بازی های ناامید کننده سال 2012

۲ دی ۱۳۹۱ - ۱۱:۴۵

به پایان سال 2012 نزدیک می شویم. در این سال بازی های ریز و درشتی که مدت زیادی در انتظار آن ها بودیم منتشر شدند. اما در این بین عناوینی هم بودند که برخلاف نمایش های خوب قبل از انتشار ، دز زمان عرضه خود آن طور که باید و شاید نتوانستند عمل کنند و ناامیدی را به ارمغان آوردند. به همین دلیل در این مقاله به معرفی ناامید کننده ترین بازی های سال 2012 پرداخته شده است.

 

8- Neverdead

http://guide4games.com/images/NeverDead/neverdead.jpg

NeverDead

Neverdead که در اویل سال 2012 عرضه شد ایده جالب نامیرا بودن یا همان نمردن را داشت . البته از دیگر دلایلی که باعث شده بود تا به این بازی بتوان امیدوارانه نگاه کرد به دلیل شباهت های  Neverdead با Devil May Cry  بود. اما در عمل تنها جنبه سرگرم کننده بودن بازی همان یک دقیقه اول بود. به گونه ای که بعد از مدتی بازی بسیار کسل کننده می شد. ایده نامیرا بودن تبدیل به عذابی در این بازی شده بود به گونه ای که کافی بود تا حتی یک دشمن کوچک به بازیباز ضربه بزند تا بدن وی به چند قسمت تقسیم شود و مشکل اصلی از اینجا شروع می شد که باید در به در به دنبال اجزای بدن شخصیت اصلی می گشتید. این ایراد به قدری در بازی مشهود بود که آرزو می کردید کاش در بازی می مردید ولی چنین مشکلاتی را تجربه نمی کردید. تنها نقطه قوت بازی گرافیک آن بود که البته آن هم در محیط های بسته نمود بسیار بدی پیدا می کرد. دیالوگ های و تیکه پرانی های شخصیت اصلی هم که خیلی سعی شده بود تا شبیه به دانته در Devil May Cry باشد کاندیدای دریافت تمشک طلایی را داشت. در کل عنوانی که برای رقابت با Devil May Cry ساخته شده بود ناامیدی بزرگی را به همراه داشت و در خوشبینانه ترین حالت می توان آن را یک کپی دست چندم از Devil May Cry دانست.

7 –   Amy

AMY

Amy یکی از عناوینی بود که اگر سازندگان قدر ایده آن را بهتر می دانستند چنین ناامیدی بزرگی را به بار نمی آورد. زمانی که شنیده شد که داستان این بازی در مورد یک زن است که باید از یک کودک مبتلا به اوتیسم محافظت کند. علاقه مندی های بسیاری برای تجربه این عنوان به وجود آمد. ولی در زمان انتشا تجربه این بازی با نمایش هایی که از قبل دیده بودیم 180 درجه فرق می کرد. اگر بخواهیم از داستان ، گرافیک و صداگذاری بسیار بد بازی چشم پوشی کنیم اما نمی توان دیگر در مقابل گیم پلی عجیب بازی دوام آورد. این بازی دارای ایرادات بسیار ریز و درشتی از جمله مخفی کاری بسیار بد ، کنترل آزاردهنده و همچنین معماهایی غیر قابل منطقی بود که باعث می شودکه Amy جزو یکی از ناامید کننده ترین بازی های سال قرار بگیرد. اگر توانستید Amy را به پایان برسانید باید به شما تبریک گفت زیرا تحمل کردن این عنوان واقعا غیر ممکن است.

6- Game Of Thrones: The Game

Game Of Thrones

Game Of Thrones: The Game

اگر چه خیلی کم عناوینی که از روی فیلم ساخته می شوند خوب از کار در می آیند ولی با این حال خبر ساخت بازی از روی فیلم تلویزیونی و موفق Game Of Thrones: The Game ، همگان را حداقل برای یک تجربه خوب از بازی به مانند فیلم امیدوار کرد. اولین نکته ای که در هنگام تجربه بازی مقداری ناامید کننده بود در مورد محیط های بزرگ کم بازی بود. اگر چه کسی توقع یک Skyrim نداشت ، ولی به هر حال محیط های بازی برای یک عنوان RPG آن چنان جالب نبود.گفت و گوه های خشک بازی باعث شده بود تا بازیباز اشتیاق کمی برای دنبال کردن هدف ها داشته باشد. با این که تمامی موسیقی های بازی از روی فیلم این عنوان مورد استفاده قرار گرفته بود و به خودی خود فوق العاده بود ولی بعد از مدتی در هر محیطی که قدم می گذاشتید آن قدر این موسیقی ها تکرار می شدند که ترجیح داده می شد صدای موسیقی ها قطع شود. مشکل بعدی  Game Of Thrones در مور گرافیک آن بود. اگر چه طراحی شخصیت اصلی خوب کار شده بود ، ولی کم کاری بر روی دیگر شخصیت ها و همچنین هوش مصنوعی کاملا مشخص بود. محیط های بازی نیزدست کمی از طراحی شخصیت های بازی نداشت. خود گیم پلی بازی نیز تکراری بود. البته سیستم RPG انصافا خوب کار شده بود و هر انتخابی که شما می کردید واقعا در پایان بازی تاثیر می گذاشت و این یک نکته سرگرم کننده برای بازی بود. اما با وجود عناصر قابل قبول RPG ، در بخش های دیگر نمی توان بازی را یک عنوان قابل قبول خواند.

5 – Steel Battalion: Heavy Armor

Steel Battalion

Steel Battalion

ناامیدی بزرگ ، تنها کلمه ای است که می توان در مقابل Steel Battalion: Heavy Armor به کار برد. عنوانی متفاوت برای کینکت که البته بیش از حد هم به این دستگاه وابسته بود و همین باعث مشکل بزرگی برای این عنوان شد. در بازی گیمر باید برای خود گروه هایی می ساخت و با حرکت دستان خود به آن ها دستور می داد. این ایده در ابتدا به نظر می رسید که خوب باشد اما عدم شناختن بیشتر حرکات با Kinect باعث شده بود تا برای انجام یک دستور ساده مدت زمان بسیاری را صرف بالا و پایین بردن دستان خود کنید. یکی از بخش های نه چندان جالب بازی هم ماموریت های آن بود که بعد از مدتی خسته کننده و تکراری می شد. به علاوه چک پوینت های بسیار نادر بازی همباعث شده بود که مراحل بازی که در جمع 15 مرحله می شد را بارها تکرار کنید. هوش مصنوعی بازی نسبتا خوب بود. اما اغلب یارهای بازیباز تصمیم گیری های بسیاری بدی  می کردند که منجر به مرگ فرمانده یعنی خود بازیباز هم می شد. در کل Steel Battalion: Heavy Armor که عنوانی متفاوت برای کینکت بود و امید بسیاری به آن می رفت را می توان یک شکست از هر لحاظ حساب کرد.

Call of Duty: Black Ops Declassified – 4

Call of Duty: Black Ops Declassified

Call of Duty: Black Ops Declassified

محبوبیت و پرطرفدار بودن سری  Call of Duty  بر هیچ کس پوشیده نیست . اما به جرات می توان گفت که نمی توان این کلمه را در مورد نسخه Call of Duty: Black Ops Declassified برای PS VITA به کار برد. عنوانی که در اولین نمایش های خودش همگان را برای موفقیت بر روی این کنسول دستی امیدوار کرد ولی نتیجه کار به هیچ وجه آن طور نبود که همگان تصورش را می کردند. مبارزات بسیار بد به همراه باگ های ریز و درشت و از همه مهم تر کوتاهی فوق العاده بازی ( به گونه ای که به قدری کوتاه بود که  GameInformer اعلام کرد که بازی در عرض 42 دقیقه به اتمام می رسد !  ) همگی دست به دست هم داده بودند تا یکی از بدترین عناوین در تاریخ این سری تجربه شود. به علاوه هوش مصنوعی دشمنان هم با مرده متحرک هیچ فرقی نداشتند  و همچنین بخش مولتی پلیر که همیشه یکی از نقاط قوت Call of Duty است در Black Ops Declassified به قدری با طراحی نقشه های کوچک بد کار شده بود که همگان را از خود ناامید کرد.

طرفداران Black Ops Declassified بر روی PS VITA مطمینا با تجربه این بازی می گویند که هدف از ساخت این عنوان فقط رسیدن به پول بوده و بس. که البته به همین هدف هم سازندگان نتوانستند برسند.

Ninja Gaiden III – 3

Ninja Gaiden 3

Ninja Gaiden 3

سری  Ninja Gaiden به دلیل گیم پلی بسیار تند و البته سخت در میان طرفداران شناخته می شود. ولی بعد از اتفاقاتی و بحث هایی که بین خالق این سری یعنی Tomonobu Itagaki و ناشر بازی Tecmo Koei افتاد Itagaki با بیشتر اعضای اصلی تیم خود از این استدیو جدا شد و وظیفه ساخت قسمت سوم بر عهده  Yosuke Hayashi قرار گرفت. اما Ninja Gaiden III آن طوری نبود که طرفداران انتظارش را می کشیدند. گیم پلی تکراری به همراه گرافیکی که بعد از چهار هیچ گونه تغییری نکرده بود و حتی در بعضی موارد پسرفت هم داشت ، باعث شد تا برای طرفداران این سری ناامیدی بزرگی به وجود آید. به علاوه قمت سوم در یک حرکت عجیب  تمامی استاندارد های یک عنوان hack and slash و دو قسمت قبلی را به دست فراموشی سپرده بود. که از بین آن ها می توان به دارا بودن فقط یک شمشیر و یک جادو و همچنین حذف خرید و فروش آیتم ها اشاره کرد. به نظر می رسد Tecmo Koei فقط با این تغییرات بسیار زیاد و تاثیرگذار قصد داشته بود تا قسمت سوم را کاملا از دو قسمت قبلی جدا کرده و آن را برتر از ساخته های Itagaki نشان دهد که این رویا هیچ وقت عملی نشد.

2 – Resident Evil 6

Resident Evil 6

Resident Evil 6

در اوایل که Resident Evil 6 معرفی شد همگان امید بسیاری به آن داشتند و صحبت های کپکام هم در مورد موفقیت های این بازی امیدوارانه بود. شاید کسی توقع نداشت که قسمت ششم موفقیت های قسمت چهارم را تکرار کند ولی عده ی بسیاری بر این عقیده بودند که Resident Evil 6 از هر لحاظ بهتر از قسمت پنجم عمل خواهد کرد. اما در زمان انتشار بازی بازخورد منتقدان و طرفداران چیز دیگری می گفت. عده ی بسیاری Resident Evil 6 را به خاطر دور شدن بسیار زیاد از اصالت خود و این که مشخص نیست قسمت ششم کلا بر پایه چه سبکی استوار است مورد انتقاد قرار دادند. البته داستان بازی طبق معمول خوب کار شده بود و این نکته را حتی سایت گیم اسپات نیز که نمره بسیار کم 4.5 را به بازی داد را نیز به آن اشاره داشت. همچنین بازی در بخش لیان خوب عمل کرده بود ولی به هیچ وجه امکان دفاع از مراحل جیک و به خصوص کریس  وجود نداشت. شاید اگر کپکام مراحل جیک و کریس را هم به مانند لیان می ساخت این عنوان تبدیل به ضعیف ترین عنوان اصلی Resident Evil نمی شد. البته نکته اینجا است که این نمرات حتی باعث شده تا فروش بازی هم ضعیف تر از حد انتظار باشد و این اتفاق ثابت کرده است که حتی بازیکنان جدید هم چندان راضی به تغییرات بسیار زیاد در بازی نیستند.

سری Resident Evil زمانی پایه گذار سبک survival horror بود ، اما کپکام در قسمت ششم تغییرات را به حدی رساند که هر چهار شخصیت اصلی بازی تمرکز شدیدی بر روی اکشن داشتند و عناصر ترس کاملا فراموش شده بود و این نکته ای نبود که طرفداران در انتظار آن بودند. با توجه به این که به نظر می رسد قسمت بعدی هم در کار است شاید این اتفاق نوعی تلنگری برای کپکام شود تا در نسخه هفتم آن چه را که طرفداران می خواهند بسازد. البته قسمت ششم در کل بازی خوبی است ولی به شرطی که نام Resident Evil از روی بازی برداریم!

Resident Evil: Operation Raccoon – 1

Resident Evil Operation Raccoon City

Resident Evil Operation Raccoon City

اگر یکی از کسانی باشید که به قسمت های گذشته Resident Evil علاقه مند بوده اید ، مطمینا با توجه به این علاقه مندی اقدام به خرید Resident Evil: Operation Raccoon City هم کرده اید. عنوانی که قصد داشت دریچه ای دیگر از اتفاقات راکون سیتی را برایمان آشکار کند ولی در عمل تبدیل به ناامیدی بزرگی شد. بازی با این که به هیچ وجه هیچ گونه سنخیتی با Evil های گذشته نداشت و بیشتر اکشن بود ، ولی سازندگان حتی نتواسته بودند همین بخش اکشن بازی را هم به درستی بسازند. مبارزه بازی با زامبی ها که بسیار زیاد بودند  بعد از مدتی بسیار کسل کننده می شد و به علاوه هوش مصنوعی همکاران هم بسیار بد بود. به گونه ای که اگر زمانی زامبی به بازیباز حمله می کرد و او ویروسی می شد به هیچ وجه نباید توقع زنده شدن خود از طرف همکارانتان را داشته باشید و همان جا باید غزل خداحافظی را بخوانید. این عنوان حتی از لحاظ ناامید کننده بودن بالاتر از قسمت ششم قرار می گیرد. اگر یکی از کسانی هستید که به سب survival-horror علاقه دارید یا از طرفداران این سری می باشید پیشنهاد می شود که این عنوان را تجربه نکنید.

0
0

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید