عدالتی در کار نیست… | Underrated ترین عناوین در تاریخ بازی ها – قسمت اول

۲۸ دی ۱۳۹۷ - ۱۸:۰۰

دنیای بازی ها رایانه ای هم مانند خیلی از دیگر صنایع و حوزه های عظیم دنیا که مبالغ وحشتناکی در آنها جابجا می شود، زیاد بر پایه عدالت محض قرار ندارد و خیلی مواقع بر پایه “قدرت پول” است که سمت و سویش را تغییر می دهد. وقتی پول عطیمی به درون یک حوزه وارد شود احتمالات زیادی برای فاسد شدن برخی روندها و یا خوشبینانه تر بگویم، برای تحت تاثیر قرار گرفتن افراد مختلف به وجود می آید. قطعا در سال های اخیر قضیه پررنگ شدن شدید امتیاز متا در فروش و موفقیت یا شکست یک بازی و اهمیت پیدا کردن نقدها و نمرات سایت های مختلف، پای موارد مخفی و عادلانه عمل نکردن و مغرضانه نمره دادن و این جور مسائل را هم به حوزه ژورنالیسم بازی های ویدئویی باز کرده است. اصلا بدون توجه به حرف های من خودتان همین الان ذهنتان را از همه چیز خالی کنید و به چند سال اخیر و قضایای عجیب و غریبی که در مورد بازی ها و نمره ها و جنجال ها و.. پیش آمده است فکر کنید. انگار که خیلی وقت ها یک جای کار می لنگیده است. حتما هم نباید پول و رشوه باشد ها. بلکه خیلی وقت ها و بهتر است بگویم اکثر وقت ها قصد و غرض و دوستی و دشمنی و نوستالژی و .. هستند که بدون توجه به این که اصلا فلان بازی چی هست، نمره آن را تعیین می کنند، مخصوصا با پایین تر رفتن سن منتقدین و احساسی تر بودن آن ها. خلاصه که خیلی وقت ها واقعا شاهد بی عدالتی های واضحی در دنیای بازی ها هستیم که واقعا “بهترین کلمه اش در برخی موارد “نامردی محض” است. خیلی وقت ها هم نقش بزرگ بودن شرکت و پول زیاد داشتن است که یک بازی را به موفقیت می رساند و از آن طرف یک سازنده کم نام و نشان تر که ریسک می کند و عنوان بی نظیر و بزرگی مثل لردز او فالن می سازد، چنان با خیال راحت می کوبند توی سر خودش و بازیش که دیگر بلند نشود. بله… همان طور که قبلا هم گفته ام “پول لعنتی همه کار می کند. هر طور که بخواهد دید دنیا را تغییر می دهد. خوب را بد و بد را خوب نشان می دهد و شرکت های بزرگ با استفاده از آن و قدرتی که به نام تبلیغات پدید می آورد، اصطلاحا کلاغ را جای قناری به ما غالب می کنند! در اقتصاد و بازاریابی، پول پارامتری را پدید می آورد که از مهم ترین ارکان بازاریابی است و “تبلیغ” نام دارد. قدرت تبلیغ بی نهایت بالاست و می تواند باعث زیر و رو شدن وضعیت یک محصول در بازار شود و شکست و موفقیت تولید کننده را رقم بزند. قطعا وقتی برای خرید می رویم و بین چند محصول باید انتخاب کنیم آنهایی را برمی گزینیم که نامشان را شنیده ایم و بین آنها هم باز محصولی را بر میداریم که نامش را بیشتر شنیده باشیم. به همین خاطر هم هست که اغلب می بینیم جیب شرکت های بزرگ مدام پرتر می شود و خیلی از کوچکترها از دور خارج می شوند. زیرا که شرکت های بزرگ به خاطر توانایی مالی می توانند به صورتی وحشتناک بازی های حتی معمولی و شاید ضعیف خود را آنقدر تبلیغ کنند که همه برای انتشار آن ها هایپ شوند و حتی بازی های معمولی این شرکت ها را به خاطر همین تبلیغات بخرند. مثلا کمپانی مانند یوبیسافت می آید یک حجم عظیم و وحشتناک از تبلیغ را برای عنوان واچ داگز انجام می دهد و همه را هایپ می کند و از آن به عنوان برترین رقیب جی تی ای یاد می کند در حالی که بعد انتشار میبینیم چقدر فرق کرده و تنها یک بازی خیلی خوب است و بس. اما این مهم نیست زیرا تبلیغات کار خود را کرده و همه باری را خریده اند و موفقیتی تجاری برای این غول محبوب بازیسازی رقم خورده است. از سوی دیگر یک شرکت کوچکتر یا تیمی مستقل می آید عنوانی عالی را می سازد ولی توان تبلیغات عظیم را ندارد و نمی تواند روزی یکی دو ویدئو از بازیش منتشر کند و بر روی بیلبوردهای شهر نام آن را نمیبینیم. به این شکل بازی فوق العاده زیبای آن ها چنان که شابسته اش است دیده نمبشود و شاید زیاد هم نفروشد و بسیاری حتی نام آن را نیز نشنوند.” قطعا همه ما بازیبازها در طول دوران گیمر بودنمان نتوانسته و نخواهیم توانست همه بازی ها را تجربه کنیم بلکه باید بین آن ها بر اساس سبک و علاقه و سلیقه خود انتخاب نماییم. اما باز هم در این بین هستند بازی هایی که از دستمان در می روند و با این که شاید از آن ها خوشمان می آمد ولی نامشان را نمی شنویم که این می تواند به دلایل مختلف مثل همان عدم تبلیغات کافی یا داشتن سازنده های کوچک تر یا متای ناحق و پایین باشد.

Underrated ترین عناوین در تاریخ بازی ها – قسمت اول

در این مطلب تمرکز ما بر روی چنین بازی هاییست. یعنی عناوینی که به نوعی چه از سوی منتقدین و چه از سوی بازیبازان در حقشان اجحاف شده است و اصطلاحا Underrated هستند، حالا برخی کمتر و برخی بیشتر.  شاید به واسطه این مطلب شما با برخی از عناوینی آشنا شوید که ببینید باب میلتان هستند ولی به خاطر نمره و … تجربه اش نکرده اید و اکنون هوس کنید که به سراغ آن ها بروید و شاید تجربه ای لذتبخش داشته باشید. در حقیقت در این مطلب دو قسمتی قصد داریم تا به ۲۶ عدد از عناوین زیبا و جذابی که به نوعی چه از سوی منتقدین و چه از سوی بازیبازان در حقشان بی انصافی شده است و بازی های Underrated محسوب می شوند، اشاره کنیم و آن ها را همراه شما برشماریم تا شاید بعد از آشنایی با برخی از آنها بر حسب سلیقه به سراغ تجربه کردنشان بروید. عناوینی که به واقع حیف است اگر بازیباز بوده و آن ها را تجربه نکرده باشید. به مانند همیشه و در مقالات ۱۰ برتر و ۲۰ برتر و … قبل از شروع این مطلب باید نکاتی را ذکر کنم که از شما عزیزان خواهشمندم آن ها را مطالعه نمایید تا شک و شبهه ای برای شما دوستان پیش نیاید. قطعا جدا از این لیست که بنده تهیه کرده ام تعداد بسیار زیادی گزینه های دیگر وجود داشته اند که می توانستند در این مطلب حاضر باشند اما به هر حال تعداد محدودیت دارد و نویسنده، انتخاب هایی را که از نظر وی برتر بوده اند در لیست جای داده است. پس دقت کنید که این مقاله، “Underrated ترین عناوین در تاریخ بازی ها” به انتخاب بنده است، زیرا که اساس چنین مقالاتی این گونه است و سلیقه شخصی نیز بسیار اهمیت دارد. رتبه بندی و ترتیبی که در این لیست برای بازی های مختلف لحاظ شده است کاملا نظر شخصی نویسنده است و هیچ معیار و میزانی برای درست یا غلط بودن آن وجود ندارد زیرا پای سلیقه مطرح است البته سلیقه منطقی. به هر حال چه خوشمان بیاید و چه خیر، سلیقه شخصی نیز در چنین مقالاتی در همه جای دنیا بسیار اهمیت دارد. قطعا در رده بندی این بازی ها سلائق و علائق با هم متفاوت است و بر اساس تجربه و خاطراتی که هر شخص دارد جایگاه ها را تعیین می کند و قاعدتا هر شخصی از هر بازی که بیشتر از آن خاطره داشته باشد و به آن علاقمند باشد، آن را بالاتر قرار خواهد داد. البته ما در این مطلب سعی کرده ایم تا بازی هایی را قرار دهیم که یک وفاق جمعی بین بسیاری از بازیبازان دنیا در مورد اجخاف شدن در حقشان برقرار است و عناوین قرار گرفته در این لیست در خیلی از ویدئوها و مطالب مربوط به بازی های Underrated، با مطلب ما مشترک هستند. در نظر داشته باشید عنوانی که مثلا من در رتبه ششم قرار داده ام دلیلی بر این نیست که آن بازی حتما و به صورت وحی منزل، ششمین بازی Underrated دنیا است، بلکه برای من این گونه است و شاید برای شما اول یا دهم باشد و یا شاید اصلا در لیست شما حضور نداشته باشد. نکته بعدی این که تمامی گزینه های این لیست بر اساس داشته ها و اطلاعات نویسنده گرد آوری شده اند و در این مطلب قرار گرفته اند. شاید شما عقیده داشته باشید که مثلا عنوان دیگری می توند به جای فلان شماره از این لیست قرار بگیرد و یا جایگاه آن فرق کند. در اینجا نیز معیار و میزان ثابتی نداریم و عقل و منطق در کنار احساس و خاطرات است که در ذهن هر شخص با هم ترکیب می شوند و اسم هایی مختلف را به عنوان خروجی بیرون می دهند. پس بهتر است تا این مطلب را به عنوان یک مقاله سرگرم کننده که به همراه آن برخی خاطراتتان را مرور خواهید کرد و شاید با چند بازی زیبا که آنها را تجربه نکرده اید آشنا خواهید شد، نگاه کنید. با بیان این نکات اگر تا کنون به خواندن مقاله ادامه داده اید از شما دعوت می کنم تا در ادامه مطلب قسمت اول “Underrated ترین عناوین تاریخ بازی های رایانه ای” با بنده و وبسایت تحلیلی خبری گیمفا همراه شوید.

۲۶ – Kingdoms of Amalur: Reckoning

Kingdoms of Amalur: Reckoning

سازنده بازی:  Studios 38 و Big Huge Games

ناشر بازی:  Studios 38 و   Electronic Arts

ژانر: Action role-playing, hack and slash

پلتفرم های مقصد: PC, PlayStation 3, Xbox 360

سال انتشار: ۲۰۱۲

امتیاز متا: ۸۰/۱۰۰

Kingdoms of Amalur: Reckoning به حدی محتوا داشت که انگار تمام فعالیت های مختلف کل بازی های نقش آفرینی را جمع کرده بودند و در این بازی قرار داده بودند از ساختن محلول ها و سموم و تله ها و … تا انواع و اقسام سلاح و زره ها و ارتقا دادن آن ها و مدیریت آیتم ها و … همه و همه در بازی وجود داشت و دنیای وسیع بازی پر بود از ماموریت های جانبی مختلف که هر کدام برای خودشان جذابیتی خاصی داشتند. بازی Kingdoms of Amalur: Reckoning عنوانیست در ژانر  اکشن نقش آفرینی با مبارزات هک اند اسلش که توسط Studios 38 و Big Huge Games ساخته شد و در سال ۲۰۱۲ توسط Studios 38 و Electronic Arts برای پلتفرم های پلی استیشن ۳، ایکس باکس ۳۶۰ و رایانه های شخصی منتشر گزدید. مبارزات Kingdoms of Amalur: Reckoning یکی از برترین بخش های این عنوان محسوب می شدند. سازندگان بازی در طراحی و خلق مبارزات بازی اصلا به حساب این که بازی یک نقش آفرینی است و بیشتر بر روی لول زدن شخصیت و مبارزاتی استاندارد تکیه کنند، عمل نکرده بودند و انگار که یک بازی هک اند اسلش سریع و جذاب ساخته بودند با روش های مختلف مبارزه و انواع فنون و مهارت های گوناگون. این مبارزات با کیفیت و سریع و هیجان انگیز باعث می شد این عنوان برای کسانی که علاقمند به هک اند اسلش هستند هم یک گزینه خوب به حساب بیاید و از آن مهم تر این که بهترین گزینه برای بازیبازانی بود که  علاقمند به هک اند اسلش بودند ولی می خواستند به دنیای نقش آفرینی هم پای بگذارند و شروع به بازی کردن این سبک نیز بکنند. در واقع می توان گفت برای علاقمندان سبک های اکشن نقش آفرینی جهان ازاد و مبارزات هک اند اسلش، تجربه Kingdoms of Amalur: Reckoning بسیار لذتبخش و جذاب است و از خیلی بازی های این سبک پخته تر عمل می نماید.

عنوانی که هم کیفیتش عالی بود و هم برعکس خیلی از بازی های این لیست، امتیاز متایش مناسب بود، ولی بازیباران به آن بی مهری نشان دادند و متاسفانه پرونده اش برای همیشه بسته شد، پرونده عنوانی که یک اکشن نقش آفرینی عمیق با مبارزات بی نهایت جذاب هک اند اسلش بود و می توانست یک فرنچایز موفق باشد.

قبل از انتشار Kingdoms of Amalur: Reckoning و با توجه به ویدئوها و تریلرهای آن امید بسیار زیادی به موفقیتش وجود داشت و البته بازی از لحاظ بازخوردها و امتیازات تقریبا موفقیت آمیز عمل کرد و متای ۸۰ را کسب نمود که با این که باز هم در سطح کیفیت بازی نیست و حق بازی بالاتر است، ولی متای خوب و قابل قبولی به حساب می آید. اما به طرز عجیبی این بازی بیشتر از سوی بازیبازان Underrated شد! در واقع بازی فروش خوبی نداشت و تبدیل به یک بازی ناموفق شد در حالی که هم کیفیتش عالی بود و هم برعکس خیلی از بازی های این لیست، امتیاز متایش مناسب بود، ولی بازیباران به آن بی مهری نشان دادند و متاسفانه پرونده اش برای همیشه بسته شد، پرونده عنوانی که یک اکشن نقش آفرینی عمیق با مبارزات بی نهایت جذاب هک اند اسلش بود و می توانست یک فرنچایز موفق باشد. خوب می دانید که در دنیای بی رحم امروز همه چیز یعنی فروش و عدم فروش یعنی بستن فرنچایز و حتی بستن استودیو که قبلا هم در سری دد اسپیس و رفتار با ویسرال گیمز از الکترونیک آرتز دیده بودیم. قطعا که اگر در جلوی نام سازنده این بازی نام یک غول بزرگ بازیسازی نوشته می شد امتیازات بسیار بهتری به آن تعلق می گرفت و احتمالا بهتر هم می فروخت و شاید تبدیل به یک فرنچایز ادامه دار می شد که اکنون در نسل هشتم می توانستیم منتظر نسخه دوم این بازی زیبا و جذاب باشیم.

مبارزات با کیفیت و هیجان انگیز باعث می شد این عنوان برای کسانی که علاقمند به هک اند اسلش هستند هم یک گزینه خوب به حساب بیاید و از آن مهم تر این که بهترین گزینه برای بازیبازانی بود که  علاقمند به هک اند اسلش بودند ولی می خواستند به دنیای نقش آفرینی هم پای بگذارند و شروع به بازی کردن این سبک نیز بکنند.

دنیای بازی وسیع و آزاد بود و انواع و اقسام مناطق مختلف در آن وجود داشت که تنوع بالایی هم داشتند. همینطور هم دشمنان متنوع و مختلفی در بازی موجود بودند و از هیولاهای مختلف و باس های قدرتمند گرفته تا دشمنان معمولی تر و ضعیف تر در بازی در برابر شما قرار می گرفتند و باید آن ها را از سر راه بر می داشتید و قلع و قمع می کردید. در کل به عنوان کسی که دو بار این عنوان زیبا را به طور کامل تجربه کرده است باید بگویم Kingdoms of Amalur: Reckoning خیلی حیف شد! عنوانی اکشن نقش آفرینی زیبا که مبارزاتش مانند یک هک اند اسلش کامل بودند و عمقش مانند بهترین نقش آفرینی ها با دنیایی بسیار وسیع و پر از محتوا. بدون شک زمانی که بخواهیم از عناوینی باکیفیت که به نوعی در حقشان اجحاف شده (در این مورد اجحاف بیشتر از سوی بازیبازان بود)، یاد کنیم، بایستی از Kingdoms of Amalur: Reckoning نیز نام ببریم و این عنوان در لیست ما از “Underrated ترین عناوین تاریخ بازی های رایانه ای” در جایگاه بیست و ششم قرار می گیرد.

۲۵ –  Enslaved: Odyssey to the West

Enslaved: Odyssey to the West

سازنده بازی: Ninja Theory

ناشر بازی: Namco Bandai Games

ژانر: Action-adventure, platform

پلتفرم های مقصد: PlayStation 3 , Xbox 360 ,PC

سال انتشار: ۲۰۱۰

امتیاز متا: ۷۰/۱۰۰ (نسخه PC)

این بازی هم که دیگه عضو ثابت مقالات ۱۰ برتر و ویدئوهای ما شده است! اما خب این روزها واقعا شاهد کمتر بازی هستیم که به داستان و اکشن به یک اندازه بها بدهد و بی خیال بخش لعنتی تمام آنلاین و چند نفره و بتل رویال شود و مثل Enslaved: Odyssey to the West به قدری داستان را زیبا روایت کند و به قدری شخصیت‌پردازی عمیق و عالی داشته باشد که نتوانید از آن دل بکنید و عاشق شخصیت‌های آن شوید و برای همیشه آن‌ها را خاطر خود بسپارید. بازی Enslaved: Odyssey to the West عنوانیست در ژانر  اکشن ماجرایی و پلتفرمینگ که توسط استودیو  Ninja Theory ساخته شد و در سال ۲۰۱۰ توسط Namco Bandai Games برای پلتفرم های پلی استیشن ۳ و ایکس باکس ۳۶۰ و سپس در سال ۲۰۱۳ برای رایانه های شخصی منتشر گزدید.  بسیاری از ما گیمرها یک سری بازی هایی را در ذهن داریم که شاید آن‎چنان بزرگ و مشهور هم نباشند ولی در قلبمان ثبت شده اند و تا همیشه به یاد آن‎ها هستیم و دوستشان داریم. بازی‎های نه چندان بزرگ و عظیمی که بسته به سلیقه افراد متفاوت هستند و هر بازیبازی قطعا یکی دو بازی را به این شکل در ذهن و قلب خود سراغ دارد و عمیقا و در حد یک بازی شاهکار به آنها عشق می‎ ورزد و همواره دلش برای آنها تنگ می ‎شود و دوست دارد که دوباره پس از چند وقت به آن ‎ها بازگردد و دوباره این عناوین را تجربه کند و یا خبر اعلام ساخت نسخه جدیدی از انها را بشنود.  برای بنده و شاید برخی دیگر از بازیبازان که ارزش کارهای نینجا تئوری را می دانیم باشد Enslaved odyssey to the West یکی از همین بازی هاس قلمداد می شود که همواره به یادش هستیم.

هم زورکی هد بند انفجاری ببندی روی سرش و هم مثل چهارپا سوارش بشی و آخرش عاشقت هم بشه!! مانکیه دیگه!!

Enslaved: Odyssey to the West از لحاظ بازخوردها و امتیازات (مخصوصا در نسخه رایانه های شخصی) به هیچ وجه در سطحی که شایسته اش بود تقدیر نشد و نهایتا با امتیاز متای ۷۰/۱۰۰ در نسخه پی سی به کار خود پایان داد که قطعا این متا در دنیای امروز که بازیبازها به طور عجیب و غریبی چشمشان به متا است، در فروش و موفقیت اقتصادی بازی نیز تاثیرگذار بوده و بازی Enslaved: Odyssey to the West تبدیل به عنوانی شد که با وجود کیفیت عالی، احتمالا دیگر نامش را نخواهیم شنید. ولی ما اینجا در گیمفا چشممان را روی این بازی ها نمی بندیم تا اگر احیانا به خاطر متا سراغشان نرفته اید بدانید که متا یا فروش این بازی ها هرگز بیانگیز کیفیتشان نیست. جالب است بدانید که Enslaved odyssey to the West در زمان انتشار خود از نظر برخی سایت‌ها حتی کاندید قرار گرفتن در بین برترین عناوین سال نیز بود و این برای چنین عنوان بی‌ادعایی یک موفقیت بسیار بزرگ محسوب می‌شد و ارزش آن را بیش از پیش مشخص می‌کرد.

جالب است بدانید که Enslaved odyssey to the West در زمان انتشار خود از نظر برخی سایت‌ها حتی کاندید قرار گرفتن در بین برترین عناوین سال نیز بود و این برای چنین عنوان بی‌ادعایی یک موفقیت بسیار بزرگ محسوب می‌شد و ارزش آن را بیش از پیش مشخص می‌کرد.

Enslaved یک تجربه اکشن ادونچر جذاب است که از لحظه اول تا انتها فوق‌العاده سرگرم کننده است و لحظه‌ای نیز شما را ناامید نمی‌کند. در واقع این عنوان از آن دست بازی‌هایی است که سازندگان آن کاملا معنای احترام به مخاطب را درک کرده‌ و سعی کرده‌اند تا در تک‌تک بخش‌های بازی حداکثر تلاش خود را به کار گیرند و برای بازیبازان سنگ تمام بگذارند. روایت جذاب داستان، شخصیت‌هایی دوست‌داشتنی، دنیایی خیره‌کننده و چشم‌نواز به همراه گیم‌پلی و مبارزات هیجان‌انگیز و سرگرم کننده سبب خلق عنوانی شده‌اند که برای ما تا همیشه به یادماندنی و دوست داشتنی است و دوست داریم باز هم از آن بشنویم. البته تا امروز که ۸ سال از انتشار بازی می گذرد هنوز خبری از ساخت نسخه ای دیگر از این فرنچایز مطرح نیست ولی بی شک اگر این موضوع اتفاق بیافتد بازیبازان زیادی در دنیا خوشحال خواهند شد. بدون شک زمانی که بخواهیم از عناوینی باکیفیت که متاسفانه امتیازاتشان در حد کیفیتشان نبوده و به نوعی در حقشان اجحاف شده یا Underrated قلمداد می شوند، یاد کنیم، بایستی از Enslaved: Odyssey to the West نیز نام ببریم و این عنوان در لیست ما از “Underrated ترین عناوین تاریخ بازی های رایانه ای” در جایگاه بیست و پنجم قرار می گیرد.

۲۴ – Lost Planet 2

Lost Planet 2

سازنده بازی: Capcom

ناشر بازی:  Capcom

ژانر:  Third Person Shooter

پلتفرم های مقصد: PlayStation 3, Xbox 360, Microsoft Windows, BlackBerry

سال انتشار:  ۲۰۱۰

امتیاز متا:  ۶۳/۱۰۰ (نسخه پی سی)

بازی Lost Planet 2 عنوانیست در ژانر  شوتر سوم شخص که توسط کپکام ساخته شد و در سال ۲۰۱۰ (و بعد از موفقیت چشمگیر نسخه اول بازی در نسل هفتم) توسط این کمپانی برای پلتفرم های پلی استیشن ۳، ایکس باکس ۳۶۰ و رایانه های شخصی و همین طور برای پلتفرم BlackBerry منتشر گردید. وقایع Lost Planet 2 تقریبا ۱۰ سال بعد از اتفاقات نسخه اول و در همان سیاره خیالی رخ می دهد. بازیباز که در نقش یک مزدور است در ابتای بازی سوار بر هلیکوپتر به همراه چند نفر هم تیمی اش به یک جنگل می روند تا ماموریتی را در قالب منفجر کردن یک معدن انجام دهند. وقتی که این کار انجام می شود و بازیباز با نیروهای کمکی که رسیده اند نیز برخورد می کند، ناگهان یک هیولای کلاس G Akrid به آن ها حمله می کند. بازیباز به سختی و با مبارزه خودش را به محل سوار شدن هلیکوپتر می رساند اما آنجاست که می فهمد هلیکوپترها اصلا قصدی برای سوار کردن آنها ندارند و به نوعی مورد خیانت قرار گرفته اند. به این ترتیب است که ادامه وقایع داستان بازی با یک گیم پلی سراسر هیجان رقم می خورد.

کیا این بازی رو تجربه کردن؟ کیا کلا این سری رو بازی کردن؟ خیلی خفن بود واقعا…

Lost Planet 2 بر پایه انجین MT Framework 2.0 که نسخه ارتقا یافته انجینی بود که برای بازی نخست استفاده گردید، ساخته شد و مهم ترین ویژگی آن قرار دادن قابلیت انجام بخش کمپین بازی به صورت ۴ نفره و کواپ بود که لذت خاصی به بازی بخشیده بود و مبارزه با باس های عظیم و هیولاهای مخوف بازی به صورت ۴ نفره بسیار هیجان انگیز بود، اما همین موضوع هم باعث شد بازی از نظر امتیازات موفق عمل نکند. می دانید چرا؟ توضیح می دهم. باید گفت Lost Planet 2 از لحاظ بازخوردها و نقدها، خیلی اشتباه مورد بررسی قرار گرفت زیرا که این بازی در اصل عنوانی بر پایه کار تیمی و چند نفره بود، ولی به صورت یک بازی تک نفره نقد و بررسی شد و بازخوردهایش اصلا مناسب نبود، در حالی که تجربه بازی به صورت تیمی با دوستان زمین تا آسمان کیفیتش فرق می کرد.

کلی هیولای خفن یا مبارزاتی عالی و هیجان انگیز…

در واقع کپکام و تیم سازنده بازی این نسخه را بر اساس کار گروهی و چند نفره ساخته بودند ولی این عنوان به سبک و سیاق بازی اول نقد شد یعنی در بخش تک نفره، و به همین خاطر نتوانست امتیازاتی که واقعا به خاطر کیفیتش شایسته کسب آن ها بود را دریافت نماید و نهایتا با امتیاز متای ۶۳/۱۰۰ (نسخه های کنسولی متای ۶۸ دریافت کردند) به کار خود پایان داد  و به نوعی با بی عدالتی و بی رحمی صنعت امروز بازی های رایانه ای روبرو شد. اما خوشبختانه از نظر فروش بازی زیاد ناموفق نبود و کپکام اعلام کرد که بیشتر از ۱.۵ میلیون نسخه از این بازی به فروش رسیده است و همین موفقیت اقتصادی هم سبب شد تا کپکام بازی سوم را نیز در نسل هفتم ساخته و منتشر نماید. بی تردید زمانی که بخواهیم از عناوینی باکیفیت که Underrated قلمداد می شوند، یاد کنیم، بایستی از Lost Planet 2 نیز نام ببریم و این عنوان در لیست ما از “Underrated ترین عناوین تاریخ بازی های رایانه ای” در جایگاه بیست و چهارم قرار می گیرد. امیدوار هستیم که باز هم شاهد این باشیم که کپکام نسخه جدیدی از این فرنچایز زیبا را عرضه نماید.

۲۳ –  Lost Odyssey

Lost Odyssey

سازنده:  Mistwalker ,Feelplus

ناشر:  Microsoft Game Studios 

ژانر:  JRPG

پلتفرم مقصد:   Xbox 360

سال انتشار:  ۲۰۰۷

امتیاز متا:  ۷۸/۱۰۰

آقا به طور کلی این ژاپنی ها در بازی هایشان و در روند داستان گوییشان در انتقال حس خلآ و غربت به مخاطب خود بسیار خبره و موفق بوده و هستند و بهتر از هر سازنده دیگری می توانند مخاطبین خود را در دل یک داستان با فضای سنگین قرار دهند. یکی از این بازی های تاثیرگذار و جذاب که داستان عمیقی داشت عنوان است به نام Lost Odyssey که حتما برای کسانی که دوستدار و طرفدار ایکس باکس ۳۶۰ در نسل هفتم بوده اند و به سبک نقش آفرینی نیز تعلق خاطر دارند آن را می شناسند و از آن به نیکی یاد می کنند. بازی Lost Odyssey عنوانیست در ژانر  نقش آفرینی ژاپنی که توسط Mistwalker و Feelplus ساخته شد و در سال ۲۰۰۷ توسط کمپانی Microsoft Game Studios به طور انحصاری برای ایکس باکس ۳۶۰ منتشر گزدید. داستان این بازی بسیار مورد توجه تمام صنعت بازی قرار گرفت و جزو بخش هایی بود که در تمامی نقدهای بازی مورد تحسین واقع شده بود و از نظر ساختار و روایت داستان Lost Odyssey عنوانی قدرتمند و جذاب با داستانی احساسی و زیبا قلمداد می شود.

چه طراحای فوق العاده ای هستن جاپونیا !!

داستان Lost Odyssey که توسط Hironobu Sakaguchi مشهور و بزرگ (به خاطر سری فاینال فانتزی) که طراح بازی نیز به شمار می رفت و نویسنده ژاپنی به نام Kiyoshi Shigematsu نگارش شده بود، حول محور شخصیت Kaim می چرخد که یکی از اعضای منتخب گروه “immortals” است که حافظه شان را از دست داده اند. هنگامی که او در حال مبارزه با تهدیداتی است که در راستای انقلاب صنعتی جادویی به وجود آمده اند باید همزمان با درد و رنجی که در اثر از دست رفتن خاطراتش و بازگشت آنها در درونش است نیز دست و پنجه نرم نماید و اتفاقاتی که در طول روند داستان بازی رقم می خورد سبب می شود تا شاهد یک عنوان عمیق با داستانی احساسی باشیم که تاثیرگذاری خوبی بر روی مخاطب دارد. موسیقی این عنوان که توسط  Nobuo Uematsu خلق شده بود که در سری فاینال فانتزی بارها شاهد هنرنمایی اش بودیم، نقش بسیار مهمی در زیبایی و تاثیرگذار بودن داستان به بازیباز ایفا می کرد و شاهد ساندترکی جذاب و شنیدنی در Lost Odyssey بودیم.

من نمی پرم! بپر…

Lost Odyssey از لحاظ بازخوردها و امتیازات با این که به عنوان یک بازی خوب و جذاب معرفی شد ولی به هیچ وجه در سطح کیفیتش امتیاز نگرفت و نهایتا با امتیاز متای ۷۸/۱۰۰ به کار خود پایان داد که این امتیاز در فروش و موفقیت اقتصادی بازی نیز تاثیرگذار بود و شاید باعث شدند که دیگر هرگز این نام به یک فرنچایز دنباله دار تبدیل نشود در حالی که کاملا پتانسیلش را داشت. برخلاف داستان و روایت بی نظیرٰ مواردی مثل زمان های بارگذاری خیلی طولانی و برخی مشکلات گیم پلی باعث شده بود تا امتیازاتی از این عنوان کسر گردد. از دلایلی که انتظارات را از عنوان Lost Odyssey بالا برده بود نیز می توان به پرداختن زیاد مایکروسافت به آن و مشکلاتی که در زمان ساختش به وجود آمد و از همه مهم تر به خاطر وجود نام اقای ساکاگوچی در این عنوان اشاره کرد. از نظر گیم پلی این عنوان دارای تشابه های بسیاری با دیگر عناوین نقش آفرینی ژاپنی بود و ساختار سنتی مبارزات نوبتی و حرکت در نقشه و توقف در شهرهای مختلف برای خرید و فروش و ذخیره آیتم ها و.. که دقیقا در سری فاینال فانتزی دیده بودیم در Lost Odyssey نیز به چشم می خورد. بدون شک زمانی که بخواهیم از عناوینی باکیفیت که متاسفانه امتیازاتشان در حد کیفیتشان نبوده یاد کنیم، بایستی از  Lost Odyssey نیز نام ببریم و این عنوان در لیست ما از “Underrated ترین عناوین تاریخ بازی های رایانه ای” در جایگاه بیست و سوم قرار می گیرد.

۲۲ –  Operation Flashpoint: Red River

Operation Flashpoint: Red River

سازنده بازی: Codemasters

ناشر بازی:  Codemasters

ژانر: Tactical FPS

پلتفرم های مقصد: Xbox 360, PlayStation 3, Microsoft Windows

سال انتشار:  ۲۰۱۱

امتیاز متا:  ۶۷/۱۰۰

بازی نخست سری Operation Flashpoint با نام Operation Flashpoint: Dragon Rising در نسل هفتم، توانست موفق عمل کند و در زمینه بازخوردها و فروش با کسب متای ۷۷، توانست سازنده و ناشر بازی یعنی کدمسترز دوست داشتنی را مجاب نماید که نسخه بعدی آن نیز در دست ساخت قرار بگیرد و همین اتفاق نیز رخ داد، اما سرنوشت بازی دوم به آن شکلی که انتظار داشتند پیش نرفت، لااقل از نظر بازخوردها و نمرات. بازی Operation Flashpoint: Red River نیز مثل نسخه اول، عنوانیست در ژانر شوتر تاکتیکی اول شخص که توسط کدمسترز ساخته شد و در سال ۲۰۱۱ و ۲ سال پس از انتشار بازی نخست توسط همین کمپانی برای پلتفرم های پلی استیشن ۳، ایکس باکس ۳۶۰ و رایانه های شخصی منتشر گزدید.

این عنوان بر پایه هدف دیگری ساخته شده بود و یک بازی کواپ تاکتیکی داستانی بود، نه یک شوتر چند نفره رقابتی، ولی خب متاسفانه خیلی ها دیگر اصلا توجه نمی کنند که هدف بازی چیست بلکه انگار قانون است که تا یک شوتر اول شخص نظامی دیدند باید کلا آنلاین رقابتی باشد!

در بازی این قابلیت را داشتید که بخش کمپین بازی را همراه دوستانتان به صورت کوآپ تجربه نمایید ولی اصلا قابلیت competitive multiplayer وجود نداشت که همین موضوع یکی از دلایل ضربه زننده به بازی نیز بود، اما خب این عنوان بر پایه هدف دیگری ساخته شده بود و یک بازی کواپ تاکتیکی داستانی بود، نه یک شوتر چند نفره رقابتی، ولی خب متاسفانه خیلی ها دیگر اصلا توجه نمی کنند که هدف بازی چیست بلکه انگار قانون است که تا یک شوتر اول شخص نظامی دیدند باید کلا آنلاین رقابتی باشد! به همین دلایل (و البته به خاطر برخی ضعف هایی که بازی داشت) Operation Flashpoint: Red River از لحاظ بازخوردها و امتیازات به هیچ وجه در سطح کیفیت و شبیه سازی واقعی و جذابی که از میدان نبرد انجام داده بود عمل نکرد و به خاطر خیلی خیلی خاص بودن و کاملا تاکتیکی و سخت بودن، خیلی از منتقدها اصلا آن را درست درک نکردند و نتوانست امتیازاتی که واقعا به خاطر کیفیتش شایسته کسب آن ها بود را دریافت نماید و نهایتا با امتیاز متای ۶۸/۱۰۰ به کار خود پایان داد و به نوعی با بی عدالتی صنعت امروز بازی های رایانه ای روبرو شد.

این فکر کنم مربوط به نسخه اول سری باشه نه Red River، ولی خب چون باحال بود گذاشتم براتون. دقیقا این که اینجوری هدشات میکنه همونایین که قدیم اینجوری مرغابیا رو می کشتن!!

شما باید در بازی شخصیت خود را از بین ۴ کلاس rifleman, grenadier, scout و automatic rifleman انتخاب می کردید که هر یک از این کلاس ها سلاح ها و قابلیت های مخصوص به خود را داشتند. با انجام ماموریت ها در بازی شما امتیاز تجربه کسب می کردید که از آن می توانستید برای باز کردن سلاح های جدید، تجهیزات مختلف و همینطور Perk های گوناگون استفاده نمایید.  باید بگویم اگر علاقمند به شوترهای تاکتیکی نفس گیر و بسیار واقع گرایانه مثل آرما یا گوست ریکان های قدیمی هستید، ابدا به امتیاز ۶۸ این بازی کاری نداشته باشید زیرا یکی از بهترین انتخاب های ممکن برای شما محسوب می شود. قطعا زمانی که بخواهیم از عناوین Underrated یاد کنیم، بایستی از Operation Flashpoint: Red River نیز نام ببریم و این عنوان در لیست ما از “Underrated ترین عناوین تاریخ بازی های رایانه ای” در جایگاه بیست و دوم قرار می گیرد.

۲۱ –  Binary Domain

Binary Domain

سازنده بازی: Sega

ناشر بازی:  Sega

ژانر:  Third Person Shooter

پلتفرم های مقصد: PlayStation 3, Xbox 360, Microsoft Windows

سال انتشار:  ۲۰۱۲

امتیاز متا:  ۶۸/۱۰۰ (نسخه پی سی)

Binary Domain هم از آن دسته بازی های خاص بود که به دل هر کسی نمی نشیند. با این که ظاهرا با یک شوتر سوم شخص ساده و عادی طرف هستیم ولی سیستم گیم پلی بازی و دستور به هوش مصنوعی هوش مصنوعی و نوع شلیک و گان پلی و کاور گیری و.. یک اتمسفر و حس و حال خاص داشت که همه پسند نبود و در واقع یک شوتر سوم شخص مثل بقیه شوترها نبود. بگذارید تا ابتدا این بازی را برای شما عزیزان معرفی کنم. بازی Binary Domain عنوانیست در ژانر شوتر سوم شخص که توسط کمپانی محبوب سگا ساخته شد و در سال ۲۰۱۲ و در نسل هفتم توسط خود سگا برای پلتفرم های پلی استیشن ۳، ایکس باکس ۳۶۰ و رایانه های شخصی عرضه شد. خاص ترین نکته این بازی امکان دادن دستور صوتی با ۶ زبان دنیا به یاران همراهتان در بازی که هوش مصنوعی هستند، بود و آنها می توانستند این پیام ها را شناسایی کنند و دستور شما را انجام دهند (از این قابلیت با نام تکنولوژی innovative artificial intelligence یاد می شد) که راستش را بخواهید خیلی باحال بود و چون خودم تجربه اش کرده ام (هم از طریق هدست انجام می شد و هم از طریق کینکت)، در نسل هفتم جذابیت خاصی داشت که هوش مصنوعی درون بازی دستور شما را به ۶ زبان می فهمید و انجام می داد. البته گاها هم مشکلاتی وجود داشت و مثلا باید کلمات را خیلی درست و دقیق می گفتید تا آن ها انجام دهند ولی به هر خیلی خلاقانه بود.

خاص ترین نکته این بازی امکان دادن دستور صوتی با ۶ زبان دنیا به یاران همراهتان در بازی که هوش مصنوعی هستند، بود و آن ها می توانستند این پیام ها را شناسایی کنند و دستور شما را انجام دهند (از این قابلیت با نام تکنولوژی innovative artificial intelligence یاد می شد) که راستش را بخواهید خیلی باحال بود، چون خودم تجربه اش کرده ام 

وقایع داستان بازی در سال ۲۰۸۰ در توکیو رقم می خورد که زمین بر اثر بالا رفتن گرمای جهانی در معرض نابودی قرار گرفته و خیلی از جمعیت دنیا مرده اند و شهرها نابود شده اند و دولتمردان کشورهای مختلف نیز شهرهایی جدید را بر روی شهر های قدیمی نابود شده و بالاتر از سطح دریا ساخته اند تا مقداری شرایط بهتر شود. این شرایط اکثریت نیروی کار دنیا را روبات های انسانی انجام می دهند که بخش عظیمی و بهتر است بگویم همه آنها در اختیار شرکتی به نام برگن هستند که یک رقیب در ژاپن به نام شرکت آمادا دارد. با پیشرفت وحشتناک روبات ها و نگرانی مردم دنیا از به وجود آمدن روبات هایی با نام “Hollow Children”، کشورهای مختلف دنیا تصمیم می گیرند قوانین جدیدی برای حد و مرز بخشیدن به تحقیقات روباتیک اتخاذ نمایند و گروهی ویژه و قدرتمند نیز تشکیل می شود تا با نقض کننده های این قوانین در دنیا مقابله کنند. این گروه در واقع تیم شما در بازی است که (International Robotics Technology Association (IRTA نام دارد ولی با نام و لقب “Rust Crews” شناخته می شوند.

در نسل هفتم جذابیت خاصی داشت که هوش مصنوعی درون بازی دستور شما را به ۶ زبان می فهمید و انجام می داد. البته گاها هم مشکلاتی وجود داشت و مثلا باید کلمات را خیلی درست و دقیق می گفتید تا آن ها انجام دهند ولی به هر خیلی خلاقانه بود.

Binary Domain (مخصوصا در نسخه رایانه های شخصی) از لحاظ بازخوردها موفقیت آمیز عمل نکرده و نتوانست امتیازاتی که واقعا به خاطر کیفیتش شایسته کسب آن ها بود را دریافت نماید و نهایتا با امتیاز متای ۶۸/۱۰۰ به کار خود پایان داد (متای ۷۲ و ۷۴ بر روی پلی استیشن ۳ و ایکس باکس ۳۶۰) که قطعا این متا در دنیای امروز که بازیبازها به طور عجیب و غریبی چشمشان به متا است، در فروش و موفقیت اقتصادی بازی نیز تاثیرگذار بود و اگر این عنوان را تجربه کرده باشید حتما با من هم عقیده هستید که کیفیت این شوتر سوم شخص خوش ساخت و جذاب و یونیک، خیلی بالاتر از ۶۸ است. در هر صورت زمانی که بخواهیم از عناوینی باکیفیت که به نوعی در حقشان اجحاف شده یاد کنیم، بایستی از Binary Domain نیز نام ببریم و این عنوان در لیست ما از “Underrated ترین عناوین تاریخ بازی های رایانه ای” در جایگاه بیست و یکم قرار می گیرد.

۲۰ – Folklore

Folklore

سازنده بازی: Game Republic

ناشر بازی: Sony Computer Entertainment

ژانر: Action role-playing

پلتفرم های مقصد:  PlayStation 3

سال انتشار: ۲۰۰۷

امتیاز متا: ۷۵/۱۰۰

برخی از بازی ها مثل عنوان The Darkness یا عناوین سودا ۵۱ هستند که وقتی به هر ۸ نسل بازی های رایانه ای نگاه می کنیم، می بینیم که مانند آن ها نداریم و این بازی ها شدیدا خاص هستند. البته حتما این خاص بودن دلیلی بر این نیست که حتما شاهکار بوده باشند ولی خب آنقدر خاص هستند که مانندشان وجود ندارد. سودا ۵۱ واقعا از همین قبیل سازنده هاست و این مرد که به هیچ وجه از ریسک نمی ترسد، هر بار عنوان جدیدی با سبک جدید می سازد و هر چه دلش میخواهد در آن پیاده می کند و بازی هایش شدیدا خاص هستند و دیوانگی وی را در جای جای خود دارند، میخواد Lollipop Chainsaw باشد یا Killer is Dead یا … اما در این بخش از لیست ما صحبت از عناوین این سازنده نیست و تنها نکته مشابهی که بازی مورد نظر ما با بازی های گفته شده دارد، شدیدا خاص بودن آن است به طوری که وقتی آن را تجربه کنید کاملا این حس به شما دست می دهد که “عنوانی را تجربه کردم که مثل آن ندیده ام و احتمالا هم نخواهم دید.” نام این بازی Folklore است و بی شک یکی از خاص ترین بازی های تاریخ و زیباترین انحصاری های پلی استیشن ۳ است. بازی Folklore عنوانیست در ژانر اکشن نقش آفرینی که توسط استودیو فقید گیم ریپابلیک ساخته شد و در سال ۲۰۰۷ توسط کمپانی سونی به صورت انحصاری برای پلی استیشن ۳ منتشر گزدید. Folklore یک اکشن نقش آفرینی فوق العاده خاص و زیبا بود که دلیل اصلی این خاص بودن در مبارزات بازی و همینطور دنیای عجیب آن بود. مبارزات بازی بر قابلیت Six Axis کنترلر پلی استیشن ۳ تاکید زیادی داشتند و کنترل مبارزات در ابتدا برای بازیباز بسیار سخت به نظر می رسید. زیرا که بعد از مبارزه باید در انتها روح دشمن را بیرون می کشیدید که برای این کار باید بارها و بارها کنترلر را به شکل های مختلف تکان می دادید تا نهایتا روح وی جدا شود و شکست بخورد. حالا برخی دشمنان که قوی بودند مقاومت زیادی می کردند و باور کنید که برای بیرون کشیدن روح برخی از آنها تمام دستتان درد می گرفت و کلی طول می کشید تا بخواهید روح آنها را بیرون بکشید.

جالبه که تقریبا تمامی بازی هایی که توی این جور لیست ها و مقالات ۱۰ برتر “بازی های باکیفیتی که بهشون توجه نشده” و Underrated ها و … می نویسم خودم تقریبا همه رو بازی کردم!! می دونید یعنی چی؟ یعنی متا کشک… تا خود آدم هست متا کیلو چنده؟!

نکته جالب اینجا بود که حملات شما هم در بازی با همین روح ها بود. یعنی دشمنانی که روح آنها را می گرفتید را باید به انتخاب و سلیقه خود بر روی دکمه های کنترل تنظیم می کردید و هنگامی که آن دکمه را در مبارزه فشار می دادید روح آن دشمن بیرون می آمد و به روش مبارزه آن دشمن، به دیگران ضربه می زد. روح های دشمنان کوچکتر حملات سریعی داشتند و فعال کردن یکی دوتا از آنها برای مبارزات همیشه حیاتی بود. روح دشمنان قوی تر ضربات کند ولی مرگباری داشتند که البته نمی توانستید هر چقدر می خواهید پشت سرهم از همه این حملات استفاده کنید و قوانین خاصی برای این کار وجود داشت.  خیلی عجیب است که یک بازی “انحصاری پلی استیشن” باشد و شاید ۹۵ درصد کسانی که پلی استیشن دارند حتی نامش را نیز نشنیده باشند. استودیو گیم ریپابلیک سازنده بسیار خاصی بود و عناوینی مثل Genji: Dawn of the Samurai ،Folklore ،Knights Contract و همینطور Majin and the Forsaken Kingdom را در کارنامه خود داشت اما متاسفانه نهایتا Knights Contract آخرین بازی آنها بود و سپس این استودیو  برای همیشه به تاریخ پیوست و برای من که هر ۴ بازی اش را تجربه کرده ام و خیلی هم به آنها تعلق خاطر دارمٰ تا همیشه محبوب خواهد بود.

خیلی عجیب است که یک بازی “انحصاری پلی استیشن” باشد و شاید ۹۵ درصد کسانی که پلی استیشن دارند حتی نامش را نیز نشنیده باشند. استودیو گیم ریپابلیک سازنده بسیار خاصی بود و عناوینی مثل Genji: Dawn of the Samurai ،Folklore ،Knights Contract و همینطور Majin and the Forsaken Kingdom را در کارنامه خود داشت اما متاسفانه نهایتا Knights Contract آخرین بازی آنها بود و سپس این استودیو  برای همیشه به تاریخ پیوست و برای من که هر ۴ بازی اش را تجربه کرده ام و خیلی هم به آنها تعلق خاطر دارمٰ تا همیشه محبوب خواهد بود.

Folklore یک بازی به معنای واقعی خاص و یونیک بود که هنوز هم عنوانی را شبیهش نداریم و از نظر نحوه مبارزات و نوع فضاسازی، بسیار خلاقانه و جذاب عمل کرده بود (البته مشکلاتی با کنترلر در برخی مبارزات داشتیم) اما همین زیادی خاص بودن باعث دردسر آن شد و Folklore از لحاظ بازخوردها و امتیازات با این که تقریبا خوب و موفق عمل کرد ولی حقش بیشتر از امتیاز متای ۷۵/۱۰۰ بود که دریافت نمود و به راحتی می شد آن را در سطح یک بازی با امتیاز ۸ قلمداد کرد. قطعا همین امتیازات در فروش و موفقیت اقتصادی بازی نیز تاثیرگذار بودند و بازی Folklore با بی مهری منتقدین تبدیل به یک فرنچایز ادامه دار نشد و بعدها نیز استودیو گیم ریپابلیک تعطیل شد که شاید کسی باور نکند که گاهی همین نمره ها و مقداری بالاتر و پایین تر، می تواند سرنوشت یک تیم بزرگ را رقم بزند و به همین دلیل است که منتقد باید خیلی با شرافت رفتار کرده و اصالت قلمش را حفظ نماید. مبارزات بازی بی نهایت خاص و عجیب بود (به خاطر نوع مبارزات عجیبش خیلی از منتقدان از آن نمره کم کردند) و در ابتدا شاید اصلا خوشایند به نظر نمی رسیدند ولی وقتی که قلق آنها را یاد می گرفتید بازی برایتان بسیار جذاب می شد و از زیبایی دنیای آن و تنوع روح ها و حملات و قدرت های مختلف آن لذت می بردید. دنیای بازی خیلی عجیب و غمگین بود و طراحی دشمنان ان هم بسیار منحصر به فرد بود. در بازی دو شخصیت قابل بازی وجود داشتند که در طول بازی با هم عوض می شدند و باید با هر دو بازی می کردید. بدون شک زمانی که بخواهیم از عناوینی باکیفیت که متاسفانه امتیازاتشان در حد کیفیتشان نبوده یا Underrated قلمداد می شوند، یاد کنیم، بایستی از Folklore نیز نام ببریم و این عنوان در لیست ما از “Underrated ترین عناوین تاریخ بازی های رایانه ای” در جایگاه بیستم قرار می گیرد.

۱۹ –  Alpha Protocol

Alpha Protocol

سازنده بازی: Obsidian Entertainment

ناشر بازی:  Sega

ژانر:  Action-RPG

پلتفرم های مقصد: PlayStation 3, Xbox 360, Microsoft Windows

سال انتشار:  ۲۰۱۰

امتیاز متا:  ۷۲/۱۰۰

این  Obsidian Entertainment (که اخیرا مایکروسافت آن را خریدار کرد و کار درستی هم کرد و انتخاب خوبی بود) استودیوی عحیبی است و گاهی بازی ضعیف و معمولی می سازد، گاهی شاهکاری مثل فال آوت نیووگاس می سازد و گاهی هم یک بازی خیلی عالی می سازد که چندان محبوب و موق نمی شود، دقیقا مثل Alpha Protocol. عنوانی که اگر بخواهم در موردش حسم را بیان کنم باید بگویم “یک جوری” بود! یک جور خاص که با این که اصلا گرافیک خیلی بالایی نداشت و ضعف هایی داشت ولی شما را پای خود می نشاند و اگر کمی آن را بازی می کردید حتما آن را به پایان می رساندید. بازی یک جادو و یک حالت عجیب و یونیکی داشت (دقیقا مثل فال آوت نیووگاس ولی در ابعاد خیلی پایین تر) که شبیه به دیگر بازی ها نبود و “اگر” نقش آفرینی باز بودید قطعا آن را خیلی دوست داشتید و اصطلاحا بهتان می چسبید! بگذارید تا ابتدا مقداری این بازی را معرفی کنیم زیرا مطمئنم الان اکثر شما فقط دارید می گویید “این دیگه چه باریه؟ کجا بوده اصلا؟ چرا من ندیدیمش با این که نقش آفرینی دوست دارم؟!” بازی Alpha Protocol عنوانیست در ژانر اکشن نقش آفرینی که توسط استودیو Obsidian Entertainment ساخته شد و در سال ۲۰۱۰ توسط کمپانی سگا برای پلتفرم های پلی استیشن ۳، ایکس باکس ۳۶۰ و رایانه های شخصی منتشر گزدید.

عنوانی که اگر بخواهم در موردش حسم را بیان کنم باید بگویم “یک جوری” بود! یک جور خاص که با این که اصلا گرافیک خیلی بالایی نداشت و ضعف هایی داشت ولی شما را پای خود می نشاند و اگر کمی آن را بازی می کردید حتما آن را به پایان می رساندید. بازی یک جادو و یک حالت عجیب و یونیکی داشت که شبیه به دیگر بازی ها نبود و “اگر” نقش آفرینی باز بودید قطعا آن را خیلی دوست داشتید و اصطلاحا بهتان می چسبید!

شما در بازی در نقش شخصیتی به نام Michael Thorton قرار می گیرید که ماموری جدید برای یک آژانس مخفی ایالات متحده است که این آژانس دسترسی نامحدود به تمامی منابع دارد و شخصیت اصلی ماموریت های محرمانه و مخفی را از طرف دولت آمریکا انجام می دهد. مهم ترین هدف وی پرده برداشتن از راز یک توطئه بزرگ جهانی است که سبب جنگی بزرگ خواهد شد و شما باید مانع آن شوید، ولی در این راه اتفاقات زیاد و متنوعی رقم می خورد که مخصوصا با توجه به چندشاخه شدن داستان، جذابیت بالایی دارد. در طول بازی شما تعداد بسیار زیادی تصمیمات مختلف را باید اتخاذ می کردید که هر کدام بر روی روند داستان تاثیرگذار بوده و آن را تغییر می دادند که این موضوع ارزش تکرار را نیز بالا برده بود. Alpha Protocol عنوانی بود که خیلی حیف شد و خیلی در حقش بی مهری صورت گرفت و از لحاظ بازخوردها و امتیازات به هیچ وجه در سطحی که شایسته اش بود تقدیر نشد و با بی رحمی و تنگ نظری منتقدین یا به دلایلی دیگر که ما از آن خبر نداریم، نتوانست امتیازاتی که واقعا به خاطر کیفیتش شایسته کسب آن ها بود را دریافت نماید و نهایتا با امتیاز متای ۷۲/۱۰۰ (البته نسخه های کنسولی متای ۶۴ و ۶۳ گرفتند) به کار خود پایان داد که تقریبا پرونده این نام را برای همیشه بست، در حالی که شاهد یک نقش آفرینی بسیار خاص و دارای پتانسل بالا بودیم. ما در گیمفا این چنین عناوینی را برای شما معرفی می کنیم تا اگر احیانا به خاطر متا سراغشان نرفته اید بدانید که متای این بازی ها هرگز بیانگر کیفیتشان نیست.

در طول بازی شما تعداد بسیار زیادی تصمیمات مختلف را باید اتخاذ می کردید که هر کدام بر روی روند داستان تاثیرگذار بوده و آن را تغییر می دادند که این موضوع ارزش تکرار را نیز بالا برده بود. در گیم پلی بازی شما می توانستید با استفاده از سلاح های گرم مختلف، گجت ها، هنرهای رزمی و همینطور مخفی کاری دشمنان را از سر راه خود بردارید که تنوع بالایی به گیم پلی بازی می بخشید و آن را جذاب و متنوع می کرد.

در گیم پلی بازی شما می توانستید با استفاده از سلاح های گرم مختلف، گجت ها، هنرهای رزمی و همینطور مخفی کاری دشمنان را از سر راه خود بردارید که تنوع بالایی به گیم پلی بازی می بخشید و آن را جذاب و متنوع می کرد. در بازی قابلیت های شخصی سازی مختلفی نیز وجود داشت که عمق بیشتری به بازی می بخشید و همینطور یک سیستم انتخاب دیالوگ ۳ شاخه که بر اساس لحن صحبت و جواب دادن بود، وجود داشت که باید از آن ها در موقعیت ها و تصمیمات مختلف استفاده می کردید. در نهایت باید بگویم بدون شک زمانی که بخواهیم از عناوینی که به نوعی در حقشان اجحاف شده یاد کنیم، بایستی از Alpha Protocol نیز نام ببریم و این عنوان در لیست ما از “Underrated ترین عناوین تاریخ بازی های رایانه ای” در جایگاه نوزدهم قرار می گیرد.

۱۸ –  Brutal Legend

Brutal Legend

سازنده بازی:Double Fine Productions

ناشر بازی:  Electronic Arts

ژانر:  Action-Adventure, Real-time strategy

پلتفرم های مقصد: Xbox 360, PlayStation 3, Microsoft Windows, Linux, Macintosh operating systems

سال انتشار:  ۲۰۰۹

امتیاز متا:  ۸۰/۱۰۰

از Brutal Legend خاطرات بی نظیری دارم. البته هر کسی که عاشق موسیقی متال و راک باشد و گیمر هم باشد قطعا مثل من چنین حسی را به بازی Brutal Legend دارد زیرا خیلی کم پیش می اید یک بازی به دو حوزه مورد علاقه یک نفر با هم بپردازد آن هم حوزه ای که یکی از آنها خیلی خیلی “خاص” است و مخاطبانش اصلا و ابدا عامه مردم نیستند. Brutal Legend به بهترین شکل دنیای موسیقی راک و هوی متال را با دنیای گیم ترکیب کرد و یک اکشن ماجرایی با المان های استراتژی ساخت که فوق العاده برای هر شخصی که دنبال یک بازی باکیفیت این سبک می گردد لذتبخش بود و این لذت برای عاشقان موسیقی متال چند برابر بود زیرا بزرگان و خدایان متال را در این بازی می دیدیم و ذوق می کردیم. کدام “متال باز”ی است که دوست نداشته باشد در قالب جک بلک قرار بگیرد و پروتاگونیست بازی اش او باشد؟ کدام متال هدی است که از دیدن “شاهزاده تاریکی” یعنی آزی آزبورن در بازی شگفت زده نشود واز این که باید برای ارتقا و اسپورت کردن ماشینش با او حرف بزند و صحبت هایش را با صدای خود آزی بشنود ذوق نکند؟ کدام عشق متالی است که از ریسینگ و مسابقه دادن با برایان جانسون افسانه ای ACDC کیف نکند؟!

خیلی کم پیش می اید یک بازی به دو حوزه مورد علاقه یک نفر با هم بپردازد آن هم حوزه ای که یکی از آنها خیلی خیلی “خاص” است و مخاطبانش اصلا و ابدا عامه مردم نیستند. Brutal Legend به بهترین شکل دنیای موسیقی راک و هوی متال را با دنیای گیم ترکیب کرد و یک اکشن ماجرایی با المان های استراتژی ساخت که فوق العاده برای هر شخصی که دنبال یک بازی باکیفیت این سبک می گردد لذتبخش بود و این لذت برای عاشقان موسیقی متال چند برابر بود زیرا بزرگان و خدایان متال را در این بازی می دیدیم و ذوق می کردیم

البته این را هم بدانید که اگر اصلا علاقه ای به متال هم نداشته باشید و عاشق اکشن ماجرایی با المان های استراتژی (که سبک خیلی کمیابی است) باشید باز هم Brutal Legend یکی از خاص ترین و جذاب ترین بازی هاست. بگذارید تا این بازی را برای کسانی که زیاد آن را نمی شناسند معرفی کنیم. بازی Brutal Legend عنوانیست در ژانر اکشن ماجرایی و استراتژی همزمان که توسط استودیو دابل فاین و تیم شیفر دوست داشتنی ساخته شد و در سال ۲۰۰۹ توسط کمپانی Electronic Arts برای پلتفرم های پلی استیشن ۳، ایکس باکس ۳۶۰ و رایانه های شخصی (ویندوز و لینوکس و مک) منتشر گردید. Brutal Legend از لحاظ بازخوردها و امتیازات عالی عمل کرد و قاعدتا نمی شود عنوانی با متای ۸۰ را خیلی در زمره بازی هایی که در حقشان نامردی شده قرار داد ولی نکته در مورد Brutal Legend این است که به خاطر خاص بودن و پرداختن به موسیقی راک و متال، خیلی از ببازیبازها آن را نخریدند و به این ترتیب از طرف بازیبازها بود که Brutal Legend تبدیل به یک بازی Underrated شد و دیگر ادامه ای از آن ندیدیم.

این هدبنگرهای عزیز و عشق متال رو باید با موسیقی های خفن با خودمون همراه می کردیم تا به خدمت ما در بیان و یه ضرب هد بزنن و کار کنن!! یادش بخیر.. کنسرت هم میذاشتیم توی بازی!!

تازه خود امتیاز متای بازی هم به راحتی می توانست بین ۸۵ تا ۸۸ باشد زیرا از همه نظر این بازی فوق العاده بود، ولی.. ولی این فوق العاده بودن برای قشر خاص علاقمند به راک و متال بود که شخصیت های بازی را می شناختند و با فضاهای موسیقی های متال و راک اشنا بودند و خلاصه با Head ردن کاملا اوکی بودند. این قشر هم که همواره در همه جای دنیا تعدادشان نسبت به علاقمندان پاپ و .. خیلی کمتر است و قشر خاص و خفن هستند، پس بازی مورد استقبال همه بازیبازها قرار نگرفت و با متای ۸۰ و ۸۲ و ۸۳، دیگر هیچ وقت نامش را دوباره نشنیدیم، اما عجب بازی بود لعنتی!! بازی Brutal Legend عنوانی بود که بیشتر از سمت بازیبازان Underrated شد تا منتقدین و متاسفانه هرگز در حد شایستگی و امتیازش فروش نکرد. ولی به شما می گویم که اگر ذره ای اهل موسیقی راک و متال هستید ابدا و ابدا این بازی را از دست ندهید زیرا گرافیک اصلا برای این بازی مهم نیست در مقایسه با لذتی که با موسیقی و فضاسازی می برید. شکی نیست که وقتی بخواهیم از عناوینی باکیفیتی که Underrated هستند، یاد کنیم، بایستی از Brutal Legend نیز نام ببریم و این عنوان در لیست ما از “Underrated ترین عناوین تاریخ بازی های رایانه ای” در جایگاه هجدهم قرار می گیرد.

۱۷ –  Singularity

Singularity

سازنده بازی: Raven Software

ناشر بازی:  Activision

ژانر:  First Person Shooter ,Horror

پلتفرم های مقصد: Microsoft Windows, PlayStation 3 و Xbox 360

سال انتشار:  ۲۰۱۰

امتیاز متا:  ۷۷/۱۰۰

Singularity نیز از همان عناوینی بود که متای آن غلط انداز بود و کیفیت بازی در مجموع بسیار بهتر از متای آن بود. نکته اصلی جذابیت بازی مکانیک کنترل زمان در آن بود که به بهترین شکل در بازی قرار داده شده بود و استفاده از هآن برای کارهایی مثل پیر کردن و کشتن دشمنان و … بسیار لذتبخش و جذاب بود. در واقع  ارزشی که Singularity دارد، از نمره های خوب آن بیشتر است، زیرا که یک بازی خاص است، یک شوتر اول شخص با المان های کنترل زمان و جابجایی در زمان که آن را از بسیاری از عناوین هم سبک خود متمایز کرده است و حال وهوای جذابی به بازی بخشیده است که در کنار جو و داستان تاریک بازی، ترکیب لذتبخشی را پدید آورده اند. بگذارید تا ابتدا به معرفی این بازی بپردازیم. بازی Singularity عنوانیست در ژانر شوتر اول شخص و تا حدودی وحشت بقا که توسط  Raven Software ساخته شد و در سال ۲۰۱۰ توسط کمپانی اکتیویژن برای پلتفرم های پلی استیشن ۳، ایکس باکس ۳۶۰ و رایانه های شخصی منتشر گزدید. Singularity هرگز عنوانی مانند دیگر شوترها نیست، زیرا با مکانیک کنترل زمان که در بازی در اختیار دارید و با ترکیب آن با سلاح های مختلف می توانید لذت ناب یک بازی خوش ساخت را از این عنوان کسب نموده و مبارزات بسیار جذابی را با دشمنان مخوف و قدرتمند بازی تجربه نمایید. مخصوصا این که با خوش ذوقی سازندگان، یک تم ظریف و جذاب وحشت بقا نیز در بازی قرار داده شده است که آن را هیجان انگیز تر از حالت عادی کرده و لحظاتی در بازی وجود دارند که واقعا جا می خورید و می ترسید. در مورد سازنده این بازی شاید خیلی از شما اطلاعاتی نداشته باشید و آن را نشناسید.

داستان و روایت جذاب، محیط های خفقان آور و مناسب با جو بازی، گیم پلی و مبارزات بسیار لذتبخش با ترکیب سلاح های گوناگون و دستگاه کنترل زمان، دشمنان قدرتمند و مخوف و وجود یک تم ظریف و مناسب از وحشت بقا در لایه زیرین بازی، همگی سبب خلق یک شوتر خوش ساخت و هیجان انگیز شده اند که دستگاه کنترل زمان آن را بسیار خاص و جذاب کرده است.

لازم است بدانید استودیو Raven Software مسئول ساخت بخش های چند نفره و مولتی پلیر و برخی از دی ال سی ها و بخش زامبی تقریبا تمامی عناوین کال او دیوتی از زمان  Call of Duty: Black Ops در سال ۲۰۱۰ تا کنون است و حتی بخش چند نفره بازی Call of Duty: WWII نیز توسط این استودیو ساخته شده است. همچنین این شرکت بازی های دیگری مثل Marvel: Ultimate Alliance و  X-Men Origins: Wolverine و X-Men Legends و Quake 4 و Wolfenstein (سال ۲۰۰۹) را نیز تا به امروز ساخته و منتشر کرده است. Singularity دارای نقاط قوت بسیاری است که سبب شده اند نقاط ضعف آن کم رنگ تر شوند و خاطره خوبی از این عنوان برای بازیباز باقی بماند. داستان و روایت جذاب بر پایه تغییر اتفاقات گذشته با سفر در زمان و پایان بندی و نتیجه گیری قبل قبول، محیط های خفقان آور و مناسب با جو بازی، گیم پلی و مبارزات بسیار لذتبخش و هیجان انگیز با ترکیب سلاح های گوناگون و دستگاه کنترل زمان که هیجانی بی نظیر به بازی بخشیده است، دشمنان قدرتمند و مخوف و وجود یک تم ظریف و مناسب از وحشت بقا در لایه زیرین بازی، همگی سبب خلق یک شوتر خوش ساخت و هیجان انگیز شده اند که دستگاه کنترل زمان آن را بسیار خاص و جذاب کرده است.

 Singularity هرگز عنوانی مانند دیگر شوترها نیست، زیرا با مکانیک کنترل زمان که در بازی در اختیار دارید و با ترکیب آن با سلاح های مختلف می توانید لذت ناب یک بازی خوش ساخت را از این عنوان کسب نموده و مبارزات بسیار جذابی را با دشمنان مخوف و قدرتمند بازی تجربه نمایید. مخصوصا این که با خوش ذوقی سازندگان، یک تم ظریف و جذاب وحشت بقا نیز در بازی قرار داده شده است که آن را هیجان انگیز تر از حالت عادی کرده و لحظاتی در بازی وجود دارند که واقعا جا می خورید و می ترسید.

Singularity با این که نقدهای مثبت و تقریبا مناسبی را دریافت نمود ولی در کل نتوانست امتیازی که واقعا به خاطر کیفیتش شایسته کسب آن بود را دریافت نماید و نهایتا با امتیاز متای ۷۷/۱۰۰ به کار خود پایان داد که قطعا این متا در دنیای امروز که بازیبازها به طور عجیب و غریبی متاپرست هستند، در فروش و موفقیت اقتصادی بازی نیز تاثیرگذار بوده و از بازی Singularity هرگز در حد شایستگی اش تقدیر نشد.  اگر احیانا به خاطر متا سراغ Singularity نرفته اید بدانید که امتیاز این بازی در بدترین حالت باید بالای ۸ باشد. البته توجه داشته باشید که Singularity به هیچ عنوان بازی بی نقصی نیست و قطعا ایراداتی مانند شخصیت های نه چندان پرداخت شده، گرافیک کهنه و رنگ و رو رفته و بخش چند نفره سطحی دارد، اما نقاط قوت پرتعداد آن، بسیاری از معایب را می پوشانند و سبب می شوند تا یک تجربه لذتبخش در یک داستان و دنیای تاریک برای شما رقم بخورد و عنوانی را تجربه نمایید که وقنی آن را به پایان می رسانید، از وقتی که برای آن گذاشته اید راضی هستید و می گویید که ارزشش را داشته است. تردیدی وجود ندارد که وقتی می خواهیم از عناوینی که به نوعی در حقشان اجحاف شده یاد کنیم، بایستی از Singularity نیز نام ببریم و این عنوان در لیست ما از “Underrated ترین عناوین تاریخ بازی های رایانه ای” در جایگاه هفدهم قرار می گیرد و مطمئن باشید که هنوز هم کاملا ارزش دارد که به نسل هفتم بازگردید و این شوتر اول شخص عالی را تجربه نمایید.

۱۶ –  Heavenly Sword

heavenly-sword-cover

Heavenly Sword

سازنده بازی: Ninja Theory

ناشر بازی:  Sony

ژانر:  Hack and Slash

پلتفرم های مقصد: Playstation 3

سال انتشار:  ۲۰۰۷

امتیاز متا:  ۷۹/۱۰۰

نینجا تئوری لایق کلمه “خفن” است! واقعا این سازنده اصلا بلد نیست بازی بد بسازد و اگر شاهکاری مثل هل بلید هم نسازد لااقل عناوینی بسیار عالی مثل Enslaved و Heavenly و DMC را می سازد که واقعا جذاب و لذتبخش هستند و اتفاقا دوتایشان هم در این لیست حضور دارند و در حقشان مقداری کم لطفی شده است. در این شماره از لیست هم نوبت Heavenly Sword است. این بازی عنوانیست در ژانر اکشن ماجرایی و هک اند اسلش که توسط استودیو خوشنام Ninja Theory که تک تک بای هایش خاص و جذاب و بسیار پرداخت شده هستند، ساخته شد و در سال ۲۰۰۷ توسط کمپانی سونی به طور انحصاری برای پلی استیشن ۳ منتشر گزدید. این بازی به خدی خوش ساخت و جذاب بود که اگر بخواهیم از عناوین انحصاری به یاد ماندنی کنسول پلی استیشن ۳ نام ببریم قطعا یکی از این عناوین بازی Heavenly Sword است که هر شخصی آن را تجربه کرده باشد تا همیشه و همواره نام آن، داستان آن، شخصیت های آن و روند بازی را به خاطر خواهد داشت زیرا یک بازی صمیمی و دوست داشتنی است. بازی از تمام جهات بسیار عالی عمل کرده بود و از جلوه های گرافیکی زیبا و منحصر به فرد تا گیم پلی بسیار سریع و پر از انواع و اقسام حملات مختلف، همه در بازی حضور داشتند و تجربه یک بازی لذتبخش را به بازیباز اعطا می کردند. مبارزات در بازی به واقع لذت بخش و جذاب هستند و آن قدر متنوع و هیجان انگیز طراحی شده اند که همیشه از خدایتان است تا چندین دشمن به جای یکی دو نفر در اطرافتان باشند تا با ناریکوی قدرتمند و دوست داشتنی، آن ها را با انواع و اقسام ضربات سریع و برق اسا قلع و قمع کنید و زنجیره ای فوق العاده از حملات و کمبوهای به هم پیوسته را پدید آورید.

اگر بخواهیم در طول تاریخ بازی های رایانه ای از عناوینی نام ببریم که امتیاز متای انها به هیچ وجه بیانگر لذت و کیفیت ان ها نیست و کاملا در حق انها کم لطفی شده است، Heavenly Sword نیز قطعا یکی از این عناوین است که به وضوح وقتی آن را تجربه می کنید و سپس به امتیاز متای آن که ۷۹ است نگاه می کنید کاملا متعجب می شوید. متای ۷۹ بیانگر یک بازی خوب است، اما Heavenly Sword اصلا تنها یک بازی خوب نیست. یک عنوان فوق العاده زیبا و عالی و یکی از برترین عناوین انحصاری در نسل هفتم است  

در لحظاتی از بازی نیز شما کنترل دختری که مانند خواهر کوچک ناریکو است به نام kai را بر عهده می‎گیرید که تنوع خوبی به بازی می بخشد. با این که Heavenly Sword یکی از بهترین عناوین هک اند اسلشی است که تاکنون خلق شده و مبارزات بی نظیری داشت ولی از لحاظ بازخوردها و امتیازات به هیچ وجه در سطحی که شایسته اش بود تقدیر نشد و نتوانست امتیازاتی که شایسته کسب آن ها بود را دریافت نماید و نهایتا با امتیاز متای ۷۹/۱۰۰ به کار خود پایان داد که با این که امتیاز خوبی است ولی هر کسی که این عنوان را تجربه کرده است خوب می داند که حق این عنوان نمره ۸٫۵ است و واقعا در زمان خودش یک بازی از همه نظر معرکه بود. اما نهایتا همین امتیاز متای ۷۹ در موفقیت اقتصادی بازی نیز تاثیرگذار بود و بازی Heavenly Sword به نوعی با بی عدالتی و بی رحمی صنعت امروز بازی های رایانه ای روبرو شد تا دیگر نامش برای نسخه ای دیگر نشنویم. داستان Heavenly Sword همانطور که می دانید و بارها به آن اشاره شده است و حتی انیمیشن زیبایش هم ساخته شده است، حول محور دختری به نام ناریکو می‎چرخد و دغدغه‎ها و سختی‎هایی که وی برای حفظ میراثی ارزشمند به نام “شمشیر بهشتی” برای جلوگیری از افتادن آن به دست پادشاهی شیطان صفت متحمل می‎شود را دنبال می‎کند و شما نیز باید در این مسیر او را یاری کنید. ناریکو دختری بسیار قدرتمند، با اراده و مهربان است که مسئولیت بسیار سنگینی را بر دوش خود می‎بیند ولی ذره‎ای نیز پا پس نمی‎کشد و تا پای جان برای انجام صحیح این مسئولیت و ماموریت تلاش می‎کند و می‎جنگد.

نینجا تئوری لایق کلمه “خفن” است! واقعا این سازنده اصلا بلد نیست بازی بد بسازد و اگر شاهکاری مثل هل بلید هم نسازد لااقل عناوینی بسیار عالی مثل Enslaved و Heavenly و DMC را می سازد که واقعا جذاب و لذتبخش هستند و اتفاقا دوتایشان هم در این لیست حضور دارند و در حقشان مقداری کم لطفی شده است.

بدون شک یکی از عوامل اصلی زیبایی بازی Heavenly Sword، برخی از شخصیت های آن بودند که بار سنگینی را در داستان بازی به دوش می کشیدند. “شخصیت‎پردازی‎های بازی به خصوص در مورد چند شخصیت اصلی آن فوق‎العاده است و این شخصیت‎پردازی عالی سبب هر چه بیشتر جذاب شدن داستان نیز شده است. آنتاگونیست و نقش منفی اصلی این عنوان پادشاهی است که کاملا روح خود را به شیطان تقدیم کرده و قصد دارد تا با هر روشی و متوسل شدن به هر نوع ظلمی، شمشیر بهشتی را از دست قهرمان اصلی بازی که ناریکو نام دارد برباید. این پادشاه شیطان صفت که وی را در بازی با نام King Bohan می شناسیم بدون هیچ شک و شبهه ای بهترین و جذابترین شخصیت بازی است. اگر بخواهیم در طول تاریخ بازی های رایانه ای از عناوینی نام ببریم که امتیاز متای انها به هیچ وجه بیانگر لذت و کیفیت ان ها نیست و کاملا در حق انها کم لطفی شده است، Heavenly Sword نیز قطعا یکی از این عناوین در کنار بازی هایی مثل Lords of The Fallen و … است که به وضوح وقتی آن را تجربه می کنید و سپس به امتیاز متای آن که ۷۹ است نگاه می کنید کاملا متعجب می شوید. متای ۷۹ بیانگر یک بازی خوب است، اما Heavenly Sword اصلا تنها یک بازی خوب نیست. یک عنوان فوق العاده زیبا و عالی و یکی از برترین عناوین انحصاری در نسل هفتم است که برای کنسول پلی استیشن ۳ منتشر گردیده است و این را از تک تک کسانی که این بازی را تجربه کرده اند می توان شنید. زمانی که بخواهیم از عناوینی باکیفیت که Underrated قلمداد می شوند، یاد کنیم، بایستی از Heavenly Sword نیز نام ببریم و این عنوان در لیست ما از “Underrated ترین عناوین تاریخ بازی های رایانه ای” در جایگاه شانزدهم قرار می گیرد.

۱۵ –  Alice: Madness Returns

Alice: Madness Returns

سازنده بازی: Spicy Horse

ناشر بازی: Electronic Arts

ژانر:  Action-Adventure

پلتفرم های مقصد:  PlayStation 3, Xbox 360, Microsoft Windows

سال انتشار:  ۲۰۱۱

امتیاز متا:  ۷۵/۱۰۰

همین ابتدا می گویم که شک نکنید که هنوز هم کاملا ارزش دارد که به نسل هفتم بازگردید و بازی قرار گرفته در این شماره از لیست ما یعنی Alice: Madness Returns را که در حقش زیادی اجحاف شده تجربه نمایید چرا که چنین بازی هایی به این صورت نیستند که هر سال ۱۰ عدد مثل آن ها منتشر شود و جای هم را بگیرند و قبلی ها از یاد بروند، بلکه این مدل عناوین شاید در یک نسل ۲ یا ۳ عدد بیشتر نباشند که این چنین خاص باشند. Alice: Madness Returns عنوانی است که ارزش بالایش از نمره های آن خیلی بیشتر است زیرا که عنوانی خاص است. این بازی یک اکشن ماجرایی مانند بقیه بازی ها نیست بلکه یک بازی با المان هایی است که تا حد زیادی آن را از هر بازی دیگری در سبک خود متمایز کرده است و حال و هوای منحصر به فردی به بازی بخشیده است و بدون شک در زمره بازی هایی قرار می گیرد که اگر آن را تجربه کرده باشید هیچ گاه از یادتان نخواهد رفت و گیم پلی و داستان خاص بازی را به یاد خواهید داشت. بازی Alice: Madness Returns عنوانیست در ژانر اکشن ماجرایی که توسط استودیو Spicy Horse ساخته شد و در سال ۲۰۱۱ توسط کمپانی Electronic Arts برای پلتفرم های پلی استیشن ۳ و ایکس باکس ۳۶۰ منتشر گزدید. نخستین نکته ای که در مورد بازی وجود داشت سبک ترکیبی و جالب آن بود که به نوعی می توان از آن به عنوان یک بازی psychological horror action-adventure platform نام برد. Alice: Madness Returns یک ماجراجویی خوش ساخت است که می توان گفت از لحظه اول تا انتها فوق‌العاده سرگرم کننده است و شما را ناامید نمی‌کند. روایت مناسب داستان در دنیایی آشنا که به خوبی تغییر کرده است، شخصیت‌هایی جذاب، دنیایی زیبا و چشم‌نواز به همراه گیم‌پلی و مبارزات هیجان‌انگیز و سرگرم کننده، سبب خلق عنوانی شده‌اند که بی‌شک حیف است تجربه‌ لذت آن را از خود دریغ کنید و حتی اگر آن را بازی نیز کرده باشید، باز هم ارزش دارد که گریزی به نسل هفت یا رایانه شخصی خود بزنیم و یک بار دیگر Alice: Madness Returns را تجربه کنیم و طعم لذت ناب آن را دوباره بچشیم.

این بازی دنباله و نسخه دومی بود بر بازی American McGee’s Alice که در سال ۲۰۰۰ برای پی سی منتشر شده بود. نسخه اول بازی یعنی American McGee’s Alice عنوانی در سطح فوق العاده بود و متای ۸۵ را به همراه امتیازاتی مثل ۹٫۴ از آی جی ان و ۹ را از گیم اینفورمر دریافت نمود و حتی تا سال ۲۰۱۰ بیش از ۱٫۵ میلیون نسخه از آن فروش رفته بود با این که تنها بر روی پلتفرم پی سی قرار داشت

متاسفانه Alice: Madness Returns به هیچ وجه امتیازاتی که در سطح کیفیتش بودند دریافت نکرد و با بی رحمی و تنگ نظری منتقدین یا به هر دلیل دیگری، نهایتا با امتیاز متای ۷۵/۱۰۰ به کار خود پایان داد که این امتیاز شاید برای خیلی از بازی ها عالی هم باشد ولی نه برای این عنوان که یک اکشن ماجرایی “ناب” و بی نهایت جذاب و خوش ساخت بود. Alice: Madness Returns با بی عدالتی صنعت بازی های رایانه ای روبرو شد و هرگز در حد شایستگی اش از آن تقدیر نشد. ولی ما اینجا در گیمفا آن را برای شما معرفی کردیم و نقدش را هم برایتان به رشته تحریر در آوردیم تا اگر احیانا به خاطر متا سراغش نرفته اید بدانید که Alice: Madness Returns شایسته متای خیلی بهتری بوده است. البته توجه داشته باشید که Alice: Madness Returns ابدا بازی بی نقصی نیست و قطعا ایراداتی دارد اما المان های جذابی که در بازی هستند بسیاری از معایب را می پوشانند و سبب می شوند تا یک تجربه فوق العاده لذتبخش در یک داستان و دنیای عجیب و غریب سرزمین عجایب برای شما رقم بخورد. در مورد این عنوان باید گفت علی رغم برخی مشکلات موجود در بازی، Alice: Madness Returns یک اثر عالی و هیجان انگیز است که کاملا ارزش تجربه کردن را داراست و به عنوان یکی از کسانی که این بازی را ۲-۳ بار از زمان عرضه تا به حال تجربه کرده ام باید بگویم که هنوز هم در نسل هشتم وقتی این عنوان را تجربه می کنید چیزی از لذت آن برای شما کم نمی شود و بازی برای شما جذاب باقی می ماند.

Alice: Madness Returns یک ماجراجویی خوش ساخت است که می توان گفت از لحظه اول تا انتها فوق‌العاده سرگرم کننده است و شما را ناامید نمی‌کند. روایت مناسب داستان در دنیایی آشنا که به خوبی تغییر کرده است، شخصیت‌هایی جذاب، دنیایی زیبا و چشم‌نواز به همراه گیم‌پلی و مبارزات هیجان‌انگیز و سرگرم کننده، سبب خلق عنوانی شده‌اند که بی‌شک حیف است تجربه‌ لذت آن را از خود دریغ کنید

لازم به ذکر است که این بازی دنباله و نسخه دومی بود بر بازی American McGee’s Alice که در سال ۲۰۰۰ برای پی سی منتشر شده بود (در سال ۲۰۱۱ و همزمان با انتشار بازی جدید آلیس، پورتی از آن بر روی شبکه های پلی استیشن و ایکس باکس لایو نیز قرار گرفت). نسخه اول بازی یعنی American McGee’s Alice عنوانی در سطح فوق العاده بود و متای ۸۵ را به همراه امتیازاتی مثل ۹٫۴ از آی جی ان و ۹ را از گیم اینفورمر دریافت نمود و حتی تا سال ۲۰۱۰ بیش از ۱٫۵ میلیون نسخه از آن فروش رفته بود با این که تنها بر روی پلتفرم پی سی قرار داشت. به همین دلیل هم وقتی عنوان  Alice: Madness Returns منتشر گردید انتظارات از آن بسیار بالا بود و فوق العاده سخت گیرانه با آن رفتار شد. بازی از ابتدا تا انتها کاملا جذابیت و زیبایی خود را برای شما حفظ می کند و هرگز خسته کننده و تکراری نخواهد شد و حتی ارزش تکرار بالایی را نیز به خاطر وجود کلی آیتم ها و لباس ها و موارد کشف کردنی در بازی، به آن بخشیده است. داستان بازی زیبا و ساده و بی آلایش است و شخصیت های آن با کیفیت خلق شده اند. گیم پلی بازی متنوع و منحصر به فرد است و تجربه کلی بازی هم به یاد ماندنی است و هم بسیار رضایت‎بخش و شیرین. عنوانی که کمتر بازی  می‎تواند حس و جنس تجربه کردن آن را به شما هدیه دهد و البته یکی از عناوینی است که خیلی‎ها آن را از دست داده و می‎دهند، ولی آن ها که آن را پیدا می‎کنند جذب آن می‎شوند و تبدیل به یکی از بازی های جذاب برای آن ها می‎شود، بدون شک زمانی که بخواهیم از عناوینی باکیفیت که در حقشان بی انصافی صورت گرفته یاد کنیم، بایستی از Alice: Madness Returns نیز نام ببریم و این عنوان در لیست ما از “Underrated ترین عناوین تاریخ بازی های رایانه ای” در جایگاه پانزدهم قرار می گیرد.  

۱۴ –  Mirror’s Edge

Mirror’s Edge

سازنده: EA DICE

ناشر:  Electronic Arts

ژانر: Action-adventure, platformer

پلتفرم مقصد:PlayStation 3, Xbox 360 و Microsoft Windows

سال انتشار:  ۲۰۰۸

امتیاز متا: ۸۱/۱۰۰

الکترونیک آرتز برای من یک حس عجیبی دارد و هم عاشقش هستم و عم برای خیلی چیزها از این شرکت بدم می آید. یعنی چیزی بین عشق و نفرت. از طرفی برخی از بهترین خاطراتم با بازی هایی است که اولش علامت EA را می دیدم و از طرفی هم نمی توانم به خاطر بستن ویسرال گیمز و توقف دد اسپیس و.. آن را ببخشم. اما به هر حال این شرکت علی‌رغم کلی رفتار اشتباه در قبال بازیبازان و فرنچایزها و استودیوهایشٰ، خیلی وقت ها ثابت کرده است که کمپانی ریسک پذیری است و ترسی از ساخت آی پی ها جدید و بازی های با سبک خاص و نو نداشته و ندارد. یکی از این فرنچایزها در نسل هفتم حلق گردید و Mirror’s Edge نام داشت. بازی Mirror’s Edge عنوانیست در ژانر اکشن ماجرایی و پلتفرمینگ که توسط استودیو DICE ساخته شد و در سال ۲۰۰۸ در نسل هفتم توسط کمپانی  Electronic Arts برای پلتفرم های PlayStation 3, Xbox 360 و Microsoft Windows منتشر گزدید و تبدیل به یک تجربه موفق برای خالقین بتلفیلد گردید. نکته جالب در مورد این عنوان که بر پایه المان های پلتفرمر و حرکات پارکور قرار داشت آن بود که بازی دارای سبکی بسیار جالب بود که تا به حال عنوانی دقیقا مثل آن وجود نداشت و به همین دلیل هم بسیار مورد توجه منتقدان و بازیبازان قرار گرفت و توجه زیادی را به خود جلب کرد. جلوه های بصری و گرافیک هنری و فنی بازی و همین طور حرکات پارکور در بازی بسیار عالی طراحی شده و هر بازیبازی را شیفته خود می کنند زیرا که تا به حال قبل از آن، چنین عنوانی وجود نداشت و کسی چنین بازی را تجربه نکرده بود. نقطه عطف و اتکای اصلی بازی Mirror’s Edge در درجه اول بر پایه جرکات پارکور بسیار بی نظیر آن و سپس به خاطر جنبه گرافیکی فنی و هنری بسیار زیبای آن است که سبب خلق دنیایی بسیار جذاب در بازی شده است که چه از نمای دور و چه نزدیک، چه از بالای یک آسمان خراش و چه از پنجره یک آپارتمان که به آن بنگرید، زیبایی در طراحی و گرافیک پرزرق و برق و تیز آن را به وضوح می بینید.

Faith دختری سیاه پوش است که برای سفیدی می جنگد. تضادهای بازی در رنگ بندی و کنتراست عالی رنگ قرمز با سفید، در کنار طراحی عالی شهر، سبب شده اند که Mirror’s Edge تبدیل به عنوانی فوق العاده جذاب با زیبایی های بصری و کاملا خاص شود. انتخاب رنگ ها و رنگ بندی بازی بی نهایت هنرمندانه به کار گرفته شده اند. رنگ سفیدی که رنگ غالب شهر و فضای بازی است کنتراست بسیار زیبایی را با رنگ قرمز کفش های شخصیت اصلی بازی (Faith) که در بازی همواره آن ها را می بینید ایجاد کرده است و همین طور لباس مشکی رنگ او با فضای سفید شهر کاملا در تضاد است، به مانند روحیه و ارزش های او. در شهری سفید که به ذات، سیاه است و دختری که در ظاهر سیاه و به ذات سفید است

علاوه بر طراحی عالی شخصیت اصلی بازی و گیم پلی خاص و جذاب، طراحی بصری Mirror’s Edge نیز به معنای واقعی خاص و فوق العاده زیباست.  تنها کافیست تا نگاهی کوتاه به تصاویر و تریلرهای بازی بیاندازید و قطعا هر شخصی متوجه می شود که چقدر طراحی این بازی و به طور کلی سری Mirror’s Edge خاص و زیبا است. طراحی بی نظیر شهر شیشه ای و سفید رنگ بازی که اتفاقا در لایه زیرین خود چندان سفید هم نیست بسیار با کیفیت و دوست داشتنی انجام گرفته است و بارها و بارها در بازی دوست دارید که بایستید و از روی سقف ها و پشت بام های این شهر بی نظیر به دوردست ها و دورنمای این شهر خیره شوید، البته بازی و سرعت آن زیاد به شما اجازه چنین کاری را نمی دهد و معمولا همیشه در حال حرکات پارکور سریع و پریدن از این ساختمان به آن ساختمان هستید. Faith که پروتاگونیست بازی است دختری سیاه پوش است که برای سفیدی می جنگد. همین تضادهای بازی در رنگ بندی و کنتراست عالی رنگ قرمز با سفید، در کنار طراحی عالی شهر و ساختمان ها و آسمان خراش های زیبای آن، سبب شده اند که Mirror’s Edge تبدیل به عنوانی فوق العاده جذاب با زیبایی های بصری و کاملا خاص شود. در واقع باید گفت انتخاب رنگ ها و رنگ بندی بازی بی نهایت هنرمندانه و در راستای هر چه زیباتر بودن بازی به کار گرفته شده اند. رنگ سفیدی که رنگ غالب شهر و فضای بازی است  کنتراست بسیار زیبایی را با رنگ قرمز کفش های شخصیت اصلی بازی (Faith) که در بازی همواره آن ها را می بینید ایجاد کرده است و همینطور لباس مشکی رنگ او با فضای سفید شهر کاملا در تضاد است، به مانند روحیه و ارزش های او. در شهری سفید که به ذات، سیاه است. Faith یک دختر ورزشکار است که در ابتدا یک دزد بوده است که نهایتا به گروه آدم خوب ها ملحق شده است و در نقش یک “Runner” ظاهر می شود که کمک می کند نظم و قانون در جامعه پر از مشکلی که در سری Mirror’s Edge به نمایش در آمده، حفظ گردد.

جلوه های بصری و گرافیک هنری و فنی بازی و همین طور حرکات پارکور در بازی بسیار عالی طراحی شده و هر بازیبازی را شیفته خود می کنند زیرا که تا به حال قبل از آن، چنین عنوانی وجود نداشت و کسی چنین بازی را تجربه نکرده بود. نقطه عطف و اتکای اصلی بازی Mirror’s Edge در درجه اول بر پایه جرکات پارکور بسیار بی نظیر آن و سپس به خاطر جنبه گرافیکی فنی و هنری بسیار زیبای آن است که سبب خلق دنیایی بسیار جذاب در بازی شده است  

البته شخصیت Faith در نسل هشتم مجددا در عنوان Mirror’s Edge Catalyst حضور یافت اما متاسفانه این بازی نتوانست به موفقیت نسخه اول دست یابد. Mirror’s Edge از لحاظ بازخوردها و امتیازات به هیچ وجه در سطحی که شایسته اش بود تقدیر نشد و با بی رحمی و تنگ نظری منتقدین یا به دلایلی دیگر که ما از آن خبر نداریم، نتوانست امتیازاتی که واقعا به خاطر کیفیتش شایسته کسب آن ها بود را دریافت نماید و نهایتا با امتیاز متای ۷۰/۱۰۰ به کار خود پایان داد که قطعا این متا در دنیای امروز که بازیبازها به طور عجیب و غریبی چشمشان به متا است، در فروش و موفقیت اقتصادی بازی نیز تاثیرگذار بوده و بازی Mirror’s Edge به نوعی با بی عدالتی و بی رحمی صنعت امروز بازی های رایانه ای روبرو شد و هرگز در حد شایستگی اش از آن تقدیر نشد. ولی ما اینجا در گیمفا چشممان را روی این بازی ها نمی بندیم و همه را برای شما معرفی می کنیم تا اگر احیانا به خاطر متا سراغشان نرفته اید بدانید که متای این بازی ها هرگز بیانگیز کیفیتشان نیست. از نکات جالب در مورد بازی این است که ساخت عنوان Mirror’s Edge و طراحی شخصیت اصلی بازی تا حد بسیار زیادی وام دار یکی از عناوین دهه ۹۰ بر پرده نقره ای است و به نظر می رسد که سازندگان بازی از آن فیلم الهامات زیادی را برای طراحی شخصیت Faith گرفته اند. اگر فیلم سینمایی آلمانی Run Lola Run، تولید شده در سال ۱۹۹۰ را دیده باشد کاملا متوجه تاثیری که این فبلم بر روی سازندگان Mirror’s Edge داشته است، خواهید شد. Faith بسیار شبیه به Lola لباس پوشیده است. بدون شک زمانی که بخواهیم از عناوینی باکیفیت که به نوعی در حقشان اجحاف شده یاد کنیم، بایستی از Mirror’s Edge نیز نام ببریم و این عنوان در لیست ما از “۲۰ بازی عالی که در حقشان ظلم شد” در جایگاه چهاردهم قرار می گیرد. در آخر نیز گریزی به بازی جدیدتر سری می زنیم. باید گفت Mirror’s Edge Catalyst نیز زیبایی های بازی نخست را حتی به صورت باکیفیت تر و پولیش شده تر دارا بود و اگر مقدار بیشتری بر روی داستان بازی و مبارزات آن کار می شد می توانست تا به یکی از بازی های بسیار عالی نسل هشتم تبدیل شود اما متاسفانه نتوانست تا در حد انتظار ظاهر شود ولی امیدوار هستیم این سری با پتانسیل بالایی که دارد مجددا راه خود را پیدا نماید و شاهد تکمیل ۳ گانه با یک بازی زیبا از سوی خالقین توانمند بتلفیلد در استودیو دایس باشیم.

2
0

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

  • مقاله منحصر به فردی بود با تشکر از آقای بابایی برا نوشتن این مقاله.متای بازی ها دیگه سرطانی شده برای دنیای گیم و داره به این صنعت آسیب می زنه حتما توی مقاله دومتون بازی dark siders 3 رو بگذارید خیلی نمره بدی بهش دادن و اصلا لیاقتش اون نمره نبود.

    0
    0
    • سلام و درود خدمت شما. یک دنیا سپاس ازتون. باعث افتخارم هست که از نظرتون منحصر به فرد بوده مقاله. در مورد متا کاملا باهاتون موافقم. تشکر از انگیزه و حمایتتون. دارک سولز که خب واقعا نمیشه گفت بهش بی توجهی شده چون متاش هم اگر کم داده باشن بازم خیلی خیلی میفروشه و موفقه.
      https://t.me/Gametal

      0
      0
  • خسته نباشی سعیدجان مقاله جالبی بود…منتظر شماره دوم هستم…بعضی وقتا بر عکس این قضیه هم اتفاق میوفته یعنی بازی هایی که حقشون ابرشاهکار نیس ازش ابرشاهکار میسازن کلا من زیاد اعتقادی به منتقد جماعت ندارم…خودمو عشقه!!!و البته بازیای پیشنهادی سعید آقابابایی گل که با پیشنهاد ایشون رفتم سراغ دارک سولز و این سری بازی جز ۵ بازی برتر دوران گیمریم شد…موفق باشید

    0
    0
  • سلام و عرض خسته نباشید فراوان دارم خدمت آقای آقابابایی.
    واقعاً مقالۀ جالبی بود. لیستتون بسیار عالی بود و اسم تمامی بازیهای حق خورده رو برده بودید، الّا dark siders 3. امیدوارم در مقالات آیندۀ این سری، اسمی از این بازی و madmax نیز بیاورید و آنها را نیز، مورد تحلیل عادلانۀ خودتان قرار دهید. Cool

    0
    0
  • behnam_HZ گفت:

    خوشبختانه من همیشه سعی کردم حتی گم نام ترین بازی ها رو هم از دست ندم چون آدم وقتی ته قلبش خودش رو گیمر بدونه بازی کردن عناوین نه چندان معروف یه حس خاصی بهش میده.مثل آلیس.مثل پادشاهی آمالور.مثل عنوان خاطره انگیز لاست پلنت یا خیلی از عناوین دیگه این لیست که اتفاقا خیلی هم منو درگیر خودشون کردن در اون زمان.یعنی اینقدر که بازی نکردن این بازی ها به ماهیت گیمر بودن یه نفر لطمه میزنه باور کنین بازی نکردن امثال بلک اوپس ۴ یا اینفینیت وارفر یا پابجی لطمه به پیکره ماهیت گیمر بودن نمیزنه.تازگیا میگردم دمبال بازی های گمنام تر.باور کنین بازی کردنشون یه حس خاصی القا میکنه.امتحان کنین ضرر نمیکنید…

    0
    0
  • peen گفت:

    سلا و خسته نباشید خدمت شما عالی مثل همیشه بی صبرانه منتظر ادامه مقاله هستم

    0
    0
  • farhad357 گفت:

    ممنون سعید خان بابت معرفی بازیهای خوب ولی فراموش شده . سعید خان بازی اول توی لیست متای ۸۰ داره پس دیگه underrated محسوب نمیشه . متای بالایی هست ۸۰ . یا من دارم اشتباه میکنم .

    0
    0
  • Cell گفت:

    تشکر برای مقاله خوب شما
    خدا میدونه چقدر ps3 ارزشمند هست
    Enslaved: Odyssey to the West
    Folklore
    Heavenly Sword
    هر سه شاهکارن
    پیشنهادم من اینه هنوز ارزش تجربه رودارن کنسول قدرتمند با عناوین قدرتمند همیشه ماندگار هستن Yes
    Folklore دنیای مرموز و اتمسفر خاصی داره واقعا ۹۵% بی خبرن درسته
    Folklore برای دوستم ریختم پاکش کرد سریع Neutral

    0
    0
    • سلام و درود خدمت شما. خیلی ازتون ممنونم. لطف کردید که مطالعه فرمودید و خوشحالم رضایت داشتید. واقعا ۳ بازی که فرمودید تا همیشه ماندگار هستن در قلب کسانی که بازیشون کردن همیشه ارزش داره بازی کردنشون. خوشحالم تجربه کردید این بازی ها رو.
      https://t.me/Gametal

      0
      0
  • farshadx گفت:

    از بازیهای که گفتین
    Kingdoms of Amalur: Reckoning
    Brutal Legend
    Lost Planet 2
    Mirror’s Edge
    بازی کردم ۲ تا بازی اول به همه توصیه میکنم خیلی زیبا هستن
    Kingdoms of Amalur: Reckoning واقعآ بزرگ بود
    من ۱ بار بدونه تموم کردن ماموریتهای فرعی تمومش کردم
    ولی بار دوم بود که تازه فهمیدم بازی چقدر بزرگه وقتی رفتم سراغ ماموریتهای فرعی
    بازی واسه زمان خودش خیلی خیلی جلو تر بود
    توش معموریتهایی داشت که میشد پایان اون معموریتهای فرعی رو انتخاب کرد اگه درست یادم باشه حتی پایان خود یازی رو هم میشد انتخاب کرد
    مثلآ یکیش اینجوری بود که از طرف یه گیلد باید میرفتینو یه شیطان رو شکست میدادن اونجا میتونستین انتخاب کنید که برعکس شیطان بیاد تو بدنتو و برید اون گیلد رو بکشید اینجا یه جور سیستم اچیو داشت مثلآ وقتی من این کارو کردم بهم یه اچیو داد که ۱۰% دمیج میداد یا برعکس وقتی میکشتینش میشدین قهرمان و وقتی برمیگشتین یه اچیو دیگه با یه bouns state دیگه بهتون میداد من از هر دو راه رفتم حتی سعی کردم ۲ تاشو بگیرم خیلی بازی جالب و عالی بود

    0
    0
  • سعید جان مثل همیشه عالی بود
    ۳ تا از بازیهای لیست رو تجربه نکرده بودم
    دو یا سه بازی لیست رو هم نیمه کاره رها کردم مثل Alpha Protocol
    ولی هرچی از لذت و خاطراتی که از brutal legend دارم بگم کم گفتم
    با این مقاله کاری کردی که برم یه سری به آرشیو بزنم
    چیزی که از شما درک کردم اینه که به شکل عجیبی سلیقه هامون شبیه به هم هست
    اگه شما هم دهه ۶۰ی هستی کودکی رو با آمیگا و کمودور ۶۴ و مگا درایو سپری کردی احتمالا به خاطر سن هست
    در هر حال قبلا هم گفتم بنده سالها تو سایت های ایرانی نمیومدم
    صادقانه میگم انگیزه من از بازدید این سایت مقاله های شما هست و بس
    راستی جای ۲تا بازی تو لیست خیلی خالیه
    Riddick: Escape from Butcher Bay
    Lollipop Chainsaw

    0
    0
    • سلام و عرض ادب خدمت شما. نظر لطف و محبتتونه. خیلی از این که وقت عزیزتون رو گذاشتید و مقاله رو مطالعه فرمودید ممنونم. باعث افتخارم هست که رضایت داشتید.
      به به.. بروتال لجند رو هر کسی که بازی کرده و لذت برده، یعنی موسیقی رو هم به خوبی درک میکنه. خیلی خوشحالم که از این بازی نام بردید.باعث افتخارم هست که سلیقه هامون یکی هست.
      یادش بخیر واقعا..
      واقعا باعث افتخار و مباهات من و گیمفاس که شما لطف می کنید و به سایت ما سر می زنید و مقالات بنده رو مطالعه می فرمایید. یک دنیا سپاس از شما.
      اگر ذره ای شک داشتم، دیگه الان با دو بازی که نام بردید مطئمن شدم که ننظر و سلیقه مون دقیقا مثل هم هست چون هر دو بازی که فرمودید بی نظیرن و صد در صد باید در لیست باشن ولی متاسفانه بین سیل بازی های لیست، یادم رفته و از قلم افتادن. حتی در نسل هشتم دوباره رفتم سراغ پلی استیشن ۳ و لالیپاپ رو دوباره بازی کردم. بازی های سودا ۵۱ واقعا خاص و معرکه ن. دو بازی که نام بردید حتما باید در لیست باشن بدون هیچ شکی و خیلی ممنون که اشاره کردید و نامشون رو به یادم اوردید.
      بسیار از محبت و لطفتون ممنونم و امیدوارم که همشه از مقالات رضایت داشته باشید.
      https://t.me/Gametal

      0
      0
  • تشکر از شما جناب اقا بابایی بابت مقاله خوبتون، خیلی از این عنواینو شک داشتم تجربه کنم بابت متا و بعضا نقد هاشون که با دیدنشون تو این لیست نظرم عوض شد، از نظرم رتبه brutal legends البته باید بهتر باشه، این بازی جدا تکه☹️، و خواستم ازتون بپرسم عنوان chaos legion تجربه کردید؟ باور دارم این عنوان که زیر سایه dmc له شد لیاقت داره یه جایی تو این لیست داشته باشه، توسط خود کپکام هم ساخته شد و حتی متای یوزرش هم بالا بود اما نقد هایی که سایتا برش کردن واقعا وحشتناک و نا عادلانه بود… لطفا یه نگاهیی بهش بکنید سبک هک اند اسلش خاصی داره.

    0
    0