گیفت کارت
گیفت کارت

حماسه‌ای نو آفریده‌اند | نقد و بررسی بازی Dark Souls 3: Ashes of Ariandel

۱۱ آبان ۱۳۹۵ - ۰۸:۵۰

“حماسه گونه‌ای از متون وصفی است که به توصیف اعمال پهلوانی و افتخارات و بزرگی‌های قومی یا فردی می‌پردازد.” این جمله ساده ترین تعریفی است که می توان از یک حماسه ارائه کرد. موضوع مهم تر از تعریف کردن حماسه این است که داستان های حماسی و پهلوانی اصول و قوائدی دارند که کمتر پیش آمده در بازی های رایانه ای شاهد رعایت شدنشان باشیم. به طور خاص می توان گفت که حماسه در بازی های رایانه ای و مخصوصاً در این روز ها خلاصه شده در گرافیک های واقع گرایانه و داستان هایی وسیع، با یک سری شخصیت های بزن بهادر که اعمالشان معمولا منجر می شود به نجات دادن دنیا. اما متاسفانه در همین بازیه های بزرگ و البته به شدت هم دوست داشتنی، فرمول اصلی حماسه سازی فراموش شده است. فرمولی که شاید منِ نگارنده هم با آن آشنا نباشم، اما به دلیل مواجه شدن با داستان های حماسی بسیار، درک اندکی از آن را در خود بیابم. قضیه از این قرار است که حماسه سرایی در واقع  به مسائل داستانی و طرز چینش رخ داد های قصه باز میگردد، به بسط مفاهیم درون داستان مربوط است و نه به ساخت شخصیت های خفن که همیشه پیروز باشند، چه بسا که در حماسه هایی کهن از سرزمین های مختلف شاهد تباه شدن و حتی افول قهرمان ها هستیم، قهرمان هایی که گاه در چنگال شیطان اسیر می شوند و گاهی هم در عمق دره مرگ گرفتار.
در سال های اخیر و مخصوصا در نسل هشتم، شاهد بازی هایی هستیم که با وجود داستان های بسیار عظیم و دوست داشتنی، فاصله ای بسیار از مفهوم اصلی حماسه دارند. در ابتدا باید گفت که بهترین بستر بازی های رایانه ای برای حماسه سرایی را می تواتن در سبک نقش آفرینی یافت، سبکی که به علت وجود داستان های گسترده و چند لایه استعدادی غریب برای روایت کردن حماسه ها را ایجاد می کند. اما چطور است که بازی شاد و شنگولی مثل سری افسانه زلدا، حماسه ای غنی تر است نسبت به سری عصر اژدها؟ و این چگونه ممکن است؟

آفرینش یک حماسه نو

به هیچ وجه قصد زیر سوال بردن داستان زیبای سری عصر اژدها را نداریم، ما به طور قطع هم می توانیم بگوییم که در حماسه سرایی و ایجاد کردن حس های مربوط به آن، سری افسانه زلدا به شدت موفق تر از بازی های بزرگی همچون عصر اژدها ۳ و حتی اسکایریم ظاهر می شود، و دلیل اصلی آن چینش درست و دقیق است. چینشی که شاید توان و مهلت توضیح دادنش در این مقاله نگنجد، اما در قدم اول این عمق یک اثر حماسی است که آن را از دیگر آثار متمایز می کند و نه صرفاً وسعت آن. در مرحله اول حماسه ها به شدت جدا از عنصر زمان و مکان روایت می شوند و به هیچ وجه درگیر بعد زمانی نیستند. به عنوان مثال، هیچ کدام از ما می دانیم داستان های هرکول و ۱۲ خان معروفش در چه زمانی رخ داده است.
حماسه ها برخلاف داستان های قهرمانی دوران معاصر ما پر هستند از عقاید، آموزه ها و البته داستان هایی که به شکلی تمثیل گونه درس های بزرگی در زندگی را به انسان ها می آموزند. همچنین در حماسه ها معمولا شاهد داستان هایی از شکل گیری تمدن یک ملت، شکل گیری شهر ها و یا حتی شکل گیری دنیا هستیم. حماسه ها با یک چینیش دقیق در نوع روایت، آموزه ها، اتفاقات پر غلو و البته داستان یک یا چند قهرمان شکل می گیرند. چینشی که باید علاوه بر ایجاد کردن احساسات گوناگون در مخاطب باعث ایجاد شدن تغییراتی هرچند اندک در خواننده هایش شود.
حال بگذارید بازگردیم به داستان بازی های رایانه ای، در طول دوران موفق این صنعت، بازی های بسیاری بوده اند که حتی با وجود کمبود تکنولوژی و وجود نداشتن گرافیک های عظیم، توانسته اند داستانی به شدت حماسی و البته درگیر کننده را روایت کنند که علاوه بر ایجاد احساسات مختلف در بازیباز، بر نگرش و طرز تفکر او هم اثر گذار باشند. یکی از مثال های خوب برای این گونه از بازی ها، سری میراث کین است. بازی ای که به طور دقیق یک داستان حماسی را روایت می کند و حتی در سبک نقش آفرینی هم جای نمی گیرد.
باید گفت که متاسفانه در حال حاضر نگرش ما، به عنوان مخاطبین این صنعت، نسبت به داستان های حماسی تغییر کرده است، به نوعی که شاید فراموش کرده ایم که با چینش درست المان های داستانی می توان به یک حماسه دست یافت و با چینش غلط همان عناصر، دقیقا همان عناصر به یک داستان ساده. بگذارید مثالی ساده و در یک روایت تمثیلی برایتان بیاورم تا به طور دقیق تری با مفهوم تفاوت داستان حماسی و غیر حماسی آشنا شوید.

روزی شیخ اجل، سعدی شیرین سخن، در جمعی نشسته بود؛ سخن از حکیم فردوسی و اشعار حماسی ایشان به میان آمد، سعدی معتقد بود که سرودن اشعار حماسی فردوسی، اگرچه شایسته تقدیر و توجه است، اما کار چندان مشکلی نیست و او هم می تواند اشعاری مانند فردوسی بسراید. از آنجا که شهرت سعدی به غزلیات عارفانه و عاشقانه بود، شنیدن این سخن از شیخ برای حاضرین جالب توجه بود. سعدی برای اثبات ادعای خود دو بیت شعر حماسی سرود:

خدا کشتی آنجا که خواهد برد
اگر ناخدا جامه بر تن درد

و همه اعتراف کردند که ادعای شیخ درست است. شب هنگام  سعدی در خواب فردوسی را دید که در مقابلش ایستاده است ، حکیم در حالی که به سعدی خیره می نگریست، فرمود:

برد کشتی آنجا که خواهد خدای
اگر جامه بر تن درد ناخدای

منم من، سنگ تیپاخورده رنجور/ منم، دشنام پست آفرینش، نغمه ناجور (آریندل، یکی از شخصیت های اصلی این بسته الحاقی)

از این روایت می توانیم به این موضوع برسیم که این فقط ابزار ها و ظواهر نیستند که در ساخت یک اثر عالی نقش دارند، بلکه عنصر اصلی برای ساخت و خلق یک اثر جاودان، توانایی استفاده درست و به موقع از این ابزار ها است. حماسی بودن یک اثر نه به طول و عرض آن ربط دارد و نه به پولی که بابتش پرداخت می شود، یک اثر وقتی حماسی تلقی خواهد شد که با جای‌گذاری درست عناصر، عمقی بی وصف به اثر داده شود. عمقی که بتواند مخاطبان را در خودش غرق کند و آن ها را از دنیای واقعی دور کند، طوری که گاهی زندگی واقعی خودشان را از یاد ببرند. هیچ حماسه ای با گسترش بی معنی کلماتش ارزشمند نمی شود، این معنای نهفته در پس کلمات است که ارزش یک اثر را نمایش می دهد.
در صنعت باز سازی بسیارند کسانی که بهترین ابزار ها و حتی ایده ها را در اختیار داشته اند و هیچ تحویلمان داده اند. اما به تازگی و در چند سال اخیر، مردی ظهور کرده که علاوه بر داشتن ایده های ناب، دقیقاً می داند چطور و چگونه با چینش درست عناصری که در دست دارد، یک شاهکار خلق کند. این مرد کسی نیست جز هیدتاکا میازاکی (Hidetaka Miyazaki)، سازنده ای که با گسترش دادن المان های قصه گویی محیطی کاری و درست و به جایش کاری می کند که مخاطب هم با تمام وجود همراه بازی رشد کند. میازاکی در بازی هایش سیر تحول قهرمان داستان را به تصویر می کشد، یکی از مهمترین عناصر داستان پردازی، اما این سیر تحول و رشد به گونه ای دقیق و درگیر کننده به خورد مخاطب داده می شود که بعد از مدتی کوتاه او را هم همراه خودش بزرگ می کند، متحول می کند. این سیر تحولِ عظیم از پشت صفحه های دیجیتالی پا به عرصه واقعیت می گذارد و ما را هم همراه خودش، پرورش می دهد تا سرسخت تر شویم، بهتر تصمیم بگیریم و همچون قهرمان بازی، با انسانی که در ابتدای شروع این سفر بوده ایم متفاوت باشیم.

سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت،سرها در گریبان است

سری دارک سولز همیشه با یک جور گنگی خاص هم پیمان بوده است، یک جوِ بی انتها و سنگینِ سرشار از تضاد که مدام شما را پس می زند و بی وقفه شما را فرا می خواند، این حس عجیب اصلاً بی شباهت به زندگی واقعی نیست. به لطف قصه گویی بی همتای محیطی و دیالوگ های کوتاه، اما عمیق، بازیباز ها همیشه خودشان را در موقعیتی پیدا می کنند که سال هاست از گم شدنشان در دنیای غنی سری سولز می گذرد.
این دنیای غنی و پر رمز و راز، بستر مناسبی است که همه طرفداران سری را با تئوری های دقیق و زیبا به سمت خود بکشاند تا با همفکری خودشان، داستان عمیق و طولانی بازی را شکل دهند، داستانی که فقط با ارائه سرنخ هایی هوشمندانه و زیبا از جانب سازنده ها همراه است. نه روایتی در کار است و نه صحنه های سینمایی و میان پرده های قصه گو. و شاید، شاید بزرگترین عامل موفقیت سری بازی های ارواح تاریک هم در همین نکته نهفته باشد، داستانی که با تعامل فکری شما شکل می گیرد، با تخیلات شما بسط داده می شود و با همه ساده بودنش، آنقدر عمیق و درست چیده می شود که هر مخاطبی را غرق خودش می کند.

نگه جز پیش پا را دید، نتواند/که ره تاریک و لغزان است ( ترس و تنهایی در محیط ها موج می زند)

در گام اول باید به این موضوع فکر کنیم که نبوغ بیمارگونه این سازنده های خوش ذوق بوده که باعث شده، محیطی با چنین جزییاتی خلق کنند و به وسیله آن داستان مورد نظرشان را تعریف کنند. داستانی که چارچوبی کلی از آن را فقط در دیالوگ ها، طراحی محیط و البته توضیحات گنجانده شده در آیتم ها می توان یافت. و بعد نوبت خودمان است که دست به کار شویم. و این اوج هنر حماسه بافی است، حماسه ای که با تعامل مخاطب شکل می گیرد، رشد می کند و مخاطبش را هم در دل سکوتی غم زده، متحول می کند.
Ashes of Ariandel اولین محتوای قابل دانلود، از دو محتوایی است که سازنده ها برای بازی در نظر گرفته اند. این محتوای اضافی بر خلاف رسم بازی های روز، کامل کننده یک بازی ناقص نیست. بلکه به طور کلی محیط ها و محتواهایی را به بازی اضافه می کند که تجربه کامل Dark Souls 3 را لذت بخش تر جلوه می دهد. Ashes of Ariandel در جهان یک نقاشی رخ می دهد. جهانی به شدت دور از ذهن و البته خطرناک که چالشی عظیم و البته جدید پیش رویمان می گذارد و باز هم به سبک قبل، مجبورمان می کند برای شخصیت هایش داستان ببافیم. چرا که مثل همیشه، بیشتر از آنکه قهرمان این داستانِ غم زده باشیم، ناظری هستیم که در سکوت، راز و رمز های قهرمانان سقوط کرده را کشف می کند.

حقیقت امر این است که این فرمول تازه و جدید در زمینه حماسه سرایی که توسط میازاکی خلق شده، آنقدر دل نشین و زیباست که هیچ کس از تحسین کردنش خسته نخواهد شد. در محتوای قابل دانلودی که به تازگی ارائه شده، Ashen one یا قهرمانِ غرق شده در سکوتِ ما، باید وارد “دنیای نقاشی شده آریاندل” شود تا بفهمد که چرا این دنیای سرد و تاریک، اما دلرحم رو به افول نهاده و رنگ تباهی به خودش دیده است.
داستان این محتوای دانلودی مثل همیشه و همانطور که پیشتر توضیح داده شد روایت می شود و پر است از تئوری های متفاوت، حدس و گمان های عجیب و خرده داستان های غم انگیز که هیچ کدامشان را نمی توان زیر سوال برد. در نوع روایت و داستان گویی این محتوای دانلودی، همچون Dark Souls 3 و پدرانش، هیچ عیب و نقصی نمی یابید، چرا که فرمول جدید میازاکی، اصول داستان گویی در بازی های رایانه ای را به حد غیرقابل وصفی گسترش داده و به معنای واقعی کامل کرده است. این فرمول جدید که پر شده از تضاد هایی سازنده، کمک می کند تا بازی کننده ها علاوه بر تعامل در گیم پلی بی‌نظیر سری، در سیر داستانی و روایی، بدون تغییر دادن آن به سبک بازی های نقش آفرینی دیگر، دخالت بسیاری داشته باشند، چرا که داستانِ اساسی بازی را به عنوان یک شاهد همیشه بیدار نظاره می کنند و همچون یک باستان شناس، یک مورخ و یک تحلیل گر شروع به فرضیه سازی می کنند. فرضیه هایی که بر اساس شواهد محیط، قصه های بازمانده ها و اشیاء به جا مانده از گذشتگان شکل گرفته اند. به نظر من، این نوع قصه گویی دقیقاً ما را در دل حماسه ای قرار می دهد که سال‌های سال پیش شکل گرفته است و حالا باید کشف شود. همچون رویداد های تاریخی که باید جزییات بسیارشان را با توجه به شواهد کشف کرد. میازاکی با این روش قصه گویی تعامل جدیدی ساخته که در هیچ بازی دیگر و مهمتر از آن، در قالب هیچ رسانه ای دیگری ممکن نیست.

تگرگی نیست، مرگی نیست/ صدایی گر شنیدی، صحبت سرما و دندان است (مبارزات نسبت به بازی اصلی سخت تر شده اند)

ای ترسای پیر پیرهن چرکین، هوا بس ناجوانمردانه سرد است

در همین ابتدای امر، باید بگویم که این محتوای دانلودی به غایت سخت است، سازنده ها برای ایجاد کردن یک چالش جدید و البته دوست داشتنی برای طرفداران سری دست به کارهایی زده اند که شما را حیرت زده خواهد کرد. دنیای نقاشی شده آریاندل، دنیایی یخ زده است. جایی که حتی دیدن فاصله چند متری هم به لطف مه غلیظ موجود در محیط برایتان دشوار است و این دید کم، بلای جان‌تان است. محیط وسیع و گسترده Painted World of Ariandel به زیبایی طراحی شده و جاذبه هایش قطعاً باعث شگفتی خواهند شد، اما همین محیط زیبا و آرام یکی از پرخطر ترین مکان های سری را برای جنگجوی خسته ما ایجاد می کند. در همان لحظات اول متوجه خواهید شد که محیط جدید پر است از راه های مخفی و میانبر هایی که سعی دارند شما را به بن فایر های معروف سری برسانند تا پیشرفت هایتان را ذخیره کنید، اما این همه تلاش برای چیست؟ کمی که در بازی پیشروی کنید، قطعاً به پاسخی مناسب برای سوال خواهید رسید،  Ashes of Ariandel  سخت است و بخشی از سختی اش را مدیون فاصله زیاد بین بن فایر هاست، فاصله ای که پیمودنش اگر هم از نظر مکانی زیاد سخت نباشد، به دلیل وجود دشمنان بسیار زیاد و البته خطرناک، به شدت دشوار است.
محیط بازی به طور قطع بزرگ تر از محیط های معرفی شده در محتواهای قابل دانلود Dark Souls 2 است، این محیط بزرگ و پویا، پر شده است از دشمنانی که در هرگوشه ای از نقشه به کمینتان نشسته اند تا در فرصتی مناسب به سراغتان بیایند، همچنین در این محیط یخ زده آن قدر راز و رمز نهفته است که ساعت ها وقت برای کشف تمامی آن ها نیاز دارید. به طور کلی اما روند گیم پلی این محتوای الحاقی هیچ تفاوتی با نسخه اصلی بازی ندارد، پس توضیح دادن اضافی در مورد عملکرد ها و توانایی های شخصیت را کنار می گذاریم و بدون معطلی سراغ تفاوت های اصلی خواهیم رفت.
اصلی ترین تفاوت این محتوای دانلودی با بازی اصلی تعداد دشمنان و الگو های حمله آن ها است، در بازی اصلی کمتر پیش می آمد که با چند دشمن به طور همزمان مواجه شوید. در واقع طراحی مراحل بازی به نوعی انجام شده بود که با کمی هوشیاری می توانستید از مبارزه با چند دشمن به طور همزمان پرهیز کنید. اما در دنیای آریندل از این خبر ها نیست.

سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت (غول آخر اصلی که یک چالش عظیم و طاقت فرساست)

سازنده ها با طراحی کردن تعداد بسیاری از دشمن های جدید، چالشی به شدت طاقت فرسا برای بازی باز ها ایجاد کرده‌اند. دشمن هایی که همگی از الگوهای حملات متفاوتی بهره می برند و بیشتر از همیشه سعی می کنند هر طور شده شما را بکشند. این دشمنان های جدید تنوع بسیاری دارند و از سلحشورانی غول پیکر گرفته تا حشره هایی شیطانی را شامل می شوند که حسابی بلای جان شما خواهند شد. از سوی دیگر به علت جدید بودن همه الگو های حمله و ضربات این دشمن ها، مدتی به طول می انجامد که راه حل مناسب و الگوی درست مبارزه با هر دشمن را فرا بگیرید که خود یک چالش جدید و پر هیجان محسوب می شود. موضوع حیاتی دیگری که در این محتوای جدید موج می زند، این است که بازیباز ها باید بدانند و باید درک کنند که دنیای عظیم ارواح تاریک، هنوز هم چیزهای بسیاری دارد که به آن ها بیاموزد. حتی روش های جدید جنگیدن.
علاوه بر دشمنان سخت جان تر و متنوع، ما شاهد وجود داشتن تعداد بسیار زیادی از سلاح ها و سپر های جدید هستیم که اکثراً Weapon Art های متفاوت و جدیدی را هم همراه خودشان دارند. این سلاح ها و شمشیر ها به طور دقیق ۱۶ عدد هستند که برای یک محتوای قابل دانلود عدد قابل ملاحظه است. از سوی دیگر تعداد ۵ ست زره کامل و زیبا به بازی اضافه شده اند که مثل همیشه از طراحی بسیار زیبایی برخوردارند. یکی از این زره ها که توجه من را به طور خاص به خودش جلب کرد، ست زیبای Millwood بود، این ست زیبا و بسیار جالب، ظاهری شبیه به برسکرها به شما خواهد داد، جنگجویان قدرتمند و توانای نورس که در سرزمین های یخ زده زندگی می‎کردند. همچنین در این محتوای قابل دانلود که به طور دقیق بیش از ۵ ساعت برای پایان بردن بخش داستانی اش نیاز دارید، با دو غول آخر فوق العاده مواجه می شوید که پوست از سرتان خواهند کند.
به طور دقیق تر باید بگویم که با وجود یک محیط به نسبت بزرگ و پر از رمز و راز و راه های مخفی، دشمنان جدید با طراحی های منحصر به فرد، آیتم ها و سلاح های جدید و غول آخر هایی به شدت هیجان انگیز، ما با یک محتوای قابل دانلود ارزشمند مواجه هستیم.
به نظر می رسد سازنده های سری Dark Souls همیشه سعی داشته اند با ساخت محتواهای دانلودی، علاوه بر سرگرم کردن مخاطب های عام، چالشی جدید و البته سخت تر برای بازی کننده های حرفه ای تر رغم بزنند. این موضوع را می توان از طراحی محیط ها و البته باس فایت هایی که در این محتواها حضور دارند دریافت. Ashes of Ariandel هم به عنوان اولین محتوای دانلودی Dark Souls 3 از این قائده مستثنی نیست و طبق همین روند تجربه ای سخت تر از بازی اصلی را برایتان به ارمغان می آورد. تجربه ای که قطعاً نیازمند به اتمام رساندن بازی و یک شخصیت با سطح بسیار بالا است. چرا که تک تک دشمنان موجود در این محیط جدید، برای تازه وارد ها خطری جدی و کشنده محسوب می شوند. علاوه بر این هر دو غول آخر موجود در محیط بازی به شدت سرسخت و سخت جان طراحی شده اند و طبق الگوی اصلی این محتوا، به تنهایی هم با شما نمی جنگند.

نفس، کز گرمگاه سینه می آید برون، ابری شود تاریک (طراحی میحط های یخ زده حرف ندارد، واقعاً حیرت انگیز است)

علاوه بر این به طور قاطعانه باید بگویم که برای مبارزه و دوام آوردن در این محتوای دانلودی نیاز به سلاح هایی قدرتمند و البته تسلط کامل بر گیم پلی نسخه اصلی دارید، چرا که قرار است با چالشی جدی و البته بسیار دوست داشتنی مواجه شوید و هیچ چیز بهتر از آمادگی کامل نیست. درست است که روند مبارزات در Ashes of Ariandel کمی متفاوت است و ذره‌ای سخت تر شده، اما همچنان هسته اصلی خود را حذف کرده است. در این بسته الحاقی، دقیقا همانند بازی اصلی، حتی در مواجهه با ضعیف ترین دشمنان هم نباید عجله کنید و بی گدار به آب بزنید، چرا که هر موجود زنده ای در محیط می تواند شما را بکشد. برای پیشبرد بازی و پشرفت کردن در آن، همیشه باید مراقب باشید، هوشیار بمانید و هیچ وقت غفلت نکنید. در مبارزات مثل همیشه به صبر و تحمل بسیار زیادی نیاز است که با وقت شناسی و واکنش های سریع کامل می شود.
باس فایت اصلی Ashes of Ariandel که با دنبال کردن روند داستانی با آن مواجه خواهید شد Sister Friede نام دارد، این غول آخر پر هیجان و درگیر کننده، به جرأت یکی از بهترین و سرسخت ترین مبارزه ها با باس های نهایی بازی است. یک مبارزه طولانی، طاقت فرسا و بسیار پرهیجان که همه داشته هایتان را به چالش خواهد کشید. این باس فایت نهایی، به قدری جذاب و خوش ساخت است که ارزش کلی این محتوای قابل دانلود به به شدت بالا می برد.
از سوی دیگر، یک غول آخر انتخابی در محیط بازی وجود دارد که کلید اصلی ورود به یکی از هیجان انگیز ترین محیط های این محتوا را در اخیتارتان قرار می دهد. درست پس از شکست دادن این غول آخر است که کلید ورود به منطقه Hollow Arena را به دست می آورید. منطقه ای که میزبان نبرد های تک به تک و تیمی شما در مقابل دیگر بازی کنان است. به طور دقیق تر این منطقه در واقع همان میدان نبردی است که سازنده ها قولش را داده بودند. در این میدان نبرد شما می توانید با بازی کن های دیگر دوئل کنید و تا سرحد مرگ بجنگید، البته با این تفاوت که استفاده از استوس فلاسک ها ممنوع شده و نمی توانید در حین مبارزات خودتان را درمان کنید. از سوی دیگر در حالت Brawl که میزبان ۶ بازیکن است، این امکان وجود دارد که با شخصی سازی نفرات تیم ها، اجازه استفاده از آیتم ها و حتی نحوه مبارزات، میدان نبرد دلخواهتان را خلق کنید. در این حالت مبارزات می توانند به شکل تیمی و یا تکی دنبال شوند. در آخر هم بازیکنی که بیشتر امتیاز را کسب کرده است برنده مبارزات خواهد بود.

شب با روز یکسان است… (…)

به طور کلی باید بگویم که محتوای اصلی Ashes of Ariandel، به گونه ای برنامه ریزی شده که همه بازیباز ها را راضی نگه دارد، این محتوای قابل دانلود بخش تک نفره ای غنی اما کوتاه به بازی اضافه می کند که قطعاً ارشمند است و در کنار آن روح تازه ای به بخش چند نفره بازی می دمد که جذابیت آن را چند برابر می کند.

 که سرما سخت سوزان است

دنیای نقاشی شده آریندل، سرد است، تاریک است و پر است از بیگانگیِ محضی که در سری موج می زند، این فضای غم زده و تاریک قرار بوده تا پناهگاهی باشد برای مردمانی قدیمی، در دل یک نقاشی. به لطف طراحی بی نظیر محیطی…
در واقع اجازه دهید که بگویم بی نظیر کلمه درستی برای وصف این نوع از طراحی ها نیست، این طراحی های منحصر به فرد، از دل ذهن هایی به شدت فعال و خلاق بیرون آمده اند. ذهن هایی که می توانند فقط و فقط با یک تصویر داستانی بسیار عمیق و وسیع را روایت کنند. حس های را درونمان بیدار کنند که تا سال ها از یاد و خاطرمان بیرون نرود. این طراحی های دیوانه وار و فوق العاده بستر اصلی مباحث مربوط به گرافیک در سری سولز را شکل می دهند. جایی که گرافیک فنی و کیفیت بافت ها و تکسچر ها به اندازه این طراحی های بی نظیر اهمیت ندارد.
مفهوم هنری بودن طراحی در Ashes of Ariandel به قدری پیشرفته تر از نسخه اصلی بیان می شود، جایی که سازنده ها می بایست یک جهان غم زده، غرق شده در یخ و سرما و البته خشن را به تصویر بکشند که برای آرامش یافتن مردمان ساخته شده بود. یک محیط ناب که تضاد در تمام وجوهش موج می زند و گذشته از آن، داستانی بسیار عمیق را در دل تک تک سنگ ها و درخت های زنده اش(!) پنهان کرده است.
دنیای نقاشی شده آریندل همانطور که از اسمش پیداست، بی ربط به نسخه اول سری ارواح تاریک نیست. و این ربط عجیب و عریب در مرحله اول از معماری و طراحی محیطی بازی پیدا می شود. یک طراحی دقیق و حساب شده که در اوج زیبایی، ارتباطات، داستان ها و رمز و راز های بسیار را در خودش پنهان کرده و با یک مفهوم متضاد همه آن ها را هم بازتاب می کند. یعنی در حالی که ربط های این داستان با نسخه اول در معماری پنهان شده، اما هنوز هم آنقدر غیرقابل درک نیست که هیچ کس متوجه آن نشود. و این اوج نبوغ طراحان بازی را نشان می دهد.

هوا بس ناجوانمردانه سرد است… آی (یکی از مهم ترین نقاط موجود در محیط که حسابی درگیرتان خواهد کرد)

محیط های اصلی این محتوای قابل دانلود، پوشیده شده در برف و یخ هستند، محیط هایی که از یک تمدن رو به افول باقی مانده اند و به درستی قصه دوران های آن را از ابتدای خلق شدن تا روز های نابودی اش به تصویر می کشند (کاری که از یک حماسه انتظار داریم!). لحظه هایی پیش می آید که در این محیط زنده و سخن گو، با آن سلحشور تنها مانده رنج کشیده زیر بارش برف بی حرکت می ایستید و خیره نگاه می کنید به آسمان، دنیا و چرخش بی رحم روزگار که رو به روی چشم هایتان به تصویر کشیده شده است.
در دنیای ارواح تاریک گویی همیشه زمستان است، حتی اگر برف نبارد، حال تصور کنید که در دنیای نقاشی شده آریندل همیشه در یک محیط یخ زده و زمستانی حضور دارید، همه چیز بوی ناامیدی می دهد، نفس هایتان ابر است، دلتان خسته و غمگین است و درختان اسکلتهای بلور آجین
زمین دلمرده ، سقف آسمان کوتاه
غبار آلوده مهر و ماه
زمستان است.
طراحی هنری در این بسته الحاقی، به طور قطع متفاوت از بازی اصلی انجام گرفته تا نشانه هایی از دنیایی جدید و نو را رو به روی چشم هایمان ایجاد کند، اما فراتر از این تفاوت، در بطن تک تک تصاویری که از بازی به یاد دارید همه این محیط ها آشنا و به شدت شبیه به هم به نظر می رسند. به شخصه همیشه از وجود این همه تضاد در سری سولز حیرت کرده ام، تضاد هایی که عامل اصلی و حیاتی موفقیت سری هستند، تضاد هایی که سازنده ها با نبوغ بی مثالی آن ها را دقیقاً مثل دنیای واقعی در کنار هم به تصویر کشیده اند. بگذارید کمی ساده تر بگویم، واضح است که سازنده ها برای طراحی محیط های بازی در کل سری از فرمول یکسانی بهره برده اند، فرمولی که در پس زمینه باعث می شود همه محیط ها در هر سه بازی اصلی و محتوا های دانلودی آن ها شبیه به هم باشند و حسی مشابه را منتقل کنند، اما در تضاد با همین موضوع در طول هزاران ساعت تجربه هر سه عنوان از سری ارواح تاریک هیچ وقت با محیط هایی برخورد نکرده ام که مشابه یکدیگر باشند. و این دقیقاً یکی از وجوه تضاد های قابل درکی است که در بازی نهفته شده. این تضاد ها را می توان در گیم پلی، موسیقی و حتی داستان سری هم مشاهده کرد، تضاد هایی که به هیچ وجه ضربه زننده نیستند بلکه به غایت سازنده عمل می کنند و باعث می شوند تجربه غریب بازی ها به شدت قابل درک و واقعی جلوه کند. و وای به حال کسی که گرفتار این دنیای تلخ شود.
در Ashes of Ariandel همانند بازی اصلی، به واسطه طراحی محیطی، حس تنهایی و ترس موج می زند، ترسی که با ادغام شدنش با یک محیط برفی، حس جدیدِ غربت و درماندگی را هم به بازی می افزاید. این حس های عمیق که همیشه در اتمسفر و فضای سری وجود داشته اند، یکی از مهم ترین عناصر بازی را شکل می دهند، عنصر اصلی فانتزی تاریک و تلخ. محیط های این بسته الحاقی همانند بازی اصلی الهام گرفته شده از آثار فانتزی و دنیای تلخ فانتزی های تاریک هستند، محیط هایی که حس تلخِ غم زدگی، از دست رفتگی و در هم پیچیدگی سرنوشت یک سرزمین را بدون وجود هیچ لایه ای از شادی، به طور مستقیم به قلب و ذهن بازیباز تزریق می کنند. حس هایی که به طور قطع با همخوانی داشتن با هم باعث می شوند دنیای سری سولز به حد نهایی تلخ شود و تاریک و ناامید به نظر برسد. اما یک سوال اساسی و غیر قابل درک درباره این دنیا وجود دارد؛ که چرا با همه دل‌مردگی ها و ناامیدی تلخی جاری در فضا، هنوز هم دنیای فانتزیِ تلخ و سیاه سری سولز زنده است و ما را وادار می کند با امید و استحکام به راهمان برای نجاتش ادامه دهیم، حتی با اینکه می دانیم مقصدی جز نابودی نخواهیم داشت؟

سلامم را تو پاسخ گوی، در بگشای (راز و رمز هایی به وسعت تاریخ یک تمدن نابود شده در این محیط سرد و تاریک نهفته است)

باید گفت که این موضوع هم یکی از آن تضاد های بی نظیرِ حل شده در فضای بازی است، که باعث می شود یک محیط بی‌نهایت مرده و غرق شده در نابودی، باز هم به دنبال منجی باشد، یک منجی که از ابتدای امر می داند قرار نیست چیزی را عوض کند، اما باز هم سفر می کند، سفر قهرمانی که پر است از تضادها و شکل گرفته از تضاد ها.
در سوی دیگری از طراحی محیط، مواجه می شویم با صداهایی که انگار از دل جهنم در آمده اند، صدا هایی عجیب و غریب، اما پر معنی. در ابتدای امر این صداگذاری شخصیت هاست که توجه همه را جلب می کند، همان شخصیت هایی که معمولا چهره های ساده و بدون جزییاتی‌شان خبر از دنیای مرده بازی می دهد. این شخصیت های غرق شده در غم اما با صداهای خسته و درحال مرگشان بیشتر از چهره های ساده ای که دارند، به رسیدن پیام غم انگیز و چندشناک بازی کمک می کنند. در ورای این صدا ها اما کلمات دقیق و حساب شده ای که بر زبانشان جاری می شود، هم شما را میخکوب می کند و پیام می دهد که سفری که می روید، بی حاصل است و هم در ورای لفظ ها و در دنیای معانی، تشویقتان می کنند که راهی را که آغاز کرده اید تا آخر بپیمایید، شاید که در پس همه این بیچارگی ها، سحر آمده باشد، اما فریبت می دهد ، بر آسمان، این سرخیِ بعد از سحرگه نیست. حریفا ! گوش سرما برده است این، یادگارِ سیلیِ سردِ زمستان است.

منم من ، میهمان هر شبت

Ashes of Ariandel یک محتوای الحاقی قابل احترام است، درست است که طول بخش داستانی این محیط جدید بیشتر از ۵ ساعت نیست، اما در مبحث عمق و توانایی عجیب حماسه سرایی، هنوز هم یکی از بهترین هاست. گیم پلی‌ای ۵ ساعته در یک محیط کاملا نو، با آن طراحی های بی نظیر سری که میزبان دشمنانی جدید، الگو های جدید مبارزه و البته چندین آیتم جدید است. از داستان و شگفتی های طراحی بازیی هم بیشتر از حد کافی حرف زده ام. علاوه بر این در Ashes of Ariandel درگیر دو غول آخر عجیب می شویم که واقعاً سطح طراحی غول آخر ها در صنعت بای های رایانه ای را یک پله بالاتر برده اند. و همه این ها فقط و فقط مربوط به بخش تک نفره است. این محتوای قابل دانلود جدید، غنای تازه ای به بخش چند نفره سری بخشیده و با اضافه کردن آرینا، نبرد های تن به تن را به دنیای تاریک Dark Souls 3  آورده است. دنیایی که به شدت غنی و کامل است.
در وصف Ashes of Ariandel شاید عبارت یک بازی کامل زیاده روی باشد، چرا که متاسفانه مدت به پایان رساندن آن کم است، اما اگر این مدت زمان کم را کنار بگذاریم، با یک بازی کامل مواجه خواهیم شد. سیستم ناب و دقیق مبارزات، یک داستان کاملا جدید و البته کامل باعث شده اند که Ashes of Ariandel بی شباهت به یک بازی کامل نباشد. این محتوای دانلودی هر چیزی که بخواهید را در خودش جای داده و یک تجربه کامل و بی نقص را به Dark Souls 3 اضافه می کند.

  • ابیات استفاده شده در متن، برداشته شده از مجموعه زمستان مهدی اخوان ثالث هستند.

0
0

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

  • first hunter گفت:

    این دی ال سی واقعا عالیه طراحی محیط و دشمن ها عالی بود فقط مشکلش این بود که زیادی کوتاه بود ولی در عوض مدهای pvp میتونه تا مدت زیادی ادمو سرگرم کنه
    فقط یه چیزی تو pvp خیلی رو مخمه اونم این پلیرهایی هستن که فقط از اسپل استفاده میکنن لامصبا دمیج اسپلاشون خیلی بالاست یهو از پشتت یه چیزی ول میدن سمتت سه چهارم جونت میره Neutral

    0
    0
  • mohammad1380n گفت:

    من نسخه کرکی رو دارم
    اینو گرفتم بعدش موقع نصب اپدیت ها ارور میده چه کنم؟

    0
    0
  • خدا رو شکر به طور واضح مشخصه که دوستان چی فکزر میکنن. واقعا این که بشیم مقلد بقیه سایت ها و نمره اونا روبدیم رو چند نفر دوست دارن گویا ولی متاسفانه باید بهتون بگم سیستم نقد ما همینه و اصلا اضراری بر خوندن شما نیست. هر جا که بهتره بخونید. به نظرم وقت نظرهای ۱۰۰ خطی رو صرف خوندن مقاله جای دیگه کنید خیلی بهتره. صد بار توضیح دادنم و دیگه نمیدم. اقایونی که کلا ۳-۴ نفر هستید و به طور ثابت در تمام مقاله ها تکرار میشید نمره ما همین شکله و منتقدهای من ازادن. ممنقد گیمره. بازی میکنه نظرش رو میگه. بخونید یا نخونید. من برای کاربرامون می نویسیم که دوست دارن نقدهامون رو. نه کسایی که مثل طوطی تو هر پست تکرار میکنن حرفشون رو . والسلام. از این به بعد هم نظرات مرتبط به هر سایت دیگه ای رو ببینم و اسم سایت دیگه ای رو ببینم در جا میرید توی بررسی همیشگی. اینجا گیمفاست. برترین رسانهع گیم ایران. اینجا حرف از گیمفاست. از سایتهایی که حرف می زنید برید تو خودشون نظر بدید. خجالت بکشید و اگر نمیگید خسته نباشی به زحمت کسی که براتون نوشته احترام بذارید. من ننوشتم این مقاله رو واسه همین میگم. مقاله من بود مهم نیست. این مقاله رو نویسنده من زحمت کشیده و نوشتهو میثم عبداللهی سرپرست تحریریه گیمفا هر روز و هرهفته داره پشت سر هم بازی میکنه تا نقد بذاره به روز برای شما. الان شرو.ع کرده بلافاصاله به تایتان فال تا زود براتون اماده کنه. اینجوری تشکر میکنید؟ اصلا نمیخواد تشکر. هیچی نگید. اینجا اسم سایت …. و نیارید

    0
    0
    • سعید جون این حرفارو بیخیال الان هر بچه سیرابیی یه کنسول میخره فک میکنه میتونه راجعبه هر بازی مخصوصا دارک سولز نظر بده.
      _
      جان من یکار کن هرچی نظر میدم نره بررسی خواهشا

      0
      0
    • از دوستای عزیزم مثل علی و فرزام و سایر دوستام که همیشه حتی وقتی من نیستم هم گیمفا رو حمایت میکنن و دوست دارن تشکر میکنم چون واقعا وقتی شما هستید دیگه لازم نیست من چیزی بگم.

      0
      0
    • Ali Nietzsche گفت:

      درود بر شما سعید جان، اصلا خودتونو واسه اینجور کسا ناراحت نکنید…. دوستان متاسفانه تا هنوز نتونستن درک کنن نقد و منتقد به کی میگن و چه ارتباطی بینشون وجود داره!
      متاسفانه نتونستن درک کنن که انتقاد رو با لحن بد نمیشه گفت، نتونستن درک کنن که انتقاد و مقایسه یک وب سایت با یکی دیگه باهم فرق میکنه و در اصل با این مقایسه نادرستشون به نویسنده توهین میکنن… این واقعا جای تاسف داره…
      مقالات گیمفا همیشه عالی و تک بود، مشکل فقط از چند عدد کاربره که امیدوارم بدونن احترام به نظر بقیه یعنی چی..
      موفق باشین… فقط یه زحمتی بکشین آقای بابایی، یه نظر دادم در جواب دوستمون Retrogamer
      که تقریبا جزء اخرین نطراته، متاسفانه نظرم کامل نشده فرستاده شد، همونو فقط پاک کنید چون کامل نیست..
      در اخیر موفق باشین، منتظر نقد دارک سواز ۱ هستم In Love

      0
      0
  • ali fan bf گفت:

    نقدتون عالی بود
    من هنوز تو باس فایت اول دارک سولز ۳ موندم چه برسه به دی ال سی Smile weep

    0
    0
  • zealot1370 گفت:

    واقعا ممنون از نقد فوق العاده زیباتون..روح و روانم بسی شاد شد..عااالی بود Big Smile …سری دارک سولز به جرات بهترین بازی عمرم بود البته با تشکر از اقای اقابابایی با نقد فوق العاده و گیرای Scholar of the first sin که داستان سری ۱ و ۲ رو توضیح دادن که باعث شد من بعد از اون شروع به انجام این شاهکار کنم..واقعا تشکر Yes Yes

    0
    0
  • mamadreza گفت:

    سلام خدمت نویسنده گرامی و ممنون از زحمتی که بابت مقاله خوبتون کشیدین.
    فقط میخواستم بگم گذاشتن شعرهای اخوان زیر عکس ها خیلی دلمو زد و از اول مقاله تا آخرش رو مخ بود به نظر منه مخاطب اصلا ترکیب زیبایی نیست و لطمه بزرگی به مقاله زده چون فکر میکنم هردو مون میدونیم که شعر مطلب دیگه ای رو میخواد بگه و فقط کلمه سرما و یخبندان مشترک هست بین شعر و بازی و مفهوم شعر اصلا چیز دیگه ای هست.
    بازم ممنون از زحمتی که برای ما میکشید.

    0
    0
  • MS GAMER گفت:

    بسیار عالی از نقد زیبای نویسنده عزیز لذت بردیم اما تعجب کردم آقای آقا بابایی نقد رو ننوشتن،البته آقایه عبدللهی پور هم واقعا خوب و شایسته از پس این کار بر اومدن

    0
    0
  • Nader13 گفت:

    ی سواا دارم فروشگاهای دارک سولزه دو جنساشون محدودا یعنی مثلا ۵ تا جون دارن یا اون ماده هه ک باعث میشه خطه سلامتی دوباره پر بشه تعدادش محدوده اگه تموم کردن چ باید کرد؟من هم تو نسله پیش هم این نسل نتونستم تمومش کنم ب خاطره کمبود اون مادهه ک خطه سلامتیو پر میکنه چون هر بار ک میمیری ی خورده از گنجایشه خطه سلامتیت کم میشه ولی س با بلاد بورنو تونستم تموم کنم چون این مشکلو نداشت

    0
    0
    • dimoomid گفت:

      Nader13 اون اسمش human efiggy هست باید در طول بازی اون رو پیدا کنی بعضی وقتا هم با کشتن بعضی دشمنها اون رو بدست میاری در برخی مناطق dark spirit ها یا همون ارواح قرمز زنگ بهت حمله میکنن با کشتن اونها هم این ایتم بدست میاد در ضمن یه انگشتر هم وجود داره که باعق میشه خط سلامتی ت از یه محدوده پایین تر نره حتی اگر صدبار بمیری پس سعی کن با استفاده از اون انگشتر خیلی مجبور به استفاده از هیومن افیجی نشی و اون رو برای موارد مهم مثل احضار فاتنومها برای کمک بها در مبارزه با باسها یا در مراحل سخت استفاده کنی در کل باید لول خط سلامتی یا همون vgr رو بالا ببری تا با پایین اومدنش هم خیلی به مشکل برنخوری اقا نادر .

      0
      0
  • Mehdia_St گفت:

    فعلا باس فایت خواهر و دارم هی میبازم لولم بالاست ولی خیلی سخت هستش باس فایته سه راند باید بزنی یک بار تنها یم بار هم با اون غوله بار سوم چنان زور زیاد میشه اشکت در میاد بار سوم نزدیک بود بکشمش . خیلی خفنه اهنگه موقع مبارزه با باس فایتش Laugh

    0
    0
  • ممنون بابت نقد
    مقاله خوبی بود ولی کوتاه بودن dlc مشکل بزرگیه به نظرم نمره ۸٫۵ مناسب تر بود.

    0
    0
  • دست آقای نویسنده درد نکنه ..هنوز وقت نکردم بخونمش اما خوبه که غیر از آقای یه نویسنده دیگه هم اینو نوشتن.

    0
    0
  • dimoomid گفت:

    با سلام و تشکر از نویسنده عزیز دنیای کارهای میازاکی به معنی واقعی کلام تمام زندگی من در هنر هشتمه خصوصا دارک سولز ۳ و بلادبورن . احساس من به تک تک اجزای این دنیاهای دارک و انتزاعی چیزی فراتر از عشق و علاقه ست و به نوعی به مرز شیدایی رسیده اما…. اما در مقاله فوق در مورد بسته الحاقی واقعا یک نکته مهم فراموش شده بود و اون نگاه منتقدانه به بازی بود حداقل باید به نکاتی که در مورد اکثر نقدهای جهانی به اونها خرده گرفته شده میپرداختید گرچه من خودم چندان به کاهش نمره به اون دلایل اعتقاد ندارم اما وقتی در دهها نفد نکات مشترکی از دید منتقدین جهان وجود داره شما نباید به اونها بی توجه باشید یکی از دلایل عمده کاهش نمره کم بودن محتوای الحاقی و کوچک بودن اون و ساعات کم گیم پلی در مقایسه با مبلغ این محتواست که پانزده دلار رو گرون میدونند همونطور که گفتم من به این اشکال اعتقادی ندارم و کیفیت بجای طول گیم پلی مهمه . اما همه چی نباید تمجیدنامه باشه . یکی از نکات منفی در مورد گیم پلی برعکس اون چیزی که در متن اشاره کردید عدم چالشی بودن تمام دشمنان موجود در بازی هستند تنها نکته چالشی واقعی بازی باسهای اون هستند و لاغیر در هیچ منطقه ای برای پیشروی شما دچار مشکل و چالش شایسته نام سولز نخواهید بود خیلی راحت میتونید ابتدا تا انتهای بازی رو بثورت گشت و گذار و قلع و قمع تمام دشمنان به پایان برد دیگه دو یا سه بار مردن در سولز هم که دیگه این حرفارو نداره ! در ضمن علیرغم گسترده بودن و بزرگ بنظر رسیدن منطقه بسته الحاقی این محدوده فوق العاده خالی بنظر میرسه و به معنای واقعی بنابر سنت سولز شما برای قدم از قدم برداشتن به هیچ وجه مشکلی ندارید بشدت معتقدم که حداقل بازی میتونست با تراکم بیشتری از همین دشمنان غنی بشه حالا تنوع در طراحی پیشکش ولی واقعا برخی مواقع حس میکنی باید کلی دوروبر خودت بچرخی تا یکی رو پیدا کنی با دو ضرب شمشیر بکشی تا حوصله ت سرنره ! فراموش نکنید کوتاه بودن این بازی این الزام رو ایجاد میکرد که حداقل با حضور بیشتر دشمنان سرسخت تر یه چالش حداقل استاندارد رو برای طرفداران رقم بزنه که بنظر من طرفداران سولز این بازی رو مثل اب خوردن ( صرفنظر از باس اریاندل ) تمام میکنند و تنها دلخوشیشون باید این باشه که بتونن pvp رو در محیط جدید و برفی منطقه اریاندل دنبال کنند و لاغیر ناگفته نماند که نجربه pvp در arena هم که تجربه ای منحصر بفرد و جالب خواهد بود اما صرفنظر از pvp کمی مهجور بنظر میرسه اما بابد منصفانه بگم که از منظر طراحی و گرافیک هنری این بسته الحاقی به معنی واقعی کلمه در برحی لحظات بشدت ارزش و غنای دارک سولز ۳ رو بالاتر میبره در بازی متطق و لحظات و طراحی های منحصر بفرد با امضای میازاکی وجود داره که در مقایسه با برخی نقاط بازی اصلی کاملا یک سروگردن بالاتر قرار میگیره گرافیک و طراحی هنری شگفت انگیزه .

    0
    0
    • حقیقت امر اینه که وقتی با سطح بالا و یک کرکتر قدرتمند وارد این محتوا بشید چندان مشکلی نخواهید داشت، منظورم کرکتری هست که در NG+ و یا حتی NG++ باشه. اما با یک کرکتر که فقط بازی رو به پایان رسونده قطعا این محتوا چالش برانگیز و سخت تر از بازی خواهد بود.
      در مورد کوتاه بودن هم در متن ذکر کردم و هم از بازی نمره کم شده، و به نظر من غنای مفهومی بازی فراتر از بسیاری از محتواهای دانلودی بازی های دیگه ست.
      متشکرم که مطالعه کردید.

      0
      0
  • چرا این سایت هر روز یه جور ما رو اذیت میکنه؟!الان اومدم میبینم همه نظرات پنهان شدن حتی اونایی که هیچ منفی ای ندارند.

    0
    0
  • Red Alert گفت:

    این بازی خودش به اندازه کافی چالش داشت ، وای به حال DLC هاش

    0
    0
  • سلام دوستان یه سوال داشتم اگه میشه کمک کنید
    توی بازی بلادبورن یه جا یه وورک شاپ داره که میشه سلاحتو تعمیر یا تقویت کنی ولی میگه یه toolمیخواد و الان من سلاحم خیلی ضعیف شده و نمیدونم چی کار کنم یا اونtoolرو پیدا کنم اگه کسی اطلاعی داره لطفا کمک کنه

    0
    0
    • dimoomid گفت:

      دوست من mosi god of war من اگر حضور ذهن داشته باشم شما به ایتمی با نام blood gem workshop tool نیاز دارید تا بتونید در hunter dream در محل مربوط به ارتقا و تعمیر اسلحه به ارتقا یا تعمیر اسلحه بپردازید . این ایتم در منطقه tomb of oedon درست بعد از محلی که father gascoine رو کشتید درون یک صندوق توی یه کتابخونه قرار داره یعنی اگر بعد از light lamp مستقیم حرکت کنید و مسیرتون رو ادامه بدید و از محل کشته شدن گاسکوئین هم عبور کنید در نهایت به یک اتاق کتابخونه مانند میرسید ( اگر اشتباه نکنم بعد از بالا رفتن از یه نردبان که شما رو به کتابخونه میرسونه ) این ایتم درون یک صندوق قرار داره که با اون workshop برای شما فعال میشه . اگر تازه به این دنیا وارد شدید مطمئن باشید که شگفتیهای مسحور کننده زیادی در انتظارتونه . بنظر من این شاهکار کاملترین و زیباترین اثر میازاکی هست . امیدوارم پاسختون رو درست گفته باشم . اگر بازهم سوالی بود در خدمتم.

      0
      0
  • Eek! Eek! Eek! الان نظر حکیم پوریا رو خوندم تازه فهمیدم نقدو آقای آقابابایی ننوشته Eek! حاضرم قسم بخورم یه نگاه کوتاهیم به اسم نویسنده که انداختم سعید آقابابایی رو دیدم به عنوان نویسنده ی این مقاله Eek! Eek!
    ولی قلم نویسنده ی گرامی بسیار زیبا و دلنشین و پر از آرایه است Grin به امید دیدار مقالات بیشتر

    0
    0
  • devilgodes گفت:

    خیلی نقد زیبا و جالبی بود ولی من واقعا تعجب کردم وقتی دیدم اسمی از شاهکار witcher3 نبردید که الان شاه سبک rpg هستش و هیچ بازی دیگه ای در این سبک توان برابری و رقابت رو باهاش نداره جز دارک سولز ۳
    ویچر ۳ هم داستان حماسی داره هم داستان پردازی بسیار زیبا و هم گیمپلی بسیار غنی که حتی بسنه های الحاقیش باز هم شاهکار های جدا بودن امیدوارم توی نقد های بعدیتون به این نکات توجه کنید

    0
    0