پرده‌برداری‌ از اسرار کهن | نقد و بررسی The Mooseman

۲۵ تیر ۱۳۹۷ - ۱۱:۰۰

همیشه هر جا سخن از عناوین مستقل و افراد و گروه‌های بازی‌سازی ناشناخته و بازی‌های کوچک بوده، احتمال ظهور ایده‌ای تازه، طرحی نو و خلاقیت هم وجود داشته است. چرا که هدف شرکت‌های بزرگ کسب درآمد و سوددهی است و خب تکرار فرمول‌های موفق بخشی از تجارت آن‌هاست. تغییر یعنی ریسک و ریسک و خطر چیزی نیست که همه غول‌های صنعت بازی‌سازی از آن استقبال کنند. اما سازندگان مستقل چیزی برای از دست دادن ندارند و برای خلق شاهکار دست به هر کاری می‌زنند. آن‌ها اگر بخواهند بازی تکراری بسازند کسی محصولشان را خریداری نمی‌کند. پس ریسک می‌کنند و خلاقیت به خرج می‌دهند و در ذهنشان ایده می‌پرورانند.

بازی Mooseman نیز یکی از همین عناوین است. عنوانی که نه گرافیک محشری دارد و نه دارای صحنه‌های سینمایی و اکشن و جلوه‌های ویژه‌ فوق‌العاده ایست. بازی ابتدا برای پلتفرم رایانه‌های شخصی در سال ۲۰۱۷ میلادی منتشر شد و توانست با سه نقدی که داشت متای ۸۳ را کسب کند (البته با توجه به کم بودن تعداد نمرات امتیازی به صورت متا برای آن درج نخواهد شد). بازی قرار است ۴ روز پس از انتشار این نقد یعنی ۱۸ جولای ۲۰۱۸ برای پلتفرم‌های دیگر نسل هشتم یعنی X BOX One و Play Station 4 و Nintendo Switch منتشر شود و به همین بهانه قصد داریم آن را نقد و بررسی نماییم.

تضاد تاریکی و نور …

تیم سازنده بازی که Morteshka نام دارد (ترکیب دو اسم Mort به معنای مرگ و Matreshka که اسباب بازی معروف روسیه است) ساکن شهر Perm بوده و خود را عاشق عناوین اسرارآمیز ، تاریخی و اتمسفریک می‌داند و سعی کرده تا این موارد را در عنوان خود نیز پیاده کند. بازی اگر چه ضعف‌هایی نیز دارد، اما حداقل می‌توان گفت تماماً این ویژگی‌ها را در عنوان خود جای داده است. اگر شما هم علاقه‌مند به عناوین مستقل و هنری و کوتاه یا پلتفرم‌های دوبعدی چالش محور هستید در ادامه با نقد و بررسی عنوان Mooseman همراه باشید.

 Mooseman بک بازی ماجراجویی دوبعدی است که در سرزمین‌های مرموز و پر رمز و راز قبایل Perm اتفاق می‌افتد.  مدت‌ها پیش، جهان از یک پوسته تخم مرغ توسط خدایی  به نام ین ساخته شده بود. در اعماق تاریک اقیانوس بی پایان، جهان پایین متولد شد. جهان میانی سکونت‌گاه انسان‌ها شد و در جهان بالایی خدایان قدیم ساکن بودند. هم‌اکنون بسیاری از ارواح در میان لایه های آفرینش زندگی می‌کنند و از اسرار خود در تاریکی محافظت می‌کنند. سفر در این دنیا و لایه‌های آن، بازدید از اسطوره‌ها و خدایان کهن، پیدا کردن آثار باستانی از جمله فعالیت‌های جذابی است که می‌توان در بازی انجام داد

طراحی هنری عالی شخصیت قابل بازی و محیط بازی

شخصیت قابل بازی یک کاهن است که دارای قدرت‌های ماورایی بوده و به همین علت علاوه بر بعدی از جهان که ما انسان‌های عادی قادر به دیدن آن هستیم، می‌تواند ابعاد دیگر موازی این بعد را نیز مشاهده کرده و همین ویژگی هم بهانه و دست‌آویزی شده، برای به وجود آمدن معماها و چالش‌های گیم‌پلی بازی، تا بازی باز را درگیر خود نماید. این چالش‌ها از یک طرف و همچنین تلاش برای فهمیدن داستان از طریق متون فراوانی که در بازی دریافت می‌شوند از طرفی دیگر مؤلفه‌های اصلی بازی خواهند بود. در بازی خواهید توانست تا با فشار دادن یک کلید، بین ابعاد مختلف دنیا سوییچ کرده و از آن‌جایی که این عمل در کوتاه‌ترین زمان ممکن صورت می‌پذیرد، شاهد چالش‌های متنوعی خواهیم بود.

متون بازی همگی به زبان روسی خوانده می‌شوند و حتی به زبان انگلیسی هم ترجمه نشده‌اند اما خوشبختانه سازندگان بازی حداقل زیرنویس و متن انگلیسی آن‌ها را در بازی قرار داده‌اند. البته راستش را بخواهید این عدم وجود زبان انگلیسی، باعث شده تا بازی باز دیالوگ‌های بازی را به زبان روسی گوش دهد. این امر که کمتر در بازی‌ها اتفاق افتاده هم خوانی بسیاری با اجزای محیط بازی دارد. در واقع محیط بازی تماماً بر اساس افسانه‌های روسی و فضای تاریک و تیره برخی از آن‌ها طراحی شده و زبان روسی هم به تأثیرگذاری فضا و اتمسفر بازی کمک بسیاری می‌کند. همان‌ گونه که پیش‌تر بیان شد، این متون و نوشته‌های بازی هستند که داستان بازی را روایت می‌کنند و اگر برای آن‌ها حوصله و وقت به خرج ندهیم چیز زیادی از آن دستگیرمان نخواهد شد.

وقتی شخصیت اصلی این ماسک رو به صورت می‌زنه پرده از اسرار برداشته می‌شه!

بازی از جهات بسیاری شبیه به پلتفرمرهای دوبعدی پازل محوری مانند Limbo یا Little Nightmares است. از طرفی چالش‌های گیم‌پلی شامل راه رفتن به چپ و راست و زدن یک یا دو کلید خواهد بود، و از طرفی دیگر بازی سعی دارد با فضای اتمسفریک خود کاملاً شما را غرق در محیط نماید. فضای غمگین و سیاه و سفید مانندی که با سکوت وهم‌آلود خود حس تنهایی و ترس و را به مخاطب القا می‌نماید.

ایرادی که می‌توان به گرافیک بازی گرفت ساده و پیش‌پا افتاده بودن آن از نظر فنی است. انیمیشن‌های بازی طوری طراحی شده‌اند که گویا نرخ فریم نسبتاً پایینی دارند و همچنین تنوع کمی دارند. اما بدون شک گرافیک فنی این عنوان را می‌توان از جمله بهترین‌ها در سبک خودش دانست. شخصیت اصلی بازی به همراه تمام اجزای محیط و به خصوص آسمان بازی همیشه بسیار زیبا و چشم‌نواز است.

در مدت زمان کم انجام بازی چالش‌های گوناگونی را تجربه خواهیم کرد

بازی بسیار کوتاه بوده و تمام کردن کامل آن تقریباً ۲ ساعت زمان خواهد برد. در صورتی که بخواهید آن را به صورت Completionist و یا کامل تمام کنید هم مدت زمان اتمام آن از ۴ ساعت تجاوز نخواهد کرد. و با توجه به آن که بازی به مانند بازی‌های هم سبک خود چالش‌های متنوع و زیادی برای انجام ندارد این وقت اضافه احتمالاً صرف پیدا کردن متون و خواندن آن‌ها خواهد شد. طبیعتاً عنوانی در این ابعاد قرار نیست بیست یا سی ساعت گیمر را سرگرم نماید

در بخش صداگذاری و موسیقی، بدون تردید با یک عنوان عالی مواجه هستیم. قطعاً فولکلور محلی روسی که به بازی ارزشی دو چندان می‌بخشند. موسیقی‌های این عنوان نه تنها در داخل بازی، به خوبی بخش‌های دیگر آن را تکمیل می‌کنند، بلکه در خارج از بازی هم جذاب و شنیدنی هستند. صداگذاری بازی هم به بهترین نحو ممکن صورت گرفته است. صداهای محیط و جنگل و موجودات همگی به بهترین نحو ممکن در بازی گنجانده شده‌اند. تقریباً تمامی آن‌ها به گونه‌ای با هم ادغام شده‌اند که حس تجرد و سکوت بازی حفظ شود و همچنین تجربه The Mooseman اسرار آلود و موهوم بماند.

برای خلق تصاویر بازی زمان و هنر زیادی خرج شده است…

در مجموع می‌توان Mooseman را تجربه‌ای متفاوت و نو به حساب آورد که در دنیای بازی‌های ویدئویی کمتر مشابه آن را دیده‌ایم. اتمسفر و جو بی‌نظیر بازی ما را برای چندین ساعت غرق در داستان‌ها و اسطوره‌های روسیه خواهد کرد. موسیقی، صداگذاری و طراحی هنری و بصری بازی همگی شاهکار هستند. شاید اگر بازی کمی طولانی‌تر بود و گیم‌پلی آن هم تنوع بیشتری داشت ارزش نهایی بازی بیش از این که هست می‌شد اما به هر صورت تجربه آن به افرادی که به طراحی‌های هنری و اسطوره‌های کهن علاقه دارند شدیداً توصیه می‌شود.

0
0

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید