نفوذ شیطان در روح | نقد و بررسی بازی YIIIK: A Postmodern RPG

۲۹ دی ۱۳۹۷ - ۰۹:۰۰

شاید از همان ابتدای سال ۲۰۱۹ منتظر شروع ورود بازی‌های بسیار بزرگی به بازار بودیم که انتظارشان را میکشیدیم. این بازی‌ها چنان ما را در انتظار گذاشته‌اند که شاید هیچ بازی دیگری به این سادگی‌ها به چشممان نیاید و راستش را بخواهید هم کاملا طبیعی است. اما هر ساله مدام بازی‌هایی عرضه می‌شوند که عناوین AAA نیستند و هیچ‌گاه با بودجه‌های هنگفت ساخته نمی‌شوند. یکی از بازی‌های این دست عنوان YIIIK: A Postmodern RPG است که همین دو روز پیش به بازار عرضه شده و به شدت مناسب مخاطبینی است که دنبال دوری جستن از بازی‌های بزرگ و امتحان بازی‌های خاص این صنعت هستند. تا قبل از بازی کردن این عنوان اصلا در تخیلم وجود یک بازی با چنین گرافیک ابتدایی و ساده‌ای در ذهنم نمی‌گنجید، اما وقتی داستان بازی را تا اواسط پیش بردم، متوجه شدم YIIIK برای دیوانه‌های داستان و روایت، یک انتخاب معقولانه است. با ما در بررسی بازی YIIIK یکی از عجیب‌ترین بازی‌های سال ۲۰۱۹ همراه باشید.

YIIIK: A Postmodern RPG

داستان بازی از جایی شروع می‌شود که شما یعنی Alex بعد از چندین سال از یک سفر اروپایی به قصد تحصیل به خانه خود، در نیویورک برمی‌گردید. وقتی به خانه می‌رسید متوجه می‌شوید هیچکس در خانه نیست و ظاهر شهر هم تفات‌های نسبتا زیادی کرده است. الکس بعد از کمی استراحت متوجه لیست خریدی می‌شود که مادرش برای او کنار تلفن گذاشته و چون نمی‌تواند تا شب به خانه برگردد از الکس خواسته این مواد را تهیه کند. الکس بعداز راهی شدن به شهر برای خرید مواد، به گربه‌ی زیبایی برمی‌خورد و وقتی برای نوازش او جلو می‌رود، گربه لیست خرید را چنگ می‌زند و می‌دزدد. الکس، گربه را تعقیب می‌کند و به یک کارخانه قدیمی می‌رسد. در این قسمت بعد از حل چند معمای ناب، به قسمت داخلی کارخانه می‌رسید و در آنجا دختری زیبا را می‌بینید که انگار سال‌هاست راه خود را در این کارخانه گم کرده. اتمسفر کارخانه اصلا عادی نیست و کاملا مرموز و شیطانی طراحی شده و جای جای آن نماد چشم جهان‌بین دیده می‌شود که خود شامل پیام‌های زیادی لست. بعد از دردسرهای زیاد و بازگرداندن برق به کارخانه به شکلی بسیار عجیب، راه خروج را پیدا کرده اما در آسانسور، Selina توسط نیروهای شیطانی به اسارت گرفته شده و فیلمش هم در سایتی به نام Onism 1999 پخش می‌شود و رعب و هراس شهر را فرا می‌گیرد. حال الکس که زندگی‌اش را مدیون آن دختر می‌داند به کمک دوستش مایکل، راهی کارخانه مرگ می‌شود و ماجراهای زیاد و غافلگیر کننده بازی از اینجا شروع دوباره‌ای دارند.

شخصیت‌پردازی بازی علی‌رغم استایل کارتونی گرافیک بازی، کاملا سینمایی و کار شده است و حتی برای شخصیت‌های فرعی هم احساس کم‌کاری یا سطحی کار شدن به گیمر دست نمی‌دهد. برای مثال، مایکل که یکی از دوست‌های الکس است نقش چندان کلیدی در بازی ندارد اما در همان ابتدا از طریق چند مونولوگ، کاملا با شخصیت او آشنا خواهید شد. الکس، مادرش و سلینا که مثلث اصلی بازی هستند، هیچ جای حرفی برای پرداخت شخصیت باقی نگذاشته‌اند و جالب‌تر آنکه با این که مادر الکس تا ساعت‌ها در داستان حضور فیزیکی ندارد، اما به طرزی عالی با او آشنا می‌شویم و نقش خود را دورادور در داستان ایفا می‌کند. به علاوه این‌که  داستان بازی هم کاملا نو و خلاقانه است و نمونه‌اش را در فیلم‌ها یا بازی‌های دیگر هنوز ندیده‌ایم که خود جای تحسین بسیاری برای سازندگان دارد.

سبک دوربین خاص بازی که گاه ایزومتریک، گاه دو و نیم بعدی و گاه سه بعدی است، لذت‌بخش است و دلیل آن هم محیط‌های بزرگ بازی و آیتم‌هایی است که می‌توانید در محیط بزرگ آپیدا کنید

گیم‌پلی بازی مثل تمامی عناوین RPG نوبتی، شامل جست و جو، مبارزات و انتخاب دیالوگ‌هاست که هر ۳ نسبتا خیلی خوب در بازی ۷پیاده شه‌اند. جست و جو در مجیط با توجه به سبک دوربین خاص بازی که گاه ایزومتریک، گاه دو و نیم بعدی و گاه سه بعدی است، لذت‌بخش است و دلیل آن هم محیط‌های بزرگ بازی و آیتم‌هایی است که می‌توانید در محیط بزرگ آپیدا کنید. همه چیز، حتی سطل‌های زباله هم شامل آیتم‌های زیادی می‌شوند که نباید به سادگی از خیز آن‌ها بگذرید! در همان ابتدای بازی اگر در خانه  الکس چرخی بزنید، متوجه بزرگ بودن محیط بازی و تعدد آیتم‌ها می‌شوید.  سیستم مبارزات بازی خوب اما کمی ناقص است. سیستم حمله وقتی نوبت شماست بسیار جالب است و به این صورت است که یک نوار شروع به چرخش می‌کند و باید کلیدهای مناسب را در زمان  مناسب بزنید تا یک حمله کارامد اشته باشید. اما سیستم دفاع کردن، ناقص عمل کرده و بسیار کلی است. در این قسمت شما باید کلیدی را بعد از رسیدن نوار به قسمت مناسب بزنید و دیگر این که شخصیت شما چه عملی را انجام دهد، کاملا شانسی است. جایزه شما یا ارتفای سطح دفاعی و در نتیجه کمتر آسیب دیدن شماست، یا جاحالی دادن و یا شاید هم هیچکدام! اگر سیستم دفاعی جزئی‌تر کار می‌شد، شاهد مبارزات بسیار لذت‌بخشی بودیم.

انتخاب دیالوگ‌های گیم‌پلی نه بسیار سطحی است و نه مثل عناوینی مانند Mass Effect یا Witcher بسیار عمقی و دارای عواقب سنگین است. در YIIIK شما غالبا سه یا ۴ انتخاب در دریالوگ‌های مهم یا غیر مهم دارید که شاید به جز ۲ سا ۳ تای آن‌ها تاثیر چندانی در پایان بازی، یا روند بازی ندارند و بیشتر آن‌ها صرف خالی نبودن عریضه هستند. اما با توجه به سبک و استایل و تیم کوچک ساخت بازی، همین هم بسیار خوب است و موردی نیست که شما را از تجربه بازی محروم کند. دیالوگ‌ها هم در بسیاری از اوقات جنبه طنز دارند و می‌دانید که اگر عنصر طنز در یک محیط جدی به کار رود، چقدر مفید و خنده‌دار است. YIIIK در اوقات زیادی وقتی جدی هستید، شما را به قهقهه وا می‌دارد.

انتخاب دیالوگ‌های گیم‌پلی نه بسیار سطحی است و نه مثل عناوینی مانند Mass Effect یا Witcher بسیار عمقی و دارای عواقب سنگین است. در YIIIK شما غالبا سه یا ۴ انتخاب در دریالوگ‌های معم یا غیر مهم دارید که شاید به جز ۲ سا ۳ تای آن‌ها تاثیر چندانی در پایان بازی، یا روند بازی ندارند

همانطور که قبل‌تر گفتم، گرافیک بازی، فوق‌العاده خاص و شاید عجیب است. گرافیک و دوربین بازی یکی از خاص‌ترین‌های سبک نقش‌آفرینی نوبتی است که به شخصه نمونه‌اش را تا به حال ندیده بودم. سبک رنگارنگ و کارتونی گرافیک بازی بسیار با محیط و جو آن همخوانی دارد و به علاوه این چندان از مشکلات تکنیکی رنج نمی‌برد. فریم ریت بازی کاملا ثابت است و همچنین شاهد بافت‌های تار و بی‌کیفیت هم نیستیم. حتی مواردی مثل View Distance هم گلها در بازی دیده می‌شوند که برای یک بازی با چنین بضاعتی، عالی است. گرافیک بازی قطعا چیزی نیست که همه مخاطبین و بازیبازان آن را دوست داشته باشند و شاید اصلا خیلی‌ها به محض شروع بازی به دلیل گرافیک آن، رهایش کنند, اما اگر کمی ساده‌نگر باشید و داستان را دوست داشته باشید، گرافیک YIIIK اذیتتان نخواهد کرد.

سیستم حمله وقتی نوبت شماست بسیار جالب است و به این صورت است که یک نوار شروع به چرخش می‌کند و باید کلیدهای مناسب را در زمان  مناسب بزنید تا یک حمله کارامد اشته باشید. اما سیستم دفاع کردن، ناقص عمل کرده و بسیار کلی است

موسیقی‌های بازی، کاملا یک نمره متوسط را می‌گیرد. در این قسمت بازی از موسیقی‌های نسبتا کلیشه‌ای و معمولی چه در اوقات مبارزه و چه در اوقات آرامش و یا در منوی خود استفاده کرده و بیشتر یاداور آهنگ‌های بازی‌های دو بعدی سوپر نینتندو خواهید افتاد که می‌توان  یک نوستالژی حسابی برای شما باشد. در بخش صداگذاری هم تمام شخصیت‌های اصلی و فرعی صداگذاری شده‌اند و مخصوصا در مورد الکس این قسمت بسیار خوب گلیمش را از آب بیرون می‌کشد و گیمر را تا پایان با خود همراه می‌کندو با این که دو یا سه تا از صداگذران افراد تازه‌کاری هستند اما وظیفه‌شان را در حد معمول خوب انجام داده و نمی‌توان به آن‌ها خرده‌ای گرفت.

شخصیت‌پردازی بازی علی‌رغم استایل کارتونی گرافیک بازی، کاملا سینمایی و کار شده است و حتی برای شخصیت‌های فرعی هم احساس کم‌کاری یا سطحی کار شدن به گیمر دست نمی‌دهد

YIIIK: A Postmodern RPG برای کسانی مناسب است که دنبال یک داستان نو می‌گردند. گیم‌پلی بازی در حد متوسطی عمل می‌کند و گرافیک بازی هم برای کسانی که این مورد برایشان الویت دارد، چنگی به دل نمیزند. اگر دنبال یک بازی خاص، با داستان و گرافیک خاص می‌گردید، YIIIK انتخاب خوبی برای شما خواهد بود.

 

0
0

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید