روزی روزگاری: از ژاپن تا فرانسه، با عشق | نقد و بررسی Onimusha 3: Demon Siege

۴ آذر ۱۳۹۵ - ۰۹:۰۰

کشوی کمد قهوه ای رنگی که در گوشه اتاقم قرار گرفته است را باز می کنم. پر است از بازی های پلی استیشن۲، پر است از سال ها خاطره. دوست دارم همیشه بازی هایم را دورم جمع کنم و به آن ها نگاه کنم و تک تک هر کدام را در ذهنم بررسی کنم. چه بازی های پلی استیشن ۲ باشد و یا ۳ یا ۴ و … یک دسته از بازی ها را از درون کشو بر می دارم تا یکی یکی نگاهشان کرده و با بازی هایم خاطره بازی کنم. در همان ابتدا ۴-۵ عدد بازی God of War شامل نسخه اول و ۳-۴ عدد نسخه دوم قرار دارد. یادم است که چرا این تعداد از نسخه دو دارم. نسخه دوم بازی بر روی یک پل در وسط بازی گیر می کرد و دیگر ادامه پیدا نمی کرد. همان پلی که باید بال های ایکاروس را می کندیم. هر بار که اینجا بازی گیر می کرد یک نسخه جدید می خریدم و حتی بازی دو دی دی دی آن را نیز خریداری کردم تا سرانجام آن پل رد شد و چتدین نسخه دوم بر روی دست من ماند. از آن ها می گذرم، Metal Gear Solid 2: Sons of Liberty را می بینم. وای خدایا چقدر خاطره. بعد آن نیز یک شاهکار دیگر به نام Metal Gear Solid 3: Snake Eater قرار گرفته است. چقدر بازی های پلی استیشن ۲ خود را نیز مرتب نگاه داشته ام. هر بازی و هر سری پشت سر هم. یادم نمی اید که چند بار Metal Gear Solid 3: Snake Eater را به پایان رساندم. یادش بخیر. چه بازی هایی داشته است این کنسول…

بدون شک Onimusha 3: Demon Siege یکی از برترین عناوین هک اند اسلش محسوب می شود و امیدواریم تا کپکام باز هم به سراغ ان برود. البته نه در قالب یک بازی آنلاین!!!

بازی بعدی که مشاهده می کنم یک نسخه از نید فور اسپید است که حتی یک بار هم آن را بازی نکرده ام. عنوان بعدی… وای خدای من… جه بازی بی نظیری… Shadow of Rome.. یادش بخیر چه عنوانی بود. یک نرکیب بی نظیر از هک اند اسلش و مخفی کاری. نبردهای گلادیاتوری و خزیدن از پشت سر گاردها. مدت ها و مدت ها مشغول انجام این بازی بودم. این عنوان را نیز کنار می گذارم تا بازی بعدی را نگاه کنم. ۳ بازی پشت سر هم می ایند که واقعا قلبم را به تپش می اندازند. دلم با دیدن آنها بدجوری گرفت. ۳ بازی با نام های Onimusha: Warlords ،Onimusha 2: Samurai’s Destiny و Onimusha 3: Demon Siege. در قلبم غوغایی بر پاست. چه عناوینی بودند این بازی ها. چه شاهکارهایی بودند. چه بازی هایی می ساخت کپکام لعنتی. باد تک تک دقایق هر کدام از این ۳ بازی می افتم. به قدری عاشقشان هستم که هنوز هم در یادم تازه هستند. درست است که این عناوین از قسمت خاطرات کنونی ذهنم زفته بودند اما به محض دیدن نامشان انگار که سیلی از اطلاعات به مغزم سرازیر شد. چرا دیگر از این سری خبری نیست. چرا کپکام این طور شده است. چرا این ۳ نسخه را ریمستر نمی کنند؟ لعنت به آن ها… می خواهم سراغ بازی های بعدی بروم ولی راستش را بگویم نمی توانم. دلم پر است. می خواهم از Onimusha حرف بزنم.

دو مبارز… دو ملیت مختلف… دو سبک مختلف… اما با هدفی یکسان

تمام ذهنم درگیر Onimusha است. درگیر کلی خاطره و کلی خشم و عصبانیت از کپکام به خاطر این که چرا چنین فرنچایزی باید رها شده باشد. چیزی به ذهنم آمد. ایا در گیمفا مطلبی در مورد این بازی داریم؟ ایا نقدی بر هر کدام از نسخه های این سری نوشته شده است؟ حالا که من یه یاد این شاهکارها افتادم باید به بقیه هم بگویم و برایشان یادآوری کنم. یادآوری برای آن هایی که قبلا مثل من این عناوین را تجربه کرده اند و شناساندن آن به بازیبازان حوانتر برای این که بگوییم آن زمان کپکام اینگونه بازی می ساخت. باید برای این سری مطلبی بنویسم. در گیمفا جستجویی میکنم. هیچ مقاله ای در مورد این سری موجود نیست. دیگر مطمئن می شوم که باید در مورد این فرنچایز مقاله ای بنویسم. بازی های پلی استیشن ۲ را مجددا درون کشو می گذارم و در آن را می بندم و مجددا به سراغ کامپیوتر می ایم تا مطلبی را در مورد Onimusha آغاز کنم. ایا تحلیلی بر کل این سری بنویسم؟ نقد همه نسخه های آن را بنویسم؟ نه این کار جالب نیست زیرا این بازی خیلی قدیمی است و نیازی به این که هر ۳ نسخه اش نقد شود نیست. فهمیدم! بهترین کار این است که نقد و بررسی برترین نسخه این سری لااقل از نظر خودم و البته خیلی های دیگر، را به رشته تحریر در بیاورم. موضوع مقاله برایم مشخص شده است. می خواهم نقد و بررسی بازی بی نظیری به نام Onimusha 3: Demon Siege را بنویسم. نسخه سوم فرنچایز به یاد ماندنی و محبوب و دوست داشتنی Onimusha. پس اگر به هر نحوی به عناوین این سری علاقمند هستید و یا قصد تجدید خاطره با این فرنچایز را دارید و یا حتی میخواهید برای اولین بار با آن آشنا شوید، با بنده و وبسایت تحلیلی خبری گیمفا در ادامه مقاله نقد و بررسی Onimusha 3: Demon Siege همراه شوید.

گرافیک بازی در آن زمان جزو برترین ها محسوب می شد مانند همه بازی های کپکام در آن دوره.

سال ۲۰۰۱ بود که عنوانی با نام Onimusha: Warlords که توسط کپکام و یا حضور کیجی اینافونه ساخته شده بود توسط این کمپاتی بسیار محبوب در آن روزها منتشر گردید. بازی در سبک اکشن ماجرایی و هک اند اسلش قرار داشت. پس از عرضه این عنوان به سرعت بازی تبدیل به یکی از برترین و محبوب ترین عناوین آن روزها شد و تنها یکی دو ساعت بازی کردن آن کافی بود تا دل کندن از آن برایتان بسیار سخت شود. بازی ابتدا برای کنسول پلی استیشن ۲ منتشر گردید و بازخوردهای بسیار عالی را نیز دریافت نمود. کسب امتیاز ۸۹ از وبسایت IGN و امتیاز متای ۸۶ از این عنوان یک بازی بسیار موفق ساخت. یک سال بعد در سال ۲۰۰۲ بازی برای کنسول ایکس باکس و یک سال بعد از آن نیز برای رایانه های شخصی منتشر گردید. یک سال بعد از انتشار بازی برای کنسول پلی استیشن ۲ که پلتفرم اصلی این سری بود در سال ۲۰۰۲ و در حالی که نسخه اول تازه میخواست برای ایکس باکس منتشر گردد، نسخه دوم این سری نیز این بار به صورت کاملا انحصاری برای پلی استیشن ۲ منتشر گردید و تا همیشه نیز در انحصار این کنسول باقی ماند. نام نسخه دوم Onimusha 2: Samurai’s Destiny بود و این بازی نیز توانست تا موفقیت نسخه اول را تقریبا تکرار نماید. این بازی نیز بازخوردهای بسیار خوبی را دریافت نمود و با کسب امتیاز ۸۹ از وبسایت IGN و امتیاز متای ۸۴ به کار خود پایان داد.

دو شخصیت اصلی بازی یعنی ژاک و سامانوسکه که کاملا از لحاظ چهره مانند بازیگران خود هستند. حضور ژان رنو بازیگر مشهور فرانسوی در این بازی بسیار جذاب و جالب بود.

دو سال بعد از عرضه نسخه دوم در سال ۲۰۰۴ نوبت به انتشار نسخه سوم رسید. حالا دیگر این عنوان تبدیل به یکی از فرنچایزهای محبوب و معتبر کپکام در دنیا شده بود و طرفداران بسیار زیادی را برای خود کسب نموده بود. تسخه سوم این فرنچایز Onimusha 3: Demon Siege نام داشت و این بازی در سال ۲۰۰۴ برای کنسول پلی استیشن ۲ و یک سال بعد برای رایانه های شخصی نیز منتشر گردید. کپکام به واقع در این نسخه سنگ تمام گذاشته بود و به عقیده بنده برترین نسخه این سری تاکنون را در این عنوان شاهد بودیم و هستیم. تنها نگاه به دموی ابتدای بازی کافی بود تا شیفته و دلبسته این عنوان شوید. کیفیت این دمو به حدی بالا بود که در ان زمان بی نظیر بود و حتی بعدا به عنوان برترین دموی ابتدای بازی در آن سال و همچنین یکی از برترین دموهای ابتدای بازی در تاریخ بازی های رایانه ای نیز لقب گرفت. تنوع عالی که کپکام در این نسخه با استفاده از شخصیت ژاک که به بازی اضافه شده بود، بخشیده بود سبب گردید تا بازی از همیشه متنوع تر باشد و همچنین استفاده از چهره و ظاهر بازیگر مشهور فرانسوی یعنی ژان رنو در نقش ژاک نیز به هر چه محبوب تر شدن بازی افزوده بود.

در همه بازی های کپکام از این راهرو ها وجود داشت. میخواهد اونیموشا باشد یا داینوکرایسیس یا رزیدنت ایول

نسخه سوم بازی پس از عرضه در زمینه فروش نیز بسیار عالی عمل کرد و موفق گردید تا به فروش خیلی بالایی دست پیدا کندو این عنوان تبدیل به یکی از پرفروش ترین عناوین کپکام شد و  تنها در عرض چند هفته در ژاپن بیش از یک میلیون نسخه از آن به فروش رسید که این امر معمولا در ژاپن اتفاق نمی افتد.  همچنین بازخوردهای منتقدان و طرفداران نیز نسبت به بازی بسیار عالی و مثبت بود. Onimusha 3: Demon Siege موفق به کسب امتیاز ۹۰ از وبسایتهای معتبری مانند IGN و گیم اینفورمر گردید و سرانجام با امتیاز متای ۸۵ به کار خود پایان داد که البته این امتیاز متا حاصل ۵۳ نقد بود در حالی که متای ۸۶ نسخه اول حاصل ۲۳ نقد بود و این تعداد زیاد نقدها کار را برای نسخه سوم سخت تر کرده بود و باعث شد تا امتیاز متای آن یک نمره هم از بازی اول پایین تر بیاید در حالی که تقریبا تمام طرفداران بازی در دنیا از نسخه سوم به عنوان بهترین و به یاد ماندنی ترین عنوان این سری یاد می کنند. لازم یه ذکر ایت که علاوه بر این عناوین اصلی ۳ گانه، برخی نسخه های فرعی نیز وجود دارند. مثلا در سال ۲۰۰۳ و در بین نسخه دوم و سوم بازی عناوین Onimusha Tactics و Onimusha Blade Warriors منتشر شدند. در سال ۲۰۰۶ نیز عنوان زیبای Onimusha: Dawn of Dreams منتشر گردید و در سال ۲۰۱۲ نیز شاهد بازی Onimusha Soul بودیم که البته همان گونه که گفته شد همگی عناوین فرعی بودند و جزو ۳ گانه اصلی اونیموشا محسوب نمی شوند.

مبارزات بازی از فوق العاده هم فوق العاده تر بودند

داستان داریم!

داستان Onimusha 3: Demon Siege به مانند عناوین قبلی این سری بسیار عالی و جذاب بود و روایت فوق العاده ای داشت. در این عنوان نیز محوریت اصلی بر پایه نبرد سامانوسکه برای از بین بردن لرد نوبوناگای شیطانی و اتفاقاتی که در این راه رخ می دهد، بود. سامانوسکه آکچی که به تازگی از استاد شدن در یک سری فنون جدید که به عنوان اونیموشا کسب کرده بود، بازگشته بود قصد داشت تا مجددا به جنگ ارتش Genma در ژاپن سال ۱۵۸۲ رفته و راه خود را به سمت معبد  Honnō-ji  باز کند تا در نهایت بتواند کار Nobunaga Oda را یک بار برای همیشه تمام کند. در حالی که سامانوسکه یکی از محافظین نوبوناگا یعنی Ranmaru Mari را شکست می دهد و قصد دارد تا به نوبوناگا حمله کند و او را نابود نماید، یک پورتال زیر پای او باز شد و وی به درون ان کشیده شد. در کمال تعجب سامانوسکه در پاریس و در سال ۲۰۰۴ بیدار می شود و شخصیتی به نام Jacques Blanc را در مبارزه با ارتش Genma که حالا از طریق پورتال به دنیای امروزی وارد شده اند و هجوم خود را از نزدیکی Arc de Triomphe آغاز کرده اند، یاری می کند. پورتال زمان مجددا باز می شود و این بار Jacques و Philippe را به ژاپن فئودال یعنی در زمان سامانوسکه می برد. سپس سامانوسکه در نزدیکی آرک با میشل اشنا می شود که دوست ژاک است (نه دوست معمولی!). سامانوسکه قصد می کند تا به سقف آرک برود و مسیر خود را آغاز می کند.

میشل یکی از شخصیت های دوست داشتنی بازی که کمک زیادی به سامانوسکه می کند.

در طول مسیر و مبارزات خود، سامانوسکه یک دشمن قدیمی را می بیند که “گیلدن استرن” نام دارد و دانشمند ارتش گنما محسوب می شود. وی توضیح می دهد که با بسط دادن و توسعه تکنولوزی کاری کرده است تا خود و دیگر افراد و هیولاهای ارتش گنما بتوانند در زمان سفر کنند و این گونه آینده را نیز به تسخیر خود در اورند. در آن سمت ژاک و فیلیپه در ژاپن قرن ۱۶ هستند و در همان ابتدای راه، فیلیپه که شدیدا زخمی شده بود جان خود را از دست می دهد. سپس یک روح Oni spirit ظاهر می شود و قدرتهایی را به ژاک می دهد که او را در مسیر رسیدن به معبد Honnō-ji یاری کند. همچنین وی به ژاک یک روح به نام آکو نیز می دهد که وی را در طول مسیر ماموریتش همراهی و کمک کند. اکو می تواند بین زمان آینده و گذشته جابجا شود و این گونه دو گروه می توانند با یکدیگر در ارتباط باشند. برای بازگشت به زمان اصلی خود، سامانوسکه و ژاک باید هر کدام زمانی که اکنون در ان قرار دارند را از نابودی نجات دهند و اجازه ندهند تا از بین برود. سامانوسکه سال ۲۰۰۴ با میشل و پسر ژاک با نام هنری همراه می شود تا شهر را از نابودی نجات دهند و در سمت دیگر ژاک با “سامانوسکه زمان گذشته” برخورد می کند که ابن به آن دلیل است که ژاک به زمانی قبل از حمله سامانوسکه به نوبوناگا آمده است و در این زمان سامانوسکه هنوز گرفتار در پورتال زمان نشده است. و “سامانوسکه زمان گذشته” درگیر نبرد با نوبوناگا در ژاپن فئودال هستند.

نبرد پایانی بازی بسیار جذاب و البته دشوار بود و فازهای مختلف داشت

ژاک و “سامانوسکه زمان گذشته” در طول مسیر خود با Tadakatsu Heihachirō Honda برخورد می کنند که به Oda clan مرتبط است و او تصمیم می گیرد تا به این دو ملحق شود. بعد از چندین و چند مبارزه و نبردهای مختلف، سامانوسکه موفق می شود تا با شکست دادن گیلدن استرن و رانمارو، زمان آینده را از نابودی نجات دهد. در سمت دیگر وقتی که هیهاچیرو و ژاک و سامانوسکه زمان گذشته به معبد می رسند ناگهان سرو کله “رانمارو زمان گذشته” پیدا می شود و وی هیهاچیرو را کشته و ژاک نیز انتقام وی را از Ranmaru می گیرد و رانمارو را می کشد. طی اتفاقاتی که رخ می دهد لرد نوبوناگا سامانوسکه زمان گذشته را می کشد و سامانوسکه زمان اینده در حالی که در راه بازگشت به زمان خود است، ورژن دیگر خود را نیز جذب می کند تا بتواند به فرم واقعی اونیموشا در اید و نوبوناگا را شکست داده و روح او را در دستکش Oni خود یا همان Oni Gauntlet حبس نماید. پس از شکست نوبوناگا، سامانوسکه و آکو رهسپار سفری می شوند تا در آن به طور کامل دستکش Oni را مهر و موم کنند تا هیچ گاه روح نوبوناگا نتواند از ان خارج شود. اما سازندگان بازی در اینجا کار را تمام نکرده اند و پایان بازی را به نوعی برای نسخه بعدی این سری که امیدواریم بالاخره معرفی شود، باز گذاشته اند. با مرگ نوبوناگا صحنه ای از یکی از افراد سابق وی به نام Tokichiro نمایش داده می شود که قصد دارد ژاپن را با کمک ارتش گنما که اکنون تحت هدایت وی هستند تسخیر نماید و لبخندی بسیار شیطانی را به لب دارد که در تصویر زیر مشاهده می کنید.

تغییر شکل دادن سامانوسکه و تبدیل به فرم اصلی اونیموشا که کار نوبوناگا را یکسره می کند.

معمولا رسم بر این است که در مقالات نقد و بررسی تنها مقداری از داستان یک بازی را بیان می کنند تا باقی آن برای کسانی که می خواهند تازه آن را انجام دهند لو نرفته و اسپویل نشود ولی در این مطلب از ان جا که سال های زیاد و البته ۲ نسل از زمان انتشار Onimusha 3: Demon Siege می گذرد، احساس کردم که توضیح کامل داستان بازی خالی از لطف نخواهد بود و از این رو داستان را برای شما عزیزان به طور کامل شرح دادم. همانطور که مشاهده کردید داستان بازی بسیار زیبا و جذاب است و روایت فوق العاده ای نیز دارد. داستان در هر لحظه شما را تشنه نگاه می دارد که ببینید چه اتفاقی می افتد، چه کسی می میرد و … به طور کلی برگ برنده داستان این عنوان پلات و زمینه کلی ان است که بر پایه سفر در زمان قرار دارد و تنوع بی نظیری را به بازی نسبت به دو نسخه قبل بخشیده است و همچنین وجود دو شخصیت اصلی در داستان بازی نیز کمک زیادی به هر چه بیشتر شدن جذابیت بازی کرده است و باید اذعان داشت که این حربه بسیار موثر واقع شده است. تنها موردی که در بخش داستان بازی مقداری می توانست بهتر باشد، شخصیت پردازی آنتاگونیست های بازی است که بر خلاف پروتاگونیست ها شخصیت پردازی عمیق و خوبی ندارند و می توانستند تا خیلی بهتر کار شوند. برای مثال شخصیتی مثل گیلدن استرن می توانست پرداخت کامل تری داشته باشد اما این طور نشده است و البته باید به این نکته نیز اشاره کرد که ای ن مورد به هیچ وجه ضربه خاص و بزرگی را به پیکره داستان بازی وارد نکرده است. در مجموع باید گفت Onimusha 3: Demon Siege در زمینه داستان و داستان سرایی و … کاملا موفق عمل کرده است و تمامی المان های لازم برای روایت یک داستان جذاب را داراست که سازندگان بازی نیز به بهترین شکل از این المان ها استفاده کرده اند تا شاهد یک داستان بسیار زیبا و هیجان انگیز باشیم.

شعر “چشم چشم دو ابرو” برای این دوستمون از قسمت “دو ابرو”شروع میشه!!!

نقاشی سنتی ژاپنی یا طراحی مدرن فرانسوی؟ شاید هر دو…

گرافیک بازی در زمان خود یکی از برترین ها محسوب می شد. در ان سال های طلایی کپکام، تقریبا تمامی عناوینی که این شرکت می ساخت جزو خوش گرافیک ترین و چشم نواز ترین عناوین دوره خود به حساب می امدند. ۳ گانه اونیموشا نیز از این قائده مستثنا نبود و در تمامی نسخه های این سری شاهد یک بازی بسیار زیبا و جذاب از لحاظ گرافیکی بودیم که در ان زمان قدرت بالای پلی استیشن ۲ را نشان می داد. بازی از لحاظ گرافیک فنی و هنری فوق العاده بود. در این نسخه برای اولین بار در سری تمام طراحی ها و دنیای بازی و پس زمینه ها و .. به صورت کاملا ۳ بعدی در آمده بودند و همین ۳ بعدی بودن در موراد بسیار معدودی باعث می شد تا دوربین بازی مشکلاتی پیدا کند. در بای به هیچ وجه شاهد باگ یا افت فریم و موارد این چنینی نبودیم و کاملا راحت و روان بازی را تجربه می کردیم. کیفیت تکسچرها و بافت ها در بازی در زمان خود فوق العاده بود و به واقع جای تحسین داشت. این کیفیت بالا با یک نورپردازی بسیار عالی در بازی همراه شده بود تا شاهد عنوانی باشیم که از لحاظ گرافیک فنی یکی از برترین عناوین دوره خود محسوب شود. نقش نورپردازی در این عنوان بسیار با اهمیت بود و حتی اگر گاهی در موارد معدودی کیفیت برخی نکسچرها و بافت ها پایین بود با کمک نورپردازی عالی بازی، اصلا به چشم نمی آمدند و باعث می شدند تا شما حتی متوجه آن ها نیز نشوید. به واقع نورپردازی در بازی Onimusha 3: Demon Siege یکی از برترین ها در زمان خود محسوب می شد.

سلاح های فوق العاده ای در بازی در اختیار دارید.

از لحاظ هنری نیز وضعیت به همین شکل بود. برتری که این نسخه نسبت به عناوین قبلی از لحاظ گرافیک هنری و طراحی مراحل داشت به این دلیل بود که در این عنوان شاهد دو دنیای کاملا متفاوت بودیم و به این ترتریب تنوع مراحل فوق العاده بالارفته بود. شما مرحله ای را در ژاپن فئودال بازی می کردید و به محض این که می خواستید خسته شوید بازی شما را به پاریس عضر حاضر می اورد و با تنوع بالای خود شما را کاملا خشنود و راضی نگاه می داشت. انواع محیط های زیبا و جذاب در بازی وجود داشتند. از خانه ها و عمارت های ژاپنی قدیمی و محیط جنگلی گرفته تا محیط های مدرن تر با راهروهای باریک و شبیه به معماری آپارتمان های امروزی در بازی وجود داشتند و این گونه تنوع فوق العاده ای را به بازی می بخشیدند. طراحی شخصیت ها و همینطور دشمنان و باس ها نیز بسیار عالی انجام شده بود و از شخصیت های اصلی گرفته تا دشمنان همگی با دقت و ریزبینی طراحی شده بودند و کیفیت بالایی داشتند. طراحی شخصیت سامانوسکه و ژاک به حدی زیبا و واقعی بود که شما را واقعا متعجب می کرد و لذت بازی کردن با ان ها را بسیار بالاتر می برد. طراحی دشمنان و باس ها نیز عالی بود اما از لحاظ تنوع دشمنان باید گفت که بازی می توانیت بهتر عمل کند و دشمنان متنوع تری را برای مبارزه با شما در بازی قرار دهد.

مبارزات با سامانوسکه سخت تر از مبارزه با ژاک هستند

در مجموع باید اذعان داشت که عنوان Onimusha 3: Demon Siege از لحاظ جلوه های بصری و گرافیک، یک عنوان فوق العاده قدرتمند در زمان خود محسوب می شد و این زیبایی هم در زمینه گرافیک فنی و هم گرافیک هنری کاملا به چشم می آمد. به واقع فکر میکنم که حتی اگر اکنون نیز بازی را انجام دهید آن گونه نیست که حالتان از گرافیک بازی به هم بخورد و با این که بازی برای نسل ۶ است ولی کیفیت خیلی خوبی دارد و مخصوصا با گیم پلی بی نظیر خود کاری می کند که گرافیک آن حتی در زمان حال نیز به دل شما بنشیند و از آن متنفر نباشید. اگر نگاهی به تصاویری که در این مطلب از بازی برای شما عزیزان قرار داده ام بیاندازید خودتان متوجه این کیفیت بصری بازی که در مورد ظان صحبت کردیم می شوید و قطها کار سازندگان بازی در کپکام در آن زمان بسیار بسیار قابل تحسین و فوق العاده بوده است. شاید اگر اکنون نیز کپکام همان دقت و ریزبینی که در ساخت عناوین آن زمان داشت به کار بندد، عناوین این شرکت حال و روز خیلی بهتری پیدا کنند. در نهایت بحث گرافیکی بازی Onimusha 3: Demon Siege را با این توصیف به پایان می بریم که این بازی نه تنها یکی از خوش گرافیک ترین بازی های سال انتشار خود محسوب می شود بلکه حتی جزو زیباترین بازی های کل نسل ششم بازی های رایانه ای نیز به حساب می اید و می تواند در آن لیست نیز مکان قابل توجهی را داشته باشد. Onimusha 3: Demon Siege از لحاظ گرافیکی کاملا نمره قبولی را دریافت می کند.

ژاک هم در مبارزات به اندازه سامانوسکه جذاب بود و حتی به نوعی قوی تر هم بود

معنای ناب هک اند اسلش در کنار اکشن ماجرایی…

به نقطه قدرت بازی می رسیم. جایی که Onimusha 3: Demon Siege را در حد یک شاهکار بالا آورد و کاری می کرد که تنها پس از یک ساعت بازی کردن ان، دیگر دل کندن از ان برایتان غیر ممکن شود. قطعا و بدون هیچ شکی گیم پلی بازی برترین و کاملترین قسمت این عنوان محسوب می شود که با جذابیت بالای خود هر بازیبازی را شیفته خود می کرد. در یک عنوان هک اند اسلش قطعا گیم پلی و مبارزات بازی حرف اول و اخر را می زنند و سازندگان Onimusha 3: Demon Siege که از این موضوع آگاه بوده اند، نهایت تلاش و توان خود را برای عرضه یک بازی کامل در بخش گیم پلی و مبارزات به کار بسته اند و در نهایت موفق نیز شده اند. در بازی شما می توانستید بر خلاف عناوین قبلی کنترل دو شخصیت مختلف را در دست داشته باشید که این موضوع تنوع بی نظیری را به بازی بخشیده بود. در بازی مانند همیشه کنترل سامانوسکه را بر عهده داشتید و شخصیت جدیدی یه نام زاک نیز در بازی حضور داشت که در موارد بسیاری در بازی کنترل او را بر عهده می گرفتید. این شخصیت نیز به مانند سامانوسکه بسیار جذاب بود و هرگز این طور نبود که مثلا از بازی کردن با وی خسته و دلزده شوید و از ان جا که کاملا استایل و سلاح ها و سبک مبارزاتی مختص به خود را داشت، برای بازیباز خیلی هم باحال و جدید محسوب می شد.

مبارزات بازی بسیار دلنشین و لذتبخش بودند و بر پایه انجام حملات سریع ولی ضعیف تر و یا حملات قوی ولی کند تر بر اساس نوع سلاح بنا شده بودند. همچنین استفاده از سلاح های مختلف با کارایی های مختلف بسته به شرایط مبارزه و دشمنانی که با انها مبارزه می کنید نیز باعث شده بود تا مبارزات بازی از حالت سطحی بودن خارج شوند و شاهد یک هک اند اسلش اصیل با مبارزاتی داری عمق بالا باشیم.  چه زمانی که شخصیت سامانوسکه و چه زمانی که با ژاک بازی می کردید مبارزات بسیار برای شما جذاب بود و از ان لذت می بردید. این نسخه نسبت به عناوین قبلی یک برتری محسوس در زمینه گیم پلی داشت و ان هم حضور شخصیت ژاک بود که تنوع فوق العاده ای به گیم پلی و مبارزات بازی بخشیده بود و ان را از همیشه لذت بخش تر می کرد. سبک و شیوه مبارزه ژاک و تمامی سلاح ها و فنون او کاملا با سامانوسکه متفاوت بود و حس می کردید که در حال تجربه دو بازی مختلف هستید. این توع باعث می شد تا گیم پلی بازی همیشه برای شما تازه و جذاب بماند و به هیچ وجه احساس خستگی نکنید. همچنین درجه سختی نسبتا بالای بازی نیز در برخی مبارزات باعث می شد تا دقت و تمرکز شما بر روی مبارزات بیشتر شود و این گونه لذت بیشتری را نیز می بردید، زیرا بازی از حالت یک عنوان هک اند اسلش سطحی که فقط باید پشت سر هم دکمه ها را بزنید تا همه کشته شوند خارج می شد و به مبارزات بازی عمق می داد.

انواع و اقسام باس ها وشخصیت های منفی در بازی حضور داشتند

انواع سلاح های متنوع در بازی برای هر دو شخصیت وجود داشت و همچنین تمامی این سلاح ها خود قابل ارتقا و اپگرید بودند که این کار از طریق جمع آوری روح هایی که بعد از کشتن دشمنان باید آن ها را دستکش خود جذب می کردید انجام می شد و عمق خیلی خوبی به مبارزات بازی می بخشید و در طول بازی قویتر شدن شخصیت خود را کاملا حس می کردید. شاید تنها موردی که می توان در بخش گیم پلی بازی به ان اشاره کرد تنوع دشمنان در بازی باشد که به عقیده بنده می توانستند بسیار متنوع تر و بهتر باشند. در بازی تنوع زیادی از دشمنان نمیدید و چند نوع دشمن به طور خیلی زیاد برای شما تکرار می شدند. با این که گیم پلی و مبارزات بازی آن قدر بی نظیر بود که نمی گذاشت به تجربه شما خدشه ای وارد شود، اما به هر حال نمی توان منکر این شد اگر انواع بیشتری از دشمنان مختلف در بازی وجود داشتند، بازی از این هم جذاب تر می شد.

مشکل دیگری که مقداری در گیم پلی بازی خودنمایی می کرد عدم بالانس بین دو شخصیت اصلی بازی بود که باعث می شد شما بیشتر به بازی با شخصیت ژاک علاقه داشته باشید و در این بخش ها مبارزات راحت تری را تجربه کنید زیرا وی در مبارزه از راه دور بسیار بهتر بود و با توجه به مبارزات دشوار بازی می توانست دشمنان را حتی قبل از این که به او نزدیک شوند از پای در اورد و همچنین با دستکش خود که مانند یک Grappling hook عمل می کرد به جاهایی دسترسی داشت که سامانوسکه نمی توانست به آن جا برسد.  در زمینه تنوع و طراحی مراحل هم همان گونه که در بخش گرافیک هنری اشاره کوچکی به ان کردیم، شاهد یک بازی بسیار کامل هستیم. سازندگان با زرنگی هر چه تمام تر می دانستند که اگر این بار نیز همان تم محیط های قبلی کاملا در بازی قرار بگیرند مقداری خسته کننده خواهد بود و قصد داشتند تا تغییری اساسی در بازی خود به وجود اورند تا منتقدان نیز نتوانند از عدم وجود هر گونه تغییر در بازی نسبت به نسخه های قبلی ایرادی بگیرند. به این ترتیب آن ها المان سفر در زمان را به بازی اضافه کردند تا این گونه هم یک تغییر اساسی در گیم پلی بازی اعمال کرده باشند و هم تنوع مراحل به طور بسیار عالی بالا برود و دیگر تنها شاهد مراحلی با زمینه ژاپن فئودال نباشیم.

ژاک… با همان استایل و تیپ خاص ژان رنو

ایده سفر در زمان باعث شده بود تا مراحلی از بازی را در پاریس زمان حال بگذرانیم که این تنوع برای بازی بسیار حیاتی محسوب می شد و نشان از هوشمندی سازندگان داشت. در مراحلی از بازی که مثلا در ژاپن کنترل ژاک را بر عهده داشتید با درب هایی یا بخش هایی قفل شده مواجه می شدید که تنها با دیگر شخصیت بازی یعنی سامانوسکه می توانستید آن ها را باز کنید و همین طور نیز در مواردی با سامانوسکه به قفل یا قسمتی در بازی می رسیدید که تنها نیاز به ابزار ژاک برای باز شدن داشتند و این گونه بازی بسیار جذاب تر نیز می شد و ارزش تکرار مراحل بسیار بالا می رفت زیرا که میخواستید بعدا به ان قسمت بیایید تا رازهای آن را به طور کامل کشف نمایید. همچنین بعد داز پایان بازی تعدادی مینی گیم های جدید و مراحل هیهاچی و .. نیز ازاد می شدند که ارزش تکرار مجدد را بسیار بالا می بردند.

در نهایت باید گفت Onimusha 3: Demon Siege در زمینه گیم پلی یک عنوان فوق العاده و بی نظیر بود. عنوانی که هنوز هم بازی هک اند اسلشی به کیفیت ان را کمتر می بینیم و به واقع یکی از به یادماندین ترین عناوین هک اند اسلش تاریخ برای بازیبازان محسوب می شود و امیدوار هستیم که باز هم شرابطی فراهم اید تا بتوانیم نسخه ای از این سری را تجربه نماییم. مبارزات بسیار عالی و پر هیجان و مقداری دشوار به همراه تنوع شخصیت های اصلی بازی و استایل کاملا متفاوت مبارزات آن ها حال و هوای جدیدی را به این بازی بخشیده بود و آن را کاملا از یک عنوان تکراری که دقیقا مانند قبلی ها باشد جدا کرده بود. در حقیقت سازندگان با هوشمندی گیم پلی بازی و مبارزات آن را تنوع بخشیده بودند تا نتوان انگ تکراری بودن را به این نسخه چسباند و از نسخه دوم به سوم شاهد تغییرات بزرگی باشیم. به غیر از یکی دو مورد جزئی که برای شما عزیزان بیان کردیم گیم پلی بازی کاملا بی نقص و جذاب است و نمره قبولی را دریافت می کند.

تصویری زیبا از عنوانی زیبا

قطعات ارکسترال اروپایی با تم و زمینه سنتی ژاپن

موسیقی و صداگذاری محیطی بازی Onimusha 3: Demon Siege هر دو جزو برترین های زمان خود محسوب می شوند اما موسیقی این بازی حقیقتا ستاره اصلی این بخش و یکی از برترین قسمت های بازی است. موسیقی بی نظیری تشکیل شده از قطعات ارکسترال اروپایی با تم و زمینه سنتی ژاپن به قدری زیبا و شنیدنی از کار در آمده بودند که ساندتریک بازی را تبدیل به یکی از شنیدنی ترین ساندتریک هایی که تاکنون در بازی های رایانه ای شنیده ایم کرده بود. همان موسیقی که در دموی ابتدای بازی و یا حمله به پاریس می شنیدیم بی نهایت زیبا و از لحاظ احساسی بسیار تاثیرگذار بودند و علاقه شما به بازی کردن این عنوان را چند برابر می کرد. همچنین افکت های صوتی و صداگذاری محیطی نیز در بازی بسیار عالی بودند و با نهایت کیفیت کار شده بودند. صداگذاری شخصیت ها برعکس موسیقی و صداگذاری محیطی اصلا خوب نبود و در تک تک دیالوگ ها و صحبت های انگلیسی بازی شاهد ملودرام بیش از حد بودیم تا جایی که شاید دوست داشتید بازی را با زبان ژاپنی اصلی آن بازی کنید که متاسفانه آن هم در بازی وجود نداشت. همچنین متاسفانه در بازی از کیفیت و هنر اقای ژان رنو که نقش ژاک را در بازی به عهده داشت بسیار کم استفاده شده بود و دفعاتی که وی با زبان اصلی خود در بازی صداکذاری کرده بود بسیار کوتاه بودند و دوبله انگلیسی صدای وی نیز حتی نزدیک به کیفیت صداگذاری خود او نیز نبود. به واقع شما ارزو می کردید که کاش بیشتر از هنز این بازیگر توانمند سینمای دنیا و فرانسه در بازی و صداگذاری ان استفاده شده بود و یا لااقل بازیگری با لهجه فرانسوی دوبله انگلیسی وی را بر عهده داشت. در نهایت باید گفت بازی در زمینه صداگذاری محییطی و موسیقی نمره حتی کامل تر از قبولی را نیز می گیرد ولی در زمینه صداگذاری شخصیت ها و دوبله انگلیسی بازی می توانست بسیار بهتر عمل کند هر چند که به واقع بازی ان قدر نکات مثبت و عالی دارد که می توان از این موراد چشم پوشی نمود.

دستکش ژاک کارایی بسیار زیادی در بازی داشت

کپکام! اونیموشا را دوباره بازگردان!

Onimusha 3: Demon Siege آنقدر زیباست که ادم غمش می گیرد! غم این که چرا نباید بعد از گذشت دو نسل هنوز هیچ خبری از این سری که هم از نظر نمرات و هم از نظر فروش موفق عمل کرده است نباشد؟ غم این که چرا کپکام انواع و اقسام بازی های مضخرف را عرضه می کند ولی یکی از شاهکار های خود را کنار گذاشته است؟ غم این که چرا کپکام فراموش کرده است چه بوده؟ چرا یادش رفته که Dino Crisis داشت، Onimusha داشت و Haunting Ground؟ لااقل در دوره زمانه ای که همه دارند پشت سر هم حتی بازی های نسل هفتشان را هم ریمستر می کنند چرا کپکام نباید این ۳ گانه بی نظیر اونیموشا را در قابل یک نسخه منتشر نماید؟ تنها کسانی که یکی از نسخه های این سری را تجربه کرده باشند کاملا معنی حرف مرا درک می کنند و البته بعید است که کسی یک نسخه از این سری را بازی کرده باشد و به سراغ بقیه نرفته باشد! Onimusha 3: Demon Siege بدون شک یک حسن ختام بی نظیر بر ۳ گانه اونیموشا و ماجراجویی های سامانوسکه دوست داشتنی برای شکست لرد نوبوناگا بود و قطعا برترین نسخه این سری نیز محسوب می شود که با ایده سفر در زمان و استفاده از یک شخصیت اصلی دیگر به همراه سامانوسکه باعث شده بود تا بازی کاملا حال و هوای جدیدی به خود بگیرد و در واقع هم شاهد یک اونیموشای اضیل و پایبند به ریشه ها بودیم و هم یک عنوان جدید با تغییراتی اساسی نسبت به نسخه قبل که ان را کاملا جدید و هیجان انگیز کرده بود.

طعم ناب یک هک اند اسلش خوش ساخت… عنوانی که ارزو داریم در قالب یک ۳ گانه بازسازی شود… اما به کپکام امید زیادی نیست

Onimusha 3: Demon Siege از ان عناوین هک اند اسلشی است که قطعا می توان آن را برای تعریف کردن از یک سبک و یک ژانر مثال زد و از آن نام برد. داستان بسیار جذاب و روایت عالی در دو دوره زمانی، گرافیک فوق العاده زیبا و چشم نواز در زمان خود  به همراه کات سین های بی نظیر، گیم پلی و مبارزات بسیار جذاب و عالی، تنوع نسبت به نسخه های قبلی با اضافه کردن شخصیت جدید و مبارزه و استایل خاص این شخصیت، افکت های صوتی عالی، ساتدترک زیبا و شنیدنی همه و همه باعث شده اند تا Onimusha 3: Demon Siege یک حسن ختام عالی بر ۳ گانه زیبا و خاطره انگیز Onimusha باشد. کاشکی که باز هم بتوانیم نسخه ای جدید از این سری را بازی کرده و نقد کنیم. کاش کپکام دوباره به سراغ این فرنچایز محبوب برود و ان را زنده کند و یا حداقل شاهد بازسازی عناوین این سری باشیم تا بتوانیم با کیفیت نسل هشتم آن ها را تجربه کنیم و از آن مهم تر بازیبازان جوان تر که قبلا این سری بی نظیر را بازی نکرده اند بتوانند با آن آشنا شوند و بدانند که کپکام قبلا چه بازی هایی می ساخت. امیدواریم که باز هم لذت تجربه عناوینی مثل Dino Crisis یا Onimusha و Haunting Ground را داشته باشیم . کپکام مقداری به روزهای خوبش باز گردد. کاش به جای واقعیت مجازی کردن رزیدنت اویل ۷ و ساختن عنوانی از این سری که کاملا نسبت به بقیه سری بی ربط است و یا استفاده از نام این سری در بازی سطحی مثل Umbrella Corps، این کمپانی به یاد روزهای درخشانش و فرنچایزهای محبوبش بیافتد و این سری های خاطره انگیز را دوباره زنده کند. باور کنید که حتی اگر همین الان نیز هنوز پلی استیشن ۲ خود را در اختیار داشته باشید تجربه عنوانی مثل Onimusha 3: Demon Siege به هیچ وجه خالی از لطف نیست زیرا گیم پلی و کیفیت مبارزات و داستان سرایی آن به حدی بالاست که از اکثر عناوین امروز نیز یک سر و  گردن برتر است و قطعا شما را ناامید نخواهد کرد. به امید ان که روزی دوباره شاهد درخشش کپکام و بازگشت عناوینی مانند Dino Crisis یا Onimusha باشیم…

 

0
0

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

  • Rebel Snake گفت:

    آقای آقابابایی خسته نباشید مقالرو نخوندم (ترس از اسپویل Worship ). ولی تو دوراهیم بازیو بازی کنم تصمیم گرفتم با توجه به تصمیمم مقالرو بعدا میخونم . Loser

    0
    0
  • mohamad 47 گفت:

    سلام سعید جان.تجدید خاطره عالی بود داداش خیلی ممنون از وقتی که گذاشتی.ps2 یه کنسول افسانه ای با بازی های افسانه ای بود.بهترین لحظات زندگیمون پایی این کنسول تکرار نشدنی سپری شد.و چه لحضاتی بود In Love
    کپکام خیلی بازی های فوق العاده ای میساخت تو اون دوران و تا یه بازی رو میزاشتم تو کنسول و ارم این شرکت میومد خیالم از بابت بازی راحت میشد Yes اما بعد دورانی مثله این که نفت ریخته باشی به ریشه درختی.همه خلاقیت هاشون خشک شد حیف شد رفت Cry انیموشا رو من دو نسخه ازش بازی کردم که یکیش همینه که نقد کردی و بعدی هم نسخه ٢ بازی بود که تو سال ٢٠٠٢ بود اگه اشتباه نکنم.که گرافیک بازی نسبت به زمانش بیی رقیب بود.همین طور گیمم پلی بی حد و وصف و فوق العاده.
    سعید جان اگه تونستی یه یادی هم اژ بازی جنجی بکن(jengy)ببخشید اگه اسمشو دقیق یادم نیست اما فکر کنم متوجه شدی کدوم رو میگم.همونی که یه جونی بود ژاپنی و یه دوست گنده بک داشت که میتونستی بینشون سویچ کنی.دوستش هم با یه چون بزرگ مبارزه میکرد.سبکش هم مثل همین انیموشا بود.خیییییلی عالی بود بازیش.خیلی دوسش داشتم.

    0
    0
    • Nader13 گفت:

      من فک میکنم دلیلش این باشه ک اون موقع ی بازیه aaaشیش ماه اینطورا زمان میبرد واسه ساختش ولی الان گرافیکا سنگینه ی بازیه aaa س سال زمان میبره ساختش دیگه ریسکه امتحانه خیلی چیزارو نمیشه کرد اونموقع شیش ماه وقت میذاشتن هرچی ایده بود میدادن فوقش بازی شکست میخورد و چیزه زیادی از دس نمیدادن ولی الان اگه ی پروژه ی ۳ یا ۴ ساله شکست بخوره ممکنه شرکتو ورشکست کنه

      0
      0
    • درود بر محمد عزیز. خیلی ممنونم از نظر زیبات. دقیقا همینطوره که میگی.
      محمد جان بازی که میگی genji بود و اتفاقا کاملا هم بازی کردم. حتما مینویسم. اونم شاهکاری بود

      0
      0
      • mohamad 47 گفت:

        خیلی اقایی.دستت درد نکنه.یعنی تیم نویسندگی الان فوق العادس .تو،میثم عبداللهی،کسری کاضمی اقای دهقانی و دیگر دوستان.اینجا دیگه بهترین نقد ها رو شاهد هستیم.کارتون عالیه.خدا قوت Yes

        1
        0
        • مرسی محمد عزیز. شما خیلی لطف داری به من از قدیم تا به امروز. من به نمایندگی از بقیه بچه های تحریریه از شما تشکر میکنم و امیدوارم که راضی باشی از ما.
          مرسی از شما به خاطر این همه حمایت و دلگرمی

          0
          0
          • mohamad 47 گفت:

            شما هم از قدیم تا الان از اقایی کم نذاشتی داداش سعید عزیز.انشالله یه روز این همه لطفتو جبران کنیم.من تو هیچ سایت گیم دیگه ای حتی سرم نمیزنم.گیمفا هم به عشق خودت اومدم. دیگه روزی نیست که نیام اینجا.واقعا میبینم که چه طور تو این مدت کم نذاشتین برای بالا نگه داشتن پرچمش.بچه های خیلی گلی داره اینجا.البته همه جا نخاله پیدا میشه.متاسفانه یه سری اومدن تو بخش نظرات و جو رو بهم زدن.
            در هر صورت انشالله همیشه با همین انژی و روحیه به کارتون ادامه بدین و این کم ترین وظیفه ماست که ازتون تقدیر و حمایت کنیم In Love Rose

            0
            0
  • Nader13 گفت:

    انیموش ۴ شماره بودا ی شماره بعد از این برا پی اس ۲ اومد ک زیاد موفق نشد

    0
    0
  • EDWiN گفت:

    وااای. بالاخره نقد این بازیم گذاشتید. بازی حرف نداشت. فوق العاده بود. یکی از بهترین بازی های عمرم که حتی یادم نمیاد چند بار تمومش کردم. هنوزم خسته نشدم هوس کردم باز برم تمومش کنم. واقعا این بازی رو به خیلی واقعا میگم به خیلی از بازی های این نسل مضخرف ترجیح میدم.
    شدیدا پیشنهاد میدم برید این بازی رو بازی کنید. داستانی که آقای بابایی گفتن درسته تقریبا کامل بود ولی خلاصه بود. برید بازی کنید کلی اتفاقات جالب توش میوفته و کلا مغزتونو درگیر میکنه. حتی با داستانشو تو این سایت خوندید گفتم داستانش بصورت خلاصه هست اصلا این بازی رو از دست ندید.
    آقای بابایی بنظرم میتونستید از این تنوع دشمنان بگذرید چون بنظرم تنوع به اندازه کافی بود با توجه به وسعت بازی و واقعا چنین مشکلی رو بازی تاثیر خاصی نداشت که گیمر رو آزار بده. درباره ی تنوع شخصیت ها هم بگم حقیقتش من بیشتر سامانوسکه رو به اندازه ژاک دوست داشتم و به هر دو دقیقا به یک اندازه علاقمند بودم. از نظر قدرتاشون و مبارزاتشون بیشتر سامانوسکه رو دوست داشتم چون هم تیر کمان داشت که کارمو خیلی راحت میکیرد و هم ضرباتش سریع و تند بود. ژاک مبارزاتش کمی کند تر بود اما خیلی بذت بخش بود. اگر قراره یکی رو انتخاب کنم انتخابم سامانوسکه هست واقعا مبارزه با اون بیشتر کیف میداد ولی باز این هم نمیشه به عنوان عیب و ایراد اشاره کرد چون نقطه ی قوت اصلی بازی تو داستانش هست و داستانش هی منو وادار به تموم کردنش میکرد و عاشق هر دو شخصیت بودم. یکی از سلاحا مورد علاقم سلاحی هست که اول بازی با سامانوسکه میگیری. یکی از باس های سختی که هنوزم یادم هست و هیچوقت از بادم نمیره باسی هست که بالای برج هنگام ملاقات با گیلدن استرن میاد. اعصابمو شدیدا خورد کرد. کلی شکست خوردم تا نهایتا تونستم روبات رو نابود کنم. واقعا لذتی که موقع نابود کردن این باس داشتم موقع کشتن باس آخر دارک سولز ۲ نداشتم.
    یکی از باس های سختی که با ژاک برام بود اون باسی هست که هنگام خروج از اون منطقه که زیر دریا قرار داره بیدار میشه. همونطور که آکو گفت ۵۰۰ ساله که تو خواب بوده و الانم بیدار شده. چند بار که شکست خوردم هم به باس و هم به ژاک هی لعنت میفرستادم Neutral نمیدونم چرا به هر دوشون لعنت میفرستادم ولی بنظرم برنامه ریزی شده بود که وقتی ما میایم باس اون بیدار شه و ۵۰۰ سال خوابش تموم شه. و به این دلیل به ژاک لعنت میفرستادم چون میگفتم نکنه این ژاک باس رو بیدار کرده Neutral آقای بابایی دمتون گرم باشد از این مقاله ها تا ابد در گیمفا. خیلی خوشحال شدم نقد این عنوان رو قرار دادید. ولی باز میگم اون دوتا ایرادی که اولی ایراد نیستن بنظرم فقط اون آخری شاید کمی بعضی خوششون نیاد و نهایتا نمره باید ۹٫۶ میگیرفت. بهرحال زیاد تکیه به نمره و ایرادات نمیکنم همین که نقدشو گذاشتید کافیه. مرسی

    0
    0
  • Normandi 7 گفت:

    نسخه onimusha dawn of dreams بین تمام‌نسخه های انیماشو برای من جذابیت خیلی بیشتری داشت ، یکی از بزرگترین تغییراتش تو این نسخه کنترل دوربین بازی بود که دیگه مثل باقی بازی های کپکام از دوربینی‌ثابت و سینمایی مثل سری رزیدنت برخوردار نبود و کنترلش دست خود بازیباز بود ، نکته دیگه که این نسخه رو خیلی ویژه کرده بود ۳ کرکتر قابل بازی دیگه داخل بازی بود که با شیوه های مبارزات خودشون گیم‌پلی بازی رو دو چندان جذابتر کرده بودن ، همچنین اسلحه های متنوع و‌گوناگون بیشتر با قابلیتهای متنوع هم چیزی بود که به بازی اضافه شده بود همراه با یک‌نوار سبز رنگ که با پر شده اون نوار میشد ضربات‌ویژه مخصوص اون‌کرکترو اجرا کرد و فوقالعاده جذاب از اب درومده بود ، امیدوارم همچین‌بازیهای بزرگی دوباره نسخه های جدید یا حداقل یک ریمستر‌قوی ازشون مثل نسخه ۷ فاینال فانتزی ، ساخته بشه

    0
    0
  • HeadshotBoy گفت:

    آقای بابایی با من چی کار کردی؟؟؟
    weep weep
    یادش بخیر تو کلوب بازیش کرده بودم Cry Big Frown

    0
    0
  • milad love گفت:

    ای جااانم
    یادش بخیر
    نقد بسیار عالی
    سپاس از شما

    0
    0
  • omid.ba گفت:

    سلام.معذرت بابت اسپم.
    دوستان کسی از سایت geefti.com خرید کرده؟ میخواستم بدونم معتبره یا نه؟

    0
    0
  • razhaypenhan گفت:

    فقط میشه گفت

    یادش بخیر………………….

    0
    0
  • معما هاشو نگفتی که واقعا عالی بودن
    یادش بخیر بازی شاهکاری بود

    0
    0
  • A Player گفت:

    سلام.
    یادش بخیر چه قدر باحال بود هم رو PS2 زدم هم رو پی سی میشستی پاش به زور بلند میشدی.

    0
    0
  • sina.h گفت:

    نقد فوق العاده ای بود
    دست مریزاد
    آقا سعید راستی مقاله ما رو خواستید ایراداتش رو بگیرید
    چی شد ؟ آخه خبر ندادید بهم

    0
    0
  • TekkenGod گفت:

    یادش بخیر اون زمون یه کارت گرافیک جدید گرفتم فقط واسه همین بازی . کاشکی یه نقد و بررسی هم واسه Onimusha : dawn of dreams بنویسین چون واقعا از هر نظر یکی از بهترین بازیای نسل شش بود که البته ظاهرا تو ایران خیلی کمتر شناخته شده .

    0
    0
  • girl gamer گفت:

    بهترین شخصیت دوست داشتنی سامانوسکه بود

    0
    0
  • girl gamer گفت:

    یادش بخیر اتاقمو بر از بسترش بود عکساش ولی نسخه ی ۴ هم عالی بود

    0
    0
  • در زمان خودش بهترین بازی بود من اولین بار با کامپیوتر تجربه اش کردم فوقالعادس این بازی اگر بازی نکردید شدیدا پیشنهاد میکنم امتحانش کنین.

    0
    0
  • behzad68 گفت:

    زمان خودش یک از بهترین ها بود. هنوز نسخه فارسی این بازیو دارم

    0
    0
  • mohammad4929 گفت:

    چیزی راجب مینی گیم های بعد از پایان بازی نمیدونستم باید بشینم دوباره بازی کنم.بهترین بازی های عمرم یکی این بود یکی شاهزاده ایرانی ۲ باس فایتای اخر هردوتا هم پیرم کردن تا تموم شدن مخصوصا داهاکا.هنوز بچه بودم ازش میترسیدم یادش بخیر

    1
    0