بررسی Dark Souls II: Scholar of the First Sin در نسل هشتم؛ در آغوش مرگ، آرام بگیر

آهای مبارز؛ بیهوده نرو؛ رفتنت را برگشتی نیست؛ دنیا را نیز امید برگشتی نیست. تو نیز یک تباه شده دیگر در انبوه تباه شدگانی هستی که برای نجات این سرزمین و رستگاری خود آمدند. چیزی جز نابودی انتظارت را نمی کشد. نوای مرگ در گوشت طنین انداز خواهد شد و حتی فرصت این را نخواهی داشت تا به آن گوش کنی، زیرا خود مرگ سریع تر از نوا و ناله های آن به سراغت می آید. می دانی چندمین هستی؟ واقعا می دانی چندمین نفر هستی؟ دیگر شمار آن ها از دستم در رفته است. کسانی که رفته اند و دیگر آنها را ندیدم و نخواهم دید. آن هایی که رفتند و روح خود را به تاریکی باختند. به همه آن ها نیز همین حرف ها را زدم. اما رفتند، زیرا فکر می کردند با دیگران فرق دارند و خاص ترند. اما نه، نبودند. ولی صبر کن، صبر کن؛ تو واقعا فرق داری! اگر صادقانه بگویم اکنون که به تو می نگرم در وجودت عزم و اراده ای می بینم و در چشمانت برقی که تا به حال در هیچ مبارز دیگری ندیده ام. آیا تو همان انتخاب شده هستی؟ تو کسی هستی که نفرین را از این سرزمین برخواهی داشت و دنیا را بار دیگر به آرامش خواهی رساند؟ شاید که این گونه باشد؛ می دانی چقدر انتظار کشیدم تا بیایی؟ ابتدا حتی نگاهت نکردم، زیرا انتظار داشتم که تو نیز مانند بقیه باشی، مانند تمام آن تباه شدگان. اما شاید نیستی. شاید که سرنوشت این سرزمین در دستان تو است و فقط تو؛ بله تو، The Choosen One، بار دیگر دنیا را به رستگاری خواهی رساند و روح های در زنجیر و گرفتار نفرین و تاریکی را آزاد خواهی کرد. برای نخستین بار است که این حرف را می گویم؛ برو فرزندم، برو و پای به این مسیر مرگبار بگذار که شاید تنها تو راه نجات باشی. عزمت را جزم کن و مشتانت را گره کن، ایمان خود را بر تیغه شمشیرت ارزانی دار تا قدرت وجودت شمشیر را در هوا بچرخاند و شیاطین را نابود کند. مسیر خیلی سخت است، خیلی بیشتر از خیلی سخت، اما اگر تو انتخاب شده هستی خواهی توانست بر این مسیر فائق آیی و دنیا را به آرامش برسانی. برو فرزندم؛ شاید تو ناله های سوزناک این دنیا را آرام کنی؛ باشد که روح های پاک از وجودت محافظت کنند تا خود را در این مسیر به تاریکی نبازی. به تاریکی نباز؛ وجودت را به تاریکی نفروش؛ اینجا پر است از ارواح تیره، ارواح تاریک؛ برو با آرزوهای خوب …

Dark Souls II: Scholar of the First Sin…. یکی از زیباترین تصاویر در سری سولز

در نسل هشتم و در راستای طرح بسیج همگانی سازندگان برای انتشار بازی های نسل هفتمیشان برای نسل هشتم بود که نامکو باندای نیز در پی مشاهده شور و شوق زیاد طرفداران بازی Dark Souls II برای انتشار این بازی در نسل هشتم و همچنین موفقیت استثنایی این بازی (هم از لحاظ فروش و هم این که بارها در مراسم مختلف به عنوان نامزد و یا برنده برترین بازی سال معرفی شده بود)، سرانجام نسخه ای مخصوص با نام Dark Souls II: Scholar of the First Sin را در تاریخ ۷ اپریل ۲۰۱۵ برای پلتفرم های نسل هشتمی پلی استیشن ۴ و ایکس باکس وان منتشر کرد.  البته این نسخه برای نسل هفتم و پلتفرم های پلی استیشن ۳ و ایکس باکس ۳۶۰ و پی سی (که هم نسل هفتمی و هم نسل هشتمی محسوب می شود) نیز منتشر شد، اما ارتقاها و بهبودهای نسخه نسل جدید را نداشت و در اصل تنها ۳ بسته الحاقی بازی به آن اضافه شده بودند. در این مطلب نیز ما تنها در مورد نسخه نسل هشتم بازی Dark Souls II: Scholar of the First Sin صحبت خواهیم کرد و تجربه آن را با شما در میان خواهیم گذاشت.

این نسخه علاوه بر این کاور، کاور دیگری نیز دارد که همان تصویری است که به عنوان اولین عکس این مطلب قرار دادم.

پس از انتشار بازی در نسل هشتم بسیاری از گیمرها و طرفداران پر و پا قرص این بازی در پی این بودند که بدانند این نسخه دقیقا چه تفاوت هایی با عنوان اصلی دارد و بر این اساس تصمیم بگیرند که آیا این بازی را برای نسل هشتم هم خریداری نمایند یا خیر. البته کسانی که هنوز با کنسول های نسل هفتم بازی می کردند و نسخه بازی اصلی را نیز در اختیار داشتند، می خواستند تصمیم بگیرند که آیا نسخه فیزیکی Dark Souls II: Scholar of the First Sin در نسل هفتم را نیز خریداری کنند و یا با یک آپدیت رایگان بازی اصلی خود را به این نسخه جدید ارتقا دهند. البته بعید به نظر می رسید که طرفداران علاقه‌مند این سری از خیر خرید نسخه فیزیکی این بازی در نسل هشتم و یا هفتم بگذرند و آن را به مجموعه بازی های گرانبهای خود اضافه نکنند. به هر ترتیب در این مطلب سعی شده تا تمامی بهبودهای انجام شده در نسخه Dark Souls II: Scholar of the First Sin را به همراه خود بازی برای شما عزیزان بررسی کنیم تا بیشتر در جریان محتویات آن قرار بگیرید و اگر دو دل هستید که ایا این بازی را درنسل هشتم بخرید یا نه، بتوانید راحت تر تصمیم گیری نمایید. پیشنهاد می‌کنم در ادامه مطلب پرونده Dark Souls II: Scholar of the First Sin همراه شوید.

یهبود گرافیکی بازی کاملا از نسل هفت به هشت محسوس است و البته لذت بازی با فریم ریت ۶۰ بسیار بیشتر شده است

مشکل عدم شناخت صحیح و برداشت کامل داستان در بازی های سری سولز همواره بین بازیبازان وجود داشته و دارد و شاید خیلی از کسانی که این بازی را چند بار هم انجام داده اند نیز به درستی ندانند که داستان بازی دقیقا بر چه اساسی است و چه موضوعی را روایت می کند. این موضوع همان طور که همیشه گفته ام به نوع خاص روایت محیطی عناوین میازاکی باز می گردد که برای فهمیدن کامل داستان بازی های او باید اولا صبر و حوصله خیلی بالا داشته باشید و ثانیا تا حدود خیلی خوبی به زبان انگلیسی مسلط باشید تا هم نوشته های درون بازی و هم صحبت های مختلف با شخصیت های بازی را کاملا متوجه شوید و با کنار هم قرار دادن این تکه های مختلف، پازل داستانی بازی را تکمیل کنید. اگر بخواهیم به صورت خیلی خلاصه و مختصر به زمینه داستانی این بازی اشاره کنیم باید گفت سال ها قبل در سرزمینی پهناور پادشاهی قدرتمند قلمرویی با شکوه بنا می کند که در مرکز آن قصر پادشاه به نام drangelic castle وجود دارد. همه چیز به خوبی پیش می رود تا این که این سرزمین افسانه ای دچار نفرینی دردناک می شود. افراد بسیاری از شوالیه ها و سربازان شجاع گرفته تا ساحره ها و جادوگران تلاش های زیادی برای از بین بردن این نفرین انجام دادند ولی کارساز نبوده است و یکی پس از دیگری کشته شدند و به جمع کشته های بی شمار و بی گناه این نفرین اضافه گشتند. حالا بازی از جایی شروع میشود که شما به عنوان یک مبارز آماده اید تا مسیر خود برای از بین بردن این نفرین را آغاز کنید، بلکه بتوانید دوباره عظمت از دست رفته را به این قلمرو پهناور بازگردانید. مسیری خطرناک و طاقت فرسا با دشمنانی مرگبار و هیولاهایی که گاها به نظر غیر قابل کشته شدن می رسند.

همه چیز از اینجا آغاز شد…

از داستان و محیط و شخصیت های بازی غم و ناامیدی می بارد؛ حتی در همان ابتدای بازی نیز وقتی وارد کلبه می شوید و با ۲ پیرزن صحبت می کنید، می بینید که آن ها نیز انگار هیچ امیدی به این دنیا ندارند و با حالتی بسیار بی تفاوت صحبت می کنند. البته به آن ها خرده ای نیز نمی توان گرفت. آن قدر مبارزان و افراد مختلف یکی یکی این مسیر را آمده اند و سرانجامی جز تباهی نداشته اند، آن ها دیگر باور ندارند که شاید یک نفر بتواند ناجی این سرزمین شود. در کل باید گفت Dark Souls II برای یک بازی در این سبک دارای داستانی کاملا قابل قبول با تمی فانتزی و تاریک است. شاید بتوان گفت داستان نجات دنیا و … تا حدودی کلیشه ای است، ولی روند بیان داستان بی نقص است و به آرامی گیمر را در خود فرو می برد و مانند همیشه هر بازیبازی که بیشتر کند و کاو کند، نوشته ها را بخواند و با شخصیت ها مدام صحبت کند، بیشتر از داستان بازی سر در می آورد که این موضوع همیشه بخش جدانشدنی روایت داستان های آقای میازاکی است و تجربه داستان شاید برای برخی از ما با دیگری متفاوت باشد چون دیدگاه و برداشت مختص به خودمان را از این بازی داریم و به گونه ای متفاوت از شخص دیگر داستان را برای خود تجسم و تحلیل کرده ایم.

یکی از برترین مناطق بازی که دشمنان آن شوالیه های پرتعداد و قدرتمند هستند، ولی ۲ باس این منطقه از آسان ترین باس های دارک سولز هستند.

نسخه اصلی بازی در نسل هفتم از منظر گرافیک فنی یک بازی واقعا کم نقص بود و به ندرت پیش می آمد یا اصلا پیش نمی آمد که در بازی با باگ مواجه شوید و یا اتفاقاتی در بازی رخ بدهد که سطح گرافیک بازی و ثبات فنی آن را پایین بیاورد و به تجربه شیرین شما لطمه ای وارد کند. اما در نسخه نسل هشتمی خوشبختانه همین احتمالات ضعیف باگ و افت فریم و … هم به صفر رسیده اند و لااقل بنده در هیچ قسمتی از بازی چنین چیزی را مشاهده نکردم. بازی با موتور گرافیکی havok ساخته شده که از لحاظ فیزیک هم انجین قدرتمندی می باشد و همین امر باعث شده تخریب پذیری نسبتا خوبی را در بازی شاهد باشیم. وارد هر اتاقی که می شوید تقریبا می توانید همه چیز را بشکنید و خراب کنید. کسانی که مانند بنده هم نسخه نسل هفتمی دارک سولز ۲ را بازی کرده اند و هم عنوان نسل هشتمی آن را تحربه کرده اند، کاملا این موضوع را تایید می کنند که گرافیک بازی نسبت به نسخه نسل قبل پیشرفت خیلی چشمگیری داشته و بهبودهای زیادی را به خود دیده است.

شما دیگر بازیبازان را بسته به کاوننت یا فرقه ای که عضو آن هستند، مهاجم بودن و یار شما بودن، در رنگ های مختلف می بینید.

 سازندگان اعلام کرده اند که با توجه به قدرت کنسول های نسل هشتم گرافیک بازی را تا حد ممکن ارتقا داده و همچنین با انجام بهبودهایی باعث روان تر شدن اجرای بازی شده اند و اندک افت فریم هایی که در بازی اصلی در نسل هفتم می دیدیم را نیز دیگر در نسل هشتم نخواهیم دید تا یک تجربه بسیار لذت بخش تر و البته مرگبار مثل همیشه را داشته باشیم. در زمینه فریم ریت صحبت سازندگان کاملا تایید می شود و فریم ریت بازی بر خلاف نسخه اصلی که در مکان های شلوغ و یا مکان هایی که افکت آتش داشت مقدار بسیار کمی دچار افت می شد، این بار همیشه ثابت است و خوشبختانه بازی هیچ وقت دچار افت فریم نمی شود. نور پردازی بازی در برخی قسمت ها واقعا زیبا کار شده است و باعث خیلی خیلی زیباتر شدن محیط مرگبار و مرموز بازی می شود. گاهی فقط دوست دارید بایستید و تماشا کنید و به محیط فوق العاده زیبا، مرموز و غم زده بازی خیره شوید.

خدا رحمتت کنه. روحت شاد. در جبهه های نبرد حق علیه باطل از بین رفت!!!

گرافیک هنری بازی جای هیچ گونه حرف و حدیثی ندارد و واقعا باید به طراحان محیط و مراحل بازی مانند تمامی عناوین دیگر این سری آفرین گفت. وقتی مکان های مختلف نقشه را می گردید گاهی با خود می گویید مگر می شود این همه زیبایی در یک محیط جمع بشود؟ طراحان هنری بازی به واقع  سنگ تمام گذاشته اند و بازی در بخش گرافیک هنری غوغا می کند. در یکی از مراحل پایانی بازی که به قلمرو کوهستانی اژدهایان وارد می شوید، در همان اول مرحله میخکوب زیبایی این محیط خواهید شد. یادم است که مدتی طولانی لب دره ایستاده بودم و پلی را که در وزش باد به آهستگی تاب می خورد و اژدهایان بسیار زیادی که بر فراز کوهستان پرواز می کردند را دقایقی بدون حرکت تماشا می کردم و پشت سر هم اسکرین شات از آن می گرفتم. گرافیک و محیط های بازی کاملا کمک می کنند که در وهله اول حس تنهایی و سپس حس ناامیدی، مرگ، درماندگی و استرس را به گیمر منتقل کند.

همه عظمت این بخش به کنار، فقط به طراحی صورت اژدها دقت کنید. زنده و واقعی است.

رنگ پردازی محیط بسیار مرده به نظر می رسد (عمدا این کار انجام شده است) و تمام اجزایی که در محیط هستند اغلب کهنه و رنگ و رو رفته هستند و هیچ گاه شاهد منطقه ای شاداب نخواهید بود. دیوارهای پوسیده و فرسوده، دالان های تو در تو و وحشتناک و جاهایی که بدون مشعل حتی یک قدم جلوتر را هم نمی بینید، همه و همه دست به دست هم می دهند تا گیمر کاملا با جو محیط و بازی همراه شود و حس اضطراب و مرگ را درک کند. البته مجبور هم هست که درک کند زیرا مرگ، مرگ و مرگ در انتظار او خواهد بود. طراحی دشمنان و به خصوص باس های بازی بسیار عالی انجام شده و به هیچ وجه در زمینه تنوع باس ها احساس تکراری شدن به گیمر دست نمی دهد و این طراحی زیبا با انیمیشن هایی روان و بی نقص ترکیب شده اند تا خود دشمن و حملات او بی نهایت مخوف و قدرتمند باشند. مخلص کلام این که عنوان نسل هشتمی Dark Souls II: Scholar of the First Sin چه از لحاظ فنی و چه هنری، گرافیکی فوق العاده دارد و به خوبی برای نسل هشت بهینه شده است. چرخش و گشت و گذار در دنیای مرگبار دارک سولز و مبارزه با باس های قدرتمند آن بر روی ۶۰ فریم بر ثانیه بسیار لذت بخش است.

گاها روی مغز و اعصاب!!

گیم پلی در سری عناوین سولز همان طور که همیشه گفته ام نقطه عطف بازی و عامل تفاوت این بازی با دیگر عناوین است. شاید بازی های دیگر بتوانند گرافیک و صداگذاری و … در حد عالی و حتی بهتر از این بازی انجام دهند اما هیچ عنوانی نتوانسته است جادوی خاص گیم پلی عناوین سولز را در خود داشته باشد و فقط شاید کمی شبیه به آن باشند. گیم پلی در این عنوان، بخشی است که یا گیمر را عاشق خود می کند و یا وی همان ابتدا فرار را بر قرار ترجیح می دهد. گیم پلی بازی بسیار روان است و البته نسبت به سایر بازی ها شاید کمی کند به نظر برسد ولی این جزو خاصیت های این سری است که مبارزات کمی آهسته تر ولی تاکتیکی تر دنبال می شوند و البته این موضوع به وزن کوله پشتی شما هم بستگی دارد. هر چه زره ها و سلاح های سنگین تری بپوشید، دویدن و چابکی شما کاهش می یابد و این موضوع شالوده مبارزات بازی را شکل می دهد و تفاوت کلاس های مختلف بازی بسیار به این مورد مربوط هستند. بعد از تجربه زیادی که در این سری داشتم به جرات می گویم که شاید گیم پلی این بازی به حد وحشتناکی سخت و در برخی مواقع به نظر غیر قابل رد شدن بیاید ولی بازی در عمق گیم پلی به شدت عادلانه است و تنها از شما دقت می خواهد. به دشمن با دقت نگاه کنید. او بی نهایت قویست ولی ضعف هایی دارد. بر ضعف های او تکیه کنید. از مرگ خود درس بگیرید. الگوی حملات دشمن را بیاموزید و به موقع ضربه خود را وارد کنید. اندکی عجله برابر با مرگ قطعی است پس صبور باشید.

در بسته های الحاقی بازی چند تا از سخت ترین باس های کل سری حضور دارند… زجر کشیدم تا Fume Knght را شکست دادم. مخصوصا در فاز دوم مبارزه…

گیم پلی این بازی کاملا تاکتیکی و بر پایه هوش و توان گیمر، تشخیص زمان درست حمله، به موقع دفاع کردن و صبر و حوصله زیاد داشتن است. همچنان در این بازی هم به سنت demon’s souls و dark souls نوار استقامت وجود دارد که برای ضربه زدن و دویدن و دفاع کردن کاملا به آن نیاز دارید. می خواهید بی پروا و پشت سر هم ضربه بزنید؟ کار شما تمام است زیرا نوار استقامت شما به پایان می رسد و حال که نوبت ضربه مرگبار دشمن است شما قادر به دفاع کردن نیستید. مدیریت این نوار استقامت از مهم ترین بخش های گیم پلی این بازیست و باید همیشه حواستان به مقدار آن باشد. همچنین لازم به ذکر است که در Dark Souls II: Scholar of the First Sin شاهد قرار گرفتن دشمنان جدید و قدیمی بازی در مناطق مختلف و جاهایی که قبلا در آن ها دشمنی وجود نداشت هستیم و به این ترتیب بازی از حالت کاملا شبیه بودن به بازی اصلی خارج شده و حضور دشمنان جدید نیز به جذابیت و حس جدید بودن بازی افزوده است. برخی آیتم ها در بازی اولیه دارک سولز ۲ از توضیحات کافی در مورد نقش آن ها و نحوه استفاده و کاربرد آن ها برخوردار نبودند و در نسخه جدید این موضوع نیز رفع شده است و آیتم ها دارای توضیحات اضافی و کامل می باشند که به ما کمک می کند بیشتر و راحت تر دنیای دارک سولز ۲ را کشف کنیم.

دشمنان معمولی!!

حتما می دانید که سازندگان بازی دی ال سی های داستانی جدیدی را در قالب یک ۳ گانه با نام های crown of the ivory king ،crown of the old iron king و crown of the sunken king برای بازی اصلی منتشر کردند که هر کدام چندین ساعت محتوای جدید شامل دشمنان, مکان ها، آیتم ها و باس فایت های جدید را به بازی اضافه می کردند و هم چنین سازندگان به درخواست طرفداران مقداری درجه سختی بازی را نیز در این دی ال سی ها بالا برده بودند و سخت ترین باس فایت های این بازی را در این ۳ گانه شاهد بودیم. حال در نسخه نسل هشتمی Dark Souls II: Scholar of the First Sin این سه دی ال سی بسیار ارزشمند از ابتدا وجود دارند و در بازی قرار داده شده اند. همان طور که از نام های این ۳ بسته الحاقی مشخص است هر کدام به ماجرای یک پادشاه می پردازند و شما در نهایت تاج وی را دریافت خواهید کرد. اگر این بسته های الحاقی را تجربه کرده باشید گمان میکنم که با من هم عقیده باشید که این ۳ محتوای دانلودی بدون شک برترین بخش های بازی در زمینه های مختلف از جمله چالش برانگیزی باس ها هستند. امیدوارم در کشتن Fume Knight ،elana squalid queen و Burnt the Ivory King موفق باشید!

elana squalid queen یکی دیگر از برترین و سخت ترین باس های بازی در بسته الحاقی که اگر راستش را بگویم یک بار به جایی رسیدم که با خودم گفتم هیچ وقت نمی توانم وی را شکست دهم!

همان قدر که گیم پلی بازی سخت و مرگبار است به همان اندازه هم شیرین است. مرگ هیچ وقت و در هیچ بازی دیگری به شیرینی این بازی نبوده و نیست (البته شیرینی اجباری). هر مرگ گویی شمارا برای بار بعدی تشنه تر می کند و ناگهان به خود می آیید و می بینید که با بازی وارد یک جدال سنگین و به قول خودمان رو کم کنی شده اید. گویی بازی یک موجود زنده است که به شما می گوید ” نه! نمی توانی. دیگر این مرحله را نمی توانی” و شما باید خلافش را به او و یا بهتر بگویم به خودتان ثابت کنید . دشمنان بازی بسیار سرسخت هستند. چیزی به اسم دشمن ضعیف در بازی وجود ندارد و کوچک ترین دشمنان با ۲ یا ۳ ضربه کاملا نوار سلامتی شما را به پایان می رسانند. باید کاملا به حملات و ضربات هر دشمن در بازی دقت کنید و الگوی خاص حملات وی را یاد بگیرید تا متوجه شوید که چه زمانی برای فرود آوردن ضربه به آنها مناسب تر است. مثلا شاید یک دشمن از یک کمبوی ۳ ضرب استفاده کند ولی ۲ ثانیه بعد از اتمام این کمبو، زمان در دسترس شماست تا قبل از این که دوباره خود را برای حمله بعدی جمع و جور کند، به وی ضربه بزنید که این مسئله البته در مورد باس فایت های بازی نیز صادق است. به طور کلی مبارزات بازی بر اساس یاد گرفتن الگوی حملات دشمن هستند و این مهمترین نکته در مبارزات فوق العاده نفس گیر و جذاب بازی است.

روی اعصاب ترین منطقه کل بازی در بسته الحاقی. علاوه بر این که حتی ۴ قدم جلوتر از خود را نمی بینید پشت سر هم اسب های مرگبار به سمت شما حمله می کنند.

باس فایت های بازی از برترین های تاریخ بازی های رایانه ای هستند و این مبارزات در اوج هیجان و سختی و اضطراب دنبال میشود. گیم پلی بازی شبیه به هیچ تجربه ای که تا به حال داشته اید نیست. نسخه اصلی و اولیه Dark Souls II خود به عنوان یکی از برترین عناوین تاریخ از نظر طراحی باس و سختی باس فایت ها شناخته می شد، حال تصور کنید که اکنون در نسخه Dark Souls II: Scholar of the First Sin که ۳ بسته الحاقی در آن حضور دارند، تعدادی باس فایت دیگر هم به آن افزوده شده اند که برخی از آنها از تمام باس های نسخه اصلی بازی هم بهتر و چالش برانگیزتر هستند؛ در واقع همان طور که قبلا نیز اشاره کردم بهترین قسمت های کل بازی Dark Souls II، بدون شک ۳ بسته الحاقی آن هستند که از همه نظر مخصوصا در زمینه باس فایت ها و سخت تر شدن بازی، نسبت به نسخه اولیه برتری دارند. حتی نقش آفرینی بازان با تجربه هم باید تجربه های خود از اسکایریم و ویچر و … را کنار بگذارند و مانند یک مبتدی وارد بازی شوند و قوانین مختص به این بازی را بیاموزند. همچنین لازم به ذکر است در این نسخه پیوستن به Covenant of Champions باعث می شود تا دشمن ها هر بار پس از شکست خوردن باز هم تا همیشه ظاهر شوند و این برای کسانی که خواهان سختی بیشتر در بازی هستند بسیار کارآمد و مرگبار و البته لذت بخش خواهد بود. خلاصه کلام این که گیم پلی بازی به شدت و تاکید می کنم “به شدت بدون نقص” است و هیچ اشتباهی از سوی سازندگان در گیم پلی بازی صورت نگرفته است و این بخش مستحق دریافت نمره کامل بوده و بدون شک برترین بخش بازیست.

درود بر شرف طراحان بازی.

جا دارد تا در این بخش کمی نیز از بهبودهای بخش آنلاین بازی که سازندگان در نسخه نسل هشتم تمرکز زیادی بر آن داشته اند صحبت کنیم. سازندگان در این نسخه تعداد بازیکنانی را که می توانند به صورت آنلاین بازی کنند افزایش داده اند و احتمال حمله به دنیای شما و همچنین هجوم به دنیای دیگران افزایش یافته است، البته طرفداران بازی می دانند که این موضوع بستگی به آیتم های مجهز شده توسط شما نیز دارد و برخی آیتم ها دشمنان را بیشتر به حمله کردن به دنیای شما ترغیب می کنند. همچنین در این نسخه به یک حلقه جدید به نام The Agape Ring دسترسی می یابید که مخصوص بازی آنلاین است و در صورت مجهز کردن آن تمام روح هایی که از کشتن بازیکنان در بازی آنلاین به دست می آورید به جای آن که جذب خود شما شوند به این حلقه جذب خواهند شد و در صورت مرگ شما چون جذب شما نبوده اند از بین نمی روند که این بسیار مفید و حیاتی است. البته مقدار جمع آوری روح توسط این حلقه محدودیت هایی را نیز دارد. 

در این نسخه در صفحه انتخاب Bonfire warp سه منطقه برتر از لحاظ بالابودن شانس ارتباط برای بازی آنلاین شما با دیگران برای شما هایلایت می شوند و این بسیار به راحت تر پیدا کردن بازی آنلاین به شما کمک خواهد کرد. همچنین White phantom ها در این نسخه می توانند مدت طولانی تری در دنیای دیگران باقی بمانند و همچنین این روح ها در این نسخه با تمام شدن زمان در هنگام باس فایت ها به دنیای خود بازگردانده نمی شوند. بسیاری ارتقاهای دیگر نیز در سیستم Matchmaking بازی صورت گرفته است که کمک بسیاری به سریع تر پیدا کردن بازی آنلاین می کنند و امکان بیشتر لذت بردن شما از این عنوان را برای شما فراهم کرده اند.

Burnt the Ivory King یکی از سخت ترین باس های سری در بسته الحاقی. باید کلی از بادیگاردهای وی را شکست دهید تا تازه وی به مبارزه ملحق شود و آن گاه باید با او و چند بادیگاردش مبارزه کنید!! در اینجا باید حتما شوالیه ها را با خود به کمک بیاورید وگرنه کارتان بیش از حد سخت است

صداگذاری بازی به جرات از نقاط قوت آن است و کاملا عالی انجام شده است. صدای هر شخص متناسب با چهره اوست و صدا پیشگان به خوبی از پس اجرا در قالب شخصیت های مرموز و گاهی دیوانه این عنوان بر آمده اند. صدای ضربات مختلف با سلاح های مختلف به خوبی کار شده اند و بی نقص هستند و به خوبی حس ضربه زدن را انتقال می دهند. از مهم ترین و برجسته ترین نکات این بخش صدای بی نظیر راوی بازیست که واقعا در همان ابتدای بازی روح شما را به بازی پیوند می دهد و با صدای جاذب و مرموز وی در عمق داستان بازی فرو می روید. صدای پیرزنی مرموز که داستان شما را بازگو می کند و از سختی بیش از حد این ماموریت به شما می گوید. در مجموع باید گفت بازی در قسمت صداگذاری هیچ مشکل خاصی ندارد و سازندگان جای گرفتن هیچ ایرادی را برای ما باقی نگذاشته اند.

قرمز دیدید حمله کنید!

 موسیقی های Dark Souls II نیز واقعا زیبا و عالی هستند (نه در سطح برترین موسیقی های بازی در دنیا) و کاملا با جو و محیط بازی هم خوانی دارند و حس مرگ و نا امیدی را به گیمر منتقل می کنند. موسیقی به طور ملایمی در زمینه بازی پخش می شود و بدون این که به آن توجه کنید شما را معطوف به بازی می کند و باعث می شود بیشتر در بازی غرق شوید. به طور مثال در Majula که به نوعی منطقه امن گیمر و یا همان نکسوس بازی Demon’s Souls محسوب می شود یک موسیقی بسیار زیبا و دل نواز پخش می شود که مثل سایر مناطق بازی آن حس و حال دلهره و اضطراب را دارا نیست و به نوعی به گیمر احساس امنیت در این محیط را می دهد. اما در کل باید گفت موسیقی های بازی برای خود بازی کاملا مناسب و عالی هستند ولی برای این که مثلا بخواهید مانند برخی موسیقی های عناوین دیگر، آن ها را به طور جداگانه گوش دهید شاید زیاد جذابیتی برایتان نداشته باشند.

یاد این باس ها می افتم تن و بدنم می لرزد.

همان گونه که مشاهده کردید نسخه نسل هشتمی Dark Souls II: Scholar of the First Sin دارای برتری ها و آپگریدها و امکانات جدید زیادی نسبت به نسخه اصلی بازی می باشد و این نسخه با ارتقای گرافیک و بهبودهای کلی که روی بازی انجام گرفته است، تجربه ای بسیار لذت بخش تر را برای ما رقم می زند که قطعا ارزش خرید در نسل هشتم را داراست، حتی برای کسانی که بارها بازی را انجام داده اند. همچنین ۳ بسته الحاقی این بازی به معنای واقعی شاهکاری هستند از خود بازی هم زیباتر؛ با باس هایی مرگبارتر از بازی اصلی و محیط هایی فوق العاده و دشمنان جدید و کلی آیتم و سلاح جدید. به طور قطع نقطه عطف نسخه  Scholar of the First Sin همین ۳ بسته الحاقی هستند که در این نسخه نسل هشتمی دیگر نیازی به دانلود و … هم ندارند و در دی وی دی بازی موجود هستند.

در مجموع باید گفت این عنوان از برترین عناوین اکشن نقش آفرینی در تاریخ بازی های ویدیویی است و در روزگاری که همه بازی ها دست به تقلید های بسیار زیاد از عناوین موفق می زنند این بازی یک خصوصیت دارد و آن هم چیزی نیست جز “اوریجینالیتی” یا همان اوریجینال بودن، یونیک بودن و منحصر به فرد بودن. سازندگان این عنوان در عصر بازی های پوشالی و در موج عوام پسند شدن بازی ها برای فروش بیشتر، حاضر نشدند با آسان تر کردن این نسخه مخاطبان بیشتر و فروش بیشتری را برای بازی به دست بیاورند. آن ها با احترام به طرفداران بازی دقیقا همان چیزی را که از آن ها انتظار می رفت عرضه کردند.

دارک سولز ۲ را بازی کنید…فقط بازی کنید…

Dark Souls II: Scholar of the First Sin عنوانی است که اگر در نسل ۹ هم دوباره عرضه شود ارزش خرید دارد. قطعا طرفداران این بازی مانند بنده همین کار را هم خواهند کرد. نیازی به گفتن من نیست، اما روی صحبتم بیشتر با عزیزانی است که دو دل هستند که بازی را دوباره بخرند یا نه. اگر کلا این بازی را انجام نداده اید که خب در نسل هشتم خرید آن از واجب هم واجب تر است و انسان خوش شانسی هم هستید که از همان اول می توانید بهترین نسخه را بازی کنید. اما اگر شک دارید که دوباره بخرید باید بگویم بله این عنوان باز هم ارزش خرید دارد مخصوصا اگر بسته های الحاقی آن را تجربه نکرده باشید. همین که بازی بر روی ۶۰ فریم بر ثانیه اجرا می شود به قدری لذت بخش است که یک دلیل کامل برای خرید مجدد این عنوان است. بهبودهای گرافیکی و بسته های الحاقی و … را نیز وقتی به آن اضافه کنیم می بینیم که Dark Souls II: Scholar of the First Sin در نسل هشتم کاملا ارزش خرید دوباره را دارد.

Crown of the Sunken King… یکی از تاج های پادشاهی ۳ بسته الحاقی بازی دارک سولز ۲

ما طرفداران می خواستیم دوباره به اعماق سیاه چال ها و مبارزات نفس گیر و مرگبار نسخه اول باز گردیم که همین طور هم شد و بازی با پیشرفت بسیار زیاد در خیلی از بخش ها به بازار عرضه شد و طرفداران را با فرمول خاص خود از این بازی سیراب کرد. چنین عنوانی در میان بازی های تکراری و ساده و کمپانی های پول پرست عصر حاضر مثل یک الماس می درخشد، الماسی زیبا و نشکستنی. برای نقش آفرینی بازان و گیمران قدیمی و هم نسل من این عنوان یک مرهم زخم است در عصر ساده سازی بازی ها. در عصر کاور گرفتن ها و پر شدن خود به خود نوار سلامتی. ما با شینوبی ها و mega man ها بزرگ شده ایم. ما به این می گوییم بازی هاردکور. برای گیمران این نسل نیز این بازی می تواند یک انتخاب خوب باشد تا به زمان قدیم تر برگردند و بازی های نسل قبل از خود را درک کنند و شاید باید بگویم معنای یک بازی واقعی را درک کنند. البته گیمرهایی که از صبر، حوصله و تکنیک کافی برای انجام این بازی برخوردار باشند، زیرا که Dark Souls II: Scholar of the First Sin بازی بزرگان است.

این نقد و بررسی بر اساس نسخه نسل هشتمی بازی بر روی پلی استیشن ۴ انجام گرفته است

6
0
برچسب‌ها: ،

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

  • heimdall گفت:

    با عرض سلام و خسته نباشید اقای اقابابایی خیلی ممنونم که خاطرات شیرین این بازیو دوباره برام یاد اور شدید.واقا سری سولز بهترین سری گیم هایی بوده که تا به حال عرضه شدن و بزرگترین حسرتم اینه که چرا نتونستم ریشه ی این سری demon souls رو بازی کنم.
    هیچ وقت اولین باری که دارک سولز یکو گرفتم یادم نمیره عظمت باس ها محیطای عالی وصد البته سختی بینهایتش برای اون دوران. یک ماه بازی کردم که فقط یاد بگیرم چی به چیه….

    0
    0
  • سلام آقای بابایی. من به توصیه شما شماره یک بازی رو شروع کردم. فضا سازی و مبارزات بازی عالیه. ولی خیلی ناجوره. اصلا نمیشه جلو رفت. یه راهنمایی میدین که چه کنم مثلا با کدوم کلاس شروع کنم؟ و اینکه ایا قبلا تاپیک یا موضوعی درباره اینکه اصلا چطور باید این رو بازی کرد داشتین؟

    0
    0
  • MahyarSam گفت:

    ممنون از اقای اقابابایی باز هم یک مقاله عالی از ایشون سری های dark souls واقعا عالی بودن از نظر طراحی و از نظر داستان که ادم رو درگیر خودش میکنه.

    2
    0
  • PCMR گفت:

    من سری دارک سولز رو به جز دی ال سی هاش تموم کردم و نظرم اینه که اصلا جوری نیست که نمره ۱۰ کامل حقش باشه(نظر من ۷.۵ یا ۸) بازی ایراد کم نداره!!
    ولی برای من بهترین نسخه دارک نسخه اول بازی بود بعد ۳ و بعد دو!! به شخصه عاشق لول دیزاین دارک ۱ شدم!!

    12
    11
    • Ozhan گفت:

      هیچ بازی بی ایراد نیست
      تاکید میکنم هیچ بازی
      سیستم نمره دهی هم اینجوری نیس که بگردن اگه نقطه ضعفی پیدا کردن بخاطر نمره کم کنن
      این بازی نکات مثبتش میچربه به نکات ضعفش و بخاطر همین لایق نمره ۱۰عه
      دارک سولز۲، دارک سولزی بود که میازاکی مستقیم بالاسرش نبود ولی همه عاشق بازیش شدن
      خیلیا حتی با همین بازی ورود کردن به این ژانر جدید

      10
      2
      • Witcher گفت:

        من با نسخه دوم حال نکردم برعکس ۱و۳ چون حال و هواش اصلا شبیه اون دو نسخه نبود

        6
        2
        • AmirtheGRB گفت:

          منم اصلا دوست نداشتم ۲ رو. با اینکه خیلی سولزلایک دوست دارم حتی اونقدر لذت نمیبردم که دی ال سیاشو تموم کنم به فیوم نایت رسیدم ول کردم حتی داستانشم انگیزه ای نبود برام که ادامه بدمش (نظرشخصی)

          4
          0
          • Ozhan گفت:

            شاید از لول دیزاینش خوشت نیومده
            اول۲ رو بازی کردی یا ۱و۳؟

            0
            0
            • AmirtheGRB گفت:

              بترتیب از راست ۱-۳-۲
              لول دیزاینش که خوشم نیومد ولی مشکل اون نبود. گیر اساسی نداشتم ولی اینقدر مسائل ریز زیادی برام نچسب بود که تجربه کلیمو خراب میکرد. مثلا خیلی سبک راه میرفت شخصیت انگار رو هوا بود، باس فایتا نه طراحی جذاب داشتن ( موش بزرگ، موش کوچیک، سه مدل شوالیه شبیه بهم، اسکلت ساده، دوباره اورنشتاین بدبخت…) نه سخت بودن، صداهای افکتی کهنه ( مثل ضربه زدن و راه رفتن تو آب)، کنترل عجیب دوربین با دسته، آهنگسازی بی رمق، نمیدونم انجین یک و دو یکین یا نه ولی خیلی گرافیک بازی احساس خالی بودن به من میده چگالی اصلا حس نمیکنم انگار یه پرده سبز یا طرح سنگ کشیدن و باهاشون محیط درست کردن بعد همه چیز انگار اسلوموشن بود انگار فریمو از تو بازی رو ۶۰ لاک کردی ولی رو کارت گرافیکت لیمیت ۴۵ گذاشتی.

              مشکلای عجیب غریبی نیستن هیچکدوم و خیلیاشون صرفا حس من و شخصین ولی اینقدر زیادن منو زده کردن از بازی

              3
              0
          • Old_Gamers گفت:

            البته گیم سلیقه هستش و شکس درش نیست اما برام عجیبه با اینکه از بازی خوشت نیومده تا فیوم نایت ادامه دادی ! چون بازی اصلی خیلی طولانیه و تو این مدت گیمپلی که انجام دادی قاعدتا باید به بازی عادت میکردی . خودم اگه از یه بازی خوشم نیاد همون چند ساعت اول ولش میکنم .

            2
            0
  • دارک سولز ۲ قطعا یکی از بهترین و متفاوت‌ترین تجربه‌های زندگی منه
    تنها قسمتی شو که نتونستم برم، همون منطقه مه آلود برفی بود که دیگه واقعا ناجوانمردانه سخت بود Shy
    اون اسب‌ها واقعا خیلی سخت بود زدنشون
    به نظرم دارک سواز دو برای شروع خیلی خوبه … چون راحت میشه داخلش فارم کرد و لول زد … نسخه‌ی اول کلا چهار_پنج جا بیشتر برای فارم نداره

    1
    5
  • RE4 AND RE8 گفت:

    آقای بابای مرسی که بررسی بازی دارک سولز رو گذاشتین واقعا بازی پرجزییاتی هست من دارک سولز۳ رو داشتم و یک هم بازی کردم اصلا از زمین تا آسمون با۳ فرق داره ۳ آسون شده ولی هیچ چیزی لذت کشتن یک باس رو به آدم نمیده

    3
    2
  • Bh گفت:

    مقاله عالی بود مچکرم سعید جان، سولز ۱ و ۳ جزو بهترین بازی هایی بودن که رفتم ولی سمت ۲ نرفتم هیچوقت، مثل این که باید امتحانش کنم حتما

    1
    0
  • Phill Spencer گفت:

    اقای بابایی ما که خسته شدیم از بس گفتیم لطف کنید یه رسیدگی به این بخش لایک و دیس کامنت ها بکنید چرا هروز پسرفت میکنه این بخش

    6
    0
  • این بازی از برترین تجربه هام توی سبک سولز بورنه
    باس های به شدت چالش برانگیز
    محیط های مخوف و رعب آور
    ولی یه نکته خیلی جالب
    من اول این بازیو توی ps3تجربه کردم و نسخهps4هم تجربه کردم ولی بعضی از آیتم ها و ان پی سی ها و دشمن ها و باس ها فرق میکرد
    ولی چیزی ک بشدت عالی بود و منو پشیمون نکرد بابت هزینه گزاف نسل هشتم اینه ک بازی روی۶۰فریم بود و خیلی روان اجرا میشد و گرافیک و نورپردازی بسیار چشم نواز بود

    2
    1
  • Old_Gamers گفت:

    اقای اقا بابایی خسته نباشید واقعا . خودم که مرید سری سولز و مخصوصا نسخه دوم نسل هشتمی با اون دی ال سی های شاهکارش هستم و تو این زمینه هم سلیقه با جنابعالی . اما دوست عزیز چطور میگید که نقد و بررسی این بازی تو ارشیو گیمفا نیست !؟ من خودم نقد این بازی رو اولین بار تو همین سایت خوندم . علاوه بر اون راهنمای ویدیویی رو هم برای بازی گذاشتید که اقای سینا روشنفکر زحمتش زو کشیده بودن و خیلی هم عالی بود . به عقیده من دیگه چیزی از این بازی باقی نمونده بود که توضیح نداده باشید و مطلب الان واقعا تکرار مکررات بود و توصیه برای خرید بازی در نسل ۹ . امیدوارم دلخور نشده باشید با احترام فراوان .

    1
    0
  • Old_Gamers گفت:

    ادامه کامنت قبلی : البته اگه نظر بنده مهم باشه براتون .

    0
    0
  • درود به انتخاب عالی سعید آقابابایی و این مقاله ی خوش طعم و جذاب. Heart Heart Heart
    بازی دارک سولز ۲ یه بازی کامل و لایق امتیاز ۱۰ هست. این بازی حتی از کامل هم یچیزی بیشتره! بازی انقدر مناطق و دشمنان متنوع داره که هیچوقت تکراری نمیشه. فکر کنم با ۵ کلاس مختلف این بازی رو تموم کردم و احتمالا بازم بعدا با یه کلاس جدید بازیش کنم!
    امکان نداره در پایان این بازی طاقت فرسا حتی یه مورد به ذهنتون برسه که تو این بازی کم بوده.
    حتی جالبه که بدونید تو همین بازی یه منطقه با معماری گوتیک و نسبتا شبیه به فضای بلادبورن هم وجود داره!
    بسته‌های الحاقیش و باس های اون بسته ها هم وحشتناک سختن و من خودم فقط یک بار دی ال سی های داستانیش رو تموم کردم و دیگه هم سمتشون نرفتم چون واقعا سختن.
    در ضمن خود بازی انقدر طولانی و پر ماجرا هست که وقتی تموم میشه انگار کوه کندید. Grin دیگه وقتی دی ال سی ها رو میبینید با خودتون میگید خدایا بسه دیگه… ROTFL
    البته یادتون باشه اگه برای اولین بار میخواید این شاهکار رو بازی کنید، بدونید که با یه بازی اکشن و خیلی سریع مثل بلادبورن یا حتی دارک سولز ۳ مواجه نیستید و داشتن تاکتیک مناسب کلید اصلی موفقیت تو این بازیه. و مراحل بازی با ظرافت خاصی طراحی شدن که حتما هر منطقه ی بازی از دل تاریکی ها تا مناطق مرتفع و… هرکدوم یه چالش خاص براتون بوجود میارن که با انجام یه سبک بازی تکراری نمیتونید از پسشون بر بیاید.
    خلاصه که این بازی ارزش تکرارش بینهایته…

    2
    0
  • saeedrahimi گفت:

    سلام جناب آقابابایی عزیز سری سولزبورن برای همیشه برامن تازگی دارن و جذابن و سولزکلونهای عالی مثل بردز آف فالن و…

    1
    0
  • Old_Gamers گفت:

    این نسخه از دارک سولز رو من از همه نسخه های دیگه بیشتر بازی کردم از یه چیز این نسخه که خیلی خوشم میاد اینه که اصلا شباهتی به دو نسخه دیگه نداره تو همه زمینه ها تیم سازنده متفاوت عمل کرده و هیچ احساس تکراری بودن به ادم دست نمیده . نسخه اول از نظر طراحی مپ و هاب بازی و اتمسفر و تنوع مناطق و همینطور شورتکاتهای بینظیرش بهمراه باس فایتها مقام اول رو داره نسخه سوم بازی یکم بزن بزن شده و سایه های بلادبورن توش دیده میشه ولی از نظر باسها و ساندتراک و گرافیک هنری بینظیر هست . نسخه دوم برای من بالاترین ارزش تکرار رو داره و همچنین با ۳ دی ال سی شاهکار طولانی ترین گیمپلی در سری رو داره گرافیک هنریش و طراحی مپ به قدرت ساخنه های خود میازاکی نیست ولی در بقیه موارد کاملا جبران میکنه و اگه بخوام دوباره سراغ سری سولز برم که بعید نیست دارک ۲ رو دوباره استارت میزنم .

    1
    0
  • Ali TT گفت:

    یکی از محدود گیم های هست که قانونی خریدم.
    اصلا وقت بدون سولز ارزش گذر ندارد وبس .

    1
    0
  • Truegamer گفت:

    یادمه چقد درهای مخفی داشت
    کلا کارم شده بود ضربه زدن به دیوارها واسه پیدا کردن درهای مخفی..

    0
    0
  • Holy link گفت:

    bearer of the curse…
    .
    نسخه مورد علاقم همین دوعه
    .
    داستانش خیلی جذبم کرد و واقعا قشنگه

    0
    0