مقابل ورودی بهشت | نقد و بررسی بازی Mutant year zero : Road to Eden

۱۸ آذر ۱۳۹۷ - ۱۷:۰۰

شوترهای تاکتیکی از آن دست بازی‌هایی هستند که به مانند خیلی از ژانرهای ویدئوگیم، همیشه زیر سایه‌ی بازی‌های بزرگی از استودیوهای بزرگ قرار می‌گیرند. استودیوهایی که از علوم کامپیوتر، تنها ctrl + c و ctrl + v را می‌دانند. Mutant year zero : Road to Eden بازی عجیبی است، چه از حیث داستان و شخصیت گرفته، و چه از لحاظ گیم پلی. بازی ایده‌های بسیار جذابی دارد و پیاده سازی آن ایده‌ها نیز بسیار جذاب کار شده است. حیواناتی جهش یافته به عنوان شخصیت‌های اصلی و ترکیب مخفی کاری با مبارزات تاکتیکی نه تنها بر روی کاغذ جذاب کار شده‌اند، بلکه در بازی نیز به درستی پیاده سازی شده اند. اما با اینحال Mutant year zero: Road to Eden نمی‌تواند از یک بازی خوب فراتر رود! چرا؟ با گیمفا برای جواب به این سئوال سخت همراه باشید.

Mutant year zero : Road to Eden همانند نام اش پر ابهت است. گیم پلی جذاب در کنار اتمسفری جذاب تر، تجربه‌ی لذت بخشی را برای کاربر به ارمغان می‌آورند.

اینکه یک بازی بتواند ریتم مناسبی را در روایت و به خصوص گیم پلی خود حفظ کند، نکته ای است که اهمیت بسیار زیادی دارد. حفظ ریتم در روایت بستگی به گره‌‌ها و پیچش‌های داستانی دارد، اینکه در چه زمانی در ذهن مخاطب سئوال ایجاد شود و در چه زمانی به این سئوال‌ها پاسخ‌های منطقی داده شود نکته‌ای است که باید در داستان بازی رعایت شود. اما مهمتر از ریتم داستان، حفظ ریتم در گیم پلی بازی است، این که بازی بتواند در دراز مدت کششی را برای سرگرم نگه داشتن مخاطب ارائه دهد امری بسیار مهم و ضروری است. اما چگونه باید این کار را انجام داد؟ را‌ه‌های مختلفی برای انجام این امر وجود دارد، می‌توان عناصر جدیدی را طبق برنامه‌ای فکر شده به بازی تزریق کنیم، این که درخت مهارت‌هایی تعریف کنیم که به بازیکن اجازه دهد همان عناصر را به انتخاب خودش آزاد و استفاده کند، خوبی این کار این است که به مخاطب حس باهوش بودن را القا می‌کنید و مخاطب را از حالت منفعل به فعال تبدیل خواهید کرد. اما سازندگان Mutant year zero : Road to Eden روش جالب را برای حفظ ریتم بازی انتخاب کرده اند. آن‌ها بازی را به دو بخش تقسیم کرده اند : اکشن و مخفی کاری. یا در حال مبارزه اید و یا دارید دنبال راهی می‌گردید که دشمن را دور بزنید و بدون درگیر شدن مقاصد خود را پیش ببرید. بازی هیچ وقت اجازه نمی‌دهد نفس بکشید و این امر شاید از بیرون سخت و طاقت فرسا به نظر بیاید، اما با توجه به مبارزات بسیار معقول و اهمیت استراتژیِ شخصی برای هر عمل، کاملا یک نکته‌ی مثبت به حساب می‌آید‌. در کنار این گیم پلی جذاب از پیش تایین شده، شاهد یک درخت مهارت‌ها برای هر یک از سه شخصیت بازی هستیم، درخت مهارت هر شخصیت ۸ مهارت مختلف دارد که برخی از آن‌ها Ability و برخی دیگر passive هستند. نکته‌ی جذابی که در طراحی این شخصیت‌ها رعایت شده است، این است که هیچ کدام از شخصیت‌ها، از پیش دسته بندی نشده اند. یک شخصیت حتما نقش Tank را در تیم بازی نمی‌کند و می‌توانید با انتخاب مهارت‌های خاص برای هر شخصیت، نقش آن را در تیم ایده آل خودتان مشخص کنید. قابلیت‌ها در کنار مکانیسم‌های پایه‌ی گیم پلی تجربه‌ی جذابی را برای شما به ارمغان می‌آورند. تجربه‌ای که پس از هر بار پیروزی در نبردها حس باهوش بودن و ماهر بودنتان را به شما القا می‌کند، دلیل آن هم پایه ریزی هوشمندانه‌ی گیم پلی پایه‌ی بازی است، به صورت مخفیانه شخصیت‌ها را جاگذاری کنید، در زمان مناسب با حمله‌ای مناسب دشمن مناسب را از پای در آورید و نبرد را شروع کنید. بازی به طور کلی بسیار سخت است، به گونه‌ای که حتی اگر بر روی پایین ترین درجه‌ی سختی یعنی normal نیز بازی کنید، دفعات زیادی مرگ را تجربه خواهید کرد. این سختی می‌توانست منطقی جلوه کند اگر که تیم سازنده عنصر شانس را در بازی متعادل تر می‌کرد، اینکه به دلیل حرکتی غیر منتظره توسط دشمن، یا از دست دادن ضربه‌ای با شانس بسیار بالا مبارزه را از دست دهید اصلا لذت بخش نیست و بسیار آزار دهنده است، به گونه‌ای که اکثر اوقات ترجیح می‌دهید بدون شروع مبارزه و با دور زدن دشمن‌ها منطقه را پشت سر بگزارید و به منطقه‌ی بعدی بروید. این امر در حالی است که برای پیش بردن بازی مجبورید در یک سری نقاط درگیر شوید و اگر نتوانید در مناطق ابتدایی دشمنی را شکست دهید و با اتکا بر مخفی کاری پیش روی کنید، در سطح و قدرت کافی برای از بین بردن دشمنان قرار ندارید.

سیستم مبارزات بازی بسیار جذاب و هوشمندانه تعریف شده است. این که شخصیت‌های بازی از ٰپیش کلاس بندی نشده اند و اهمیت بالا استراتژی فردی در پیش برد مراحل، امری است ستودنی.
هرچند طراحی مراحل بسیار بد بازی اجازه نمی‌دهد که گیم پلی بازی تمام پتانسیل خود را به بازیکن نشان دهد.

گرافیک بازی نیز در سطح خوبی قرار دارد، بازی از لحاظ هنری بسیار اتمسفریک و گیرا طراحی شده است و محیط‌های بازی آن حس آخرالزمانی و دنیای رو به نابودی را به خوبی به تصویر می‌کشد. طراحی هنری بازی علاوه بر محیط‌های زیبا، شامل طراحی چشم نواز شخصیت‌ها نیز می‌شود، حیوان‌های جهش یافته‌ای که آن‌ها را کنترل می‌کنید در کنار طراحی مناسب در گیم پلی، از حیث هنری نیز زیبا و چشم نواز طراحی شده اند. یک گراز که تبدیل موجودی هیکلی شده است، روباهی که به مانند یک زن است و یک اردک تفنگ به دست صحنه‌ای را خلق می‌کنند دیدنی، صحنه‌ای که گسترش پیدا نمی‌کند. در بازی با جهش یافته‌های خاصی روبرو نمی‌شوید و بازی می‌توانست بسیار دست و دل باز تر در این زمینه رفتار کند. البته نکته‌ی مثبت این است که تیم سازنده‌ی بازی کیفیت را حفظ کرده است و در ساخت پیشینه‌ی داستانی مناسب و طراحی خاص هر شخصیت ( چه از لحاظ هنری، و چه طراحی گیم پلی ) خوب و قابل قبول کار کرده است. همان گونه که بالاتر اشاره کردیم، مراحل بازی این چنین طراحی شده اند که در منطقه‌ای بزرگ قرار می‌گیرید و باید به سمت دیگر این منطقه بروید تا بتوانید وارد منطقه‌‌ای جدید شوید. طراحی مراحل تا این حد تکراری و یکسان هستند، درست است که نحوه‌ی چینش دشمنان و حتی خود دشمنان متفاوت‌ است، درست است که مناطق بازی متفاوت از هم طراحی شده‌اند (از لحاظ اتمسفر و فضاسازی شاهد تغییرات زیادی نیستیم)، اما منطق کلی در طراحی مراحل بسیاری تکراری و کلیشه‌ای است.

نور پردازی در بازی بسیار هنرمندانه صورت گرفته است. هرچند نور پردازی خوب تنها نکته‌ی مثبت در خلق اتمسفری خاص و منحصر به فرد برای بازی نیست و تمام عنصر مانند طراحی‌های هنری و موسیقی بی نظیر بازی، دست در دست هم فضا سازی بی نظیری انجام داده اند.

بازی از لحاظ فنی، میزبان مشکلات زیادی نیست و در حالت مناسبی قرار دارد، در بازی باگ و افت فریم نیز وجود دارد اما به گونه‌ای نیستند که به تجربه‌ی شما ضربه بزند. هرچند کیفیت بسیار پایین برخی از تکسچرها توی ذوق می‌زند و ریتم خوب بازی را به هم می‌زند. بیشتر باگ‌های بازی بیشتر از آن که در بخش فنی بازی نمود کرده باشند، در داستان بازی قابل مشاهده است! بازی در ساخت یک پیشینه‌ی داستانی مناسب برای هر شخصیت قابل قبول کار می‌کند، اما داستانی کلیشه‌ای، با روایتی بد و حفره‌های داستانی لطمه‌ای جبران نشدنی به بازی وارد کرده‌ اند. تیم سازنده نحوه‌ی روایت عجیبی را برای روایت داستان ضعیف خود انتخاب کرده است. روایتی که شاید به نحوی مشکل اصلی طراحی بد مراحل است. با گشت و گزار در محیط‌های بزرگ بازی با سرنخ هایی روبرو می‌شوید که سعی می‌کنند دلیلی برای نابودی دنیا به شما بدهند، اگر بازی سعی می‌کرد به جای درجا زدن برای انتقال داستان خود، آن را شمرده شمرده در دهان مخاطب قرار می‌داد، شاهد این فاجعه‌ی روایتی نبودیم! بازی به جای واگذار کردن برداشت داستانی به مخاطب، سعی می‌کند با دیالوگ نویسی‌های بسیار بد شخصیت‌ها آن را به اجبار منتقل کند.

سیستم شخصی سازی و ارتقای شخصیت که قابل قبول کار شده است، هرچند تنوع در این بخش به اندازه کافی نیست اما همین اندازه از تلاش سازندگان برای تزریق المان‌های نقش آفرینی به بازی جواب داده است.

بالاتر اشاره کردیم که اتمسفر بازی بسیار خوب طراحی شده است. این فضا سازی بسیار خوب مدیون استفاده‌ی کاملا درست و به جا از موسیقی و طراحی محیط‌‌هایی است که از عناصری که از مولفه‌های اصلی ساخت اتمسفری آخرالزمانی هستند، به خوبی در آن استفاده شده اند.این عناصر با موسیقی و صداگذاری بسیار خوب بازی به درستی ترکیب شده اند و اتمسفری بسیار گیرا را طراحی کرده اند. اتمسفری که در عین گیرا بودن، از عوامل مهم در روایت به حساب می‌آید. درست است که اتمسفر بازی بسیار زیبا و گیرا طراحی شده، اما در طول بازی شاهد تغییری در این اتمسفر نیستیم و بازی محیط‌های یکنواختی را به شما ارائه می‌کند. این یکنواخت بودن محیط یکی از همان ضعف‌های اصلی در طراحی مراحل است. اینکه در طول بازی در محیط‌هایی تکراری به مبارزه بپردازید، باعث می‌شود که استراتژی‌هایتان نیز رو به تکرار بروند. هرچند که سازندگان Mutants year zero : Roads to Eden سعی کرده‌اند با خلق یک سیستم پیشرفت جذاب جلوی این افول را بگیرند و به حق که موفق بوده‌ اند.

تعادل بین مخفی کاری و مبارزات بازی نتوانسته است بی نقص کار کند. به دلیل متعادل نبودن عنصر شانس در بازی، سیستم مبارزات می تواند مقداری اذیت کننده باشد.

Mutants year zero : Roads to Eden یک بازی خوب است و صد در صد ارزش تجربه کردن را دارد. بازی در ارائه‌ی یک شوتر تاکتیکی بسیار خوب عمل می‌کند و فضا سازی و خلق اتمسفر نیز در آن بسیار شاعرانه صورت می‌گیرد. بازی زمانی که تلاش می‌کند داستان ضعیف خود را بدون توجه به شعور مخاطب روایت کند کار خود را خراب می‌کند، هرچند که در ساخت پیشینه‌ای داستانی برای شخصیت‌های عجیب و جذاب اش خوب کار می کند. اگر سازندگان محیط‌های متنوع تری در بازی قرار می‌دادند و طراحی مراحل بازی تا این اندازه بد نبود، شاهد یک بازی تاکتیکی بسیار خوب بودیم که می‌توانست در کنار آثاری مانند Xcom خودنمایی کند

1
0

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید