گیمفاوب سایت خبری تحلیلی بازی های ویدئویی
English
ADS

ADS

ADS

ADS

ADS

ADS

ADS

ADS

ADS

ADS

زامبی ها و روز های تاریک | نقد و بررسی اپیزود اول و دوم بازی The Walking Dead: A New Frontier

نقد و بررسی
زامبی ها و روز های تاریک | نقد و بررسی اپیزود اول و دوم بازی The Walking Dead: A New Frontier

شما را نمی دانم. اما من همیشه و به دفعات زیاد خودم را در دنیای The Walking Dead تصور کرده ام و بسیار سعی کرده ام پیش بینی کنم اگر برای دنیای من نیز چنین اتفاقی می افتاد چگونه با آن کنار می آمدم و چطور زندگی ام را می گذراندم. تصور کنید در خانه گرم و نرمتان نشسته اید و مشغول خواندن نقد اولین اپیزود فصل سوم Walking Dead در سایت گیمفا هستید که ناگهان صدای وحشتناک و ناله مانندی را از بیرون خانه می شنوید. ممکن است دفعات اول و دوم به آن اهمیتی ندهید اما پس از این که چندین بار صداهای مشابه آن به گوشتان خورد به سمت درب خروجی می روید تا علت آن را بیابید. در را باز می کنید و چیزی که میبینید باعث می شود تا چند لحظه توانایی تکلم و تفکر را از دست بدهید. منظره وحشتناکی روبروی شماست. روی زمین بدن تعدادی از همسایگانتان را می بینید که به طرز وحشیانه ای از هم دریده شده اند و محتویات شکم هایشان بی رحمانه از درون بدنشان بیرون ریخته و همانجا رها شده. عده ای را میبینید که برخلاف اجساد سرپا هستند و در حالی که به سختی راه می روند به شما نزدیک می شوند. با نزدیک و نزدیک تر شدن آنها می فهمید که بدن ها و رنگ پوستشان با انسان های سالم تفاوت بسیاری دارد و گویی حتی عقل و احساسات خود را نیز از دست داده اند و فقط همچون حیوان درنده ای که تابع غریزه است شما را دنبال می کنند. در این لحظه دقیقا واکنش شما چیست؟

کمپانی تل تیل به ساخت بازی های ادونچر با سبک معمایی و اشاره و کلیک مشهور است. اوج شهرت و محبوبیت این کمپانی را می توان مدیون عرضه بازی The Walking Dead دانست. بازی ای که در سال ۲۰۱۲ و به صورت اپیزودی عرضه شد و توانست علاوه بر کسب نمراتی عالی آثار بزرگی چون Dishonored، Journey و Mass Effect 3 را کنار بزند و جایزه بهترین بازی سال را از آن خود کند. این کمپانی پس از عرضه موفقیت امیز اولین فصل بر آن شد تا دمین فصل از این بازی را نیز روانه بازار کند و با این که فصل دوم نیز در میان بازی های ادونچر حرف های زیادی برای گفتن داشت اما در مقایسه با فصل اول یک شکست به حساب می آمد. هم اکنون سومین فصل از این بازی نیز نخستین اپیزود های خود را رو کرده. سوال اینجاست که آیا این بازی می تواند در حد و اندازه فصل اول باشد و خاطرات آن را زنده کند یا این که همچون فصل دوم قرار است یک شکست دیگر لقب بگیرد؟

 

۱۵۴۱۹۴۹۰۶۴۲_۳۹۷۸۳۵۹۳۸a_z-jpg

مردی که هیچ گاه از یادمان نمی رود. یاد آوری روز های خوبی که با Lee طی شد و شنیدن صدای گرم او برای یک بار دیگر از بهترین صحنه هایی بود که در فصل دوم شاهدش بودیم.

روزی که همه چیز آغاز شد

ماجرا از صبح یک روز آفتابی شروع شد. روزی که هنگام طلوع خورشید با دیگر روز های زیبا و آفتابی دیگر هیچ فرقی نداشت. شخصیت اصلی بازی، Lee بر روی صندلی عقب ماشین پلیس نشسته بود. راننده که افسر پلیس پیری بود تصمیم گرفت سر صحبت را باز کند… از این که چه چیز هایی گفته شد عبور کنیم. این اشتباه به پایان یافتن زندگی اش منجر شد. یک تصادف به ظاهر ساده همه چیز را به هم ریخت.

Lee چشم هایش را به سختی باز کرد و پس از این که مجددا هوش و حواسش را به دست آورد متوجه شد ماشین تصادف شدیدی کرده و راننده نیز زخمی در گوشه ای افتاده. به سختی خود را از درون ماشین بیرون می کشد و به سراغ افسر پلیس می رود. زخم های پلیس اصلا شبیه زخم های کسی که تصادف کرده نیستند. چگونه ممکن است کسی در اثر تصادف چنان زخمی برداشته باشد؟ Lee نزدیک تر می شود تا کمی دقیق تر بررسی کند. در همین حین افسر پلیس با صدایی گوشخراش و ترسناک که بیشتر به غرش حیوانات درنده شبیه است تا ناله انسان از جای خود بلند شده و به سمت Lee حمله می کند. Lee تلاش می کند او را آرام کند اما انگار صدای او اصلا به گوش پیرمرد نمی رسد. پلیس همچنان به سوی او می آید و انگار واقعا قصد  دارد با دست خالی به Lee صدمه بزند. اینجاست که قهرمان قصه ما مجبور می شود اولین کار وحشتناک زندگی اش را انجام دهد. او ناچار است پلیس را با شلیک مستقیم گلوله از پای دربیاورد. پس از آن لنگ لنگان به سوی نزدیک ترین خانه موجود در آن محل می رود و پس از مدتی با دختر بچه ای به نام کلمنتاین آشنا می شود. دختر بچه ای که خبری از پدر و مادرش ندارد و از Lee تقاضا می کند در یافتن آن ها او را یاری دهد. آن ها متوجه می شوند که در عرض چند ساعت بیشتر مناطق شهر توسط همین موجودات خونخوار احاطه شده. ظاهرا آن ها به هر کسی که حمله کنند می توانند با گاز گرفتن محلی از بدن وی او را نیز به یکی از نوع خودشان تبدیل کنند. جمعیت آن ها هر ثانیه در حال اضافه شدن بود و انسان ها یکی یکی در حال از بین رفتن بودند. لی و کلمنتاین تصمیم می گیرند سفر پرماجرا و پر خطر خود را آغاز کنند. سفری که فراز و نشیب های زیادی برای آنان داشت. گاه لحظات خوبی را کنار هم تجربه کردند و گاه با از دست دادن یکی از یاران وفا دارشان اندوه وجودشان را گرفت. کلمنتاین در آن روز ها دختر بچه ای بیش نبود. او حتی راه و رسم زندگی معمولی را نیز نیاموخته بود چه رسد به این که بتواند در چنین جهنمی زندگی کند. لی توانست طی مدتی که با کلمنتاین گذراند نصایح بسیاری به او بنکد و راه رسم زندگی را به او بیاموزد. او همچنین همواره برای او مراقبی دلسوز بود و همیشه در خطر ها و مصائب جان او را بر خود مقدم می دانست. همین رابطه پدر و دختر گونه موجب شد علاقه ای ناگسستنی میان ان ها پدید آید. آن ها به همراه دوستان و همراهانشان روز ها و شب ها به سختی تلاش کردند تا بتوانند باز هم همانند روز های قدیم یک زندگی آرام و به دور از هر گونه خطر و نگرانی داشته باشند. اما یک روز همه این رویا ها ویران شد. روزی که لی جای دندان های یکی از همان موجودات ملعون را بر روی دست خود دید.

***

کلمنتاین در حالی که اشک می ریخت اسلحه را به سمت صورت لی نشانه گرفته بود. همه ی دنیایش حالا مقابلش قرار گرفته بود و باید با یک شلیک همه را نابود می کرد. لی با آخرین رمقی که برایش باقی مانده بود فریاد می زند: بزن!

***

سالها گذشت و کلمنتاین دوستان جدیدی پیدا کرد. اما هیچگاه نمی توانست یاد و خاطره لی را فراموش کند. کلاهی که لی در کودکی به او هدیه داده بود تا سالهای سال بر روی سرش دیده می شد. او همچنان تلاش می کرد تا بتواند زندگی را دوباره تجربه کند. او پس از مدتی بار دیگر با یکی از بهترین دوستان لی یعنی Kenny ملاقات کرد. در حالی که همه تصور می کردند کنی خوراک واکر ها شده بازگشتن او برای کلمنتاین به منزله زنده شدن خاطرات لی بود. در طی اتفاقاتی که در دومین فصل از بازی رخ داد گیمر می توانست به سه روش بازی را به اتمام برساند. اولی این که در ماجرای مبارزه کنی و Jane طرف Jane را بگیرید و اجازه دهید کنی بمیرد. دومی این که طرف کنی را بگیرید و جین را به کشتن دهید. در این صورت به همراه کنی به Wellington خواهید رفت. سومین پایان نیز این گونه است که پس از کشته شدن جین به کنی شلیک کنید و خود به همراه AJ کوچک به سفر های خود ادامه دهید.

 

خانواده

اولین نکته خوب فصل سوم این است می توانید انتخاب های فصل پیشین خود را برای بار دیگر بسازید. اگر سیو های فصل های قبلی بازی خود را نداشته باشید (یا حالش را نداشته باشید آن ها را در پوشه های مناسب کپی کنید!) یا این که اصلا بازی را انجام نداده باشید و بخواهید گذشته خود را انتخاب کنید این سیستم به شما اجازه می دد مهمترین انتخاب هایی که در فصل های پیشین انجام شد را دوباره انجام دهید. حتی در صورتی که از انتخاب های فصل قبل خود ناراضی هستید می توانید بار دیگر بدون این که مجبور باشید به بازی های قبلی مراجعه کنید این انتخاب های را در بازی جدید تغییر دهید.

۲۰۱۶-۰۶-۱۲-۴

هاوی و کلمنتاین بسیار اتفاقی با یکدیگر آشنا شدند. آشنایی ای که به دوستی محکمی انجامید.

داستان بازی شروع خوبی دارد. شخصیت جدید سری که Javi نام دارد به موقع برای اجرای تشریفات مرگ پدرش به خانه نمی رسد و پدر در حالی که در آخرین لحظات فرزندش را صدا می کرد مرد. اهالی خانه همگی از دست Javi و مشغولیت های فراوان و خوشگذرای هایش گله مندند و همیشه او را سرزنش می کنند تا بیشتر به خانه و خانواده اش سر بزند. آن ها مشغول آمادگی برای پذیرش مرگ پدر هستند که متوجه می شوند پیرمرد به موجود عجیبی تبدیل شده. موجودی که به اعضای خانواده حمله می کند و قصد صدمه زدن به آنان را دارد. پیرمرد زامبی همسر و یکی از اعضای خانواده اش را زخمی می کند و آن ها مجبور می شوند او را از پای در بیاورند.
بازی در صحنه های آغازین کارگردانی بی نظیری دارد. ده دقیقه ابتدایی بازی باعث می شود گمان کنید این فصل نیز اگر با همین ریوه ادامه دهد می تواند همچون فصل اول تاثیر گذار باشد. اما باید دانست که این لحظات خوب فقط برای چند دقیقه دوام می آورند و پس از آن بازی فورا به چندین سال بعد یعنی زمانی که دنیا به طور کامل از وجود زامبی ها مملو شده منتقل می شود. Javi را می بینیم که به همراه همسر برادرش Kate و فرزندان برادرش در اتومبیلی در حال مسافرت هستند. سال ها از آن وقایع گذشته و اکنون نه خبری از برادر هست و نه کس دیگر. آن ها اکنون یکدیگر را خانواده می خوانند و به تنهایی سفر می کنند. هاوی مجبور می شود برای یافتن مقداری بنزین در محلی توقف کند. آن ها موفق می شوند مقدار زیادی بنزین بیابند اما پس از مدتی متوجه می شوند اتومبیلی که بنزین ها را از آن کشیده بودند به عده ای از ارازل و اوباش تعلق داشته و آن ها اکنون از دیدن چند غریبه ناشناس در پناهگاه خودشان بسیار عصبانی اند. پس از درگیری با آن ها هاوی بیهوش می شود و زمانی که مجددا بهوش می آید خود را در اتومبیل همان افراد میابد. راننده یکی از اعضای همان گروه بوده و وظیفه داشت هاوی را به نقطه دوری ببرد و سر به نیستش کند. در همین حین اتومبیل آن ها طی حادثه ای ساختگی واژگون می شود و راننده از مهلکه می گریزد. اینجاست که بازیباز بار دیگر مهمترین شخصیت سری را ملاقات می کند. کلمنتاین کسی است که باعث شده اتومبیل تصادف کند. از این نقطه ماجرا های Javi و کلمنتاین و دوستی شان با یکدیگر شروع می شود. آن ها به شهری به نام Prescott رفته و در آنجا نیز ماجرا های زیادی را تجربه می کنند. هاوی تمام مدت نگران خوانداده خود است. او باید هر طوری که می شد به پناهگاه آن اوباش می رفت و از وضعیت خانواده اش با خیر می شد. در شهر کوچک Prescott هاوی و کلمنتاین با مردی اختلاف پیدا می کنند. با بالا گرفتن دعوا آن ها ناچار به درگیری می شوند و کلمنتاین به ناچار به آن مرد شلیک می کند. همین عمل باعث می شود مردم شهر آن ها را دردسر ساز خوانده و برای مدتی زندانی شان کنند. درست است که آخر الزمان شده و همه چیز کشک است اما بالاخره زندگی در هر جامعه انسانی قوانین خودش را نیز دارد. آن ها یک شبانه روز در آن زندان باقی ماندند تا این که توانستند با کمک Trip و نامزدش بیرون آمده و به سوی خانواده گم شده بشتابند.

maxresdefault

آلوین جونیور کوچک را از فصل پیش بیاد دارید؟ او اکنون به کودکی چهار- پنچ ساله تبدیل شده.

 

فرمول هایی که دیگر جواب نمی دهند

در اولین اپیزود بازی تلاش کرده تا از همان فرمول های قدیمی استفاده کند. بدست اوردن دوستان و سپس از دست دادن آن ها بوسیله زامبی ها. ویا مواردی از این دست. این فرمول شاید پنج سال پیش جواب می داد اما اکنون دیگر کسی با دیدن این صحنه ها شگفت زده نمی شود. روند بازی با این که سعی شده غافلگیری ها و فراز و نشیب های بسیاری داشته باشد هنوز هم نمی تواند یاد آور خاطرات دوران طلایی مان با فصل اول این سری باشد.

چیزی که از آن مطمئنم این است که در یک دنیای آخرالزمانی که بوسیله زامبی های آدم خوار احاطه شده هنوز هم ایده های بسیاری برای تعریف یک داستان فوق العاده جذاب و عمیق وجود دارد. اما نمی دانم این طلسم لعنتی چیست که باز هم برای بار سوم با همان روند و همان ایده ها و همان صحنه ها میهمان Walking Dead هستیم. درست است که فعلا نباید قضاوت کرد اما چیزی که در این دو اپیزود دیدیم واقعا نکته جدیدی به همراه نداشتند.

walkingdead3-2016-12-23-19-10-27-44

کلمنتای در نجات دادن خانواده هاوی کمک های ارزشمندی به او می کند.

بازی برای روایت داستان از فلش بک های مختلف استفاده می کند. این فلش بک ها گاه داستان گذشه هاوی را نشان می دهند و گاه گذشته کلمنتاین را. به کمک همین فلش بک ها هستند که می فهمیم کلمنتاین در گذشته چه ماجرایی داشته. بر اساس انتخاب هایی که من کردم فهمیدم که کلمنتاین به همراه کنی و AJ سفر می کرده و کنی موفق شده رانندگی را به خوبی به او بیاموزد. اما شراط آنطور که باید پیش نمی رود و کلم (کَلَم نه! کلِم! مخفف کلمنتاین) کنترل اتومبیل را از دست می دهد. این اتفاق باعث می شود آن ها از مسیر خارج شوند و به سختی با یکی از درختان کنار جاده برخورد کنند. کلمنتاین بهوش می آید و کنی را می بیند که از شیشه ماشین به بیرون پرتاب شده. هنگامی که به سراغ او می رود متوجه می شود که در آن حالت بهیچ وجه توانایی راه رفتن و جابجا شدن ندارد. با توجه به این که صدای حادثه توجه واکر ها را نیز جلب کرده و آن ها در دسته های بزرگ در حال آمدن به سمت آن دو بودند کنی از کلمنتاین درخواست می کند که او را تنها بگذارد و برود. و البته در این لحظه شاهد یکی دیگر از آن صحنه های هندی و گریه آور این سری هستیم که کلمنتاین چگونه می تواند دوست و یاورش که جای پدرش بوده را رها کند و برود؟؟ و خلاصه از این داستان ها. (که البته اصلا هم چیز بدی نیست. اگر با این لحن از این نوع صحنه ها سخن می گوییم برای این است که از شر شرح اتمسفر سنگین  آن ها خلاص شویم وگرنه خودمان عاشق همین ویژگی های WD هستیم!) کلمنتاین با چشم هایی پر از اشک کنی را در همان وضعیت رها می کند و به سوی پناهگاهی می دود تا AJ را از شر واکر ها در امان نگه دارد. آن ها وارد خانه کوچک و تنگ و تاریکی می شوند و موفق می شوند از شر واکر ها خلاص شوند. اما ناگهان یک غریبه در آن خانه را می زند. غریبه ای که موجب می شود بازی یکی از عجیب ترین صحنه های خود را رو کند.

walkingdead3-2016-12-24-22-33-17-58

در این دنیای لعنتی به هیچ کس نمی توان اعتماد کرد. بعد از دو فصلی که پای بازی های تل تی بوده ایم این درس را به خوبی فرا گرفته ایم.

روابط آزار دهنده

یکی از موارد آزار دهنده ای که در همان اول بازی توجه تان را جلب می کند و شاید مثل من آزارتان بدهد تاکید مزخرف سازندگان روی بحث خانواده است. من واقعا نمی فهمم. در این دنیای پر خطر و مرگبار چرا عده ای باید زور بزنند که به هر ترتیبی که شده خود را به عنوان خانواده بشناسند؟ آن هم افرادی که هیچ ارتباطی با هم ندارند. در این دنیا همه باید تلاش کنند از وابستگی عاطفی رها شوند چون هر لحظه ممکن است برای اطرافیانشان مشکلی پیش آید. یکی از موارد آزار دهنده ای که در این فصل شروع شده رابطه عاشقانه ای است که میان کیت و هاوی برقرار شده. همه می دانیم که کیت همسر برادر هاوی است و حالا نیز چند سال است که از سرنوشت شوهر او خبری نداریم. با این که شاید این اتفاق برای عده ای چراغ سبزی باشد برای این که هر کار دلشان خواست انجام دهند کسی همچون من باز هم از این کار تنفر زیادی دارد. زمانی که کیت، این دختر اعصاب خرد کن شروع می کند به بیان حرف های مورد دار و خط دادن های عجیب و غیر قابل تحمل دلم می خواهد به او بگویم: گورت را گم کن! دختره ی عوضی! ولی در بازی همچنان از او به عنوان خانواده یاد می شود. از طرف دیگر بچه هایی که به همراه داریم همگی فرزندان برادر احتمالا خدا بیامرز هستند که مادر واقعی شان سالهاست که فوت کرده و این خانم محترم درواقع مادر خوانده آن هاست.
البته شکی نیست که وجود چنین مواردی موجب کثیف تر شدن بازی و حکمفرمایی فضایی عجیب در آن است که چندان هم تاثیر بدی نخواهد گذاشت اما این عدم آزادی در برخورد با این دختر واقعا ازار دهنده است.

walkingdead3-2016-12-24-22-33-24-71

انتخاب ها حساس اند و تاثیر گذاری آن ها بسیار بیشتر شده. نام این مرد عجیب پاول است اما همه Jesus (مسیح؟!) صدایش می کنند. درست پس از وارد شدن اوست که بازی از روند خسته کننده و حوصله سر برش خارج شده و به سمت لحظات جذاب تر می رود.

 

میراثی فراموش شده به نام معما!

یادش بخیر. زمانی بازی های تل تیل بخش کوچک و هر چند کمرنگی به نام معما داشتند که همیشه در قسمت مربوط به گیم پلی درباره آن ها می نوشتیم. اما اکنون باید این اعتراف را بکنم که واقعا در این دو اپیزود هیچ معمایی پیدا نکردم. تنها مورد مربوط به بخشی بود که باید سیمی را از درون ماشین پشت سری پیدا می کردیم و درجای مناسبش قرار می دادیم که رسما حتی به معما شبیه هم نیست. البته شاید کمی سختگیرانه باشد که حلا بخواهیم به دنبال معما بگردیم چون هنوز باقی فصل ها را تجربه ننموده ایم. اما این را هم نمی شود در نظر نگرفت که اگر معمای درست و حسابی وجود داشت حتما در این دو اپیزود اثری از آن ها میدیدیم. این طور که پیداست تل تیل تصمیم گرفته بیشتر بر روی انتخاب ها و پیامد های آن ها تمرکز کند تا روی معما های ریز و درشت. در این فصل می شود به وضوح تاثیرگذاری انتخاب ها را حس کرد. در طول بازی هاوی مجبور است انتخاب هایی بکند که واقعا چیز های زیادی را تغییر می دهند و بازیباز ناچار است وقت بیشتری را برای اندیشیدن به حرکت های صرف کند.

walkingdead3-2016-12-23-18-38-23-26

محیط ها به نسبت فصل های پیش گسترده تر اند و آزادی عمل بیشتری در جست و جو کردن ها حس می شود.

به لطف انجین جدید تل تیل در این بازی شاهد افکت های تازه ای هستیم که پیشتر فقط در آثاری چون بتمن دیده شده بودند. البته در این بازی با این که شاهد پیشرفت های چشمگیری نسبت به نسخه های قبلی هستیم اما هنگامی که گرافیک آن را با بتمن تل تیل مقایسه می کنیم ضعف های واضحی را در آن شاهد هستیم. البته این نکته را نیز نباید از یاد برد که این بازی نه تنها نسبت به فصل های پیشین مرده متحرک محیط های پر جزئیات تری دارد بلکه نسبت به بتمن نیز از جزئیات بیشتری بهره می برد. در این نسخه پیشرفت های دیگری نیز دیده می شود همچون سیستم ذرات و افکت هایی مانند آتش و دود که تابحال به این زیبایی در بازی های تل تیل وجود نداشته اند. همچنین باید از نورپردازی عالی بازی نیز تقدیر کرد که در سطحی عالی قرار دارد.

مثل همیشه موسیقی بازی عالیست. Jared Emerson Johnson با این که اصلا در ساختن موسیقی بازی ای چون بتمن تخصص ندارد اما توانسته همچون فصل های قبل قطعه های خوب و گوشنوازی را برای بازی بنویسد. موسیقی بازی گاه دلهره آور و هیجان انگیز است و گاه اندوهناک و سنگین. گاهی نیز که ارامش نسبی در بازی حاکم است به خوبی می توان از قطعات ارامش بخش لذت برد. همچون دیگر کار های تل تیل گویندگی این اثر نیز در سطح مطلوب قرار دارد. این بار نیز برای گویندگی بازی از تیمی حرفه ای استفاده شده و میتوان بار دیگر از هنرمندی گویندگان لذت برد.

walkingdead3-2016-12-23-20-45-57-00

بازی از گرافیک هنری خوبی بهره می برد. بخش فنی نیز نسبت به فصل های پیشین توفیقات زیادی یافته است.

 

 

زامبی ها و روز های تاریک

در پایان باید بگویم خیلی خیلی برای قضاوت کردن درباره این بازی زود است. من برای خودم یک رسم مهم دارم و آن این است که همواره بازی هایی که بصورت سریالی عرضه می شوند را بعد از انتشار آخرین اپیزود بازی می کنم. این گونه نه برای اپیزود های بعدی چشم انتظار می مانم و نه با تک اپیزود های ناقص بازی مشکلات اینچنینی را تجربه می کنم. در حال حاضر هم نمی دانم چرا رسمم را شکسته ام و اپیزود های اول مرده متحرک را بازی کرده ام. چیزی که از آن مطمئنم این است که نمره ای که به این اپیزو داده ام را نمی توان به کل فصل تعمیم داد و قطعا اپیزود های آینده این گونه ضعیف نخواهند بود. اما دست کم تا عرضه قسمت های بعدی ناچارم توصیه کنم: طرفداران، فعلا این بازی را تجربه نکنید. بهتر است منتظر بمانید تا اپیزود های دیگر نیز سربرسند و پس از آن به تجربه بازی بپردازید. این گونه دیگر همچون من نا امید نخواهید شد.

 

the-walking-dead-new-frontier_1251654105

12345678910(17 رای, میانگین آرا 8٫53 از 10 )
Loading...
نظرات

  1. MASTERP گفت:

    یادمه تابستون گرفتمش ولی فکر میکردم بازی جالبی نباشه…ولی یکم بازی کردم و فهمیدم خیلی بازی بزرگیه..
    فصل اول که اره شاهکار بود مخصوصا اخرش… Chic
    فصل دومش هم در حد یک نبود ولی خوب بود.. Cute
    این فکر نکنم جالب باشه Grin Grin

    21Thumb up 5Thumb down
    • jiN kazama گفت:

      هیچ وقت صح.نه م.رگ اون س.یاه پوست {دوس.ت کلمن.تاین} رو یادم نمیره Cry Cry Cry Cry ولی الان اسمش یادم رفته Neutral Neutral Neutral Neutral Neutral

      10Thumb up 23Thumb down
    • leon.s گفت:

      اینا که میگی درست این بازی شاهکاره وای اخه نمره هفت؟اقایی که نقدا نوشتی اخه چطوری هفت دادی؟یا بازیا بازی نکردی از این جور سبک خوشت نمیاد؟اخه هفت؟گفتم الان باید ۹٫۵ چیزی شده باشه اخه این چه نمره ایه؟بازی خسته کننده بشه؟چطوری شما خسته شدی از این بازی مخصوصا فصل سه من نمی دونم.تازه معما مال بتمن بود نه این بازی.این همه انتخاب تاثیر گذارا شما هیچی حساب نکردی فقط یک صحنه را گفتی چرا؟

      15Thumb up 2Thumb down
      • حسین صدری گفت:

        دوست عزیزم فرمول های تکراری واقعا دیگه جواب نمی دن. نظر من اینه که این نمره واقعا برای این دو اپیزود مناسبه. و توی مقاله هم اگر مطالعه کنید ذکر کردم که این نمره رو نمی شه به کل فصل تعمیم داد و فقط مخصوص این دو اپیزود هستش. و قطعا توی اپیزود های آینده شاهد اوج گرفتن داستان بازی خواهیم بود. ولی فعلا این نمره کفایت می کنه. چون ضعف های بازی هم کم نیست و بهیچ وجه هم روح فصل اول رو نداره.

        10Thumb up 15Thumb down
        • leon.s گفت:

          می دونم فصل اول چیز دیگری بود اصلا.ولی فصل اول شخصیت داستان هم فرق داشت فصل دوم فرق داشت فصل سوم هم همین طور.اضافه شدن شخصیت های جدید روی بازی خیلی تاثیر گذاره درست مثل سریال این سری.

          12Thumb up 0Thumb down
    • Amir031 گفت:

      اینم فصل خیلی خوبیه تا حالاهم که شروع خوبی داشته این فصل هم عالی میشه

      0Thumb up 1Thumb down
  2. meeeeeeeetal گفت:

    دستتون درد نکنه.به نظر من نمرش ۸بود.این ها تازه قسمت های اول فصل هستند و نمیشه که همین حالا همه شخصیت هارو بکشند و پازل بزارند جلوت.کم کم بازی هیجان پیدا میکنه.

    9Thumb up 2Thumb down
    • حسین صدری گفت:

      قطعا داستان بازی هنوز اوج نگرفته. ولی من اپیزود اول و دوم اولین فصل رو یادم میاد که توی اپیزود دوم غوغایی به پا شد. واقعا چیزی که توی اون فصل دیده می شد، اون کارگردانی محشر و اون شیوه روایت طوفانی رو اینجا نمی شه پیدا کرد. امیدوارم وضعیت اپیزود های بعدی به حالت ایده آل برسه.

      0Thumb up 0Thumb down
  3. ImaN7 گفت:

    شماره ۱ بازی واقعا شاهکار بود. یه داستان تاثیر گذار و همچنین یه آشنایی بیاد ماندنی با Telltale Games . من حالم از بازی های سبک زامبی( مثل Dead Rising که همین بازی اسکی هستش اما به جای برف از زامبی استفاده کردن) به هم میخوره اما این یه چیز دیگست.

    7Thumb up 2Thumb down
  4. meeeeeeeetal گفت:

    دستتون درد نکنه.بسیار بازی خوبیه.
    …….
    ببخشید یه سوال:تخفیفات اوریجین تا کی ادادمه داره و اگه من کش کارت بخرم میتونم به راحتی اکتیوش کنم یا نه؟

    3Thumb up 1Thumb down
  5. ایدن گفت:

    نمره کمی دادید! از گیم اسپات ۹ و از ای جی آن ۸.۸ گرفته.مطمئنم در حد نسخه های قبلی شاهکاره Chic

    19Thumb up 6Thumb down
  6. revolution is a game of power, It's played in the shadows, and scored in blood گفت:

    تشکر آقای صدری.
    واقعا باید بازی بی نظیری باشه the walking dead که تونسته گوتی بشه حتما باید تجربش کنم. به خصوص با نقد شما هیجانم واسه این بازی چند برابر شد.
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    اگه میشه شما یا آقای عبداللهی یا آقای آقا بابایی یا دیگر دوستان اعضای تحریریه یه نقد هم از rome totalwar1 داشته باشین ممنون میشم.

    4Thumb up 2Thumb down
    • حسین صدری گفت:

      خواهش می کنم دوست عزیز. پیشنهاد اینه که از همون فصل اول شروع کنید. این فصل رو هم بعد از این که کامل شد سراغش برید.

      اون مورد رو هم چشم. مطرح می کنیم توی تحریریه تا توی بخش روزی روزگاری کار کنن بچه ها.

      1Thumb up 1Thumb down
  7. Yves Guillemot گفت:

    تنها ایرادی که من دیدم تو این فصل مربوط به فلش بک ها یا همون مرور خاطرات قدیمی کلمنتاین بود از تلتیل انتظار نداشتم انقدر این بخش رو ماست مالی کنه. امیدوارم تلتیل در اپیزودهای بعدی جبران کنه Yes
    ممنون بابت نقد Yes

    6Thumb up 1Thumb down
  8. denim گفت:

    دوستان الان یکی بیاد بگه چی شد
    من فقط اپیزود اولش رو بازی کردم که درباره میشون بود
    الان این بازی در ادامه اپیزودای همونه یا نه ادامه اون والکینگ دده؟؟
    من اپیزود دوم میشون رو نرفتم دیگه
    الان چجوریه؟؟ Question

    0Thumb up 4Thumb down
  9. Mojtaba-021 گفت:

    من همه قسمت های قبلیش رو بازی کردم و میشه گفت این قسمت نسبت به فصل دومش بازم خوبتر عمل کرده.
    قسمت دوم فصل سوم هم نسبت به قسمت اول خیلی زود تموم شد و نویسنده میخواست سریع توی فصل دوم,بازی باز رو به اوج داستان برسونه.
    ولی انصافا کلمتاین انصافا توی این فصل محکمتر والبته خوشگل تر شده Wink
    در کل چیزی که توی این بازی جذابه,اینکه ادم واقعا خودش رو توی بازی حس میکنه و مثل بازی های دیگه خطی نیست.

    3Thumb up 3Thumb down
  10. X.O.I.T.B گفت:

    خداوکیلی این ۲ اپیزود اول شاهکاررررررر بودن از نظر من.
    پایان اپیزود دوم شوکه شدم .(با زن اون طرف رابطه ی احساسی برقرار کردم مثل جریان بتمن از تو حلقم نکشنش بیرون صلوات Grin )
    اسپویل:

    .
    .
    .
    .
    .
    من پایان فصل ۲ با کنی رفتم.
    مرگش جز ناراحت کننده ترین لحظات گیمینگم بود Big Frown
    حتی برای lee اینطور ناراحت نشدم
    تو این ۲ قسمت هم AJ نبود نکنه اونم مرده باشه!
    بی صبرانه منتظر قسمت ۳ هستیم.
    ممنون بابت نقد
    نمره ی من ۸۵ از ۱۰۰

    3Thumb up 8Thumb down
  11. Tears of Winter گفت:

    والا برای من که هیچ کدوم از فصلا خسته کننده نبود حتی به قول شما بعضی از جاهاش.
    ۷ کمه ….(نظر شخصی) به هرحال ممنون.

    7Thumb up 2Thumb down
  12. ehsan really gamer گفت:

    ممنون بابت نقد راستی تو ستینگ انچارتد بازی رو میشه مثل واکینگ دد کرد منظورم گرافیک و طراحی خیلی جالب میشه

    1Thumb up 7Thumb down
  13. ho3ein be3t گفت:

    من غلام این قسمتم
    “” دومی این که طرف کنی را بگیرید و جین را به کشتن دهید. در این صورت به همراه کنی به Wellington خواهید رفت””
    شاید باورتون نشه ولی زمانی که این صحنه رو بعد از کلی ماجرا های خوب و غم انگیز دیدم،به آرومی اشکم سرازیر شد…

    3Thumb up 1Thumb down
  14. Tommy گفت:

    کلمنتاین چقدر بزرگ شده بعد فصل یک دیگه سراغ بازی نیومدم چقدر بزرگش کردن

    2Thumb up 0Thumb down
  15. mamadiii گفت:

    من خودم بازی نکردم چند روز دیگه بازی میکنمش
    میگه میگه چرا مثل فصل اول نیست فصل اولِ دلیل نمیشه شبیه اون باشه فصل بعضی چیزا تغییر میکنه

    نویسنده کاملا مشخصه نظره شخصیش نمره داده

    2Thumb up 3Thumb down
    • ehsan really gamer گفت:

      خوب نقد ها معمولا نظرشخصی منتقده

      2Thumb up 2Thumb down
    • Ali Nietzsche Sparda گفت:

      دوست خوب من، شما که احیانا انتظار ندارین نویسنده بر حسب نظر شخش شما و یا یک فرد دیگه نمره بده که؟ مسلم هستش که نویسنده نظر شخصی خودش رو مینویسه ! یه مثال ساده میگم، DLC بازی دارک سولز ۳، نمرات پایینی گرفت، ولی به نظر من لایق نمره ۹.۵ رو داشت! این که نظر شخصی بنده است و دلیل نمیشه نویسنده IGN با من موافق باشه..

      1Thumb up 0Thumb down
      • mamadiii گفت:

        خب دارم همینو میگم که نظر شخصیش باعث شده بعضی نکات مثبت بازی رو نادیده بگیره به نمره های بازی نگاه بنداز کمترین نمره هشتاد بودد بقیه هشتاد نود و حتی صد
        این که نویسنده واسه این که فصل سوم شبیه همون فصل یک نیست نمره منفی میده خیلی مسخرس
        برای اون هم نه من نظر ندارم که نویسنده اون چیزی که میخوام رو بگه ولی وظیفه اش اینه که اون چیزی که بازی هست رو بگه

        0Thumb up 0Thumb down
  16. Ali Nietzsche Sparda گفت:

    درود بر صدری عزیز… صبح مقاله رو دیدم ولی نشد بخونم، الان اومدم بعد از رفع خستگی مشغول به خوندنش شدم، راستش نمراتو دیدم یکم تو شک افتادم بخرم یا خیر، با نقد شما مطمئن‌شدم که باید بخرمش Grin
    ممنون..
    کامگار باشید.

    0Thumb up 0Thumb down
  17. Mohsen7_3_0 گفت:

    مقدمه خیلی عالی بود.
    واقعا شخصیت پردازی lee از جنبه هایی خاص و تکرار نشدنی بود. آدمی که زور بازوی اضافی نداره و مشکلات زیادی هم باید به دوش بکشه و با توجه به جرمی که مرتکب شده بود انسان شریفی بود و تا یه جایی که دیگه خودش از وضعیت خانواده ش مطمئن میشه زندگیش رو برای کلمنتاین و محافظت از اون میذاره. در مقابل هم کلمنتین هست که اوایل کار شاید خیلی جدی گرفته نمیشد ولی بعدا…
    اینکه میگن هیچکدوم به فصل ۱ نمیرسه درسته یه دلیلش به نظرم خود lee هست و نحوه ی شروع داستانش و تصمیماتی که باید به جای یه آدم بالغ بگیریم.
    با اینکه استفاده از کلمنتاین در فصل های بعدی کار هوشمندانه ای بود ولی بازم بهترین اتفاقات و دوستیها و دشمنیها رو با lee داشتیم. مسوولیت بزرگ محافظت از کلمنتین هم خودش کافیه.در مجموع بهتره تل تیل یخورده نوآوری به خرج بده و اگه بازیاش رو زودتر و شاهکارتر تموم کنن به نفع خودشه تا اینکه شیوه ی سریالی پیش بگیره
    ممنون از شما به زودی باید سراغش بریم

    1Thumb up 0Thumb down
  18. Amir031 گفت:

    خسته نباشید نقد خوبی بود.
    به نظر من نمره ۸ مناسب تره برای این بازی درسته که به خوبی فصل اول نیست ولی نا امید کننده هم نیست و داستان قوی ای داره. چند جای نقد هم اشتباه بود یکی اینکه لی کلاه رو به کلم نداده بود و یکی هم این که فصل ۲ دارای ۵ پایان بود نه ۳ پایان.

    1Thumb up 0Thumb down
  19. modern warfare666 گفت:

    فصل اول معماهای نسبتا سختی داشت . جالب بود

    کلا بازی ردیفیه

    0Thumb up 0Thumb down
  20. Commander Shepard گفت:

    نقد خوبی بود ولی من اصلا با حرفای شما که تو بخش روابط آزار دهنده زدید موافق نیستم…..همونجور که معلومه خاویر و خانوادش لاتین هستن کلا لاتینا خیلی به بنیان خانواده اهمیت می دن خیلی هوای همو دارن پس نمیشه گفت چرا انقد از خانواده حرف می زنن چرا انقد بهم توجه می کنن….درباره کیت هم نباید زود قضاوت کرد باید ببنیم داستانش چیه شاید دلیلی داره…. موفق باشید

    0Thumb up 0Thumb down
عضویت در سایت

ثبت نام برای این سایت

A password will be e-mailed to you.

دریافت رمز جدید

لطفا نام‌کاربری یا نشانی رایانامه خودتان را وارد کنید. برای ساخت یک گذرواژه تازه با رایانامه، شما یک پیوند دریافت خواهید کرد.

نام کاربری و یا آدرس ایمیل خود را جهت طی کردن مراحل بازیابی رمز عبور وارد نمایید.
ورود به حساب

جستجو در سایت