هنر گرافیکی، گرافیک هنری | ۲۶ بازی که گرافیکشان برای لزوم تجربه آن ها کافیست (بخش اول)

22 مهر 1395 - 07:45

نمی دانم دقیقا کی بود که خوره گرافیک و رزولوشن و … به جانمان افتاد و هر چه بیشتر پیش رفت لذت بازی ها را برای ما کم و کمتر کرد. نمی دانم کی بود که وقتی بازی را اجرا کردیم به جای لذت بردن از محیط و گیم پلی بازی سریعا بر روی فریم ریت دقیق آن و مقایسه آن با کنسول رقیب و پی سی زوم کردیم. واقعا یادم نمی آید که این آفت کی گریبانمان را گرفت، اما یک چیز را می دانم،… “گرفت”، بد جوری هم گرفت. چند سالی است که بازی برایمان تبدیل شده به یک نمره متای متحرک که در جیبمان می گذاریم تا در سایت ها با آن پز دهیم یا بقیه را آزار دهیم. بازی تبدیل شده به یک وسیله برای سنجیدن قدرت دستگاهمان و نه چیز دیگر. چند سالی است که بازی واقعا همه چیز هست غیر از بازی. با بازی همه کار می کنیم غیر از لذت بردن. حتی جدیدا آن ها را آتش می زنیم و در قابلمه می اندازیم و بازی و کنسول و کنترلر را می پزیم تا چند نفر بیایند و ویدئوی ما را در آپارات ببینند. این کارها حالم را به بهم می زند. از این افراد و این طرز فکر متنفر هستم. متاسفانه خیلی از گیمرهای امروزی به این سمت ها می روند. کسانی که ذره ای احترام برای بازی و برای یکدیگر قائل نیستند و فقط به جان هم می افتند. نمی خواهم زیاد به این موضوع بپردازم زیرا مطلب ما چیز دیگری است. منظور از این صحبت ها این بود که نگاه ما به بازی ها عوض شده است. دیگر به دیده یک دوست سرگرم کننده به آن ها نگاه نمی کنیم و آن ها را پتکی می بینیم که با نمره خود یا بر سر دیگری می کوبیم یا بر سر خودمان کوبیده می شود. می دانید دلیل اصلی این دور شدن از اصل بازی ها چه بود؟ می دانید عاملی که بیش از همه چیز ما را منحرف کرد و بسیاری از بازیبازهای امروزی را کلا از راه خارج کرده است چه بود؟ “گرافیک”. گرافیک لعنتی، فربم ریت، سایه زنی، نور پردازی، وضوح تصویر، واقعیت مجازی، ۴k. از وقتی که همه چیزمان شد گرافیک، روز به روز بیشتر به قهقرا رفتیم.

lara2

به هیچ وجه نمی توان گفت اکنون که گرافیک بالاتر رفته است لذت از بازی بیشتر شده است. بلکه شاید زمانی که سازندگان بیشتر به گیم پلی توجه می کردند لذت بازی ها بیشتر هم بود.

اشتباه برداشت نکنید. گرافیک خیلی موضوع مهم و خوبی است مخصوصا اگر در مورد گرافیک هنری و طراحی باشد. گرافیک یکی از انگیزه دهنده های مهم به بازیباز برای ادامه بازی است اما نه زمانی که شرط لازم و کافی برای شکست یا موفقیت یک عنوان باشد. به هیچ عنوان قصد ندارم تا در این مطلب از ذات گرافیک بد بگویم بلکه برعکس، اصل این مطلب در مورد گرافیک و جلوه های بصری معرکه است. در مورد هنر به کارگیری گرافیک و گرافیک شکل گرفته از هنر. در مورد زیبایی که مدتی است آن را برای خود به زشتی تبدیل کرده ایم. به جای لذت حرص می خوریم. بازی زیباست، لذت بخش است، مخصوصا اگر گرافیک و طراحی هنری خوبی هم داشته باشد. این عامل لذت است نه باعث و بانی ذلت عده ای بازیباز به این خاطر که گرافیک بازیشان یا دستگاهشان مقداری کمتر است. از بدی موضوع بگذریم و به قسمت خوبش وارد شویم. بیایید افتخار کنیم که چنین دنیای دوست داشتنی پر از بازی های رنگارنگ با زیباترین و هنرمندانه ترین طراحی ها و گرافیک دنیا را داریم. زیبایی گرافیکی بازی تنها به فلان قدر عمق تصویر یا رزولوشن فلان و سایه زنی های بهمان نیست. زیبایی گرافیکی بازی آن چیزی است که وقتی بازی را شروع می کنیم بگوییم وای خدا چقدر زیباست. چقدر هنرمندانه خلق شده است. حال می خواهد این زیبایی در قالب یک عنوان با محیط واقع گرایانه و نظامی باشد مانند Crysis و Battlefield و یا یک شاهکار هنری که تنها با طراحی های بی نظیر و رنگ بندی های فوق العاده می تواند کاری کند که بازیباز پلک نزند مانند Trine  با Ori. این ها یعنی گرافیک بازی. این آن گرافیکی است که اهمیت دارد و به بازی زیبایی و ارزش می بخشد. کلیت گرافیک بازی باید زیبا باشد نه این که فقط بر روی یک بخش کوچک زوم کنیم و از آن ایراد بگیریم و انگ ضعیف بودن به گرافیک بازی بزنیم.

bbnzjjt

می دانید طراحی تنها یک شخصیت با کیفیت بالا چقدر زمان بر و دشوار است؟

در طی سال ها و سال ها که بازی های رایانه ای در دنیا تولید می شوند، طی نسل های مختلف و با پیشرفت بسیار زیاد تکنولوژی روز به روز کیفیت بصری بازی ها نیز افزایش یافته است که این به لطف ایزار قدرتمندتری است که پیشرفت تکنولوژی در اختیار سازندگان خوش ذوق بازی قرار داده است. زمانی که بر روی کنسول پلی استیشن ۱ با افتخار و خوشحالی تمام بازی فوتبال آن را به پدر و مادرم نشان می دادم که “ببینید چقدر چهره بازیکنان طبیعی و واقعی است” هر گز فکر نمی کردم که روزی به آن تصویر نگاه کنم و به هیچ وجه نتوانم چیزی جز چندین پیکسل زشت و بزرگ ببینم. هر نسل گمان می کردیم که دیگر آخرش است و از این بهتر نمی شود اما شد و می شود و خواهد شد. هر چه جلوتر رفتیم کیفیت گرافیکی بازی ها بالاتر رفت و پای به قلمروهای جدید تری گذاشتیم تا جایی که همانگونه که در مقالات قبلی خدمت شما عرض کرده ام، اگر اکنون به ما بگویند که ۱۰ سال دیگر خودمان به واقع وارد دنیای بازی می شویم (مانند فیلم Gamer) دیگر برای ما عجیب و غیر قابل هضم نیست زیرا چیزهایی دیده ایم که ما را به این باور نزدیک کرده اند. صحبت اصلی ما در این مطلب در مورد گرافیک و جلوه های بصری است که بازی ها را زیبا می کنند اما نه فقط ان نوع گرافیک فنی بی نظیر و واقع گرایانه، بلکه هر نوع جلوه های بصری که باعث می شوند تا چشم ما به صفحه نمایش خیره بماند و از دیدن تک تک صحنه های بازی لذت ببریم. در واقع همانطور که از نام مقاله بر می آید در این مطلب هم به بازی هایی که سازندگان آن ها هنر استفاده از گرافیک عالی را بلد بوده اند می پردازیم و هم به بازی هایی که سازندگان آن ها خالق گرافیک هنرمندانه ای شده اند. به طور واضح تر باید گفت در این مطلب هم بازی هایی که از لحاظ گرافیک فنی و قدرت اجرا و … عالی هستند را لحاظ می کنیم و هم عناوینی که با طراحی هنری و گرافیک هنرمندانه ای که خلق کرده اند هر بازیبازی را میخکوب می کنند و البته بازی هایی که هر دوی این موارد را دارند مانند Bloodborne.

not-many-great-game-because-too-much-concentration-on-graphics-bower-days_o_1039942

گیم پلی مهمتر است یا گرافیک؟

قبل از شروع این مطلب باید نکاتی را ذکر کنم که از شما عزیزان خواهشمندم آن ها را مطالعه نمایید تا شک و شبهه ای برای شما دوستان پیش نیاید. در این مقاله به دیگر بخش های بازی های قرار داده شده در لیست هیچ توجهی نشده است و اصلا در رده بندی کیفیت آن بخش ها مانند گیم پلی و … لحاظ نشده است و تنها زیبایی بصری و چشم نواز بودن بازی چه از لحاظ گرافیک فنی و چه طراحی هنری است که ملاک قرار گرفته و شاید عنوانی با تمام بخش های بی نظیر در رتبه ضعیف تری از یک عنوان معمولی در سایر زمینه ها که فقط در بخش گرافیک و زیبایی بصری شاهکار است، قرار گرفته باشد. منظور از زیبایی بصری و گرافیک عالی در این مطلب مجموع آن چیزی است که در نهایت چشم ما به عنوان بازیباز از بازی می بیند و اصلا به موارد جزئی تر و ریز به ریز توجهی نشده است. همین که عنوانی دارای یک طراحی هنری معرکه باشد و بسیار چشم نواز و آرامش بخش به چشم بیاید برای حضور در این لیست کافی است. در این مطلب هیچ توجهی به کوچک و بزرگ بودن یا مستقل و AAA بودن بازی ها نشده است و زیبایی هنری و گرافیکی یک عنوان تنها برگ برنده عناوین مختلف در برابر هم هستند. زیبایی گرافیکی و بصری شاید طراحی یک دنیا یا شهر فوق العاده با معماری بی نظیر باشد و یا یک عنوان سیاه و سفید ساده که همین سادگی اش هزاران حرف دارد و یا حتی یک عنوان بزرگ و مشهور که با گرافیک عالی و دیگر بخش های فوق العاده خود شناخته شده است.

evoliucia-na-kompiuturnite-igri-prez-godinite-1952-2015

گرافیک، وقتی که از بعد هنری به آن نگاه کنیم و در اصل طراحی هنری بازی را بسنجیم ارزش خیلی بیشتری پیدا می کند تا توجه به وضوح تصویر و فریم ریت.

رتبه بندی و ترتیبی که در این لیست برای بازی های مختلف لحاظ شده است کاملا نظر شخصی نویسنده است و هیچ معیار و میزانی برای درست یا غلط بودن ان وجود ندارد زیرا پای سلیقه مطرح است البته سلیقه منطقی، نه این که مثلا کسی بازی DARK را بیاورد و در صدر لیست برترین گرافیک ها قرار دهد و بگوید این سلیقه من است زیرا که این توهین به شعور مخاطب است. عناوین این لیست بازی هایی هستند که قطعا نه هیچ کدام از شما و نه هیچ کس در دنیا در زیبایی بصری آن ها شکی ندارد، تنها می ماند رده بندی آن ها که در اینجا سلائق و علائق با هم متفاوت است و بر اساس تجربه و خاطراتی که هر شخص دارد جایگاه ها را تعیین می کند. پس در نظر داشته باشید که عنوانی که من در رتبه ششم قرار داده ام دلیلی بر این نیست که ان بازی حتما ششمین بازی برتر از لحاظ زیبایی بصری در دنیاست بلکه برای من این گونه است و شاید برای شما اول یا دهم باشد. نکته بعدی این که تمامی عناوین این لیست بر اساس داشته ها و اطلاعات نویسنده گرد آوری شده اند و در این مطلب قرار گرفته اند. شاید شما عقیده داشته باشید که مثلا بازی دیگری می توند به جای فلان بازی از این لیست قرار بگیرد و یا جایگاه بازی فرق کند. در اینجا نیز معیار و میزان ثابتی نداریم و عقل و منطق در کنار احساس و خاطرات است که در ذهن هر شخص با هم ترکیب می شوند و اسم هایی از بازی های مختلف را به عنوان خروجی بیرون می دهند. قطعا وقتی شما فلان بازی از لیست من را بازی نکرده اید آن را در لیست خود نخواهید آورد و البته برعکس این مورد نیز صادق است. پس بهتر است تا این مطلب را به عنوان یک مقاله سرگرم کننده که به همراه آن با برخی بازی هایی که اصلا نمی شناختید نیز آشنا می شوید، نگاه کنید. با بیان این نکات اگر تا کنون به خواندن مقاله ادامه داده اید از شما دعوت می کنم تا در ادامه مطلب “۲۶ بازی که گرافیکشان برای لزوم تجربه آن ها کافیست (بخش اول)” با بنده و وبسایت تحلیلی خبری گیمفا همراه شوید.

۲۶ – Remember Me

سازنده: Dontnod Entertainment

پلتفرم مقصد:  PlayStation 3, Xbox 360, Microsoft Windows

remember-me-02

در حق Remember Me و نیلین کم لطفی شد. عنوانی با طراحی گرافیکی و هنری فوق العاده. سازندگان بازی بعدا در Life is Stranfe  نیز هنر خود را در خلق دنیایی بی نظیر نشان دادند

Remember Me را بادید بدی اغاز کردم. به هر حال امتیازات بازی چندان راضی کننده نبود و صحبت های زیاد خوبی در مورد بازی نمی شنیدم. بازی را شروع کردم و هر چه به جلوتر می رفتم شدیدا سعی می کردم که از بازی بدم بیاید و آن را رها کنم اما واقعا این گونه نشد. نه تنها این طور نشد بلکه هر چه بیشتر جلو رفتم علاقه ام به بازی بیشتر و بیشتر نیز شد و علامت تعجب بزرگی برایم شکل گرفت که چرا از این بازی تا این حد بد گفته اند؟ آیا جدیدا هر بازی که کپکام در آن دخیل باشد را به انتقام خراب کردن رزیدنت اویل می کوبند یا این که چون سازنده بازی شناخته شده و مشهور نیست این بازی را هم به سرنوشت Lords of the Fallen دچار کردند؟ شاید منتظر بودند تا در بازی دوم این سازنده یعنی Life Is Strange آن ها را جدی بگیرند. به هر حال یک چیز را می دانستم و آن این بود که Remember Me بازی جذابی است و البته بسیار زیبا از لحاظ بصری. این بازی همان طور که ذکر شد توسط استودیو Dontnod Entertainment ساخته شد و در سال ۲۰۱۳ توسط کپکام برای پلتفرم های PlayStation 3, Xbox 360 و Microsoft Windows منتشر گردید. این عنوان در سبک سایبرپانک اکشن ماجرایی قرار دارد و شخصیت اصلی آن دختری به نام نیلین است؛ یک شکارچی حافظه که برای یک گروه مقاومت زیرزمینی به نام Errorists کار می کند و البته در ابتدای بازی خود این شکارچی حافظه، شکار شده است و تقریبا تمامی خاطرات و حافظه او توسط یک سازمان عظیم و قدرتمند به نام Memorize پاک شده است. وی با کمک مردی مرموز به نام Edge عازم ماموریتی می شود که طی آن هم حافظه خود را پس بگیرد و این کمپانی شیطانی را نابود کند.

remember-me-concept-art-nilin

گرافیک بازی بسیار خاص و پر زرق و برق است و در مواردی شباهت به Mirror’s Edge دارد.

تنها دیدن طراحی شهر و دنیای بازی Remember Me کافیست که بخواهید به سراغ این عنوان بیایید و بازی واقعا گرافیک خاصی دارد. تضاد محیط های و محله های نابود شده و ویران شهر با مناطقی که ساختمان های براق و بسیار زیبایی دارند کاملا مشهود است و به زیبایی بصری بازی افزوده است. طراحی ساختمان های شهر بسیار با کیفیت انجام شده است و اغلب از طراحی اشکال بر پایه گوشه های تیز و زاویه دار استفاده شده است که به نوعی با اتمسفر شهر و وضعیت مردن آن نیز همخوانی دارد. همچنین طراحی شهر در برخی قسمتهای داخلی و بیرونی شباهت های بسیار کمی به محیط شهر شیشه ای شماره بعدی لیست ما یعنی Mirror’s Edge نیز دارد که این هم نشانه دیگری بر زیبایی بازی است، زیرا بازی یاد شده یکی از خاص ترین و زیباترین طراحی های گرافیکی و شهرهای موجود در دنیای بازی ها را در اختیار دارد. گشت و گذار با نیلین در این دنیای زیبا واقعا لذت بخش است و شاید آن انتظاری که از دزدیدن و تغییر خاطرات در بازی داشتیم کاملا بر آورده نشد ولی این دلیل بر زیبا نبودن بازی نیست و اتفاقا بازی علاوه بر زیبایی بخش بصری در بقیه قسمت ها نیز عنوان با کیفیتی است. به طور قطع و یقین دیدن فضاسازی و طراحی زیبای شهر و محیط بازی Remember Me یکی از اصلی ترین دلایلی است که می توان به خاطر آن، بازی را به کسی پیشنهاد کرد. عنوانی که هر چند در بخش هایی مشکلاتی دارد ولی کفه ترازو به سمت نکات مثبت آن سنگین تر است.

۲۵ – Mirror’s Edge Catalyst

سازنده:  EA DICE

پلتفرم مقصد:  PlayStation 4, Xbox oNE, Microsoft Windows

۶۳۶eb24ffbc8991283cf124c589ae0d0

Mirror’s Edge Catalyst را به خاظر گرافیک و دنیای زیبایش هم که شده باید بازی کنید. چنین شهری را هر گز ندیده اید

برخی بازی ها در همان نگاه اول به تریلر یا تصاویرشان بلافاصله می فهمیم که طراحی بصری آن ها به معنای واقعی خاص است. تنها به همین دو تصویری که در بالا و پایین این مطلب قرار داده ایم نگاه کنید و قطعا هر شخصی متوجه می شود که چقدر طراحی این بازی و به طور کلی سری Mirror’s Edge خاص و زیبا است. طراحی بی نظیر شهر شیشه ای و سفید رنگ بازی که اتفاقا در لایه زیرین خود چندان سفید هم نیست بسیار با کیفیت و دوست داشتنی انجام گرفته است و بارها و بارها در بازی دوست دارید که بایستید و از روی سقف ها و پشت بام های این شهر بی نظیر به دوردست ها و دورنمای این شهر خیره شوید، البته بازی و سرعت آن زیاد به شما اجازه چنین کاری را نمی دهد و معمولا همیشه در حال حرکات پارکور سریع و پریدن از این ساختمان به آن ساختمان هستید.  Mirror’s Edge Catalyst توسط استودیو EA DICE ساخته شد و در سال ۲۰۱۶ توسط الکترونیک آرتز برای پلتفرم های PlayStation 4, Xbox oNE و Microsoft Windows منتشر گردید. این عنوان در سبک  اکشن ماجرایی اول شخص بر پایه المان های پلتفرمر و حرکات پارکور قرار دارد. بازی به مانند نسخه قبلی بازی حول محمور داستان پروتاگونیست اصلی این سری یعنی Faith Connors می چرخد و تلاش های او برای شکست حکومت توتالیتری که بر شهر شیشه ای حکمرانی می کنند را نشان می دهد. بازی بعد از انتشار نقدهای مختلفی از مثبت و منفی را دریافت کرد اما اکثرا این نقدها در چند مورد مشترک بودند. جلوه های بصری و گرافیک هنری و فنی بازی و همین طور حرکات پارکور بسیار عالی هستند ولی مبارزات بازی و داستان و روایت آن چنگی به دل نمی زنند. در واقع هیچ منتقدی در دنیا ایرادی به جلوه های بصری فوق العاده زیبا و گرافیک عالی این عنوان که در این مقاله بر روی آن تمرکز داریم نگرفت و همگی از جلوه های بصری بازی به عنوان یکی از قدرتمندترین بخش های آن یاد کردند.

۳۰۴۸۲۹۵-mirrorsedgecatalst_phase1_web_screen_05_faith_city_wm

شهر شیشه ای با زیبایی هر چه تمام تر طراحی شده، به آن ایمان داشته باشید (Faith)

انتخاب رنگ ها و رنگ بندی بازی بی نهایت هنرمندانه و در راستای هر چه زیباتر بودن بازی به کار گرفته شده اند. رنگ سفیدی که رنگ غالب شهر و فضای بازی است  کنتراست بسیار زیبایی را با رنگ قرمز کفش های شخصیت اصلی بازی (Faith) که در بازی همواره آن ها را می بنید ایجاد کرده است و همینطور لباس مشکی رنگ او با فضای سفید شهر کاملا در تضاد است، به مانند روحیه و ارزش های او. در شهری سفید که به ذات، سیاه است، Faith دختری سیاه پوش است که برای سفیدی می جنگد. همین تضادهای بازی در رنگ بندی و کنتراست عالی رنگ قرمز با سفید، در کنار طراحی عالی شهر و ساختمان ها و آسمان خراش های زیبای آن، سبب شده اند که Mirror’s Edge Catalyst و حتی عنوان اول این سری، تبدیل به عناوینی شوند که اگر همه چیز را کنار بگذاریم، فقط به خاطر زیبایی بصری و خاص بودن هم که شده بازی کردن آن ها لازم است. در واقع باید گفت نقطه عطف و اتکای اصلی بازی Mirror’s Edge Catalyst و همچنین نسخه اول این سری در درجه اول بر پایه جرکات پارکور بسیار بی نظیر آن و سپس به خاطر جنبه گرافیکی فنی و هنری بسیار زیبای آن که سبب خلق چنین شهری شده است که چه از نمای دور و چه نزدیک، چه از بالای یک آسمان خراش و چه از پنجره یک آپارتمان که به آن بنگرید، زیبایی در طراحی و گرافیک پرزرق و برق آن را به وضوح می بینید. اگر مقدار بیشتری بر روی داستان بازی و مبارزات آن کار می شد Mirror’s Edge Catalyst می توانست تا به یکی از بازی های بسیار عالی سال جاری میلادی تبدیل شود ولی این بازی نتوانست تا موفقیت نسخه اول را در تمام زمینه ها تکرار نماید.

۲۴ – unfinished swan

سازنده: Giant Sparrow, SIE Santa Monica Studio, Armature Studio

پلتفرم مقصد: PlayStation 4, PlayStation 3, PlayStation Vita

theunfinishedswan

unfinished swan هیچ ادعایی ندارد ولی به قدری زیباست و طراحی بی نظیری دارد که تمام دنیا آن را تحسین کردند

اگر از کلمه “خاص” در گرافیک یک بازی بخواهیم نام ببریم بی شک یکی از بهترین کاندیدهای این کلمه عنوان زیبایی به نام unfinished swan یا قوی ناتمام است که در تمام زمینه ها از جمله گرافیک، به مانند نام خود “خاص” است. Unfinished Swan یک عنوان ادونچر است که در ابتدا برای کنسول پلی استیشن ۳ توسط استودیو  Giant Sparrow ساخته و در سال ۲۰۱۲ منتشر گردید و سپس در سال ۲۰۱۴ برای دو کنسول دیگر سونی یعنی PlayStation 4 و PlayStation Vita نیز عرضه شد. البته بازی تنها به صورت دیجیتالی و از طریق شبکه پلی استیشن منتشر گردید و دارای نسخه فیزیکی نمی باشد. بازی به خاطر سبک خاص و بی نظیر گرافیکی خود بارها و بارها مورد تحسین منتقدان و بازیبازان قرار گرفت، چرا که تاکنون هیچ عنوان دیگری با این نوع گرافیک و جلوه های بصری ساخته نشده بود و این یک کار جدید و منحصر به فرد محسوب می شد. ار جوایزی که این عنوان موفق به کسب آن ها شد می توان به  BAFTA Games Award for Debut Game و BAFTA Games Award for Innovation در سال ۲۰۱۳ اشاره کرد که نشان از خلق یک بازی جدید همراه با نوآوری های بسیار زیاد می باشد. المانی که در عناوین امروزی گویا گم شده است و کمتر عنوانی را می بینیم که نوآوری داشته باشد و اکثر سازنده ها از روی المان های موفق و جواب پس داده بازی های دیگر یا بازی های خودشان، کپی برداری می کنند و یک بازی جدید می سازند. به همین دلیل هم در چنین دوره ای ارزش و منزلت عناوینی چون unfinished swan بسیار بیشتر شناخته می شود زیرا نشان از ذهن خلاق، نوآور و ریسک پذیر سازندگان آن دارد.

the-unfinished-swan-screenshot-02-ps4-psvita-11aug14

سادگی و زیبایی محض در گرافیک unfinished swan موج می زند

حتی شروع بازی نیز بسیار خاص است و در آغاز شما در یک صفحه کاملا سفید و خالی از هر چیزی بازی را شروع می کنید. شما در نقش پسری به نام مونرو قرار دارید که یک قوی نیمه تمام که ناگهان زنده شده و از نقاشی مادرش فرار کرده است را دنبال می کند. دنیای بازی کاملا سفید است و به مرور توسط پاشیدن رنگ و جوهر سیاه توسط شما در آن، بخش های مختلف دنیا مشخص و پیدا می شوند. روایت داستان در این عنوان بسیار حس غریبی دارد و تسکین دهنده و آرامش بخش است و به نوعی یادآور کتاب های کودکان است. نقطه عطف و ستاره unfinished swan همین سبک گرافیک بسیار خاص و طراحی های فوق العاده زیبای آن هستند که با پاشیده شدن جوهر سیاه در دنیایی سفید رنگ، باعث به وجود آمدن طرح ها و تصاویر خیلی زیبایی می شوند. از دیگر دلایلی که باعث شده اند تا گرافیک بازی هر چه بیشتر به چشم اید و بیشتر شما را در حال و هوای خود غرق کند موسیقی زیبای بازی است که با هنرمندی هر چه تمام تر ساخته شده است. ساخت موسیقی این عنوان را آقای Joel Corelitz بر عهده داشته است و مخلوطی است از موسیقی الکترونیک با ارکستر زهی و کوارتت زهی که به شکلی هنرمندانه با میکس شده اند. unfinished swan عنوانی است که به خاطر گرافیک بی نظیر و طراحی زیبای آن هم که شده باید حتما آن را تجربه کنید و طعم یک لذت ناب را بچشید. از آن بازی هایی که هر روز از خواب بیدار می شوید مشاهده نمی کنید که ۱۰ عدد مانند آن منتشر شده اند! بازی که معنای خلاقیت و زیبایی را با خود به همراه دارد و این زیبایی در تار و پود بازی نهفته است و در آن تنیده شده است و یکی از اصلی ترین وجوه این زیبایی، مربوط به جلوه های بصری بازی است که تجربه آن را لازم تر و واجب تر از همیشه می کند.

۲۳ – Transistor

سازنده: Supergiant Games

پلتفرم مقصد:  PlayStation 4, PC، i pad , Apple TV

۲۰۱۴-۰۵-۳۱_۰۰۰۰۶

می دانید بازی خاص با طراحی هنری خاص و منحصر به فرد یعنی چیه؟ یعنی Transistor

بدون شک یکی از غمگین ترین و خاص ترین گرافیک ها و طراحی هایی که تاکنون در طی این سال ها در بازی های رایانه ای تجربه و مشاهده کرده ام مربوط به عنوان Transistor است. Transistor توسط استودیو Supergiant Games ساخته شد و در سال ۲۰۱۴ توسط همین کمپانی برای پلتفرم های PlayStation 4 و PC منتشر گردید. این عنوان در سبک اکشن نقش آفرینی قرار دارد. در بازی کنترل دختری به نام Red را بر عهده دارید که یک خواننده مشهور در شهر Cloudbank است و توسط یک نیروی رباتیک قدرتمند به نام The Process که تحت رهبری گروهی به نام Camerata هستند مورد سوء قصد قرار می گیرد. وی قصد دارد تا فرار کند ولی با ترانزیستور، یک سلاح مرموز شمشیر شکل که برای کشتن وی رستاده شده بود برخورد می کند که در سینه مردی فرو رفته است و گویی وجوان و صدای این مرد اکنون توسط ترانزیستور جذب شده است. Camerata همچنین توسط Camerata به دنبال کشتن Red و گرفتن ترانزیستور از وی هستند که به دلایل نامعلومی آن را می خواهند….

طراحی هنری و موسیقی این بازی فوق العاده زیبا هستند و این ترکییب با همراهی یک گیم پلی عالی و مبارزاتی جذاب، یک عنوان نقش آفرینی عالی و خاص را شکل داده اند. هر چقدر که بیشتر در بازی Transistor پیش می روید بیشتر شیفته و جدب آن می شوید و در این راه بدون شک یکی از دلایل اصلی، گرافیک خاص بازی و طراحی هنری بی نظیر آن است که شبیه به کمتر عنوانی است که تاکنون دیده اید و استایل خاص طراحی و گرافیکی خودش را دارد و با وجود آن که رنگ بندی های بازی زیاد مرده و تیره نیستند اما با این حال انگار لایه ای از غم و اندوه بر روی بازی نشسته است و البته در این امر نوع صحبت راوی بازی نیز بسیار تاثیرگذار است. البته که باید به این نکته نیز اشاره کرد که از سازندگان عنوانی با زیبایی بصری فوق العاده مانند Bastion یعنی استودیو Supergiant Games انتظار دیگری نیز جز خلق چنین عنوان زیبایی را نداشتیم و باید حتما آن را تجربه کرده و محیط های مختلف آن را مشاهده کنید تا به عمق طراحی بصری و هنری بی نظیر  Transistor پی ببرید.

۱۴۰۷۹۸۲۴۷۷۰۱۰_transistor_19-mar-2013_01

محیط بازی بسیار زیبا طراحی شده است و گرافیک بازی به نوعی است که انگار غم تمام دنیای بازی را کاملا فرا گرفته است. Transistor را از دست ندهید

همانطور که خدمت شما عزیزان عرض کردیم در بازی شما کنترل دختری به نام Red را عهده دار هستید و یک شمشیر بزرگ و قدرتمند به نام Transistor را نیز در اختیار دارید. دشمنان شما در بازی نیرویی رباتی به نام The Process هستند که باید طی مبارزاتی جذاب که المان های نقش آفرینی و استراتژی دارد آن ها را از پای در آورید. شهر این بازی که Cloudbank نام دارد به واقع زیبا و هنرمندانه خلق و طراحی شده است و کاملا حال و هوای سایبرپانک دارد. رنگ غالب محیط و شهر بازی Transistor سبز است که زیبایی خاصی را نیز به بازی بخشیده است و استفاده از نورهای سبز رنگ در پس زمینه محیط بازی و در خانه و ساختمان های دور دست، باعث خلق صحنه های زیبایی در بازی شده است. موسیقی بازی نیز نقش بسیار مهم و حیاتی در هر چه زیباتر شدن این بازی دارد و کاملا با اتمسفر سایپرپانک بازی هماهنگ و همخوان است. ساندترک بازی توسط Darren Korb ساخته شده است که خود وی در تعریفی از موسیقی این بازی آن را “old-world electronic post-rock” نامیده است. همچنین خانم Ashley Lynn که در ساندترک عنوان بی نظیر قبلی این استودیو یعنی Bastion به عنوان وکالیست حضور داشت در این بازی نیز در قطعات “The Spine”, “In Circles”, “We All Become”, “Signals” و “Paper Boats” در همین نقش ظاهر شده است. این بازی که در سال ۲۰۱۴ منتشر گردید بر روی پلتفرم های PlayStation 4 و PC در دسترس بازیبازان قرار دارد و می توانند از تجربه آن لذت ببرند. در نهایت باید گفت که Transistor نیز به مانند بسیاری از بازی های این لیست نه تنها در بخش گرافیکی و بصری و طراحی هنری بسیار قدرتمند و زیبا است بلکه در سایر المان ها مانند گیم پلی و … نیز کاملا موفق عمل کرده است و بازی بسیار جذابی را برای ما به ارمغان آورده است اما اگر در نظر بگیریم که این عنوان در سایر بخش ها یک بازی معمولی و نه چندان جالب بود، باز هم تنها به خاطر طراحی و گرافیک هنری زیبای این عنوان باید آن را تجربه می کردیم.

۲۲ – Limbo

سازنده: Playdead

پلتفرم مقصد: Android, PlayStation 4, Xbox One, iOS, PlayStation 3, Xbox 360 , PlayStation Vita , Wii U , Microsoft Windows

۱۶۰۲۵

فکر کردید همیشه باید رنگارنگ، با افکت های سنگین گرافیکی و .. بود تا دنیای بازی یک شاهکار هنری باشد؟ خیر. Limbo کاملا خلاف این را ثابت می کند. یک دنیای ساده سیاه و سفید، یک شاهکار گرافیکی در طراحی هنری

یک بازی سیاه و سفید بدون هیچ گرافیک پرزرق و برق و خاصی، چگونه می تواند در لیست عناوینی قرار بگیرد که تنها به خاطر گرافیکشان هم که شده باید آن ها را تجربه کنید؟ کسانی که بازی Limbo را تجربه کرده اند به طور قطع و یقین پاسخ این سوال را می دانند. Limbo عنوانی است با طراحی بسیار ساده و سیاه و سفید، اما به طرز عجیب و شگفت انگیزی زیباست و اتفاقا راز زیبایی ان نیز در همین سبک خاص طراحی های آن و رنگ بندی سیاه و سفیدی است که سازندگان بازی با هوشیاری هر چه تمام تر و با یک دید هنری و نبوغ آمیز آن را برای بازی انتخاب کرده اند. Limbo یک بازی فوق العاده چه از لحاظ گرافیکی و چه در بخش گیم پلی است. این عنوان در سبک پازل پلتفرمر قرار دارد و گیم پلی آن بر اساس جل کردن معماهای محیطی و پشت سر گذاشتن موانع موجود در مسیر است. Limbo در سال ۲۰۱۰ توسط استودیو Playdead  ساخته و در ابتدا برای کنسول ایکس باکس ۳۶۰ منتشر گردید اما در ادامه و مدتی بعد به دلیل استقبال بی نظیری که از بازی صورت گرفت برای تمامی دیگر پلتفرم ها حتی تا گوشی های هوشمند و … نیز عرضه شد. این سازنده خوش ذوق و خلاق به تازگی نیز در ادامه روند موفقیت خود، پا را فراتر گذاشته و شاهکار دیگری به نام Inside را خلق کرده اند که حتی از Limbo نیز با استقبال بیشتری مواجه شدید و پشت سر هم امتیازات فوق العاده و متای بالای ۹۰ را کسب کرد. حتی این بازی نیز می تواند در این لیست حضور داشته باشد اما از آن جا که بحث در این مطلب تنها بر اساس جلوه های بصری و گرافیک و طراحی هنری است، Limbo به عقیده بنده در این بخش خاص تر عمل کرده است و شاید دلیل اصلی آن نیز سیاه و سفید بوذن بازی باشد که گهگاهی با یک رنگ قرمز بی نظیر شما را به وجد می آورد و بی شک لب به تحسین طراحان هنری بازی خواهید گشود.

۱۳۹۳۸۲۲۶۷۸_۴۸۳۳۵۵-۱۶۸۰x1050

مرگ، غم، برزخ،…

Limbo یک شاهکار طراحی و گرافیکی است که در قالب یک عنوان زیبا و بسیار تاریک قرار گرفته است. این عنوان یکی از بهترین مثال های ممکن برای این که بازی های رایانه ای را یک هنر ناب معرفی نماییم، است. شما در نقش پسری که هرگز نام آن را نمی دانید و نخواهید دانست قرار می گیرید که به دنبال خواهر گمشده اش است. این که تفسیر شما از بودن در دنیای این بازی چیست و چگونه این دنیا را تعبیر می کنید کاملا به خودتان بستگی دارد و ممکن است بازی حامل پیامی از قرار گرفتن در “برزخ” باشد و یا هر پیام دیگری که شما در ذهن خود می پندارید. پایان بندی بازی نیز به طور عمد توسط سازندگان بازی باز گذاشته شده است و نتیجه گیری و قضاوت در مورد سرانجام آن و سرنوشت بازی را به شما واگذار می کند. Limbo موفق به کسب جوایز بسیاری در محافل مختلف مربوط به بازی های مستقل گردید که از مهم ترین این جوایز می توان به VGX Award یه عنوان “برترین بازی مستقل سال” اشاره کرد که جایزه ای بسیار ارزشمند است، مخصوصا با توجه زیادی که در سال های اخیر به بازی های مستقل می شود و انواع و اقسام بازی های قدرتمند و خلاقانه ای که سازندگان خوش فکر در تیم های مستقل آن ها را خلق می کنند. چیزی که سبک گرافیکی بی نظیر این بازی را جذاب تر و خاص تر کرده است تاریک بودن بسیار زیاد جو بازی و همچنین خشونت آن است که ابایی از نشان دادن مرگ و تکه تکه شدن پسر بچه حاضر در بازی ندارد و به راحتی بار ها و بارها انواع و اقسام مرگ های دردناک برای این پسربچه را در طول بازی خواهید دید که البته باعثش شما هستید. Limbo یک تابلوی تاریک هنری و عنوانی بسیار زیبا از لحاظ گرافیکی و طراحی است که معنا و مفهوم و ذات هنر را در خود نهفته دارد و سخاوتمندانه آن را به ما عرضه می کند. Limbo را تنها به خاطر گرافیک و طراحی دنیای بی نظیر آن هم که شده باید تجربه نمایید و از معماهای زیبا و دنیای تاریک و خاص آن لذت ببرید.

۲۱ – Life Is Strange

سازنده: Dontnod Entertainment

پلتفرم مقصد: PlayStation 4, Xbox One, PlayStation 3, Xbox 360, PC

۲۸۳۰۳۲۹-lifeisstrange_screenshot_16_1426514570-03-2015_01

باز هم اعضای Dontnod Entertainment بک دنیای بی نظیر طراحی و خلق کردند. Life Is Strange خیلی از آن چیزی که از دور فکر می کنید زیباتر است. طراحی های هنری و گرافیکی بازی خاص و بی نظیر است.

باز هم عنوانی دیگر از استودیویی که در شماره ۲۵ لیست نیز از آن یاد کردیم و به نظر می رسد که خوب روش طراحی و استفاده از جلوه های بصری زیبا را برای بهتر کردن عناوین خود بلد است و در هر دو بازی که از این سازنده یعنی Dontnod Entertainment شاهد بوده ایم، طراحی هنری و جلوه های بصری زیبا و چشم نوازی را تجربه کرده ایم. دیگر بازی این سازنده که در جایگاه ۲۱ لیست ما قرار می گیرد عنوانی است به نام Life Is Strange که بار ها و بارها از سوی تمام دنیا و افراد حاضر در صنعت گیم تحسین شد و جوایز زیادی را نیز دریافت نمود تا استودیو Dontnod Entertainment به حق خود که شاید باید در عنوان قبلی خود به مقداری از آن می رسید، دست یابد و در دنیا شناخته شود. Life Is Strange توسط استودیو Dontnod Entertainment ساخته شد و در سال ۲۰۱۵ توسط Square Enix برای پلتفرم های PlayStation 4, Xbox One, PlayStation 3, Xbox 360 و PC منتشر گردید. این عنوان که در سبک ماجرایی قرار دارد.

 Life Is Strange جدا از داستان عالی و روایت جذاب و گیم پلی عالی بر پایه بازگرداندن زمان، در بخش بصری . گرافیکی نیز فوق العاده بود. یک گرافیک ساده و بی آلایش با طراحی و رنگ بندی خاص که هر بیننده ای را جذاب خود می کند و او را شیفته خود می نماید. تنها کافی است که به توع طراحی نشانگری که بر روی اشیا به نمایش در می آمد یا نوع فونت نوشته های بازی و لرزش جذاب آن ها دقت کنید تا زیبایی و صمیمتی که در طراحی آن ها وجود دارد دل شما را ببرد و در یابید که انگار جادویی در طراحی هنری و جبوه های بصری این عنوان وجود دارد که با این که نمی توان به طور جدا جدا و از نطر فنی گفت تمام اجزای گرافیکی بازی بسیار نسل هشتمی هستند و …. اما ترکیب آن ها و چیزی که ما به عنوان بازی نهایی در صفحه نمایش می بینیم بسیار چشم نواز و زیباست و کاملا ما را جذب می کند.

tornado

وقتی گرافیک عالی با داستانی فوق العاده همراه شود چه می شود؟ Life Is Strange

Life Is Strange عنوانی ماجرایی در مورد یک دانشجوی عکاسی به نام مکس است که طی اتفاقی در می یابد قادر به بازگرداندن زمان و تغییر وقایع گذشته است. واقعا حیف است که بیشتر از این در مورد داستان بازی برای شما بگویم زیرا اگر حتی تعداد کمی از شما نیز آن را هنوز تجربه نکرده اید باید بدانید که ضرر بزرگی کرده اید و شاید نیز بخوایهد آن را تجربه کنید که بهتر است چیزی از داستان ندانید. دو شخصیت کلیدی بازی که مکس و کلوئی هستند به حدی جذاب و بی نظیر خلق شده اند که هر دو را قبلا در مقاله برترین شخصیت های مونث دنیای بازی های رایانه ای در لیست برترین ها جای داده بودیم و واقعا به آن ها وابسته می شوید. همانطور که قبلا نیز خدمت شما عرض کردم Life Is Strange موفق شد تحسین تمامی منتقدان و بازیبازان در سراسر جهان را برانگیزد و جالب اینجاست که این جوایز در بخش های مختلفی بودند که نشان از این داشت که بازی در تمامی زمینه ها و قسمت های مختلف خود فوق العاده عمل کرده است.

از مهمترین جوایزی که این عنوان در سال ۲۰۱۵ موفق به کسب آن ها گردید می توان به BAFTA Games Award برای داستان بازی، Golden Joystick Awards برای برترین اجرای سال،  The Game Award برای ایجاد تغییر، Develop Industry Excellence Awards در بخش داستان سرایی و روایت داستان، Develop Industry Excellence Awards برای بهترین فرنچایز جدید پی سی و کنسول، Global Game Awards برای بهترین بازی ماجرایی و Global Game Awards برای برترین بازی اوریجینال اشاره کرد که تنها نگاهی به تعداد و تنوع آن ها در بخش های مختلف کافیست تا عمق زیبایی و موفقیت بازی را درک کنیم. سبک گرافیکی و طراحی هنری بازی و رنگ بندی های آن و … کاملا با داستان و اتمسفر بازی هماهنگ هستند و تصور این که گرافیک این بازی می توانست برای این داستان جور دیگری و بهتر از این که هست باشد به ذهن خطور نمی کند. Life Is Strange که در سال ۲۱۵ منتشر شده است بر روی پلتفرم های PlayStation 4 ،Xbox One, PlayStation 3, Xbox 360 و PC در دسترس بازیبازان قرار دارد.  درست است که این بازی در تمامی بخش ها قوی کار کرده و جذاب است، اما اگر فقط بخش گرافیکی و طراحی هنری آن را نیز در نظر بگیریم، صرفا به همین دلیل نیز ارزش تجربه کردن را دارد و شما را جذب خود می کند؛ به همین دلیل نیز در لیست ما جای گرفته است.

۲۰ – Metal Gear Solid 4: Guns of the Patriots

سازنده: Kojima Productions

پلتفرم مقصد:  PlayStation 3

ps3_mgs4_118

انگار نه انگار که Metal Gear Solid 4: Guns of the Patriots بازی اوایل نسل هفت است. گرافیک بازی هنوز هم شاهکار است. درود بر تو کوجیما

وقتی یاد عظمت و ابهت عنوان Metal Gear Solid 4: Guns of the Patriots می افتم، آهی از ته دل می کشم که ایا دیگر ممکن است در این سری عنوانی مانند این بازی ببینیم؟ اما با خود میگویم خیر، زیرا در این سری قرار است تا متال گیر زامبی کشی ببینیم! گمان می کنم که سری متال گیر تا زمانی که انحصارا برای کنسول های سونی منتشر می شد بسیار قوی تر و زیباتر از عناوین بعدی آن که مولتی پلتفرم شدند، بود. این دیدگاه شاید درست و شاید غلط باشد اما به هر حال نمی توان این را کتمان کرد که در زمان انحصاری بودن بازی، شاهد عناوین بی نهایت زیباتر و قدرتمندتری از متال گیر سالید بودیم. آخرین عنوانی هم که از این فرنچایز در انحصار پلی استیشن بود نسخه چهارم بازی یعنی Metal Gear Solid 4: Guns of the Patriots بود که هر چقدر از آن تعریف و تمجید کنیم باز هم کم گفته ایم. بازی که در تمامی بخش ها اعم از گرافیک و طراحی هنری و گیم پلی و داستان و … کاملا بی نقص و در اوج زیبایی بود و به واقع یک شاهکار فنی و هنری از تمام لحاظ بود و امتیازاتی در همین حد نیز دریافت کرد؛ یک انحصاری بی رقیب برای پلی استیشن ۳ که امتیازات آن نیز مانند خود بازی شگفت انگیز است.

کسب امتیاز ۱۰۰ از وبسایت IGN ، امتیاز ۱۰۰ از وبسایت GameSpot و امتیاز متای ۹۴ کاری نیست که هر بازی و هر سازنده ای موفق به انجام آن شود، ولی این عنوان و استاد کوجیما این قله را فتح کردند. Metal Gear Solid 4: Guns of the Patriots در سال ۲۰۰۸ توسط Kojima Productions ساخته و به وسیله کونامی به طور انحصاری برای کنسول قدرتمند نسل هفتمی سونی یعنی PlayStation 3 منتشر گردید. تعداد جوایزی که این عنوان دریافت کرد و تنوع آنها به قدری زیاد است که خود نیاز به یک مطلب کامل در مورد بررسی جوایز این بازی دارد. اگر بخواهیم به تعدادی از این جوایز در سال ۲۰۰۸ اشاره کنیم می توان از GameSpot Award برای برترین بازی سال، VGX Award برای بهترین گرافیک، VGX Award برای بهترین موسیقی، GameSpot Award برای بهترین داستان، GameSpot Award برای بهترین بازی پلی استیشن ۳، GameSpot Award برای بهترین باس فایت، GameSpot Award برای بهترین صداپیشگی و بسیاری جوایز دیگر نام برد که همان طور که مشاهده می کنید مربوط به یک بخش نمی شوند و بازی در تمام المان های خود به مانند یک شاهکار واقعی عمل کرده است.

moto-triumph-metal-gear-solid-4-guns-of-the-patriots-01-1024x576

یادش بخیر… ننگ بر تو کونامی… تا وقتی بازی انحصاری بود چیز دیگری بود.

داستان و وقایع بازی Metal Gear Solid 4: Guns of the Patriots حدودا ۹ سال بعد از وقایع عنوان اصلی Metal Gear Solid و ۵ سال یعد از اتفاقات Sons of Liberty رقم می خورد و شاهد حضور شخصیت هایی مثل Liquid Ocelot و Raiden نیز در آن هستیم. گیم پلی بازی نیز به مانند همیشه ترکیب فوق العاده جذابی از مخفی کاری و اکشن بود که شما می توانستید به هر شکل که می خواهید آن را پیش ببرید و البته اگر راه اکشن را انتخاب می کردید کار بسیار سخت تر می شد زیرا بازی به ذات، یک عنوان مخفی کاری است. ساندترک این عنوان نیز تا همیشه به عنوان یکی از فوق العاده ترین و زیباترین آلبوم های موسیقی که برای یک بازی ساخته شده است شناخته خواهد شد و شامل قطعاتی بود که بدون شک با شنیدنشان عاشق و شیفته انها می شدید. هدایت ساخت موسیقی بازی بر عهده Harry Gregson-Williams بود که این بازی سومین الیوم موسیقی ساخته شده توسط او برای سری Metal Gear Solid محسوب می شد.

گرافیک بازی در زمان انتشار خود چیزی در حد خارق العاده و بی نظیر بود و با زیبایی گرافیکی خود تمام چشم ها را خیره می کرد. حتی به تازگی که مجددا این عنوان را بر روی کنسول پلی استیشن ۳ خود تجربه کردم باز هم گرافیک آن تقص و کم و کسری نداشت و هنوز که هنوز است بسیار زیبا به نظر می رسد. گرافیک فنی بسیار پایدار و قدرتمند بدون ذره ای افت فریم و ایراد در تکسچرها و … در کنار طراحی و گرافیک هنری بی نظیر بازی سبب شده بودند تا عنوانی شکل بگیرد که یک شاهکار و غول گرافیکی در زمان خود محسوب گردد. طراحی اسنیک و لباس وی با دقت به ریزترین جزییات انجام شده بود و همینطور در تمامی محیط و دنیای بازی کوچکترین کم کاری در طراحی دیده نمی شد. همرنگ شدن لباس اسنیک با هر محیطی که در ان قرار داشت و یا در کنار ان می ایستاد، جلوه خاص و زیبایی به گرافیک بازی بخشیده بود و تماشای این که مثلا وقتی اسنیک در کنار دیواری کمین کرده است و به آن چسبیده و لباسش همرنگ دیوار می شود بسیار زیبا و جذاب بود. انواع و اقسام محیط ها با طراحی های مختلف و متنوع را در بازی شاهد بودیم که باعث می شدند هیچ گاه به بازیباز احساس خستگی دست ندهد و از تماشای تمام محیط های بازی لذت ببرد (اصلا مگر می شود از عناوین متال گیر سالید خسته هم شد!). اگر PlayStation 3 داشته باشید، Metal Gear Solid 4: Guns of the Patriots یکی از دو سه عنوانی است که باید بدون هیچ حرف و حدیثی تجربه کنید. این بازی به واقع در تمامی بخش ها فوق العاده است که گرافیک نیز یکی از همین قسمت ها است. اگر این عنوان هیچ بخش جذاب و قدرتمند دیگری هم نداشت (که دارد، خوب هم دارد!) فقط و. فقط به خاطر گرافیک فوق العاده و طراحی های بسیار زیبای آن هم تجربه آن لازم و ضروری بود. به امید آن که باز هم شاهد اوج گرفتن این فرنچایز باشیم هر چند با اتفاقات اخیر این بیشتر یک رویاست تا واقعیت.

۱۹ – Red Dead Redemption

سازنده: Rockstar

پلتفرم مقصد: PlayStation 3, Xbox 360

rdr_redemption_mountains02

دیگر خودتان عکس را ببینید… فقط باید گفت شاهکار گرافیکی، و البته همه بخش های دیگر!

به نظرم همین یکی دو تصویری که از شاهکاری به نام Red Dead Redemption برای شما عزیزان قرار داده ام نگاه کنید و دیگر نیازی نیست که لزوم تجربه این عنوان حتی فقط به خاطر گرافیک را برای شما شرح دهیم. Red Dead Redemption فقط به خاطر گرافیک، فقط به خاطر گیم پلی، فقط به خاطر موسیقی و فقط به خاطر داستانش هم بازی کردنش از نان شب هم واجب تر است، حال چه رسد به این که تمام این بخش ها که هر کدام تک تک برای بی نظیر کردن یک بازی کافی هستند همگی با هم در عنوان Red Dead Redemption قرار دارند و سبب خلق عنوانی شده اند که یکی از برترین بازی های تاریخ است و بدون استثنا از سوی تمامی بازیبازان و منتقدان در سراسر دنیا مورد تحسین قرار گرفت و جوایز بازی سال را در زمان عرضه درو کرد. مگر می شود از راک استار در ساخت یک بازی جهان ازاد انتظار دیگری هم غیر از این داشت؟ بازی Red Dead Redemption که یک عنوان در سبک اکشن ماجرایی و شوتر سوم شخص جهان ازاد و وسترن محسوب می شود در سال ۲۰۱۰ توسط راک استار برای پلتفرم های PlayStation 3 و Xbox 360 ساخته و منتشر شد و تبدیل به یک اسطوره در نسل هفتم چه از لحاظ گرافیک و چه از نظر دیگر بخش ها گردید.

دنیایی بسیار بزرگ و زیبا با انواع و اقسام فعالیت ها و ماموریت ها در اختیار شما قرار دارد تا ساعت ها در آن سرگرم شوید. از شکار حیوانات گرفته تا رام کردن اسب ها و ماموریت های دستگیری شخصیت های خلافکار WANTED و کلی ماموریت اصلی و جانبی دیگر در بازی وجود دارند و هر کدام نیز به بهترین شکل ساخته و پرداخته شده اند تا به هیچ وجه احساس خستگی در شما ایحاد نشود و لذت بازی همواره برایتان حفظ گردد. اکثریت قریب به اتفاق مجامع و محافل بین المللی گیمینگ در سراسر دنیا با یکدیگر هم عقیده بودند که برترین بازی سال ۲۰۱۰ به هیچ وجه عنوانی جز Red Dead Redemption نمی باشد و تقریبا همه این بازی را به عنوان بازی سال برگزیدند. این بازی جوایز بسیار زیادی را نیز در تمامی بخش ها دریافت کرد که از این جوایز می توان به VGX Award برای برترین بازی سال، VGX Award برای برترین آهنگ موجود در بازی، VGX Award برای برترین موسیقی بازی، VGX Award برای برترین بازی اوریجینال اشاره کرد.

rdrawesome

دنیای بازی به قدری زیبا طراحی و خلق شده است که شما را به دل غرب وحشی می برد. راک استار است دیگر…

شخصیت اصلی بازی که جان مارستن نام دارد از سوی GameSpot و IGN و بسیاری مراجع معتبر دیگر به عنوان برترین شخصیت جدید سال معرفی گردید. وی همچنین برای بخش اجرا و صداگذاری و همچنین برترین شخصیت نیز در مراسم  ۲۰۱۰ Spike Video Game Awards به عنوان کاندیدا حضور داشت. وی شخصیت پردازی فوق العاده عالی و پیچیده ای داشت که به اعتقاد بسیاری از منتقدان در سراسر دنیا همین شخصیت پردازی عالی وی بود که داستان بازی را تا این حد زیبا و جذاب کرده بود. بازی در سال ۱۹۱۱ و در دو ایالت خیالی آمریکا و یک ایالت خیالی مکزیک به نام های New Austin, West Elizabeth  و Nuevo Paraiso اتفاق می افتد. جان مارستن که قبلا یک خلافکار حرفه ای بوده است توسط گروهی دولتی به کار گرفته می شود و به او وعده می دهند که در صورتی که به آن ها کمک کنید تا یاران قدیمی و خلافکار او را دستگیر کنند و از بین ببرند، از گناهان او خواهند گذشت و عفو کامل خواهد خورد تا به راحتی به آغوش خانواده اش بازگردد. جان مارستن نیز که در جستجوی رستگاری و بخشیده شدن گناهانش است طی اتفاقاتی که رخ می دهد سرانجام قبول می کند با آنها همکاری کند. سرانجام و پس از داستان ها و اتفاقات بسیاری که رخ می دهند کار به سرانجام می رسد و مارستن به نزد خانواده اش باز می گردد اما قول دولتی ها کی قول بوده است که این بار باشد؟ قول دولتی ها مرگ است و بس. Ross و مردانش با نامردی تمام و با تعداد بسیار زیادی سرباز و تفنگذار به قصد کشتن وی و خانواده اش به خانه می آیند. جان به هر شکل خانواده اش را فراری می دهد اما با خود با تعداد بسیار زیادی شلیک به او می شود در یک صحنه دراماتیک و یک نبرد نابرابر جان به جان آفرین تسلیم می کند و البته به نظر می رسد که سرانجام به رستگاری که دنیال آن بود می رسد…رستگاری سرخپوست مرده. سپس بازی به ۳ سال بعد می رود و شما می توانید در نقش پسر جان مارستن به جستجوی Ross که یک سال است بازنشسته شده بروید و انتقام پدرتان را از وی بگیرید… داستان بازی روایت بسیار جذابی دارد و به مانند سایر بخش ها مانند گیم پلی، موسیقی، گرافیک و… در بالاترین سطح ممکن قرار دارد.

خلق بی نظیر دنیایی وسیع و گسترده با تم غرب وحشی بدون شک از هیچ سازنده ای بهتر از راک استار بر نمی آید و این سازنده نیز با خلق این عنوان غوغایی به پا کرد، به مانند همیشه. Red Dead Redemption یک شاهکار گرافیکی فنی و هنری است که واقعا جای هیچ گونه حرف و حدیث و ایرادی را در بخش گرافیکی برای ما و هیچ کس دیگر باقی نگذاشته است. ایراد که چه عرض کنم. گرافیک بازی و طراحی دنیای آن، شخصیت ها و … همگی فوق العاده قابل تحسین هستند و بازی به حدی چشم نواز و زیبا است که این حس را به شما منتقل می کند که واقعا در دوره غرب وحشی هستید و چنین گرافیکی آن هم در یک نسل قبل بسیار شگفت انگیز است زیرا هنوز که هنوز است وقتی در نسل هشتم به این عنوان نگاه می کنیم مشاهده می شود که هیچ چیزی از عناوین این نسل کم ندارد. Red Dead Redemption عنوانی است که به خاطر تک تک بخش های آن از جمله گرافیک، بازی کردن چیزی فراتر از ضروری است و اگر آن را تجربه نکرده باشید قطعا قطعه ای گمشده در پازل زندگی گیمریتان خواهید داشت. شاید اگر بین بازی های مولتی پلتفرم یک نظر سنجی در مورد مورد انتظارترین عنوانی که همگان منتظر اعلام نسخه بعدی آن هستند برگزار شود، پاسخ آن از هم اکنون مشخص باشد و آن بازی چیزی نخواهد بود غیر از نسخه بعدی عنوان Red Dead Redemption که نسخه سوم کل این سری با احتساب Red Dead Revolver محسوب می شود.

۱۸ – Beyond: Two Souls

سازنده: Quantic Dream

پلتفرم مقصد: PlayStation 4, PlayStation 3

۵۲۲d3bd91fadb6dbf77a4984af9dc996

گاهی نمی شد فهمید که بالاخره Beyond: Two Souls بازی است با فیلم… گرافیک یعنی استاد دیوید کیج!

در عناوین استادانه و فوق العاده زیبای دیوید کیج همواره داستان و گرافیک حرف اول را می زنند و تمام سکانس های بازی های وی با بالاترین کیفیت گرافیکی و موشن کپچر و … تهیه و تولید می شوند. توجه بسیار بالا به احساسات شخصیت ها در بازی و پیاده کردن فوق العاده این احساسات در صورت شخصیت ها همیشه سبب خلق تعدادی از بهترین و زیباترین گرافیک ها و جلوه های بصری در بین بازی های مختلف شده است  و همچنین این موضوع به داستان بازی و انتقال حس آن به مخاطب نیز بسیار خوش نقش عمل می کند و به مانند فیلمی زیبا با شخصیت های واقعی برای مخاطب به نظر می رسند اما با این تفاوت که در این فیلم شما همه کاره هستید و تصمیم می گیرید که چه اتفاقاتی برای شخصیت های مختلف بازی رقم بخورد و در واقع در حال تجربه یک بازی، با کیفیت یک فیلم واقعی هستید. عنوان Beyond: Two Souls که در سبک اکشن ماجرایی تعاملی درام قرار دارد توسط استودیو Quantic Dream و دیوید کیج ساخته و در سال ۲۰۱۳ به طور انحصاری برای کنسول PlayStation 3 منتشر گردید و به دلیل موفقیت و بازخوردهای خوبی که دریافت نمود در سال ۲۰۱۵ نسخه نسل هشتمی و بازسازی شده آن به همراه شاهکاری به نام Heavy Rain که دیگر عنوان دیوید کیج است برای کنسول پلی استیشن ۴ نیز منتشر گردید.

بازی داستان دختری به نام جودی هولمز را روایت می کند که همان طور که در مقالات قبلی گفته ام وی در بازی و جلوی چشمان ما از کودکی تا نوجوانی و جوانی بزرگ می شود و فریم به فریم، اوج و عمق بدبختی و سیه روزی وی را می بینیم و با او همدردی می کنیم. لحظه به لحظه کشمکش های وی با روح یا نیرو یا نور محافظش را شاهد هستیم که حتی در زندگی عشقی وی نیز دخالت می کند و اجازه نمی دهد تا جودی بتواند کسی را دوست داشته باشد و با او رابطه ای عاشقانه برقرار کند. سرنوشت این دختر به قدری دردناک بود که اشک را در چشمان ما جمع می کرد. الن پیج، بازیگر جوان و توانمند سینمای هالیوود نیز در اوج توان خود در این نقش ظاهر شده و شخصیتی فوق العاده را از لحاظ احساسات و حالات صورت و همچنین صداگذاری برای ما خلق کرده است؛ البته شخصیت پردازی قوی همیشه و همیشه جزء ثابت عناوین دیوید کیج بوده اند و هستند و یکی از نمادها و مثال های بارز این شخصیت پردازی قوی بدون شک دختری است به نام جودی هولمز که در عنوان Beyond: Two Souls با مصائب زندگی وی آشنا شدیم.

۱۹۲jp5rrs3h2ujpg

گرافیک بازی در یک کلام شگفت انگیز است.

 در Beyond: Two Souls در نقش دختری با توانایی فراطبیعی به نام Jodie Holmes قرار می گیریم و داستان زندگی و سیه روزی های وی را دنبال می کنیم. ترکیب شخصیت پردازی و داستان در این بازی (که البته می توانست روایت بهتری داشته باشد)، با گرافیک بی نظیر و فوق العاده طبیعی و واقعی آن سبب خلق عنوانی شده است که نمی توان از آن چشم برداشت و حتی کوچکترین احساسی که شخصیت های بازی دارند در چهره و خطوط صورت آن ها با جزییات بسیار ریز و کامل قابل مشاهده است. در بسیاری از بازی های این لیست شاهد گرافیک فنی قدرتمند و بی نظیری نبوده ایم و بلکه بیشتر به خاطر طراحی فوق العاده وگرافیک هنری در این رده بندی جای گرفته اند، اما Beyond: Two Souls عنوانی است که در آن شاهد گرافیک فنی و هنری قدرتمند با هم هستیم و در حقیقت گرافیک، کاملا در راستای خلق یک دنیای واقعی عمل کرده است که به بهترین شکل هم این کار را انجام داده و شاهد یک بازی بسیار قدرتمند از این لحاظ هستیم. Beyond: Two Souls بازی است که باید آن را به خاطر گرافیک فوق العاده و البته داستان و روایت جذاب تجربه نماییم.

دیوید کیج در مورد برخی نقدهای منفی که به این عنوان وارد شد نظر جالبی دارد. وی می گوید “همیشه برای گیمر های هاردکور که بازی ها را به عنوان یک ورزش رقابتی مهارتی می بینند انواع و اقسام بازی ها وجود دارد تا با دوستان خود رقابت کنند و همچنین همیشه انواع بازی ها برای گیمرهای تفننی که قط برای سرگرمی گاهی بازی می کنند نیز بر روی گوشی های هوشمندو … ساخته می شود و در اختیار آن هاست. اما ما می خواهیم یک مسیر میانی را پیش بگیریم با ساخت بازی هایی که سعی می کنند قصه بگویند و معانی و مفاهیم را انتقال دهند. بازی که خشونت و کشت و کشتار هسته اصلی و هدف ان نیست. بالاتر از همه این ها ما می خواهیم احساس خلق کنیم تا بازیبازان آن را با تمام وجود حس و درک کنند.” درست است که بازی ایراداتی دارد که کم تعداد هم نیستند و در بخش گیم پلی و روایت داستان نتوانست تا موفقیت عناوین قبلی دیوید کیج یعنی فارنهایت و Heavy Rain را تکرار کند، اما در این مطلب تمرکز و عامل انتخاب های ما تنها بخش کیفیت گرافیکی فنی یا هنری بازی ها است که در این بخش Beyond: Two Souls فوق العاده و بسیار عالی عمل کرده است.

۱۷ – Batman: Arkham Knight

سازنده: Rocksteady Studios

پلتفرم مقصد: PlayStation 4, Xbox One, Microsoft Windows

gcivo4aldyn4buyebym1

واقعا در عجبم که که راک استدی چکونه آخرین نسخه ۳ گانه بتمن خود را تا این حد زیبا ساخته است. گرافیک بازی به قدری عالی است که دلتان نمی آید با شوالیه آرکام فرود بیایید.

یادم است که هیچ گاه به طرز خیلی شدید دوستدار بتمن نبودم اما درست از بعد از نخستین فیلم ۳ گانه شاهکار کریستوفر نولان یعنی Batman Begins بسیار به این شخصیت علاقمند شدم، اما بعد از فیلم دوم یعنی The Dark Knight بود که واقعا عاشق شوالیه تاریکی شدم و باعث شد تا هر ۴ بازی سری آرکهام یعنی ۳ گانه Rocksteady Studios و بازی Arkham Origins برای من لذت بسیاری داشته باشند. ۳ عنوانی که در نسل هفتم منتشر شدند برای من فوق العاده بودند و بسیار از آن ها لذت بردم اما هیچ گاه یکی از دلایل اصلی این لذت برای من گرافیک ان ها نبود. اما وای از روزی که بازی نسل هشتمی چهارم، یعنی آخرین نسخه از ۳ گانه راک استدی یعنی Batman: Arkham Knight را تجربه کردم. چقدر این بازی زیبا بود. چقدر گرافیک بازی فوق العاده بود. از فوق العاده هم فوق العاده تر بود جلوه های بصری این بازی بی نظیر. دیگر از این بهتر و زیباتر نمی شود در حال حاضر عنوانی از بتمن را خلق کرد که تا این حد از لحاظ جلوه های بصری بی نظیر باشد. در واقع از لحاظ گرافیکی و بصری این زیباترین دنیایی از بتمن بوده که تا به حال خلق شده است.

عنوان Batman: Arkham Knight که توسط Rocksteady Studios ساخته شد و در سال ۲۰۱۵ توسط کمپانی Warner Bros. Interactive Entertainment برای پلتفرم های PlayStation 4, Xbox One و Microsoft Windows منتشر گردید. این عنوان نیز به مانند دیگر عناوین این سری در سبک اکشن ماجرایی با دنیای آزاد قرار دارد. بازی بعد از عرضه با بازخوردهای بسیار مثبت و عالی طرفداران و منتقدان روبرو شد؛ البته این مسئله را در مورد نسخه های کنسولی بازی عرض می کنم زیرا نسخه رایانه های شخصی کاملا نقطه مقابل نسخه های کنسولی بود و یک بازی ناقص و سراسر باگ و کرش کردن و غیر قابل بازی شدن بود. نسخه های کنسولی PlayStation 4 و Xbox One این عنوان موفق به کسب جوایزی نیز در بخش های مختلف شدند و حتی این بازی در مراسم برترین بازی هاسل سال به عنوان کاندید در بخش برترین بازی اکشن ماجرایی نیز قرار داشت که طی اتفاقی طعنه آمیز (برای سری متال گیر) نسخه پنجم متال گیری سالید یعنی فانتوم پین به عنوان برترین بازی اکشن ماجرایی انتخاب شد. از جمله جوایزی که عنوان Batman: Arkham Knight موفق به کسب آن ها شد می توان به  BAFTA Games Award برای بهترین بازی انگلیسی و Empire Award برای برترین بازی سال اشاره کرد.

batman-arkham-batmobile

زیباترین ماشین دنیا با طراحی خارق العاده… گرافیک بازی در هنگام ماشین سواری نیز مانند همیشه شما را میخکوب می کند.

بازی یک سال بعد از وقایع نسخه ۲۰۱۱ یعنی Batman: Arkham City اتفاق می افتد و خط داستانی اصلی بازی، داستان مبارزه و مقابله بتمن با Scarecrow را دنبال می کند که حمله ای را به Gotham City آغاز کرده است و باعث تخلیه شهر شده است. Scarecrow با کمک شخصیت مرموزی به نام Arkham Knight تمامی دشمنان قسم خورده بتمن را گرد هم می آورد تا سرانجام او را نابود کنند و یک بار برای همیشه از شر وی خلاص شوند اما کور خوانده اند… شوالیه تاریکی هم تنها نیست. ما با وی هستیم و به او کمک میکنیم تا تمام آنها را شکست دهد. ما متحد بتمن نیستیم، عاشق بتمن هستیم. شوالیه تاریکی همیشه پیروز می شود. پیروزی در ذات اوست. شوالیه واقعی Arkham بتمن است و نه هیچ کس دیگر. گیم پلی بازی از نمای سوم شخص بتمن را نشان می دهد و بر مبارزات نزدیک، قابلیت های مخفی کاری، قابلیت های کارآگاهی و گجت های وی تمرکز دارد. همچنین در Batman: Arkham Knight شاهد حضور و معرفی Batmobile به عنوان یک وسیله قابل بازی هستیم که برای جابجایی سریع در شهر، حل پازل ها و مبارزات به کار می رود و اتفاقا بازی تمرکز زیادی هم بر آن دارد. بازی در این نسخه المان های جهان ازاد بیشتری از همیشه در اختیار شما می گذارد و ساختار آزادتری دارد و به شما اجازه می دهد تا کلی ماموریت جانبی کاملا جدئا از خط داستانی را در جای جای نقشه شهر انجام دهید.

کیفیت گرافیکی بازی همان طور که گفتیم چه از لحاظ فنی و چه هنری در نسخه های کنسولی در بالاترین سطح قرار دارد و شهر و طراحی آن، شخصیت های بازی، ساختمان ها و تمام المان های گرافیکی و طراحی بازی در بالاترین سطح قرار دارند. نورپردازی بازی با توجه به تاریکی شهر بسیار زیبا انجام شده است و وقتی در حال پرواز بر فراز شهر هستید از دیدن ساختمان ها و نورپردازی بازی لذت می برید. کیفیت تکسچرها و یافت ها بسیار بالاست و حتی وقتی نزدیک آنها می شوید هم کیفیتشان چندان افت نمی کند و باز هم زیبا هستند. در نسخه های کنسولی شاهد باگ های گرافیکی و اقت فریم و … هم نیستیم و بر خلاف نسخه رایانه های شخصی شاهد بازی بسیار با ثباتی هستیم. از لحاظ طراحی و گرافیک هنری نیز تنها کافیست تا  دقایقی در بازی سپری کنید تا متوجه اوج زیبایی ان شوید و طراحان بازی را تحسین کنید. وقتی با شوالیه تاریکی بر فراز Gotham City پرواز می کردم از شدت هیجان و زیبایی شهری که در زیر بال های پر ابهت و قدرتمند بتمن قرار داشت به وجد می آمدم و انگار که دوست داشتم مدتی بسیار طولانی فقط بر فراز این شهر پرواز کنم به آن بگویم، نگران نباش، آسوده بخواب، من مراقب تو هستم. بال هایم را بر فرازت گسترده ام و از تو در برابر تمام این جانیان و جنایتکاران مراقبت خواهم کرد. کارگردانی هنری بازی یکی از برترین هایی است که تا به امروز در بازی های رایانه ای دیده بودم و به قدری طراحی های بازی از خود بتمن گرفته تا لباسش و ساختمان های شهر و … عالی و بی نقص بود که حتی نگاه کردن به گرافیک بازی واقعا من را ذوق رده می کرد!

۱۶ – Final Fantasy X

سازنده: Square Enix

پلتفرم مقصد:  PlayStation 2

ffx-steam-800x420

از قدیم فاینال فانتزی بوده است و گرافیک فوق العاده اش… این هم که دیگر گل سرسبد همه

همواره و در طول تاریخ ۲۹ ساله فرنچایز Final Fantasy، بازی های این سری در زمان خود دارای بهترین و چشم نواز ترین گرافیک ها و جلوه های بصری بوده اند و دنیایی فانتزی و بسیار زیبا را به بهترین شکل از نظر هنری و فنی طراحی کرده اند تا همگان از شدت زیبایی بصری این عناوین شگفت زده شوند. گزینه های خیلی زیادی از این سری وجود دارد که می توانند به راحتی و یه حق در لیست ما جای بگیرند اما ترجیح دادم تا از هر فرنچایز یک عنوان را در این لیست قرار دهم (به جز یکی دو مورد) و بنابراین بایستی از عناوین بسیار پرتعداد این سری یک بازی را بر می گزیدم. وقتی به تصاویر عناوین مختلف Final Fantasy نگاه می کردم و خاطرات آن ها را در ذهنم مرور می کردم به این نتیجه رسیدم که یک عنوان نسبت به بقیه شایسته تر است. Final Fantasy X به واقع در زمان انتشار خود یکی از بی نظیر ترین و چشم نواز ترین بازی هایی بود که در نسل ششم وجود داشت و همچنین نسخه بازسازی شده آن در نسل هشتم نیز نشان از این داشت که هنوز هم گرافیک و زیبایی این بازی کهنه نشده است و حرف هایی برای گفتن دارد. Final Fantasy X توسط Square Enix ساخته شد و در سال ۲۰۰۱ توسط این کمپانی به طور انحصاری برای پلتفرم PlayStation 2 منتشر گردید. این عنوان نیز به مانند دیگر عناوین این سری در سبک نقش آفرینی ژاپنی قرار دارد.

البته لازم به ذکر است که در دسامبر ۲۰۱۳ یک نسخه بازسازی و ریمستر شده از دو عنوان زیبای Final Fantasy X و Final Fantasy X-2 در قالب یک مجموعه ارزشمند به نام Final Fantasy X | X-2 HD Remaster برای پلتفرم های PlayStation 4, PlayStation 3, PlayStation Vita و رایانه های شخصی با سیستم عامل ویندوز عرضه شد تا دارندگان کنسول های نسل هشتم و یا کسانی که به هر دلیلی نتوانسته اند این بازی ها را تجربه کنند و اکنون می خواهند که به این دنیای فانتزی قدم بگذارند، کاملا شرایط برای آن ها فراهم باشد و بازی را با یک کیفیت گرافیکی بهتر تجربه کنند. این نسخه از لحاظ بصری و گرافیک حتی از عنوان اصلی نیز زیباتر است چون به هر حال بازی با وضوح HD اجرا می شود و بهبودهایی در بخش بصری یافته است.

FINAL FANTASY X/X-2 HD Remaster_20150216170259

گرافیک Final Fantasy X هنگام انتشار به طرز بسیار عجیبی برای نسل ششم باورنکردنی بود.

طراحی تک تک جزییات بازی از دنیای آن و محیط اطراف گرفته تا ریزترین جزییات شخصیت های بازی و لباس های آنها به زیباترین شکل ممکن انجام شده است و شما را شیفته خود می کند. این بازی یکی از خوش گرافیک ترین عناوینی بود که بر روی کنسول پلی استیشن ۲ منتشر گردید و با داستان عالی، گیم پلی فوق العاده و گرافیک چشم نواز موفق شد تا به یکی از خاطره انگیز ترین بازی های این سری بین بازیبازان تبدیل شود و تا همیشه در یاد و خاطره ما باقی بماند. طراحی ظاهری و صورت شخصیت ها و لباس های آن ها و حرکت موهای آنها در زمان خود بی نظیر بود و به قدری دو شخصیت اصلی بازی زیبا و دوست داشتنی طراحی شده بودند که هر بازیبازی را شیفته خود می کردند. در حقیقت از دلایل اساسی این که شخصیت های اصلی بازی تبدیل به یکی از پرطرفدارترین و محبوب ترین شخصیت های این سری شدند، همین طراحی هنری و گرافیکی فوق العاده زیبای آن ها، لباس های جالب و جذاب، طراحی چهره زیبا و دوست داشتنی آن ها بود.

دنیای بازی بسیار وسیع و زیبا طراحی شده بود و انواع و اقسام محیط ها و مناظر چشم نواز را می توانستید در آن مشاهده کنید و همچنین نورپردازی نیز برای عنوان در نسل ششم بسیار عالی محسوب می شد. همواره در عناوین مختلف فرنچایز Final Fantasy، جلوه های بصری و گرافیک، یکی از برگ های برنده اصلی این سری محسوب شده اند و بازی های آن همیشه جزو چشم نواز ترین بازی ها در زمان خود بوده اند. عناوینی که جدا از گیم پلی عالی و داستان های زیبایی که دارند، تنها به خاطر جلوه های بصری فوق العاده شان نیز ارزش بازی کردن را دارند که در این میان یکی از گل های سرسبد عناوین زیبای این فرنچایز از لحاظ گرافیکی بازی Final Fantasy X می باشد.

۱۵ – Flower

سازنده: Thatgamecompany

پلتفرم مقصد: PlayStation 4, PlayStation 3, PlayStation Vita

flower-1

گرافیک بی نظیر، طراحی شاهکار، آرامش روحی می خواهید؟ Flower تجویز شد.

استودیو Thatgamecompany عجب اسمی دارد. نام این استودیو کاملا مطابق با عناوینی است که آن ها می سازند. در واقع بازی های آن ها به قدری زیباست که وقتی کسی بخواهد از این استودیو یاد کند، خواهد گفت “سازنده همون بازیه” در حقیقت این بازی ها به خاص، جذاب و دوست داشتنی هستند که همه به جای کفتن نام استودیو، با بازی هایش آن را مثال خواهند زد و البته همین روش هم باعث می شود تا نام سازنده بیان شود یعنی Thatgamecompany (سازنده همون بازیه). بهترین القاب برای بازی های این سازنده “خاص” بودن است، حال چه بازی Journey باشد و چه Flower و … در درجه بعدی باید به زیبایی بصری فوق العاده عناوین این سازنده اشاره کرد که زیبایی بصری بازی های آن ها نیز خاص است و به طرز خاصی زیباست.

در راس عناوین بی نظیر این شرکت از لحاظ زیبایی بصری و چشم نواز بودن، بدون شک بازی Flower است که دیگر کارش از کلماتی مثل چشم نواز و … این کلمات گذشته است و مظهر زیبایی است. در واقع باید گفت Flower یک بازی روح افزا، فوق العاده زیبا و بی نهایت ارامش بخش است که نظیر آن در دنیای بازی های رایانه ای وجود ندارد و یک عنوان کاملا یونیک و منحصر به فرد محسوب می گردد.

۲۳۷۷۱۰۴-۲۰۱۳۱۰۱۴_۱۴۲۸۳۶_۰۰۲۴۵۰۴۶

Flower یعنی معنای زیبایی و گرافیک هنری…

البته به نظر می رسد که Flower بیشتر به عنوان یک تجربه آرام بخش و شادی آور برای مخاطبانش طراحی شده است تا به عنوان یک بازی رایانه ای چالش برانگیز. این بازی قبل از خلق دیگر شاهکار این استودیو یعنی Journey خلق شد و در سال ۲۰۰۹ برای کنسول PlayStation 3 منتشر گردیدو البته بعدها در سال ۲۰۱۳ در اختیار کاربران PlayStation 4 و PlayStation Vita نیز قرار گرفت تا از لذت تجربه این عنوان به غایت زیبا محروم نشوند. شما کنترل باد را به دست می گیرید، کمک می کنید گل ها شکوفه دهند و زمین هایی مرده و بی رنگ را به دشت هایی رنگارنگ مملو از زندگی و جنب و جوش خواهید کرد. وقتی در حال تجربه این بازی هستید احساس سبک بالی عجیبی می کنید و انگار که خود با باد همراه شده اید و از لا به لای گل های زیبا و بی نظیر، خرامان گذر می کنید و گویی که بوی عطر خوش و سرمست کننده این گل های زیبا به مشامتان می رسد.

زیبایی بازی وقتی که به عمق آن می روید به قدری مسحور کننده است که دوست ندارید چشم از صفحه تلوبزبون برداربد و محو آن می شوید. Flower از ان دست عناوینی است نشان می دهد وقتی بازی با عشق ساخته شود دیگر نیاز به اکسیر خاصی ندارد و در جای جای آن گویی بذر لذت کاشته می شود. Flower را باید به خاطر گرافیک و طراحی هنری بی نظرش هم که شده قطعا تجربه کنید. اگر می خواهید که کمی احساس ارامش کنید و مدت هر چند کوتاهی از کشت و کشتار و اکشن به دور باشید، Flower، گل بازی هایی است که می توانید به آن پناه ببرید و روح خود را در ان رها کنید تا سبک و شاد در زیباترین دشت های دنیا بوزید و از لابه لای گل ها و گیاهان و دشت های زیبا حرکت کنید.

۱۴ – Ni no Kuni: Wrath of the White Witch

سازنده: Level-5, Studio Ghibli

پلتفرم مقصد: PlayStation 3

ninokuni_goldengrove

Ni no Kuni: Wrath of the White Witch منتشر شد و چشم های تمام دنیا را به خود خبره کرد. یک دنیای بسیار زیبا… یک بازی بسیار لذتبخش

زمانی که نسخه غربی عنوانی با نام عجیب Ni no Kuni: Wrath of the White Witch برای پلی استیشن ۳ منتشر گردید کسی فکر نمی کرد که این بازی یکی از زیباترین و خوش رنگ و لعاب ترین عناوینی باشد که تا به حال کنسول پلی استیشن ۳ به خود دیده است. Ni no Kuni: Wrath of the White Witch توسط Level-5 و Studio Ghibli ساخته شد و در سال ۲۰۱۱ در ژاپن و سال ۲۰۱۳ در غرب توسط کمپانی Bandai Namco Games به طور انحصاری برای پلتفرم PlayStation 3 منتشر گردید. این عنوان در سبک نقش آفرینی بر پایه مبارزات نوبتی قرار دارد. تنها کافی بود تا بازی را آغاز کنید تا پس از همان چند دقیقه ابتدایی محو دنیای زیبا و طراحی های ساده و صمیمی و چشم نواز بازی شوید.

طراحی هایی بر پایه انیمه که جذابیت آن ها در این بود که چه در گیم پلی بازی و چه در دموها بازی به یک شکل بود و جلوه های بصری خاصی را که تاکنون در عنوان دیگری ندیده بودیم به ما هدیه می داد. وقتی تنها به چند عدد از تصاویر بازی نگاه می کنید متوجه می شوید که با یک بازی خاص طرف هستید و انگار بیشتر شاهد یک انیمه تعاملی هستیم تا یک بازی. البته جدا از جلوه های گرافیکی دیگر بخش های بازی نیز بسیار عالی بودند و گیم پلی و مبارزات فوق العاده آن در ترکیب با این گرافیک چشم نواز، سبب خلق عنوانی شده بودند که موفق گردید امتیازاتی مانند ۹۴ را از وبسایت معتبری مانند IGN یا امتیاز ۹۰ را از GameSpot دریافت کرده و به امتیاز متای ۸۵ دست یابد. بدون شک این امتیازات نشان دهنده عنوانی هستند که نمی تواند فقط در یک بخش عالی باشد و این بازی به واقع در تمام قسمت ها یک عنوان بی نظیر بود که یکی از این قسمت ها جلوه های بصری بود که موضوع مورد بحث ما در این مطلب است.

living_tree_1

راه رفتن در بازی Ni no Kuni: Wrath of the White Witch هم فوق العاده است. طراحی هنری و گرافیک بازی بسیار چشم نواز است.

علاقمندان به عناوین استودیو  Level-5 (سازنده بازی هایی مثل سری White Knight Chronicles و Professor Layton) و استدیو Ghibli (سازنده عناوینی مثل Spirited Away و Howl’s Moving Castle) که سازندگان بازی Ni no Kuni: Wrath of the White Witch هستند، شاهد یکی از برترین عناوین این سازندگان بودند و همگی اعتقاد داشتند که این بازی یکی از زیباترین و چشم نواز ترین عناوین نسل هفتم و همچنین یکی از بهترین نقش آفرینی هایی است که تاکنون تجربه کرده اند. در موضوع مورد بحث ما در این مقاله که گرافیک است، استودیو Ghibli نقش مهمتری را در ساخت این بازی داشته است زیرا طراحی شخصیت ها و همچنین سکانس های انیمه بازی را بر عهده داشته است که یکی از پایه های اصلی زیبایی بصری بازی هستند.

شما در بازی نقش پسری به نام الیور بازی می کنید که باید به یک دنیای دیگر سفر کند تا مادرش را نجات دهد و همچنین بر نیروی شیطانی فائق آید، اما قطعا می دانید که کار به همین راحتی نخواهد بود و اتفاقاتی که در طول این مسیر برای وی رخ می دهد بستر داستانی محسوب می گردد. Ni no Kuni: Wrath of the White Witch  بدون شک یکی از عناوینی است که تنها توجه به جلوه های بصری آن نیز برای لزوم تجربه آن کافیست، چه برسد که بدانید در زمینه گیم پلی نیز با عنوانی عالی طرف هستید. حتی اکنون نیز دیر نیست که به سراغ کنسول پلی استیشن ۳ خود بروید و این بازی را تجربه نمایید زیرا که با روشن کردن کنسول و دیدن دقایق ابتدای بازی خود به زیبایی آن واقف خواهید شد و به احتمال زیاد تا انتها آن را ادامه خواهید داد.

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

  • HannaH گفت:

    خسته نباشید. مقاله بسیار خوبى بود. در این مورد که. داستان و گیم پلى فراموش شدن، کاملاً با شما موافقم. متاسفانه تقاضاً بازار هم بازى تکرارى هست و بیشتر تجربه هاى جدید به شدت شکست مى خورن. گاهى فکر مى کنم به تنوع غریب بازى ها روى PS2 و افسوس مى خورم چرا اون بازى ها رو نگه نداشتم. واقعاً برام قابل فهم نیست چندتا شوتر آنلاین لازمه تا بازار سیر بشه، اما ظاهراً هنوز کافى نیست. جدا امیدوارم واقعیت مجازى روش بازى رو کمى تغییر بده. شاید هم با مهاجرت بخشى از گیمرها، دوباره فرصت ساخت بازى هاى خلاقانه تر براى جلب بازار روى کنسول ههاى فعلى (بدون هدست) دوباره فراهم بشه. منتظر قسمت بعدى مقاله هستم.
    و البته تا یادم نرفته، با احترام به سلیقه شما ولى بد نیست یادى هم بشه از OKAMI. جدا به شخصه از سونى براى این همه تجربه متفاوت متشکرم.

    • سلام خدمت شما. خیلی از نظرتون متشکرم. ممنون که خوندید مقاله رو. واعا این جمله ای که گفتید چند تا شوتر انلاین لازمه تا بازار سیر بشه عالی بود.
      مگه میشه من از اکامی یادم بره. اون جاش تو بخش دوم مقاله تو جایگاه برترین هاست. منم مثل شما از سونی متشکرم واقعا. و البته از شما هم ممنونم

  • Arian گفت:

    در مورد تامب ریدر گفتید دل من رو کباب کردید، فکر میکردم من تنها کسی هستم که از سری های قبلی بیشتر لذت میبره، واقعا کجاست اون معماهایی که من یه هفته توش میموندم، کجاست اون اتمسفر فوق العاده اسرارآمیز …

  • maximus1370 گفت:

    خسته نباشی آقا سعید.شخصا به داستان بعد به گرافیک- گیم پلی و موسیقی توجه دارم.بازی life is strange بازی بود که بعد تموم شدنش ماه ها بهش فکر میکردم.جدا از گرافیک فوق العاده بصری ،داستانی که ذهنو درگیر میکنه و وصف ناپذیره این بازیو از سایر بازیا جدا میکنه.حتی از عناوین عالی شرکت تیل تیل.

  • nfs3forever گفت:

    به قول آمریکاییها realy !!!!!!!?????? یعنی واقعا بهترین گرافیک های بازیها از نظر شما اینا هستند !!!!؟؟؟؟؟
    یعنی واقعا از گیمفا انتظار نداشتم ! دیویژن ، اسسینز کرید یونیتی ، آنچارتد چهار ، اوردر ۱۸۸۶ ، ویچر سه ، بتلفیلد یک ، متال گیر وی فانتوم پین ، مافیا سه ، رایز آف توم ریدر و کوانتوم بریک گذاشتین اینارو بهترین گرافیک بازیهای رایانه ای انتخاب کردین !!!؟
    حتی کرایسس ۳ نسل هفتمی هم از نصف بازیهای لیست شما گرافیکش بالاتره .