10 بازی برتر از لحاظ داستانی

۸ آذر ۱۳۹۱ - ۲۲:۰۷

امروزه داستان در بازی های ویدیویی آن قدر مهم شده که می بینیم سازندگان حتی برای یک داستان خوب از نویسندگان بزرگ فیلم های هالیوودی هم استفاده می کنند زیرا دیگر کسی داستانی کلیشه ای برای بازی ها را بر نمی تابد و در بعضی موارد حتی داستان بازی ها گوی سبقت را از فیلم های بزرگ هم می رباید.

به همین علت و با اهمیت این موضوع به معرفی 10 بازی برتر از لحاظ داستان سرایی پرداخته شده است.   

Dead Space – 10 

dead space

Dead Space یکی از آن بازی هایی است که بدون آن که بخواهد بازیباز را در داستان غرق کند با روایت زیبای داستان کاری کرده تا همه آن را به راحتی درک کنند. با این که هسته اصلی داستان بازی در مورد زیاده خواهی انسان ها و تبدیل شدن آن ها به موجوداتی مخوف است ولی یکی از نکات کلیدی Dead Space استفاده کاملا به جای سازندگان برای زیرلایه های داستان می باشد. در قسمت اول و زمانی که برای اولین بار آیزاک را می بینیم هیچ اطلاعاتی در مورد این که او یک مهندس است و یا به سمت کشتی فضایی می رود که توسط یک نیروی بیگانه عجیبی محاصره شده است اعلام نمی شود . در عوض اولین تصاویر و فیلم هایی که در بازی می بینیم تصویر نامزد آیزاک است که با این کار بالافاصله بازی به ما می فهماند که نوعی حس عاطفی در بازی وجود خواهد داشت که این یکی از همان زیر لایه های داستان می باشد. داستان Dead Space طوری طراحی شده که هر چقدر که در بازی جلوتر می روید با پیدا کردن نوشته ها و فیلم های ضبط شده از ساکنان این کشتی فضایی متوجه طمع و نابودی آن ها به دست خودشان خواهید شد اتمسفری بسیار گیرا به همراه ترسی که همیشه در این سری وجود دارد باعث می شود تا Dead Space در این لیست قرار گیرد.
Fahrenheit (Indigo Prophecy) – 9 

http://www.kekkai.org/google/devilsadvocate/indigo-prophecy-pic1.jpg

Fahrenheit

Fahrenheit که بنا به دلایلی در آمریکای شمالی با نام Indigo Prophecy شناخته می شود ، مقدمه ی برای آشنا شدن با بازی زیبای Heavy Rain و گیم پلی سینمایی آن عنوان می باشد. دیوید کیج توانست در Fahrenheit نبوغ خود در داستان سرایی را به رخ همگان بکشد. بازی شما را به انجام یک قتل ناخواسته و عمق فجایعی که بعد از آن برای یک قاتل به وجود می آید می برد. نیروهای فراطبیعی شهر نیویورک را فرا گرفته بود که باعث می شد مردم به طور غیر ارادی اقدام به کشتن افراد غریبه آن هم در ملا عام کنند. در این بین فردی با نام لوکاس که وی هم گرفتار این مشکل شده بود باید پرده از این راز بر می داشت.  دریافت بهتریت داستان و بهترین بازی ماجراجویی از سایت Gamespot باعث می شود که Fahrenheit فراتر از یک بازی باشد و کیج نشان داد که با بازی ها هم می توان عنوانی به مانند فیلم های بزرگ ساخت.

8 – Assassin’s Creed 

http://cdn.techdeville.com/wp-content/uploads/assassins-creed-3-art.png

ASSASSINS CREED

 

Assassin’s Creed قطعا یکی از محبوب ترین بازی های این نسل است که توانسته با یک گیم پلی متفاوت و جالب طرفداران بسیاری برای خود داشته باشد. در این بین وجود یک داستان خوب که اغلب در مورد قدرت ، سیاست ، حرص و حسادت م باشد توانسته کمک شایانی به محبوبیت این سری کند.

قدرت داستان این فرنچاینز برگرفته شده از تاریخ است. دزموند شخصیت اصلی این سری خود را گرفتار قدیمی ترین توطئه شناخته شده علیه انسان ها می بیند. داستان در ابتدا در سپتامبر سال ۲۰۱۲ رخ می‌دهد که شرکتی با اختراع دستگاه آنیموس و دزدیدن هفده نفر که بینشان فردی به نام دسموند مایلس است،قصد دارد با فرستادن آن ها به گذشته به تکه ای از باغ عدن دسترسی پیدا کند و با استفاده از این وسیله قصد استفاده مخرب دارد. این شرکت در واقع برگرفته شده از  تمپلار های امروزی می باشند. یکی از نکات بسیار خوب داستان در این است که بازیباز با هر سه شخصیت الطایر ، اتزیو و کانر وقایع ناگفته ای از تاریخ را فاش می کند. داستان این سری را در واقع یکی از مبهم ترین داستان ها در میان بازی های ویدیویی نامید که سازندگان در هر قسمت از این سری با یک پایان بحث برانگیز و مبهم اشتیاق بازیباز را برای فهمیدن داستان در قسمت بعدی بیشتر می کند.

 

L.A. Noire – 7 

L.A. Noire

آیا تا به حال برایتان اتفاق افتاده است که در حال تماشا کردن یک فیلم در آن بازیگر ی راببینید که چطور خشم خود ، نیشخند زدن و احساسات ظریفانه صورتش را به زیبایی نشان می دهد گویی که واقعا این احساس واقعی بازیگر است و بگویید ای کاش بازی ها هم همچین قابلیتی داشتند ، آیا به کارآگاه بودند علاقه مند هستید ؟ L.A. Noire بازیباز را در نقش کارآگاهی نشان می دهد که باید با کوشش و زیرکی خود پرده از جنایات بردارد. بازی ما را به شهر زیبای لس آنجلس می برد که پس از جنگ در حال احیای خود می باشد. داستان این بازی که کم تر نظیر آن را به علت سختی های خاص خود در دیگر عناوین دیده ایم تمرکز بر روی یک سری از قتل هایی بود که بازیباز باید با هوش خود آن را حل می کرد. هر منبعی در بازی می توانست برای شما در باز کردن سرنخ ها قابل اعتماد یا دروغی بیش نباشد و این شما بودید که باید این نکته را تشخیص می دادید. هر چه قدر که در بازی به جلوتر می رفتیم مسیله بیش از بیش شخصی تر می شد. به گونه ای که پایان بسیار غیر متظره ای را برای این سری رقم زد.

ALAN WAKE – 6

ALAN WAKE

 

سم لیک نویسنده عنوان موفق مکس پین باری دیگر توانست در آلن ویک شایستگی های خود را به اثبات برساند. آلن ویک روایت گر نویسنده ی آشفته ای بود که نوشته های آخرین کتاب ترسناک او به واقعیت تبدیل شده بود و با این کار شهر برایت فالز شروع به تغییرات چندش‌آوری می‌کند . حال آلن با یک کلت و چراغ قوه باید از جان خود محافظت کند و بفهمد که چه اتفاقی در حال وقوع می‌باشد.داستان بازی به مانند فیلم ها دارای فلش بک های بسیاری بود و  برای درک کامل داستان بازیباز حتی دست نوشته هایی را که بر روی زمین پراکنده شده بودند را نیز پیدا می کرد. یکی از نقاط بسیار مثبت داستان آلن ویک در این است روایت بسیار مناسبی داشت و با سوال هایی که در هر مرحله برای بازیباز ایجاد می کرد اشتیاق بازیباز را برای اتمام بازی دو چندان می کرد.

 

Silent Hill 2 – 5

http://nerdarray.com/wp-content/uploads/2012/10/Silent_Hill_2_Wallpaper_7ry5q-620x350.jpg

Silent Hill 2

شاید جیمز ساندرلند را نتوان بهترین شخصیت در میان بازی های رایانه ای نامید. اما با این حال روایت داستان سرایی که سایلنت هیل 2 دارد باعث می شود که نام جیمز ساندرلند هم ماندگاری زیادی داشته باشد. درخواست نامه ای از همسر خود که او را به مکان خاصی دعوت می کند باعث می شود تا جیمز به شهر سایلنت هیل کشیده شود. شهری آرام که در گذشته آباد بوده است. اما مشکل این جاست که همسر جیمز سه سال پیش مرده  و این نکته ای است که قضیه را عجیب  می کند. پس از ورود به سایلنت هیل ، جیمز با هیولاهایی مخوف و انسان هایی عجیب روبرو می شود از جمله یک دختر کوچک که نسبت به اتفاقاتی که در اطراف او می افتد بی تفاوت است و همچنین زنی که شباهت بسیاری به همسر جیمز دارد با این حال به مانند همسرش آرام نیست. پیدا کردن سرنخ های بیشتر در مورد مرگ همسر جیمز بیش از بیش او را در سایلنت هیل غرق می کند. سایلنت هیل یک شهر نیست بلکه میعادگاهی برای افراد گناه کاریست که شهر آن ها را فرا خوانده است. با این که داستان بازی و همچنین خود جیمز شخصیت بسیار پیچیده ای دارند اما روایت زیبای داستان باعث می شود تا همه بتوانند به سادگی از داستان بازی سر در بیاورند.

Metal Gear Solid – 4

http://student.kfupm.edu.sa/s200141230/800px-Metal_Gear_Solid_logo.png

Metal Gear Solid

 

با این که به Metal Gear Solid انتقاداتی نظیر این که چرا به جای آن که اغلب اتفاقات اصلی بازی در گیم پلی بازی رخ بدهد ، در میان پرده های بازی به نمایش در می آید ولی کوجیما توانسته داستان بازی را در هر سری طوری روشن و شفاف طراحی کند که تاثیر پذیری بسیاری هم داشته باشد و این نکته ایست برای آن دسته از سازندگانی که اغلب برای آن که داستان بازی را خوب جلوه دهند آن قدر پیچ و خم در آن به وجود می آورند که در آخر سوال های ناگفته بسیاری برای بازیباز به وجود می آید. داستان این سری که اغلب کنایه های بزرگی به دولت آمریکا می زند طوری طراحی شده که گیمر ها همیشه می داند که چه خبر است و انگیزه وی برای صحنه بعدی چیست.

با این که از هر لحاظ شباهت های بین این بازی و Splinter Cell وجود دارد ، اما Metal Gear Solid از بعضی جهات داستانی با وضوح بهتری دارد که بازیباز را در یک چارچوب باور پذیرتر قرار می دهد که این یک نکته کلیدی برای یک داستان خوب است.

Deus Ex – 3

Deus Ex

با داشتن بیش از 40 جوایز سال ، از جمله بهترین روایت در داستان سرایی کافیست تا Deus Ex هم در این لیست قرار بگیرد. داستان بازی در سال ۲۰۵۲ و در یک پادآرمان‌شهر اتفاق می‌افتد و شخصیت اصلی بازی، جی‌سی دنتون، مامور تازه وارد گروهی ضد تروریستی آمریکایی است. جی‌سی آغاز به مبارزه با نیروهای تروریستی می‌کند که در جهان زیاد شده‌اند و آشفتگی ایجاد کرده‌اند. او در سفر ماجراجویانه‌اش و با آشکار شدن داستان، در یک دسیسهٔ قدیمی و پیچیده گرفتار می‌شود و با سازمان‌هایی مثل مجستیک ۱۲، ایلومیناتی و سازمان زیرزمینی سه‌گانهٔ هنگ کنگ برخورد می‌کند. Deus Ex یکی از اولین بازی هایی است که به شما اجازه می دهد تا مسیر خود را برای ادامه داستان انتخاب کنید . DEUS EX را می توان یکی از بازی هایی نامید که شباهت بسیاری به فیلم TRON دارد زیرا اغلب بازیباز در مکان های آبی رنگ قرار می گرفت. در این بازی شما می توانستید دیگران را مجازات کنید. بازیباز می توانست تعداد زیادی از شخصیت ها را بکشد اما عواقب آن هم توبیخ هایی در پی داشت و همچنین داستان را هم تغییر می داد. کاری در بازی نبود که شما نتوانید انجام دهید و این از دلایلی است که تصمیمات در DEUS EX را بسیار واقع گرایانه جلوه می داد. Deus Ex یکی از پیشگامان سبک FPS RPG است و همچنین یکی از بزرگترین بازی ها در این لیست می باشد.

BioShock – 2

BioShock

در حالی که Dead Space توانسته با داستانی که تمرکز بر روی انسان ها دارد موفقیت بزرگی به دست بیاورد ، BioShock از آن دسته بازی هایی است که توانسته با یک روایت فلسفی شما را به عمق خود ببرد. این بازی توانست در زمان انتشار خود با جو بی نظیرش یکی از متفاوت ترین بازی های آن سال را رقم بزند و سر آغازی برای تقلید دیگر عناوین شد تا اتمسفری سنگن را در بازی های خود داشته باشند. فردی به نام آندور رایان درون اقیانوس آرام سقوط می‌کند و در کف اقیانوس به شهری زیر دریا می‌رسد ، به نام رپچر که مردم در سال ۱۹۵۰ آنرا برای جلوگیری از ارتباط با خارج ساختند ولی به دلیل به وجود آمدن ماده‌ای به نام آدام (برگرفته از کلمه آدم) که قابلیت‌های ویژه‌ای به انسان می‌بخشد جنگ در می‌گیرد و آندرو باید این جنگ ار خاتمه دهد. در بازی به افراد بسیار عجیبی برخورد می کنید از جمله Big Daddies هایی که لباس غواصی بر تن کرده بودند و به دنبال آن ها خواهران کوچکی هم همراهیشان می کردند. پایان بازی نیر بسیار غیر منتظره بود و  در نهایت  آندرو می‌فهمد که سقوط هواپیما اتفاقی نبوده و او پسر رییس شهر است. این بازی توانست  به طور میانگین از سوی بسیاری از مجله‌های معتبر و سایت‌های نقد بازی نمره ۹٫۹ از ۱۰  را بگیرد.

Half Life – 1

half life

غیر ممکن بود که از بهترین داستان در میان بازی ها سخن گفت و خبری از Half Life در آن نباشد. روایت بازی را می توان یکی از نوابغ در میان داستان سرایی مدرن نام برد. در نیمه‌جان بازیکن نقش دکتر گوردون فریمن را بدست می‌گیرد، او یک دانشمند فیزیک نظری است که باید راه فراری از یک آزمایشگاه مخفی به بیرون، و همچنین راهی به جبران تحقیقاتی سری که به اشتباه موجب ایجاد پورتالی به جهان موجودات عجیب الخلقه‌ای که قصد نابودی بشر را دارند، پیدا کند. این موجودات بیشتر جمعیت را به بردگی خود گرفته اند. Half Life انقلابی در تجربه ای همه جانبه برای یک بازی به وجود آورد. محیط هایی با کشش بسیار بالا و داستان سرایی پیچیده ، باعث شد اکثر منتقدان به ستایش Half Life بپردازند و به مانند Deus Ex ، این عنوان را می توان در بین بزرگترین بازی های تاریخ قرار داد. با دارا بودن بیش از 50 جوایز سال از جمله بهترین شوتر اول شخص و همچنین وارد شدن نام بازی به کتاب های گینس برای ثبت بهترین فروش  FPS در تمامی دوران همگی باعث می شود تا به عظمت Half Life پی برد. شاید یکی از دلایلی که باعث می شود تا گیمر ها با فریمن احساس نزدیکی زیادی داشته باشند ، به علت حرف نزدن گوردون فریمن می باشد و همین دلیل باعث می شود که زمانی NPC ها با شما صحبت می کنند و نام فریمن را بر زبان ی آورند خود را جزیی از این شخصیت بدانید.

اگر چه این روش را Half Life ابداع نکرد اما قطعا بهبودی بزرگی در آن به وجود آورد و تا امروز هم شاهد آن هستیم که بازی های بسیاری از این عنوان الهام گرفته اند.

 

0
0
برچسب‌ها: ،

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید