جهنم، زیر دریا | نقد و بررسی بازی Narcosis

۴ مرداد ۱۳۹۷ - ۰۹:۰۰

یک بازی ترسناک باید دقیقاً چه ویژگی‌هایی داشته باشد؟! محیط‌های کوچک و دلهره‌آور و محیط‌های ناآرام؟ شخصیت‌‌پردازی خوب و البته فضاسازی بی‌نظیر و البته داستان؟ یا شاید بهتر است بگوییم که مثل همه بازی‌ها، باید از همه لحاظ خوب باشند! خب اصلاً بیایید این مقدمه آبکی را کنار بگذاریم. خیلی صاف و ساده، بازی‌های ترسناک را به دو دسته تقسیم می‌کنیم: یکی بازی‌هایی که تنها قصد دارند تا شما را بترسانند، و دیگری، بازی‌هایی که هدفی شاید فراتر از ترساندن داشته باشند. اینکه Narcosis از کدام نوع است را خیلی ساده می‌توان با دیدن نقد و بررسی‌ها نتیجه گرفت و اصلاً برای همین مورد این مقاله را می‌نویسیم. Narcosis سعی دارد تا کارش را از همه لحاظ به خوبی انجام داده باشد و سعی می‌کند در عین سادگی و سکوت، یک تجربه متفاوت را به بازی‌بازان هدیه داده باشد. با گیمفا و نقد و بررسی این عنوان همراه باشید.

Narcosis! شاید حتی اسم این عنوان را تاکنون نشنیده باشید، ولی خب همین الان شنیدید!

داستان بازی، در زیر آب، در اقیانوسی دور از دسترس شکل می‌گیرید. جایی که در طول یک عملیات استخراج منابع در زیر زمین، یک زمین لرزه دیوانه‌وار اتفاق می‌افتد و همه چیز یکدفعه دود می‌شود و نابود. حالا، Kip Mattas، به تنهایی مجبور به تلاش برای بقا و زنده ماندن در زیر آب و شرایط بحرانی است؛ و تنها، باید با مقدار کمی اکسیژن و البته جسدهای مرده دوستان و همکارانتان ادامه بدهید. راستش را بخواهید، درباره داستان بازی دوست نداشتم از همین ابتدا سخنرانی کنم، اما بنظر اگر اصل حرف را همین الان، مخصوصاً برای اینچنین عنوانی بزنم، به مراتب بهتر است. داستان بازی را زیر ذره‌بین که بگذاریم، متوجه کلیشه‌های همیشگی هستیم، شاید مثل همیشه. در حال تنفس در یک روز عادی و یک زندگی عادی هستیم، ناگهان یک اتفاق غیرمنتظره می‌افتد و همه چیز خراب می‌شود و همه می‌میرند و زخمی می‌شوند و شما ناگهان مانند ققنوسی از میان خاکسترها بلند می‌شوید! اما خب، تاریخ بازی‌های ویدیویی هم به ما می‌گوید، که ممکن است با همین کلیشه‌ها یک شاهکار به یادماندنی ساخته بشود و تعداد اینگونه بازی‌ها هم آنقدر زیاد است که نیازی به اسم بردن نیست. در واقع، اگر بخواهید از کلیشه‌ها شاهکار بسازید، باید ذهن و داستان بازی را از اسارت آن کلیشه‌ها آزاد کنید. اما خب، درباره سیر داستانی Narcosis، شاید با چیزی میان این دو رو به رو باشیم! یک عنوان وحشت و بقای اول شخص است که زیبایی‌های خودش را هم دارد. یک لباس غواصی، یک تابوت متحرک، یک لشگر جسد و یک عالم توهم زیر آب.

از این لحظه‌های عجیب زیاد می‌بینید!

اما این بازی، اصلاً از آن دسته نیست که بخواهد فقط برای ترساندن و سرگرم کردن باشد؛ یا حداقل، از نظر من نیست! چرا که در پس شروع کلیشه‌ای بازی، پایانی بسیار خوب و عالی در انتظار شماست و تجربه‌ای بسیار حساب شده قرار دارد. بازی، مدام شما را در محیط‌های تاریک و تنگ قرار می‌دهد و از اینکه نمی‌دانید چه اتفاقی قرار است بیفتد احساس ترس عجیبی دارید. و خب، این تنها جادوی Narcosis نیست! داستان بازی هم به همین انددازه جالب و قابل توجه است. قابل توجه از این لحاظ که شما را در پایان حسابی راضی می‌کند. شاید مدام در طول بازی، با یک داستان خوب و قابل قبول طرف باشیم و پس از آن، در پایان ناگهان داستان بازی به سطح عالی برود. مانند یک صعود بی سابقه و یک پیشرفت ۳ ساعته عالی. وقتی در طول جریان بازی هم، مدام جسد دوستان و همکاران را می‌بینید، نوعی حس تنهایی سختی به شما دست می‌دهد که واقعاً زیباست. و آن موجودات و آن مشکلات. و واقعاً کار سازندگان در این زمینه خوب بوده، و واقعاً حرکت در زیر آب حس می‌شود و حتی می‌توانید فشار آب را نیز لمس کنید. حرکت در آب البته، علی‌رغم خوب بودن و قابل لمس بودن، مشکلاتی را هم دارد. مثل زمانی که بخواهید بچرخید و سرتان را تکان بدهید و این چرخیدن، با توجه به گیم‌پلی و حالت بازی، به شدت اعصاب‌خردکن است. البته حالا، این مسئله را هم اگر کنار بگذاریم، مشکل دیگری از راه می‌رسد و آن هم مبارزه و ضربه در بازی است! شاید واقعاً نیاز بود تا سازندگان، کمی مبارزات در بازی را عمیق‌تر می‌کردند (!). درست است که استفاده از چاقو زیر آب سخت است، اما حداقل مثل اسباب‌بازی هم قرار نیست با آن رفتار کنیم. علی‌الخصوص هنگام روبرو شدن با دشمنان اوضاع بدتر هم می‌شود.  در این زمینه، نیاز بود تا در این زمینه کمی نوآوری‌های مهم صورت بگیرد.

تو قیافش یه “شکر خوردم” خاصی دیده میشه!

شاید در بحث فضاسازی، در این چند سال اخیر، هیچگاه عنوانی مانند بایوشاک را ندیده باشیم و شاید در چندسال بعد هم نبینیم! آن فضای خاص و مرده و غمگین، دیوانه‌وار و استثنایی. اما، قصد ندارم تا چیزی را از Narcosis بگیرم! این بازی هم فضاسازی خاص خودش را دارد و سعی می‌کند تا یکنواخت هم نباشد و این خوب است. فضایی که در زیر آب است، تاریک و افسرده، در کنار وسایل و تکنولوژی‌های نابود شده، نشان از ضعف آنها برای حفاظت از انسان دارند و در نهایت، این خودِ انسان است که باید نجات دهنده ظاهر بشود و قهرمان قصه باشد. شخصیت بازی نیز، مدام با خودش صحبت می‌کند، و همین صحبت کردن، باعث می‌شود تا او را بیشتر بشناسیم و درک کنیم و باعث می‌شود تا پایان بازی برای شما جذاب‌تر بشود و بیشتر به دنبال آن باشید. پس از همه اینها، به موسیقی بازی می‌رسیم! یک موسیقی خوب اما نامناسب که واقعاً بعضی از مراحل، حسابی اعصاب‌خردکن می‌شوند و حس بازی را از بین می‌برد. درباره زمان اتمام بازی هم، تقریباً این زمان با جمع‌آوری همه اطلاعات به پنج ساعت نیز می‌رسد اما در حالت عادی، اگر کمی به کارتان سرعت بدهید، و از فرعیات دوری کنید، در سه ساعت هم می‌توانید همه چیز را به پایان برسانید. گرافیک بازی هم با توجه به موتور بازیسازی Unity 5 کاملاً به بازی می‌خورد و عالی است. طراحان بازی، به خوبی توانسته‌اند تا محیط‌های مختلف را آنطور که باید بسازند. نکات خیلی ریزی هم وجود دارد که امیدوار هستم همه شما به آنها دقت کنید.

و با این تصویر خیلی کارها دارید!

Narcosis عنوانی است که با ذهن شما بازی می‌کند. شما را درگیر دیده‌ها می‌کند در حالی که دیده‌ها همه اشتباه و غیرواقعی هستند و پس از آنکه کارش با شما تمام می‌شود، آنگاه همه چیز خراب می‌شود و بدتر و بدتر می‌شوند تا بالاخره به Narcosis برسید! بازی نکات مثبت و منفی خاص به خودش را دارد و مهمترین نکته مثبت بازی، Narcosis بودن آن است. عنوان خاصی که سعی دارد، خودش را مطرح و متفاوت نشان بدهد و بله، این بازی متفاوت است و ویژگی‌های خودش را دارد و اصلا پس از تجربه، ناامیدتان نمی‌کند.

0
0

بیشتر بخوانید



نظرات

دیدگاهتان را بنویسید