حفره در سیستم | نقد و بررسی Deus Ex: Mankind Divided System Rift

۱۹ دی ۱۳۹۵ - ۰۹:۰۰

احتمالاً شما نیز در چند ماه گذشته اخبار مربوط به عنوان Deus Ex: Mankind Divided را شنیده‌اید و نقد آن را نیز در سایت گیمفا مطالعه کرده‌اید و یا حتی آن را انجام داده‌اید. همان طور که سازندگان قول داده بودند، اولین DLC بازی با نام System Rift در تاریخ ۲۳ سپتامبر ۲۰۱۶ و بعد از گذشت حدود ۱ ماه از انتشار بازی منتشر شد که در ادامه به طور مختصر آن را بررسی می‌کنیم تا ببینیم که این DLC تا چه حد موفق بوده است.

در صورت تمایل می‌توانید در لینک زیر نقد نسخه اصلی بازی را به قلم آقای سعید آقابابایی نیز مطالعه کنید:

تکنولوژی، پلکان ترقی یا آوای اضمحلال بشر؟ | نقد و بررسی Deus Ex: Mankind Divided

قبل از شروع مطلب برای کسانی که نقد نسخه اصلی را مطالعه نکرده یا آن را تجربه نکرده‌اند، پیش زمینه‌ای کلی از این سری ارائه می‌دهیم. اولین نسخه سری Deus Ex با همین نام و بدون هیچ پیشوند یا پسوندی در سال ۲۰۰۰ منتشر شد و در آن زمان با توجه به استفاده خوب از عناصر سبک مخفی‌کاری با استقبال خوبی رو به رو شد. سه سال بعد نسخه بعدی این سری با نام Invisible War منتشر شد که همانند نسخه قبلی توانست نمرات بالایی کسب کند.

بعد از انتشار این نسخه وقفه‌ای طولانی در عرضه نسخه بعدی ایجاد شد و به هر حال در سال ۲۰۱۱ نسخه بعدی این سری با نام Human Revolution عرضه شد که البته بدون شک با توجه به پیشرفت‌های صنعت بازی، به مراتب کامل‌تر از دو نسخه قبلی بود و همانند آن دو با استقبال بالایی از طرف طرفداران سبک مخفی‌کاری رو به رو شد این نسخه از نظر زمان وقوع داستان قبل از دو نسخه قبلی قرار دارد. در نهایت امسال عنوان دیگری از این سری با نام Mankind Divided عرضه شد که وقایع داستان Human Revolution را پیش می‌گیرد و  هر چند به اعتقاد بسیاری تغییرات کمی نسبت به Human Revolution داشته اما به هر حال هنوز هم عنوان باکیفیتی محسوب می‌شود.

Deus Ex: Mankind Divided System Rift

داستان اصلی این سری در آینده‌ای نه چندان دور و در دورانی اتفاق می‌افتد که با پیشرفت‌های بالای تکنولوژی ما شاهد انسان‌های بسیاری هستیم که بعضی از اندام‌های آن‌ها با قطعات روباتیکی جایگزین شده است که قدرت بسیار بیش‌تری از اندام‌های معمولی در اختیار آنان قرار می‌دهد. به این افراد در بازی Augmented گفته می‌شود. بعد از مدتی جنبش‌هایی علیه این افراد صورت می‌گیرد که باعث می‌شود دیدگاهی منفی نسبت به Augmented ها ایجاد شود و مردم عادی آن‌ها را روبات به حساب بیاورند، نه انسان و در کنار این موضوع سوءاستفاده بعضی از افراد از Augmented ها و دخالت دادن آن‌ها در حملات به مکان‌های مختلف باعث می‌شود که قوانین سخت‌گیرانه‌ای پیرامون این افراد وضع شود و اتفاقات مختلفی بیفتد.

این سری از جمله بازی‌هایی است که از نظر داستانی بر مبنای تئوری توطئه ساخته شده است و حتی یکی از گروه‌های دشمن در بازی هم نام یکی از گروه‌هایی است که نظریه پردازان توطئه به عنوان گروهی که قصد تسلط بر کل دنیا را دارد، مطرح می‌کنند. به هر حال این سری از نظر داستانی و اتفاقات انجام شده در آن از نظر جنبش‌های فکری و فلسفی جای بحث زیادی دارد که صحبت در مورد آن خارج از موضوع مقاله ماست.

از نظر گیم پلی نیز این سری به طور کلاسیک یک عنوان در سبک مخفی‌کاری محسوب می‌شود که در آن تمرکز زیادی روی انجام مأموریت‌ها به صورت مخفیانه وجود دارد و باید سعی کنید تا حد امکان بدون متوجه کردن دشمنان مسیر خود را طی کنید و اهداف مأموریت را به انجام برسانید. هر چند که این سری به خصوص در دو نسخه اخیرش به طرفداران اکشن‌های پر زد و خورد نیز توجه کرده و امکان انجام بازی با نبردهای رو در رو وجود دارد ولی با این حال انجام بازی به طور مخفیانه و از طریق راه‌های بسیار متنوعی که بازی در اختیارتان می‌گذارد، بسیار جذاب‌تر است.

داستان این DLC ارتباط زیادی با هک کردن دارد و از این رو حتما باید مهارت های هک کردن شخصیت را تقویت کنید زیرا با حجم عظیمی از کامپیوتر ها در طول این DLC رو به رو خواهید شد

حال که به معرفی مختصر خود این سری پرداختیم، نوبت به DLC بازی Mankind Divided یعنی System Rift می‌رسد. طبیعتاً در ادامه مطلب از آن جایی که قرار است صرفاً این DLC را بازی کنیم، خود المان‌های بازی اصلی را که پیش‌تر در نقد بازی در گیمفا نوشته شده‌اند، بررسی نخواهیم کرد و یا تنها اشاره کوتاهی به آن‌ها می‌کنیم.

اولین مسئله‌ای که در مورد یک DLC مطرح می‌شود، داستان آن است. این DLC با تماس یکی از دوستان قدیمی آدام جنسن (Adam Jensen) یعنی فردی با نام فرنک پرتچرد (Frank Pritchard) شروع می‌شود. پرتچرد در نسخه قبلی مسئول امنیت سایبری شرکت سریف (Sarif Industries) بود و از این طریق با جنسن آشنا شده و به او در بعضی از کارها کمک کرده است. فرنک از او درخواست می‌کند تا فردی را پیدا کند که ظاهراً امکان دسترسی به بانک معروف شهر پراگ یعنی Palaside Bank را دارد. متأسفانه این فرد رابطه‌ی چندان خوبی با Augmented ها ندارد و به علاوه در زمان انجام بازی در محلی است که افراد حاضر در آن به طور کامل با Augmented ها دشمن هستند. به هر حال آدام به این مکان نفوذ کرده و با فرد مورد نظر صحبت می‌کند و هر طور شده او را راضی می‌کند کارتی که مربوط به پرسنل بانک است را در اختیار او بگذارد ولی با این حال متأسفانه این کارت اعتبارش را از دست داده است. در ضمن این شخص می‌گوید که ظاهراً پرتچرد قصد دزدی از این بانک را دارد. جنسن با پرتچرد تماس می‌گیرد و متوجه می‌شود که او از طرف شرکت Santeau Industries که نقشه‌هایی برای ایجاد یک شهر مخصوص Augmented ها را دارد، مأموریت یافته تا بفهمد که آیا رؤسای این بانک که نفوذ بالایی دارند اطلاعات شخصی این شرکت را بررسی کرده‌اند یا نه و قصد انجام چه کاری را با اطلاعات این شرکت دارد.

محیط شبکه NSN ظاهری بسیار عجیب دارد

جنسن از این جا به بعد مأموریت می‌یابد که به سراغ فردی به نام ShadowChild برود. این شخص یک هکر ماهر است که می‌تواند کارت پرسنل بانک را هک کرده و امکان حضور جنسن در بانک را فراهم کند. جنسن بعد از ملاقات کردن او و فهمیدن این که او یک Ripper است، به سمت بانک راهی می‌شود تا مأموریت خود را به انجام برساند. Ripper ها در اصطلاح این بازی به هکرهایی گفته می‌شود که با استفاده از تکنولوژی واقعیت مجازی و ورود به شبکه NSN اقدام به دست آوردن اطلاعات می‌کنند. NSN یک شبکه مجازی برگزاری کنفرانس‌های محرمانه به صورت واقعیت مجازی محسوب می‌شود که افراد مهم شرکت‌ها برای برگزاری جلساتشان از آن استفاده می‌کنند و اطلاعات در آن به صورت فوق‌العاده پیشرفته‌ای رمزنگاری شده و محافظت می‌شود.

در زمینه شخصیت‌پردازی این DLC عملکرد خوبی دارد و چند شخصیتی که به بازی معرفی می‌کند را به خوبی معرفی کرده و خصوصیات شخصی و توانایی‌های آن‌ها را به نمایش می‌گذارد. از این رو می‌توان به قطعیت گفت که سازندگان در این زمینه کم کاری نکرده‌اند و به خوبی توانسته‌اند با وجود زمان ۳ تا ۴ ساعته این DLC به پرداخت این شخصیت‌ها بپردازند. ضمن این که این زمان ۳ تا ۴ ساعت به طور کلی برای یک DLC با قیمت ۱۰ دلار زمان نسبتاً خوبی محسوب می‌شود و راضی کننده است.

برای حل یکی از ماموریت های فرعی نیاز جدی به دستگاه های تنفس در گاز های سمی دارید و باید این قابلیت را برای جنسن فعال کنید

از بحث داستان که بگذریم باید به گیم پلی این DLC اشاره کنیم. کلیات گیم پلی همان طور که واضح است نسبت به بازی اصلی تغییری نداشته‌اند ولی با این حال یک سری موارد جدید اضافه شده‌اند که تا حدودی به تنوع بازی می‌افزایند. قبل از این که به این تغییرات و موارد جدید بپردازیم، در مورد خود طراحی مرحله این DLC توضیح می‌دهیم. با قطعیت می‌توان گفت که این DLC عملکرد بسیار خوبی در زمینه طراحی مرحله دارد و همانند بازی اصلی با خلق محیط‌های چند لایه که امکان نفوذ را از بخش‌های مختلف برای شما مهیا می‌کند و همین طور طراحی مراحل خلاقانه در شبکه NSN که بعداً به آن اشاره خواهد شد، در سطح بسیار خوبی از این لحاظ قرار می‌گیرد. موضوع خلق محیط‌های چند لایه که امکان انجام مرحله را به چند روش فراهم می‌کند واقعاً نشان دهنده توانایی بالای سازندگان بازی در این زمینه است و باید گفت که سازندگان قبل از عرضه بازی اصلی در این مورد شعار نداده‌اند و چه در بازی اصلی و چه در DLC های آن واقعاً شاهد اجرایی شدن وعده‌های سازندگان هستیم.

حال که به طراحی مرحله خوب این DLC اشاره کردیم باید به موارد جدیدی که به بازی اضافه شده است بپردازیم. دو بخش جالب در این DLC اضافه شده‌اند که هرچند هر دو مدت اندکی طول می‌کشند ولی به خوبی نشان دهنده پتانسیل بالای خود برای استفاده در DLC بعدی این عنوان هستند. اولین مورد استفاده بعضی از دشمنان از سنسورهای گرمایی است. این موضوع بدین معنی است که دیگر صرف نامرئی شدن یا مخفی شدن را پشت ستون‌ها شما را از چشم دشمن پنهان نمی‌کند و شما تنها می‌توانید در نزدیکی موانع گرم مخفی شوید تا بدین ترتیب سنسورهای حرارتی دشمنان نتوانند شما را تشخیص دهند. این موضوع هر چند استفاده محدودی در طول DLC دارد ولی به شدت بازی را چالش برانگیزتر می‌کند و سازندگان قطعاً می‌توانند در DLC بعدی برای خلق قسمت‌های سخت از آن استفاده کنند.

تصویری از یکی از بخش های پلتفرمینگ اضافه شده به بازی

مورد دیگری که به بازی اضافه شده مربوط به یکسری معماهای پلتفرمینگ (سکوبازی) می‌شود. در بخشی از بازی که درون شبکه NSN پیگیری و آدام جنسن وارد محیطی کامپیوتر می‌شود، برای جا به جایی میان بعضی از بخش‌های محیط‌های فوق‌العاده عجیب داخل این شبکه باید همانند بازی‌های سکوبازی روی سکوهای مختلف بپرید و گاهی نیز از توانایی‌های خود در هک کردن استفاده کنید. با وجود این که معمولاً بازی‌هایی با دید اول شخص در پیاده کردن المان‌های سبک پلتفرمینگ موفق نمی‌شوند اما سازندگان به خوبی از پس پیاده سازی عناصر این بخش برآمده‌اند و یکی از بخش‌های جذاب و کاملاً متفاوت بازی را در این قسمت شاهد هستیم که می‌توانیم به پررنگ‌تر شدن نقش آن در DLC بعدی و یا حتی شاید عناوین بعدی این سری امیدوار باشیم. به جز این دو مورد، تقریباً تغییری دیگری را در بازی شاهد نیستیم و شاهد اضافه شدن هیچ سلاح یا Augmentation جدید به بازی نیستیم. عدم اضافه شدن این موارد را می‌توان تا حدودی نقطه ضعف برای این عنوان حساب کرد ولی با توجه به قیمت ۱۰ دلاری آن و مواردی که به بازی اضافه می‌کند، می‌توان تا حدودی از این ضعف‌ها چشم پوشی کرد.

در کنار این موارد باید به این نکته نیز اشاره کرد که متأسفانه این DLC در خود بازی اصلی پیاده سازی نشده و در بخشی کاملاً جدا به نام Jensen Stories قرار دارد. این موضوع باعث می‌شود که امکان انتقال توانایی‌های فراوانی که در بازی اصلی به دست آوردید به این DLC وجود نداشته باشد و از این رو صرفاً در ابتدای DLC تعداد نسبتاً زیادی Piraxis Kit در اختیار شخصیتتان قرار می‌گیرد تا بخشی از Augmentation هایی را که مد نظر دارید، به شخصیت خود اضافه کنید. به علاوه روند این DLC هیچ تأثیری در پیشرفت در بازی اصلی ندارد و همین موضوع شاید کمی انگیزه انجام این DLC را کاهش دهد. به هر حال از همه این‌ها که بگذریم باید گفت که از نظر گیم پلی تغییرات موجود در این DLC را می‌توان قابل قبول ارزیابی کرد هر چند که نقص‌هایی نیز در این میان وجود دارد ولی با این حال در مجموع این بخش بازی نمره قبولی می‌گیرد.

برای شناسایی نشدن توسط حسگر های حرارتی باید در کنار این محفظه های قرمز رنگ مخفی شوید

در زمینه گرافیک در بعد فنی شاهد تغییر خاصی نبوده‌ایم. گرافیک بازی همان گرافیک نسخه اول بازی است که البته به واقع کیفیت بالایی دارد و جزییات بسیار زیادی در سرتاسر آن دیده می‌شوند. در زمینه بهینه سازی نیز به دلیل عرضه آپدیت بین زمان عرضه DLC و خود بازی طبیعتاً بازی کمی بهینه‌تر است. هر چند به طور کلی این عنوان را نمی‌توان خیلی بهینه حساب کرد ولی حداقل در کارت‌های گرافیکی قوی نظیر GTX970 از نظر پرفورمنس در سطح جزییات High و بعضاً Ultra و کیفیت FullHD به ندرت شاهد افت فریم و مواردی نظیر این هستیم و برای انجام بازی با کیفیت بالا در رزولوشن ۱۰۸۰P و به صورت ۶۰ فریم بر ثانیه به یک کارت گرافیک خیلی قوی نظیر GTX1080 نیاز نخواهید داشت. از بعد هنری نیز بازی تغییر چندانی نکرده است و طراحی ظاهری محیط همانند قبل هستند. تنها موردی که می‌توان آن را جالب ارزیابی کرد، محیط‌های شبکه NSN است. هر چند این محیط‌ها را در بازی اصلی نیز شاهد بودیم ولی در این بازی طراحی بسیار زیباتری دارند و بسیار جذاب‌تر و جالب‌تر به نظر می‌رسند.

در نهایت به موسیقی و صداگذاری می‌رسیم. در بخش موسیقی که تغییر خاصی را شاهد نیستیم. در زمینه صداگذاری خوشبختانه صداگذارانی که در نقش شخصیت‌های اضافه شده در DLC ایفای نقش کرده‌اند، به خوبی از پس کار برآمده‌اند و در این زمینه کم و کاستی مشاهده نمی‌شود.

نتیجه‌گیری نهایی:

در مجموع باید گفت که System Rift با وجود گیم پلی ۳ تا ۴ ساعته خود، اضافه کردن بخش‌های جدید به بازی و همین طور داستان خوب، به عنوان یک DLC در سطح خوبی قرار دارد. این DLC با روایت داستانی جذاب در کنار استفاده از یکسری المان‌های جدید در گیم پلی، می‌تواند ۳ تا ۴ ساعت شما را به خود مشغول کند و خسته کننده نیز نخواهد شد. هر چند یک سری ضعف‌ها نظیر اضافه نشدن سلاح‌های جدید به آن وارد است ولی در نهایت System Rift نمره قبولی را دریافت می‌کند.

 

0
0

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

  • amin_snake گفت:

    یک بازی بسیار عالی با گیمپلی عالی ولی همه کس درکشو ندارن و نمیتونن باهاش ارتباط برقرار کنن چون اکثرا بازی مثل کالاف توقع دارن ولی deus ex یه بازی مخفی کاری هست بیشتر تا یه شوتر البته یکوچولو باگ دارن دشمنها و گیمپلی ولی در کل بازی هست که تا اخر بازی جذبش بشه ادم…

    0
    0