گیفت کارت
گیفت کارت

در رکاب خشم | پیش‌نمایش بازی Darksiders III

۲ آبان ۱۳۹۷ - ۰۹:۰۰

اولی “جنگ” بود. قرار بود قوی‌ترینشان باشد. برایش توطئه چیدند و او را در غل و زنجیر کردند. جنگ نتوانست ثابت کند که او آخرالزمان را زودتر از موعد مقرر شروع نکرده است. سوارکار سیاه، اسمش “مرگ” بود. برادر جنگ. آمد تا ادعای برادرش را ثابت کند. جنگ قوی‌تر بود، مرگ مخوف‌تر. حالا “خشم” پا بر رکاب آخرالزمان گذاشته. خشم خواهرشان است، زنی تنومند و با اعتماد به نفس. سومین آن ها، عصبانی‌ترین آن‌هاست. او پی انتقام و نجات دنیاست.

چهره‌ی Fury یا همان خشم. شخصیت‌های اصلی سری Darksiders در هر سه بازی طراحی بسیار عالی داشته‌اند.

حتماً از ریشه‌های داستانی Darksiders خبر دارید. در آموزه‌های دینی برخی از ادیان از جمله مسیحیت آمده که در آخرالزمان، ۴ جنگجوی سوار بر اسب می آیند و جهان را به پایان می رسانند. این سواران به ترتیب جنگ، خشکسالی، بیماری و مرگ هستند و اسب هایی به رنگ های سفید، قرمز، سیاه و رنگ پریده دارند. آن ها می آیند تا به زمان خاتمه دهند و کار جهان را یکسره کنند. در دو شماره ی قبلی از سری Darksiders دیدیم که جنگ و مرگ زودتر از موعد آمدند، اما دلیلش سرپیچی آن ها از قوانین نبود. اما نفر سوم این ماجرا بیماری یا خشکسالی نیست، “خشم” است. گویا سازندگان بازی پیش خود فکر کرده اند که بیماری یا قحطی خط داستانی خاصی نخواهند داشت و بهتر است کمی افسانه ها را دستکاری کنند و Fury (خشم) را به جای بیماری یا خشکسالی کاراکتر قابل بازی سومین قسمت از داستان Darksiders قرار دهند. نه تنها این، بلکه جنسیت Fury نیز این بار یک زن است و در واقع خواهر ۳ سوار دیگر است. پس از اینکه شورا، War را با زنجیر بسته اند،  از خواهرش Fury می خواهند تا به زمین برود و ماموریتی را انجام دهد. زمین به کلی دست گناهکاران افتاده و توسط هفت حکمران اداره می شود. این هفت حکمران نماد هفت گناه کبیره هستند که باز این هم جزئی از فرهنگ غربی هاست. هفت گناه عبارت اند از: تکبر، طمع، شهوت، حسادت، خشم، شکم پرستی و تن پروری.

چهره‌ی Envy یا “حسودی”. سازندگان تصویر خوبی از تبدیل هر یک از گناهان به یک جانور ارائه کرده‌اند. حسودی شبیه کلاغ است و همه چیز را برای خودش می‌خواهد. این صفت کلاغ که چیزهای براق و قیمتی را می‌دزدد، به نوعی به حسودی لینک شده است.

طبق آموزه ها، انجام هر یک از این گناه ها آتش جهنم را به دنبال دارد. این اولین باری نیست که در دنیای بازی ها از این موضوع استفاده می شود. معروف ترین بازی ای که تا به حال در این باره ساخته شده، Dante’s Inferno است. کتاب کمدی الهی دانته، مرجع بسیاری از جریانات خفن در دنیای بازی ها بوده است! حتی بازی Devil May Cry به نوعی در جای جای این سری، از کتاب کمدی الهی الهام گرفته. Dante’s Inferno که رسماً با اقتباس از آن ساخته شده، و اکنون Darksiders 3 دو افسانه ی محبوب را با هم ترکیب کرده است. چیزی که درباره ی Darksiders 3 مشخص است، جایگزینی شخصیت های Fury و Strife در بازی به جای Pestilence و Femine در اصل افسانه است. اما چیزی که مشخص نیست این است که آیا این دستکاری در ۷ گناه کشنده نیز وجود داشته یا خیر. تا جایی که دموها و تریلرها تا به حال نشان داده اند، شخصیت های “تنبلی” و “حسودی” را دیده ایم. گویا بازی این گونه خواهد بود که هنگام ورود به قلمرو هر یک از این هفت گناه، دشمن هایی که با آن ها روبرو می شویم و باس آن مرحله، همگی در تم آن گناه ساخته شده اند. برای مثال باس گناه تنبلی، حشره ای بسیار کثیف و چاق است که روی تخت پادشاهی خود نشسته و موجوداتی خرچنگ مانند او را حرکت می دهند.

تصویری از Sloth که باس گناه تنبلی است. چاق، کثیف و تنبل. دقیقاً همان چیزی که ممکن است در ذهن همه‌ی ما از تن‌پروری و تنبلی باشد.

یا برای مثال حسودی، یک پرنده ی پر سر و صدا است که همه چیز را برای خود می خواهد. نکته ای که در این میان به چشم می خورد، سخت بودن بازی است. سری Darksiders روی هم رفته بازی های آسانی نیستند. در دو شماره ی قبلی، بازی لحظاتی داشت که شما را به زحمت می انداخت و برایتان چالش ایجاد می کرد، اما نسبت دادن صفت “سخت” به آن ها کمی غیر معمول بود. Darksiders 3 ولی سخت است، در حدی که بسیاری از اهالی این صنعت، بازی را از نظر سختی به Dark Souls شباهت داده اند. شباهت Darksiders به Dark Souls چیز تازه ای است، چرا که قبلاً همه آن را به یک ورژن عصبانی تر Legend of Zelda تشبیه می کردند و از شباهت های گیم پلی آن با بزرگان سبک Hack n’ Slash مانند Devil May Cry و God of War سخن می گفتند. گرچه بازی، سرعت و تنوعی که Devil May Cry در اختیار بازیباز قرار می دهد را هیچ وقت نداشت اما به یک عنوان دوست داشتنی تبدیل شد.

به مرحله‌ی تنبلی که می‌رسید با همچین محیطهای کثیف و چندش‌آوری روبرو می‌شوید. سازندگان موفق بوده‌اند تا حسی را که می‌خواهند به نوعی به شما دیکته کنند.

محبوبیت این عنوان به چند دلیل مختلف بود. اول اینکه کاراکترهای بازی کاراکتر داشتند! مطمئناً اگر در فروم ها و قسمت کامنت سایت های گیم چرخیده باشید، می دانید که برخی از شخصیت ها در طول تاریخ چنان اثری از خود گذاشته اند، که چندین و چند گیمر نام کاربری یا آواتار خود را به اسم و عکس آن کاراکتر در آورده اند. مثل آلبرت وسکر سری رزیدنت اویل، اسنیک سری متال گیر و اتزیو سری اساسینز کرید. شخصیت های War و Death و بخصوص Death به اندازه ی کافی خفن بوده اند که به این لیست محدود بپیوندند. دلیل دوم محبوبیت Darksiders، گیم پلی طولانی و قابل رشد بازی بود. از بس بازی ها در این سال ها آب رفته اند و در عرض ۴،۵ ساعت تمام می شوند، وجود بازی های طولانی با داستانی گیرا و گیم پلی ای جذاب مانند بازی های همین سری، توجه بسیاری از مخاطبان را به خود جلب می کنند. و دلیل آخر اینکه Darksiders هیچوقت یک بازی تقلیدی نبوده. درست است که گیم پلی آن شباهت هایی به Devil May Cry و God of War داشته است، اما توانسته ریشه های خود را حفظ کند و حرف غول های این سبک را در قالبی دیگر بیان کند و موفق هم بشود. این که کمپانی THQ با Darksiders به شکلی شجاعانه راه خودش را ساخت و زیر سایه ی بزرگان Hack n’ Slash نماند و خودش به یکی از بزرگان تبدیل شد، کاری بود کارستان.

نام این موجود Watcher است که Fury را همراهی خواهد کرد. او بسیار محتاط با Fury سخن می‌گوید و زیرکانه و محافظه‌کارانه عمل می‌کند. بعید نیست شورا قصد داشته باشد که از طریق او همواره از Fury خبر داشته باشد و برای او توطئه بچیند.

بقیه ی پیش نمایش بازی را می خواهم در قالب “۵ چیزی که از Darksiders 3 انتظار داریم” بیاورم. پس بدون معطلی برویم سراغ آن ۵ تا.

۱- استفاده ی حداکثری از پتانسیل داستانی بازی. همانطور که بالاتر ذکر کردم، افسانه ی چهار سوار آخرالزمان و ۷ گناه کبیره، افسانه های بسیار معروفی هستند و با اینکه دست نخورده نیستند، اما مثل بحث جنگ جهانی و کاوش در فضا و غیره، هنوز اشباع نشده اند. صادقانه بگویم، راهی را که THQ در دو شماره ی قبلی پیش گرفت، راه بسیار هوشمندانه ای بود. شاید اگر افسانه را دقیقاً تکرار می کرد و سواران آخرالزمان می آمدند و همه را قلع و قمع کرده و می رفتند، بازی اینقدری جذاب نمی شد که حالا با گرفتار شدن War و ورود شخصیت زن به این داستان جذاب شده. مطمئناً اینکه سازندگان در بازی دست برده و دو سوار آخرالزمان را تغییر داده اند، این بوده که می خواستند از نهایت پتانسیلی که می توانند خلق کنند استفاده ببرند. آنچه که تا به حال دیده ایم، پتانسیل بسیار بالای داستان را نشان می دهد. کاش Darksiders 3 به عنوانی تبدیل نشود که فقط نام این افسانه ها را به دوش می کشد و در عمل داستانی ضعیف و آبکی دارد.

محیط های بازی متنوع به نظر می‌رسند، اینکه در هر یک از این محیط ها، چقدر داستان نسبت به محیط دیگر تفاوت خواهد کرد را باید منتظر بود و دید.

۲- نوآوری در گیم پلی. درست مانند بخش داستان، بخش گیم پلی بازی نیز پتانسیل های فراوانی دارد. ۷ گناه کبیره که در قلمرو هر گناه، دشمنان با همان تم حضور دارند، دست بازیسازان را آنقدری باز گذاشته که بخواهند برای هر دشمن مکانیزم دفاع و شکست خاص خود را طراحی کنند. تجربه ی آخرین بازی DOOM برای من تجربه ی خسته کننده ای بود. می دانم این حرف ممکن است فن های DOOM را که کم هم نیستند عصبانی کند، اما DOOM در واقع همان وسط ها تمام شده بود و بعد از آن صرفاً بازی را کش دادند. Darksiders 3 هم طولانی خواهد بود و نمی خواهم ببینم این بلا سرش می آید. نمی خواهم در نیمه ی دوم بازی حس کنم دارم دقیقاً همان کارهایی را می کنم در در نیمه ی اول بازی می کردم. چیزی هم که سازندگان تا به حال نشان داده اند، پتانسیل بالای این بازی برای متنوع بودن گیم پلی را نشان می دهد. گیم پلی بازی نسبتاً سریع به نظر می آید و در این میان گویا آزادی عمل خاصی به بازیکنان داده خواهد شد. از جمله ی این آزادی عمل ها این است که سازندگان بازی اخیراً در یک توییت اعلام کرده اند دیدن برخی از باس ها در بازی، به شیوه ی بازی شما بستگی دارد و ممکن است برخی از آن ها را کلاً نبینید. البته اصولاً این باس ها باید به جز آن ۷ باس اصلی بازی باشند که به نوعی خط داستانی را پیش می برند. از سمت دیگر، گویا Fury چند مُد برای اسلحه هایش دارد. سلاح اصلی او یک زنجیر است، اما با مدهای مختلف ترکیب می شود و به شکل آتشین در می آید، یا از پتک استفاده می کنید و … . باید صبر کرد و دید نقشه ی سازندگان برای این قسمت چیست. چیزی که بیش از همه چیز مرا کنجکاو کرده، اسب Fury است. آیا Fury اسب خواهد داشت؟ چقدر در طول بازی سوار بر اسبش خواهد بود؟ چه مکانیزم هایی به بخش اسب سواری اضافه شده؟ و سوالاتی از این قبیل. و باید قبول کنیم که سوار آخر الزمان باید واقعاً “سوار” باشد. پس ما از Darksiders 3 انتظار یک تجربه ی اسب سواری لذت بخش را داریم.

زنجیر Fury فقط وسیله‌ای برای کشتن دشمنان نیست، ظاهراً از آن به عنوان بخش مهمی از گیم‌پلی و برای حل معماها و سکوبازی استفاده خواهد شد.

۳- سازندگان دستی بر سر و روی گرافیک بکشند. به شخصه احساس می کنم طراحی هنری و گرافیک Darksiders 3 از جمله نقاط ضعف آن خواهند بود. Darksiders 3 تا اینجای کار از آن بازی هایی نبوده که اگر یک فرد رندوم کنار شما بنشیند بپرسد “این بازی اسمش چیه؟!” یا “چقدر خفنه!” یا حتی “چقدر حال به هم زنه!” (چون خیلی اوقات حال به هم زن درست کردن بازی عمدی است!). گرافیک Darksiders 3، “همان همیشگی” است. البته نکات مثبتی هم تک و توک به چشم می خورند. مثلاً موهای آتشین Fury که وقتی در آب شیرجه می زند خاموش می شوند (تا حدودی مرا یاد شخصیت هیدس در کارتون هرکول انداخت!)، یا طراحی باس هایی که تا به حال دیدیم. اما اینکه سازندگان بخواهند همه چیز را کم جزئیات طراحی کنند و اسم “سبک گرافیکی” روی آن بگذارند قابل قبول نیست و ما از Darksiders 3 گرافیکی واقع‌ گرایانه تر می خواهیم، و اگر آن ممکن نیست، حداقل می خواهیم کاری را که Telltale با فصل جدید واکینگ دد کرد و در همان سبک، گرافیک بازی را ارتقاء داد، THQ با Darksiders 3 بکند.

بازی در زیر آب هم جریان دارد. این موضوع هم می‌تواند به تعداد و پیچیدگی معماهای ممکن بیفزاید، و هم محیط بازی را متنوع‌تر کند.

۴- معما. در دو بازی قبلی، معماهای خوبی وجود داشت که برای حل کردنشان کمی باید فسفر می سوزاندید. این سبک از بازی معما می طلبد، آن هم از نوع سختش. چرایش هم مشخص است، ریتم سریع و نفس گیر مبارزات و سکوبازی، باید با یک چیزی شکسته شود تا بازی حس یکنواختی به شما ندهد. یکی از راه ها این است که آن ریتم را با داستان کند کنند که اصلاً راه منطقی ای به شمار نمی رود و اتفاقاً داستان باید به عنوان کاتالیزور عمل کرده و ریتم بازی را بالا نگه دارد؛ یا باید با معما این کار انجام شود. معماهای منطقی و کمی سخت.

۵- ما Dark Souls نمیخواهیم، Darksiders می خواهیم. سازندگان با سخت کردن بازی دست به ریسک بزرگی زده اند. در دورانی که گیمرها دارند بی حوصله تر و راحت طلب تر می شوند، این کار ممکن است به ضرر سازندگان تمام شود. بازی ای مثل Dark Souls، طرفداران خودش را دارد. معمولاً گیمرهایی با سن پایین تر سراغ آن نمی روند، بلکه عشاق سبک نقش آفرینی و یا چندی دیگر که می خواهند کل بیندازند طرف آن می روند. اما مخاطب Darksiders آن دسته نیستند. Darksiders مخاطب ویژه ندارد، بلکه از آن بازی هایی است که خیلی ها فقط از زبان این و آن می شنوند و بازی می کنند و برای شنیده شده از زبان بقیه باید جذاب بود. سختی بازی، همیشه آن را جذاب نمی کند. کاش سازندگان به این فکر کنند که ما یک Darksiders جدید می خواهیم نه یک Dark Souls جدید. Dark Souls را FromSoftware برایمان می‌ سازد و خوب هم می سازد. می خواهیم داستانی نسبتاً خطی و واضح با کلی دشمن و مبارزه ی سبک Hack n’ Slash داشته باشیم، نه یک نقش آفرینی سخت که وسطش کلی کار تکراری انجام می دهیم.

این ها خواسته های من و تعدادی دیگر از گیمر ها از Darksiders 3 جدید است. حیف است که پتانسیل های فراوان این بازی هدر شود وقتی می تواند به یک شاهکار تبدیل شود؛ چیزی که Darksiders 2 تا مرز آن پیش رفت ولی نتوانست آن عنوان را کسب کند.

0
0

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

  • AmiRmsD گفت:

    مرسی از آقای آریامقدم به خاطر مقاله زیباشون. Darksiders از اون بازی هاییه که موفقیتش آرزوی منه. لحظاتی که پای انجام دونسخه این فرنچایز به سر بردم جزء بهترین لحظات گیمینگ و اگه اغراق نکنم جزء بهترین لحظات عمرمه. بعد از دارکسایدرز II که علی رغم اینکه واقعا یک بازی عالی بود اما بهش بدجوری کم لطفی شد حالا نوبت دارکسایدرز III هست خودشو به جامعه گیمینگ ثابت کنه و نظر گیمر هارو با نمره متای بالا جذب کنه(میدونید که تو این دوره و زمونه نمره متا چقدر مهمه). برای همینه که بنظر من این نسخه مهم ترین و حیاتی ترین نسخه دارک سایدرزه. انتظاراتی که آقای اریامقدم ذکر کردن رو من هم باهاشون موافقم و این انتظارات رعایت کردنشون خیلی چالش برانگیزه اونم با وجود بودجه نه چندان زیادی که thq nordic به بازی اختصاص داده. با همه اینها باز هم امیدوارم به این نسخه و حسم بهم میگه این نسخه واقعا موفق میشه یعنی باید بشه چون اگر موفق نشه نمیدونم چه بلایی سر این فرنچایز دوست داشتنی میاد.

    0
    0