دیوید کیج معتقد است بازی‌های او هیچ داستانی برای گفتن ندارند

۲۵ اسفند ۱۳۹۶ - ۱۴:۴۳

دیوید کیج در طی مصاحبه‌ای که با سایت پولی‌گان انجام داده است، مطالب مهمی را در خصوص داستان آخرین بازی در دست توسعه‌ی خود یعنی  Detroit: Become Human به اشتراک گذاشته است که در ادامه به آن می‌پردازیم. با گیمفا همراه باشید.

یکی از مشکلاتی که در بازی‌ها مطرح است بیان موضوعات سیاسی است چراکه افراد مخالف با آن عقیده دیگر بازی شما را نخواهند خرید. اگر میخواهید بازی خود را بفروشید، هیچگاه نباید موضوعات سیاسی را در آثار هنری خود ادغام کنید. مشکل اینجاست که شما باید خود را کاملا محدود کنید تا دیگران را متقاعد سازید که بازی شما هیچ حرفی برای گفتن ندارد.

کیج در این رابطه بیان داشت:

ما تا به اینجا با علاقه کار خود را دنبال کرده‌ایم؛ صادق و صمیمی بوده‌ایم. اما این در قیاس با مسائل و مشکلات حقیقی در دنیای واقعی با آدم‌های واقعی موضوع مهمی به‌حساب نمیاید. ما تلاش می‌کنیم که این مشکلات را بفهمیم و برایشان راه‌حل ارائه کنیم.

کیج عقیده دارد دوران بازی‌های استعاری تمام شده است.

دیگر زمان نوشتن داستانی درباره‌ی سربازی تازه‌کار در جنگ جهانی دوم به‌سر آمده است چون هیچ ایده‌ای از آن موضوع ندارید. جای آن باید سناریویی طراحی کنید که افراد بیشتری را شامل شود. درباره خودتان صحبت کنید، زندگیتان، اطرافیانتان، علایقتان. بدین وسیله میتوان صنعت گیم را به جلو پیش برد. من دیگر از موضوعات کسل کننده و تکراری مثل سفینه‌های فضایی خسته شده‌ام.

 Detroit یک بازی درباره روبات‌ها است. به‌نظر موضوعی عمیق تر از سفینه‌های فضایی است. اینطور نیست؟ داستانی که من میخواهم تعریف کنم درباره‌ی روبات‌هایی است که دنبال آزادی هستند. شما آزادید هر برداشتی از این موضوع بکنید، اما داستان من فقط درباره‌ی روبات هاست.

کیج برای بازی‌باز سوالاتی را مطرح می‌کند و یافتن پاسخ آن را به خود بازیکن می‌سپارد. توضیحات پیش رو درباره دموی نمایش داده شده در مراسم E3 2016 است.

ما قصد داریم از بازی‌بازان در این شرایط بپرسیم: « تا کجا و به چه قیمتی حاضر به دفاع از حق خود هستید؟» و این برایم مسئله‌ای مهم است. من نمیخواهم با بازی‌هایم پیامی بزرگ برای بشریت صادر کنم، بلکه تنها قصدم ایجاد پرسش است.

مردم به این بازی به‌عنوان یک داستان درباره‌ی خروش و انقلاب روبات‌ها می‌نگرند. اما داستانی که من واقعا می‌خواهم بیان کنم این نیست. این بازی درباره‌ی انسان هاست. اینکه معنای انسانیت و هویت آن‌ها چیست. این بازی درباره‌ی حقوق انسان‌ هاست.

 چیزی به‌نام بی‌طرفی وجود ندارد.

آیا کیج واقعا معتقد است صرفا ایجاد پرسش می‌کند؟ شاید این یک ترفند افراطی تبلیغاتی است که او برای پنهان کردن پیام واقعی بازی و ایجاد مخاطب حداکثری استفاده می‌کند.

ادعای عبور از ظاهرِ یک اثر هنری و رسیدن به مرحله‌ی “ایجاد پرسش” را نمی‌توان زیاد جدی گرفت. شما یک دنیا خلق میکنید وصرفِ ایجاد این دنیا حرف‌های زیادی برای گفتن دارد. سوال‌هایی که از مخاطب می‌پرسید و جواب‌هایی که به آن‌ها میدهید حرف‌های زیادی برای گفتن دارد. طراحی کاراکترها، جزییات دنیای بازی و دیالوگ‌های رد و بدل شده همگی حرف‌ها برای گفتن دارند.

کیج می‌گوید: هیچ پیام بزرگی برای نسل بشر ندارد.

شما نمی‌توانید ادعا کنید هدف‌تان صرفا ایجاد پرسش است زمانی‌که پاسخ‌های موجود را محدود می‌کنید. شما نمی‌توانید بگویید سعی دارید دنیا را از دید بازی‌بازان ببینید زمانی‌که خود مسئول ایجاد اتفاقات در این دنیا هستید و تبعات تصمیمات دیگران را مدیریت می‌کنید. این داستان با وجود تمام تلاشی که میکند تا خود را از القای پیام دور کند، متاسفانه در این زمینه ناموفق بوده است.

خلاصه‌ی کلام این‌که این بازی چنان از حرف زدن می‌ترسد که در عمل هیچ حرفی برای گفتن ندارد. کیج چنان محافظه‌کارانه عمل می‌کند و از تزریق پیام در بازی ابا دارد که بازی از هدف خود یعنی برخواستن از معنای ظاهری بازمی‌ماند. این موضوع آزار دهنده است که سازندگان این عنوان سعی دارند معضلات اجتماعی و فرهنگ عامه را در بازی پیاده‌سازی کنند اما مدام بر این نکته تاکید دارند که بازی هیچ گونه پیامی ندارد.

ما نیز صرفا چند پرسش مطرح کردیم.

0
0
برچسب‌ها: ، ،

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید