کارگردان God Of War به ساخت پنج بازی دیگر می‌اندیشد [به‌روزرسانی]

۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۷ - ۰۸:۳۰

در مصاحبه‌ای که با کوری بارلاگ (Cory Barlog)، کارگردان آخرین عنوان از سری God Of War انجام شد از وی در مورد برنامه‌هایش برای آینده‌ی این مجموعه سوالاتی شد.

به‌روزرسانی: آقای بارلوگ در صفحه شخصی خود در توییتر نسبت به این موضوع واکنش نشان داد و اشاره کرد که ظاهراً این موضوع از سوی خبرگزاری‌ها اشتباه برداشت شده و منظور وی این بوده است که ایشان در نظر دارند تا پنج بازی جدید در آینده بسازند نه لزوماً پنج نسخه دیگر از سری بازی‌های God of War.

اصل خبر :

وقتی در مورد بازی‌های بعدی این سری از کوری بارلاگ پرسیده شد که:

چه مقدار برنامه‌ریزی برای آینده‌ی این سری بازی در سر دارید؟

وی اینطور پاسخ داد:

برای پنج بازی آینده برنامه‌ریزی کرده‌ایم.

با توجه به اینکه مراحل توسعه‌ی آخرین نسخه از این سری بازی برای پلی‌استیشن ۴ پنج سال به طول انجامید از ایشان پرسیده شد که آیا این پنج عنوان ظرف ۲۵ سال آینده منتشر می‌شوند و آیا ایشان برای ۲۵ سال برنامه‌ریزی کرده‌اند که ایشان در پاسخ گفتند:

نه. قصد داریم تا راهی پیدا کنیم تا زودتر بتوانیم بازی‌ها را به مرحله‌ی انتشار برسانیم.

ایشان در ادامه به تشریح برنامه‌های خود برای تسریع روند توسعه‌ی این بازی‌ها پرداختند و گفتند به توسعه‌ی این پنج عنوان در مدتی کمتر از ۲۵ سال خوشبین هستند.

God Of War به‌تازگی به طور انحصاری بر‌روی پلی‌استیشن ۴ منتشر شده است.

0
0
برچسب‌ها: ،

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

  • last_fighter گفت:

    از ps2 به بعد هر کنسول ۲ سری خدای جنگ داشته.
    راه حل این هست که سانتا مثل ناتی داگ سریع یک dlc تکمیلی بده بیرون که فکر نمیکنم.
    یا سال بعد یک خدای جنگ جدید داشنه باشیم که اونم ممکن نیست.
    ۲ سال بعد با همین موتور با همین گرافیک فقط با سایه زنی بیشتر احتمال اون وجود دارد.
    اگه بیاد با اقتدار مراسم bye bye party رو برای این کنسول محبوب میگیریم. Coffee Coffee Cake Cake

    0
    0
  • LoneWolf گفت:

    خسته نباشید همین گاد اخریه واسه ۲ نسل دیگه الگو سنگینیه ! گرافیک و گیم پلی شاخشو توی هیچ بازی انحصاری ندیدم

    0
    0
  • دو تا از این ۵ بازی میتونه نسخه ۵ و ۶ باشه برای تکمیل این ۳ گانه جدید اون ۳ تا ممکنه نسخه های فرعی ریمیک عنوان های قبلی باشه

    0
    0
  • سوال اخریش خیلی کلیدی بود خوب شد پرسید
    سالی یه قسمتش بیاد چقدر خوب میشد

    0
    0
  • mo1234 گفت:

    من الان چپتر ۱۵ هستم واقعا یکی از لذت بخش ترین قسمت های بازی بود که کریتوس و پسرش سوار قایق میشن و میرن تو . . . . . . . واااقعا حیرت انگیز بود و مبارزه بعدشم که چقدر زیبا و صحنه فریا چقدر احساسی بسیار عالی واقعا سرحالم آورد

    0
    0
  • taxi driver گفت:

    بدی نسل هشت همینه دیگه توسعه بازیها زمان بر و هزینه بره برخلاف نسل شش و حتی هفت که هردو سال یه خدای جنگ عالی داشتیم برعکس این نسل که ۵سال باید منتظربود و هزینه های بالا هم باعث میشه استودیوها ریسک پذیریشون بیاد پایین یه نسل فقط یه خدای جنگ یه جی تی ای بدون دویل می کرای و خیلی بازیای دیگه

    0
    0
  • ehsan M گفت:

    قبلا شایعه شده بود بعد از نورس بازی احتمالا میره سمت مصر پس اگه اینجور باشه شاید همه ی ۵ قسمت مربوط به اسکاندیناوی نباشه و بعد از تموم شدن داستان اسکاندیناوی کریتوس بره به مصر .

    0
    0
  • ALIREZA A.T.A گفت:

    یکی از اون بازی هایی هست که میشینی پاش کذر زمان رو متوجه نمیشی
    بی صبرانه منتظر نسخه بعد هستم و ابهامات رو از بین ببره

    دوستان میخواستم بدونم چرا تو بازی صحبتی از بین دو نسخه god of war 2018 و god of war 3 نمیشه و چی میشه که وارد نورس مبشه؟ ممنون مبشم توضیح بدید فقط ذکر کنید اسپویل که برای دوستانی که هنوز تجربه نکردن مشکلی پیش نیاد Wink

    0
    0
    • Winter1868 گفت:

      تو این نسخه چون میخواستن به صورت بدون کات کارگردانی کنن، فلش بک کردن خیلی سخت میشد، به همین دلیل به این که چطور کریتوس به اسکاندیناوی و سرزمین های نورس اومد پرداخته نشد تو این نسخه اصلا
      تو پادکستی که IGN با کوری بارلوگ داشت خودش گفت

      0
      0
  • MS GAMER گفت:

    ای جان منم الان گرفتمش شب میشینم تا صبح باهاش زندگی میکنم

    0
    0
  • Nima.1371 گفت:

    احتمالا ۲ قسمتش تو اسکاندیناویه و کریتوس کاراکتر اصلیه.۳ قسمت بعدم تو مصره و آترئوس کاراکتر اصلی.

    0
    0
  • Erfanamaniyan گفت:

    اسپویل
    کل داستان بدین شرح است.

    سال‌ها از زمانی که کریتوس انتقامش را از خدایان الیمپوس گرفت و دنیای یونان باستان را ویران کرده می‌گذرد. کریتوس که از آخرین تقابل با زئوس زنده خارج شده بود، حالا همراه با پسرش آترئوس در اعماق جنگلی در دنیای خدایان نورس زندگی می‌کند؛ محوطه‌ای وحشی که مملو از هیولاها و جنگجویان قدرتمند است. کریتوس و آترئوس، آئین مرگ فی، همسر دوم کریتوس و مادر آترئوس را تمام و بعد از سوزاندن بدن او، خاکسترش را جمع می‌کنند. طبق آخرین آرزوی فی، او دوست داشت که خاکسترش روی بلندترین قله در تمام ۹ دنیا (جهان‌شناسی نورس) برده شود. آن‌ها گرچه به افتخار فی، همین قصد را دارند، ولی کریتوس چنان مطمئن نیست که پسرش آماده این سفر باشد. او درنهایت بعد از رسیدن شخصی عجیب با قدرت‌های خدای‌گونه و مبارزه با او، ناچار به کشتن شخص می‌شود و به این ترتیب، سفر کریتوس و آترئوس شروع می‌شود. این دو در ادامه، متوجه می‌شوند که میدگارد به خاطر پدیده‌ای به نام Desolation با خطر بزرگی مواجه است و درحالی که معدود بازمندگان انسان‌ها در حال فرار هستند، موجوداتی نامیرا در سرتاسر زمین پراکنده شدند.
    در راه کوهستان، کریتوس و آترئوس جداگانه به دو برادر آهنگر کوتوله به نام‌های سیندری و بروک رسیدند که به آن‌ها کمک کردند تا تجهیزاتشان را ارتقا بدهند. پس از این، این دو با یورمونگاند مواجه شدند، که به زودی مشخص می‌شود متحد و دوست‌شان است و به آن‌ها راه رسیدن به کوهستان را نشان می‌دهد. در راه اوج‌گیری از کوه، این دو به خاطر غبار سیاه متوقف می‌شوند و اینجا، با ساحره جنگل مواجه شدند که آن‌ها را به معبد تیر برد. تیر نیز یکی از خدایان نورس بوده، که به دست اودین و به خاطر ترس از شوریدن کشته شده بود. در اینجا آنها قادر بودند به هر کدام از ۹ دنیا بروند. کریتوس و آترئوس به آلفهایم رفتند تا قدرت نور را به دست بیاورند؛ قدرتی که به آن‌ها امکان گذر از غبار سیاه را می‌داد. پس از عبور از غبار و رسیدن به قله کوه، آن‌ها صدای گفتگو مردی غریبه (مشخص می‌شود بالدور) را با یک مرد و میمیر می‌شنوند که داخل یک درخت زندانی شده است. بعد از اینکه بالدو محل را ترک می‌کند، کریتوس و آترئوس پیش میمیر رفته و با او صحبت می‌کنند. میمیر در اینجا فاش می‌کند که اگر به دنبال بلندترین قله در ۹ عالم هستند، جای اشتباهی آمده‌اند چون بلندترین قله در یوتن‌هایم، یعنی سرزمین غول‌ها واقع شده است. مشکلی که برای ورود وجود داشت، این بود که غول‌ها از زمان فرار از میدگارد به خاطر اودین و ثور، ورودی یوتن‌هایم را بسته بودند. خوشبختانه، میمیر می‌دانست که آن‌ها چطور دروازه‌ای برای ورود به یوتن‌هایم باز کنند؛ و اینکه برای آزاد کردن او از درخت باید سر او را قطع کنند. او همچنین گفت برای زنده کردن او پس از جدا شدن سر از «ساحره جنگل» کمک بگیرند. کریتوس و آترئوس همین کار را انجام داده و در ادامه مشخص می‌شود که ساحره، همان فریا همسر سابق اودین است که به خاطر خیانت اودین، اینک به میدگارد تبعید شده بود. کریتوس بعد از فهمیدن این موضوع و اینکه فریا هویت الهه‌گون خودش را مخفی کرده بود، به این ساحره بی‌اعتماد شد. هم فریا و هم میمیر علیرغم این بی‌اعتمادی، به کریتوس توصیه کردند که به آترئوس هویت واقعی و الهه‌گونش را (که هنوز نمی‌دانست) بگوید.

    کریتوس پس از جداکردن سر میمیر، آن را همراه خودش داشت و همراه با آترئوس، سفر طولانی را در میدگارد و برای پیدا کردن پیش‌نیازهای ساخت دروازه (پورتال) شروع کرد. بعد از مبارزه با برادرزاده‌های بالدور یعنی مودی و ماگنی، آن‌ها ماگنی را کشتند ولی مودی فرار کرد. با این وجود، مودی جلوتر برخواهد گشت و برای کریتوس تله می‌گذارد. پس از فرار دوباره، کریتوس او را تعقیب می‌کند تا اینکه آترئوس به خاطر ابتلا به یک مریضی مرگبار بی‌هوش می‌شود. در ادامه، فریا آترئوس را معاینه می‌کند، و به کریتوس هشدار می‌دهد که این مریضی ناشی از وضعیت روانی است که در یک خدا و به خاطر اینکه تصور می‌کند مردنی است شکل می‌گیرد. او سپس به کریتوس خواهد گفت که علاج تب شدید آترئوس، به دست آوردن قلب «نگهبان پل نفرین‌شده» در هل‌هایم است. کریتوس که می‌دانست تبر لوایتان او در هل‌هایم کارساز نیست، به خانه برگشت و شمشیرهای قدیمی و دوقلوی خود، یعنی تیغ‌های هرج و مرج را برداشت. کریتوس در این زمان با آتنا مواجه شد، که او را به خاطر تلاش احمقانه‌اش برای مخفی کردن ذات وحشتناک و فراموش کردن گذشته سرزنش می‌کرد. پس از این کریتوس به هل‌هایم رفت، نگهبان پل نفرین‌شده را کشت و بعد از تقابل ذهنی وحشتناکی با زئوس قلب نگهبان را به دست آورد. پس از این، کریتوس به خانه فریا برمی‌گردد، و با استفاده از قلب آترئوس نجات پیدا می‌کند. در این زمان بود که کریتوس، بالاخره به آترئوس می‌گوید فرد عادی نیست و درواقع پسر یک خدا است. کریتوس و پسرش، پس از این به جستجوی دیگر آیتم‌های مورد نیاز پرداختند و به قله کوه برگشتند. آترئوس، حالا به تدریج درحال تبدیل به شخصیتی مغرور و عصبی بود تا جایی که برخلاف دستور کریتوس، اقدام به کشتن مودی ضعیف، بعد از توهین به مادرش فی کرد. در ادامه و روی قله، آن‌ها پورتال را باز کردند و خیلی زود، توسط بالدور در تله افتادند. آترئوس به شکل احمقانه‌ای به جنگ بالدور رفت که باعث از بین رفتن پورتال و سقوط هر سه آن‌ها به عالم هل‌هایم شد.آترئوس که از اعمال بی‌فکرانه خودش پشیمان بود، همین طور که در مسیر خروج از هل‌هایم به میدگارد بودند خودش را اصلاح می‌کند. در اینجا آن‌ها به این نکته نیز پی بردند که فریا، مادر بالدور بوده و او بوده که با اجرای یک طلسم، باعث نامیرا شدن بالدور شده بود. این طلسم، غیر از نامیرایی باعث شده است تا بالدور هیچ چیز از جمله درد را حس نکند. میمیر در ادامه خواهد گفت که راه دیگری برای رسیدن به یوتن‌هایم وجود دارد و ابتدا باید چشم گمشده او را پیدا کنند. وقتی چشم را از یورمونگاند، که سهوا آن را قورت داده بود به دست آوردند، کریتوس و آترئوس یک بار دیگر مورد حمله بالدور قرار می‌گیرند. این بار ولی فریا نیز دخالت می‌کند و درواقع به خاطر عشق به پسرش، سعی می‌کند از او دفاع کند. در جریان جنگ و براثر تیر آترئوس، طلسم روی بالدور شکسته شده و او حالا میرا می‌شود. بالدور اینجا شکست می‌خورد، ولی کریتوس به او این شانس را داد که محل را ترک کند. بالدور اما سعی می‌کند که فریا را خفه کند و همین باعث شد تا کریتوس سرانجام بالدور را بکشد. فریا که شدیدا مغموم و گریان از مرگ پسرش بود، جسد بالور را برد و قسم می‌خورد که انتقام این کار را از کریتوس بگیرد. کریتوس در اینجا به آترئوس از گذشته‌اش می‌گوید و اینکه چطور خدایان یونانی همسان خودش، از جمله پدر خودش زئوس را کشته بود. آترئوس بعد از شنیدن و این صحبت‌ها، از اینکه به نظر همه خدایان در پدرکشی خوب عمل می‌کنند تاسف خورد. کریتوس، پس از این به پسرش گفت که هر دو آن‌ها باید از تجارب‌شان استفاده کنند و اشتباهات گذشتگان را تکرار نکنند. کریتوس هیچ حس بدی نسبت به فریا نداشت چون درک کرده بود که غم والدین برای فرزند مرده چقدر قدرتمند است. میمیر نیز اینجا گفت که فریا نیز بالاخره با این موضوع کنار خواهد آمد و کریتوس در آن زمان کار درست را انجام داد.
    کریتوس و آترئوس، پس از این دومین پرتال به یوتن‌هایم را باز می‌کنند که اینک، به نظر غول‌ها آنجا را ترک کرده‌اند. این دو به معبدی می‌رسند که طرح ماجراجویی آن‌ها حکاکی شده است، و نشان می‌داد که غول‌ها همه چیز را قبل از اتفاق می‌دیدند و پیش‌بینی مبهمی از وقایع آینده داشتند. آن‌ها همچنین کشف می‌کنند که فی، همسر دوم کریتوس و مادر آترئوس، زمانی غول بوده که تصمیم گرفته بود در میدگارد بماند. به عنوان نتیجه، بخشی از آترئوس درواقع غول، بخشی از وجود او یک خدا و بخش دیگر این بود که او یک میرا است. این نیز فاش می‌شود که هدف اصلی بالدور فی بوده و بالدور اشتباها کریتوس و آترئوس را، به خاطر حمل خاکستر فی تعقیب می‌کرد. درنهایت، این نیز فاش می‌شود که آترئوس توسط مادرش و غول‌ها، لوکی نام‌گذاری شده بود. کریتوس که همراه با پسرش به سمت قله کوه بلند یوتن‌هایم در حرکت بودند، در مسیر از این متعجب بود که آیا همه این‌ها نقشه و برنامه فی بوده است؟ آن‌ها درنهایت به مقصد رسیده و به احترام و یاد فی، خاکستر او را در این محل به باد می‌سپارند. کریتوس در مسیر بازگشت، به آترئوس گفت که نامی که او به پسرش داده، به یاد یکی از همرمانش در ارتش اسپارتان است؛ کسی که به بقیه اسپارتان‌ها حس باور و امید می‌داد. وقتی آن‌ها به میدگار رسیدند، میمیر هشدار داد که فیمبول‌وینتر (زمستان طولانی در اساطیر نورس) از راه رسیده، که این از نشانه‌های واقعه راگناروک (پایان عالم‌های ۹ گانه در اساطیر نورس) است.

    در پایان مخفی بازی، کریتوس و آترئوس به خانه می‌رسند و خسته از سفر طولانی که داشتند، به خواب فرو می‌روند. در یک میان‌پرده رویا و سال‌ها بعد، وقتی که فیمبول‌وینتر تمام شده است، ثور به خانه آن‌ها می‌آید و آماده جنگیدن می‌شود. پس از پایان صفحه اعتبارات و عوامل بازی، کریتوس و آترئوس در زمان خودشان خواهند بود. اینجا آترئوس به کریتوس می‌گوید که در انتهای فیمبول‌وینتر ثور برای جنگیدن با آن‌ها خواهد آمد. او شدیدا اصرار می‌کند که این یک خواب معمولی نبود و مثل دیدن آینده بوده است. کریتوس ولی در پاسخ، می‌گوید که حتی اگر درست هم باشد، این مشکلی برای حل کردن در آینده است و آن‌ها امروز کارهای زیادی باید انجام بدهند.

    خداقوت

    0
    0
  • اسپویل
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    در پایان بازی با دو صحنه مواجه میشیم اولین صحنه اونا وقتی میرن یورنهایم تا خاکستر مادر اترئوس رو رها کنن می‌فهمیم که مادر اترئوس یه جاینت بوده و در اون صحنه تعداد زیادی جاینت می‌بینیم که همگی مردن و افتادن روی زمین طوری که اندازه یه کوه هستن هرکدوم(تو شماره های بعدی صد در صد با دشمنان بزرگ تری طرفیم) و نشون از کشته شدن اونا توسط اوین داره توی بازی با دشمنان گرگ شکلی طرفیم در نتیجه این گرگ ها باید یه خدا و پیرو داشته باشن و میتونیم شاهد حضور فنریر باشیم ولی اینجا یه تضاد هست فنریر(گرگ بزرگ) و یورمونگاند(مار بزرگ) فرزندان لوکی هستن و اگه اترئوس لوکی هست همونطور که توی آخر بازی اترئوس میگه پدر من یه اسم رو دیوار دیدم که اشاره به من داشت کریتوس میگه چی بود میگه لوکی میدونی معناش چیه و کریتوس وانمود به ندانستن میکنه اگه خصوصیات لوکی رو بدونید متوجه میشید که لوکی توانایی هدایت و دستور به حیوانات مثل گرگ و مار داره و خصوصیت دیگش که از همه مهمتر اینه که دروغ گو و شیاد هست و ظاهر مظلومی داره بر خلاف باطنش اترئوس هم در نگاه اول مظلوم به نظر میاد ولی دروغ گویی ازش موج میزنه به عنوان مثال وقتی مریضه و فریا(اشاره خواهم کرد بهش) و کریتوس میخوان خوبش کنن و با هم حرف میزنن اترئوس یواشکی در حال گوش دادن به حرف های اونا در صورتی که وانمود میکنه خوابه و مثال دیگه وقتی کریتوس در هلهایم گذشته خودش رو و نبرد با زئوس رو میبینه اترئوس یا همون لوکی میگه که من چیزی ندیدم ولی آخر بازی میگه که آیا سرنوشت خداها اینه که پدران یا مادراشون رو بکشن!!! پس دیده اون صحنه رو. از طرفی کریتوس انگار از ذات واقعی و آینده لوکی با خبره به طور مثال در همون صحنه که اترئوس مریضه و بی هوشه و به حرف های فریا و کریتوس گوش میده، کریتوس میگه که میدونم که به حرف های ما گوش میدی از طرف دیگه کریتوس مرتب سعی در تربیت و کنترل خشم اترئوس داره انگار که قراره تبدیل به چه هیولایی بشه و نمونه آخر این که چرا باید مار به اون بزرگی یعنی یورمونگاند به کسی مثل کریتوس و پسرش کمک کنه اون میگه که اترئوس براش آشناس یعنی پدرش همون لوکی. حالا برسیم به فریا. فریا مادر بالدر(باس اول بازی و اصلی بازی هست) که گفته شده بانوی زیبایی و خوش رویی و… هست اون توانایی خوندن آینده رو داره و پیش بینی کرده بود که روزی پسرش کشته میشه و برای همین طلسمی رو در نهان او ساخت که باعث میشه هیچ وقت نمیره حتی با شکسته شدن گردش توسط کریتوس در اول بازی در نگاه اول این طلسم خیلی خوبه ولی باعث میشه که هیچ چیز مثل علاقه عشق لمس لذت و… احساس نکنی و به خاطر همین بالدار تبدیل به یه موجود بی احساس شده از طرف دیگه فریا یعنی همون جادوگر بازی توسط اوین طلسم شده که نتونه میدگارد رو ترک کنه واسه همینه که وقتی از میدگارد خارج میشه دوباره بازگردانده میشه به میدگارد اما بریم سراغ سکانس پایانی که پس از اتمام بازی وقتی به کلبه کریتوس و پسرش برگردید و استراحت کنید یه صحنه مرموز می‌بینید کسی به خونه اونها اومده که از قرار معلوم این دیدار زیاد دوستانه نیست و متوجه میشیم که اون توره اما چرا تور یا ثور اومده به نزد اونا دو احتمال وجود داره ۱ثور به خاطر کشته شدن دو پسرش یعنی modi و magni اومده یا احتمال دوم که از همه متحمل تره به خاطر لوکی یا همون اترئوس خودمون اومده و یکی از شرارت های اترئوس که ثابت میکنه لوکیه کشتن یکی از این دو برادر توسط خنجرش هست. اما توی صحنه آخر که دوستان گفتن روی سنگ نوشته ای تصویر کریتوس روی زمین افتاده و از دهان اترئوس مار بزرگی اومده بیرون اینجا دو احتمال وجود داره یک اینکه اترئوس فهمیده کریتوس پدر واقعیش نیست و اونو کشته ولی من این احتمال رو رد میکنم به دو دلیل یک اینکه هردوی اون ها یعنی کریتوس و اترئوس(لوکی) از خدایان نورس تنفر دارن و دوم این که کسی نمیتونه کریتوس رو بکشه مخصوصا کریتوس که به لوکی این همه آموزش داد اما دوم درسته که کریتوس توی تصویر سنگ افتاده زمین ولی چون اترئوس مار رو بیرون آورده از دهانش اشاره به این نداره که مار کریتوس روکشته اگه افسانه نورس رو مطالعه کرده باشید میدونین که ثور یا تور توسط کسی کشته نمیشه جز یورمونگاند یعنی همون بار اول بازی و با توجه به نبرد کریتوس و بالدار و اون جاینت که از نبرد کریتوس و بالدار جلوگیری می‌کرد به خواسته فریا کسب اون جاینت رو نمی‌کشه جز یورمونگاند اما چطور ما می‌بینیم که اترئوس آخر بازی زبان مارها رو بلده فقط میمیر زبان مارها رو بلد بود همون کله قطع شده با چشمان نورانی ولی اترئوس هم یاد گرفت سریع(پس صد در صد لوکیه) پس در نتیجه اومدن مار از دهن اترئوس توی اون تصویر نشون از صدا کردنش توسط اترئوس یعنی همون کاری که تو آخر بازی کرد نه این که از دهنش مار بیرون میاد ما شاهد نبرد طوفانی بین کریتوس و ثور خواهیم بود ولی ایندفعه کریتوس از ثور شکست میخوره و اترئوس و یورمونگاند به کمک‌ کریتوس میان اما نکته مهم دیگه این که همه ما میدونیم کریتوس درسته بدن بزرگی داره و قویه ولی خنگ و بی مغز نیست(با توجه به حل اون پازل ها در همه نسخه ها) پس چطور زبان نورس رو بلد نیست من حدسم اینه که کریتوس مدت کمی هست که در نورس حضور داره و به نوعی توی این مدت کم اترئوس و مادرش رو از دست اوین نجات داده با توجه به دشمنی اوین با جاینت ها در نتیجه دشمنی لوکی با ثور و اوین ریشه دار هست به دلیل کشتن جاینت ها از جمله مادر اترئوس خلاصه آقا شرمنده خستتون کروم بازی پر معنایی هست و همون طور که کوری بارلوگ گفته واسه تکمیل داستانش به پنج نسخه دیگه نیاز هست ولی یه موضوع مبهم میمونه و این که اگه فنریر و یورمونگاند هستن یعنی پسرای اترئوس پس چرا اترئوس اینقدر بچس دوستان بازی کننده ی نسخه دو با خواهران تقدیر و بازگشت کریتوس از مرگ توسط زئوس آشنایی دارن و بارلوگ هم سازنده همون نسخه دو بود اینجا هم ممکنه کریتوس با خواهران تقدیر یا به مانند آن ها مواجه بوده و به زمان بچگی کریتوس بازگشتن اگه توجه کنید کریتوس با همه مکان های نه گانه بازی آشنایی داره و از دیدن آن ها به وجد نمیاد صد در صد سفر در زمان بوده با توجه به حضور دو کوتوله سیندری و بروک که در همه زمان ها و مکان ها هستن. موفق باشید

    لطفا نظرم ثبت کنید نوشتم اسپویل مانند بقیه دوستان کلی هم تایپ کردم تایید نکنید از پنجره میپرم بیرون ROTFL ROTFL ROTFL با تشکر

    0
    0
    • Winter1868 گفت:

      شما برو تو یوتیوب چنل IGN بخش Spoilercast، همون پادکسته ولی خب اسمش اینه، کوری بارلوگ رو انتخاب کن، میفهمی بیشتر این توضیحات و موشکافی هات اشتباه بوده
      اون جاینتی که شما میگی کسی به خواست فریا نمیکشش، اون مرده بوده به دست ثور، با جادوی فریا حرکت میکرده که جلوی کریتوس و بالدر رو بگیره میدونسته کریتوس قوی تره و بالدر کشته میشه
      و این که لوکی خدای دروغه، خب درسته ولی این رفتاری که ازش تو بازی دیدی، به این دلیل بوده که لوکی داشته از نوجوانی و بلوغ خدایان عبور میکرده(به گفته کوری بارلوگ)، نه این که دست خودش باشه، احتمالا تو نسخه های بعدی دست خودشه
      ولی این نسخه تا آخر بازی، شبیه خود کریتوس عه قدرت هاش، دقت کنی حتی نزدیک بود اسپارتان ریج رو فعال کنه که نتونست
      یعنی از روی خشم.
      اون جایی هم که تو هلهایم به کریتوس میگه من چیزی ندیدم، دیده بوده؛ ولی نمیدونسته زئوس کی هستش
      از نظر اون شاید یکی از دشمنای نه چندان مهم گذشته پدرش بوده
      که آخرش کریتوس بهش میگه

      0
      0
      • اولا که ذات ادمیزاد عوض نمیشه خدا که جای خود دارد
        چند درصد احتمال هست کریتوس توی نبرد با تور شکست بخوره؟ قطعا صفر
        این ذات لوکی خواهد بود که کریتوس رو کله پا خواهد کرد ، خیانت
        دوم ، این که یورمونگاند و احتمالا فنریر و گرگ ها توی بازی دیده بشن یه توجیه ساده داره؛ اونا مثل‌کریتوس که توی نسخه دوم در زمان سفر کرد تا سرنوشتش رو تغییر بده به کذشته اومدن
        خضوصا یورمونگاند چون در نبرد اخرش هم میکشه هم کشته میشه
        احتمالا میخواد کسی که در نبرد اخر می‌کشتش رو بکشه تا پای اون به اینده باز نشه
        که البته خودت بهش اشاره کردی
        نکته سوم و جالب که دارم سعی می کنم ازش سر در بیارم
        گرد مادر اترئوس هست که قطعا یه چیز عادی نیست یه خاصیت جادویی داره

        0
        0
        • شما زیاد روی حقه باز بودن لوکی حساب باز نکن
          داستان اساطیر توی سانتا مونیکا عوض میشن، به عنوان مثال مگه بالدر که توی اساطیر از دوست داشتنی ترین خدایان بود و محبوب ترین خدا نزد انسان ها بود، توی بازی خوب بود؟ توی بازی به شدت شخصیت زننده ای داره
          پس لوکی هم می تونه طرف کریتوس باشه و به کریتوس حقه نزنه و اصلا حقه بازم نباشه
          توی بازی هم آترئوس حقه بازی نکرد، خود کریتوس بهش گفت که پدرشو کشته
          قسمتی هم که خودشو به خواب زده بود، خیلی طبیعیه. بچه ها اینجورین کلا. من خودم از این حرکتا زیاد زدم

          0
          0
          • Hasan.n گفت:

            دقیقا . سانتا مونیکا اون چیزی که توی اساطیر روایت شده رو روایت نمیکنن میان اون رو به میل خودشون تغییر میدن شمام زیاد به این فکر نکنید که این قراره اون لوکی حقه باز باشه از رفتار پسره حتی یه شرارت هم سر نزده حتی یه جاهای از اینکه یه نفر رو کشته گریه میکنه . اگه این لوکی حقه بازه حداقل یه چیز تو بازی ازش میزاشتن که یه شرارتی باشه اما هیچ پسره به شدت ادم خوبیه کریتوسم نمیزاره به سرنوشت خودش دچار بشه. ما یونان رو هم بخوایید حساب کنید تو خیلی از روایت ها و فیلم زئوس ادم خیلی خوبیه که ادما رو دوس داره ولی توی گاد اف وار دقیقا برعکس بود . منتظر یه داستان متفاوت از سانتا مونیکا باشید

            0
            0
          • پس تصویر سنگ نبشته رو چطور توجیه می کنی؟
            لوکی حقه بازه،درسته سانتا همه چیز رو عینا از اساطیر کپی پیست نمی کنه،توی یونانم این کارو کرده بود ولی این احتمال با توجه به سنگ نبشته درصدش بالای نوده که اترئوس بزنه به سرش که کریتوس رو ناکار کنه
            من میگم شاید نتونه چون کریتوس فهمیده تهش چی میشه،جلوش رو میگیره و نمی میره ولی لوکی رو ناکار میکنه
            خلاصه حذف اترئوس و یا کریتوس حتمیه

            0
            0
            • Hasan.n گفت:

              اخه دوست عزیزم اون صحنه کریتوس روی پای اترئوس افتاده بود به احتمال ۹۰ درصد اون صحنه این رو نشون میده که کریتوس به خاطر پسرش کشته شده ن به دست خودش شما با دقت نگاه کن میبینی که کریتوس روی پای اترئوس هستش این عین اون لحظه اخر خدافظی میمونه تا کشتن

              0
              0
        • Hasan.n گفت:

          در ضمن دوست عزیز این دیگه اون کریتوس قدیمی نیست که همه رو سلاخی کنه که شما میگید کریتوس شکست نخوره از ثور . همی بالدر که انگشت کوچیکه ثور هم نمیشه چیکار کریتوس کرد. در ضمن کی گفته کریتوس توی اون عکس مرده.؟ اصلا ممکنه اون لحظه زخمی شده فقط افتاده مثل مبارزش با بالدر که دیگه توان بلند شدن هم نداشت . مطمئن باش این پسره حتی اگه لوکی باشه به کریتوس خیانت نمیکنه این قراره لوکی سانتامونیکا باشه ن لوکی افسانه های قدیم . منتظر شخصیت پردازی جدید توسط سانتامونیکای استاد باش

          0
          0
          • حسن،دیدی بالدر حریفش نشد،کریتوس ترکوندش،یعنی میگی ممکنه کریتوس از تور شکست بخوره؟
            یه چیزی بهت میگم ها،شکست و نابودی توی کار کریتوس نیست
            این کریتوس سه گانه نیست ولی بارلوگ قبل عرضه گفته بود این همون کریتوس قدرتمند و خشمگینه
            درستم میگه شاید سعی کنه خشمش رو مهار کنه ولی هیچ وقت قدرتش کم نشده درست مثل نسخه های قبل هنوزم قدرتمنده
            اگه قرار باشه کریتوس از تور شکست بخوره شده پیاده تا خود سانتامونیکا میرم دخل نویسنده رو میارم
            بعدشم واقع بین باش
            تصویر سنگ نبشته قشنگ نشون میده اترئوس داره تبدیل به مار میشه تا بخورتش
            میخواهید شرط ببندیم سر این داستان؟
            شرطی که چند سال باید براش صبر کرد

            0
            0
            • Hasan.n گفت:

              من نمیگم کریتوس ضعیفه عشق من کریتوسه ولی سانتامونیکا شاید یه ایده داشته باشه . دوست عزیز بالدر قابل قیاس با ثور نیس همین بالدر واقعا یه جاهایی کریتوس رو خسته کرد درسته کشتش اونم به شکل قشنگی ولی این احتمال خیلی قوی تره که ثور اون رو کشته یا زخمی کرده که نظر من زخمی هست. اینکه اترئوس علیه کریتوس بشه واقعا کلیشه ایی هست.مطمئن باش سانتامونیکا از عمد این کارو کرد که شما فکرت بره سمت لوکی حقه باز که نتونی داستان بعدی حدس بزنی داستانی که توی نسخه سوم گاد کاملا قابل پیشبینی بود اخرش چطور قراره تموم شه . سانتامونیکا نمیخواد این نسخه قابل پیشبینی باشه اینو ولی مطمئن باش این لوکی اون لوکی حقه باز نیس حداقل واس کریتوس نیس بهش خیانت نمیکنه خیانت توی سری گاد دیگه کلیشه ایی شد واقعا . اون صحنه بیشتر شبیه این بود که اون ماره رو لوکی فرستاد که انتقام کریتوس رو بگیره از اون کسی که این بلا رو سر کریتوس اورده. اصلا از کجا معلوم کریتوس با ثور مبارزه کرده که کشته یا زخمی شده.؟ شابد اودین باشه شاید اصلا نفرین فریا باشه هزارتا ایده هیت واقعا نمیشه ایطور فکر کرد

              0
              0
            • Winter1868 گفت:

              اگر آترئوس رو دور از کریتوس نشون میداد، آره بهش خیانت کرده بود
              ولی نه
              اونجوری که به تصویر کشیده شده، نشون دهنده اینه که کریتوس به خاطر آترئوس فداکاری کرده، از ذات ثور بعید نیست بخواد برای پرت کردن حواس کریتوس به آترئوس حمله کنه، سنگ نوشته داره نشون میده آترئوس مار میدگارد رو احضار میکنه تا ثور رو بکشه

              0
              0
              • Hasan.n گفت:

                دقیقا. اون چیزی که نشون میده من خودم که دیدمش واس بار اول این اومد تو ذهنم که فداکاری کرده کریتوس واس اترئوس ن اینکه خودش اونو کشته باشه . اصلا طرز افتادن کریتوس معلومه که اترئوس هر چی که از دهنس در اورده واس خاطر کریتوسه ن علیه کریتوس . یه چی جالب هم اینجاس قبلا سونی درباره اترئوس یه کلیپ داد که توضیح میداد دربارش یه عکسی بود دقیقا یه چیزی از دهن اترئوس در اومده شاید بی ربط نباشه شاید این اصلا مار نیست چون قیافشم شبیه مار نیست زیاد

                0
                0
      • ALIREZA A.T.A گفت:

        اگه اترئوس لوکی باشه تنها تحت یک شرایطه اونم اینه که یورمونگاندو که توانایی سفر داره و از. راگناروک به عقب برگشته ، به قدری عقب برگشته که به بچگی های لوکی ( اترئوس رسیده ) از طرفی لوکی یک نیمه خدا نیمه جاینت هست که نیمه جاینتیش از مادرش و نیمه خداییش از کریتوسه

        0
        0
      • دوست عزیز مثل این که شما بازی رو تموم نکردی کسی اون جاینت رو نمی‌کشه جز یورمونگاند یعنی همون مار بزرگ و کسی اون مار رو صدا نمیزنه جز اترئوس یا همون اوکی اینم بگم این بازی گاد توقع چرت و پرت های مارول رو نداشته باشید اره اوکی بد ذات و دروغ گو کریتوس هم بی رحم و خشنه اینا هیرو نیستن آنتی هیرو هستن کی گفته که آدمای خوبی باید باشن و اون ماری که از دهنش اومد بیرون آخه مگه مار به اون بزرگی میشه از دهنش بیاد بیرون بنده خداها اشاره به صدا کردنشه همانند آخر بازی در ضمن من نگفتم اون جاینت از قدیم زنده بود اینو همه میدونن فریا توانایی زنده کردن داره همانند زنده کردن کله قطع شده میمیر پس این جاینت و زنده میکنه و یه چیز جالب بهتون بگم بالدار هم پس زنده میکنه تو نسخه بعد اگه توانایی زنده کردنو داره

        0
        0
        • Winter1868 گفت:

          اون جاینت، قبلا مرده بوده حتی فریا هم نمیتونه زنده اش کنه، فقط از بدنش استفاده میکنه مثل عروسک خیمه شب بازی.
          این که شما میگی بالدر رو زنده میکنه، اگه بعد از پایان به غار جادوگر برگردی، آترئوس از میمیر میپرسه:
          امکانش هست فریا بالدر رو زنده کنه؟
          میمیر میگه: آره، ولی باعث خیلی از درد و رنج ها و عقب موندگی ها برای بالدر میشه، من فقط یک سر ام پس میتونم دووم بیارم، ولی بدن کامل …. نه خیلی ریسک بزرگیه، فریا برای پسرش همچین رنجی رو نمیخواد

          0
          0
          • خیلی از مکالماتشون دلیل بر این نمیشه که حتما نسخه بعد اتاق نیوفته مثل خواب اترئوس و دیدن ثور که به کریتوس گفت خواب دیدم اومده سراغمون و کریتوس گفت امکان نداره و غیر ممکنه و… خودت تا ته داستانو بخون

            0
            0
            • Hasan.n گفت:

              به نظرم حرف vitto corleone درسته اون چیز که از دهن اترئوس میاد همون اشاره به صدا کردن مار هست تا بیرون اومدن مار از دهنش . بعدش فریا توانایی زنده کردن رو داره احتمال زیاد میدم زندش نکنه ولی نمیشه هم ردش کرد. داستن نسخه بعدی دیونه کنندس و فکر مرگ کریتوس هم از سرتون بیارید بیرون سانتامونیکا دست به این کار نمیرنه شاید بمیره بعد زنده شه

              0
              0
    • اونجا که گفت هیچی ندیده راست گفت .اونجا که کریتوس بالدر رو میکشه و کریتوس به اترعوس میگه که پدر خودش رو کشته برا همین اترعوس میگه آیا سرنوشت خدایان اینه …

      0
      0
  • اقاااا نوشته برای ۵ بازی اینده نگفته برای ۵ سری از گاد اف وار در نظر داشته باشین گفته بود میخواد بعد از این بازی رو بسازه که به سلیقه ی خودشه! پس فکر نکنین ۵ تا ازین گاد اف وار میسازه سانتا باید رو ای پی های جدید هم کار کنه همش که نمیشه گاد اف وار خیلی عاشق این بازیم اما دیگه خدایی ۶ تا نسخه کافیه

    0
    0
  • Trump vs Devils گفت:

    واسه چی موقع ضربه زدن به NPC ها به جای خون مواد مذاب می پاشه.

    0
    0
  • MehrdadPS4 گفت:

    آخیش بالاخره بازیرو پلاتیدم – قسم خورده بودم تا پلاتش نکنم هیچ کامنتی تو گیمفا نزارم Smile
    در مورد ۵ بازی بعدی هم خوب درست میگه نسخه قبلی تو یونان و اساطیرشم ۶ تا بازی بود خوب نورس هم یکیش ساخته شده مونده ۵ تا

    0
    0
  • mo1234 گفت:

    اونقدر مناظر و گرافیک بازی قشنگ هست که من الان بازی رو تموم کردم ولی بعنوان screen saver همیشه تو تلویزیون خونه میزارم باشه هر دفعه یه قسمت map میرم و میزارم رو تلویزیون باشه حال کنم

    0
    0
  • Navidoo گفت:

    تو بازی خیلی درباره رلم های دیگه (OTHER REALMS) صحبت شد که متاسفانه بیشترش رو ندیدیم ولی احتمال زیاد اون گفتگو ها و ایسترها پایه گذار قسمت های بعدیه, امیدوارم بزارن خوده بارلاگ ادامشو بسازه یا حداقل دیوید جفی کارگردان قسمت اولش درسته رفته سمت بازی های مستقل و زیاد موفق نبوده ولی علاقش به این سری میتونه خیلی تاثیرگذار باشه.

    0
    0
  • همین بازی اندازه پنج تا بازی اندازه لست اف اس محتوا داره کلی ماجراجویی فرعی داره
    جالبه بعضی غولاش به انتخاب خودت میان و باهاشون میجنگی
    تو یه غار یخی روی دیوارش سه بار متوجه یه چیز یخ زده شدم هر سه بار هر قسمتو منفجر کردم یه موجود پرید بیرون مبارزاتشم که خیلی باحاله دوست دارم صد تا دشمن همزمان بیاد

    0
    0