گیفت کارت
گیفت کارت

روزی روزگاری: مامور mi7! | نقد و بررسی بازی IGI 2

۱۹ اسفند ۱۳۹۶ - ۰۹:۰۰

قدیم ها که هنوز کد مسترز به معنای واقعی کلمه هنوز سلطان کد نویسی بود، عنوانی بود به نام IGI که باید به اندازه کافی پا به سن گذاشته باشید تا در روز های خودش آن را دیده باشید. آن روز ها متال گیر تازه راهش برای درخشش را داشت هموار می کرد و از سوی دیگر هیچ عنوان رقیبی برای ساخته کوجیما، به ظاهر وجود نداشت. البته این فقط ظاهر قضیه بود و در حقیقت سلطانی خفته وجود داشت که فقط به خاطر آن که کد مسترز در یکی دو عنوان شوترش شکست سنگینی خورد، دیگر این نسلی ها شاید حتی اسمش را هم نشنیده باشند. IGI و از آن بهتر۲  Project IGI عناوینی بودند که معنای یک بازی شوتر مفرح و در عین حال به شدت تاکتیکال و سخت را یک بار و برای همیشه تعریف کردند.

سبک گرافیکی و انمیمیشن های بازی به شدت یاد آور یکی از سلاطین شوتر های گذشته یعنی بازی cs است. از سبک شلیک و حالات کاراکتر تا حتی عدم نشانه گیری دقیق با بسیاری از سلاح ها

IGI 2 در سال ۲۰۰۳ عرضه شد. سالی که عناوین سری متال گیر از چپ و راست و تقریبا سالانه در حال عرضه بودند و به هیچ عنوان دیگری جایی برای نفس کشیدن نمی دادند. متال گیر بر خلاف سایر عناوین مشابه هم با ترکیب عناصر بازی های شرقی با فرهنگ غرب و از سوی دیگر افزودن عناصر ماورایی به یک بازی در ظاهر خشک و جدی، سبب جذب میلیون ها طرفدار به خود شد. در سشمت دیگر IGI 2 که سه سال بعد از شماره اولش به بازار آمده بود، سعی کرده بود که فقط از واقعیت در دنیایی انگلیسی گونه بهره ببرد و نتیجه پس از سال ها هنوز هم زیبا و دلنشین است و دل ما برا تجربه شماره دیگری از مجموعه به شدت تنگ شده است.

داستان بازی در خصوص یک سرباز سابق نیروی ویژه هوابرد بریتانیا یعنی SAS است که دوران بازنشستگی خود را زیر نظر یک گروه امنیتی سری دیگر سپری می کند. در یکی از ماموریت ها به دیوید جونر وظیفه داده می شود که به جستجوی یک قطعه الکترونیکی دزدیده شده از یک پایگاه آمریکایی، توسط مافیای روسی برود و پس از طی مراحلی دیوید به راحتی موفق می شود که هم قطعه دزدیده شده و هم نقشه های آن را بدست بیاورد. البته در راه بازگشت خلبان و فرمانده عملیاتی وی، به او خیانت می کنند و هم EMP و هم نقشه ها از دیوید می گیرند و او هم مجبور می شود در میانه راه از هلیکوپتر به بیرون پریده و از ین جا تازه داستان اصلی شروع می شود.

اگر هدفتان مخفی کاری باشد، به طور قطع بازی دست شما را بسیار باز تر خواهد گذاشت

در مقام مقایسه با داستان های غربی بدون شک داستان این بازی تفاوت های عمده ای با سایر عناوین این چنین دارد. مهم ترین آن ها نگرش انگلیسی به رویداد های بازی است. بر خلاف سار عناوین غربی که دشمن اصلی شما روس ها هستند، در این جا روس ها کمکی برای نیروی اهریمنی اصلی بازی، یعنی چین هستند. این رویکرد را پیشتر در فیلم های اولیه سری جیمز باند هم می شد دید و بدون تردید تاثیر خودش را بر روی سازندگان هم گذاشته است. جدای از ان پیچیدگی های بازی و تنوع مراحل، در عنوانی ۱۵ ساله واقع بی نظیر است که به لطف داستان پویا و جامع و عدم تنبلی سازندگان محقق شده است. ازمراحل اولیه بازی در جنگل های سییری و اروپا گرفته تا بخش های میانی بازی در صحرای لیبی و پایان زیبای آن در چین همیشه سرسبز. علاوه بر تنوع خوب مراحل و محیط ها، سازندگان حتی چینشی فوق العاده نیز برای آن ها در نظر گرفته اند که به ارزش بازی بسیار می افزاید.

البته از سوی دیگر دیگر سختی بازی سبب می شود که احتمال به اتمام رساندن یک باره آن بسیار کم شود. در واقع چندین عامل سبب شدند که بازی نسبت به تمام شوتر های مخفیانه دیگر بسیار سخت تر به نظر برسد. یکی از ان ها توان ذخیره سازی بازی است که بر خلاف تمام عناوین امروزی و حتی آن روزی! شما در هر مرحله تنها توان ذخیره سازی بازی برای ۶ بار را دارید و به هیچ وجه امکان افزایش آن وجود ندارد. اگر در ابتدای بازی تعداد زیادی از سیو های خود را مصرف کنید، در انتهای مرحله قطعا کار سخت تری پیش رو دارید. از سوی دیگر به هیچ وجه امکان بازیابی سلامتی وجود ندارد و در صورتی که تعداد زیادی گلوله به شما اصابت کند، باز هم در انتهای بازی با معظلی جدی روبرو هستید. این در حالی است که با پیشروی در طول مرحله، در انتهای آن قطعا با تعداد بیشتری دشمن روبرو خواهید شد و در بعضی نقاط بازی هم هیچ راهی به جز کشتن تعداد زیادی از آن ها خواهید شد و این در حالی است که در اکثر مواقع هم سلاح اصلی شما توان دریافت گلوله بیشتر از روی زمین را ندارد و مجبور خواهید بود یا گلوله بیشتری برای چالش های آتی ذخیره کنید و یا سلاح اتوماتیک دشمن را زیر بقل گرفته و به دل دشمن بزنید.

در بازی شما توان داشتن سه نوع سلاح را دارید. یک اسلحه تهاجمی اصلی، یه سلاح کمری و یک چاقو. البته ویژگی هر کدام از این ها واضح است و به کل برای حمله بی کله به مقر دشمن باید از سلاح تهاجمی، برای کشتن بیشتر دشمنان آن هم به صورت مخفیانه از سلاح دستی مجهز به صدا خفه کن و برای نهایت مخفی کاری هم از چاقو استفاده کرد. البته به دلایلی که بالاتر هم اشاره شد، بازی نسبت به تمامی عناوین هم رده بسیار سخت است و به جز در نقاطی که بازی خودش از شما می خواهد که به دل دشمن بزنید، رعایت اصول مخفیانه بهترین راه حل برای پیروز شدن در بازی است. حتی در این مراحل هم به دلیل آن که اولا گلوله ها محدود هستند و در ثانی بسیار از سلاح های تهاجمی قابل نشانه گیری دقیق از روی مگسک را ندارند، و بنابر این باید به دشمنان بسیار نزدیک شوید و در نتیجه هم آن ها هم شانس بهتری برای کشتن شما خواهند داشت.

نوآوری جالب بازی البته برای زمان خودش تبدیل دوربین بازی به نمای سوم شخص در زمان عبور از نردبان ها بود که به شما اجازه می داد به راحتی و بی دردسر بالای سرتان را هم بینید

در هر صورت شما چندین راه برای عبور از مرحله دارید که منطقی ترین آن ها شناسایی دشمنان از فاصله دور در قدم اول،  تلاش برای کشتن تعدادی از آن ها به وسیله سلاح مجهز به صدا خفه کن است. در ادامه می توانید تعداد اندک دشمنان باقی مانده را به سبک رمبویی بکشید و یا از خیر دردسر آن هم بگذرید. به دلیل سخت بودن عجیب بازی، شاید این بهترین گزینه برای پیشروی در بازی باشد و در هر صورت بازی دست شما را برای هر کاری باز نگه خواهد داشت. البته در این راه استفاده از تجهیزات ارائه شده به شما بسیار مهم است و بدون آن ها عبور از دشمنان پر تعداد  سر سخت بازی قطعا نا ممکن خواهد بود. اولین این تجهیزات اضافی، یک کامپیوتر تخت و دستی، یا همان تبلت خودمان خواهد بود. بله بازی یک تبلت، در زمانی که کسی تصورش را هم نمی کرد به کاراکتر اصلی بازی است که وظایف بسیاری هم چون دیدن ماموریت و یا جزییات آن، دیدن محل دقیق و لحظه ای دشمنان  از همه مهم تر ذخیره کردن بازی را دارد که البته این آخری محدودیت هایی دارد. جدای از تبلت، دیوید جونز دارای یک عدد دوربین دید در شب معمولی برای دیدن محل تردد دشمنان با قدرت زوم بالا و یک دوربین حرارتی برای شناسایی دشمنان مخفی مانده از دیدتان نیز می باشد که اهمیت دوربین حرارتی تقریبا مهم تر از سایر ویژگی های گنجانده شده در بازی است.

البته دیگر نقطه قوت بازی، بازیگری شخصیت های آن است. باز هم به سبک فیلم های هالیودی شاهد تعدادی شخصیت هر کدام با حالات، رفتار، اخلاقیات و البته اهداف خود در بازی حظور هستند و از همه مهم تر هر کدام از صدا گذاری زیبا و رفتار حرکتی زیبا برای دوره خود نیز بهره می برند. البته شاید کیفیت بازی با استاندارد های امروزی فاصله بسیاری داشته باشند ولی بازی هم کار سازندگان قابل تحسین است. البته یکی از نقاط ضعف بازی انیمیشن های بازی است که برای زمان خودش هم بسیار خشک بود ولی خوشبختانه آنقدر نقطه قوت دیگری در بازی وجود دارد که بتوان به راحتی از آن صرف نظر کرد. جدای از شخصیت پردازی، کات سین های بازی نیز کاملا هالیوودی طراحی شده اند که باز هم امتیاز دیگری است برای سازندگان.

تبلت داشتیم وقتی تبلت داشتن مد نبود!

با وجود عرضه بازی برای سال های اول هزاره سوم، باز هم از نظر گرافیکی نسبتا قابل تحمل به نظر می رسد. بازی نسبت به عناوین امروزی قطعا هیچ حرفی برای گفتن ندارد و حتی در ان زمان بازی خاصی نبود. در بازی چیزی به عنوان تنظیمات گرافیکی وجود ندارد و نهایت بتوانید کوچکی و درشتی نشانه اسلحه را تغییر دهید و سطح نور محیطی را زیاد تر کنید. البته از سوی دیگر طراحی محیطی و مراحل بازی چیزی است که است که حتی در عناوین امروزی هم مشابه آن را پیدا نمی کنید. از محیط های صنعتی گرفته تا سیلو های سری پرتاب موشک، از جنگل های سر سبز تا سحرا ها و شهر های بندری لیبی. از کوهستان های متروکه تا فرودگاهی نظامی در دل لیبی قذافی، این بازی در زمینه نمایش دنیا در مانیتور های شما هیچ چیزی کم نگذاشت. جدای از تفاوت کشور ها، حتی در میانه بازی و در یک مرحله هم سازندگان به زیبایی محیط های بازی را به طور مثال از یک کارخانه بی ارزش در وسط نا کجا آباد به یک پایگاه فوق سری در دل یک معدن تغییر می دادند و این درسی است که امروز سازندگان به وسیله ان ابر بلاک باستر های امروزی را با میلیون ها دلار هزینه ساخت اولیه به وجود می آورند.

دوربین دید در شب کاربردی ترین گجت بازی که اگر زوم هم داشت دیگر هیچ!

در پایان باید گفت که سری IGI و خصوصا شماره دومش با وجود تمام بی مهری که در زمان عرضه اش به ان شده بود، ارزش واقعی اش را در این روز ها نشان می دهد. بازی قطعا کامل و بی نقص نبود، خصوصا در روز های عرضه اش ولی باز هم از اکثر شوتر های امروزی محتوای بیشتر و داستان غنی تری برای عرضه داشت وهمه چیز به اندکی هیجان بیشتر برای بخش مولتی پلیر سپرده نشده بود. در آن رور ها داستان بازی همه چیز بود و با وجود حتی عمق کمتر بازی نسبت به سایر عناوین هم رده اش باز هم تجربه اش لذت بخش بود. البته هر چه که بود به دلیل رشد عناوینی در سبک ندای وظیفه و از سوی دیگر شکست های پیاپی کد مسترز در امر ساخت سری بازی های فلش پوینت، این مجموعه دیگر دست از توسعه عناوین این سری برداشت و بعد از مدتی کل بخش بازی های شوتر را منحل کرد. در حال حاظر نیز به نظر نمی رسد که کسی دیگر حوصله، منابع و توان ساخت یک داستان در ادامه مصاعب دیوید جونز راداشته باشد و شاید این سری را نیز باید به تاریخ پیوسته فرض کنید. هر چه که باشد باز هم دو شماره موجود از بازی هنوز هم از ارزش تکرار برخوردار هستند  با توجه به حجم کم بازی، دریافت و اجرا بازی برای همه ممکن است.

4
0

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

  • دنیای از خاطره زنده شد…این رو زدم رو کامپیوتر چنان محوش شدم که سه روز تمام پی در پی صبح تا شب بازیش کردم. خیلی سخت بود ما هم که طفل بودیم پدرمان در میامد. مراحل متنوع تو چهار گوشه دنیا با تم سیاسی خاص که خیلی نقدهام تو ایران شد در موردش. از آهنگ بازی نگفتین. مثل بازیهای الان نبود و ممتد پخش میشد اما خیلی عالی بود و کاملا به محیطهای بازی میخورد. یادش بخیر. مرسی بابت مقاله.

    1
    0
  • Sacr1fIces گفت:

    وحشتناک سخت بود این بازی واقعا, دقیقا همون جور که گفته شد واقعا بعضی جا های بازی شدیدا بی منطق میشد سختی و اذیت میکرد بیشتر, مخفی کاری هم والا اینطوری بود که با سایلنسر هم میزدی طرف برمیگشت سمتت از چندین متر اون ورتر هم میدیدت ولی در کل با تمام ایراداتش بازی خوبی بود, هر چند به پای I.G.I 1 نمیرسه Smile

    0
    0
  • N.S.A گفت:

    خیلی دوست داشتم این بازی ریمستر میشد

    0
    0
  • 3dmotion گفت:

    یعنی بیشتر گیمرای جهان با این بازی خاطره دارن Grin

    0
    0
  • LoneWolf گفت:

    یک ایراد الکی گرفتین سختی نداشت بازی مگر اینکه بازیو یک یک فرد کم سال اجرا کنه که توان خوندن حروف انگلیسی رو نداشته باشه . حتی اون مرحله که ۱۵ دقیقه تایم داشتم خیلی راحته ! در کل خوبه و کلی خاطره دارم باهاش میشه گفت اون روزا بهترین روزا زندگی یک گیمر کهنه کار بوده و هست !

    0
    0
  • JETRANG گفت:

    یادش بخیر بچه بودم بازی میکردم وقتی بعد یه ساعت یه مرحله میرفتم انگار نوبل گرفته بودم Grin خدا وکیلی IGI 2 یه شاهکار ابدیه که شاید این گیمرای جدید نادیده بگیرنش اما خاطراتش تا ابد تو قلبمون میمونه

    0
    0
  • sam094 گفت:

    با این نقد زیبا خاطراتمون زنده شد.

    0
    0
  • IGI بازی بود که شروع کار خیلی از گیمرا بود…. خودم نسخه یکو بیشتر می پسندم چه دورانی بود….

    0
    0
  • mjsm7 گفت:

    IGI2 بازی بود که واقعا تو اون سال ها با این که صنعت گیم زیاد توسعه پیدا نکرده بود واقعا یک اکشن ناب و زیبا رو خلق کرد بازی بود که یادمه به سختی می تونستم مراحلشو به اتمام برسونم یادش بخیر دیگه از این بازی ها پیدا نمی شه فقط یک call of duty که هر سال منتشر میشه چهارتا مرحله بی خود داره بقیش حجم و کارت گرافیک گران قیمت می خواد

    0
    0
  • آرتان گفت:

    سلام!
    من خیلی وقته که دارم بازی میکنم
    خیلی توش روونم و همه مراحشو حفظم.
    بنظرم سلطان بازی هاست.
    بازی ای که خیلی طرفدار داره.
    من که بی صبرانه منتظر فصل ۳ شم.
    چه خاطراتی…
    زمانی که هیچی بلد نبودیمو بودیمو نمیدونستیم چجوری باید یه تانکو زد. زمانی که بلد نبودیم ترینر نصب کنیم. زمانی که وقتی جونز میمرد یه عالمه غصه میخوردیم. زمانی که وقتی ۳ مرحله اولشو میرفتیم خوشحال بودیم.و…
    من که هر کدوم از فصلاشو ۵ بار رد کردم و اصلا برام سخت نیست.
    بنظرم عالی تر از این بازی نیست.
    حتی من به عنوان یک گیمر قدیمی میتونم بگم به نظر من تجربه igi از تجربه سری باز های gta بهتر بوده

    0
    0