نخ دوستی | نقد و بررسی بازی Unravel 2

مقالات ، نقد و بررسی ۲۶ تیر ۱۳۹۷ - ۰۹:۰۰

از صحنه‌ای که بوقلمون شما را دنبال می‌کند تا پایان گیج‌کننده‌ی بازی، Unravel 2 به هر شکل موفق می‌شود دنباله‌ای شایسته بر عنوان قبلی خود باشد و بازی‌بازان را راضی نگه دارد. با نقد و بررسی بازی Unravel 2 با گیمفا همراه باشید.

این بازی در کنفرانس الکترونیک آرتز در ای تری امسال معرفی شد و نکته‌ی جالبی که در مورد آن وجود دارد این است که به محض معرفی تریلر، این کمپانی اعلام کرد که می‌توانید همین الان بازی را خریداری کرده و به تجربه‌ی آن بپردازید. بدین گونه دوست‌داران این سبک و قسمت قبلی بازی، می‌توانستند بلافاصله پس از اتمام کنفرانس به تجربه‌ی بازی بپردازند. بازی توسط کلدوود اینتراکتیو ساخته شده و توسط شرکت الکترونیک آرتز، توزیع شده است. بازی بر روی پلتفرم‌های پلی استیشن ۴، اکس باکس وان و کامپیوتر‌های شخصی با برچسب قیمت بیست دلاری قابل تهیه است.

بازی با حضور یارنی قرمز رنگ، از نسخه‌ی قبل در یک کشتی شروع می‌شود. یارنی، نام پروتاگونیست اصلی قسمت اول بازی بود. پس از یک طوفان شدید و پاره شدن قسمتی از نخ یارنی، او به ساحل کشیده می‌شود و در آن‌جا، برای اولین بار، یک یارنی دیگر به رنگ آبی را ملاقات می‌کند. این دو قسمت‎‌های پاره شده‌ی نخ‌هایشان را به هم وصل می‌کنند و به نوعی یک رابطه‌ی برادری با هم شکل می‌دهند و این گونه داستان بازی برای پیدا کردن راه خانه برای این دو شخصیت شروع می‌شود.

بازی با حضور یارنی قرمز رنگ، از نسخه‌ی قبل در یک کشتی شروع می‌شود. یارنی، نام پروتاگونیست اصلی قسمت اول بازی بود. پس از یک طوفان شدید و پاره شدن قسمتی از نخ یارنی، او به ساحل کشیده می‌شود و در آن‌جا، برای اولین بار، یک یارنی دیگر به رنگ آبی را ملاقات می‌کند. این دو قسمت‎‌های پاره شده‌ی نخ‌هایشان را به هم وصل می‌کنند و به نوعی یک رابطه‌ی برادری با هم شکل می‌دهند و این گونه داستان بازی برای پیدا کردن راه خانه برای این دو شخصیت شروع می‌شود. ایده‌ی اصلی گیم‌پلی و داستان بازی نیز حول همین بخش دو‌ نفره‌ی بازی می‌گردد. داستان بازی را می‌توان به دو قسمت تقسیم کرد. اول، اتفاقاتی است که دقیقا جلوی چشم شما می‌افتد. شما همراه با یک یارنی دیگر، باید از مناطق خطرناک عبور کنید تا بتوانید راه برگشت به خانه را پیدا کنید. اما در پشت زمینه، که اکثرا با یک حالت تار مانند نشان داده می‌شود، داستان دیگری نیز جریان دارد. با این‌که هیچوقت این داستان به صورت واضح گفته نمی‌شود و در انتها نیز به طور کاملا راضی کننده‌ای به پایان نمی‌رسد، اما در مورد دو جوان است که گویا به خاطر شرایط بد خانه‌ای که در آن زندگی می‌کردند، تصمیم به فرار گرفتند. داستان بازی در هفت منطقه‌ی مختلف روایت می‌شود که برای کامل کردن همه‌ی آن‌ها به چیزی حدود چهار تا شش ساعت زمان نیاز دارید. در طول بازی و گذر از مرحله‌ها، ما بارها و بارها با این دو کودک ملاقات می‌کنیم و اتفاقاتی که دارند از سر می‌گذرانند را، با چشم خودمان دنبال می‌کنیم. داستان بازی را می‌توان در حیطه‌ی احساسی جای داد که در آن دو پسر، با هم از خانه فرار می‌کنند و در این میان ارزش دوستی یک دیگر را نیز می‌فهمند. البته، به طور منطقی می‌توان دو یارنی را که ما به عنوان آن‌ها بازی می‌کنیم، به عنوان استعاره‌هایی از این دو پسر جوان گرفت اما همانطور که گفته شد، داستان بازی در پایان خود کمی گنگ عمل می‌کند. در کل داستان بازی طول خوبی دارد و هیچ‌وقت به نظر نمی‌رسد قصد سازندگان کش دادن طول بازی یا بیش از حد طولانی کردن آن باشد. طول داستان بازی به طور خوبی با بقیه‌ی عناصر آن می‌خواند و شاید تنها مشکلی که در این حیطه وجود دارد، پایانبندی نه چندان مناسب آن است.

گیم‌پلی بازی را می‌توان نکته‌ی اصلی بازی برای لذت بردن از آن دانست. بازی از همان اول یک نکته را مشخص می‌کند. که این یک بازی دو نفره‌ است. البته، این به این معنی نیست که شما نمی‌توانید به طور تک نفره بازی کنید، بلکه ممکن است با وجود تلاش سازندگان، ترازوی تعادل بازی کمی به سمت دو نفره بودن بیشتر خم شود. زمانی که شما دومین یارنی را پیدا می‌کنید، بازی از شما می‌خواهد تک نفره و یا دو نفره بودن بازی را مشخص کنید که در صورت انتخاب اول، دومین یارنی نخ‌هایش را با شما ترکیب خواهد کرد و هر کجا شما رفتید، با شما خواهد امد و در مواقع نیاز، از شما جدا خواهد شد.

گیم‌پلی بازی را می‌توان نکته‌ی اصلی بازی برای لذت بردن از آن دانست. بازی از همان اول یک نکته را مشخص می‌کند. که این یک بازی دو نفره‌ است. البته، این به این معنی نیست که شما نمی‌توانید به طور تک نفره بازی کنید، بلکه ممکن است با وجود تلاش سازندگان، ترازوی تعادل بازی کمی به سمت دو نفره بودن بیشتر خم شود. زمانی که شما دومین یارنی را پیدا می‌کنید، بازی از شما می‌خواهد تک نفره و یا دو نفره بودن بازی را مشخص کنید که در صورت انتخاب اول، دومین یارنی نخ‌هایش را با شما ترکیب خواهد کرد و هر کجا شما رفتید، با شما خواهد امد و در مواقع نیاز، از شما جدا خواهد شد. هر یارنی، می‌تواند از دیوار‌ها بالا رود، مانند یک گیره برای یارنی دیگر عمل کند تا او بتواند از نخ آویزان شود و یا با اتصال نخ‌هایش بین دو گره، یک ترامپولین درست کند و یا با استفاده از نخ‌هایش بین دو گره تاب بخورد. اکثر معماهای بازی حول همکاری بین دو یارنی می‌چرخد. وقتی که بازی به صورت دو نفره تجربه شود، که البته جوهره‌ی اصلی لذت بازی نیز در همین است، که تکلیف معلوم است، اما هنگامی که بازی به صورت تک نفره تجربه می‌شود، بازی با یک کلید ساده به شما اجازه می‌دهد بین کاراکتر‌هایتان سوییچ کنید و وقتی یکی را کنترل می‌کنید، دیگری ثابت در جای می‌ایستد و تکان نمی‌خورد. سازندگان بازی سعی کرده‌اند تا جای ممکن بازی را برای حالت تک نفره نیز لذت‌بخش کنند و تا حد زیادی در این کار نیز موفق بوده‌اند، اما مشکلی که وجود دارد این است که خود معماها برای حل شدن به صورت دو نفره ساخته شده‌اند و به همین دلیل، تجربه‌ی این بازی به صورت دو نفره حتما بیشتر توصیه می‌شود. شما برای پیشروی در مراحل بازی باید معماها را حل کنید که هر کدام از قبلی سخت‌تر است. از معماهای آسان اول بازی که فقط برای آشنایی شما با کنترل‌هاست، تا معماهای سختی که حداقل برای مدتی وقت شمارا خواهند گرفت، همه و همه به زیبایی کار شده‌اند. هر کدام به اندازه‌ی کافی سختی در خود جای داده‌اند و برای حل هر کدام باید به مقدار کافی فکر شود. هیچ‌وقت در بازی احساس ناعدالتی در معماها به من دست نداد و هر بار، با فکر کردن، می‌توانستم معماها را پشت سر بگذارم. این نکته‌ی مهمی برای یک بازی معمایی است. این‌ که سختی معماهایش به قدری نباشد که گیمر را زده کند، اما در عین حال به قدری چالش برانگیز باشد که بتوان مدتی نشست و بر روی معماهایش فکر کرد. تعدادی مراحل اضافه نیز به عنوان مراحل چالشی در اختیار شما قرار می‌گیرند و با اتمام هر کدام، می‌توانید یک رنگ جدید برای یارنی خود باز کنید که البته لذت بخش است و این کار ارزش تکرار بازی را حداقل به عنوان یک یارنی جدید همراه با رنگی تازه بالا میبرد.

تعدادی مراحل اضافه نیز به عنوان مراحل چالشی در اختیار شما قرار می‌گیرند و با اتمام هر کدام، می‌توانید یک رنگ جدید برای یارنی خود باز کنید که البته لذت بخش است و این کار ارزش تکرار بازی را حداقل به عنوان یک یارنی جدید همراه با رنگی تازه بالا میبرد.

موزیک بازی به خوبی کار خود را انجام می‌دهد و در صحنه‌هایی مانند تعقیب بوقلمون یا قل خوردن بشکه، با تزریق هیجان اضافی به بازی همراه با نت‌هایی سریع، باعث هر چه لذت بخش‌‌تر شدن بازی می‌شود. صداهای محیطی نیز نقش مهمی در بازی ایفا می‌کنند. چه صدای جیرجیرک در جنگل باشد و یا چه صدای سوختن و آتش گرفتن همه چیز، صداهای محیطی به خوبی به شما منتقل می‌شوند و باعث می‌شوند تجربه‌ی هر چه بهتری در بازی داشته باشید و راحت‌تر در بازی غرق شوید. گرافیک بازی نیز، نقش مهمی در آن دارد و می‌توان گفت یکی از دلایل جذب شدن گیمر‌ها به این بازی است. گرافیک بازی یک حالت خمیری دارد و البته، چون ما در قالب یارنی‌ها که موجودات بسیار کوچکی هستند بازی می‌کنیم، دوربین بازی به این صورت عمل می‌کند که تصویر و دید ما از یارنی‌ها کامل و واضح است، اما پشت صحنه و اتفاقاتی که در آن‌جا می‌افتد، کمی تیره و تار است. این به سازندگان اجازه داده تا بعضا صحنه‌های بسیار زیبایی را در بازی خلق کنند که این موضوع گرافیک هنری بازی را در حد بسیار عالی بالا می‌برد و به واسطه‌ی وجود مراحل مختلف، که از مزرعه شروع شده و در شهر و جنگل ادامه پیدا می‌کند. گرافیک فنی بازی می‌توانست از کمی کار بیشتر بهره ببرد و در بعضی از صحنه‌ها، کیفیت بافت یارنی‌ها کمی افت می‌کرد.

خلاصه و نتیجه گیری:

بازی آنرول ۲ با مفهوم کوآپ و بازی دونفره طراحی شده است. برای همین است که ممکن است در بعضی مراحل آن، احساس کنید بازی بیشتر به کوآپ بها می‌دهد، اما خوشبختانه این مراحل بسیار کم هستند و سازندگان تمام تلاش خود را انجام داده‌اند تا شما چه در حالت تک نفره بازی می‌کنید و چه در حالت دو نفرهف بهترین تجربه‌ی ممکن را داشته باشید. داستان بازی با اینکه به صورت درستی نتیجه گیری نمی‌شود، اما به طور خوبی در طول زمان پنج‌ساعته‌ی بازی گفته می‌شود و به طور خوبی، پیام خودش که دوستی و برادری باشد را، منتقل می‌کند. موزیک بازی به خوبی با لحظات آن هماهنگ است و قطعه‌های به یاد ماندنی زیادی در بازی شنیده می‌شود. پس از پایان بازی شما می‌توانید مراحلی که به عنوان چالش در نظر گرفته شده‌اند را نیز کامل کنید که به شما پوسته‌های جدید برای یارنی‌ها هدیه می‌دهد که این ارزش دوباره کردن بازی را بالا می‌برد. گرافیک بازی که در نگاه اول خیره‌کننده است، موفق می‌شود در ادامه نیز عالی ظاهر شود و با این‌که گرافیک فنی می‌توانست کمی بیشتر بهبود یابد، اما گرافیک هنری بازی به شدت عالی ظاهر می‌شود. به عنوان یک دنباله برای یک بازی بسیار موفق که در سال ۲۰۱۵ عرضه شد، Unravel 2 موفق می‌شود در همه‌ی موارد از نسه‌ی قبلی خود پیشی بگیرد و به عناون یک بازی موفق، نام خود را ثبت کند.

12345678910(14 رای, میانگین آرا 8٫36 از 10 )
Loading...

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید