هزار و یک شب | بادبان های عدالت | بررسی داستانی بازی Assassin’s Creed: Black Flag

۴ خرداد ۱۳۹۷ - ۰۹:۰۰

در ادامه سلسله مقالات هزار و یک شب گیمفا، سری هم می‌زنیم به عنوان فوق‌العاده‌ای که بدون شک، می‌توانست یکی از بهترین تجربه‌های دوران حرفه‌ای یک بازی‌باز دیوانه اکشن و هیجان باشد. در واقع، پتانسیلی که در ماجراهای یک دزد دریایی وجود دارد، بسیار قدرتمند و حیاتی است. در نقطه مقابل نیز، بدون شک تاریخ و پیش‌زمینه مهمی هم وجود داشته. تاریخ دزدان دریایی که در هزار و یک شبی که برای سری Uncharted آماده کرده بودیم، کمی هم به آن پرداختیم. در واقع، نکته بسیار خوبی هم که این وسط نمایان می‌شود، بسته الحاقی بازی است که به جریانات یکی از همکاران سیاه‌پوست ادوارد کنوی می‌پردازد. بسته الحاقی خاصی که با نام Freedom Cry شناخته می‌شود. خوشبختانه، در اینجا به هر دوی آنها خواهیم پرداخت! پس مثل همیشه با بنده، حسین غزالی و گیمفا همراه باشید.

دقیقاً همین‌قدر خفن!

قبل از اینکه دوباره شروع کنیم،، بد نیست تا نگاهی دوباره و گذرا به دزدان دریایی کرده باشیم:

اولین تحرکات شناخته شده در تاریخ با برچسب دزدان دریایی، تقریباً دو هزار سال پیش رخداده است و معمولاً سبک کارشان نیز به این گونه بود که گوشه‌ای در انتظار کشتی‌های تجاری می‌نشستند و وقتی نزدیک می‌شدند، اقدام به غارت و تصرف کشتی تجاری می‌کردند. جالب است بدانید که دقیقاً این حرکت‌ها، اولین بار در یونان باستان آغاز شده‌اند؛ همانند بسیاری از اتفاقات پیشرفته و خوب دیگر! پس از گذشت سالها، حکومت و امپراطوری‌های بزرگ دنیا شدیداً از وجود اینگونه مشکلات و موانع ناراضی بودند. اینگونه بود که همین دزدان دریایی، به گروه‌ها و دسته‌های مختلف تقسیم شدند. گروه دزدان دریایی قانونی، و البته دزدان دریایی که بر اساس منطقه فعالیت تقسیم‌بندی می‌شدند. دزدان دریایی قانونی یا حکومتی، به گروهی از افراد گفته می‌شد که زیر نظر امپراطوری وقت، به غارت و یا حتی مبارزه با کشتی‌های دیگر ملل می‌پرداختند! سر فرانسیس دریک نیز، یکی از بزرگترین دزدان دریایی قانونی تاریخ بوده! باقی دسته‌بندی‌ها نیز همانگونه که گفتیم بر اساس نقاط جغرافیایی فعالیت این افراد مشخص می‌شدند. مانند دزدان دریایی کارائیب و یا مدیترانه! و اما درباره فلسفه دزد دریایی بودن باید گفت که تمام پایه‌ها برای ثروتمند بودن بنا شده! دزدان دریایی، همیشه هدف خود را ثروتمندتر شدن از همیشه معرفی می‌کردند که البته در دنیای آن زمان، چندان هدف احمقانه‌ای به نظر نمی‌رسید. دزدان دریایی معمولاً روش‌های خاص خودشان را برای تصرف داشتند. آنها با قرار دادن موانع چوبی بر سر راه کشتی‌های دیگر، باعث کُند شدن حرکت آن می‌شدند و پس از آن، با وصل کردن طناب‌هایشان، به تصرف و اشغال می‌پرداختند. شاید بتوان گفت که آخرین فعالیت قوی دزدان دریایی، در قرن ۱۹ مشاهده شده و پس از آن، با پیشرفت قدرت‌های نظامی امپراطوری‌ها، این حرکات دیگر کمرنگ‌تر از گذشته به‌نظر می‌رسیدند.

یک تجربه کاملاً جدی!

اگر هم بخواهیم یک مثال خوب بزنیم، باید بازهم به مقاله هزار و یک شب Uncharted بازگردیم:

سر فرانسیس دریک که طبق شواهد، یکی از بزرگترین دزدان دریایی تاریخ است! نکته جالب هم اینجاست که او هر کشتی‌ای که از طرف اسپانیا می‌آمد را در اوج ناباوری غارت می‌کرد و آنقدر خوب و در ابعاد بزرگ و باورنکردنی اینکار را انجام می‌داد که بعد از بزگترین دزدی‌اش، از طرف ملکه الیزابت انگلستان در سده ۱۶ میلادی، مقامی آن بالا‌بالا‌ها برای خود دست و پا کرد و لقب شوالیه گرفت. فرانسیس دریک در جنگ‌های بسیاری، فرماندهی بخشی از ارتش دریایی انگلستان را بر عهده گرفته بود؛ از جمله جنگ بزرگ انگلستان و اسپانیا از ۱۵۸۵ تا ۱۶۰۴ میلادی که یکی از سنگین‌ترین جنگ‌ها میان این دو امپراطوری بود. (که هیچوقت به طور رسمی اعلام نشد) در تاریخ از او به عنوان یکی از قدرتمندترین و شجاع‌ترین دزدان دریایی یاد می‌شود! حسابرسی و جدیت سر فرانسیس، بدون شک نقش مهمی در کاریزمای بی‌نظیر او به عنوان یک دزد دریایی ترسناک داشته است. در تاریخ، حتی از او به عنوان یکی از با انگیزه‌ترین افراد آن دوره نام می‌برند و به انگیزه دادن‌هایش به همراهان و خدمه معروف بوده است. پدرش، ادموند دریک و مادرش، مری مایلوی بوده است. خب بگذارید راحت‌تر باشیم! مگر نه؟! خانواده دریک به طرز غیرقابل تصوری، دارای ۱۲ فرزند بودند! (خدا بده برکت!) و بدتر از همه آنها هم این است که ایشان فرزند ارشد خانواده نامبرده شده! پس از مرگ پدرخوانده دریک، او در همان حال و هوای شورش در انگلستان، دقیقاً در ۱۳ سالگی پا به دنیای بیرون نهاد. فرانسیس دریک، که عاشق آموختن چیزهای جدید بود، در همان سالها به عنوان خدمه یکی از کشتی‌های رودخانه تایمز استخدام شد و به داد و ستد تجاری در همان رود پرداخت. بیست سالش بود که کاپیتان کشتی فوت کرد و در نهایت، پسر جوان و زرنگ ما، سرپرستی کشتی را برعهده گرفت و به همراه پسر عموی خود، به سفرهای دریایی، چیزی که برای کاپیتان جدید ما بهترین هدیه بود، روی آورد. البته در همین اواسط، لازم به گفتن است که سر فرانسیس، یکی از معروفترین افراد انگلستان در زمینه برده‌داری شده بود و این اسم و رسم، آنقدر در گوش‌ها پیچید که حتی در اسپانیا و پرتغال نیز اسم او را می‌شنیدیم. جالب است بدانید اگر دارایی‌های سر فرانسیس دریک را به زمان حال محاسبه کنیم، حدود ۱۲۶ میلیون دلار خواهد بود!

شخصیت ادوارد، واقعاً دوست داشتنی بود، یکی از بهترین‌های سری… .

شاید ادوارد قصه ما، نتواند در خفن بودن از سر فرانسیس کله‌پوک جلو بزند، اما حداقل، در چابکی و کاریزما، چیزی از او کم ندارد. شاید یک اساسین شدن، برای کسی که هنوز به دنبال حقیقت است، به مراتب برای آبسترگو بهتر بوده باشد. آنها مدام می‌گفتند که اینچنین افرادی، اگر به حقیقت برسند، ایمان قوی‌تری از آنهایی خواهند داشت که با حقیقت به دنیا آمدند. پس احتمالاً حالا، ادوارد یک گزینه ایده آل برای شروع یک ماجرای جدید است. درباره داستان بازی، باید گفت که خب، شاید داستان این نسخه، نسبت به نسخه‌های قبل تفاوت فاحشی داشته باشد. برخلاف نسخه‌های گذشته، ادوارد دیگر آنقدرها هم هدف والا و آرمان‌های حیاتی نداشته باشد. او دیگر مانند اتزیو، قرار نیست بخاطر اعتقاداتش، از جان خود به صورت کامل بزند و همه چیز را فدای این راه کند. او یک آدم‌فضایی نیست و خون دزدان دریایی در رگ‌هایش آشکار است. بازهم وقتی سخن از پول می‌شود، او به وسط می‌آید و برایش همه کار می‌کند. هنوز هم پیدا کردن آثار باستانی گرانبها و گنج‌ها از خواسته‌های مهم اوست. شخصیت ادوارد، در عین حال یک شخصیت بی‌نظیر است. می‌دانم که وارد شدن به جریانات شرکت آبسترگو برای همه جالب نیست. پس بیشتر از این کار را جزئی نمی‌کنیم و به دنیای ادوارد کنوی برویم. داستان از جایی شروع می‌شود که ادوارد متوجه می‌شود تمپلارها به دنبال پیدا کردن موردی با ارزش به نام Observatory هستند. در مسیرتان حتی، شخصیت‌های بزرگی مانند Black Beard را خواهید دید! هرچند نپرداختن به طور جدی به دزدان دریایی، هنوز یک مسئله بی‌اهمیت در دنیای بازی‌های ویدئویی است، اما این دسته از انسان‌ها، در تاریخ داستان‌های جذابی داشتند. ولی به طور کل، باید گفت که داستان همیشه در این سری، از مشکلات عجیبی رنج می‌‌برده و خب در این نسخه نیز بازهم شاهد همین عیب هستیم. داستان در نهایت، علی‌رغم اینکه سعی می‌کند خودش را تمام شده نشان دهد. اما واقعاً اینچنین نیست و داستان، مانند کتاب داستانی است که چندین ورقه‌اش هربار با جلو رفتن از بین می‌رود. این اتفاق قبلاً در نسخه‌های گذشته نیز افتاده و انگار بازهم سازندگان می‌خواستند آن نتیجه‌گیری کلی را به نسخه‌های بعدی موکول کنند. اینجاست که می‌بینیم علی‌رغم شخصیت پردازی خوب،شاهد داستانی شک برانگیز هستیم. یک داستان با حفره‌های قابل توجه! به سادگی می‌توان گفت که بازی در داستان نسبت به نسخه‌های گذشته شکست می‌خورد.

علی‌رغم شخصیت پردازی خوب،شاهد داستانی شک برانگیز هستیم. یک داستان با حفره‌های قابل توجه! به سادگی می‌توان گفت که بازی در داستان نسبت به نسخه‌های گذشته شکست می‌خورد.

به بسته الحاقی بازی برویم. جایی که Adewale، یاور و همراه همیشگی ادوارد، پس از ۱۵ سال، خود به یک اساسین قدرتمند و بی‌باک تبدیل شده. حالا دیگر، تجربه و استعداد او به کمکش آمده تا داستان خودش را بسازد. پس از آم مبارزه ابتدایی و به دست آوردن محموله، طوفانی بزرگ شکل میگیرد و  Adewale، به ناچار در سرزمینی به نام Saint-Domingue گیر می‌افتد و ماجرا از همینجا شروع می‌شود. این بسته الحاقی که بیشتر با نام Freedom Cry شناخته می‌شود، بیانگر رنج‌های بردگان در دوران استعمارگری‌های بزرگ است و البته قهرمانی که واقعاً قهرمان است! شخصیت  Adewale،مانند باقی هم ولایتی‌هایش (!) بی‌باک و شجاع است اما خودش نیز رنج دیده است و این مورد، او را قوی‌تر از همیشه نشان می‌دهد. او دلسوز است و گاهی هم اشتباه می‌کند، مانند همه انسان‌های روی زمین. در نهایت، شما باید به کمک همرهانی که دارید، به ندای آزادی بردگان گوش فرا دهید و دست به یک انقلاب خاموش و بی‌سابقه بزنید. درباره داستان این بسته الحاقی نیز، حقیقتاً باید همه شرایط را در نظر گرفت. اما اگر یوبی‌سافت حداقل همین ماجرا را در قالب یک بازی کامل عرضه می‌کرد و کمی بیشتر بر روی داستان آن کار می‌کرد، شاید شاهد یک اثر رویایی بودیم!

نظر شما چیست؟! از داستان Assassin’s Creed: Black Flag چه چیزهایی برداشت کردید؟!

0
0

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

  • یادش بخیر یکی از متفاوت ترین نسخه ها بود.خیلی باحال بود و همه چی بازی عالی بود.فکر کنم بالاترین متای این سری رو هم داره. کلا یک بازی متفاوت بود و خستگی توش احساس نمیشد.واسه من بعد brotherhood این نسخه در جایگاه دوم قرار داره.شکار حیوانات وپیدا کردن صندوقچه های گنج خیلی باحال بود چیزی که اتفاقا سال قبلش تو Far Cry 3 وجود دداشت.فرقه ادمکش جز معدودترین فرانچایزهای مورد علاقه من است.اخرین نسخه هم خوب بود و لااقل نسبت به syndicate دوباره روند صعودی رو در پیش گرفته.امیدوارم نسخه بعدی حتی موفق تر عمل کنه.

    0
    0
    • all pacino گفت:

      این نقد و بررسی بود الان تحلیل داستان بود چی بود؟ نه داستان رو مشکافی کرد نه بازی رو تحلیل نصفش که در مورد سر فرانسیس دریک بود کلا ۴ خط در مورد بلک فلگ نوشتی که چیز خاصی هم در موردش ننوشتی من که تا خط آخر فکر میکردم اینا مقدمه است نویسنده گرامی خسته نباشی ولی این تحلیل خیلی ناقصه

      0
      0
      • هدف نویسنده این نبود که کل داستان رو شرح بده فقط داستان رو بررسی کرد و به پتانسیل هاش اشاره کرد که اگر یوبی سافت کمی سر عقل می اومد داستان این بازی پتانسیل عالی شدن رو داشت. البته با نقل متن سرفرانسیس موافق نبودم که اصلا ربطی نداشت. موشکافی داستان این نسخه بالای ۵ هزار کلمه میره! به خصوص اگر بخواهیم شواهدات چگونگی مرگ ادوارد رو بررسی کنیم.
        در کل نویسنده زحمت کشیدند و دستشون درد نکنه. مقاله ی خوبی بود (!)

        0
        0
        • AKBAROF گفت:

          جیسون اینو می دونیم که خیلی پتانسیل داشت اما هدر رفت بازی حفره داستانی داشته
          اما داستانشو نمی دونستیم که با خوندن این مطلب نه تنها به جواب رسیدیم بلکه سوالاتمون هم بیشتر شد
          بیشتر از این کار را جزئی نمی‌کنیم و به دنیای ادوارد کنوی برویم
          چه قدر وارد دنیای ادوارد کنوی شدیم Laugh Laugh Laugh

          0
          0
          • احتمالا نویسنده این سری مقالات بر چنین محوریتی بگه و قصد نداشته باشه وارد دنیای بازی بشه. در مقاله ی انچارتد هم بیشتر تاریخ رو توضیح داده تا داستان. البته خب از حق نگذریم اسم مقاله هم بررسی داستانیه نه موشکافی و تحلیل و… همون کاری که منتقدا در ۵۰۰ کلمه در نقد کامل بازی توضیح میدن ایشان کلماتشو سه برابر کرده و در قالب یک مقاله جدید گذاشته. اما کار جالبی نیست که نصف مقالات قبلی رو کپی کرد در این مقاله استفاده کرد. عملا ۶۰ درصد متن مربوط به بررسی داستاتی انچارتد است.

            0
            0
        • all pacino گفت:

          این بازی سال ۲۰۱۳ عرضه شده و فکر نکنم گیمری باشه که اینو بازی نکرده باشه میتونست بگه اسپویل داستان بلک فلگ اینجوری بهتر بود اینجور مقالات معمولا قبل از عرضه یه بازی خوبه ولی بعد از عرضه بیشتر داستان بازی رو باید مورد بررسی قرار بدن نه تاریخچه میتونست سرگذشت ادوارد رو یا حفره های داستانی بازی رو شرح بده در کل موفق باشید

          0
          0
      • Booker DeWitt گفت:

        بله علی جان عزیز کاملا قبول می کنم و افتخار هم می کنم که کسی مثل شمت قشنگ و برادرانه میاد نقدشو میگه. به روی چشمم. حتما مقاله بعدی زمین تا آسمون فرق خواهد داشت.
        ممنونم بازم ازت.

        0
        0
    • shadowwarior گفت:

      خدای بازی بود دم یوبیسافت گرم با این شاهکارهایی که برای ما ساخته واقعا ازش لذت بردم با سیستم قدیمیم تمومش کردم عالی بود از همه لحاظ

      0
      0
  • من کالکشن Ezio رو دارم و هنوز جذابه لعنتی بیشتر از همه با Syndicate حال کردم خیلی جذاب بود تا قبل از اینا تو نسل ۷ با Ezio من حتی ۳ رو هم خیلی دوس داشتم حیف که ریمستر نشده

    0
    0
  • Senatorbigy گفت:

    من از داستان این نسخه خیلی خوشم اومد ولی متاسفانه از بخش هایی از گیم پلی مانند کشتی رانیش زیاد خوشم نیومد و شاید بگم تو لیست مورد علاقه های من اون آخر هاس و به ترتیب برترین هاش واسه من:
    AC 3
    AC unity
    AC brotherhood
    AC Origins
    AC syndicate
    AC Revelations
    AC 4 black flag
    AC 2
    ولی نسخه ی اول رو بازی نکردم Grin خلاصه که من با این فرانچایز خیلی حال کردم و شاید این نظرم منفی زیاد بخوره ولی خوب این نظره منه Grin In Love

    0
    0
  • Farshidmc گفت:

    کارکتر خوبی داشت
    ولی گیم پلی کشتی خوب نبود
    اشرف کلا کارش تغییر همه چی بازی AC
    تو orgins این کار کرده

    0
    0
  • AKBAROF گفت:

    حتما در نقد بعدی می خواهید ازادی خواهان انقلاب فرانسه رو معرفی کنید و از دلایل کارهاشون صحبت کنید و بعدش ۴ خط در مورد داستان بازی یونیتی بنویسید
    بررسی داستان نمی خایم شرح داستان می خواهیم

    0
    0
    • Booker DeWitt گفت:

      خب دوست عزیز محض اطلاع باید بگم که این یک مقاله تحلیلی هستش نه “نقد”!
      جالبه چطور شما فرق نقد و مقاله تحلیلی رو نمی دونید بعد میاید تیکه میندازید! من که خندیدم و حالم بهتر شد مرسی!
      بله در مقاله بعدی می خوایم آزادی خواهان انقلاب فرانسه رو معرفی کنیم. و بعد ۴ خط درباره داستان یونیتی بنویسیم البته بعد از اینکه همه داستان رو توضیح دادیم ۴ خط به عنوان پایان مقاله می نویسم که مقاله فیکس بشه ۵۰۰۰ کلمه!
      لطفا تو بقیه مقالات من هم کامنت بذارید بشناسمتون یکم با هم آشنا شیم براچی خجالت می کشید?!

      0
      0
      • AKBAROF گفت:

        اقای غزالی من اول پست بررسی داستان رو که از شما دیدم Life is strange بود و واقعا معرکه بود و وقتی صحبت می کردید انگار بازی در جریان بود و خیلی چیزها از اون پست یاد گرفتم و واقعا مفید بود اما همون طور هم که خودتون گفتید به شدت هر مقاله ای که از این سری بررسی داستان میاد نسبت به قبلی ضعیف و ضعیف تر میشه کاش این مشکل رفع بشه من هنوز امید دارم Cool

        0
        0
  • سلام حسین جان خسته نباشی.امیدوارم خوب باشی.
    اگر امکانش هست تلگرامتو چک کن.یک سری مطالب برات فرستادم
    مقاله هم شسته رفته و خوب بود.اما به نظر میاد خودت هم از بررسی داستان این سری خسته شدی
    امیدوارم مقاله بعدی اخرین مقاله راجع به سری اسسینز باشه
    واقعا هم دیگه چیزی برای ارایه نداره.
    داستان از شماره ی سوم به بعد تکرار مکررات هست

    0
    0
  • Mahyaroow گفت:

    هیچوقت نتونستم این بازیو کامل کنم
    رو کنسول بازیم تا ۱۰ درصد بیشتر نمیرفت بازیو میداد بیرون Eek!
    رو پیسی هم یه بار سیوم پاک شد رفتم دوباره دوستان اومدن خونمون باز سیومو پاک کردن دیگه ولش کردم Neutral
    کشتیرانی بازی خیلی برم جالب بود و یکم حوصله سربر بود
    لباسا و شمشیرای خفنی داشت(اون زمان خر کیف میشدم Grin )
    گرافیکش هم خیلی خوب بود
    اگه بخوام رتبه بندی کنم
    brotherhood
    Ac1
    Ac3
    Ac 2
    rogue
    unity
    revelation
    black flag
    syndycate
    origins(نمیتونم باهاش کنار بیام)

    0
    0
  • واقعا با این بازی ارتباط برقرار نکردم یه طوری بود کلی شخصیت داشت ولی تقریبا هیچکدوم کار خاصی نمیکردن تنها بخش زیبای بازی دریانوردی شکار کوسه بود ممنون از مقاله
    اسپم:قسمت ۲ تحلیل اثار دیوید کیج چی شد؟؟؟؟؟؟

    0
    0
  • تنها بازی که دریای کاراییبو فوق العاده به تصویر کشید واقعا تنها نسخهac بود که ازش خوشم اومد!!!

    0
    0
  • Heavyy rain گفت:

    بعد تا چیزی میگیم آقابابایی میاد بیانیه میده که نه شما توهین نکن.کلا تو این سایت حق انتقادی هم وجود داره؟الان من کاور بازی رو ببینم میتونم این مقاله رو بنویسم شاید کمی طولانی تر.گیمفا خیلی وقته به کمبود محتوا خورده و داره خود زنی میکنه

    0
    0
    • Booker DeWitt گفت:

      ببخشید شما چیزی مصرف می کنید?! آقای آقابابایی یک کامنت هم گذاشتن در این مقاله?! چطور شما الان دارید اکانت آقای آقابابایی رو میبیند تو نظرات? جلل الخالق!
      در ضمن من در کامنت ها عذرخواهی کردم! فعلا شمایی که داری خودزنی می کنی!

      0
      0
  • Hamed777 گفت:

    به نظر من اساسین از سه به بعد دیگه شکست خورد
    اگه همین داستان رو بدون برند اساسین میداد بیرون خیلی بهتر بود
    اولین بار بود یه بازی اپن ورلد توی تم دزد دریایی میدیدیم
    اگه داستانش رو از اساسین ها جدا میکرد بهتر بود
    مثلا اساسین یونیتی هم همینطور
    ایده ی انقلاب فرانسه هر گیمری رو وسوسه میکنه که حتما اون فضا رو تجربه کنه ولی به شرط این که اساسین نباشه
    واقعا دیگه اساسین خسته کننده شده
    دیگه به اندازه ی التایر و اتزیو و کانر از بازی لذت نمیبریم
    خلاصه که ایده هایی مثل انقلاب صنعتی و انقلاب فرانسه و دزد دریایی عالیه
    ولی چون همه شون تم اساسین داشت اون لذتی که باید میبردیم نبردیم

    0
    0
    • داداش پتانسیل این سری هیچوقت از بین نمیره. نسخه آخر این رو نشون داد . این بحثی رو که شما میگید مربوط به تم و لوکیشن بازیه که واقعا باید خوب کار شده باشه . مثلا ربط دادن تاریخ به اسسین ها که همیشه تو این سری وجود داشته . مثل داوینچی . انقلاب فرانسه . انقلاب آمریکا . واشنگتن . کلئوپاترا و … . همین عامل هاست که ac رو شیرین میکنه و مثل یک کتاب تاریخ با ارزش میشه .

      0
      0
  • عالی بود خسته نباشید
    داستان آین بازی خیلی الکی بود دقیقه ای یه نفر بهت خیانت می‌کرد و تا آخر بازی همینجوری بود ولی آخرش که ادوارد تو خیالش یه میز رو دید که همه ی دوستای قدیمی نشسته بودن جالب بود
    یادش بخیر من همه آدمای اصلی رو نگه می‌داشتم تا با تفنگ بزنم تو سرشون که حسابی حالشون جا بیاد و حال بده ولی سر اون دزد دریایی خیانتکاره که از همه ازش بیشتر بدم میومد خواستم این کارو کنم یهو پای ادوارد بهش خورد بعد نشون داد کشته شده و اعصاب منم که داغون Grin

    0
    0
  • شاهکارترین نسخه بعد از سه گانه اساسینز
    هرکس انکارش کنه گیمر واقعی نیست Grin

    0
    0
  • Roman گفت:

    دوستان برای شما هم بخش عضویت مشکل داره؟ |:

    0
    0
  • الان دارم موسیقی شاهکار AC2 رو گوش میدم. هوس کردم بیام سایت و لاگین کنم. و تشکر کنم از گیمفا و گیمفایی ها که خیلی لحظه های خوشی رو برام درست کردن. نمی‌دونم سرمنشا این حس چیه، ولی توی دنیای اینترنت، گیمفا برام مثل یه خونه س. همیشه هم پربازدید ترین سایت توی مرورگرمه.
    همین
    مرسی Smile

    0
    0
  • .Murder Inc گفت:

    یک مقاله هزار و یکشب به شدت ناقص و افتضاح دیگه از آقای غزالی No No
    این مقاله هم به مانند تمام هزار و یکشب های قبلی کاملا کوتاه و ناقصه و چیزی به یادداشته های شما اضافه نمیکنه. ازتون خواهش میکنم یا یه فکری در مورد کیفیت این مقالات بکنید یا اصلا دیگه ننویسید (خطاب به حسین غزالی)

    0
    0
  • Dr.tech گفت:

    این نسخه بنظرم بعد از اتزیو بهترین بود.بازی همه چی داشت از نوآوری و گیمپلی تا گرافیک و داستان یادش بخیر اما یوبیسافت بعد از این نسخه دیگه این سری رو نابود کرد من خودم عاشق این سری هستم و تمام نسخه هارو بازی کردم ولی origins و syndicate یه چیزی فرا تر از افتضاح بودن و بنظرم کلا سری رو نابود کردن شاید خیلی چیزا پیشرفت کرده بودن ولی دیگه اساسین نبود

    0
    0
  • Booker DeWitt گفت:

    خب دوستان بنده معذرت خواهی می کنم اگر کیفیت مقالات هزار و یک شب مدام داره افت میکنه و دچار مشکل شده، مرسی که به فکر هستید همچنان و البته یه تشکر جانانه از دوستانی که ظاهرا بدجور منتظر همچین روزی بودن. به هر حال من دست اون دسته از دوستانی رو می بوسم که محترم و با انصاف حرفشون رو زدند و معذرت خواهی می کنم دقیقا فقط از همین دسته. برخلاف کسانی که بازم یاد آوری کردند که انصاف براشون کلمه بی معنی ای هست. و قول میدم که کیفیت مقالات هزار و یک شب رو برگردونم به حالت اول.
    مرسی از همه. چه شمایی که با نظراتت فکر می کنی زحمات نویسنده رو همه پروندی و چه شمایی که من رو میشناسی و می دونی که چطور بودم و همیشه مثل برادر انتقاد کردی.
    یا علی

    0
    0