گیفت کارت
گیفت کارت

از تو به یک اشاره… از من به سر دویدن|هر آنچه که از The Last Of Us Part II می‌دانیم

۱۲ آبان ۱۳۹۶ - ۱۶:۲۵

خاطره تجربه یکی از بهترین بازی‌های نسل هفتم، و یکی از عناوینی که نقشی بسیار مهم و تاثیر گذار در هنر/صنعت بازی‌های ویدئویی داشته است، قطعاً یکی از دوست داشتنی ترین خاطرات هر بازی‌بازی است، Last Of Us به عنوان یک اثر هنری و یک بازی ویدئویی، عنوانی بود که در تمامی بخش‌هایش موفق ظاهر شد و توانست به یکی از ماندگار ترین اثار این هنر/صنعت بدل شود.
این بازی با داستانی که در ظاهر ساده به نظر می‌رسد، و با سبک روایی کاملاً‌ سینمایی و جذابش،‌ ماجرای رابطه‌ای را پیش چشمانمان روایت کرد که شاید شبیه‌اش را در سینما و یا حتی دیگر بازی‌های ویدئویی دیده باشیم، اما هیچ گاه، عشقِ جاری شده در تک تک لحظه‌هایش را، با روح‌مان حس نکرده بودیم. روایت آخرین ما، از نوع آن روایت‌های ساده‌ای است که با تمیز کردن ذهن مخاطب، و عدم پیچاندن بیش از حد داستان و ایجاد گره‌های پی در پی، ذهن مخاطبش را برای پذیرش شخصیت‌هایی واقعی، خالی نگه می‌دارد. این بازی از طرف دیگر، با ساده نگه داشتن داستان، عرصه را برای نمایش هرچه بیشتر شخصیت‌ها و پرداخت روابط میان آن‌ها باز کرده و با شخصیت پردازی عمیق و بی نظیرش ماندگار می‌شود. و به همین دلیل است که داستان کلیشه‌ای و ساده دراکمن که ترکیبی از فیلم‌های جاده‌ای و آخرالزمانی است، به چنین موفقیت عظیمی می‌رسد. دراکمن به سبک بسیاری از نویسندگان و فیلم نامه نویسان بزرگ، با ساده کردن هرچه بیشتر داستان، به شخصیت‌هایش فرصت می‌دهد و می بینیم که چنین فرصتی، پاداشی بزرگ را برای خودش، و مخاطبانش به همراه دارد. موفقیت بی نظیر عنوان The Last Of Us در کنار سابقه درخشان استدیو ناتی‌داگ و البته درخشش روز افزون سری آنچارتد، باعث شد که هواداران و مخاطبان کنسول پلی استیشن در نسل هشتم، بیشتر از هر عنوان انحصاری دیگری، در انتظار ادامه یافتن داستان جذاب جوئل و الی باشند. داستانی که در کمال آرامش، با تنشی فراموش نشدنی به اتمام رسیده بود و شخصیت‌های دوست داشتنی ما را در موقعیتی ناپایدار در رابطه عمیق و پر از عشقشان قرار می‌داد. با این همه، مشغول بودن دراکمن و تیم پر تلاشش بر روی یکی از بهترین پروژه‌های ناتی داگ، یعنی انچارتد ۴،‌ حرف و حدیث ها در رابطه با ساخت دومین نسخه از سری The Last Of Us را کم تر می‌کرد. از طرفی ناتی داگ به اندازه کافی بزرگ نبود که به طور همزمان برروی دو پروژه عظیم کار کند و از طرفی همه ما می دانستیم که کمال طلبی این استدیو، به آن ها اجازه نمی دهد که تیمشان را به دو قسمت تقسیم کنند، آن هم در حالی که یکی از مهمترین عناوین انحصاری پلی استیشن ۴ در حال ساخت بود.

مطالب این مقاله، ممکن است بخش‌هایی مهم از داستان بازی The Last Of Us را فاش کند، اگر این بازی را تجربه نکرده و قصد ندارید که از داستان مطلع شوید، لطفاً از خواندن صرف نظر کنید.

حیرت زدگی

این موضوعات باعث شدند که علاوه بر عطش شدیدمان برای دیدن هرچه سریع تر الی و جوئل، انتظار معرفی شدن نسخه دوم  سری را حداقل تا یک سال پس از انتشار انچارتد ۴ نداشته باشیم. و همانطور که حدس می زدیم، سونی در مراسم Play Station experience سال گذشته، یکی از مهم ترین برگ‌های برنده‌اش را رو کرد. ان هم در شرایطی که کنسول مقابل، عملکردی استثنایی را به نمایش می‌گذاشت. سونی با معرفی کردن ستاره جدید پلی استیشن و جدیدترین ساخته ناتی داگ، یعنی The Last Of Us Part II غوغایی در جهان به راه انداخت.

تریلر نمایش داده شده، اما همه را در شوک فرو برد، الی تبدیل به دختر جوانی شده بود که حالا، طبق قولی که جوئل به او داده بود، یاد گرفته بود گیتار بنوازد (دقت حیرت انیگز به جزئیات). اما اجساد پرتعدادی که  دیده می‌شدند و خشمِ برهنه الی، در کنار نمایشی محو و پر از ابهام از مرد تنومند و دوست داشتنی قصه، جوئل، همه را در شوک و حیرت فرو برد. چه اتفاقی می توانست باعث چنین خشمی در چشم‌های مهربان الی شود، چه کسی شعله انتقام را در دل الی روشن کرده بود و این نفرتِ لجام گسیخته از کجا سرچشمه می‌گرفت.
دراکمن با صحبت‌هایش اما نه تنها به حدس و گمان ها پایان نداد، بلکه باعث شد ترس هایمان برای رویارویی جوئل و الی بیشتر شود. همه ما می دانستیم که جوئل در پایان داستان، در رابطه با فایرفلای‌ها و یافتن دارویی برای ویروس،‌ به الی دروغ گفته است. دروغی که شاید سرنوشت جهان و تمامی انسان‌ها را عوض کرده بود. به همین دلیل، بعد از نمایش اولیه The Last Of Us و همچنین، صحبت‌های دراکمن که موضوع اصلی بازی دوم را نفرت معرفی می‌کرد. تئوری‌ها و نظریه‌های بسیاری شکل گرفت.

نتیجه دروغ بزرگ چه می‌شود؟

بسیاری بر این اعتقاد بودند که در این شماره، رابطه الی و جوئل به دلیل پی بردن الی به حقیقت، و آن چه که در مقر اصلی فایرفلای‌ها رخ داد، دچار تحول می‌شود. به این ترتیب که جوئل باید با عواقب دروغ بزرگ و همچنین تصمیم سرنوشت سازش رو به رو شود، عواقبی که ممکن است گریبان گیر رابطه خاصِ پدر و فرزندی او و الی شود. همچنین فرضیه‌هایی مبنی بر کشته شدن جوئل در جریان بازی مطرح شد که به شرح آن‌ها خواهیم پرداخت. این وقایع، یعنی معرفی شدن یکی از مورد انتظارترین بازی‌های نسل هشتم، در کنار نمایشی که ابهامات بسیاری به همراه داشت به هرچه داغ تر شدن خبرهای مربوط به The Last Of Us Part II دامن زد. استراتژی درست و دقیق سونی و ناتی داگ در معرفی بازی، یعنی معرفی کردن ان در شرایط داستانی گنگ و پر از ابهام و همچنین، انتخاب زمانی بسیار بهتر از مراسمی شلوغ مثل E3، کاری کرد که آخرین ما به سرعت در مرکز توجهات قرار گرفته و تا مدتی طولانی در همین مقام باقی بماند. نمایش The Last Of Us Part II با اواز خواندن الی، خشم بی حدش، دستانی که دیگر شبیه به دست‌های یک دختر بچه نبودند و در انتها، صدای آرامش بخش جوئل، همه را برای مدتی طولانی در حیرت و بهت فرو برد. و این حیرت زدگی، دقیقاً چیزی بود که یک ناشر و سازنده برای هرچه داغ تر کردن تب بازی جدیدش به آن نیاز داشت. آن ها به هوشمندی مخاطبان را غرق در فرضیه‌ها و سوالات بسیاری کردند که پاسخ دادن به ان‌ها کار ساده‌ای نیست و این سوال ها و فرضیه ها، تا مدت‌ها انجمن‌های رسانه‌های مهم را مشغول The Last Of Us Part II می‌کرد.
حال به نظر می رسد که سونی و ناتی داگ، با نمایش جدید The Last Of Us Part II در Paris Game Week قصد دارند تا استراتژی قبلی‌شان را با ابعادی بزرگ تر و گنگ تر، تکرار کنند.

این دست‌های خون‌آلود!!!

نمایش در پاریس

نمایش در پاریس، بدون شک یکی از حیرت انگیز ترین وقاع این رویداد بود، سونی با دست پر وارد میدان شد و با نمایش دادن بازی‌های بزرگ و معرفی کردن چند عنوان جدید، حسابی طرفداران را شوکه کرد. می توانید تحلیل کامل از نمایش به قلم سعید آقابابایی را اینجا، مطالعه کنید. بدون شک، اما گل سرسبد این کنفرانس، تریلر بحث برانگیز، به شدت خشن و دور از انتظار The Last Of Us Part II بود. تریلری که بدون هیچ گونه نشانه‌ی خاصی از سری آغاز شد و با معرفی کردن چند شخصیت جدید، نه تنها به سوالات ایجاد شده توسط تریلر ابتدایی بازی پاسخ نداد، بلکه سوالات بسیار بیشتری را در ذهن مخاطبان ایجاد کرد.

لو و یارا از شخصیت‌های معرفی شده در تریلر دوم

شهرت و تب این تریلر به قدری زیاد است که با گذشت چند روز از نمایش شگفت اورش، شاهد انتشار مقالات بسیاری در رسانه‌های مختلف هستیم، مقالاتی که به هر نحو به تحلیل و یا انتقاد از این نمایش خشونت امیز می پردازند. اما باید گفت که به دور از این تب و تابِ داغ، تریلر نمایش داده شده از The Last Of Us Part II یکی از بهترین، تریلرهایی بود که می‌توان در رابطه با یک بازی با تم پساآخرالزمانی ساخت. نمایش خشونت بی پرده در این تریلر بدون شک در راستای خلق اتمسفر و فضای خاص سری بوده و سعی داشته تا مخاطب اثر را به حقیقت‌هایی که در دنیایی این چنینی ممکن است رخ دهد آشنا کند.
اما سوالی که بی شک برای تک تک مخاطبان سری پیش امده این است که شخصیت‌های جدید معرفی شده چه نقشی در داستان بازی دارند و چه نوع رابطه‌ای را با قهرمانان ما برقرار خواهند کرد. چرا که ناتی داگ، بر خلاف انتظار همه، که تصور می‌کردند، دومین تریلر بازی قطعاً با محوریت جوئل و الی ساخته، و نمایش داده خواهد شد، به سراغ معرفی کردن اتمسفر کلی بازی و شخصیت‌هایی جدید رفته است. کاری که درست مثل نمایش گنگ تریلر اول، هم سوالات زیادی را به وجود می‌آورد تا صحبت از The Last Of Us Part II مدت‌ها موضوع اصلی محافل باشد و هم زمان بندی دقیقی دارد تا اخبار مربوطه در میان شلوغی دیگر عناوین گم نشود.

این دست کیست!!!

حدود یک ماه قبل بود که تصویری و یا پوستری خاص و البته بازهم گنگ و مبهم از طرف ناتی داگ منتشر شد، پوستری که در آن دستی عضلانی و قدرتمند، چکشی خونین را در مشت داشت و رو به ماشینی در حال سوختن، ایستاده بود. در نگاه اول، این پوستر و رنگ بندی خاصش،‌ باعث می‌شد که تصور کنیم دست نمایش داده شده، به علت عضلانی و قدرتمند بودن، قطعاً به مرد تنومند سری، یعنی جوئل اختصاص دارد. به همین دلیل، انتشار تصویر توسط ناتی داگ، کمرنگ شدن شایعات مبنی بر مرگ جوئل را باعث شد. شایعاتی که پس از اتریلر ابتدایی و عدم نشان داده شدن جوئلی کامل و سرحال در آن (زیرا ما فقط هیبتی سایه وار از او را دیده و صدایش را شنیدیم) و همچنین خبر غیرقابل بازی بودن او، ایجاد شده بودند.
تصویر منتشر شده به سرعت میان طرفداران پخش شده و فرضیه‌ها و تئوری‌های بسیاری را ایجاد کرد، وجود چکش به عنوان سلاحی سرد، خوردوریی که در دور دست آتش گرفته بود و همچنین سایز کوچک نام بازی،‌ حدس گمان‌های بسیاری را ایجاد می کرد. حدس و گمان‌هایی که همگی به یک باره و به وسیله نمایش تریلر The Last Of Us Part II در PGW 2017 به پایان رسیدند.

این تصویر و دست به نمایش گذاشته شده، ذهن‌ها را به سمت جوئل و یا بزرگر تر شدن الی در بازی می‌برد!‌ اما هیچ کس نمی‌دانست که ناتی‌داگ که کلک‌هایی در آستینش دارد!‌!!

تریلر دوم و پس از آن، توضیحات ناتی داگ، منجر به معرفی چند شخصیت‌ جدید شد. شخصیت‌هایی که همگی توسط بازیگران و صداپیشه‌هایی شناخته شده در عرصه بازی‌های ویدئویی،‌ به نمایش درآمده بودند. ویکتوریا گریس (Victoria Grace) در نقش یارا ظاهر شده است، دختری ریزنقش که دست چپش با بی رحمی تمام و به وسیله یک چکش شکسته شد، گریس سابقه نقش آفرینی در سریال School of Rock را در کارنامه خود دارد.

شخصیت دیگر و دارای اهمیت در این تریلر، پسر نوجوانی به نام لِو (Lev) بود که با شجاعت و دقتی بسیار زیاد، در تاریکی شب به کمک یارا امد، رابطه او با یارا هنوز مشخص نیست، اما به واسطه شباهت های ظاهری، می توان رابطه نزدیکی را میان این دو حدس زد. یان الکساندر (Ian Alexander)، ستاره سریال جدید شبکه نتفلیکس،‌ یعنی The OA در نقش لو ظاهر شده است.

و اما امیلی، زنی تنومند و قوی که به نظر میرسید رهبری فرقه عجیب و غریبی که مشغول کشتن و بریدن شکم افرادی بودند را بر عهده داشت،‌ او همچنین کسی بود که دستور کشتن دست‌های یارا، را به افرادش داد. نقش این شخصیت که به سرعت هم کشته و حذف شد،‌ توسط امیلی سوالو (Emily Swallow) ایفا شد. بازیگری که به علت صداپیشگی در عنوان The Order 1886 و همچنین سریال Castlevania از شبکه نت فلیکس، شناخته شده است.

در آخر هم باید به سراغ شخصیت مهم و اصلی تریلر رفت،‌ شخصیتی که بدن ورزیده و تنومندش نشان از توانایی‌های بسیار و تجربه زیادش داشت، کسی که در همان ابتدا توسط فرقه ناشناخته به دار آویخته شد ولی در انتها به عنوان اولین دیوار در مقابل مبتلا شدگان (زامبی‌ها) ایستاد. این شخصیت که ناتی داگ از فاش کردن اسمش سرباز زده، توسط لارا بیلی (Laura Bailey) ایفا می‌شود. بیلی به عنوان یکی از فعالان عرصه بازیسازی، در نقش‌هایی بسیار مهم مثل نیدین راس در Uncharted: Lost Legacy، هلنا هارپر در Resident Evil 6 و التاریل در Middle-earth: Shadow of War به ایفای نقش پرداخته است. فاش نشدن نام این شخصیت توسط ناتی داگ، و همچنین جایگذاری ۴ خط سیاه به جای نام او،‌ حدس و گمان‌های بسیاری را در رابطه با این شخصیت ایجاد کرده است. از طرفی لارا بیلی به عنوان صداپیشه‌ای مهم، قطعاً نقشی بسیار پر اهمیت را در بازی ایفا خواهد کرد و این موضوع توسط مخفی کاری ناتی داگ و همچنین تمرکز تریلر بر روی این شخصیت، قابل درک است.

در پایان تریلر و در نمای انتهایی، مخاطبان با حقیقتی که شاید اندکی تلخ بود مواجه شدند، پوستر منتشر شده توسط ناتی داگ، باعث شده بود که حرف و حدیث ها در رابطه با زنده بودن جوئل قوت بگیرد، اما در نمای انتهایی، متوجه شدیم که دست نمایش داده شده در پوستر ناتی داگ، متعلق به شخصیت بی‌نامِ لارا بیلی بوده است. زنی قدرتمند و عضلانی که توسط لو و یارا از مرگ نجات پیدا کرده بود. با مشخص شدن هویت صاحب دست (!) شایعات مرگ جوئل و عدم حضور کامل او در بازی و همچنین فرضیه‌های دیگری قوت گرفت. از طرفی مشخص نبودن نام و ماهیت این شخصیت، در کنار نامشخص بودن مکان و زمان تریلر دوم، فضایی به شدت مبهم را برای مخاطبان ایجاد کرده است

از دست دراکمن!

انتشار تریلر The Last of Us Part II، آن هم در مراسمی که هیچ کس تصور نمی‌کرد با چنین شکوهی برگزار شود، بدون شک حیرت انگیز بود. سونی با زیرکی تمام، عنوانی انحصاری را معرفی کرد و سپس به سراغ نمایش‌هایی مهیج از عناوین مورد انتظارش رفت. اما آنچه که ضربه محکمی را به بدن حریفان وارد می‌ساخت بدون شک، تریلر گنگ، خشن، به شدن رادیکال و البته… البته مثل همیشه فمنیستی The Last of Us Part II بود.
تریلری که بازهم سه شخصیت محوری زن داشت و فقط یک شخصیت مذکر که به نظر کم سن و سال هم می رسید را نشان می‌داد. با این حال شاهد هستیم که خشونت بی‌پرده ناتی داگ علیه زنان که شخصیت‌های اصلی نمایش بودند هم صدای بسیاری را درآورده، حال اگر همین شخصیت‌ها مرد بودند و سر یک یکشان منفجر می‌شد، جای اعتراض به خشونت، می‌گفتند؛ ناتی داگ مرد سالار است!


همه ما می‌دانیم که نیل دراکمن به عنوان یک نویسنده و حتی طراح ارشد، به پرداخت قهرمان‌های مونث علاقه نشان می‌دهد و رویکردهایی فمنیستی را در آثارش دارد. این رویکرد را ما در The Last of Us به بهترین نحو ممکن شاهد بودیم، در ابتدا شخصیت سارا،‌ دختر عزیز جوئل در نقش مرکزی داستان قرار داشت، پس از او تس وارد ماجرا شد،‌ کسی که بیشتر از جوئل درگیر دنیای جرم و جنایت و قاچاق بود و به نوعی، حتی زنگ تر از جوئلِ شکست خورده به نظر می‌رسید. و تس همان شخصی بود که حتی جانش را برای هدفی بزرگتر فدا کرد. و پس از تس هم، الی وارد ماجرا شد، دختری که در زمستانی سخت، هم مراقبت از جوئل را برعهده داشت و هم در مقابل دیوید ایستادگی کرد.
دراکمن حتی چنین نگاهی را به انچارتد، یک بازی ماجرایی که رویکردی کاملاً برعکس داشت هم وارد کرد، آنچارتد دنیایی کاملاً مردانه با شخصیت‌های محوری زن را به تصویر می‌کشید، اما دراکمن نقش نیدین راس و الینا را به شدت پررنگ تر کرد و پس از آن، با ساخت بسته گسترش دهنده Lost Legacy شخصیت‌های مرد سری را به طور کامل حذف کرد. با توجه به این که ایمی هنینگ ناتی داگ را ترک کرده و به تازگی بروس استرلی هم از میان این جمع رفته، حالا دراکمن نقشی بسیار پر رنگ را در بازی‌های این استدیو ایفا خواهد کرد. باید دید رویکرد فمنیستی دراکمن و علاقه او به شخصیت‌های مونث باعث می‌شود که دیگر قهرمان مردی را از جانب ناتی داگ شاهد نباشیم؟ البته باید گفت که خوشبختانه، دراکمن به عنوان نویسنده ارشد، هیچ وقت، شخصیت‌های مونث‌اش را به عنوان ابزاری برای جلب مخاطب به کار نمی‌گیرد، او با پرداخت شخصیت‌هایش به آن ها هویت می بخشد و سعی نمی‌کند تا با جذابیت‌های خاص (!) مخاطبش را فریب دهد.
اما گذشته از این بحث، خشونت بسیار زیاد این نمایش و نشان دادن اتمسفری غمزده، خطرناک و تاریک به خلق هرچه بهتر فضاسازی بازی کمک شایانی خواهد کرد و همچنین، انتخاب شخصیت‌های مونث برای نمایش چنین خشونتی، بی شک حس همذات پنداری بیشتری را منتقل خواهد کرد. در حقیقت باید گفت که انتخاب‌های تیم سازنده در رابطه با شخصیت‌ها و نمایش خشونت، امری کاملاً به جا و منطقی است. درست است که طرفداران از قبل با دنیایی که The Last of Us قصد نشان دادنش را داد آشنا هستند. اما بی شک سفر به گذشته و یا سفر به آینده در شماره دوم، نیازمند ایجاد زیرساخت مناسب برای فضاسازی دقیق تری است.

مردن یا نمردن مسئله این است!

خبر غیرقابل بازی بودن کرکتر جوئل، بسیاری را به این سو برده بود که این شخصیت دوست داشتنی،‌ در گیر و دار داستان شماره دوم، به نحوی کشته شده است. هر چه باشد مرد تنومند قصه ما، راهی طولانی را همراه الی پیموده بود و به عنوان اصلی ترین شخصیت قابل بازی شماره اول، اهمیت بسیاری برای طرفداران داشت. همچنین نمایش داده شدن جوئل به صورت نیمه کاره در تریلر اول و حرف زدن او با الی، در حالی که به نظر می رسید حمام خون به راه افتاده، فقط و فقط دست گل الی عزیز باشد، به تئوری مرگ جوئل دامن میزد، بسیاری بر این عقیده هستند که جوئل نمایش داده شده در تریلر اول، توهمی از جانب الی برای تسکین دادن به درد‌هایش است. از طرف دیگر مرگ جوئل، قطعاً همان انگیزه قدرتمندی است که الی را به سمت “یافتن و کشتن تک تک آن‌ها” هدایت می‌کند. آن‌هایی که به نظر می‌رسد افرادی از فایرفلای‌ها باشند.
اما در مقابل این تئوری، حتی حالا که می‌دانیم دست نمایش داده شده متعلق به جوئل نبوده هم، پاسخی وجود دارد. طبق توضیحات ارائه شده در کانال یوتیوب بخش اروپایی سرگرمی‌های تعاملی سونی در زمان منتشر کردن تریلر دوم، با عبارتی مواجه می‌شویم:‌

The Last of Us Part II همچنان در رابطه با جوئل و الی است!

این جمله کوتاه که فقط بخشی از توضیحات ارائه شده توسط سونی است، به نوعی زنده بودن جوئل در داستان دوم را تایید می‌کند و می‌تواند تا حدی به شایعات مرگ او پایان دهد، البته همچنان هم می‌توانیم تصور کنیم که ناتی داگ و دراکمن، بخش‌های مربوط به جوئل را به وسیله فلش‌بک و بازگشت به عقب روایت کنند و شایعه مرگ او حدسی درست از جانب طرفداران باشد.

آیا لو و یارا از باقی‌مانده‌های فاییرفلای‌ها هستند و به دنبال انتقام از جوئل؟

فایرفلای‌ها

در میان شخصیت‌های نمایش داده شده در تریلر دوم، یارا و لو،‌ تنها کسانی بودند که گویا یکدیگر را می‌شناختند. این موضوع از حمله بی‌مهابای لو به کسانی که دست یارا را شکاندند و همچنین، صحبت‌های پایانی آن‌ها قابل درک است. اما موضوعی که جذاب به نظر می‌رسد، ارتباط لو و یارا با فایرفلای هاست.
اینطور که مشخص است این دو شخصیت، خصوصیاتی که قبل تر از اعضا این گروه را دیده بودیم در خود دارند، همچنین امیلی به عنوان رهبر گروهی که ماهیت ان هنوز ناشناخته مانده، به افراد دستور می‌دهد که ” بال‌هایش را ببرید” این جمله خطاب به یارا گفته می‌شود. چرا امیلی باید به جای شکستن دست، از عبارت بریدن بال‌ها استفاده کند؟
ممکن است این جمله فقط برای زیبایی هرچه بیشتر دیالوگ‌های تریلر اینطور نوشته شده باشد، اما با توجه به شناختی که از ناتی داگ داریم و همچنین، با توجه به این که جملاتی که شخصیت ها در طول تریلر به زبان می‌آورند بسیار کم است، می توان انتظار داشت که هر جمله معنا و مفهومی دقیق را در خود داشته باشد. به همین دلیل حدس می زنیم که یارا و لو عضو فایرفلای‌ها باشند و امیلی با توجه به مطلع بودن از این قضیه،‌ عبارت بریدن بال‌ها را برای یارا به کار می برد.
او قصد دارد تا با قطع کردن بال‌های یک کرم شب‌تاب (این حشره در واقع اصلاً کرم نیست) ماهیت حقیقی یارا و این گروه را زیر سوال ببرد.

امیلی، کسی که عضوی از یک فرقه ناشناخته است

با توحه به این حقیقیت هم می توان حدس زد که گروه ناشناخته امیلی، هرچه که هست، در نقطه مقابل فایرفلای‌ها قرار گرفته و اهدافی عجیب را دنبال می ‌کنند. باید دید که بریدن شکم افراد و به دار اویختن ان‌ها چه معنایی می‌تواند داشته باشد و گروه ناشناخته در صدد رسیدن به چه اهدافی هستند!
در کنار این موضوعات، بحث زمان و مکان تریلر دوم مطرح می‌شود. بحثی که می‌تواند حقایق بسیاری را فاش کند. آیا رخدادهای این تریلر همزمان با بازی دوم، یعنی ۵ سال پس از وقایع بازی اول در حال رخ دادن هستند؟ آیا جوئل و الی در مسیر سفرشان (که هنوز چرایی آن مشخصی نیست) با یارا و لو، یا گروه امیلی دیدار می‌کنند؟ نحوه برخورد جوئل و الی در مقابل لو و یارا در سفر انتقام جویانه این دو چگونه خواهد بود! سوالات بسیاری با درک درست زمانِ تریلر پاسخ داده می‌شوند. این‌که یارا و لو اعضای فایرفلای هستند و قصد انتقام از جوئل و الی را دارند هم می‌تواند مورد بحث قرار بگیرد.
همچنین اهمیت شخصیتی که لارا بیلی نقش آن را برعهده داشته هم با درک درستی از زمان این نمایش مشخص خواهد شد. به طور کلی باید گفت که ناتی داگ با هوشمندی تمام و به واسطه نمایش یک تریلر، سوالات بسیاری را در ذهن مخاطبان ایجاد کرده است. سوالاتی که حتی با حدس و گمان هم نمی توان به آن ها پاسخ داد، چرا که هیچ ارتباط خاصی میان این شخصیت ها و جوئل و الی یافت نشده،‌ جز سرنخ‌هایی کوچک که شاید بتوانیم با ربط دادن یارا و لو به فایر فلای ‌ها ان ها را به خط داستانی جوئل و الی وصل کنیم. اما باید گفت که اگر، تریلر همزمان با رویدادهای نسخه دوم باشد،‌ بدون هیچ شکی باید در انتظار برخورد الی و یارا با جوئل و الی باشیم، برخوردی که می‌تواند پر از نفرت و خون ریزی باشد و یا به دوستی عجیب با شرایطی خاص منتهی شود، چرا که ممکن است، برخلاف تصور ما، جنگ حقیقی میان الی و فایرفلای‌ها نباشد و فرقه ناشناخته که امیلی رهبری بخشی از آن را بر عهده داشت، به عنوان دشمن حقیقی داستان معرفی شوند. با این حال، هنوز همه چیز مبهم و به شدت گیج کننده است.

سیاتل!!!

سیاتل! شهری واقع شده در ایالت واشنگتن در ایالات متحده امریکا! مکانی که بر طبق حدس و گمان‌ها، مرکز اصلی رویدادهای The Last of Us Part 2 خواهد بود. در حالی که بازی اول، ما را به مکان‌های بسیاری از جمله پیتزبرگ، کلورادو، میسوری، بوستون و در انتها سالت لیک سیتی می برد، طبق نظریات، بازی دوم در سیاتل جریان خواهد داشت و یا حداقل بخش مهمی از داستان در این شهر رقم خواهد خورد.
بر اساس شایعاتی که در سایت Reddit آغاز شد و به نظر می رسند که منطقی هم باشند، بخشی از وقایع نسخه دوم در سیاتل به وقوع خواهد پیوست. چندی پیش یکی از کابران Reddit به انتشار عکس‌هایی از بازی دوم پرداخت و به سادگی آن‌ها را با مکان‌هایی حقیقی در شهر سیاتل مقایسه کرد. نتیجه حیرت اور بود. طبق این مقایسه بسیاری از عوارض محیطی شهر سیاتل در طرح‌های منتشر شده از The Last of Us Part 2 دیده می‌شدند.
مدتی بعد یکی دیگر از کاربران Reddit با مقایسه تصاویر مفهومی بازی با تصاویر منتشر شده از محیط و سپس مقایسه ان‌ها با تابلوهای خیابانی سیاتل، و دیگر مشخصات شهر، به هرچه محکم تر شدن فرضیه کمک کرد. طبق این مقایسه ها،‌ بسیاری از مشخصه‌های اصلی شهر سیاتل در تصاویر مفهومی و تصاویر منتشر شده از The Last of Us Part 2 دیده می‌شدند.
با توحه به ذات خطی عناوین ناتی داگ می‌توان انتظار داشت که داستان بازی در یک شهر رخ دهد، چون ممکن است که دراکمن برخلاف بازی قبلی، قصد به تصویر کشیدن یک سفر را نداشته باشد و داستان را در محیطی ساکن روایت کند، درست است که ما به ذات جاده‌ای The Last of Us عادت کرده‌ایم، اما دیدن بازی در یک شهر و مبارزاتی که بی شک باید منتظرشان باشیم،‌ در محیط کاملاً‌ شهری،‌ آن هم در فضایی پسا آخرالزمانی می تواند بسیار جذاب باشد. همچنین با توجه به ساختار مراحل بازی قبلی، می توانیم انتظار داشته باشیم که حداقل مناطق مهم شهر سیاتل، با حالتی منطبق با تم اخرالزمانی بازی، به طور کامل بازسازی شوند و یا در مقیاسی کوچک تر در بازی قرار بگیرند.
با توجه به دقت بیش از اندازه و همچنین کمال طلبی ناتی داگ، در صورت شبیه سازی کامل یک شهر و یا حتی مناطقی از آن در The Last of Us Part 2،‌ می توانیم در انتظار قدم زدن در یک سیاتل پساآخرالزمانی حقیقی را داشته باشیم، سابقه درخشان این استدیو در ساخت پیتزبرگ در بازی قبلی و دقت به جزئیات،‌ می تواند انتظارات را از The Last of Us Part 2 و محل احتمالی رخ دادن داستانش به شدت بالا ببرد.

قهرمان بی‌نام این تریلر!!!

آبستن شرایط!

یکی از فرضیه‌های عجیب و غریبی که قبل از نمایش تریلر دوم مورد توجه بسیار بود، مسئله باردار بودن الی را شامل می‌شد. این فرضیه با یافتن یک ایستراگر درست و حسابی در آنچارتد ۴ آغاز شد، در یکی از مراحل این بازی، شما با یک کمیک بوک مواجه می‌شدید. تصویر روی جلد این کتاب مصور به زنی جوان و باردار تعلق داشت که ماسکی بر روی صورت زده بود و در ویژگی‌های بصری بسیاری با الی اشتراک داشت. از نوع ایستادن گرفته تا طرز لباس پوشیدن. این کمیک بوک که با نام the last of us american daughters نمایش داده شده بود. توسط انتشارات Dark Horse منتشر شده بود. به نظر می‌رسد که استفاده از چنین ایستراگ دقیق و با جزئیاتی در بازی مهمی مثل آنچارتد ۴،‌ فقط برای شوخی نبوده باشد.
این کمیک بوک، شایعاتی مبنی بر باردار بودن الی در نسخه دوم را ایجاد کرد. بسیاری بر این باور هستند که گروهی ناشناخته، الی را دزدیده و قصد داشتند تا با دست یافتن به او راه مقابله با اپیدمی جهانی را پیدا کنند، در این میان این گروه قصد داشتند تا از کودکی که توسط الی پرورش یافته برای کشف درمان بیماری بهره ببرند. بر طبق این شایعات، الی به نحوی از چنگ این گروه گریخته و حالا در نسخه دوم قصد انتقام گرفتن از آن ها را دارد. این شایعات با عدم نمایش دقیق بدن الی در تریلر اول و پنهان بودن شکم او پشت گیتار قوت گرفت. اما مسئله ماسک به صورت داشتن زن حاضر برروی کاور کمیک  the last of us american daughters در مقابل این شایعات ایستاد. بر اساس داستان شماره ابتدایی، ما می دانیم که الی در مقابل قارچ‌های بیماری زا مصون است و نیازی به ماسک زدن ندارد، پس می توان اینطور برداشت کرد که زن روی جلد این کمیک بوک الی نیست. اما از طرفی می توان گفت که الی برای محافظت از جنین، ماسک به صورت زده نه خودش!‌
با این حال، هنوز مشخص نیست که الی قصد انتقام گرفتن از چه کسانی را دارد، آیا او واقعاً مورد ازمایش قرار گرفته؟ آیا کودکی را با خود حمل می‌کند و یا تصاویر مربوط به کمیک  the last of us american daughters به طور کامل بی ربط هستند!
همچنین فرضیه دیگری هم وجود دارد که تصویر زن روی کاور کمیک  the last of us american daughters را به مادر الی، آنا ربط می‌دهند!‌

تصویر کمیک بوک the last of us american daughters، یک ایستراگ جنجالی در انچارتد ۴

مادرانه! 

مادر الی، در نسخه اول حضور نداشت، اما همه ما می‌دانیم که او نقشی مهم را در پیش قصه بازی ایفا کرده است. او پس از به دنیا امدن الی از دنیا رفت و دخترش را همراه با نامه‌ای تنها گذاشت، نامه‌ای که همیشه امیدبخش الی برای ادامه دادن بوده است.
شایعات حضور آنا، مادر الی در نسخه دوم با کمیک the last of us american daughters بی ارتباط نیستند، بسیاری بر این عقیده هستند که تصویر روی جلد این کمیکِ خیالی، در حقیقت مادر الی را نمایش می‌دهد. این شایعات اما با تلاش‌های اخیر ناتی‌داگ قوت بیشتری گرفته است.
همانطور که اشاره کردم، ناتی داگ اطلاعات مربوط به شخصیتی که لارا بیلی ایفای نقش آن‌ را برعهده داشت را فاش نکرده و به جای انتشار نام این شخصیت از چهار جای خالی استفاده کرده است. با توجه به این‌ که لارا بیلی معمولاً نقش‌هایی مهم را بر عهده می‌گیرد، و چهار حرفی بودن نام مادر الی، یعنی Anna،‌ می‌توان حدس زد که این شخصیت قوی مادر الی بوده است. حال دو فرضیه دیگر شکل می‌گیرند. در ایتدا اینکه The Last of Us Part 2 در دو بازه زمانی مختلف روایت می‌شود. یک داستان در گذشته که سرگذشت انا مادر الی را روایت می‌کند و داستانی دیگر در زمان حال که جوئل و الی را دنبال خواهد کرد. در صورت وجود چنین شرایطی، می توان حدس زد که خط داستانی گذشته، طی فلش‌بک‌هایی پر تعداد روایت شود که در آن‌ها سرگذشت انا قبل از مرگ و همچنین ماجرای روزهای ابتدایی شیوع بیماری را شاهد باشیم. همچنین سرنخ‌هایی از هدف اصلی الی در زمان‌ حال هم دستگیرمان شود. در چنین شرایطی حتی می‌توان انتظار داشت که الی به دنبال گرفتن انتقام خونِ مادرش باشد، مادری که توسط گروهی مرموز کشته شده.

مادر و دختر؟ یا فرضیه‌ای اشتباه؟

اما فرضیه دوم، می‌گوید که مادر الی در تمام این سال‌ها زنده مانده و روایت تریلر همزمان با داستان الی و جوئل پیش می‌رود. این فرضیه با توجه با جوان بودن شخصیت بی‌نام در تریلر، چندان واقع گرایانه به نظر نمی‌رسد. اما بازهم می‌توان این طور گفت که الی به دنبال یافتن مادرش و یا گرفتن انتقام کشته شدن احتمالی او در طی داستان است.
با این همه، فرضیه سومی هم وجود دارد که احتمال حضور مادر الی در داستان را رد می‌کند، ممکن است این شخصیت ناشناس و بی نام، به طور کلی شخصیتی جدید باشد و یا به نوعی به یکی از کرکترهای حاضر در نسخه قبلی ارتباط داشته باشد. در این صورت اما، مخفی کاری عجیب ناتی داگ در مورد اسم این شخصییت کمی عجیب به نظر می‌رسد!‌

نتیجه گیری! 

The Last of Us Part 2 بدون شک بازی بزرگ و مورد انتظاری است، بازی زیبایی که فعلاً با نمایش‌های حیرت اورش، همه را خیره کرده و در بهت فرو برده، فرضیات و تئوری‌های بسیاری حول محور داستان بازی وجود دارند، اما باید صبر کرد و دید که دراکمن و تیم قابل اعتمادش، چه آشی برایمان پخته‌اند. اما یک چیز را نباید از یاد برد، اینکه The Last of Us دنیایی خشن و بسیار سیاه دارد، دنیایی که برخلاف انچارتد، شخصیت‌ها به سادگی در آن می‌میرند. پس باید برای دیدن لحظاتی غم انگیز آماده باشیم.

0
0

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

  • واقعا نمایش بازی بینظیر و هوشمندانه بود
    اخر مراسم تریلر شروع شد و تا اخر تریلر اصلا معلوم نبود چه بازییه تا اینکه کلیکر ها با خوشنت و وحشی گری وصف ناپذیر ظاهر شدن، امیدوارم توی بازیه نهایی هم کلیکرا یه همچین چیزی باشن خیلی عالی بودن مرگبار ترین موجودات اما استالکر ها خیلی خطرناک ترین دشمنای بازی بودن بنظرم
    این تریلر معرفی شخصیت جدید قابل بازیم بود همون زن بدنساز، هر کی هست مشخصه خیلی کار درسته با این بدنی ام که داشت کیفیت خونین مبارزات بازی رو برای من تضمین کرد

    0
    0
  • ممنون از آقا میثم عزیز که وقت گذاشتن واسه این مقاله زیبا و مفید در باب گیم .

    من سوال داشتم!!!

    ۱ کجایه نسخه اول اسم مادر الی رو میگه؟
    ۲ مادر سارا یا زن جول زندس یا مرده ؟

    در مورد تریلر هم باید بگم از نظر من یا خواهر الی بود یا مادرش
    صدا کردن کلیکر ها به اسم دیمون هم ۲ حالت داره

    اول اینکه مادرش بوده و فلش بک خورده هنوز اسماشون مشخص نیست و دیمون صداشون میکنن

    دوم‌اینکه خواهرش بوده و تو آسیا بود اون تریلر و این طرف دنیا به دیمون معروف هستن.

    0
    0
    • خیلی ممنونم که مطالعه کردید، راستش مادر الی رو من خودم هم خاطرم نیست که چه جایی ازش اسم می‌برند، من بر اساس اطلاعاتی که جمع اوری کردم متوجه شدم اسم مادر الی آنا بوده، منابع زیادی هم هست، مثل The last of us wiki، دانش نامه‌های دیگه و سایت‌های خبری بزرگ و معتبر!
      و اما فرضیه شما، به نظرم در اینکه در کنار بعد زمان، مسئله جغرافیا رو هم مد نظر قرار دادید بسیار جذابه، همونطور که اشاره کردید، ما خبر ندارمی مکان رخدادهای تریلر کجاست و دلیل اسم دیگر کلیکرها در تریلر می‌تونه مکان باشه و نه زمان!
      خیلی ممنونم ازتون!

      0
      0
  • mojy_star گفت:

    سلام . واقعا خیلی عالی بود آقا میثم. جدا با این مقاله به وجد اومدم. Shock
    .
    فرضیات زیادی وجود دارد .و راز هایی که فکر نکنم شرلوک و پوآرو هم بتونن ازش سر در بیارن Grin

    0
    0
  • nobody گفت:

    قلم زیبای شما، درک و سواد بالای شما را میرساند جناب میثم عبداللهی پور
    عالی بود.نمیتوانم تصور کنم بعد از انتشار این شاهکار(به القوه) چه خواهید نوشت!

    ممنون

    0
    0
  • Jacobs گفت:

    فک میکنم شخصیت tess هم یه جای کار هست. نمیدونم چرا ولی فک میکنم باید باشه

    0
    0