گیفت کارت
گیفت کارت

جاسوس معمولی! | نقد و بررسی بازی Phantom Doctrine

۱۴ مهر ۱۳۹۷ - ۰۹:۰۰

دوران جنگ سرد با وقایع مختلفی که در آن زمان رخ داد، بستر بسیار مناسبی برای ساخت بازی‌های مختلف در مورد عملیات‌های جاسوسی آن دوران است. هر چند تا به حال بعضی استودیوها تا به حال سراغ این ایده رفته‌اند ولی در مجموع با توجه به پتانسیل بالای این دوران در زمینه داستانی، آن طور که باید به آن پرداخته نشده است. Phantom Doctrine، عنوانی با سبک و سیاق شبیه XCOM است که به سراغ این فضا رفته و در ادامه به بررسی آن می‌پردازیم.

—————————————————–

نام بازی: Phantom Doctrine

سازنده: CreativeForge Games

ناشر: Good Shepherd Entertainment

سبک: استراتژی تاکتیکال

پلتفرم: PC

تاریخ انتشار: ۱۴ آگوست ۲۰۱۸ | ۲۳ مرداد ۱۳۹۷

—————————————————–

اول از همه به پیشینه سازنده بازی می‌پردازیم. شرکت CreativeForge یک استودیوی بازی‌سازی لهستانی است. این شرکت در سال ۲۰۱۱ تأسیس شده و در این سال‌ها، سه بازی که هر سه نیز در سبک استراتژی بودند تولید کرده است. اولین عنوان آن‌ها، بازی Ancient Space در سبک استراتژی همزمان (RTS) بود که در سال ۲۰۱۴ منتشر شد و بازخوردهای متوسطی را دریافت کرد. دومین عنوان آن‌ها که در سال ۲۰۱۵ منتشر شد، یک عنوان استراتژی نوبتی تاکتیکال به نام Hard West بود که بر اساس فضای داستانی غرب وحشی و با ترکیب المان‌های ترسناک ساخته شده بود. از آن جایی که بعد از سری Desperados، سال‌ها بود که بازی‌های استراتژی و تاکتیکال به دنیای غرب وحشی ورود نکرده بودند، Hard West با استقبال خوبی از سوی طرفداران این سبک از بازی‌ها رو به رو شد. نکته جالب در مورد Hard West این که آهنگساز این بازی، Marcin Przybyłowicz، آهنگساز بازی The Witcher 3: Wild Hunt بود. حال بعد از عرضه چند DLC برای عنوان Hard West، عنوان جدید این استودیو با فضای داستانی متفاوتی اما با سبکی مشابه Hard West به نام Phantom Doctrine عرضه شده است.

در ابتدای بررسی این عنوان به داستان آن می‌پردازیم. در ابتدای بازی شما باید میان یکی از دو سازمان جاسوسی معروف دوران جنگ سرد یعنی CIA یا KGB یکی را انتخاب کرده و در غالب یک مأموریت از طرف یکی از این دو سازمان وارد روند اصلی بازی بشوید. هر چند شاید به نظر برسد که این موضوع باعث تنوع بسیار زیاد بازی می‌شود ولی از آن جایی که روند کلی بازی با هر دو گروه تا حد زیادی مشابه است، به جز یکسری تفاوت‌های اندک داستانی، میان این دو گروه تفاوت خیلی خاصی وجود ندارد. به هر حال بعد از طی چندین مأموریت اولیه، دو اتفاق مهم در داستان می‌افتند. اتفاق اول این که گروه عملیاتی شما به مشکلات و اختلافاتی با سازمان اصلی برمی‌خورد و کاملاً مطابق میل آنان رفتار نمی‌کند و دوم این که می‌فهمید پشت پرده بسیاری از اتفاقات جهان، یک گروه دیگر به نام Beholder قرار دارد و از این رو داستان بازی وارد یک سری وقایع مرتبط به نظریه توطئه می‌شود. بدین ترتیب روند داستانی بازی وارد موضوعاتی خارج از تاریخ واقعی می‌شود و روند داستانی خودش را پی می‌گیرد. از این رو در طول داستان بازی نیز آن طور که از چنین عنوانی انتظار می‌رود، به شکل تاریخی درستی به موضوعات آن دوران پرداخته نمی‌شود. با وجود این روند کلی داستان به نسبت بازی‌های استراتژی تاکتیکال دیگر در کل وضعیت خوبی دارد و اتفاقات جالبی در طول داستان روی می‌دهند که باعث می‌شوند بازی از لحاظ داستان کلی در سطح خوبی قرار بگیرد.

مخفی کاری مهم ترین بخش بازی است و باید حواستان باشد که در حین از پا در آوردن افراد به طور مخفیانه، شهروندان یا نیروهای دشمن شما را نبینند.

از طرف دیگر اما مشکل شخصیت‌پردازی تقریباً در اکثر بازی‌هایی که به نوعی از سبک XCOM تقلید کرده‌اند وجود دارد و این عنوان نیز از این موضوع مستثنی نیست. از آن جایی که به جز شخصیت اصلی، بقیه شخصیت‌های تحت کنترل شما افرادی هستند که قابل استخدام هستند، در این گونه بازی‌ها شاهد شخصیت‌پردازی خیلی خوبی برای کاراکترها نیستیم. از طرفی عنوانی نظیر XCOM برای رفع این مشکل، شخصیت‌های ثابتی را در بخش‌های مختلف پایگاه اصلی قرار داده بود که از ابتدای بازی ثابت بودند ولی در این بازی چنین مسئله‌ای نیز وجود ندارد و بخش‌های مختلف، شخصیت‌های خاصی که بتوانید مکالمه‌ای با آن‌ها داشته باشید ندارند. شخصیت‌هایی هم که در طول مراحل باید آن‌ها را نجات دهید یا از بین ببرید، شخصیت‌پردازی خاصی ندارند و صرفاً دلیل اهمیت شخصیت را برای مأموریت می‌دانید و هیچ گونه شخصیت‌پردازی دیگری در موردشان وجود ندارد.

به هر حال با وجود مشکلات شخصیت‌پردازی، عملکرد بازی در زمینه بخش داستانی در کل قابل قبول است. هر چند شاید آن طور که باید و شاید از اتفاقات تاریخی به همان شکل اصلی‌شان استفاده نشده و به دلیل وارد کردن عناصر تئوری توطئه، داستان بازی روند دیگری پیدا کرده ولی در مجموع و از آن جایی که عموم بازی‌هایی استراتژی تاکتیکال، داستان قابل قبولی ندارند، داستان Phantom Doctrine را می‌تواند خوب ارزیابی کرد.

در زمینه گیم پلی، اگر شما از افرادی باشید که عنوان XCOM را تجربه کرده باشید، حتی از تصاویر بازی نیز متوجه شباهت بسیار بالای این عنوان با XCOM می‌شوید. البته از آن جایی که XCOM، استاندارد و بهترین بازی سبک استراتژی تاکتیکال محسوب می‌شود، طبیعتاً این که سایر بازی‌ها بخواهند از عناصر آن تقلید کنند، موضوع عجیبی نیست. اگر بخواهیم پیش از بررسی جزئی این بخش، در مورد گیم پلی قضاوت کنیم، باید بگوییم که در کل گیم پلی این بخش به خوبی پیاده‌سازی شده ولی مشکلاتی در این میان وجود دارد که باعث می‌شوند گیم پلی از سطح خوب فراتر نرود و عالی محسوب نشود.

شکل کلی دسته بندی محیط مدیریتی به بخش‌های مختلف بی شک یادآور XCOM است اما یکی از نکات جالب در این جا، تغییر مکان قرارگیری اتاق ها با جا به جایی پایگاه به شهری دیگر است

اولین بخشی که مورد بررسی قرار می‌دهیم، بخش مدیریتی بازی است. همانند XCOM، در بخش مدیریتی شما پایگاهی دارید که از چندین بخش جداگانه تشکیل شده و هر بخش وظیفه مخصوص به خود را برعهده دارد. یک بخش مرکزی هم در این پایگاه وجود دارد که نقشه جهان در آن قرار داشته و بعد از مدیریت سایر بخش‌ها و رفتن به این بخش، با فشار دادن گزینه گذر زمان، روند بازی پیشروی کرده و اتفاقات مختلفی در جای‌جای جهان می‌افتد.

بخش‌های مختلفی که در پایگاه وجود دارند در بعضی موارد شبیه XCOM هستند و در بعضی قسمت‌ها تفاوت‌هایی دارند. بخش تحقیق که عملکردی مشابه XCOM دارد به بررسی پیرامون مسائل مختلف می‌پردازد تا توانایی‌های نیروهای شما را در عملیات‌های پیش رو بالا ببرد. در این بخش امکان ساخت تجهیزات مختلف نظیر نارنجک یا جلیقه‌های ضدگلوله نیز وجود دارد که شاید در ابتدای بازی این بخش خیلی ضروری به نظر نرسد ولی در اواخر آن اهمیت بیش‌تری پیدا می‌کند. بخش دیگری که البته بعد از تحقیقات به پایگاه شما اضافه می‌شود، قسمتی به نام مهندسی بدن است که در آن توانایی‌های فیزیکی نیروهای خود نظیر میزان سلامتی را ارتقا می‌دهید و این توانایی‌ها در اواخر بازی به شدت کارآمد می‌شوند. همانند XCOM بخشی نیز برای بازجویی از مأمورانی که در طول عملیات‌ها دستگیر کرده‌اید وجود دارد اما از فصل سوم بازی، توانایی این که با استفاده از وسایل الکترونیکی آن‌ها را نسبت به یک کد رمز حساس کنید وجود دارد و سپس می‌توانید آن‌ها را به میان افراد دشمن بازگردانید و از آن به بعد اگر آن‌ها در مأموریتی در میان دشمنان باشند، با گفتن آن کد رمز، آن فرد به نیروهای شما ملحق خواهد شد. یکی از قسمت‌های جالب دیگر پایگاهتان، بخش جعل اسناد است که هم از آن برای تولید پول استفاده می‌شود و هم این که می‌توانید هویت‌های جدیدی برای افراد لو رفته خود ایجاد کنید تا توسط دشمنان شناسایی نشوند. با همه این‌ها، مهم‌ترین بخش، قسمت کنترل و نقشه است. در این بخش شما باید بنا به اخطارهایی که روی نقشه ظاهر می‌شود، افراد خود را به شهرهای مختلف کشورها بفرستید تا در صورتی که مأموران دشمن در حال فعالیت باشند، آن‌ها را شناسایی کرده و در صورت امکان مأموریت آن‌ها را خنثی کنند. خنثی نکردن مأموریت‌های دشمنان، باعث می‌شود نوار خطر پایگاه شما که در بالای صفحه‌نمایش داده می‌شود، پر شده و در صورتی که به آن بی توجه باشید، باعث شناسایی پایگاه شما و حمله دشمن به پایگاه شما می‌شود. در آن صورت راه حل شما برای رفع مشکل، جابه‌جایی پایگاه به شهری دیگر خواهد بود که البته عموماً هزینه بسیار سنگین مالی برای گروه شما خواهد داشت.

نقشه جهان مهم ترین بخش پایگاه است و وقایع مختلف دنیا را از آن جا زیر نظر می گیرید

امکان ارتقای نیروها بعد از کسب تجربه در مأموریت‌های مختلف نیز وجود دارد که سیستمی به شدت گسترده است. دو نوع ارتقا در بازی وجود دارد که یکسری، بعضی توانایی‌ها نظیر بهبود سریع‌تر بعد از آسیب دیدگی را بهبود می‌بخشند و گروهی دیگر که بخش جداگانه‌ای دارند، به توانایی شخصیت برای کار با سلاح‌های مختلف اختصاص دارد. بخش کار با اسلحه بسیار مهم است و به عنوان مثال برای استفاده از صداخفه‌کن در هر سلاحی، باید پیش‌تر فرد مد نظر شما، باید تا حد مشخصی تخصص استفاده از آن نوع سلاح‌ها را به دست آورده باشد و بنابراین باید به این موضوع و چگونگی ارتقای نیروهای خود توجه ویژه‌ای داشته باشید.

بخش جالب دیگری که در قسمت مدیریتی بازی وجود دارد، بخش بررسی اسناد و مدارک موجود برای پی بردن به عملیات‌های دشمن است. در این بخش اسنادی که نیروهای شما در طی مأموریت‌ها و عملیات‌های مختلف پیرامون موضوعات مختلف جمع آوری کرده‌اند وجود دارد که بعضی اسناد تصویری و بعضی نیز اسناد متنی هستند. در این بخش شما باید اسناد متنی را مطالعه کرده و اسامی مشکوک و رمز مانند را در آن‌ها شناسایی کنید. بعد از شناسایی و برچسب‌گذاری این اسناد، باید موضوعات و اسناد مرتبط را به هم متصل کنید تا پرونده‌های مختلف حل بشوند. این بخش در ابتدای بازی بسیار جذاب و جالب به نظر می‌رسد و به خصوص مشاهده اسنادی که بخش‌هایی از آن‌ها با هایلایت های سیاه پوشانده شده، بسیار جالب است ولی در اواخر بازی به خاطر سیستم معمولی و یکنواخت، این بخش تا حد زیادی تکراری و خسته کننده می‌شود.

اتفاقات متفرقه و جالبی نیز در طول بخش مدیریتی می‌افتد. مثلاً ممکن است برای یکی از افراد توانمند گروهتان، درخواست عضویتی از طرف یک ارتش خصوصی بیاید و شما هم باید با صحبت با او یا دادن پول کافی، او را متقاعد کنید که به این ارتش خصوصی نپیوندد. چنین اتفاقاتی هر چند عموماً به شکل ساده‌ای قابل حل هستند ولی تنوع خوبی به بازی می‌دهند و باعث می‌شوند که بازی زنده‌تر به نظر بیاید.

بخش بررسی اسناد از قسمت های بسیار جالب در اوایل بازی است

 

بعد دیگر بازی، بخش عملیات و مبارزاتی آن است. در ابتدای شروع هر مأموریت، شما بسته به نوع مأموریت باید تعدادی از افرادتان را مشخص کنید و تجهیزاتی که فکر می‌کنید در مأموریت به درد نیروهایتان بخورد را بسته به توانایی‌هایشان به آن‌ها بدهید. بعد از آن باید وارد مأموریت بشوید. سبک کلی کنترل نیروها در مأموریت‌ها، مشابه XCOM و به صورت نوبتی است؛ یعنی نیروهای شما در هر نوبت محدوده مشخصی از محیط را می‌توانند طی کنند و با مخفی شدن پشت سنگرها و… نیز از محدوده دید دشمنان در امان می‌مانند. در صورتی که بخواهید به دشمنان شلیک کنید نیز با استفاده از سلاح شخصیتتان و با حالت‌های مختلف سلاح نظیر شلیک به صورت رگباری یا شلیک به صورت تک تیر می‌توانید دشمن را هدف قرار دهید. مواردی نظیر overwatch کردن و زیرنظر گرفتن نقطه‌ای خاص نیز مانند همه بازی‌های این سبک وجود دارد تا در صورت عبور دشمنان آن‌ها را هدف قرار دهید.

اما به جز اصول یکسان، این بازی تفاوت‌های مهمی نیز در یکسری اصول اساسی وجود دارد. مهم‌ترین تفاوت این است که برای انجام مأموریت‌ها نیازی به کشتن همه دشمنان نیست و اصلاً چنین قابلیتی نیز وجود ندارد. به علاوه از آن جایی که برخلاف عناوینی نظیر XCOM که دشمنان شما موجودات فضایی بودند، اینجا دشمنان شما انسان هستند و به محض دیدن، به شما حمله نمی‌کنند. تا زمانی که وارد محدوده‌های ممنوعه نشده‌اید یا در مقابل دید دشمن، به کسی حمله نکرده باشید و یا از جلیقه‌های ضدگلوله واضح و جنگی استفاده نکنید، دشمنان با شما کاری ندارند. حتی در صورت ورود به مناطق ممنوعه نیز تا زمانی که در محدوده دید دشمنان قرار نگیرید، آن‌ها متوجه حضور شما نخواهند بود. به جز معدود مأموریت‌هایی، در اکثر مأموریت‌ها نیز هدف این است که تا حد امکان بی سروصدا عملیات را به انجام برسانید. از این رو باید تمام سعی خود را بکنید که شناسایی نشوید. امکان از پا در آوردن مخفیانه دشمنان از فاصله نزدیک نیز وجود دارد و در صورتی که میزان سلامتی شخصیت شما از دشمن بیش‌تر باشد، می‌توانید با قرار گرفتن در کنار او و استفاده از گزینه Takedown، دشمن را بی سروصدا از پا در بیاورید و حتی امکان مخفی کردن بدن بی‌هوش یا مرده آن‌ها نیز وجود دارد. امکان استفاده از لباس مبدل نیز برای شخصیت‌ها وجود دارد و در هنگام شروع مأموریت، در صورتی که به شخصیت‌های خود لباس مبدل بدهید، آن‌ها می‌توانند بدون مشکل به مناطق ممنوعه دشمن نیز ورود پیدا کنند و بدین ترتیب کار شما به شکل بسیار راحت‌تری جلو می‌رود.

امکان Breach کردن و حمله ناگهانی به یک اتاق وجود دارد

تمرکز بازی روی مخفی‌کاری به قدری زیاد است که تقریباً به جز مأموریت‌های خاصی، وارد مبارزه شدن با دشمنان تقریباً سود خاصی برای شما ندارد. به هر شکلی که وارد مبارزه با دشمنان شوید، موج نیروهای کمکی آن‌ها به طور دائمی ادامه خواهد داشت و بعد از انجام هدف اصلی مأموریت باید هر چه سریع‌تر محل را ترک کرده و فکر از بین بردن تمامی دشمنان را از ذهنتان خارج کنید چون اساساً چنین چیزی امکان پذیر نیست. برای خروج از مرحله نیز باید از میان موقعیت‌های خاصی در مرحله، نقطه مشخصی را برای وسیله نقلیه بازگشتی معین کنید تا بعد از گذشت ۳ دور از تعیین محل، وسیله نقلیه به محل مورد نظر برسد و با رفتن نیروهایتان به جایگاه مشخصی، امکان خروج از محل بعد از انجام مأموریت را خواهید داشت.

به جز این موضوع، یکی از موضوعات مهم در بازی، دستگیری مأموران حریف است. در صورتی که بدون کشتن، مأموران اصلی دشمن را از پا در بیاورید، می‌توانید با حمل آن‌ها به جایگاه خروج نیروها، آن‌ها را به پایگاه برده و از آن‌ها اطلاعات مفید کسب کنید. این موضوع معمولاً مزایای خوبی دارد و برای همین، حمل آن‌ها به نقطه خروج در هر مرحله، چالش سختی را در مرحله ایجاد می‌کند که البته ارزشش را هم دارد.

این موضوع اهمیت روی مخفی‌کاری شاید در ابتدا جالب به نظر برسد ولی از آن جایی که این بازی یک عنوان اکشن نیست و جنبه استراتژیک دارد، بعد از یکی دو مرحله، استراتژی مورد استفاده برای بیش‌تر بخش‌های بازی به یک شکل در می‌آید و باعث تکراری و خسته کننده شدن روند بازی می‌شود. در عنوانی نظیر XCOM به دلیل این که امکان درگیری و از بین بردن تمامی دشمنان وجود داشت و به دلیل تنوع خاص دشمنان و وضعیت محیطی، اکثر مراحل هر کدام نیاز به روش خاصی داشتند و بازی در معدود دفعاتی دچار روند تکراری می‌شد؛ اما در Phantom Doctrine به دلیل روند معمول، بیش‌تر مراحل شکل تکراری به خود می‌گیرند. حتی عناصری نظیر جمع آوری اسناد و مدارک موجود در مرحله –که البته یک ویژگی و مأموریت فرعی محسوب می‌شود- نیز هر چند در اوایل جلوی این تکراری شدن را می‌گیرند و نیاز به استراتژی خاص خود را دارند ولی به تدریج آن‌ها نیز حالتی تکراری به خود می‌گیرند و با خسته کننده شدن روند بررسی اسناد، این بخش نیز به نوعی حالت خسته کننده دچار می‌شود.

گرافیک بازی از دور کیفیت خوبی دارد

مسئله مهم دیگر هوش مصنوعی بازی است. متأسفانه در این بخش نمی‌توان عملکرد بازی را خوب ارزیابی کرد. رفتارهای احمقانه زیادی بارها از دشمنان سر می‌زند و در بسیاری مواقع، اصلاً روش هوشمندانه‌ای برای شناسایی نیروهای شما را پی نمی‌گیرند. در عوض گاهی اوقات نیز ناگهان همگی به سمت یکی از نیروهای شما هجوم می‌آورند تا او را از پا در بیاورند. از طرفی مشکلاتی در سیستم کلی درک و فهم شخصیت‌ها نیز وجود دارد؛ به عنوان مثال شما در خارج از محدوده ممنوعه در دید سرباز دشمن هستید که به شما کاری ندارد و از طرفی این سرباز دیدی روی منطقه ممنوعه ندارد، حال اگر این سرباز ببیند که شما از روی حصاری که در منطقه غیر ممنوعه بود به سمت منطقه ممنوعه عبور کردید، از آن جایی که به منطقه ممنوعه دید ندارد، اصلاً به موضوع مشکوک نمی‌شود. از طرف دیگر سربازان تقریباً حس شنوایی بسیار ضعیفی دارند (!) و صدای شکسته شدن شیشه و عبور از پنجره‌ها اصلاً برایشان مشکوک به نظر نمی‌رسد و به تنها صدایی که واکنش نشان می‌دهند، صدای تیراندازی است! البته بعضی از این مشکلات نظیر منطقه ممنوعه با آپدیت‌های ساده‌ای قابل حل هستند ولی بعضی دیگر نظیر رفتار دشمنان نیاز به تغییر اساسی در هوش مصنوعی دارند که احتمالاً نمی‌توان به سرعت آن‌ها را رفع کرد.

در مجموع، گیم پلی بازی از طرفی بسیاری از استانداردهای این نوع بازی‌ها را رعایت کرده و هم بخش مدیریتی و هم بخش عملیاتی آن قسمت‌های جالب و نوآورانه خوبی دارد اما از طرف دیگر مشکلاتی نظیر تکراری شدن مراحل بعد از گذشت مدتی و هوش مصنوعی ضعیف دشمنان در بسیاری اوقات، باعث می‌شوند که این تجربه استاندار خدشه دار بشود. با همه این‌ها بسیاری از مشکلات بازی در طول زمان قابل حل است ولی به هر حال سطح این مشکلات در نسخه فعلی بازی قابل چشم پوشی نیستند.

اما از نمای نزدیک گرافیک نه چندان خوب بازی خیلی به چشم می آید

در زمینه گرافیک متأسفانه بازی عملکرد خوبی ندارد. در بعد هنری از آن جایی که فضای کلی بازی، فضای واقعی و معمول آن روزهاست، طبیعتاً سازندگان نیز با توجه به تصاویر موجود از آن زمان فضای مشابهی را خلق کرده‌اند و در کل عملکرد قابل قبولی دارند ولی با توجه به کلیت فضای داستانی بازی، نمی‌توان این عملکرد را خیره کننده دانست. در طرف دیگر از بعد فنی بازی وضعیت خوبی ندارد. بافت‌های محیط عموماً بی‌کیفیت بوده و چهره شخصیت‌ها نیز به شدت مصنوعی هستند. اشیای موجود در محیط نیز وضعیت مشابهی دارند. البته از آن جایی که بخش زیادی از بازی از دید بالا و ایزومتریک صورت می‌گیرد، بسیاری از ایرادات در ابتدا به چشم نمی‌آیند ولی هنگام شلیک و سایر اعمال شخصیت‌ها که دوربین روی آن‌ها زوم می‌کند، به شدت این گرافیک پایین توی ذوق می‌زند. یکسری مشکلات فنی غیر گرافیکی نظیر حذف شدن آیکون‌ها از نقشه بازی هم وجود دارند که البته در آپدیت‌های اخیر بسیاری از این مشکلات برطرف شده‌اند و به نظر می‌رسید شاید اگر بازی با تأخیر یکی دو هفته‌ای منتشر شده بود، بسیاری از این مشکلات را شاهد نبودیم.

در زمینه موسیقی و صداگذاری عملکرد بازی قابل قبول است. برای موسیقی بازی بیش‌تر از سبک موسیقی‌های رایج در دوران جنگ سرد استفاده شده و به خوبی حس و حال آن دوران را منتقل می‌کند. صداگذاری بازی در زمینه مواردی نظیر شلیک اسلحه، انفجار نارنجک و موارد این چنینی هم خوب بوده مشکل خاصی در این بخش وجود ندارد.

نتیجه‌گیری نهایی:

Phantom Doctrine، عنوانی خوب و قابل قبول در سبک استراتژی تاکتیکی است. این بازی از نظر داستانی وضعیت قابل قبول و خوبی نسبت به سبک خود دارد و گیم پلی بازی نیز بسیاری از استانداردها را رعایت کرده است و نوآوری‌های جالبی هم دارد. با این وجود مواردی نظیر مأموریت‌های خسته کننده و هوش مصنوعی ضعیف از یک سو و گرافیک فنی ضعیف از سوی دیگر، باعث می‌شوند که این عنوان از سطح خوب فراتر نرود و نتوان آن را یک عنوان عالی دانست. با همه این‌ها اگر از عناوینی نظیر XCOM خوشتان آمده، این عنوان هم احتمالاً نظر شما را به خود جلب خواهد کرد اما انتظار کیفیت بالای XCOM را از این عنوان نداشته باشید.

0
0

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید