جایگزین سلاح اصلی شما می شوند، سپس از بین می روند. آخر از همه هم سلاح های پرتابی هستند که در واقع همان چاقو و پتک و سر و دست دشمنان است که زمین می افتد و می توانید آن را پرتاب کنید.

این هم از Guinevere در حالت Rage Mode. البته او در حالت عادی هم همینقدر وحشی است و Rage Mode فقط اوضاع را برای دشمنان ترسناک تر می کند!

البته نگران نباشید، به جز اسلحه ی سنگین که برای خود دکمه ای مجزا دارد، همه ی کارهای دیگر با یک دکمه انجام می شوند! در PC این دکمه K است. می خواهید حمله کنید؟ K را فشار دهید. می خواهید از زمین اسلحه بردارید؟ باز هم K. می خواهید میوه و خوردنی بردارید؟ K. می خواهید اسلحه پرتاب کنید؟ K! البته این ساده سازی کنترل بازی مطمئناً عمدی بوده است و در خیلی جاها اتفاقاً انجام یک مرحله ی اضافی را از پیش روی شما بر می دارد، اما خیلی مواقع هم حس می کنید همه چیز قاطی شده و آیتمی را که نمی خواستید بردارید از زمین برداشته اید. البته خوشبختانه نه دشمنان بازی آن قدر باهوش هستند که بتوانند از این کار سوء استفاده کرده و به شما آسیب برسانند، نه استراتژی استفاده از اسلحه ها فرق می کند. صحبت از برداشتن خوراکی و میوه از روی زمین شد، خوردنی ها برای برگرداندن قسمت کوچکی از نوار سلامت شما هستند. البته در مقابل ضربه هایی که می خورید این خوردنی ها کاری را از پیش نمی برند، اما به هر حال بهتر از هیچ هستند.

باس ها معمولآً سه لایه جان دارند و باید هر سه لایه را تمام کنید تا کامل بمیرند.

یکی از خصوصیاتی که من شخصاً دارم، این است که مکانیزم یک بازی زود می تواند خسته ام کند. می دانم که بسیاری از گیمرهای دیگر هم این طور هستند که شاید یک بازی را یک ساعت تجربه کنند و سپس آن را به دلیل عدم تنوع کافی کنار بیندازند. وقتی بازی Streets of Rage به بازار آمد، کار زیادی نبود که سازندگان بازی بتوانند برای عمق دادن به آن استفاده کنند. در واقع Streets of Rage با توجه به امکانات بازی سازی آن زمان، یک شاهکار بود. اما Wulverblade بدون توجه به زمان ساخت خود، همان فرمول را تکرار کرده است. مطمئناً بازیباز امروزی با همان چیزهایی که حدود سه دهه پیش در صنعت بازی وجود داشت راضی نخواهد شد. شاید بهتر بود سازندگان کمی عمق گیم پلی بازی را بیشتر کنند؛ شاید با اضافه کردن المان های مختصری از نقش آفرینی، بالا بردن تعداد کاراکترها و کلاس ها، اضافه کردن بخش آنلاین یا قرار دادن مراحل مخفی کاری این اتفاق می افتاد، اما تنها کاری که در طی هشت مرحله و حدود ۵ الی ۶ ساعت گیم پلی بازی می کنید، بالا و پایین رفتن در نقشه و کشتن تعداد بی شماری سرباز رومی است. جریان فقط به تکراری بودن گیم پلی ختم نمی شود و دشمنان هم همان هایی هستند که بودند. نه خیلی از جهت تکنیک و قدرت با هم تفاوت دارند، نه قیافه. کافی است ۶ ساعت بی وقفه دکمه ی حمله را بزنید تا تیتراژ بازی بیاید. البته بازی از بخش Co-op پشتیبانی می کند که کمی آن را از حالت تکراری بودن خارج می کند، اما در این بخش هم نهایتاً بیش از دو نفر نمی توانند با هم بازی کنند. آیا منطقی تر نیست وقتی یک بازی سه کاراکتر اصلی دارد، حداقل از سه نفر به شکل همزمان پشتیبانی کند؟

این بازی بر اساس یک سری اتفاق تاریخی ساخته شده و این عکس ها و ویدیوها که در جریان بازی خواهید یافت، رفرنس هایی به مکان واقعی این نبردها هستند.

کنترل بازی هم اشکالاتی جزئی دارد. کلاً در بازی چند دکمه بیشتر نیاز ندارید. پرش، دفاع، حمله و جهت حرکت. کارهای دیگر را با ترکیب همین دکمه ها می توانید انجام دهید. برای مثال برای معلق زدن، دو بار پشت سر هم دکمه ی دفاع را می زنید، برای حمله ی Emergency، دکمه ی حمله و پرش را با هم می زنید، برای حمله با سپر، دکمه ی دویدن و حمله را با هم فشار می دهید و … . این موضوع تا جایی خوب است ولی انتخاب غیر منطقی برخی دکمه های بازی (مثلاً در PC از دکمه ی “;” برای حمله ی سنگین استفاده شده، در حالی که “I” خالی است!) و صرفه جویی بیش از اندازه ی سازندگان در انتخاب دکمه، گاهی باعث انجام کارهایی می شود که برای انجام آن ها، برنامه ی خاصی نداشتید. نکته ی مثبت این بخش هم فعال کردن حالت Rage یا خشم است. وقتی نوار آن اندازه ی کافی پر شود، می توانید این حالت را فعال کنید و تا چند ثانیه، هیچ ضربه ای رویتان اثر نداشته باشد و شما به شکل دیوانه واری با سرعت دشمنان خود را قلع و قمع کنید که این کار واقعآً باعث تخلیه ی روحی و روانی شما می شود! همچنین در هر مرحله فقط یکبار می توانید با زدن یک دکمه، گرگ های دست آموز خود را صدا کنید تا به شکل گله ای به دشمن حمله ور شوند و شما را از مخصمه نجات دهند. چیزی که شاید بیش از هر چیز دیگری بازی را هنگام تکراری شدن نجات دهد، باس فایت های خوب آن است. با اینکه هنگام باس فایت هم باز در حال زدن یک دکمه با بیشترین سرعت ممکن هستید، اما لحظه هایی هست که در نوک صندلی خود می نشینید و در حالی که چیزی از جانتان نمانده، سعی می کنید از شر باس غول پیکر بازی خلاص شوید. این لحظات آدرنالین خون شما را بالا می برند و ارزش بازی را بیشتر می کنند.

طراحی بصری بازی فوق العاده است، این مرحله هم که گل سرسبد آن هاست.

طراحی گرافیکی بازی عالی است. با هر فریم از بازی حس خواهید کرد دارید یک صفحه از یک کامیک بوک زیبا را ورق می زنید. در برخی مراحل، بازی پا را فراتر گذاشته و واقعاً به یک شاهکار هنری تبدیل می شود. همچنین در گوشه و کنار بازی می توانید یادداشت هایی پیدا کنید که در آن، مکان واقعی و تاریخی محیط های بازی نمایش و توضیح داده شده اند. می توانید مشاهده کنید سازندگان این محیط ها را به زیبایی هر چه تمام تر با گرافیک کامیکی بازسازی کرده اند. صداگذاری و موسیقی بازی هم از دیگر نقاط قوت آن است. لهجه ی بریتانیایی کاراکترهای اصلی، همراه با موسیقی حماسی و صدای شمشیر و نیزه، حس نبرد را کاملاً منتقل می کنند و لذت بازی را دو چندان.

روی هم رفته، Wulverblade ارزش تکرار پایینی دارد، مگر اینکه واقعاً خوره ی سبک Beat’em Up باشید و از ساعت ها دکمه زدن و انجام کارهای تکراری خسته نشوید، اما تجربه ی آن برای یک بار می تواند تجربه ی بسیار لذت بخشی باشد. تجربه ای که در آن با آخرهای جان باقیمانده تان تلاش دارید یک موج از دشمنان را از پا در بیارید و یا در حالت Rage دارید تند تند دکمه می زنید تا همه را قطعه قطعه کنید!

12345678910(3 رای, میانگین آرا 10٫00 از 10 )
Loading...
نظرات

  1. گفت:

    فوق العاده هس این بازی توصیه میکنم حتما تجربه کنید !

    6Thumb up 2Thumb down
عضویت در سایت

Register For This Site

دریافت رمز جدید

Please enter your username or email address. You will receive a link to create a new password via email.

نام کاربری و یا آدرس ایمیل خود را جهت طی کردن مراحل بازیابی رمز عبور وارد نمایید.
ورود به حساب

جستجو در سایت