گیمفاوب سایت خبری تحلیلی بازی های ویدئویی
English
ADS

ADS

ADS

ADS

ADS

ADS

ADS

ADS

ADS

انقلاب روی مرز انسانیت | پیش نمایش بازی Detroit: Become a human

پیش‌نمایش
انقلاب روی مرز انسانیت | پیش نمایش بازی Detroit: Become a human

شاید همگی، یادتان باشد که در مقالات قبل، بارها از تأثیرات یک شاهکار داستانی گفته باشیم! اگر هم بنده نگفته باشم، دیگر دوستان بارها و بارها اشاره کرده بودند! اینکه چگونه یک شاهکار داستانی، می‌تواند سلول به سلول  بدنتان را به گریه بیندازد! چند روز پیش بود که پس از مدت‌ها، دوباره پا به کلمبیا گذاشتم و دقیقاً همان حس  و حال عجیب بود که دوباره تکرار می‌شد. هفته پیش نیز، مقاله‌ای تحت عنوان “ما داستان دوست داریم… | چرا شاهکار داستانی خیلی ارزشمندتر از شاهکار آنلاین است” منتشر شد که یکی از جنجالی‌ترین مقالات ماه نیز بود و درآن، شاهد بحث‌های زیاد، و البته نظرات زیباتر بودیم. اغلب نظرات نیز، با تیتر مقاله همسو بودند و هرکدام، به شیوه خودشان نظر می‌دادند. یکی از نظرات خوب کاربران:

بذارید یه مثال بزنم
در قیاس بازی هایی ک صرفا لذت خالی هستن
و بازی هایی ک ممکنه کمتر لذت بخش باشن ولی هنری هستن و یا داستانی رو میگن

شما آخرین بار که رستوران غذا میل کردی بیشتر تو ذهنت تاثیر گذاشت
یا آخرین بار که یه کتاب خوب خوندی یا یه فیلم خوب دیدی ؟
مسلما جواب دومیه
رستوران رفتن و غذا خوردن یه عمل صرفا لذت بخشه
نه هنر توشه نه هیچی
آیا طعم و خاطرات غذای اون شب همیشه یادت میمونه ؟ مسلما نه
ولی شک نکن تا ۹۰ سالگی داستان بایوشاک یادت میمونه ! شک نکن ابهت شهر رپچر‌و شخصیت کاریزماتیک اندرو رایان همیشه تو ذهنته
همیشه یادت میمونه باس فایت گهرمن تو بلادبورن یا باس soul of cinder تو دارک سولز
همیشه گرالت تو ذهنته همیشه دلربایی ینیفر رو بیاد داری
همیشه یادت میمونه ماجرای کریتوس ها و دانته ها
ولی آیا یادت میمونه پارسال تو فلان نوبت آنلاین بازی کردن چنتا هدشات زدی ؟
نه
برای همین
هیچوقت
هیچوقت
یه داستان عالی یه بازی داستان محور عالی
یه ” هنر ” رو با سرگرمی خالی مقایسه نکنین

جدای از اینکه این کامنت، یکی از خوب‌های مقاله هفته پیش بود، مثال زیبایی که زده شده بود، همه چیز را مشخص می‌کرد. برای لمس کردن تاثیری که یک داستان شاهکار می‌تواند بر روی یک بازی‌باز بگذارد، می‌توانید به انواع پزشکان نامی عرضه بازی‌های ویدیویی از جمله آقای دکتر کن لوین و دکتر کوجیما و البته، دیوید کیج سری بزنید! بله! دیوید کیج بزرگ! کسی که با نسخه‌های طلایی‌اش می‌تواند میلیون‌ها بیمار عاشق را آرام کند! شاید از بزرگترین کارهاش بتوان به ساخت انحصاری Heavy Rain  اشاره کرد. عنوانی که با بازخوردهای مثبت زیادی روبرو شد، اما مهم‌تر از بازخوردهای مثبت و البته متا، روح خود بازی است که حسابی به دل می‌نشیند. وقتی خودِ اثر، با روان بازی کند، متا و نمره و بازخورد همه نقش “هویج” را بازی می‌کنند! و خب خوشبختانه، Heavy Rain هم دقیقاً همینطور عمل کرد و با نسخه جادویی دیوید کیج، همه را به “هویج” تبدیل کرد! هدف مشخص بود، بازهم قدرت افزودن بر حرفی که مدت‌هاست آتش آن گر گرفته. دیدگاهی که باید نسبت به بازی‌های رایانه‌ای عوض شود و تمام قضاوت‌های اشتباهی که باید ریشه‌کن شوند. کیج، یک نابغه بسیار قدرتمند است! او روانشناسی بلد است، همچنین جامعه اطرافش را به خوبی می‌فهمد و درک فوق‌العاده‌ای از انسان و احساساتش دارد! این است که یک بازی مانند Heavy Rain می‌تواند با تک تک سلول‌های بدنمان ارتباط داشته باشد و با آنها حرف بزند. احساس گناه، عشق و تقریباً هرچه را که با کلمه “انسان” بتوان ربط داد! خبر خوب این است که دیوید کیج، سالهاست امتحانش را پس داده. او بارها ثابت کرده که از انجام ریسک‌های بزرگ و صدالبته احمقانه هیچ ترسی ندارد، چرا که همین ریسک احمقانه میتواند باعث ساخت یک بازی فوق‌العاده هوشمندانه و بی‌نظیر بشود؛ و خبر بهتر هم این است که کیج، ساخت بازی جدیدش را تمام کرده است!

دست به سینه، به احترام نابودی!

بحث نابودی و یا انقراض نسل کنونی بشر از مدت‌هاست که مطرح شده و هنوز هم ادامه دارد. همانگونه که استیون هاوکینگ (خدابیامرز!) قبل از مرگش نیز به آن اشاره کرده بود! ایده‌های زیادی هم تاکنون در این باب مطرح شده است؛ برای مثال، عوامل طبیعی و جنگ‌ها و بمب‌های اتمی، اما از ایده‌هایی که شاید خیلی هم احمقانه نباشند، نابودی، به دست همان تکنولوژی بی رحمی است که خودمان با عشق تمام آن را ساختیم!همان چیزی که کیج روی آن دست می‌گذارد. هوش مصنوعی، اگر به درجه بالایی از قدرت برسد، قطعاً تهدید کننده و خطرناک خواهد بود. اما روایت انزوای بشر، از زبان دیوید کیج کیج چگونه خواهد بود؟ با بنده، حسین غزالی و پیش‌نمایش بازی Detroit: Become a human همراه باشید.

هدف من همیشه ساخت بازی و روایت داستانی است که برای خودم اهمیت داشته باشد؛ داستانی که تاثیرگذار، عمیق و جذاب باشد و یکی از وظایف من به‌عنوان بازی‌ساز، ارائه تجربه‌ای است که مردم انتظارش را ندارند. در واقع اگر من می‌خواستم آثاری بسازم که همه انتظارشان را دارند، هرگز از من به‌عنوان یک بازی‌ساز خلاق یاد نمی‌شد. من همواره دوست دارم تجربه‌ای تاثیرگذار و معنی‌دار خلق کنم و به نظرم طرفداران باید بازی را تجربه و صحنه‌های مختلف آن را در ارتباط با یکدیگر بررسی کنند تا بتوانند قضاوت درستی در مورد آن داشته باشند.

طراحی چهره‌ها با وجود شایعاتی که درباره افت گرافیکی بازی بود، بی‌نظیر است!

هنوز یک روز از نمایش تریلر جدید بازی نگذشته بود که ۲۵ سازمان با نام و نشان، و بی نام و نشان شروع به جوسازی علیه بازی کردند! سازمان حمایت از حقوق کودکان کمی از حال رفته، همچنین ستاد مبارزه با تریلرهای با رزولوشن کمتر از ۱۰۸۰p با یکدیگر متحد شدند و برچسب خشونت علیه کودکان را محکم بر سر دیوید کیج زدند! جالب است که در همین حوالی، مقاله‌هایی نیز درباره خشونت افراطی در تریلر The Last Of US: Part II نوشته شد! نکته جالب ماجرا هم آن است که در همین سینمای ایالات متحده، خشونت علیه زنان خط قرمز را هم رد کرده و در یمن، کودکان فقط سیلی نمی‌خورند! ولی ظاهرا، دیواری کوتاه‌تر از بازی‌های ویدیویی هیچثوت وجود نخواهد داشت. اما چیزی که مهم است، خودِ دیوید کیج است و بس. چرا که پس از این حواشی،او در مصاحبه‌ای با یوروگیمر، تکلیف همه را مشخص کرد:

قطعا همیشه افرادی خواهند بود که تصور می‌کنند ما از این دست مسائل سواستفاده می‌کنیم، اما واقعیت اینچنین نیست. بازی Detroit: Become Human اثری در مورد خشونت نیست، بلکه اثری در مورد شخصیت کارا است و این اتفاقات هم بخشی از زندگی وی هستند. در واقع کارا داستان بسیار زیبایی دارد و امیدوارم که پس از تجربه بازی، این داستان بتواند تاثیری را که مد نظر ما است، روی مخاطب بگذارد.

در ادامه بازهم به این نکته اشاره کرد که:

کار ما به این شکل است که می‌دانیم در حال کار روی یک تجربه به مراتب بزرگ‌تر و اساسی‌تر هستیم؛ تجربه‌ای که قرار است معنی عمیقی داشته باشد. تجربه‌ای که قرار است داستانی عالی روایت کند و گاهی هم در این بین، وارد قسمت‌های تاریک زندگی خواهد شد. در این حالت است که شما تبدیل به یک نویسنده خوب می‌شوید و سعی می‌کنید با ورود به جنبه‌های تاریک، به مسائل مهم و ارزشمندی بپردازید. پس در کل به این شکل نیست که من عمدا بخواهم با نشان دادن خشونت توجه دیگران را جلب کنم؛ بلکه هدف من پرداختن به موضوعی تاثیرگذار و عمیق است.

اگر این حرف‌ها بازهم شما را قانع نمی‌کند، بگذارید بازهم یادآوری کنم که کیج، به ریسک‌ها و انتخاب‌های دیوانه‌وار، نبوغ و خلاقیت غیرقابل انکارش معروف است. همانند چیزی که در عناوین قبلی او دیدیم. قبل از اینکه وارد بحث‌های مهم‌تر بشویم، بهتر است به این نکته اشاره کنم که موتور گرافیکی بازی دستخوش تغییرات مهمی شده است. به طوری که عمده تمرکز استودیو کوانتوم دریم، بر روی چهره و نورپردازی‌های فنی صرف شده. ظاهراً، این تغییرات آنقدر خوب پیش رفته‌اند که حتی کارگردان، آن را تحولی در جلوه‌های بصری‌ بازی‌های PS4 می‌داند.

بازم که حقوق بازنشستگی رو دیر ریختن!

همه اینها را گفتم و گفتم، تا به نقطه اصلی و مهم بازی برسم! بله، داستان. نقطه جوشان و زیبای Detroit! همان کلمه‌ای که در Heavy Rain، با روح و روانمان بازی می‌کرد. بالاتر، کمی درباره پس‌زمینه داستانی عنوان جدید استودیو کوانتوم دریم صحبت کردیم. اما اکنون، به صورت گسترده‌تر به آن خواهیم پرداخت:

به سالها بعد می‌رویم، اینجا همین زمین است و همان آسمان؛ البته با محتویاتی که زمین تا آسمان با قدیم فرق می‌کنند. حالا دیگر، آرزو‌هایی که زمانی بر روی دفتر نقاشی بودند، روی تابلوهای تبلیغاتی شهر نقش بستند. اندروید، دیگر نام یک سیستم عامل برای لوازم الکترونیک نیست؛ بلکه محصول جدید کمپانی سایبرلایف است که اکنون، در همه جا منتشر شده. ربات‌های خانگی پیشرفته‌ای که نه احساس دارند، نه عشق و نه خسته می‌شوند. آنها یک برده با استقامت بی‌نهایت، و البته قیمت بالا هستند. کمپانی سایبرلایف، بالاخره توانسته تا جهان را متقاعد به بی‌دردسر بودن محصولاتش بکند. و آنقدر این اتفاق، مضحک رقم خورده که دیگر باید دست زن و بچه‌مان را بگیریم و بریم بیرون و یک اندروید بخریم!

همه اطلاعاتی که برای خرید یک اندروید نیاز دارید همینجاست! رنگ لباس، مو و ویژگی‌های برده جدیدتان را انتخاب کنید!

در دنیایی پر از اندرویدها و سیستم‌های برنامه‌ریزی شده، ناگهان گروهی از اندرویدها به مرزی از آگاهی می‌رسند که توان تشخیص اتفاقات اطراف را داشته باشند؛ کم کم، این آگاهی، باعث به‌وجود آمدن جنبشی در دنیای اندرویدها می‌شود. کارا یکی از همین اندرویدهاست. از همان تریلرهای اولیه Detroit می‌توان متوجه روحی بود که دیوید کیج در بازی نهاده. اگرچه این ایده، بارها و بارها در سینما و دنیای ادبیات و حتی بازی‌های ویدیویی استفاده شده، اما اگر کیج می‌خواهد دیترویت، همان چیزی بشود که باید، بایستی تا مثل همیشه از نبوغ خود تمام استفاده را ببرد و با بهره‌گیری از پیچش داستانی و ریسک‌هایی که در این مسیر وجود دارد، کفه ترازو را به نفع خودش بچرخاند. خب اگر هم بخواهیم صادق باشیم، باید بگوییم که طراح ارشد بازی نیز همین کار را انجام داده! حتی با تجربه دموی کوتاه بازی هم می‌توان به این نتیجه رسید که انتخاب‌های متفاوت، چقدر زیاد و تأثیرگذار هستند و طراحی مراحل، اصلا کار یکی دوسال نبوده و زمان قابل توجهی صرف ساخت بازی شده.

بله! این آرزوهای زیبای انسان، همانقدر که زیبا و رویایی هستند، ترسناک و دلهره‌آور نیز به‌نظر می‌رسند. تکنولوژی، همانقدر که زیباست، وحشتناک نیز خواهد بود. کیج و تیمش، ۸ سال پیش امتحانشان را پس داده‌اند. ساخت بازی‌هایی که دیگر، تنها یک سرگرمی نیستند. بازی‌هایی که معنا و مفهوم بازی را دستخوش تغییر کردند. البته، از حق هم نگذریم، تنها دیوید کیج نبود که در این سالهای اخیر، دست به همچین کار شجاعانه‌ای زده بود. همانطور که بالاتر اشاره کردیم، پزشکان نامی زیادی بودند که این شجاعت را به خرج دادند. بازی Life Is Strange را بیاد بیاورید! آن انتخاب‌ها و نتایج، آن شخصیت‌پردازی‌های بی‌نظیر، و یا حتی انتخاب‌های گرالت، بایوشاک و کلی عنوان دیگر… .

فقط اینجا تلگرام فیلتر نباشه! دیگه مهم نیست اندرویدها چه غلطی دارن می‌کنن!

گیم‌پلی Detroit: Become Human همانند دیگر آثار کیج، و استودیو کوانتوم دریم، معمولاً آن گیم‌پلی سریع و روانی نیست که در اکثر بازی‌های امروزی می‌بینیم. در دیترویت نیز، از سیستم Quick-time Events استفاده شده. سیستمی که البته به دل هر نوع گیمری نمی‌نشیند و بیشتر نوعی کمک به نقطه قوت اصلی اثر، یعنی داستان آن است. علاوه بر این، شما در طول بازی، موظف هستید تا از میان دیالوگ‌های انتخابی، جمله مد نظر خود را انتخاب کنید. در واقع، به مانند همه بازی‌هایی که تاکنون در این سیستم دیده‌اید، دیترویت نیز در انتخاب، عمل و نتیجه خلاصه می‌شود؛ اینبار خیلی قوی‌تر از همیشه و با دایره انتخاب‌های فوق‌العاده استثنایی! گویا دیترویت اینبار، به شدت مصمم است تا استانداردهای جدیدی به بازی‌های همسوی خود دیکته کند! ده‌ها دیالوگ، انتخاب و شرایط مختلف در لحظه، برای شماست و همانگونه هم که از تریلرهای بازی دیدیم، همگی به طرز فوق‌العاده‌ای با یکدیگر در ارتباط هستند. هر تصمیمی که بگیرید، حتی ریزترین و بی‌اهمیت‌ترین تصمیمتان، درنهایت ممکن است تغییر بزرگی در روند داستانی ایجاد کند. داستانی که کارگردانش، خودِ شما هستید. مثلا در همین سکانسی که پدر دخترک از راه پله بالا می‌رود و در شرایط روحی خوبی قرار ندارد، ده‌ها تصمیم و انتخاب، مستقیماً پیش‌روی شماست. همین گزینه‌هایی که با فونت ریز نوشته شده‌اند، در نهایت باعث رقم خوردن تغییرات بزرگ در داستان دیترویت خواهند بود. حتی دیوید کیج نیز بازها گفته بود که کنار هم چیدن تمامی این داستان‌ها، خودش یک پازل بزرگتر برای استودیو کوانتوم دریم به وجود آورده بود.

شما داستان سه اندروید را دنبال می‌کنید. سه اندروید متفاوت و البته ماجرایی که به هر سه آنان گره خورده است. انقلابی که دیر یا زود، هر سه آنان را با خود خواهد برد. “کانر”، “مارکوس” و “کارا”، سه اندروید داستان کیج هستند. جالب اینجاست که دیگر، قرار نیست از آن داستان‌های کلیشه‌ای سه نفره بشنویم! خیر! جالب اینجاست که در این سه نفر، هر کدام خط فکر متفاوتی نسبت به دیگری دارد و دقیقاً، همین مزیت است که به نکات مثبت بازی می‌افزاید. مارکوس، در تلاش است تا روح خفته دیگر اندرویدها را بیدار کند و به آنها بفهماند که انسان‌ها، تنها، ظالمانی هستند که آنها را کنترل می‌کنند. روح انقلابی مارکوس، قطعاً می‌تواند درگیری‌های بی‌نظیری را در بازی رقم بزند. اما جالب‌تر از مارکوس، شخصیت کانر است، کسی که برخلاف مارک، می‌خواهد تا به انسان‌ها آسیبی نرسد و هرطور که شده، شورش‌ها را کنترل کند. مظلوم‌تر از همه اما، (البته فعلاً) شخصیت کارا است! اندرویدی که ظاهراً بیشتر از بقیه عواطف و احساسات دارد و دلسوز‌تر از باقی است؛ همانطور که در تریلر پاریس دیدیم، او تنها به عنوان یک اندروید خانه دار و عادی استخدام شده بود، اما کم کم، کار به جایی می‌رسد که بتواند جان دخترک را نجات بدهد. تمامی این پیچش‌های داستانی، درنهایت، باعث شکل‌گیری همچین عنوانی شد. و از آنجا که همه ما، با سازنده و دیوانه‌بازیهایش آشنا هستیم، نباید نگران چیزی باشیم. حتی همان بحث بی‌جهت و غیرمنطقی برخی غیرمتخصص درباره صحنه‌های خشن و کودکان! چرا که تا جایی که خطوط قرمز، دست نخورده باشند، همه چی عالی است و اتفاقاً گاهی، همین رد کردن خطوط قرمز، شاهکار می‌آفریند. مانند چیزی که در باطن بایوشاک اینفینیت دیدیم. همه چیز آماده است تا اشک را بر روی گونه‌هایتان جاری کند، یا اینکه سرخی خشم را روی گونه‌هایتان سایه بزند. می‌گوید دیدن این تصاویر، باعث می‌شود تا فردا پس‌فردا، ما هم یک سرپرست بد رفتار بشویم، یا برویم بالای یک ساختمان، کلت بگیریم رو سر دخترک مردم، و داد و هوار بکشیم! در صورتی که به دست بعضی از عزیزان، هر روز هزاران دخترک و پسرک در وخیم‌ترین وضعیت ممکن به قتل می‌رسند! قضاوت با خودتان!

نظر شما چیست؟ آیا ساخته جدید کیج و استودیو کوانتوم دریم، می‌تواند بار دیگر، رازها و آیتم‌های جدیدی از دنیای‌ بازی‌های ویدیویی به ما نشان بدهد؟

 

12345678910(12 رای, میانگین آرا 9٫17 از 10 )
Loading...
ADS
نظرات

  1. Mohireza:batmol edition گفت:

    هرچند نمیتونم تجربش کنم ولی تو یوتیوب میشینم کل اندینگاشو میبینم Grin وست ورلدم میبینم که کلا حال کنم Evil Grin بایوشاک شاهکار میشه اما خب به احتمال خیلی زیاد بیشتر از ۵۰ درصد کسایی که درباره ی بازی نظر میخوان بدن بشدت بهش حمله میکنن و به بهونه های مختلف و گاها کاملا بی اساس می کوبنش. یچیزی مثل د لاین که شورش درومد ولی چون ضد آمریکایی بود همه پریدن بهش اما با این حال بازم به عنوان یه شاهکار ناب شوتر شناخته شد. دیترویت اما متأسفانه کارش سخت تره چون اصولا عناوین کیج شدیدا سلیقه ای هستن و خیلی از افراد رو نمیتونن درگیر کنن و بدتر اینجاست که این عناوین انقدر خاص و منحصر به فرد ظاهر میشن که خیلی وقتا افرادی که سبک های مشابه رو هم دوست دارن رو پس میزنن؛ مثلا اگه شما Text adventure یا ویژوال ناول هم دوست داشته باشید بازم گاهی اوقات براتون سخت میشه که بتونید عناوین کیج رو تجربه کنید چون بر خلاف ظاهرشون به هیچ وجه شبیه هیچیک از عناوین داستان محور نیستن. کلا کیج با این بازی به عنوان یکی از بزرگترین ریسک های کارش باید برخورد کنه که این بازی دقیقا مثل یه بشکه باروته که در شرف انفجاره و اگه منفجر بشه کلا کیج مجبور میشه بدست کسایی که دیترویت چهره ی واقعیشون رو نشون داده کنار بکشه از این صنعت و یه دنیا نبوغ رو خاک کنه (بازم اشاره کنم به د لاین). با این حال هرچقدرم که مشکل از طرف دنیای سیاست واسه دنیای گیم پیش بیاد بازم شاهکار های دنیای ما شاهکار باقی میمونن مثل سری متال گیر یا مدال افتخار و د لاین و بایوشاک و جی تی ای که همشون جنجالی بودن ولی بازم تونستن سربلند بیرون بیان و قطعا دیوید کیج هم میتونه.

    33Thumb up 4Thumb down
  2. 1111amin1111 گفت:

    آقای غزالی مقاله عالی بود دمو رو بازی کرد عالی بود امیدوارم همه جای بازیش همینطور با تصمیمات و اتفاق مختلف و فراوان باشه چون خیلی باهاش حال کردم و رفت تو لیست خریدم

    12Thumb up 2Thumb down
  3. FATHER THEODORE گفت:

    سلام حسین جان.عالی بود.به شدت منتظر اثر کیج هستم

    حسین جان هزار و یک شب تعطیل شد?!

    12Thumb up 1Thumb down
  4. teimor گفت:

    هوی رین هم چندتا شخصیت داشت و ترکوند. این قسمت هم بخاطر تقابل کانر و مارکس خیلی عالی میشه. این وسط کارا هم مثل ایتن مارس که هر کاری برای نجات دادن شان پسرش کرد برای نجات و سیو آلیس میجنگه. قطعا بازی میترکونه با توجه به این که دامنه انتخابات هم وسیع تر میشه و نکته ای که بازی رو خاص میکنه همین دامنه وسیع انتخابات و پایان هاست

    15Thumb up 1Thumb down
  5. Dad of War گفت:

    دموش رو بازی کردم خیلی جذاب و استرس زا بود.موسیقیش هم فوق العاده بود Yes

    14Thumb up 3Thumb down
  6. Trump vs Devils گفت:

    ارزش نداره برای یه بازی ۱۵ ساعته که ۲ ساعتش کات سینه ۳۰۰ بدین.

    17Thumb up 75Thumb down
  7. MetallicA گفت:

    سلام و درود آقای غزالی
    منتظر نقدش از خودتون هستیم

    6Thumb up 2Thumb down
  8. 30nabhl گفت:

    عاشق بازیای دیوید کیج ام ولی چون ps4 ندارم باید سماق بمکم
    ……..
    ببخشین دوستان من سابقه تجربه سری تکن رو ندارم
    و شماره ۷ اولین تجربمه
    بخش آموزش درست و حسابی هم نداره
    این کلیدای ترکیبی مثلا xy رو باهم میزنین؟ یا با جوی استیک؟ یا واسه ترکیبیا از کلیدای های دیگه استفاده میکنین؟

    5Thumb up 14Thumb down
  9. Vito scaletta گفت:

    از دموی بازی مشخصه که سونی و quantic dream هیچوقت طرفدارا رو ناامید نمیکنن و به کمتر از شاهکار اکتفا نمیکنن درست مثل beyond و heavy rain دترویت هم از همه لحاظ عالیه. اگر امثال gow و Detroit نبودن ‌‌کم کم بازی های داستانی از بین میرفتن

    13Thumb up 4Thumb down
  10. soosmar گفت:

    تو رو خدا کوتاه بیا . اقا این دوره و زمونه بازی های افلاین با گیم پلی قوی مثل GOW رو به زور میشه تحمل کرد . چطور انتظار دارین بازی که گیم پلی نداره رو تحمل کنیم و بابتش پول هم بدیم . نسخه دمو رو بازی کردم حالم بد شد . اصلا بازی افلاین دیگه حال نمیده . GOW رو هم به زور تا جایی رفتم بعد رفتم دیسکش رو پس دادم . Yawn

    9Thumb up 76Thumb down
  11. vitto corleone گفت:

    واقعا که سال ۲۰۱۸ سال فوق العاده ای واسه ps4
    تقریبا هر دو ماه یه انحصاری عالی داره واسه کنسولش

    8Thumb up 4Thumb down
  12. armanazadi گفت:

    بنظرم بازیش زیادی داستان محوره مثل life is strange . رو گیم پلیش نمیشه زیاد حساب کرد.

    5Thumb up 18Thumb down
  13. Farzin moradi گفت:

    Gow رو به زور رفتی ؟؟ خیلی سخته ها gow دستت باشه نصفه ولش کنی فکر کنم تو باید تو گینس ثبت بشی من که دهنم باز موند میگی gow رو نصفه ول کردم بعدش به نظر من برای این بازی دیترویت که داستان فوق العاده داره و میتونه باعث بشه یه نفر تحول پیدا کنه ارزش پول دادن نداره ؟؟ شما حاضر نیستی برای اینکه ادم بهتری بشی پول بدی ؟؟ همیشه هم نباید بازی رو فقط یه سرگرمی نگاه کرد

    16Thumb up 2Thumb down
  14. Omidrezafiregold گفت:

    آقای غزالی ممنون از مقاله خوبتون…
    من تا همین یه سال پیش فقط بازی های آنلاین بازی میکردم… کل فکر و ذهنم فقط بازی های آنلاین بود… از بازی های آفلاین هم زود خسته میشدم…
    و همه کاتسین هارو اسکیپ میکردم بعد از نهیت هشت ساعت بازی کردن بازی های داستان محور ازشون خسته میشدم و میزاشتم کنار…
    این نظری هم که دوستمون بالا گفته بود کاملا درسته…
    وقتی بازی زلدا برای pc با cemu عرضه شد چون داستان بازی به صورت نوشته بود و تا انتخاب نمیکردیم به بعدی نمیرفت من نشستم و یکی یکی اونا رو ترجمه کردم با google translate و تازه فهمیدم که چرا این بازی متا به این خوبی گرفته و واقعا به ارزشش پی بردم..‌.
    و تازه فهمیدم که داشتم چه لذتی رو از دست میدادم… از اون موقع راهم از دوستام که فقط بازی آنلاین و همینجوری به خاطر گیم پلی بازی می کنن جدا کردم…
    و الآن هم ماد frindly hud رو برای ویچر نصب کردم و دارم یکی یکی ترجمه میکنم…

    آرزو دارم همه بچه ها هم بتونن یه روزی این موضوع رو درک کنن…

    9Thumb up 5Thumb down
  15. 2K.Firaxis گفت:

    یه مقاله جذاب دیگه از استاد غزالی…
    من یه مطلب نه چندان بی ربط میخواستم بگم
    اینکه بازی انلاین باشه لزوما معنی این رو نمیده که داستان چرتی داشته باشه
    درسته این روز ها فورتنایت و پابجی و اینها رو بورسن، خیلیا یه زمانی اورواچ مسخره کردن چرا بدون هیچ داستانی بهترین بازی سال شده…
    ولی خب یادمون بازی هایی مثل World of Warcraft یا Destiny باشه جفتشون از یک کمپانی پدر که زیرمجموعه هاش سال هاست دارن بازی تمام انلاین میسازن…
    اورواچ خیلی ها اطلاع ندارن یا حتی تجربه نکردن، اما با خوندن کامیک هاش یا فقط دیالوگ های داخل بازی میشه متوجه شد چه پشتوانه قوی و جذابی داره، شخصیت های فوق العاده ای مثل Gabriel Reyes و Jack J. Morrison داستانی شکل دادن که تا همیشه بازی های این سبک یا حتی شوتر های دیگه رو میتونه زیر سایه خودش داشته باشه، روابط پیچیده و فوق العاده بین شخصیت ها، پیش آمد های جالب که ارزش تحقیق کردن دارند، هر شخصیت حتی برای سلاحی که دستشه یه داستان داره! مثال بارزش شخصیت Doomfist. و بزارید از دیالوگ های محشرش نگم! اورواچ حتی ساید استوری های جالبی هم مثل داستان Jameson Junkenstein برای اونت هالووینش داره!
    برای کسایی که گفتن اورواچ بخش کمپین نداره، بلیزارد هرساله یک چپتر جدید از داستان های اورواچ توی اپدیت Archives قرار میده، که تا الان دو چپتر اومدن یکی حادثه ونیز برای بلک واچ و یکی دیگه هم قیام کینگز رو (لندن) برای اورواچ، فکر کنم برای تالون هم سال اینده داستانی داشته باشیم.
    هرچند این پست مربوط به اورواچ نیست!
    در مورد خود دیترویت هم میخواستم صحبت کنم،
    بازی های استاد قفس خیلی خوبن، خودم مثل خیلی های دیگه بیاند تو سولز و هوی رین رو بازی کردم و واقعا عاشق جفتش هستم، اما چیزی که واقعا به بازی های اقای کیج میتونه کمک کنه اینه که جو بازی از اون خشکی و جدیت در بیاد توی مراحلی چونکه واقعا ذهن ادم خسته میشه، شاید خیلیا بگن خب وقتی خسته شدی برو دفعه دیگه بیا بازی کن، اما این سبک از بازی ها، مثل بازی های Telltale Games نزدیکی بیشتری به یک فیلم طولانی دارن تا یه بازی مرحله ای، نمیشه در اوج داستان، گوش گرفتن رو کنار گذاشت، چه کسی حاظره فیلم جذابی مثل جنگ ستارگان رو وسطش پاوس کنه بره یه روز دیگه بیاد بقیشو ببینه؟ شخصا بیاند رو توی دو روز کم و بیش تموم کردم، و حتی با اینکه خیلی بازی میکردم جدا شدن ازش برام سخت بود! به نظرم استاد کیج باید سکانس های جذاب و فان رو هم توی بازیهاش ((در مواقع درستی)) قرار بده، نه من کارگردان فیلم یا مسعود فراستی نیستم (خدایی اسمشم نمیتونم درست بنویسم ببخشید) اما دارم از دیدگاه یه بازیباز ساده حرف میزدم. بازی باید یه جاهایی از جدیت و خشکی فاصله بگیره و ذهن بازیباز رو استراحت بده، مثل تل تیل که بعد از The Walking Dead 2012 انتقاد پلیر ها رو به جون خرید و گیم-سریال هاش رو از خشکی و جدیت خسته کننده در اورد با قرار دادن سکانس های فان یا جذاب در بینابین تعریف داستان اصلی، و به اعتقاد من استاد کیج تواناییش از اینحرفا بیشتره!
    و همینطور تشکر خیلی زیاد از اقای غزالی، ببخشید طولانی شد صحبت هام! تشکر از هرکسی که خونده چه موافق و چه مخالف.

    3Thumb up 9Thumb down
    • مرسی از شما عزیز دلم. و اینکه ممنونم که همیشه، کامنت هاتون خیلی زیباست و قشنگه و همیشه هم وجودتون مایه افتخاره
      نطر رو خوندم و خیلی هم قشنگ بود
      بله دقیقا متوجه هستم چی میگید.
      ولی خب بهتره اون بحث رو ببندم که حدود ۱۶۰ کامنت داشت واقعا و حرفا رو زدیم خب.
      اما درباره نظری که دادید برای بازی های کیج هم باید بگم که بله. خیلی زیبا گفتید. واقعا حق هم دارید به عنوان یک بازیباز و مثلا در عنوانی مثل LIS خیلی شاهد اینطور صحنه های قشنگ و احساسی و در عین حال با مزه بودیم
      موفق باشید

      1Thumb up 0Thumb down
  16. Holy max Payne گفت:

    دیشب دمو رو بازی کردم جوری عالی بود که باعث شد امروز برم کتاب زبان های دوران دبیرستان رو مرور کنم تا لغاتی که از ذهنم پاک شده دوباره برگردن.کلا دوبار مرحله رو رفتم هر دوبار گروگان رو نجات دادم اما اندروید و گروگانگیر میمردن .پیشنهاد میکنم تا قبل از اومدن بازی دایره لغاتتون رو افزایش بدین تا جایی که ممکنه

    10Thumb up 0Thumb down
  17. (Hunter of hunters (ps4 and PC fan گفت:

    من خودم از بازی هایquick-time event ( یا به قول خودم دکمه زنی)زیاد خوشم نمیاد مگر اینکه جزئی از یه گیم پلی جداگانه باشن
    ولی به هر حال دیوید کیجی گفتن اسطوره ای گفتن Snicker

    6Thumb up 1Thumb down
  18. آرش دهقان گفت:

    سپاس آقای غزالی برای مقاله خوبتون
    واقعا توی این نسل نبود دیود کیج احساس میشد
    به قول یکی از دوستان توی همین نظرات بازی های کیج طرفدارای خاص خودش رو داره. من هم به شخصه با بازیهاش خاطره دارم واسه همین هم این بازی برام مورد خیلی مهمه.

    3Thumb up 1Thumb down
  19. MehrdadPS4 گفت:

    حسین جان عالی بود مرسی
    دموشو بازی کردم و واقعا خیلی خوب بود و هر تصمیمی یه جورای تو روند داستان بازی تاثیر داره

    4Thumb up 0Thumb down
  20. miladjustin گفت:

    بازیش خوب نیست
    یه شبیه ساز پلیسی میساخت بهتر بود

    2Thumb up 3Thumb down
  21. TLOU گفت:

    Spam
    میشه گاد رو با تمام اپگرید ها و زره ها از اول شروع کرد؟؟؟
    همون new game plus

    0Thumb up 0Thumb down
    • MehrdadPS4 گفت:

      نه دوست من
      ولی پیشنهاد می کنم یه بار با درجه متوسط بازی رو فقط انجام بدی و ازش لذت ببری بعد با درجه راحت هر چی تروفی توش هست و جمع کنی و بعدشم اگه چالش و از این جور چیزا دوست داری ۲ درجه سختی بالای بازی رو تجربه کنی

      0Thumb up 0Thumb down
  22. Deadevill گفت:

    کیج بعد از میکامی برای من بهترین بازی ساز دنیاست. هنوز که هنوزه تک تک سکانس‌های فارنهایت یادمه بعد از این همه سال که گذشت. هوی رین هم جزو سه بازی برتر عمرم بود. قطعا دیترویت هم شاهکار میشه. به شدت منتظرم.

    3Thumb up 0Thumb down
  23. PSFAN@COD گفت:

    احساسات بخشی از اندروید هاست و در مقالتون گفتید که اون اندروید ها عشقی و احساسی ندارند که غلطه صد در صد
    کارا احساساتش دلسوزی و مهربونی و اصلا به همین دلیله توی تریلر دوم تلاش می کنه دختر بچه رو از بابای معتاد به الکلش نجات بده
    کانر هم بسیار جدیه و خیلی سخت میشه ناراحتش کرد ولی خوب عصبی میشه به موقعش
    مارکوس هم چیزی ازش ندیدم ولی با روحیه انقلابیش اونم قطعا احساسات داره

    1Thumb up 0Thumb down
  24. Cpt . PRICE گفت:

    اون خانم رباتیه خیلی بانوی خوبیه Grin

    0Thumb up 0Thumb down
  25. (SONY make. believe(ps4 fan گفت:

    ممنون آقای غزالی مث همیشه زیبا و خواندنی ایشالا به زودی تجربه ش کنیم

    0Thumb up 0Thumb down
  26. Nemesis1993 گفت:

    واقعااااا خیلی ها شعورشون هنوز به بازی های حضرت کیج نمیرسه واقعااا متاسفم!!! -_-

    1Thumb up 0Thumb down
عضویت در سایت

ثبت نام برای این سایت

A password will be e-mailed to you.

دریافت رمز جدید

لطفا نام‌کاربری یا نشانی رایانامه خودتان را وارد کنید. برای ساخت یک گذرواژه تازه با رایانامه، شما یک پیوند دریافت خواهید کرد.

نام کاربری و یا آدرس ایمیل خود را جهت طی کردن مراحل بازیابی رمز عبور وارد نمایید.
ورود به حساب

جستجو در سایت