روح مقدس!| نگاهی تحلیلی به بازی Tom Clancy’s Rainbow Six: Siege

۸ آبان ۱۳۹۶ - ۰۹:۰۰

نسل هشتم، اکنون پر است از بازی‌های رنگارنگ و ستارگانی که در آسمان بازی های ویدیویی خوش درخشیدند. بازی هایی که هر کدام، به نوعی سعی می کردند تا مخاطبان خود را جذب کنند. ما، با نیتین دوست داشتنی دوباره به جان گنج های بزرگ افتادیم و با سری Gears of war، به همان دنیای فوق العاده سفر کردیم. جاده های پر پیچ و خم زندگی را با عناوین ریسینگ نسل پشت سر گذاشتیم و حتی با بزرگان زیادی تجدید میثاق کردیم! عناوین شوتر اما، داستان متفاوتی را در این نسل تجربه می کردند؛ از آنجا که سری Call Of Duty رسماً به جاده خاکی رفته بود، جا برای ظهور و خودنمایی عناوین جدید بسیار باز تر از قبل بود. Battlefield، دست به یک کار بزرگ و تحسین برانگیز زد و درست در زمانی که سازندگان COD خودشان رابر روی کره ماه می دیدند، استودیو دایس، در حال طراحی میدان های جنگ جهانی اول بودند. سری Ghost Recon، دوباره نفس کشید و البته! یک عنوان منحصر به فرد به نام Rainbow Six: Siege عرضه شد. عنوانی که در سال ۲۰۱۴، برای هر سه پلتفرم اصلی منتشر شد و البته با بازخورد های خوبی هم مواجه بود؛ اما چیزی که بیشتر از همه احساس می شد، یک تفاوت بود! همان چیزی که از اولین تریلر های بازی دیدیم!( البته این را هم اضافه کنیم که هر این روزها هر تریلر و نمایشی که از بازی ها میبینیم، همین را می گوییم!!!، مخصوصاً چند شرکت و کمپانی خاص که حسابی گل کاشته بودند!) اما به راستی، این بازی چه چیزی در خود داشت که حالا، و با وجود گذشت بیشتر از سه سال از عرضه، هنوز هم یکی از پرطرفدار ترین بازی های نسل محسوب می شود و اتفاقاً هر روز هم برکاربرانش افزوده می شود؟

چه چیزی در عمق این نگاه ها پنهان است؟!!!!!

یوبیسافت!

کمپانی نام آشنای یوبیسافت، سالهاست که در این زمینه فعالیت می کند و بازی های زیادی را تا به امروز ساخته و عرضه کرده. بازی هایی که اغلب، خاطرات زیبایی را برای ما بنا کرده اند و قدم به قدم همراه ما بزرگ شدند و رشد کردند. با هر قدمی که یوبیسافت به سمت جلو حرکت می کرد، مردم بیشتر عاشق عناوین و فرانچایز هایش می شدند و مخاطبان بیشتری را جذب می کرد. البته اگر چه این روزها، یوبیسافت فرانسوی، عده ای از عشاق بی شمار خودش را کمی دلسرد و بدبین کرده است، اما هنوز هم عظمت، شکوه و جلال عاشقانه و پاریسی خودش را از دست نداده؛ پس چرا که نه؟ یوبیسافت اقدام به ساخت یک عنوان جدید می کند و تبلیغاتی گسترده ای برای بازی  انجام می دهد، پس از اینهمه داستان، همه دنیا را تشنه تجربه آن می کند و سیل انبوهی از هواداران به فروشگاه های مختلف هجوم می آورند! ساده است! قدرت تبلیغاتی خوب، دقیقاً یکی از مهمترین عوامل شناخته شدن، و البته موفقیت  Rainbow Six: Siegeبود. برگ برنده ای که این روزها کمپانی های بزرگ از آن بهره مند هستند و قطعاً از لحاظ تجاری، پیش نیاز مهمی برای موفقیت محسوب می شود. وقتی قدرت تبلیغاتی فوق العاده  ای داشته باشید، تا روزها از بازیتان صحبت می شود و همه مشتاق تجربه اش می شوند. روزانه، یکی یکی ویژگی هایی که معرفی می کنید، مردم را شگفت زده می کند و دهانشان را باز می گذارد! همگی مشتاقانه منتظر عرضه بازی و تجربه چیزی هستند که سر و صدای زیادی به پا کرده و طوفان سنگینی به راه انداخته است. اینگونه است که بازیتان را به همه معرفی می کنید و زمینه را برای یک موفقیت بزرگ آماده می کنید. اما، ماجرا اینجا تمام نمی شود، بازی های زیادی بودند که علی رغم تبلیغات بسیار قدرتمندی و هزینه های زیادی که برای آنها شکل گرفت، به معنای واقعی کلمه یک شکست محسوب می شدند. عناوینی مانند No Mans Sky که با وجود تمام اتفاقات و حرف و حدیث هایی که به راه انداخت، در نهایت نتوانست آن چیزی که وعده اش را داده بود عملی کند. به شخصه، بازی هایی از قبیل No Mans Sky و Division را درس عبرتی برای سازندگان بعد از آنها می دانم؛ اینجاست که حتی تبلیغات پر هزینه و عظیم، کاری از پیش نمی برند و این، تیم سازنده است که نقش اول داستان موفقیت بازی را ایفا می کند. البته اعتراف می کنم که Rainbow Six: Siege نیز کم کم داشت وارد مسیر No Mans Sky و امثال آن می شد، اما با تلاش هایی که بعد از انتشار افتاد و صد البته روح مقدس بازی! ( معجزه تام کلنسی!)، همه چیز عالی پیش رفت و اگرچه، چیزی که اکنون میبینم از آن نمایش دیوانه وار اولیه کمی دور است، اما انصافاً دست کمی از آن ندارد و شاید حتی توانست بهتر از آن ظاهر شود.

به شخصه، بازی هایی از قبیل No Mans Sky و Division را درس عبرتی برای سازندگان بعد از آنها می دانم؛ اینجاست که حتی تبلیغات پر هزینه و عظیم، کاری از پیش نمی برند و این، تیم سازنده است که نقش اول داستان موفقیت بازی را ایفا می کند. البته اعتراف می کنم که Rainbow Six: Siege نیز کم کم داشت وارد مسیر No Mans Sky و امثال آن می شد، اما با تلاش هایی که بعد از انتشار افتاد و صد البته روح مقدس بازی! ( معجزه تام کلنسی!)، همه چیز عالی پیش رفت و اگرچه، چیزی که اکنون میبینم از آن نمایش دیوانه وار اولیه کمی دور است، اما انصافاً دست کمی از آن ندارد و شاید حتی توانست بهتر از آن ظاهر شود.

بگذارید به کلمه ای اشاره کنم که در چند سطر بالاتر از آن می گفتم: ” روح مقدس! ”  الحق که مجموعه تام کلنسی را باید جدا از دیگر بازی های یوبیسافت برشمرد! مجموعه ای که گویی یک سر و گردن از دیگر عناوین شرکت فرانسوی بالاترند و بد هم نمی گوییم اگر به آن لقب روح مقدس بدهیم! روحی که تام کلنسی فقید در تن بازی های بزرگی دمید و اکنون، برای فرزندان جدیدترش به ارث رسیده! گویی تام کلنسی فقید، دست فرزندش را از آن بالا ها گرفت و از لبه پرتگاه دور کرد! البته از حق هم نگذریم، تیم سازنده بازی کارش را خیلی خوب انجام داد و رفته رفته به فرمول جذابی رسید که اکنون از آن به عنوان یکی از بهترین های یوبیسافت یاد می کنیم. این روزها، بازی سازی خیلی سخت تر از گذشته شده است. خصوصاً با توجه به اینکه استاندارد های یک بازی ویدیویی بسیار بالاتر از قبل رفته و سخت است اگر بتوانیم عنوانی را بیابیم که دسته کم، تمامی اصول را رعایت کند و تازه، به استاندارد های یک سبک بیفزاید. درک اینکه مخاطب چه چیزی دوست دارد و چه عواملی باعث شده تا آنها به یک فرانچایز عشق بورزند، و برآورده کردن آنها، کاری نیست که هر سازنده ای بتواند از پسش بربیاید. در این میان، به تمام سبک ها و سختی هایشان فکر کنید، آنگاه متوجه می شوید که یک سازنده برای ساخت هر بازی و در هر سبک و سیاقی، چه کار سختی در پیش دارد و چرا وقتی سازنده ای یک شاهکار خلق می کند، اینچنین به تحسین او می پردازیم. Rainbow Six: Siege، فرمولی خلق کرد که بتواند نیاز های یک بازی مولتی پلیر را برآورده کند و به استاندارد هایش نیز بیفزاید. هدفی که توانسته در چهارچوب آن خوب عمل کند و درنهایت بعد از آپدیت های فراوانی که از زمان عرضه دریافت کرد، به یک عنوان بسیار قوی تبدیل بشود.

گیم پلی، بدون شک مهمترین بخش یک بازیست و گیم پلی Rainbow Six: Siege زیباترین بخش آن است.

تقریباً همه ما می دانیم که گیم پلی در یک بازی چه نقش عظیمی را ایفا می کند و تا چه اندازه مهم است. گیم پلی در Rainbow Six: Siege، حرف اول و آخر را می زند و به قدری دقیق است که شما را شگفت زده می کند!  ایده ها و تاکتیک های مختلف و سرعت عمل، پایه های اصلی گیم پلی را تشکیل می دهند و اتفاقاً بسیار هم وسیع هستند. نوآوری های جذابی که در بازی می بینیم، دلایلی برای اثبات خلاقیت فوق العاده طراحان و موفقیت هایشان است. ویژگی هایی که هیچگاه در بازی های دیگری دیده نشده اند.

Rainbow Six: Siege، فرمولی خلق کرد که بتواند نیاز های یک بازی مولتی پلیر را برآورده کند و به استاندارد هایش نیز بیفزاید. هدفی که توانسته در چهارچوب آن خوب عمل کند و درنهایت بعد از آپدیت های فراوانی که از زمان عرضه دریافت کرد، به یک عنوان بسیار قوی تبدیل بشود.

درباره ایده ها در بازی های ویدیویی قبلاً هم صحبت کرده بودیم، ایده های خوب و قوی ، همیشه قابل احترام هستند و از آن ها استقبال می شود. ایده جذاب و نو ، می تواند حتی باعث بروز نتایج فوق العاده ای بشود که شاید کسی انتظارش را نداشته باشد. وقتی از ایده صحبت می کنیم ، ناخودآگاه اختراعات و ابداعات بزرگی را بیاد می آوریم که سرنوشت بشریت را تغییر دادند و کشتی پیشرفت دنیا را صدها کیلومتر به جلو بردند. اختراعاتی که وقتی به آنها فکر می کنیم ، اگر نباشند زندگی وحشتناک و سختی را تجربه خواهیم کرد. ایده ، در واقع نطفه و ماهیت و نقطه شروع یک حرکت است ، یک اختراع یا یک چیز جدید و بهتر ! ایده ها در اکثر مواقع ، باعث ساخته شدن شیئی جدید یا بهبود یک مورد از قبل بوجود آمده باشد. به چهارچوب بازی های ویدیویی هم که بازگردیم ، همچنان ایده ها را می بینیم . فکری که تنها در یک لحظه بوجود می آید و جرقه ای که در کسری از ثانیه در ذهن فردی ایجاد می شود ، می تواند باعث ساخت یک اثر فراموش ناشدنی بشود. بازی های فوق العاده و محبوبی که امروزه طرفداران زیادی دارند و یا هنوز هم از آن ها یاد می شود ، معمولا بازی هایی بوده اند که ایده بسیار جذاب و زیبایی داشتند و یا نوآوری تحسین برانگیزی را نشان می دادند. فراتر برویم ! ، اصلا همین نوآوری و ایده ها و افکار نو و جذاب هستند که باعث شاداب ماندن روح صنعت بازی های ویدیویی و تنوع آن می شوند. تیم سازنده نیز، دقیقاً بر روی همین نقطه دست گذاشته است. ایده، نوآوری، خلاقیت! و بیشتر! یوبیسافت، به خوبی، خودش را از چاله ای بیرون کشید که قبل از آن بازی های زیادی در آن افتاده بودند. Rainbow Six: Siege، ایده هایش را حتی فراتر از تنها یک تنوع خلق کرد و حتی با ایده هایش، استاندارد های ارزشمندی به این سبک اضافه کرده است. استانداردهایی، که می توانند کتاب آموزشی بسیار خوبی برای عناوین آینده باشد…

 

0
0

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید