روزی روزگاری: اپرای کهکشانی زیرپای فرمانده شپرد | نقد و بررسی بازی Mass Effect 2

۱۷ دی ۱۳۹۵ - ۰۹:۰۰

اپرای فضایی (Space Opera‌) به عنوان یک زیرسبک، در سبک علمی-تخیلی (Science fiction) شناخته می شود. سبکی که امروزه، و به علت توفیق عجیب هالیوود و توجه بی حدش به داستان های علمی-تخیلی، طرفداران بسیاری دارد و توانسته از دنیای کتاب های آیزاک آسیموف و آرتور سی.کلارک بیرون بیاید. اما جدا از موفقیت و وسعت عظیم این سبک زیبا و دوست داشتنی که همگی ما را حداقل، عاشق یکی از آثارِ خلق شده در این حوزه کرده است. باید به زیرسبک کمتر پرداخت شده و معرفی شده آن در ایران بپردازیم. زیر سبکی که بنا به موفقیت چشم گیر پدیده فرهنگی عظیمی به نام جنگ های ستاره‌ای (StarWars) حالا به یکی از مهمترین زیر ژانر های سبک علمی تخیلی بدل گشته است. زیر سبکی که در واقع هیچ ادای دینِ تاثیر گذاری به علم نمی کند و همچون نوجوانی درگیر عشق اول، راهش را می گیرد و در پهنه بی همتای فضا، قصه مورد نظر خودش را تعریف می کند، آن هم بدون اینکه به جنبه های علمی آن توجهی داشته باشد. در داستان های اپرای فضایی می‌شود با یک کشتی فضایی درب و داغانی مثل میلِنیوم فالکون (Millennium Falcon) به سرعت نور رسید و شاهزاده لیا را نجات داد. در این زیر سبکِ مهیج و دوست داشتنی، هیچ اجباری مبنی بر هماهنگ بودن رویداد های فضاییِ داستان با مسائل علمی وجود ندارد. از این رو نویسنگان و هنرمندانی که قصد خلق ماجرایی در سبک اپرای فضایی را دارند، می توانند به راحتی چندین قرن در زمان سفر کنند، به کهکشان های خیلی خیلی دور بروند و هزاران موجود هوشمند دیگر خلق کنند. تا انسان‌ها را، که لازم نیست همیشه ساکن زمین باشند، از تنهایی عظیمشان در این جهان بی همتا در بیاورند. در واقع این زیرسبک به منظور خلق داستان های رمانتیک، درام و عاشقانه در فضایی علمی تخیلی ایجاد شد. به همین منظور در داستان های اپرای فضایی هیچ ترسی از شکستن قوانین فیزیک وجود ندارد و برای همین است که جرج لوکاس افسانه ای می تواند یک لایت سیبرِ رنگی بدهد دست قهرمانان داستانش و آن ها را در منظومه ای بسیار دور، تبدیل به جدای هایی افسانه ای کند.
شاید بتوان بزرگترین نمونه اپرای فضایی را پدیده فرهنگی بزرگی مثل جنگ ستارگان دانست. پدیده ای که از یک اثر سینمایی موفق شروع شد و حالا خودش را به عنوان یکی از مهمترین آثار فرهنگی تاریخ معرفی می کند. اثری که به واسطه بودنش در زیرسبک اپرای فضایی، حالا هیچ محدودیتی برای تخیلات سازندگانش ایجاد نمی کند و سازندگان می توانند این داستان غنی را تا هرجایی که می خواهند بسط دهد. یکی دیگر از نمونه های موفق این ساب-ژانر را می توان سری پیشتازان فضا (Star Trek) دانست. سری فیلم ها و سریال هایی که برای اولین بار در سال ۱۹۶۶ و با یک سریال عظیم به همگان معرفی شد. اما این زیر سبک دوست داشتنی، و البته با پتانسیل، در دنیای بازی های رایانه ای، جز در مواردی به شدت خاص، هیچ گاه نماینده ای مقتدر و قدرتمند، در حد و اندازه آثار سینمایی و تلویزیونی به خود ندیده بود. اثری که بتواند با بسط داستانی قدرتمند در جهانی غیر علمی اما باورپذیر، مخاطبش را مجبور به باورپذیری خودآگاه کند. (فرایندی که در آن مخاطب به طور ارادی و با علمِ کامل تمامی رخدادهای تخیلی و فانتزی داستان را بنا به منطق موجود در دنیای معرفی شده قبول و باور می‌کند.) این جای خالی، کماکان وجود داشت تا اینکه …

مس افکت ۲، بازی بزرگی است، شاهکاری که زیر-سبک اپرای فضایی را در عرصه بازی های ویدئویی چندین قدم به جلو رانده.

افسانه‌ای به نام شپرد

داشتم می‌گفتم (امان از این وقفه های بی موقع!!)؛ تا اینکه فرمانده شپرد افسانه ای پا به عرصه گذاشت. شخصیتی که به معنای واقعی کامل و بی نقص پرداخت شد و توانست کاری کند که دنیای غنی و بزرگش را با تمام وجود پذیرفته و باور کنیم. و این باور، فقط و فقط اولین قدم در آشنایی ما در این اپرای فضایی عظیم و بی نقص بود. در سال ۲۰۰۷ و به لطفِ بایوور (BioWare) شاهد عرضه شدن یک بازی عجیب و غریب بودیم. بازی بزرگی که به دست یکی از کاربلدترین استدیوهای تاریخ بازی های ویدئویی در زمینه ساخت بازی های نقش آفرینی خلق شده بود. همه ما بایوور و کارهای بی همتایش را می‌شناختیم. از دروازه بالدور گرفته تا سری جدید اما بی نظیر عصر اژدها. در زمان معرفی بازی جنجالی Mass Effect همه ما می دانستیم که این استدیو [بایوور] حداقل در زمینه ساخت بازی های نقش آفرینی کارش را خیلی خوب بلد است و محال است که دست روی پروژه عظیمی بگذارد و بازی بدی تحویلمان دهد. به همین جهت، همگی با خیالی راحت، در انتظار یکی از بهترین تجربه های نقش آفرینی بودیم. تجربه ای که قرار بود ما در کهکشان راه شیری و سیاره های بسیارش، با همان شیرینی وصف ناپذیر این سبک، غرق کند. هرچند که دلمان نمی خواست گیر موجوداتی مثل دارث ویدر بیفتیم و او هم دستمان را به راحتی قطع کند و بعدش بگوید که پدرمان است(!) اما یک جورهایی دلمان لک زده بود برای گشت گذارهایی بی پایان در فضای بی کران، برای راندن یک کشی فضایی، برای استفاده از سلاح هایی که شاید هیچ گاه بنا به قوانین علمی نمی توانسته اند وجود داشته باشند. ما در سال ۲۰۰۷، واقعاً تشنه و منتظر یک اپرای فضایی درست حسابی بودیم. در سالی که نه دیگر خبری از جنگ ستارگان و ماجراهای پادمه و آناکین بود و نه خبری از کاپیتان کرک و اینترپرایزِ بی‌همتایش، و البته آقای اسپاک با آن ابروهایش. حتی دلمان برای شخصیت بامزه ای مثل اسکاتی هم تنگ شده بود. و درست در زمان همین خلاء موقت بود که اثرجرمی (Mass Effect) پیدایش شد و دلمان را برد. اثر حجمی یک اپرای فضایی کامل بود. یک بازی دقیق که همه المان های این زیرسبک را رعایت می کرد. اثر حجمی داستانی زیبا و درام را تعریف می کرد که دلمان را اسیر شخصیت های بی نظیرش می کرد. شخصیت هایی که بنا به کهن الگوهای اساسی ژانر شکل گرفته بودند. اما هیچ گاه درگیرِ نقش های ساده کهن الگویی‌شان نشدند. از کاپیتان شپردِ افسانه ای، فرمانده کشتی فضایی نورماندی گرفته تا جوکر که مدام بذله گویی هایش کاردستمان می داد.

داستان بازی شخصیت های بسیاری را شامل می شود که خوشبختانه همگی به طور کامل پرداخت می شوند و وقت کافی برای خودنمایی دارند

موفقیت شماره اول، بایوور را بر این داشت که مخاطبان را با ساخت دنباله ای بی نظیر برای اثر زیبایش خوشحال کند. دنباله‌ای که با نام مس افکت ۲ (Mass Effect 2) در سال ۲۰۱۰ مهمان کنسول ها و البته رایانه های شخصی ما شد. بازی خوبی که ماجراهای شپرد و نورماندی را از سر می گرفت. فرمانده و کشتی فضایی بی نظیری که ماموریتی خطیر را انجام داده بودند و حالا، با بار شهرتی به اندازه یک کهکشان روی شانه هاشان، سفر می کردند. شماره دوم، به دنبال موفقیت بی نظیرِ بازی اول، توانست نه تنها تکرار کننده شکوه پدرش باشد، بلکه این فرنچایزِ تازه متولد شده را به نقطه اوج خودش برساند. مس افکت ۲ با بازخورد هایی بی نظیر از جانب منتقدها مواجه شد و در زمینه فروش هم آمارهایی خوبی از خود به جا گذاشت، به طوری که توانست میانگین امتیاز ۹۴ را کسب کند. آن هم در حالی که هیچ گونه نقدِ منفی‌ای در مورد این بازی نوشته نشده است. این موفقیت عظیم، نشان از خلاقیت و تسلط سازندگان بر زیر سبک اپرای فضایی دارد. چرا که داستان های دسته بندی شده در این زیر سبک، نیاز به بسترِ روایی قدرتمند، پیش قصه ای پرداخت شده، تاریخچه ای بی‌نظیر و البته ساخت و پرداخت نژادهایی دارند که همگی باید خصوصیاتی خاص، تاریخچه و فرهنگ منحصر به خودشان را داشته باشند. با این حال شاهد این هستیم که بایوور به زیبایی هرچه تمام تر توانسته چنین دنیای عظیمی را خلق کند. دنیایی که از هر جهت کامل و بی نقص به نظر می رسد. چه از نظر خلق موجودات غریبی که از سیارات و منظومه های دیگر آمده اند، چه از ثبت تاریخچه ای به وسعت چندین کهکشان. مس افکت ۲، بازی بزرگی که در حال خواندن نقد و بررسی‌اش هستید، شاهکاری ست که اپرای فضایی را چندین قدم به جلو رانده.

شپردزدگی مزمن (مرضی که برخلاف اسمش، به شدت لذت بخش است)

داستان بازی، درست چند هفته بعد از بازی اول آغاز می شود، جایی که یک کشی ناشناس به نرماندی حلمه کرده و طی این حمله، ما شاهد مرگ فرمانده شپرد هستیم. فرمانده نرماندی در ثانیه های ابتدایی بازی، و تحت کنترل شما میمیرد تا همگی وقوع یک افتتاحیه عالی و جذاب را شاهد باشیم. فصل افتتاحیه بازی، به زیبایی کاری می کند که تازه وارد ها هم شخصیت ها و روابط میان آن ها را درک کنند و دقیق متوجه شوند که شپرد افسانه ای چه اخلاقیاتی دارد.
پس از بازیابی بدن شپرد توسط سربروس (Cerberus) و عملیات احیایی که با نام پروژه لازاروس شناخته می شود، فرمانده شپرد پس از دوسال، چشم هایش را باز می کند و به زندگی بازمی گردد. اپرای فضایی است دیگر، قرار نیست که برای همه رخداد ها توضیح علمی پیدا کنید. شپرد رها شده از مرگ، درست در لحظه حمله به ایستگاه تحقیقاتی بیدار می شود و به کمک جیکوب تایلر موفق می شود از مهلکه بگریزد و به دیدار مردی برود که یکی از مرموز ترین شخصیت های سری را می‌سازد. Illusive Man در مورد غیب شدن های بی وقفه و ناگهانی کلونی های انسانی در سراسر کهکشان به شپرد می‌گوید و از او می خواهد که باعث و بانی این امر را بیابد. در راه یافتن راز غیب شدن کلونی های انسانی فرمانده شپرد، کشتی فضایی دیگر با نام Normandy SR-2 را فرماندهی می کند که بازهم توسط جوکر دوست داشتنی هدایت می شود.
داستان بازی شروعی جنجالی دارد که خودش را در همان فصل افتتاحیه ثابت می کند. این فصل تصاویری حیرت آور را با سرعت از مقابل چشمان شما عبور می دهد و کاری می کند که در همان دقایق ابتدایی به طوری شگفت آور عاشق این بازی شوید. بازی قدرتمندی که می تواند در طول ۳۰ دقیقه یکی از بهترین نمونه های معرفی شخصیت را به نمایش بگذارد. پس از شروع فصل اول و سفر شپرد با نورماندی جدید، شما باید تیمی را به منظور سفری اکشافی به Omega-4 Relay شکل دهید. تیمی که توان مقاومت در سفری بدون بازگشت را داشته باشد. چرا که شتاب دهنده امگا-۴ نقطه ای از کهکشان است که پس از شروع حملات رمزآلود کالکتورها، هیچ کس از آن بازنگشته است.

illusive man یکی از مهم ترین و در عین حال مرموزی ترین شخصیت های سری، مردی که رازهای بسیاری را در چشم های عجیبش پنهان کرده.

سازندگان به خوبی و در همان مراحل ابتدایی هدف نهایی شما را مشخص می کنند و بعد، به زیبایی کاری می کنند که برای آماده شدن و کسب قدرت لازم، وقت صرف کنید. وقتی که در طی آن مشغول انجام ماموریت های فرعی، جمع آوری منابع و طی کردن روند داستانی هستید. روندی که به زیبایی هرچه تمام تر پیش می رود. داستان بازی شخصیت های بسیاری را شامل می شود که خوشبختانه همگی به طور کامل پرداخت می شوند و وقت کافی برای خودنمایی دارند. شخصیت هایی که پیشینه مخصوص به خود را دارند، و هریک امیال و خواسته هایی منحصر به فرد را دنبال می کنند و در نهایت می توانند حس همذات پنداری مخاطب را برانگیزند. حسی که نشان دهنده کمال پرداخت یک شخصیت است. شخصیت ها همگی عالی هستند، اما اوج کار تیم سازنده را می توان در خلق شپرد افسانه‌ای دید. شخصیتی که ابهت کافی برای فرمانده بودن را دارد، و آنقدر با کاریزما و مقتدر ساخته شده که بتواند نقش نماینده تمامی انسان ها در نبردی خطیر را ایفا کند. او که به انتخاب بازی‌باز می تواند جنسیتی مونث و یا مذکر داشته باشد، همه خصوصیات مورد نیاز برای قهرمان بودن را دارد. خصوصیاتی که با ساخت نسخه سوم و شکل گیری داستان آن به اوج خود رسیدند. در نسخه دوم اما شپرد هنوز آن فرمانده زخم خورده بازی سوم نیست و شاهد این هستیم که احساساتش گاهی کار دستش می دهند. شپرد با همه محکم بودنش، (بنا به انتخاب های کاربر) شخصیتی عاشق پیشه هم دارد که یکی از خصوصیات اصلی ساب-ژانر اپرای فضایی محسوب می شود.
جدا از مقوله پرداخت شخصیت ها، این نوع روایت داستان است که مخاطب را میخکوب می کند. بایوور در همان ثانیه های ابتدایی به شما می فهماند که با یک بازی نازنازی (و یا به اصطلاح Cute) طرف نیستید و قرار نیست که مخاطبانش را به یک سفرِ خوش و خرم ببرد. داستان بازی بی رحم است و در زمینه روایت، بلاهایی سرتان می آورد که گریه کنید. از ماجراهای مربوط به تالیزورا گرفته تا درگیری زیبایی که گروس واکاریان (Garrus Vakarian) را از میانش بیرون می کشید. رخداد ها و خرده داستان هایی که شکل دهنده به کلیتِ روایی بازی هستند، به خوبی در میان ماموریت های فرعی و اصلی جای گرفته اند و زمینه خوبی برای شناخت هرچه بیشتر شخصیت ها و قوانین دنیای مس افکتی فراهم می سازند. زمینه ای که بستری مناسب است برای شکل دادن به یکی از بهترین نمونه های داستان پردازی در این سبک.

از این دست شخصیت‌های کامل، پرداخت شده تاثیر گذار، همچون تالیزورا زیاد خواهید دید. شخصیت هایی که تا پایان حماسه شپرد ولتان نمی کنند

شپرد فرمانده نام آشنایی است و تقریبا هرکسی در کهکشان او را می شناسد، از این رو باید مراقب توطئه ها و دسیسه های دشمنانش باشد. همچنین به واسطه محبوبیت شپرد و ماجرهایی که داشته، ترسی توام با احترام را از سایر شخصیت ها نسبت به او شاهد هستیم. شپرد و روابط او با دیگران، به گونه ای خلق شده که در طول تجربه بازی، همواره این تصور را در مخاطب ایجاد می کند که خود او، فرمانده شپرد افسانه‌ای است، چرا که سطح همذات پنداری به شدت بالا می رود و کاری می کند که در مواقعی که بازی نمی کنید هم همانند شپرد فکر کنید. این بازی شما را دچار بیداری خاصی می کند که می خواهیم نامش را بگذاریم شپردزدگی مزمن؛ شما همانند او فکر می کنید، عمل می کنید و به واقع، در اقیانوس ژرف و پر رمز و راز این شخصیتِ بی نظیر غرق می شوید. غرق شدنی که بسیار لذت بخش است. به همین دلیل است که می گویم توجه سازندگان به جزییات در بخش داستانی، و نحوه روایت آن کاری می کند که بازی در این بخش به یکی از بهترین نمونه های سبک علمی-تخیلی تبدیل شود.
اما جدا از بخش روایی و شخصیت ها، می رسیم به نحوه تاثیر گذاری بخش داستانی بر تجربه گیمی و برعکس؛ نحوه تاثیر گذاری انتخاب های مخاطب بر روند داستان.
به طور کلی، انتخاب ها و تصمیم گیری هایی که در طول داستان انجام می دهید، بنا به سبکِ بازی، یعنی نقش آفرینی بودنش. تاثیر بسیار زیادی بر روند داستانی خواهد داشت. تاثیری که در ابتدا خودش را در میان ارتباطات گسترده و بسیار طبیعی شپرد با همکاران و شخصیت های دیگر نشان می دهد. این ارتباطات به صحبت هایی در رابطه با هدف ها و ماموریت خلاصه نمی شوند و به درستی جنبه های مختلف هر شخصیت را نشان می دهند. از پیشینه و ماجرای زندگیشان گرفته تا نوع رابطه و احساسی که نسبت به شپرد دارند. این موضوع باعث شده که هر شخصیت در بازی ارزشی بسیار زیاد برای بازی‌باز داشته باشد و کاری کند که در لحظه اتخاذ هر تصمیم لحظه‌ای مردد بمانید و به عواقبش فکر کنید. چرا که تصمیم‌های این بازی به شدت سرنوشت ساز و تاثیر گذار هستند. همچنین به سبک بازی قبلی، امکان ایجاد روابطی صمیمانه تر را با بعضی از شخصیت‌های موجود در بازی دارید. این روابط و به طور کلی، دیالوگ های بازی، به گونه ای باورپذیر و طبیعی خلق شده اند و کاری می کنند که فراموش کنید درحال وقت گذرانی در جهانی غیرواقعی هستید. همه این موضوعات و شدت رابطه ای که با شخصیت ها دارید. تصمیم گیری ها و تاثیرات شما بر روایت داستان را دو چندان می کنند. به این ترتیب بازی کاری می کند که شما داستانش را رقم بزنید. اما بی تاثیر از رخداد های بازی نباشید و با تصمیم های اشتباه ضربه های احساسی را برپیکره روحتان حس کنید. این امر به طور کلی باعث شده که مس افکت ۲ در بخش داستانی و مقوله های مربوط به آن به شدت پیچیده، زیبا و دست نیافتنی ظاهر شود. در حد و اندازه یک شاهکار واقعی.

میراندا لاوسون، او را هرگز فراموش نخواهید کرد، نه بخاطر شخصیت پردازی دقیقش و نه بخاطر صدای خاصِ صداپیشه‌اش …

همه به فرمان من

در بخش گیم پلی اما، مس افکت ۲، دنیایی دیگر است. گیم پلی مس افکت به چند بخش متفاوت تقسیم می شود که شرح دادن آن ها خالی از لطف نیست. در بخش ابتدایی، به شرح دادن گیم پلی در نورماندی و فرماندهی آن می پردازیم. در این حالت شما در نقش فرمانده شپرد و در کشتی فضایی او، نورماندی حضور پیدا خواهید کرد، جایی که از بخش های مختلفی مانند اتاق کنترل، موتورخانه، اتاق خواب شپرد و دیگر بخش ها تشکیل شده است. در مرکز کنترل شاهد وجود یک نقشه کامل از کهکشان هستید، در این نقشه فرمانده توانایی کنترل کشتی و سفرهای آن را بر عهده می گیرد. به این ترتیب امکان دسترسی به ماموریت ها، سفر میان سیارات و منظومه ها فراهم می شود. در بخش مربوط به کشتی فضایی توانایی های خاصی وجود دارند که تنوع بسیاری زیادی به گیم پلی می بخشند. یافتن منابع متفاوت برروی سیاره های و اسکن کردن آن ها برای استخراج منابع، یکی جذاب ترین بخش های بازی است. به وسیله منابع مختلف این امکان فراهم می شود که کشتی فضایی نورماندی را ارتقاء داده و به استحکامات آن اضافه کنید. همچنین امکان خریدِ زره های جدید برای فرمانده، ارتقاء سلاح ها و افزایش قدرت آن ها توسط همین منابع یافت شده ممکن می شود. علاوه بر این می توانید با خرید وسایل تزئینی که معمولاً قیمت زیادی هم دارند، اتاق خواب فرمانده را زیباتر کنید.

مبارزات نیاز به اندکی فسفرسوزی و تمرکز دارند، هرچند که با کمی مهارت در تیراندازی هم می توان از پس دشمنان برآمد.

بخش دیگر گیم پلی مربوط به ساخت شخصیت و انتقال دادن فایل های ذخیره بازی قبلی به این نسخه است. در صورت این انتقال می توانید شاهد تاثیر گذاری بسیار زیاد رخداد ها و تصمیماتی باشید که در شماره قبلی توسط شما شکل گرفته اند. همچنین در مراحل ابتدایی و در زمان بازگشت شپرد به زندگی، به صفحه ساخت شخصیت فرستاده می شوید. این مکانیک به لطف گرافیک چشم نواز بازی یکی از لذت بخش ترین بخش های بازیست. ساخت و پرداخت چهره شپرد و جزییات آن آنقدر جذاب است که می تواند شما را برای ساعت ها سرگرم کند و درست پس از این باید به سراغ انتخاب کلاس بروید. بازی شامل کلاس های فراوانی می شود. به طور کلی شش کلاس مختلف در بازی وجود دارد که هرکدام استفاده از سلاح ها و فنون خاصی را برای شپرد مقدور می سازند. کلاس هایی مثل ونگارد (Vanguard) که در زمینه مبارزات نزدیک و سلاح های سنگین تخصص دارند و یا کلاس اینفیلتریتور (Infiltrator) که خصوصیاتش را در زمان مخفی شدن و استفاده از سلاح های دور برد نشان می دهد. وجود کلاس ها در یک بازی نقش آفرینی امری بدیهی است، اما ظرافت و دقت سازندگان در شکل دهی به کلاس های مس افکست تحسین برانگیز است. از سوی دیگر با کسب امتیاز تجربه توسط شما و اعضا تیمتان، امکان ارتقاء قدرت های مختلف شپرد و تیمش وجود دارد. هر قدرت به چهار درجه مختلف تقسیم می شود که رسیدن به تمامی ان ها سعی و تلاش غیرقابل وصفی را طلب می کند. اما به طور کلی این قدرت ها آنقدر تاثیر گذار و جذاب هستند که برای به دست آوردنشان به آب و آتش بزنید و ماموریت پشت ماموریت، به کسب امتیاز تجربه بپردازید.
بخش بعدی مربوط به گان-پلی و مبارزات است. این بخش به لطف تلفیق شدن ریشه های سبک نقش آفرینی با استاندارد‌های یک اکشن سوم-شخص شوتر به بهترین نحو ساخته شده است. مبارزات درگیر کننده و پر هیجان هستند، صحنه های نبرد پر می شود از فریاد ها و گلوله های رنگی که هرکدام تاثیرات متفاوتی بر هدف دارند. از قابلیت به آتش کشیدن آن ها گرفته تا منجمد کردن اهداف، اما نکته اصلی این بخش، برتری بخشِ پرمغز آن نسبت به بخش بی مغزش است. بازی اکشن است، اما همچنان نیاز بسیار زیادی به ارائه تاکتیک های نظامی و استفاده از کمی فسفر در آن حس می‌شود. مبارزات به لطف هوش مصنوعی بسیار خوب بازی سخت و دشوار هستند. این درحالی است که شما در هر مبارزه می توانید ۲ تن از یارانتان را همراه داشته باشید. این یاران باوفا به طور کامل توسط هوش مصنوعی کنترل می شوند. اما بنا به ریشه نقش آفرینی بازی، به طور کامل از دستورات شما اطاعت خواهند کرد. به این ترتیب شما می توانید دستور استفاده از قدرتی خاص و یا شلیک به هدفی خاص را به اعضا گروهتان بدهید. همچنین امکان تعیین محل سنگر گرفتن آن ها هم از طرف شما وجود دارد. از سوی دیگر با زخمی شدن و آسیب دیدن این اعضا باید به کمک آن ها رفته و نجاتشان دهید. این درحالی است که با پایان یافتن خط سلامتی شپرد، مجبور هستید بازی را از آخرین نقطه ذخیره آغاز کنید.

صفحه مربوط به خصوصیات فرمانده شپرد، کلاس ها، ارتقاء ها و خلاصه ای از توانایی های شپرد در این صفحه نمایش داده می شوند.

بخش مبارزات به همین جا ختم نمی شود، این بخش دو زیر مجموعه دارد، در حالت اول بازی به طور همزمان دنبال شده و نمایی سوم شخص با امکان پناه گیری، همچون بازی های سری Gears Of War را ارائه می کند. اما در حالت دوم امکان نگه داشتن روند بازی ممکن می شود در این حالت همچون سری عصر اژدها می توانید با آرامش خاطر به همرزمانتان دستور دهید و استراتژی های جنگی‌تان را بررسی کنید.
شپرد و اعضا گروهش به طور کلی دو خط سلامتی دارند، خط اول مربوط به سپر دفاعی آن ها است که پس از مدتی شکسته شده و آسیب ها را به خط سلامتی اصلی وارد می کند. البته هر دو خط سلامتی اصلی و سپر دفاعی به طور خودکار پر خواهند شد. این موضوع در مورد دشمنان هم صادق است؛ اما آن ها سپرهایی با ماهیت های متفاوتی دارند که هریک در مقابل نوع خاصی از حملات ضعیف هستند. به طور کلی دشمنان و قابلیت های آنان طوری برنامه ریزی شده است که بازی‌باز حسی مشابه با بودن در یک بای اکشن بی مغز را، نداشته باشد و نیاز اساسی به فکر کردن و برنامه ریزی برای مقابله با دشمنان را حفظ کند. هرچند که این نیاز نسبت به شماره اول کمتر حس می شود و بازی ماهیت اکشن تری به خودش گرفته. با این حال، باید گفت که بخش مبارزات بازی، یکی از بهترین نمونه ها در این سبک است و به نقطه ای نزدیک به تکامل رسیده است و نقص خاصی در خود نمی بیند.

مینی گیم جذاب و دوست داشتنی مربوط به یافتن منابع متفاوت در سیارات کهکشان، منابعی که مصارف بسیاری زیادی در بازی دارند.

بخش بعدی گیم پلی مربوط می شود به سیستم دیالوگ های بازی، سیستمی که با نام چرخ دیالوگ (Dialogue Wheel) شناخته می شود، این سیستم با اینکه در جوهره اصلی به بازی های نقش افرینی وفادار است، اما خیانت هایی هرچند ریز و جزئی به این سبک را هم در خودش جای داده. این چرخِ دیالوگ، به نحوی طراحی شده که هر کدام از جهات آن، جدا از متن دیالوگی که برروی آن نوشته شده، نشانگر نوع خاصی از دیالوگ ها و رفتار ها باشند. به این ترتیب که طرف راست، نشان دهنده دیالوگ های عمیق هستند؛ دیالوگ هایی که معمولا به ارتباط میان شخصیت ها و روابط آن ها معطوف می‌شود. دیالوگ های سمت چپ معمولاً به ادامه دادن صحبت ها ربط دارند و کاری می کنند که از موضوع سریع تر گذر کرده و جلو بروید. دیالوگ های بالای چرخ معمولاً ماهیتی دگرخواهانه و مودبانه دارند و به دنبال آن روابطی دوستانه تر را به همراه می‌آورند. در حالی که دیالوگ های پایین چرخ معمولاً با پرخاش ها و فریاد های شپرد همراه هستند. همچنین در چرخ دیالوگ مس افکت ۲، علاوه بر دیالوگ ها، بنا به رخداد های بازی، می توانید واکنش های از سوی شپرد را انخاب کنید که موجب قطع شدن و یا ادامه دادن صحبت ها می شوند. این واکنش ها هم دقیقاً همانند دیالوگ ها توسط چرخ دسته بندی می‌شوند. شاید این موضوع برای طرفدارن نقش آفرینی های قدیمی تر، چندان جالب نباشد. چرا که با مشخص کردن مقصود هر جمله، در واقع عنصر شگفت انگیر بودن و غافلگیرانه بودن واکنش های شخصیت های دیگر، به مانند دیگر بازی ها خودش را نشان نمی دهد. اما از طرفی شاهد این نیستیم که با انتخاب یک خط دیالوگ، شخصیت موضوعی کاملاً متفاوت با خواست شما را بیان کند. اتفاقی که به علت خلاصه نوشتن بعضی دیالوگ ها در بازی های نقش آفرینی رخ می دهد. همچنین این سیستم موجب می شود که با اعتماد کامل، در مواقع حساس دست به تصمیمی گیری بزنید و پاسخی درخور به واکنش های شخصیت های دیگر داشته باشید. به واسطه چرخ دیالوگ، سیستم دیگری در بازی معرفی می شود که اخلاقیات (Morality) نام دارد. این سیستم که با متغیرهایی مشابه خوب و بد اندازه گیری می شود، اعمال شپرد را به دو بخش تقسیم کرده و طبق آن به اعمال و رفتار های خوب شما امتیاز مثبت و با اعمال خصمانه و سخت گیرانه امتیاز منفی می‌دهد. این سیستم  مقیاسی به شما می دهد که در میزان وفاداری یارانتان تاثیر به سزایی دارد. در بازی ماموریت هایی وجود دارند که طی آن ها باید وفاداری یارانتان را کسب کنید. این ماموریت های بیشترین میزان تاثیر را در معیار اخلاقیات دارند و می‌توانند تاثیر بسیار زیادی بر پایان بندی بازی داشته باشند. به این ترتیب که با وفاداری بالای آن ها شاهد پایان های به مراتب بهتری خواهید بود.

چرخ دیالوگ‌ها، به محل قرارگیری خط های دیالوگ و نوع آن ها دقت کنید.

اما یکی از جالب ترین مراحل بازی، دقیقاً مربوط به پایان بندی و تصمیماتی است که در ماموریت پایانی می گیرید. این ماموریت که بنا به تصمیمات قبلی شما، می تواند حالت های مختلفی به خود بگیرد. طوری طراحی شده که علاوه بر تصمیمات قبلی و میزان وفاداری یارانتان، از تصمیمات و توانایی های لحظه ای شما هم تاثیر بپذیرد. به این ترتیب با گرفتن هر تصمیم ساده در این مرحله می توانید باعث مرگ و یا زنده ماندن هرکدام از اعضا گروهتان شوید. همچنین مدت زمانی که برای به پایان رساندن هریک از دستورهای این مرحله صرف می کنید بر سرنوشت شما و دیگر اعضا گروه تاثیر گذار است. این موضع باعث شده که آخرین مرحله بازی به یکی از زیباترین و جالب ترین مراحل در بین بازی های این سبک تبدیل شود. این مرحله چنان حساس، چالش برانگیز و هیجان انگیز ساخته شده که هیچگاه از خاطرتان نخواهد رفت.
به طور کلی، در بخش گیم پلی، مس افکت ۲ هیچ گونه عیب و نقصی به خودش نمی بیند. بازی از هوش مصنوعی بی نظیری برخوردار است که به درستی یاران شما و دشمنان را در محیط نبرد ها کنترل می کند. سیستم های کنترلی بازی عالی هستند و به هیچ وجه دست و پا گیر و آزار دهنده ظاهر نمی شوند، سیستم دیالوگ ها و تاثیر بسیار زیاد آن ها بر روند بازی به غایت عالی و زیباست و در آخر هم باید از طراحی مرحله بازی صحبت کرد، موضوعی که باعث می شود هر یک از ماموریت ها تازه و به شدت نو به نظر برسند و به هیچ وجه حس تکرار را در بازی حس نکنید. مس افکت ۲ در بخش گیم پلی هم همانند یک شاهکار تمام عیار، نوآورانه، خلاقانه و به دور از هیچ گونه نقصی ظاهر می شود.

به زیبایی راه شیری

مس افکت ۲ در زمینه گرافیکی یکی از بهترین های زمان است. طراحی محیط ها و چهره ها به بهترین نحو ممکن انجام شده‌اند. هرگز فراموش نمی کنم که در زمان ساختن چره فرمانده شپرد، جزییات بی نظیرش چطور من را شگفت زده کرده بود. از زخم روی پیشانی که تا انتهای بازی رو صورتش خودنمایی می کرد گرفته تا حرکات ظریف و بی نقص اجزا صورتش. دقت سازندگان به جزییات در بخش گرافیکی هم بی همتاست. چهره ها به بهترین نحو ممکن ساخته شده اند و جای هیچ گونه حرفی را باقی نمی گذارند. این موضوع تنها به شپرد خلاصه نمی شود. کافی است نگاهی به صورت عجیب گروس، دوست وفادارتان بیاندازید تا متوجه شوید که سازنده ها برای ساخت چهره نژاد های مختلف بازی چقدر زحمت کشیده اند. هر یک از نژاد های خصوصیات ظاهری خاصی دارند که نشان دهنده ذوق و هنر تیم سازنده بازی است. در این بین بسیار کم پیش می آید که در محیط های اغلب شلوغ بازی شاهد چهره های مشابه باشید.

یکی دیگر از مینی گیم های جذاب که مربوط به هک کردن سیستم های امنیتی است

نور پردازی و دقت در رنگ بندی یکی دیگر از موضوعاتی است که به زیبایی هرچه تمام تر مس افکت ۲ کمک کرده. بازی با تمی علمی تخیلی ساخته شده، به همین دلیل شاهد وجود المان های این سبک و استفاده بسیار زیاد از نور های رنگی هستیم. همچنین وسایل نقلیه عجیبی که امکان استفاده از آن ها در بازی فراهم نیست هم وجود دارند که به زیبایی طراحی شده اند و نشان گر سبک بازی هستند. انیمیشن ها و جزییات به کار رفته در حرکات شخصیت ها، مخصوصاً در زمان صحبت کردن بسیار بی نظیر است و کاری می کند که از دیالوگ های طولانی و هم‌صحبتی های پرتعداد بازی خسته نشوید. همچنین افکت های استفاده از قدرت های مختلف، بسیار زیبا و چشم نواز طراحی شده اند.
یکی از موضوعاتی که از نظر بصری بسیار جذاب است، نوع و دقت در طراحی زره های متفاوت شپرد و به طور کلی لباس های شخصیت های بازی است. این لباس ها همگی نشانگر خصوصیاتی متفاوت هستند که به درستی لحاظ شده اند. مثلا کافی است به طرز لباس پوشیدن شخصیت میراندا لاوسون (Miranda Lawson) دقت کنید تا به گوشه هایی از خصوصیت‌های شخصیت او پی ببرید. و اینجاست که توانایی بی نظیر سازندها خود نمایی می کند.
خصوصیات چهره ها و موج زدن احساس در آن ها، دقت به طراحی محیط، اشاره به جزییات در طراحی لباس ها و موارد دیگر گرافیک، همگی در مقابل زوایای دوربین در صحنه های سینماتیک بازی هیچ هستند. این زوایا که به طور کامل از سینما به مس افکت وارد شده اند، با ظرافتی وصف ناپذیر، خصوصیات شخصیت ها، احساسات و صحنه های زیبای بازی را به تصویر می کشند. این کارگردانی بی نظیر، خودش را در تمامی صحنه های بازی (جز در مبارزات که کنترل دوربین به عهده شماست) نشان می دهد و کاری می کند که بازی در اغلب مواقع همچون یک فیلم سینمایی خوش ساخت به نظر برسد. همچینی کیفیت نورپردازی و گرافیک، جزییات بافت ها و کیفیت بسیار خوب آن ها باعث شده که بازی به طور کلی از نظر بصری هیچ گونه کم و کسری نداشته باشد.

بازی در زمینه گرافیکی در عنوان کامل است، از کیفیت بافت ها گرفته تا انیمیشن های مریوط به شخصیت ها، همگی در بهترین حالت ممکن قرار دارند

مس افکت در بخش صداگذاری هم یکی از شاهکار هاست، بازی در زمینه صداپیشه ها، عالی ست، چه شپرد زن و چه شپرد مرد، هر دو صداپیشه هایی قدرتمند دارند که به زیبایی از عهده نقش های مهمشان برآمده اند. نقش هایی که موجب شکل گرفتن یکی از به یاد ماندنی ترین شخصیت های تاریخ بازی های رایانه ای شده است. اما در دیگر نقش ها هم شاهد به کار گیری صدا پیشه های کاربلد هستیم. کافی است کیفیت صداگذاری و وسعت این موضوع را با دیگر بازی های هم سبک مقایسه کنیم تا به زحمات بسیار زیاد تیم سازنده پی ببریم. تک تک دیالوگ ها و روابط به زیبایی هرچه تمام تر صداگذاری شده اند. این موضوع باعث شده که شخصیت ها به طور کامل باورپذیر و واقعی جلوه کنند. چرا که هر یک همچون یک انسان واقعی، صدا دارند، صداهایی که حاصل احساسات و طرز تفکر آن هاست.

امگا ۴ … 

ساخت شخصیت، و جزییات باورنکردنی آن ( بسته به زمان عرضه شدن بازی که در حدود ۷ سال قبل است)

در نگاه پایانی و در بخش نتیجه گیری باید اشاره کرد که داستان عالی و شخصیت پردازی بی نقص مس افکت ۲، هرگز بدون وجود گرافیک چشم نواز و صداگذاری بی نظیر بازی ممکن نمی شد. شخصیت ها به واسطه بروز احساسات در چهره ها و صدایشان، در زمان برقرار ارتباط ها به شدت باورپذیر و واقعی می شوند. این را بگذارید در کنار، دیالوگ های عالی و جذاب و روند داستانی بی نظیر بازی که شیوه روایتی زیبایی هم دارد. این موضوعات در کنار هم باعث ایجاد یک بخش داستانی بی‌همتا شده‌اند که هیچ نقصی به خودش راه نداده، از پرداخت شخصیت های مرموزی مثل میراندا گرفته تا شخصیت های کاریزماتیکی همچون گروس، همگی به بهترین نحو نمایش داده و درک می شوند. و این موضوع کاری می کند که مخاطب تا لحظات پایانی هم درگیر شخصیت ها، تمایلات، خواسته ها و روابط میان آن ها باشد. از سوی دیگر مس افکت ۲ در بخش گیم پلی آنقدر خوب و روان ظاهر شده که نمی توانیم هیچ نقصی در سیستم مبارزات، دیالوگ ها و یا حتی افزایش سطح‌اش بیابیم. و به این ترتیب شاهد یکی از بی نقص ترین بازی ها در زمینه داستان، گیم پلی، گرافیک و دیگر بخش ها هستیم. مس افکت ۲ نمونه کاملی از یک بازی است که در تمام بخش ها موفق بوده. و نه در یک بخش خاص، و به همین دلیل است که می توانیم به سادگی هرچه تمام تر، این مخلوق بایوور را یک شاهکار بنامیم. شاهکاری به وسعت یک کهکشان.

 

0
0

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

  • Ali Nietzsche گفت:

    واو Yes، کهشکان زیر پای من است، من شپرد از برای دوستان و بشریت دست به قتل خویش نیز خواهم زد، نام من افسانه ی خواهد گشت، افسانه ی به غم آلودگی تاریکترین جنگ ها Yes
    عالی بود میثم جان، الحق که این بازی مشکلی نداره، نیمتونیم بکشیم ازش، بس که زیبا بود… ممنون Heart

    0
    0
  • خیلی ممنون بابت نقد این بازی شاهکار
    با اینکه از این نسخه خیلی خوشم اومد ولی به نظرم نسخه سوم بود که این عنوان رو به فراشاهکار تبدیل کرد
    کلا وقتی این دو تا رو مقایسه میکنم تو داستان و صحنه‌های احساسی و خنده دار و… نسخه سوم همیشه بسیار تاثیرگذارتر و بهتر بوده (البته این نظر شخصی منه!)
    درمورد این نسخه هم باید بگم که مرحله آخرش یکی از پراسترس ترین مرحله ها
    هر لحظه دعا میکردم که کشته نشن : /
    شخصیت های مورد علاقه من هم Garrus و Grunt بودن Evil Grin
    —————————————————————————–
    دوستان اگه به اسمم کلیک کنید اطلاعات خوبی درمورد نژاد های مختلف بازی میده که خیلی خوبه بخونید و با دیدی بازتر بازی رو تجربه میکنید!

    0
    1
  • دست مریزاد میثم جان سنگه تموم گذاشتید

    0
    0
  • hm47 گفت:

    من تاحالا مس افکت بازی نکرده بودم . از تقریبا یک ماه پیش از mass effect 2 شروع کردم این فرنچایز رو بازی کنم . بازیش با این که قدیمی هست اما یکی از بهترین بازی های عمرم بود این بازی . پیشنهاد میکنم کسایی که بازی نکردن حتما این بازی و dragon age inquisition رو بازی کنن

    0
    0
  • 2K.Firaxis گفت:

    بلاخره!
    نقد یکی از برترین بازی های عمرم و بهترین در سه گانه ی مس افکت این بازی به معنی واقعی کلمه شاهکاره شاهکار! اگر چیزی قرار باشه ریمستر بشه امیدوارم سه گانه ی مس افکت باشه. تو نسخه دو مسائل بین کهکشانی بیشتر مطرح میشه و کاپتان شپرد هم بعد از ماجرا های Saren و نسخه ی اول الان از مقام و جایگاه خاصی برخورداره و البته توی این نسخه همکاری با illusive man و Serberus شکل میگیره.بازی کردن نسخه سوم بدون داشتن سیو نسخه دوم و بازی کردن نسخه دوم بدون داشتن سیو نسخه اول رسما هیچ لذتی نداره چونکه نمی فهمیم فلانی کیه اصلا چی میخواد چرا با ما همکاری میکنه
    از نظر گرافیک هم حرفی برای گفتن نمیمونه چه نسخه دوم چه نسخه اول هر دو بسیار کامل هستن و حتی اگر همین الان بخواین بازی کنین به قدری هست که شما رو راضی کنه اگر از من میپرسید (که البته کسی نمی پرسه Razz ) میگم که مس افکت رو بازی کنید تا معنی واقعی RPG و تعیین سرنوشت کارکتر ها رو بفهمید کوچکترین انتخاب دیالوگ توی بازی به شدت تاثیر داره و بعضی دیالوگ ها هم با توجه به شرایط در دسترس قرار میگیرن یعنی ممکنه پیش یه نفر برید فقط دو گزینه برای انتخاب باشه اما وقتی تصمیم میگیرید از اول بازی کنید و اینبار با مقام و اعتبار بالاتری پیشش میرید میبینید که یه گزینه دیگه هم در دسترس قرار گرفته!
    ممنون از اقای عبداللی پور که این شاهکار به وسعت کهکشان رو نقد کردن
    نسخه ۳ هم که خیلی وقت پیش توسط اقای استادی نقد شده و باز هم نمره کامل گرفته.یعنی که حتی اگر به نمره متا یا امتیاز کاربراش توی استور نگاهی بندازید میفهمید که چه چیز بزرگی رو از دست دادید

    0
    0
    • ImaN7 گفت:

      واقعا که یک شاهکاره … سه گانه رو پشت سر هم بازی کردم. همونطور که گفتی معنی واقعی یک RPG توو این سری بازی می شه فهمید. من تا حالا فن هیچ بازی نبودم که وقتی مس افکت رو دیدم به شدت با این بازی ارتباط برقرار کردم طوری هنوز گاهی وقتا دلم واسه یارانم تنگ می شه. بازی رو ۱۰۰% کردم یعنی دیگه جایی واسه بازی کردن نداشتم با تماس پک ها و dlc های هر سه نسخه.

      0
      0
  • gamepro گفت:

    آقا این بازی محشره یعنی. من این بازی یکی از اولین بازی های سبک شوتری بود که انجام دادم و تا الان کلی خاطره ازش تو ذهنم مونده. محشره این بازی. این خبرو که خوندم به وجد اومدم. بی صبرانه منتظر ورژن دوشم! Grin
    اینم یه والپیپر از بازی که من خودم هر از چند گاهی میذارم پشت دسکتاپم:
    http://gamepro.ir/wp-content/uploads/2017/01/mass-effect-wallpaper.jpg

    0
    0