باگی که که هیچوقت مردم در Dead Island ندیدند

۱۰ خرداد ۱۳۹۵ - ۱۶:۳۸

جزء اصلی داستان های پیرامون زامبی ها ، حضور اجساد زنده متلاشی شده ، دست های در حال چنگ زدن و فردی است که کشف کند او واقعا چه کسی است.


چشم انداز های زیبا تغییر می کنند و فروشگاه های بزرگ به محل نبرد تبدیل خواهند شد. یک کافی شاپ در فود کورت تبدیل به امن ترین جای موجود در جهان می شود. یک لحظه دوست داشتنی در Dawn of the Dead وجود دارد، زمانیکه شخصیت قهرمان فاش می کند که او قبلاً، تنها ، فردی بوده است که تلویزیون می فروخته است.
زامبی ها می خواهند چیزی که در درون شما وجود دارد را از شما بگیرند. ساعت های تاریکی که شما خواهید فهمید هیچوقت خودتان را نمی شناختید.

کریستین دانلن :

نسخه اصلی بازی Dead Island بطور فریبنده ای دارای باگ بود ، شاید حتی زمانیکه در قفسه فروشگاه ها برای فروش قرار داشت.

بگذارید از اینجا شروع کنیم ، زمانیکه کریستین دانلن نوشتن پیش نمایشی از نسخه دیباگ شده این بازی برای یک مجله بود، با مشکلاتی در این بازی مواجه شد. مشکلاتی نظیر ناپدید شدن یا تغییر شکل نقشه کوچک بازی یا برخورد با نقاطی از برخی مراحل که بطور کامل خراب میشدند.
او می گوید :

در اواسط بازی من مرحله ای در جنگل را به یاد می آورم ، صادقانه بگویم هیچوقت این مرحله را از یاد نمی برم ، گرچه ممکن است که حافظه من جزئیات را بخوبی به یاد نیاورد. من سعی داشتم به شخصیتی برسم که من رو برای رسیدن به یک قایق راهنمایی کند ، سفر من برای رسیدن به این فرد خیلی راحت نبود ، من برای مدتی رانندگی کردم و بعد با پای پیاده از یک کانال باریک عبور کردم ، لااقل خاطره من اینطور به یاد من می آورد. رفتم و رفتم ، طوری که در انتها بنظر می آمد بیش از یک مایل راه رفته باشم و در انتها جایزه من این بود ، مردی رو دیدم که به من یک قایق می داد. او به من اطمینان داد که مرا تا رسیدن به قایق راهنمایی خواهد کرد و من بدنبال او رفتم. اما او ناگهان روی پاشنه پایش چرخید و از راهی که می آمد برگشت و دوباره این کار را انجام داد و بار دیگر هم این کار را تکرار کرد. ما در اعماق جنگل بودیم و این حرکت عجیب او ، او را شبیه شرلوک هلمز کرده بود ، استاد کارآگاه ، در حالیکه در دفترش در خیابان بیکر قدم می زد و بدنبال درک یک مشکل پیچیده بود. من او را رها کردم تا به اینکار ادامه دهد و به سمت قایق حرکت کردم البته اینکار زیاد بدون راهنمایم خوب نبود. گرچه اون بطور کامل هم یک قایق نبود و فقط از لحاظ شکلی شکل قایق رو داشت اما بدون وسیله ای که بتوان موتور را روشن کرد. من بیش از یک ساعت وقت گذاشتم تا با حرکاتی توجه اون مرد رو به خودم جلب کنم. در نهایت ، من آهی کشیدم و مرحله رو از اول شروع کردم. دوباره مدتی رانندگی کردم ، مدتی راه رفتم و دوباره به اون مرد رسیدم و او دوباره همان حرکاتش رو شروع کرد و من دوباره و دوباره تلاش کردم. میدونید ، آنها می گفتند اینکار رو دوباره و دوباره تکرار کن تا به نتیجه متفاوتی برسی ! در هر صورت ، نهایتاً من این رو برای کسی که کد هارو به من داده بود ایمیل کردم و او گفت که موضوع را با سازندگان در میان خواهد گذاشت. اما اگر این بازی بر خلاف سایر عناوین این باگ را داشته ، شما هم باید این را میدید. من از این باگ مطمئن هستم ، شاید در نسخه نهایی برطرف شده باشد اما من راه حل خیلی ساده ای را برای رسیدن به قایق پیدا کردم ، در آن لحظه من به یاد سخت ترین روز زندگیم افتادم و به آن فکر کردم. انقدر ساده که نمی توانید باور کنید ، البته این به ذهن خود من نرسید و آن را در دستورالعملی که در یکی از ایمیل هایم بود وجود داشت. در نهایت من دوباره بازی بارگذاری کردم ، مدتی رانندگی کردم اما دیگر از ماشین پیاده نشدم و مابقی راه را هم با همان رفتم ، البته وجود ماشین برای چنین کاری در نظر گرفته نشده بود اما همانطور که سازندگان به من قول داده بودند این برای برطرف کردن مشکل بود و برای اینکار ۵ مایل را در جنگل رانندگی کردم و مراقب بودم که ماشین صدمه ای نبیند تا به مرد رسیدم. از ماشین پیاده شدم و با او صحبت کردم و او شروع به حرکت به سمت قایق کرد اما او دوباره شروع به انجام همان کار کرد ، من به سمت ماشین برگشتم و طبق دستورالعمل ایمیل ، موتور را روشن کردم و برای ایجاد توجه مرد به سمت او حرکت کردم تا با برخورد ماشین به او ، بتوانم عکس العمل مناسبی ببینم ، البته یادتان باشد در زندگی معمولی اینکار را به هیچ وجه انجام ندهید. اینکار را انجام دادم اما تفاوتی ایجاد نشد ، در نهایت با سرعت به سمت او رفتم و او با برخورد به ماشین کشته شد. شاید باید با سرعت آرام تری اینکار را می کردم یا هر چیز دیگری اما در اون لحظه ، در کنار صدای استارت موتور ماشین ، صدای دیگری به گوشم رسید ، صدای ویبره تلفن همراهم که به من در مورد راهنمای موجود در ایمیل توضیح داده بود و نوشته بود : به عنوان آخرین نکته ، زمانیکه با ماشین به سمت اون مرد می روید ، یادتان باشد که با شدت به او برخورد نکنید ، چون شما او را خواهید کشت!

بعد از اون اتفاق من هرگز نسخه نهایی Dead Island را بازی نکردم اما فکر میکنم که باگ جنگل مدت زیادی باشد که حذف شده است. جای شرمساری است زیرا من از آن لذت بردم.

 

 

1
0
برچسب‌ها:

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید