وضعیت سبز | برترین عناوین کنسول Xbox One که باید حتما تجربه کنید

۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۷ - ۰۹:۰۰

به عقیده بسیاری ایکس باکس و آخرین مجموعه کنسول هایش روزگار چندان خوبی ندارند. این حرف شاید تا حدی درست باشد ولی نکته اصلی انجاست که شاید مایکروسافت عنوان هم سبکی در سبک و سیاق عناوین ماجراجویی سونی در چنته ندارد. البته که استدیو های مایکروسافت هم سعی کرده اند به این بخش از دنیای بازی ها نیز سری بزنند. به زودی شاهد چندین و چند انحصاری بزرگ و کوچک از سوی مایکروسافت خواهیم بود که البته باز هم از سبک اصلی مایکروسافت در عناوینش بهره می برند. سبک اصلی مایکروسافت چیزی نیست جز ایجاد یک تجربه چند نفره آنلاین در هر عنوانی، از شوتر های معروف گرفته تا ادونچر های زامبی محور. مایکروسافت هر کاری هم که از دستش بربیاد، باز هم نمی تواند پز تجربه چند نفره فوق العده بازی هایش و یا سرور های قدرتمندش را ندهد و در هر صورت در هر عنوانی از این شرکت یک بخش آنلاین محور به زور گنجانده خواهد شد. البته از سوی دیگر بهترین عناوین ترد پارتی این کنسول هم به جز یکی دو مورد اکثرا درخششان در بخش چند نفره است. بهتر است بیش از این وقت را تلف نکنیم و به بررسی بهترین عناوینی که تا به امروز می توانید بر کنسول مایکروسافت تجربه کنید، بپردازیم.

۱۰-BATTLEFIELD 1

مهم نیست که چه قدر یک بازی از این مجموعه قدیمی به نظر برسد و یا بعد از مدتی خسته کننده شود. بالاخره اول و آخر مقصد بسیاری از ما بازی کردن یکی از عناوین این مجموعه است. شاخصه اصلی مجموعه بازی های میدان نبرد، جنگ های بزرگ با تعداد زیادی از بازی بازان است که هر کدام در گوشه ای از نقشه های نسبتا عظیم بازی قرار گرفته اند تا شما تک به تک سر وقتشان برسید. خوشبختانه با توجه علاقه بسیاری از بازی بازان به این مجموعه، همیشه شاهد حظور هزاران نفر از بازی بازان مختلف در سرور های همیشه این سری هستیم و ربطی ندارد که بازی مورد نظر نسخه Battlefield 1 جدید باشد و یا یکی از اولین بازی های نسل هفت این مجموعه یعنی Bad Co 2. همیشه شما بازی باز برای رقابت خواهید داشت. از سوی دیگر یکی از ویژگی های بسیار خوب این کنسول، توانایی اجرای بازی های نسل گذشته است و بنابراین هیچ مشکلی در اجرای سه عدد از بهترین های این سری یعنی نسخه سوم و بد کمپانی ها نیز نخواهید داشت. البته همه این صحبت ها تا به این جا در خصوص لذت بخش چند نفره این عناوین بود و باز هم خوشبختانه تمام نسخه های جدید به بخش تک نفره لذت بخشی نیز مجهز شده اند و شاید از این جهت هم اندکی برای شما لذت بخش و وقت پر کن باشد.

مگالودون هم داره کم کم به پای ثابت همه بتلفیلد ها تبدیل میشه !

در واقع بتلفیلد دنیای ویژگی های مختلف در غالب یک بازی واحد است. این تجربه ای است که شاید بتوان به جرات گفت هیچ بازی دیگری به این شکل نمی تواند به شما ارائه دهد. ذره ای نبرد روی زمین و یا درون یک تانک، به درون قایق های بزرگ و کوچک بازی برو و یا اگر از کف زمین خسته شدید، خود را به نزدیک ترین پایگاه هوایی نقشه برسانید و  سوار یک وسیله نقلیه هوایی شو. به همین راحتی می توانید در بازی خود تنوع ایجاد کنید. حتی با وجود مود های دیگر افزوده شده به بازی مانند مود Air Superiority، حتی سبک بازی نیز به شکل اساسی عوض شود. با وجود نسخه های متنوع و تنوع مراحل بازی، این سری به شدت ارزش خرید بالایی را بدست آورده است و می تواند تا سالیان سال فقط با یک شماره از آن ها سرگرم باشید.

۹-HALO 5

باید گفت که متاسفانه داستان مستر چیف و هیلو در سراشیبی به شدت خطر ناکی قرار گرفته است. نسخه پنجم با وجود تمام ویژگی های ظاهری و تغییرات مثبت گیم پلی که در آن لحاظ شده بود باز هم نمی توانست طرفداران را راضی کند.عده ای تغییرات را نا کافی می دانستند و عده ای دیگر که از قضا از طرفداران قدیمی سری نیز بودند این تغییرات را بسیار زیاد و گیج کننده می دانستند. فلسفه گروه اول عدم رقابت پذیری بازی با بسیاری از عناوین روز بود و دسته دوم هم تمام این تغییرات را نشانه ای از تغییر این سری و ساخت چیزی غیر از آن هیلو که سالیان سال با آن بزرگ شده بودیم می دانستند. این بخشی از سختی کار استدیو ۳۴۳i در راه راضی نگه داشتن همه است و معلوم هم نیست که در آینده چطور باید از پس این انتظارات بربیاید. در هر صورت شماره پنجم عرضه شد و از بسیاری از جهات یک بازی افتضاح (به اسم هیلو) و یک شاهکار به تمام عیار بود. افتضاح از این جهت که در دنیایی که اسم متسر چیف و هیلو به هم دیگر پیوند خورده است، در این عنوان دیگر گهکاه باید به دنبال یک سکانس و یا مرحله ای از مستر چیف می بودیم و سازندگان قصد داشتند که به زور اسپارتان لوک را به عنوان ابر قهرمان جدید به خورد طرفداران بدهند. البته کل فرآیند فرستادن مستر چیف به یک مرخصی کوتاه مدت چندان هم بد نیست ولی شدت و سرعت این کار به مذاق خیلی ها خوش نیامد. البته از سوی دیگر بازی بالاخره از آن سیستم غیر معمول و آزار دهنده کنترل های شماره های قبلی فاصله گرفت و رنگ و روی مدرن تری به خود گرفت. شاید این مسئله چندان مهم به نظر نرسد ولی تصور آسیبی که باید مغذمان وارد کنیم تا بعد از یک دست بلتفیلد کمی هم هیلو بازی کنیم، سبب می شد که عده بسیاری به کل از خیر بازی بگذرند.

داداش تو خوب خفن جون جدت برو پی کارت بزار صاحابش بیاد!

البته به سبک تمام نسخه های پیشین، در این شماره هم دلیل اصلی که سبب می شد بسیاری به سمت یکی از شماره های این مجموعه بروند بخش چند نفره فوق العاده بازی بود که سبب می شود علاو.ه بر ۸ تا ۱۰ ساعت بخش تک نفره، صد ها ساعت نیز به تجربه بخش چند نفره بازی نیز بپردازید. بخش چند نفره بازی دقیقا از فرمول شماره های پیشین بهره می برد و تفاوت اصلی در اضافه شدن مود های جدید به بازی است که این تغییر به مذاق همه طرفداران خوش می آید. یکی دیگر از مود های به شدت لذت بخش افزوده شده به بازی، بخش FireFight است که برای سال ها و تا زمان نسخه پنجم جای خالی آن در بازی احساس می شد و آخرین بار می توانستید در نسخه Reach این مود را تجربه کنید. این جا می توانید به صورت گروهی در برابر سیل عظیم دشمنان بشریت صف آرایی کنید و حسابی از خجالت آن ها در بیایید. البته اگر هم از نبرد های بسیار بزرگ بخش جدید لذت نبردید، می توانید در بخش Arena به راحت به تمام مود های پیشین نیز دسترسی پیدا کنید و از این جهت هم هیچ خرده ای به بازی وارد نیست. حتی برای خالی نبودن عریضه سیستم رنکینگ نیز به این بخش اضافه شده که فصل به فصل ریست می شود. البته باز هم باید گفت که بازی یکی دو مشکل دیگر نیز دارد که مهم ترین آن ها سیستم پرداخت درون برنامه ای بازی است که با وجود آن که به شکل مستقیم در یک رقابت تاثیر گذار نیست ولی باز هم می تواند سبب برتری عده ای در یک رقابت شود. با تمام این ها باز هم وجود یک نسخه از سری هیلو در لیست بهترین های ایکس باکس اجباری است.

۸- Rise of the tomb raider

با وجود آن که در آستانه عرضه نسخه جدید این سری هستیم باز هم تجربه ROTR یک اجبار برای هر طرفدار این سری و در واقع هر بازیباز است. بعد از سال ها دوری از بازار بالاخره اولین نسخه از سری جدید در سال ۲۰۱۰ به بازار بازگشت که با وجود تمام ویژگی های فوق العاده افزوده شده به بازی، این نسخه به طرز لذت بخشی کامل بود. از محیط های بزرگ و پهناور تا مناظر زیبا. حتی تنوع مراحل بازی نیز به شدت کامل بود و از سویی نیز پایبندی بازی به ریشه های سری در حالی که در آن روز ها همه به دنبال شبیه شدن به ندای وظیفه بودند نیز قابل ستایش بود.

این بازی از هر جهتی زیباست!

با همین فرمان نسخه بعدی نیز برای کنسول های نسل هشتمی عرضه شد که از هر جهت نسبت به شماره های پیشین بهبود داشته است. از بهبود فوق زیبای گرافیکی بازی گرفته تا بهبود گیم پلی بازی. در این نسخه نیز شاهد توانایی ارتقای تجهیزات و یا ساخت نمونه های جدید هستیم که با وجود قابلیت New Game Plus در بازی به ارزش تکرار بازی نیز به شدت افزوده خواهد شد. این شماره ترکیبی است زیبا از گرافیک خیره کننده حتی بر روی پایه ای ترین مدل دستگاه، محیط های به شدت متنوع که لحظه ای هم به شما اجازه خسته شدن از بازی را نمی دهند و داستانی فوق العاده که با سوالات بی پایانی ما را برای نسخه بعدی تشنه نگه خواهد داشت. بازی هنوز هم از سبک پایه ای که در نسخه پیشین معرفی شد بهره می برد. اکشنی لذت بخش به همراه اندکی عنصر مخفی کاری. دشمنان تعدادشان نسبت به نسخه های پیشین بیشتر شده است و این هم چالش بیشتر و هم لذت مضاعفی برای شما خواهد داشت. از سوی دیگر محیط های بازی ترکیبی هستند از جنگل های پوشیده و سرسبز سیبری در بهار و یا کوهستان های تبت تا صحرای زیبا و جنگ زده سوریه که البته اگر محیط صحرایی بازی اندکی بیشتر هم بودند باز هم لذت بخش تر بود. با این وجود این بازی یک پکیج کامل است که از قضا رقیب اصلی سری آنچارتد هم به حساب می آید که اگر هوس چنین عنوانی را کرده اید تجربه ROTR پیشنهاد می شود.

۷- Cuphead

با وجود عرضه صد ها عنوان در سال که بخش عمده ای از آن ها نیز عناوین مستقل با بودجه های محدود هستند، باید انتظار بهترین نوآوری را نیز از همین دست عناوین داشته باشیم. این میان عناوین مختلفی با استفاده از سرویس Xbox Live Arcade مطرح شدند و پا به عرصه وجود نهادند. در این میان می توان به شاهکار هایی مانند Super Meat Boy، Limbo و یا Inside اشاره کرد که همگی جز ساخته دست پرورده های مستقیم و غیر مستقیم این شبکه بودند.

انتظار عالی بودن از این عنوان می رفت که موفق هم شد. سازندگان بازی لایق هر تعریفی که از آن ها بشود هستند

البته سال گذشته مایکروسافت یک ایده جدید دیگر را در میان سیل عظیم این عناوین شناسایی کرد و مجددا با ارائه امکانات و منابع به سازندگان پر استعداد بازی که از قضا چندین سالی هم بود که به دلیل موانع و مشکلات توانایی به پایان رساندن بازی خود را نداشتند، سبب شد این عنوان هم زنده بماند و حالا شاهد یکی از بهترین های XBA باشیم.  این عنوان همان طور که از اسمش نیز پیدا ارتباطی به فنجان دارد! در واقع بازی داستان دو برادر کله فنجانی است که وارد داستان عجیبی با شیطان شده اند و حالا باید کار های سختی را نیز برای او انجام دهند. داستان بازی بر خلاف ظاهرش بسیار کامل و زیبا است. همین طور گیم پلی بازی که شاید بتوان به جرات گفت که بی نظیر است و یا حداقل نزدیک ترین عنوان به این بازی از نظر لذت سری Metal Slug است که این بازی می تواند این ابر عنوان و شاهکار کودکیمان را نیز به راحتی پشت سر بگذارد. علاوه بر این، این شاهکار مستقل دارای مجموعه ای غنی از مویسقی های زیبایی است که شاید فقط به خاطر آن حاظر شوید بازی را خریداری کنید. البته این عنوان برای هر کسی مناسب نیست و اگر شما هم مثل من دیگر عرضه به پایان رساندن یک بازی به شدت سخت را نداشته باشید! مجبور باشید از خیر این ابر شاهکار بگذرید ولی باز هم مطمئن باشید که صد ها بار مردن در این بازی هم باز سبب نمی شود که به این راحتی از آن چشم پوشی کنید.

۶- Far Cry 5

فار کرای دیگر پدیده نسبتا جدید این روز ها می باشد. پیش از هر چیزی باید حساب چند شماره نخستین این مجموعه را از سایر بازی ها جدا کرد. در واقع سری اصلی بازی را از شماره سوم و حظور پر شکوه واس به عنوان یکی از بهترین آدم منفی های تمام طول تاریخ  حساب کرد که بار دیگر به ما آموخت جنون و وحشی گری هیچ حد و مرزی ندارد. این روند فوق العاده در شماره چهارم هم حفظ شد و البته در این میان یک بازگشت به عقب را در نسخه Primal شاهد بودیم. این بازی علاوه بر آن که حتی نقشه خودش را هم نداشت، بلکه واقعا ارتباط آنچنانی نیز به دنیا و حال و هوای سری اصلی نیز نداشت و فقط یک کلمه فارکرای به آن چسبیده بود.

فارکرای چند سالی بود که در حال درخشش بود ولی این شماره اصلا انتظار من از هر چیزی رو دیگه بالا برد!

البته یوبی سافت نشان داد که در اوج منفوریت نیز می تواند کاری کند که نا گهان همه مجددا عاشقش شوند و در این میان نیز با عرضه نسخه پنجم  داستانی دیوانه کننده نشان داد و ثابت کرد که چرا باید کم کم لقب هیولای خاموش را برای این مجموعه در نظر بگیریم. هر چه از ایده اصلی داستان بازی برایتان بگوییم کم لطفی در حق بازی است و بهتر است از هر جایی هم که شده خودتان یک نسخه از بازی را پیدا و تجربه کنید. جدای از داستان بازی، گیم پلی و گان پلی بازی دقیقا همان چیزی است که در نسخه های پیشین هم مشاهده کرده بودید که حالا کامل تر  شده است و در نتیجه لذت بیشتری نیز به شما ارائه می کند. یکی از مهمترین آن ها بهبود و تکامل نبرد در هوای بازی است. که توانسته به کل ساختار نبرد ها را تغییر دهد. البته هنوز هم هلیکوپتر سواری بازی اندکی مسخره و غیر طبیعی به نظر می رسد ولی باز هم لذت بخش و کابردی است. جدای از آن تقریبا هر چیز خوب و لذت بخشی که در نسخه های پیشین بوده در این نسخه نیز افزوده شده است که مهمترین و کاربردی ترین آن ها توانایی داشتن یک حیوان دست اموز در دنیای بی رحم بازی است. در کل باید گفت که از نظر گیم پلی و ساختار کلی نسخه جدید فار کرای چیز جدیدی برای عرضه ندارد ولی داستان فوق العاده زیبای آن سبب می شود که حتما برنامه ای برای خرید آن در نظر بگیرید.

۵- Overwatch

یکی دیگر از عناوین نسبتا جدید و البته پر مخاط این روز ها OverWatch نام دارد که بر خلاف تصور بسیاری توانست اسم و رسمی برای خودش دست و پا کند. همین جا و پیش از شروع هر چیزی می گوییم که این بازی به هیچ وجه کامل نیست. هنوز هم ایراداتی در بازی وجود دارد ولی چیزی که سبب می شود این عنوان ارزش قرار گرفتن در این لیست را داشته باشد تعهد سازندگانش برای بهتر کردن آن است. در واقع بر خلاف اکثر شوتر های مطرح این روز ها که بعد از یکی دو سال دیگر سازندگان هیچ اهمیتی به آن ها نمی دهند، اورواچ به همراه تیم متعهد و علاقه مندش توانست طول عمر بیشتری نسبت به سایر عناوین مجموعه اکتیویژن/بلزارد داشته باشد. البته باید قبول کرد که دیگر سرعت عرضه آپدیت ها مثل روز های اولش نیست ولی هنوز گهگاه خبر هایی از بهبود و یا تضعیف هیرو ها به گوش می رسد.

جدای از تمام حرف هایی که در خصوص این چنین عناوینی زده میشه، امتحان این ها به شدت توصیه میشه چون واقعا قراره ازشون لذت ببرید

جدای از آن مهمترین نکته ای که سبب می شود اورواچ یک عنوان دوست داشتنی باشد سبک به شدت دوست داشتنی آن است. از یک سو بازی با نمک و خنده دار به نظر می رسد، خبری از انفجار های آنچنانی واقع گرایانه و نبرد های حماسی نیست و بازی سبک لذت بخش خود را دارد. از سوی دیگر بازی به هیچ وجه بچگانه نیست و حرف اول و آخر را مهارت شما می زند. بازی با وجود مد های فراوانی که دارد، بر خلاف ظاهر غلط اندازش اکثرا ارزش بالایی برای کار تیمی قائل است ولی باز هم حرکت های تماشایی تک نفره نیز هم لذت خودشان را دارند و بازی نیز به شدت از این کار شما استقبال خواهد کرد. از سوی دیگر هر کدام از کاراکتر های بازی به قدرت های ویژه خود نیز مجهز هستند که هر کدام نیز تاثیر فوق العاده ای بر روی روند بازی خواهد داشت و این سبب می شود که زمان زیادی را صرف یادگیری کاراکتر های جدید بکنید. در هر صورت هر چه که باشد اورواچ بر خلاف ظاهرش که در ابتدا می تواند تقریبا هر کسی را از خودش زده کند بعد از مدتی به یکی از اعتیاد کننده ترین بازی ها در آرشیوتان مبدل خواهد شد.

۴- Witcher 3

اگر قرار باشد لیستی از بهترین ها در هر سبک و سلیقه ای را تهیه کنیم ولی قرار باشد که هیچ حرفی از یکی از بهترین های استدیو CD Red Project به میان نیاید، باید بدون شک باید گفت که آن لیست هیچ ارزشی ندارد. همین ابتدا باید برای شما توضیح دهم که تنها دلیلی که این بازی در رتبه اول نیست فقط به خاطر ان است که در حق دیگر بازی ها اجحاف نشود وگرنه این شاهکار استدیو CD Red Project آنقدر زیبا و بی نقص بود که جای هیچ خرده ای به بازی وارد نیست و اگر می شد باید هر سال به عنوان GOTY انتخاب می شد. با تشکر از سازندگان خوش سلیقه و فهمیده بازی در تمام طول بازی حتی یک لحظه هم بازی اجازه افت سطح آدرنالین برای تماشای بیشتر سرزمین پهناور بازی را نخواهد داد و با انبوهی از مراحل اصلی و جانبی و رمز و راز های گوناگون و هیولا های جدید تر و سخت تر شما را همواره شگفت زده خواهد کرد.

داداش شما تا چند لحظه دیگه قراره که نصف بشی

سری ویچر و مخصوصا شماره سومش به کلی مفهوم یک بازی داستان محور را برای همیشه تغییر داد. ثابت کرد که چطور دقیقا از ثانیه صفر بازی بازیباز را سر جای خودش میخکوب کرد. گرالت از ریویا در جستجوی سیری در این شماره همه مرز های جذابیت را در نوردید و به یکباره همه را به کل چنان عاشق خودش کرد که از حالا تا ده ها سال بعد هم با شنیدن کلمه ویچر یا گرالت چه در باز ی، چه در فیلم و چه در سریال و یا هر چیز دیگری، مو به تنمان راست شود. ویچر هیچ کم و کسری نداشت. شاید در ابتدا بازی اندکی با مشکلات کوچکی سر و کله می زد اما سازندگان به سرعت موفق شدند که تقریبا تک تک مشکلات بازی را یک به یک بر طرف کنند. حتی با وجود تمام باگ های بازی نیز باز هم ویچر ۳ آنقدر زیبا بود که باز هم همه از آن لذت می بردیم. اگر به تازگی یک کنسول جدید خریده اید و این عنوان را تجربه نکرده اید، خرید این شاهکار شروع خوبی خواهد بود.

۳- Forza Motor Sport/ Horizon

کل عناوین انحصاری مایکروسافت در یک سمت و در سمت دیگر سری فرتزا قرار دارد. در ابتدا و برای چیزی در حدود ۸ سال این مجموعه فقط به عرضه عناوین شبیه ساز بسنده کرده بود که تا قبل از یک سری تغییرات بنیادین شماره چهارم این سری نه تنها یکی از بهترین های این سری بلکه یکی از بهترین های کل عناوین شبیه ساز رانندگی بود. البته کم کم مایکروسافت متوجه محبوبیت سری Need for Speed شد که حتی با وجود آن که سال به سال در حال پسرفت بودند باز هم طرفداران این سری سال به سال در انتظار عرضه یک نسخه واقعی و درست و حسابی از این مجموعه خود را به زمین و زمان می کوبیدند و باز هم در انتها از نتیجه صبرشان پشیمان. این عشقی بود که فقط یک عنوان آرکید می توانست در دل بازیباز ایجاد کند. در واقع حس فتح خیابان ها بدون هیچ محدودیت و دلپذیر تر بودن رانندگی در شهر ها نسبت به پیست بود که سبب می شد شما عاشق این دست عناوین شوید. به همین جهت هم مایکروسافت به سرعت دست به کار شد و راه را برای عرضه یک سری دیگر در این مجموعه باز کرد که حالا نه تنها با سری اصلی رقابت می کرد بلکه دیگر از مجموعه اصلی هم محبوب تر شده بود.

واقعیت یا ساختگی، اگر این پیست را نمی شناختیم، واقعا سوال سختی بود!

با عرضه سری Horizon حالا جان تازه ای در رگ های قدرتمند مجموعه فرتزا نیز دمیده شد و دیگر هیچ عنوانی یارای رقابت در برابر این مجموعه را نداشت. از سویی سری NFS و سایر عناوین آرکید دیگر شانسی برای رقابت با هیجان، زیبایی و جزییات این سری نداشتند و از سوی دیگر مجموعه اصلی تر یعنی سری موتور اسپورت هم با نسخه هفتم ثابت کرد که هنوز هم در یک بازی خشک و به ظاهر خسته کننده می تواند چنان تغییرات و جزییاتی را تزریق کند که گویی برای اولین بار است که می خواهیم سوار یک خودرو شویم. از افزایش غیر منتظره تعدد خودرو ها  و پیست ها گرفته تا جزییات دیوانه واری که تا پیش از آن در هیچ عنوان دیگری دیده نمی شد. البته هنوز هم قبول داریم که به دلیل ماهیت بازی، سری موتور اسپورت اندکی رو به خسته کننده شدن قدم نهاده است ولی باز هم با تشکر از ذهن خلاق سازندگان خیالمان از این جهت راحت است که می توانیم انتظار یک حرکت فیفایی از سازندگان را داشت و این بار حتی در اوج، بار دیگر به بازی پر و بالی مجدد بخشید. با تمام این تفاسیر و حتی با وجود عرضه سالانه و یکی در میان بازی های این مجموعه می توان خوشحال بود که با وجود تاکید بیشتر بر روی محتوای غنی تر و اثبات این مهم حالا با خیال راحت می توان حتی نسخه های جدید را با چشم بسته پیش خرید کرد.

۲- PUBG

در واقع همه از گفتن موفقیت های پی در پی یک بازی گمنام که هیچ کسی هم انتظار چنین حجم از موفقیتی را نیز از آن نداشت، خسته شده اند. بتلگراند می تواند بزرگترین عنوان مستقل تاریخ لقب بگیرد که برای بزرگ تر شدن موفقیتش فقط ارائه این جمله که بازی تا به حال حتی یک دلار هم برای تبلیغات هزینه نکرده است کافی می باشد. در واقع دلایل بسیاری برای موفقیت این بازی وجود داشت که یکی از مهمترین آن ها تغییر سیستم و رویه همیشگی و البته در حال خسته کننده شدن تمام بازی های کامپیوتری است که در همه آن ها دو تیم برای رقابت در یک محیط کوچک و یا متوسط به جان یکدیگر انداخته می شوند که بالاخره یکی از آن ها دیگری را شکست دهد. در این جا دیگر نه زنده ماندن ارزشی داشت چون ۱۰ ثانیه بعد دوباره به بازی باز می گشتید و از سوی دیگر هم فقط اندکی بازی بیشتر نسبت به سایرین مساوی بود با دسترسی به آیتم ها و سلاح های برتر از همان لحظه نخست. در سیستم کلیشه ای قدیمی دیگر نه سورپرایزی بود و نه هیجانی.

و ما همچنان منتظر عرضه میامار برای کنسول

این روند برای سال ها بود که تغییر نکرده بود و در واقع هیچ سازنده ای یا چنین ایده ای به ذهنش نرسیده بود و یا جرات ارائه یک بازی با یک ایده و شکل و فقط با یک گیم مود را نداشت. اما بلو هول توانست نه تنها این ایده را عملی کند بلکه به موفقیت هم برساند. اگر دنبال یک بازی هستید که با هر لحظه پیشروی در آن به هیجان بازی اضافه شود و اگر هم فکر می کنید که از همه بهتر هستید همیشه منتظر سورپرایز دردناک دشمن هم باشید. بر خلاف هر بازی دیگری که شما فقط باید با نیمی از سرور بجنگید در این جا باید با ۹۹ درصد از سرور بجنگید. جدای از آن شرایط برابر همه و این که حتی بهترین بازیبازان این عنوان هم می توانند شرایط بد تری نسبت به یک بازی باز تازه کار، در ابتدای رقابت داشته باشند سبب شده است که حالا خیل عظیمی از همه طرفداران به سمت بازی حجوم بیاورند و همین نکته دلیلی است قاطع برای قرار گرفتن این بازی در این لیست.

۱- Gears of War 4

از یک بازی خوب چه انتظاری داریم؟ داستان خوب، گیم پلی و گان پلی خوب اگر بازی شوتر بود، موسیقی و صدا گذاری عالی و گرافیک فنی و هنری خوب. فرض کنید که یک عنوان بخواهد همه این ها را با هم در یک بازی بگنجاند. نتیجه چه خواهد شد؟ آیا با چیزی جز یک شاهکار روبرو نخواهیم شد. این دقیقا داستان نسخه چهارم سری Gears of War است. عنوانی که در اولین روز های معرفی شدنش، همه رابا یک سوال بزرگ در ذهنشان درگیر کرده بود که این بازی بدون کلیفی بی چطور خواهد بود. البته این نگرانی بی جا نبود و دلیلش آن بود که آخرین نسخه ای که بدون کارگزدان اصلیش ساخته شده بود، یعنی نسخه جاجمنت فقط یک بازی متوسط در شکل و شمایل چرخ های جنگ بود که از قضا از یک سری کاراکتر های شبیه به این مجموعه نیز استفاده می کرد.

بار دیگر سری گیرز ثابت کرد که می تواند یک بنچمارک گرافیکی برای تمام دستگاه ها باشد

البته خوشبختانه مایکروسافت  به سرعت متوجه ایرادات بازی شد. به سرعت در تیم سازنده بازی تغییراتی ایجاد کرد و تا زمان عرضه نسخه چهارم برای دستگرمی هم که شده است، یک نسخه ریمستر از بازی اول را ساخت که از قضا بسیار هم زیبا و دلگرم کننده هم بود. بازی فقط از نظر گرافیکی در خود تغییراتی بنیادین را دیده بود و سایر بخش های بازی تقریبا همان نسخه ۲۰۰۷ بود. بالاخره بعد از چندین سال نسخه چهارم هم عرضه شد و حالا بعد از چیزی حدود دو سال از عرضه بازی می توانیم نگاهی مجدد به بازی داشته باشیم. نسخه چهارم اگر یکی از بهترین های گرافیکی کل صنعت بازی سازی نباشد، حداقل در ده تای اول قرار دارد. با پشتیبانی از نسخه ایکس کنسول های مایکروسافت و عرضه همزمان برای رایانه های شخصی حتی باید انتظار ذوب شدن مغذتان را هم داشته باشید و حتی با این تفاسیر نسخه معمولی کنسول ها نیز جزییات گرافیکی زیبا و حتی افکت های گرافیکی جدیدی را به شما ارائه می دهد که در هیچ عنوان دیگری نمی توانستید ببینید. علاوه بر زیبایی های بصری بازی داستان بازی که ادامه دهنده راه مارکوس فقید، توسط فرزند لایق و بر حقش است نیز محرک دو چندانی برای قتل عام، تکه تکه کردن و تبدیل به عناصر پایه بدن های کثیف و نجس لوکاست ها است. لازم هم نیست که در رابطه با مراحل جذاب، صدا گذاری و موسیقی فوق العاده و داستان عالی بازی که با سوال های بی پایان و دهانی باز ما را به نسخه بعدی پاس می دهد هم توضیحی داد. علاوه بر همه این ها اگر هم از تجربه چند باره بازی در بخش داستانی هم خسته شدید، با اتصال به سرور های بازی و تجربه بخش های چند نفره معمولی و یا مد فوق دوست داشتنی Horde هم انتقام تمام دوستان مجازی را از این لشگر بی پایان لوکاست های آماده به اره شدن بگیرید. در هر صورت اگر تا به این جای راه ایکس باکس وان، فقظ یک عنوان ارزش و لیاقت اول بودن در لیستش را داشته باشد این لقب بدون شک باید نسخه چهارم Gears of War برسد.

0
0

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید