گیفت کارت
گیفت کارت

روزی‌روزگاری: شوالیه ی تاریکی، کورسوی امید رستگاری گاتهام… | نقد و بررسی بازی Batman Arkham City

۲۵ دی ۱۳۹۵ - ۰۹:۰۰

در دنیای داستان های مصور و قهرمانانه، همواره داستان ها حول محور یک قهرمان، یک دشمن و یک شهر می چرخد. بر کسی پوشیده نیست که دنیای قهرمانان کمیک های «مارول» (Marvel) و «دی سی» (DC) از معروف ترین کمیک های دنیا تا بدین روز به شمار می آیند. کمیک هایی که محال است کسی حتی نام آن ها را نشنیده باشد! آنچه که سال ها در ذهن کودکان می گذرد و خود را قهرمان خطاب می کنند و یا آنچه که بر پرده های نقره ای سینما پخش خواهد شد. همه ی آن ها از این کمیک ها نشاط می گیرند که بیش از دو دهه می باشد به صنعت بازی سازی نیز سرایت کرده است. حتی در همان روز های نخستی که این صنعت متحول شد، همواره قهرمانان دو دنیای «مارول» و «دی سی» در قالب یک یا چند عنوان خاص حضور داشتند! گاهی باس فایت های نهایی بازی بودند و گاهی قهرمانان آن! در هر صورت این قهرمانان خیالی، تأثیر زیادی بر موفقیت دو صنعت فیلم سازی و بازی سازی داشتند. از حق نگذریم که بخشی زیادی از موفقیت نویسندگان در داستان نویسی، مطعلق به همین مسئله ی قهرمان بود. حال از میان دو دنیا بزرگ «مارول» و «دی سی»، از دنیای «مارول» خواهیم گذشت و وارد دنیای «دی سی» می شویم. در این دنیا قدم (!) بر شهر جنایت کاران می گذاریم، شهری که حال در آشوب و شورش به سر می برد. به بالای آسمان خراشی می رویم (!) و آری! در آنجا خفاش شبگرد این شهر را می بینیم. مردی که در لباس خفاش، شبانگاه همواره در پی برقراری عدالت می باشد و هر کجا می رود عدالت با خود به همراه خواهد آورد. به گونه ای که عامل آرامش شب در آن شهر، همین خفاش می باشد، خفاشی که میان عامه ی مردم و جنایتکاران بتمن (همان خفاش) شناخته می شود. در برف و بوران و در باران شدید، می شتابد تا ظلم و ستم را ریشه کن کند. می پرد بر فراز این شهر بزرگ، و بال های خود را باز و با آن ها پرواز می کند، دقیقاً همانند خفاش، منتها با این تفاوت که غمی بزرگ در دل خود دارد که هر کجا که می رود آن را با خود حمل می کند. شخصی که درس های زندگی اش را خیلی پیش تر از این ماجرا آموخته بود و اکنون بر فراز آسمان این شهر، تنها به دنبال بی عدالتی می باشد. هر چه که باشد، او شوالیه تاریکی شهرش به شمار می آید و طریقتش چنین است! در روزگاری که مردم بجای آنکه سال جدید و دیگر موفقیت های خود را جشن بگیرند، در خانه های خود مخفی شده اند و آن ها یکی پس از دیگر به قتل خواهند رسید، این شبگرد سیاه پوش برخاسته و در پی برقراری عدالت می باشد. در طی این راه خطراتی بر سد راهش قرار می گیرد که ممکن است به مرگ وی منتهی شود، اما این شوالیه، تا تمام قدرت راه خود را ادامه خواهد داد… همانند یک شوالیه دلیر، در قرون وسطی!

و باری دیگر شوالیه ی شهر «گاتهام» را در مقابل دشمن خود یعنی جوکر مشاهده خواهیم کرد. اما این دفعه، این شوالیه، یک بار برای همیشه برخاسته است تا کار را یکسره کند.

پس از موفقیت هایی که عنوان «Batman Arkham Asylum» کسب کرد، استودیو و ناشر این ای پی، «راک استدی استدیوز» (Rocksteady Studios) ایده پردازی های نسخه ی جدید این سری را آغاز نمود. نسخه ی جدید این سری در تاریخ ۱۸ اکتبر سال ۲۰۱۱ تحت نام «Batman: Arkham City» برای دو پلتفرم نسل هفتمی دو شرکت «سونی» (SONY) و «مایکروسافت»، یعنی «پلی استیشن ۳» (Play Station 3) و «ایکس باکس ۳۶۰» (Xbox 360) عرضه شد و در ماه نوامبر همان سال نیز بر روی سه پلتفرم «رایانه های شخصی» «نینتندو وی یو» و سیستم عامل «IOS» عرضه گردید. «Batman: Arkham City» ادامه ای بر داستان پر جنب و جوش نسخه ی پیشین یعنی، «Batman Arkham Asylum» است که بهتر از همین نسخه ظاهر و در سال عرضه ی خود به بهترین بازی سال (GAME Of The Year یا به اختصار GOTY) تبدیل و از فروش بسیار عالی ای نیز بهره مند شد. حتی بعد ها نیز، یعنی در سال ۲۰۱۶، این عنوان، همراه با دو نسخه ی دیگر به صورت بازی سازی شده توسط انجین گرافیکی «آنریل انجین ۴» (Unreal Engine 4) در قالب یک عنوان تحت نام «Batman: Return to Arkham» برای کنسول نسل هشتمی «سونی»، «مایکروسافت» و البته «رایانه های شخصی عرضه شدند. «Batman: Arkham City» چنان برای طرفداران و صد البته منتقدان زیبا و عالی ظاهر شد که نمره ی کلی ۹۶ را به خود اختصاص داد و به یکی از فاخر ترین های نسل هفتم تبدیل شد. اکنون اگر به برترین بازی های کنسول «پلی استیشن ۳» از دید وبسایت «Metacritic» بنگرید، می توانید «Batman: Arkham City» را در جایگاه شایسته ی چهارم پس از ساخته ی «ناتی داگ» یعنی «Uncharted 2: Among Thieves» مشاهده کنید. در واقع عامل همه ی این موفقیت ها، از یک ایده ی ناب و درست اجرا کردن آن بود. که واقعاً باید «راک استدی استدیوز» را برای خلق چنین شاهکاری مورد تحسین قرار داد. «Batman: Arkham City» عنوانی است که هر چقدر به تجربه ی آن بپردازید اصلا امکان ندارد خسته شوید، گیم پلی عالی، داستانی حماسه ای و دیگر اجزای بازی، به گونه ای خلق شده اند که توجه ی هر بازیبازی را به خود جلب و تا ساعت ها وی را مشغول کارگاه بازی، قهرمان بازی و پرواز کردن بر فراز شهر می کند. به جرئت می توان گرفت که «Batman: Arkham City» به قدری سرگرم کننده است و مخاطب درگیر خود می کند که حتی متوجه ی گذر زمان نیز نمی شود. انصافاً یک دقیقه تجربه ی این عنوان (!)، یک ساعت تجربه ی ناب و پر هیجان است. اکنون نیز طبق سنتمان، قصد داریم تا به بررسی این عنوان عالی بپردازیم. پس در ادامه ی مطلب با ما همراه باشید.

شوالیه ما در طی راه با انوع و اقسام دشمنانش روبرو می شود و در طی این رقابت، تمامی آن ها را از میان خواهد برداشت. هر چند که تمامی این رقابت ها به صورت ناجوانمردانه صورت می گیرد.

ماجرای این قهرمان سیاه پوش، همانند دیگر قهرمان، حول محور مبارزه با جنایتکاران و قاتلان می چرخد. او برای برقراری عدالت جان خود را به خطر می اندازد تا شاید روزی شاهد آن باشد! اما این بار وضعیت فرق دارد! حال دشمنان «بروس وین» (Bruce Wayne) میلیاردر شهر گاتهام و مرد پشت نقاب شوالیه ی تاریکی، از هویت اصلی او با خبرند. بازی پس از اتفاقات نسخه ی پیشین خود یعنی «Batman Arkham Asylum» آغاز خواهد شد. در همان ابتدا، بازی «بروس وین» را در هنگام سخنرانی کردن با جمعی خبرنگاران و رئیس پلیسان، روایت می کند. او در طی سخنرانی خود درمورد مخالف بودن در رابطه با اقداماتی که مسئولان برای تیمارستان شهر گاتهام ممکن است انجام دهند می گوید. اقداماتی که وی معتقد است باعث نابودی شهر گاتهام و بیشتر شدن هرج و مرج در آن می شود. در همین حین «بروس وین» توسط گروه امنیتی ناشناس مورد حمله قرار می گیرد و او را به مکانی مخفی در شهر می برند. پس از اتفاقاتی «بروس» موفق به فرار کردن از آنجا می شود و بعد ها می فهمد که تمامی این نقشه ها توسط دشمنان دیرینه ی خود همان «جوکر»، «مستر فریز» و «پنگوئن» برنامه ریزی شده است. داستان بازی در طی زمستانی سرد روایت می شود و پیچ و خم های خود را دارد. بر خلاف نسخه ی پیشین، این نسخه از روایت گنگ و پیچیده تری بهره می برد و به سادگی نمی شود آن را درک کرد. بد نیست بدانید که داستان بازی در ابتدا بسیار ساده به‌ نظر می‌ رسد، اما با پیش‌ روی در آن و آشکار شدن بسیاری از سوال های به وجود آمده، جالب‌ و بسیار پیچیده‌‌ تر می‌ شود. روایت عنوان «Batman: Arkham City» چالش‌ های زیادی در خود دارد و به مرور زمان بازی‌ باز را با اتفاقات گذشته شخصیت اصلی آگاه می‌ سازد. همانطور که شرح داده شد، بازی روایت بسیار گنگ و نامفهومی دارد که بدون توجه به جزییات و دیالوگ‌ های شخصیت‌ ها درک آن بسیار سخت است؛ چه بسا اگر در فهمیدن داستان بازی به تمامی جزئیات دقت بسیار زیادی نیز به خرج دهیم، بازهم در فهمیدن آن سردرگم می‌مانیم. البته این موضوع تا حدودی در رابطه با مأموریت های جانبی بازی صادق است. به صورت کلی می توان با تکمیل تمامی مراحل، مأموریت ها جانبی و کاراگاه بازی ها سیو بازی را صد در صد کرد. البته خوب این کار چندان راحت نمی باشد! علاوه بر موارد فوق، باید یک سری اشیاء مخفی و غیره را بدست آورد. باید در مکان های مختلف در زمان مناسب به تلفن های عمومی پاسخ داد تا مراحل جانبی جدیدتری باز شود و  آن ها را تکمیل کنید. حتی در برخی مکان ها نیز می بایست با اسکن کردن از وجود «دد شات» در شهر گاتهام پی برد و او را دنبال کنید. حتی با استفاده از اسکنر بازی (در بخش گیم پلی بیشتر در مورد آن توضیح خواهیم داد) می توان با کشف کوچک ترین لکه ای از خون، مأموریت جدیدی را آغاز کرد که بفهمید آن لکه ی خون به چه شخصی تعلق دارد.

و پرواز بر فراز شهر گاتهام… پرواز بر فراز این شهر پر هرج و مرج… داستان سرایی بازی بدون شک یکی از بهترین نکته های مثبت بازی می باشد که هر چقدر آن را از اول به پایان برسانید باز هم خسته نمی شوید.

داستان مراحل اصلی این بازی، بدون شک یکی از درگیر کننده و پر هیجان ترین روایت این قهرمان شبگرد را در مقایسه با دیگر داستان های آن به تصویر می کشد! در طی پیش روی در بازی، بازی باز با دشمنان و شخصیت های جدیدی روبرو خواهد شد که هر یک روایت مخصوص به خود را دارند. حتی شخصیت پردازی آن ها به قدری هوشمندانه صورت گرفته است که سبب می شود بازی باز حضور آن ها را در بازی بیهوده نداند و به خوبی با آن شخصیت ها رابطه برقرار کند. شخصیت جوکر که همانند بتمن و «بروس» هسته ی اصلی بازی به شمار می آید نیز به خوبی روایت می شود و مثل همیشه دیوانگی وی بیش از هر چیزی خود نمایی می کند. سازندگان شخصت پردازی جوکر را به قدری عالی انجام داده اند که واقعاً باید به احترام آن ها دقیقه ای سکوت کرد! بحث در مورد شخصیت پردازی بازی بسیار زیاد است و ما فقط می توانیم بگوییم که شخصیت پردازی به قدری حرفه ای صورت گرفته است که گمان نمی کنم مشکلی در آن پیدا کنید. همچنین باید گفت که بازی در این نسخه یکی از دراماتیک‌ ترین میان‌ پرده‌ های تاریخ بازی‌ های ویدیویی را داراست که این میان پرده ها، همان عامل زیبایی داستان بازی هستند. قصد نداریم اتفاقات درون بازی را فاش کنیم، چرا که باید خودتان به تجربه ی آن بپردازید، هر چند که بعید می دانم کسی بازی را تجربه نکرده باشد، اما تجربه ی دوباره ی آن توصیه می شود. قابل ذکر است که داستان سرایی بازی بیشتر شخصیت بتمن را نسبت به «بروس» روایت می کند که به بهترین نحو ممکن نیز بتمن را روایت می کند. به طوری که اصلا حس نخواهید کرد که تلاش های بتمن برای یافتن جوکر بیهوده و بی ربط است. داستان بازی بتمن را در طی راه خود با مشکلات و چالش های زیادی مقابله خواهد کرد که هر از گاهی سبب می شود بتمن از ادامه ی راه منصرف شود. در این نسخه، بتمن و بروس تا مرز مرگ می روند، با سم های جوکر از لحاظ جسمانی تضعیف می شود و بارها و بارها زخمی می شود! اما همچنان در پی برقراری عدالت است. هر چه بیشتر در داستان بازی غرق شوید، بیشتر با بتمن، شخصیت او و شخصیت‌ های تبه‌ کاران گاتهام، آشنا خواهید شد. همچنین باید گفت که در طول بازی هر از گاهی بازی به صورت هوشمندانه به وضعیت «زن گربه ای» (Cat Woman) در بازی می پردازد که سبب می شود آن حس تکراری بودن بازی، بر طرف شود. هر چند که هیجان مراحل بازی به قدری زیاد است که بعید می دانم برای بازی باز تکراری شود، اما سازندگان در کنار بتمن، شخصیت دیگری را نیز قرار داده اند تا روند بازی بیش از پیش لذت بخش تر باشد. در کنار این موضوع، در طول راه، بارها و بارها با شخصیت های مختلفی مواجه خواهید شد که ممکن از دشمن یا همیار باشند. وسعت داستان بازی (!) به قدری زیاد است که هر چقدر در رابطه با آن توضیح دهیم باز هم کم است! در حد یک اشاره ی خلاصه به روایت بازی و آشنایی با آن، متن فوق کافی می باشد.

و در پایان بازی این صحنه را مشاهده خواهید کرد! مطمئناً پس از آن نفس عمیقی خواهید کشید و می گویید، تمام!

و اما به بخش گیم پلی بازی می رسیم که با وجود مشکلاتی ریز در آن، ولی عامل مهم موفقیت «Batman: Arkham City» به شمار می آید. بدون شک وقتی در محفلی حرفی از سری «Batman: Arkham» به میان می‌ آید، اکثراً از گیم‌ پلی خوش ساخت آن صحبت می‌ کنند. گیم‌ پلی‌ ای که واقعا برپایه و اساس استانداردی خلق شده‌ است. در نظر اغلب منتقدین نیز برترین نقطۀ قوت سری بخش گیم‌ پلی آن بوده است. عنصری که همواره بازی‌ بازان را به چالش کشیده و در هر نسخه آن‌ ها را با تغییراتی روبه‌ رو کرده است. در «Batman: Arkham City» گیم پلی بازی نسبت به نسخه ی پیشین خود تغییرات چندانی نداشته است، اما باید گفت که گیم پلی این نسخه، گیم پلی ارتقاء و بهبود یافته ی «Batman Arkham Asylum» می باشد. به طور کلی بازی را می‌توان به دو روش عمده ی مخفی‌ کاری و اکشن به پایان رساند. پیش‌ روی در بازی به روش مخفی‌ کاری بسیار طبیعی از آب درآمده است، اما به لطف هوش مصنوعی نسبتاً ضعیف دشمنان، کم تر پیش می آید که آنان متوجه ی حضور شما شوند. بدون شک یکی از آزار دهنده ترین مسئله در گیم پلی «Batman: Arkham City» همین قضیه ی ضعیف بودن هوش مصنوعی می باشد. البته شاید با خود بگویید که هوش مصنوعی مشکلی ندارد و چون موضوع بازی در مورد بتمن می باشد و بتمن نیز بسیار بی سر و صدا حرکت می کند و به گونه ای طریقتش این است، اما باید ذکر کنیم که به شخص هر از گاهی اتفاقاتی دقیقاً کنار دشمنان رخ داده و موجب سر و صدای زیادی شده است، ولی در کمال ناباوری دشمنان متوجه ی حضور بتمن نشده اند. این مسئله نیز در نسخه ی پیشین وجود داشت که تنها راه حل آن تغییر سطح بازی به بالاترین درجه ی سختی بود. در این نسخه نیز باید سطح بازی را به بالاترین سطح موجود برد تا اندکی هوش مصنوعی دشمنان بهتر شود. بگذریم! شما می توانید در حالت مخفی کاری، به هر شیوه ای که دوست داشته باشید دشمنان خود را راهی خواب عمیقی کنید. می توانید بر بالای سر آن ها بروید و دانه به دانه آن ها را، به اصطلاح، شکار کنید. یا بر پشت دیوار های نا پایدار قرار گیرید و یا به واسطه ی راه رو های کوچکی در زیر زمین، دشمنان خود را به صورت مخفیانه بیهوش کنید. در کل اگر قضیه ی ضعیف بود هوش مصنوعی را در نظر نگیریم، این روش، نسبت به نسخه ی قبل، رنگ و بوی تازه ای به خود گرفته است. روند اکشن بازی همان سیستم بکش‌ و برو جلو است که با تزریق کمی هیجان در بازی، تلفیق آن با گرافیک خیره کننده، صداگذاری بسیار طبیعی و چالش های معتددی که سد راه بتمن قرار می‌گیرد، یک سر و گردن از بازی‌ های هم سبک بهتر از آب در آمده است. سیستم دفع حمله ی دشمنان نسبت به نسخه ی «Batman Arkham Asylum» پیشرفته تر شده است و اکنون می توانید با خیالی آسوده و بدون هیچ مشکل فنی، خمله ی دشمنان را دفع کنید. هر چند که برخی دشمنان بسته به توانایی خود حملاتی را انجام می دهند که دفع آن بسیار راحت نیست، در چنین موقعی سیستم به اصطلاح جا خالی دادند به کار می آید! حتی این امکان وجود دارد که با شنل بتمن آن ها را برای لحظه ای گیج (!) کنید. جا دارد ذکر کنیم که به لطف درجه ی سختی متعادل هر چقدر که پیش بروید روند اکشن کاری بازی سخت تر و چالش بر انگیز تر می شود.

بد نیست بدانید که در بازی فقط کنترل بتمن را بر عهده نخواهیم گرفت! هر از گاهی نیز بازی بتمن را رها (!) کرده و وضعیت «زن گربه ای» را به نمایش می گذارد. وی نیز به مانند بتمن از سلاح هایی برای بیهوش کردن دشمنان، بالا رفتن از دیوار و مانع بهره می برد. همچنین گیم پلی در هنگام کنترل «زن گربه ای» سریع تر نیز می شود! البته خوب کنترل این شخصیت در بازی بسیار کم می باشد، اما همانقدر که بازی به آن می پردازد، برای آشنایی بازی باز با او کافی است.

محیط بازی نسبتاً بزرگ و قابل قبول می باشد و چرخ زدن در آن بسیار لذت بخش است. اگر آن را با نسخه ی «Batman Arkham Asylum» مقایسه کنیم، باید گفت که در این نسخه نقشه ی بازی حدود سه الی چهار برابر نسبت به نسخه ی پیشین بیشتر شده است. در کل نقشه، مراحل، مأموریت های مختلف و البته مراحل تمرینی قرار گرفته است که با تکمیل کردن آن ها می توانید توانایی های فیزیکی بتمن را ارتقاء داده. بحث، بحث ارتقاء دادن شد، مروری بر سیستم ارتقاء بازی داشته باشیم. از نظر نویسنده ی مطلب، سیستم آپگرید بازی چندان جالب نیست! بازی باز هر بار با کشتن جمع زیادی از دشمنان می تواند با مراجعه به تنظیمات بازی، توانایی های بتمن را ارتقاء داده تا به هنگام مبارزه با دشمنان دیگر، زودتر از شَر آن ها خلاص شویم. این موضوع در درجات آسان و متوسط سبب می شود که شخصیت بازی تقریباً شکست ناپذیر شود و آنگاه دیگر مبارزه با دشمنان بازی، برایتان لذت بخش نخواهد بود! البته بد نیست بدانید که این ارتقاء برای درجه ی سخت به گونه ای از واجبات بازی می باشد! در این صورت که تمامی دشمنان بازی هوشیار و قدرتمند تر می شوند، بسیار منطقی است که توانایی های بتمن، که همان حرکات جدید محسوب می شود را ارتقاء دهید. اگر این کار را انجام ندهید ممکن به هنگام مبارزه با باس فایت های بازی به مشکل بر بخورید. چرا که باس فایت بازی به مراتب قوی و قوی تر می شوند و شما را با توانایی هایشان به چالش می کشند. دشمنان شما در این عنوان بسیار قوی و غیر قابل پیش‌ بینی هستند. باس‌ های اصلی بازی همیشه حرف‌ های تازه‌ ای برای گفتن خواهند داشت. آن‌ ها با یک‌ دیگر متفاوت هستند و هر یک استراژی مخصوص خود را شامل می‌ شوند و قادر هستند استراژی حمله ی خود را در مواقع ضروری تغییر دهند. این یکی از تغییرات اصلی گیم‌ پلی به شمار می‌ رود که به لطف هوش مصنوعی، مبارزه با آن ها به مرتب جذاب تر می شود. بسیار جالب است که هوش مصنوعی در باس فایت های بازی بسیار بهتر از دشمنان معمولی می باشد، البته این موضوع برای برخی از باس فایت ها صادق است! مبارزه با باس فایت های ابتدایی بازی به اصطلاح اندکی کلیشه ای است، به خصوص مبارزه با «مستر فریز» که از دید اینجانب این شخصیت از پتانسیل بالایی برای تبدیل شدن به سخت ترین باس فایت بازی بهره می برد. بگذریم. سیستم کاور گیری از فرمول تازه‌ ای بهره می‌ برد و پیشرفت چشم‌ گیری نسبت به نسخه‌ های قبلی داشته است. البته که نمی توان از این مسئله چشم پوشی کرد که سیستم کاور گیری مشکلاتی را نیز دارد که هر از گاهی بسیار آزار دهنده خواهد بود، به طوری که دیگر طرف کاور گیری نخواهید رفت! و اما سیستم مبارزات نیز نسبت به نسخه ی پیشین پیشرفت های قابل قبولی داشته است و در آن شاهد حرکات زیبایی از بتمن خواهیم بود! باید گفت دور از هوش مصنوعی ضعیف دشمنان معمولی بازی، مبارزه با جمع زیادی از آن ها واقعاً عالی کار شده است و همیشه جذاب خواهد بود. به خصوص مبارزه با دشمنان چاقو به دست که به جرئت می توان گفت از «تیتان» های (Titan) و غول های «تک دست» نیز قوی تر هستند. بازی چنان «تیتان» ها را بزرگ و قدرتمند نشان می دهد که لحظه ای پیش خود می گوییم، گویی با قوی ترین دشمنان بازی های رایانه ای طرف هستیم! اما تنها کافی است با آن ها رو در رو شوید، آنگاه متوجه خواهید شد که اصلا آنطور که بازی او را بزرگ نشان می دهد نیست! «غول های تک دست» نیز همانند «تیتان» ها بسیار ضعیف هستند و می بایست با شنل بتمن آن ها را به اصطلاح گیج کرد و بعد کارشان ساخته می شود. حتی قوی ترین دشمنان بازی با تکرار این حرکت پس از چندین دفعه بالاخره از پای در می آیند. قابل ذکر است که انیمیشن بیشتر دشمنان بازی در مقابل بتمن و زن گربه ای بسیار کند می باشد.

این دشمنان که در بازی آن ها را «غول های تک دست» خطاب می کنند، به ظاهر ترسناک و خطرناک هستند، اما حرکاتشان بسیار کند می باشد و تا بخواهند حرکتی انجام بدهند، به خوابی عمیق خواهند رفت! حداقل برای بنده که اینگونه است.

مسلمناً برای قهرمانی چون بتمن به همراه داشتن تکنولوژی های کار آمد سبب می شود که این قهرمان از هر گونه خطری به دور باشد! به مانند نسخه ی پیشین، در این نسخه نیز بتمن از تکنولوژی های منحصر به فردی بهره می برد که در ادامه یک به یک آن ها را توضیح خواهیم داد!

«Detective mode»

Detective mode یا حالت کارآگاه یکی از مورد های حیاتی بازی به شمار می آید، به طوری که نبودن آن در بازی سبب سخت تر شدن آن و گمراهی در محیط بازی می شود! این قابلیت چنین است که با فعال کردن آن می توانید، دشمنان، اشیاء با ارزش و خیلی چیزهای دیگر که یافتن آن ها بسیار سخت است را به راحتی پیدا کنید! همچنین با این قابلیت می توانید دست به کارآگاه بازی بزنید و مواردی چون لکه ی خون، مکان اصابت گلوله و خیلی چیزهای دیگر اسکن کنید. قابل ذکر است که حال و هوای این قابلیت همانند نسخه ی پیشین است و تغییرات چندانی نکرده است!

«Batarang»

وسیله ای بسیار کار آمد که هر از گاهی با مکان های روبرو می شویم که بدون آن بعید می دانم بتوان ان را رد کرد! همچنین از ین وسیله جهت گیج کردن دشمنان و همچنین اگر در جایی خوب و مناسب قرار گیرید، حتی می توان آن ها را کشت که بسیار کم پیش می آید! بر خلاف نسخه ی گذشته، سازندگان در بخش ارتقاء بازی، سیستم ارتقاء این وسیله را حذف نموده اند. علاوه بر «Batarang» نسخه ی کنترل شونده ی آن نیز تحت نام «Remote Controlled Batarang» نیز موجود است که وجود آن برای پشت سر گذاشتن موانع ضروریست. «Remote Controlled Batarang» را می توانید از راه دور کنترل کنید که در خیلی از موقعیت های پیش آمده بازی کار آمد می باشد. «Sonic Batarang» نیز یکی دیگر از این وسیله ها به شمار می آید که آن هم در برخی موارد مورد استفاده قرار می گیرد.

«Explosive Gel»

«Explosive Gel» نوعی ژل انفجاری می باشد که برای تخریب دیوار ها و همچنین سرنگون کردن جمع زیادی از دشمنان به کار می آید! البته بد نیست بدایند که این ژل از قدرت بسیار زیادی بهره نمی برد. وجود این ژل برای کشتن نخستین باس فایت بازی بسیار حیاتی می باشد که بدون آن محال است آن باس فایت را شکست دهید! در صورت ارتقاء این وسیله، می توانید سه مورد از این ژل ها را به صورت هم زمان قرار داده و آن ها را منفجر کنید.

«Cryptographic Sequencer»

و اما یه یکی از مهم ترین و کار آمد ترین وسیله ی درون بازی می رسیم! «Cryptographic Sequencer» به نوعی وسیله ای برای هک کردن سیستم درهای اوتوماتیک و باز کردن آن ها به کار می آید! همچنین از آن برای ردیابی برخی از وسایل که سیستم آن ها نیز اوتوماتیک است نیز استفاده می شود. این قابلیت در مقایسه با نسخه ی پیشین تغییرات زیادی کرده است و استفاده از آن نیز بسیار آسان است! طریقه ی انجام با آن حرکت دادن آنالوگ ها در کنسول ها می باشد.

«Batclaw»

از «Batclaw» برای کشیدن اجسام به سوی خود، جابجایی و همچنین در طی مراحل بازی پیش می آید که از این وسیله استفاده کنید. به صورت کلی درباره ی این وسیله توضیح کلی ای وجود ندارد و اکثراً با آن آشنا هستند.

«Smoke Pellet»

یکی از وسایل اصلی بتمن که در تمامی مواقع مواجه شدن با دشمنان، به خصوص آن هایی که از سلاح گرم استفاده می کنند به کار می آید. «Smoke Pellet» بمبی دودزا است که با پرتاب آن به سمت دشمنان می توان آن ها را به راحتی شکست داد. استفاده از این وسیله چندان ضروری نمی باشد و فقط برای تنوع در مبارزات استفاده می شود.

«Remote Electrical Charge»

«Remote Electrical Charge» وسیله ای برای وارد کردن شوک به دشمنان و همچنین فعال کردن برخی از سیستم هایی که با برق کار می کنند استفاده می شود. به مانند دیگر وسیله ها، این وسیله نیز بسیار کار آمد است و وجود آن برای باز کردن برخی درها ضروری می باشد. قابل ذکر است که این وسیله برای سرنگون کردن دشمنان چندان به کار نمی آید و آن ها را نمی کشد.

«Freeze Blast»

«Freeze Blast» وسیله ای است که با آن می توان دشمنان را لحظه ای تبدیل به یخ کرد و همچنین برای عبور مراحل نیز به کار می آید. در حالت کلی وسیله ی کار آمدی می باشد.

باز هم این نکته را متذکر می‌ شویم که سازندگان با وفادارای کامل به ریشه‌ ها و پتانسیل این قهرمان، نوآوری‌ های فراوانی را در گیم پلی پیاده سازی کرده اند. به جرئت می‌ توان گفت گیم‌ پلی بازی خود به تنهایی یکی از عوامل موفقیت این نسخه محسوب می شود. گیم پلی این نسخه نیز به مانند داستان آن، پر است از نکات ریز و درشت. اما بسیار متحمل است که نگوییم گیم پلی بازی بدون نقص است!

همانطور که دیدید سازندگان در قسمت داستان‌ سرایی و گیم‌ پلی بسیار عالی و گسترده عمل کردند. حال به برسی کار طراحان بازی می‌ پردازیم. جای دارد همین ابتدا ذکر کنیم که این عنوان با انجین گرافیکی «آنریل انجین ۳» (Unreal Engine 3) ساخته شده است. طراحی طبیعی محیط‌ ها، طراحی پیچیده لباس‌ ها و تجهیزات شخصیت‌ های موجود در بازی، کیفیت بالای بافت های محیطی، نور پردازی و سایه زنی های دقیق و زیبا، اتمسفری گیرا و تخیلی (متناسب با محیط بازی) و انیمیشن‌های روان و کار شده، جزئیات بالای محیط، چشم انداز های داخل بازی هستند که همه و همه نشان از یک گرافیک بی‌ نظیر و چشم‌ نواز را به ما می دهد. به خصوص آن پرواز های بی نقص بر فراز گاتهام زیر نور خیره کننده ی ماه! برخلاف دیگر بازی ها که تنها منشأ اصلی روشنایی نور خورشید است، سری بتمن همیشه در شب بوده و منشأ روشنایی نیز نور چراغ ها و تا حدودی نور ماه می باشد. بازی با توجه به محیط نسبتاً بزرگی که دارد از جلوه‌ های بصری و گرافیک زیبایی نیز بهره می‌ برد. طراحان کار خود را به خوبی انجام دادند و تمامی نماهای نزدیک و دور به خوبی خلق شده‌ اند. بافت‌ ها برخلاف موتور گرافیک نسل قبلی «آنریل» بسیار سریع و عالی پردازش می‌شوند و همچنین تمامی جزئیات دور دست به خوبی قابل مشاهده هستند! طراحی محیط بازی بسیار خوب کار شده به طوری که شما می‌ توانید حس یک قهرمان را در آن شهر سرد و تاریک را به خوبی درک کنید، به هر طرف نگاه که کنید شهر خلوت و محیطی سراسر پوشیده شده با برف همراه با اتومبیل‌ های تخریب شده را می‌ بینید که فضای بازی را به خوبی برای ایجاد حس یک شهر ویران شده را فراهم کرده است. با توجه به آنکه محیط بازی تماماً در برف و بوران است، این بخش بازی بسیار خوب عمل کرده و یکی از برترین بخش های بازی نیز به شمار می آید. قابل ذکر است که در بازی به هیچ وجه شاهد مشکلات فنی در این بخش نمی باشید.

در کنار گرافیک منحصر به فرد بازی، موسیقی‌ های معروف این سری می‌ چسبد تا به دل دشمنان بزنید! تم کلی بازی در زمینه ی موسیقی همان تم همیشگی است و در زمینه ی موسیقی، بازی خوب عمل کرده است و حرفی برای گفتن ندارد. در زمینه ی صداگذاری، بازی چند جهش موفق نسبت به نسخه ی پیشین داشته است. صداگذاری بازی، نبردها را بهتر جلوه می‌دهد و همچنین بدون شک برای بازی بازان بسیار دلچسب می باشد. جالب است بدانید که هر از گاهی بازی در سکوت مطلق قرار می گیرد و در آن موقع نیز بازی حس و حال منحصر به فرد خود را دارد!

سخنی برای گفتن نیست! خود عکس بیانگر همه چیست.

«Batman: Arkham City» را یک بازی معمولی نخوانید! این عنوان کاملاً شایسته ی تمامی جوایزی است که در یافت کرده. اصلاً نام این عنوان را بدون نوشته «بهترین بازی سال» بر روی کاور بازی نمی توان تصور کرد. تمامی گفته ها را گفتیم و دیگر سخنی باقی نمانده است. حال بر طبق سنت یک نویسنده، تجربه ی «Batman: Arkham City» را ضروری می دانیم، هر چند که همانطور که پیش تر گفتیم، بعید است کسی این شاهکار را تجربه نکرده باشد، اما تجربه دوباره ی آن بدون شک ضروری می باشد. «Batman: Arkham City» معنای واقعی کلمه یعنی حماسه‌ ای تکرار نشدنی. یعنی شاهکار نسل هفتم. یعنی طمع خوشِ یک بازی! اکنون که چندین سال از انتشار این عنوان می گذرد، باز هم عنوانی به مانند آن عرضه نشده است. پس اگر قصد داشتید به دنیای «Batman: Arkham City» قدم بگذارید (!) حتماً قبل از آن خود را آماده ی یک نبرد حماسه ای کنید. نبردی که در سرمای سرد زمستان به قوع می پیوندد و قدم به قدم آن پر است از چالش های فراوان. حال بیایید باری دیگر تکرار کنیم. «Batman: Arkham City» داستانی حماسه ای دارد که ترکیب آن با گیم پلی ارتقاء یافته ی بازی و همچنین گرافیک عالی آن، بدون شک هفته ها لذت را به همراه خواهد داشت. تصمیم با خود شماست!

0
0

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

  • آقا بذارید بگم این نقد چند تا اشتباه بزرگ در مورد داستان داشت که گفتم ذکر کنم به هر حال بهترین بازی زندگی این شخص هست این بازی
    اول: آقا بازی اصن تو شهر گاتهام نیست! جای مخفی تو شهر چیه
    هوگو استرنج بخش قدیمی گاتهام یا همون old gotham رو جدا کرده و به جایی برای خلافکاران تبدیل کرده و بروس وین هم با همین مخالفه و داره در این مورد سخنرانی می کنه که نیرو های تایگر که زیر دست همین استرنج هستن و میان و میبرنش تو آرکام سیتی(همون الد گاتهام سابق) و بعد مشخص میگه هوگو استرنج هویت مخفی بتمنو میدونه و ی نقشه سری به اسم پروتکل ۱۰ داره
    از اون طرف هم جوکر خون آلوده به تایتنشو به بیمارستانی های شهر فرستاده و باید با اون دغدغه هم بجنگه بتمن که حالا اونجا مستر فریز به عنوان ی شخصیت تقریبا مثبت وارد بازی میشه و اصن ربطی به این ور قضیه نداره
    در مورد معرفی نسخه جدید هم باید بگم که تنها در صورتی که کار راکستدی باشه صد در صد موافقم(راکستدی گفت رو سری آرکام کار نمی کنه نه روی بتمن!)
    در غیر این صورت ممکنه سری خراب بشه هر چند ته دلم دوست دارم این گیم پلی رو بدون تغییر در قالب داستان جدید هم بازی کنم! کاری که احتمالا وارنر مونترال در صورت ساختن بازی جدید انجام میده

    0
    0
  • mrvafa گفت:

    ممنون واسه نقد بهترین بازی بود که بازی کرده بودم In Love

    0
    0
  • نقد خوب بود فقط اونجا که گفتین حرکات بتمن خیلی سریعتر از خلافکارای خیابونی هست کاملا منطقیه چون بتمن رو ras al ghul آموزش داده ولی اونا خودشون یاد گرفتنThinking بازی رو هم اگه روی هارد و Newgame + بازی‌کنید اصلا آسون نیست و چالشی میشه.
    این سری ارکام هر کدومش از قبلیش بهتره و واقعا هر بار پیشرفت کرده
    فعلا منتظر اینجاستیس بعدشم بتمن بعدی Smile
    مرسی از نقد هر‌‌کی این نسخه یا نایت رو بازی نکرده گیمو بزاره کنار اصن

    0
    0