خون‌بازی با قلم‌موی نوستالژی | نقد و بررسی بازی Shadow of the Beast

۱۱ خرداد ۱۳۹۵ - ۰۹:۰۰

نوستالژی حس قدرتمندی است که اکثر مردم به هیچ وجه نمی‌توانند در برابر آن مقاومت کنند و همواره به آن دلبستگی دارند. همین که می‌گوییم “قدیم همه چیز بهتر بود” ، “قدیم حتی خوراکی‌ها خوشمزه‌تر بود” ،”قدیم دوستی‌ها محکم‌تر بود”، “قدیم آب و هوا بهتر بود” و… همگی مربوط به حس نوستالژی است که ما را در سراسر زندگی شیفته گذشته‌ها می‌کند. Pink Floyd افسانه‌ای در ترانه بی‌نظیر و فوق‌العاده زیبای High Hopes که اساسا در مورد حس نوستالژی است می‌گوید: “The Grass was Greener” ، “The Light was Brighter”، “The Taste was Sweeter” ، “علف‌ها سبزتر بودند، نور روشن‌تر بود، مزه ها شیرین‌تر بودند”.

به طور کلی وقتی به گذشته باز می‌گردیم انگار همه چیز برای ما خوشایندتر بوده است. واقعیت داشتن و نداشتن این احساسات دقیقا مشخص نیست زیرا شاید برخی از آنها درست و برخی کاملا احساسی و نادرست باشند ولی به هر حال برای ما همگی واقعیت دارند و در درون خود به صحت تک‌تک آنها اطمینان داریم و همیشه گفته‌ایم، می‌گوییم و خواهیم گفت: “یاد قدیم بخیر، چقدر زندگی‌ها بهتر بود”.

این سایه دیو است…

در بازی‌های رایانه‌ای نیز نوستالژی حضور فعال و قدرتمندی دارد و همگی مدام در حال صحبت در باره این موضوع هستیم که فلان بازی را که در کودکی بازی کردیم چقدر جذاب‌تر از بسیاری از بازی‌های کنونی و حتی شماره‌های بعدی همان فرنچایز بوده است. حال این که دلیل این لذت‌بخشی بیشتر، کودکی ما بوده است یا بازی واقعا بهتر بوده است مهم نیست، زیرا بازی در نهایت باید هر چه بیشتر و بیشتر ما را سرگرم کند و وقتی یک بازی ما را بیشتر سرگرم کرده است پس برای ما بازی بهتری هم بوده است.

شاید قدیم‌ها ما نسبت به بازی ها اینقدر مانند اکنون حساس و ریزبین و دارای دید منفی نبوده‌ایم و بازی را انجام می‌داده‌ایم تا فقط لذت ببریم، نه این که تمام توجه خود را به نرخ فریم‌ریتی که حتی نمی‌توانیم تشخیصش دهیم، دیر لود شدن یکی دوتا از تکسچرها، ایراد در ایجاد سایه‌ها و اندازه آن ها نسبت به منبع نوری، داشتن گرافیک فوق عالی و این قبیل موارد معطوف کنیم و مدام از هر بازی که منتشر می‌شود بنالیم و غر بزنیم و گلایه کنیم. در این جا دیگر بدون در نظر گرفتن نوستالژی باید گفت “واقعا قدیم بازی کردن لذت بیشتری داشت”. چرا که فقط بازی می‌کردیم نه نقد. اما اکنون برخی از منتقدان و بازیبازان انگار قانونی را برای خود وضع کرده‌اند “هر بازی که منتشر می‌شود ضعیف و سطح پایین است مگر آن که خلافش ثابت شود”.

تصویری از تریلر معرفی بازی برای اولین بار که بسیار جذاب بود.

این مقدمه را از آن جهت خدمت شما عرض کردم که مطلب امروز در مورد نقد و بررسی عنوانی است که بسیاری از بازیبازان قدیمی خاطرات خیلی خوبی با آن دارند و اکنون همان عنوان نوستالژیک لباس نسل هشتم به تن کرده است و مانند بسیاری از دیگر Remake ها مثل Ratchet and Clank که اخیرا منتشر شد به طور انحصاری برای کنسول پلی‌استیشن ۴ عرضه شده است.

Shadow of the Beast اریجینال یک عنوان دو بعدی اکشن سایداسکرولینگ بود که نخستین بار در سال ۱۹۸۹ و در دوران طلایی بازی‌های ۲ بعدی برای سوپر نینتندو و کومودور ۶۴ و … منتشر و موفق شد تا توجه بسیاری را به خود جلب و محبوبیت بالایی را بین بازیبازان کسب کند. اکنون و با منتشر شدن نسخه بازسازی شده این عنوان که چند روز قبل اتفاق افتاد، قصد داریم تا به نقد و تحلیل این نسخه جدید بپردازیم و آن را از زوایای مختلف با یکدیگر بررسی کنیم. پس در ادامه این مطلب با من و وبسایت تحلیلی خبری گیمفا همراه شوید.

گاهی ۳۰ دشمن با هم بر سرتان می‌ریزند…

شما در بازی در نقش Aarbron ظاهر می‌شوید (موجودی که از نظر ظاهری ترکیبی بین Khal Drogo در سری محبوب Game of Thrones و زنومورف های Alien است!)، یک دیو کریه منظر که به عنوان کودک دزدیده شده است و توسط یک شیطان مرموز به اجبار به یک زندگی پر از قتل و کشتار کشانده شده است. بعد از یک بیداری، Aarbron تصمیم به انتقام‌گیری از کسانی می‌کند که وی را به این مسیر کشانده‌اند و این‌جاست که شما وارد داستان بازی می‌شوید و در ادامه آن را پیش خواهید برد.

داستان بازی کاملا کلیشه‌ای است و به هیچ وجه مناسب یک بازی امروزی نیست. درست است که این عنوان در حقیقت بازسازی بازی اوریجینال با این نام در سال ۱۹۸۹ است ولی به هر حالدر سال ۲۰۱۶ منتشر شده است که عناوینی با داستان‌های بی‌نظیر به بازار عرضه می‌شوند و نمی توان از عنوانی که داستانش تنها دلیلی برای توجیه گیم‌پلی آن است به راحتی گذشت و از آن عبور کرد. در واقع باید گفت در سال ۱۹۸۹ هیچ نمره‌ای بابت داستان Shadow of the Beast از آن کم که نمی‌شد هیچ، بلکه شاید نقطه قوت هم محسوب می‌شد ولی اکنون و در نسل هشتم بابت چنین داستانی از هر عنوانی که باشد امتیاز کسر خواهد شد.

شخصیت اصلی بازی خیلی با ابهت و ترسناک است.

اگر بخواهیم یک خلاصه بسیار کوتاه از گیم‌پلی عنوان Shadow of the Beast ارائه دهیم باید گفت: “رقصان در محیط حرکت کنید و زنجیروار، زمین را از خون دشمنانتان رنگین کنید.” همین طور که در بازی پیش می روید و دورنماها و مناظر بازی را که به طرز بیمارگونه ای زیبا طراحی شده اند را تماشا می‌کنید با خیل عظیمی از دشمنان و باس هایی که طراحی‌های فوق‌العاده و منحصر به فردی دارند مواجه می‌شوید و باید تک‌تک آن ها را لت و پار و به درک واصل کنید.

سایه دیو عنوانی است که در آن باید حملاتتان را زنجیروار به یکدیگر متصل کنید و هر کدام را به حداکثر دقت و آسیب زدن برسانید و در همین حین شاهد امعاء و احشاء و اعضای کنده شده دشمنان باشید که در آسمان مانند پرنده‌ها به پرواز در می آیند! در این بازی قلع و قمع کردن دشمنان یک هنر است و همچنین اگر بتوانید این لت و پار کردن را به صورتی انجام دهید که کوچکترین خراشی هم به شما وارد نشود احساس رضایت بسیار زیادی هم به شما دست خواهد داد و همین مسئله این بازی را تبدیل به یک جانشین و وارث خلف برای بازی اریجینال Shadow of the Beast سال ۱۹۸۹ می‌کند.

مبارزات بازی بسیار خونین و لذت‌بخش و در واقع نقطه عطف بازی هستند.

مبارزات بازی به اندازه کافی سرراست هستند و شما پس از مدت کوتاهی با کنترل‌های پایه بازی و مبارزات آن کاملا آشنا می‌شوید. ۴ فرمان اصلی در مبارزات بازی وجود دارند که می‌توانید از آنها استفاده کنید. استفاده از این فرمان‌ها و حملات در زمان صحیح باعث می‌شود که زنجیره کمبوهای شما تشکیل شود و هر چه بیشتر و بیشتر امتیاز کسب کنید و نهایتا می‌توانید این امتیازات را در بخش Wisdom of Shadows که بعدا در مورد آن توضیح بیشتری خواهم داد خرج کنید.

از پای در آوردن دشمنان با حملات به هم پیوسته و زنجیره‌ای که از ضربات گیج‌کننده، دفاع، پرتابی و choreographed، یک جریان هیجان‌انگیز و زیبا از مرگ ایجاد می‌کند که مخصوصا اگر موفقیت آمیز اجرا شوند حس رضایت بسیار بالایی را به شما منتقل می‌کنند. همچنین جلوتر در بازی حملات Wriath را نیز به دست می‌آورید که به شما اجازه می‌دهند حدود ۲۰ تیغ مرگبار را از زمین احضار کنید تا محوطه وسیعی را پوشش دهند و همه دشمنان را در مسیر خود نابود کنند.

انشالله به پرواز بعدی می‌رسی!

گمان نکنید که کار به همین راحتی است که دکمه‌ها را پشت سر هم بفشارید و کمبوها تشکیل شوند و همه دشمنان را بکشید زیرا دشمنانی هستند که نمی‌توانید بلافاصله به آنها حمله کنید. برخی‌ها سپر دارند که باید به پشت آن‌ها بروید و برخی دیگر بلافاصله خود را به سمت شما پرتاب می‌کنند و باید قبل از فرود آوردن تیغ به سینه‌شان،  آنها را گیج کنید. همینطور باس‌های بازی هر کدام کاملا بحث جدایی دارند و با یکدیگر بسیار متفاوت هستند که این نکته مثبت و جذابی است که استودیو Heavy Spectrum به آن دست یافته است. هر دشمنی که با آن مبارزه می‌کنید چیز جدیدی رو می‌کند و عمق جدیدی به مبارزات بازی بخشیده و باعث می‌شوند تا مبارزات بازی هرگز و به هیچ وجه تکراری و خسته کننده نشوند.

دوربین بازی و نماهای آن فوق‌العاده هستند

خون، سرمایه مبارزات شماست و هر چه بیشتر در بازی کشت و کشتار کنید نوار خون شما پرتر خواهد شد. نگاه داشتن نوار خون در یک حد مشخص به وسیله کمبوهای مناسب، باعث می شود تا شما بتوانید به یک سری حملات ویژه که شامل حملات معمولی به همراه R2 هستند، دسترسی پیدا کنید. همچنین اگر نوار خون شما پر باشد باعث می‌شود که بتوانید به حالت “خشم” دسترسی یاببد که با فشردن همزمان R1 و L1فعال می‌شود. این حالت به شما اجازه می‌دهد تا خیل عظیمی از دشمنان را یکی پس از دیگری از بین ببرید با فشردن پشت سر هم دکمه مربع در زمان درست. اگر شما مربع را در زمان صحیح نفشارید و دیرتر یا زودتر این اتفاق بیافتد باعث می‌شود که زنجیره کمبوهایتان قطع شده و شما مجددا مجبور شوید تا نوار خون را پر کنید. حالت خشم یک قابلیت بسیار جذاب در بازی است و زمانی که بیش از ۳۰ دشمن شما را در بازی احاطه کرده‌اند استفاده از آن یک امر حیاتی محسوب می شود و لزوم وجود آن را هر چه بیشتر درک خواهید کرد.

بازی پر است از موجودات و باس‌های مختلف و متنوع

همچنین در بازی یک سری موارد کوچک و جذاب دیگر نیز مانند summon sealها، سرمین‌های سایه و ارب‌های پیشگویی به برخی مراحل بازی اضافه شده‌اند که باعث جذابیت بیشتر آن می‌شوند. summon sealها را می‌توانید به منظور آزاد کردن شانس خرید طلسم ها بشکنید، سرزمین‌های سایه وقتی ظاهر می‌شوند که شما به بقایای دیگر اشخاص می‌رسید و می‌توانید به آن‌ها هدیه دهید یا روح آن‌ها را به منظور کسب امتیازات و جوایز بیشتر، ببلعید. ارب‌های پیشگویی نیز می‌توانند به وسیله حملات Wraiyh شما شکسته شوند و ویدئوهای سینماتیک جذاب و کوچکی را آزاد می‌کنند که قسمتی از داستان را شکل می‌دهند و کمک می کنند تا بیشتر به عمق داستان و بازی فرو روید.

طراحی های محیط بازی عالی هستند

Wisdom of Shadows بخشی است که در آن می‌توانید امتیازاتی که به سختی کسب کرده‌اید را خرج کنید تا خط سلامتی و حملات خود را ارتقا دهید، طلسم‌هایی که برخی قابلیت‌های خاص را به شما می‌بخشند و همچنین دیگر مزایا را به دست آورید. هم‌چنین قادرید تا یک سری مهره‌های ممنوعه را خریداری کنید که قابلیت ترجمه بر خی زبان‌های خاص شخصیت‌های بازی را به دست آورید. در برخی کات سین‌های کوتاه‌تر بازی، دشمنان با شما صحبت می‌کنند و شما اصلا متوجه نمی‌شوید که آن‌ها دارند چه به شما می‌گویند (اینجا می‌توانید به آن‌ها بگویید “من که نمی‌فهمم چی میگی ولی محض احتیاط ….!)، بنابر این یاد گرفتن زبان متداول آن‌ها به شما کمک می‌کند تا تکه‌های بیشتری از داستان را متوجه شوید. همچنین یک ویکی پدیای دیوی! نیز در بازی وجود دارد که می‌توانید در آن اطلاعات گوناگونی را در مورد هیولاهای مختلف بازی از قبیل خود شما و یا دشمنانی (مانند جادوگر شیطانی، Zalek) که با آن‌ها روبرو می‌شوید کسب کنید.

یکی از بهترین و جذاب‌ترین مواردی که شما می‌توانید در بازی آزاد کنید، حالت اریجینال بازی (نه خود بازی اصلی) در سال ۱۹۸۹ است که بر روی بازی بازسازی شده آزاد می‌شود و وقتی آن را آزاد کردید می‌توانید هر چقدر که بخواهید در این حالت خاطره انگیز و نوستالژیک به بازی بپردازید. همچنین شما می‌توانید موسیقی بازی اوریجینال و آرت‌ورک‌های آن را نیز خریداری کنید. از آن مهم‌تر این که می‌توانید خود بازی اصلی را نیز در بازی خریداری کنید ولی باید بگویم که همان بهتر که با حس نوستالژیک آن خوش باشید زیرا که بازی اصلی به قدری کند است که روی مغز و اعصابتان راه می‌رود.

چقدر خوشگلی آخه تی بلا پسر!!!!

Shadow of the Beast یک بازی اکشن ماجرایی ساید اسکرولینگ پلتفرمر بسیار زیباست و برای بازیبازان قدیمی که عنوان اصلی آن را بازی کرده‌اند کاملا نوستالژیک است و در یک کلام برای این قشر، لذت خیلی بیشتری دارد. تنوع دشمنان و المان‌های مختلف و جذابی که در گیم‌پلی بازی وجود دارد بسیار هیجان‌انگیز است و من را کاملا شیفته خود کرد. باس‌فایت‌های بازی به معنای واقعای حماسی و جذاب هستند. سازندگان بازی در استودیو Heavy Spectrum کاملا می‌دانسته اند که می‌خواهند چه کاری انجام دهند و موفق شده‌اند تا به سطح توقعاتی که از خود و بازی خود داشته‌اند دست یابند هرچند که بازی می‌توانست با پرداخت بیشتر به بخش‌هایی از آن مانند داستان، بسیار بهتر از این هم باشد.

اگر سنتان آن‌قدری هست که بازی اریجینال را انجام داده باشید که تجربه این عنوان جدید برای شما ضروری است ولی اگر هم با بازی اصلی آشنایی ندارید مطمئن باشید که با هزینه کردن ۲۰ دلار، تجربه‌ای را کسب خواهید کرد که به مراتب بیشتر از این مقدار لذت برای شما به همراه خواهد داشت آن هم در زمانی که بازی‌هایی با محتوای بسیار کم قیمت‌های ۳۰ دلاری و بیشتر دارند.

0
0

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

  • HannaH گفت:

    من بازى رو حتماً مى خرم. بازى اصلى هم واقعاً عالى بود. نقد هم به خوبى نقاط قوت بازى رو پوشش داده بود که خوندنش رو لذت بخش مى کرد. فقط دو تا نکته. اول اینکه این بازى براى کمودور ۶۴ نیومد بلکه براى آمیگا ۵٠٠ منتشر شد و مدتها ویترین گرافیک کنسولش بود. دوما اینجا Beast معنى دیو نمى ده. اینجا دقیقا معنى اهریمن/شیطان رو مى ده چون اصطلاحش از کتاب مقدس مى یاد.
    بازهم منشکر.

    0
    0
    • سلام به شما. بازی اصلی و این بازسازی هر دو عالی بودن. باید خدمت شما عرض کنم که این بازی برای حدود ۱۰ تا پلتفرم که من می دونم منتشر شد و یکیشون هم کمودور ۶۴ بود. در مورد دیو وشیطان هم شاید حق با شما باشه در اینجاو. ولی از اونجایی که شیطان خودش ۱۰۰ تا کلمه داره که معنی شیطان رو میدن پس وقتی کلمه دیو میاد من تریجح میدم همون دیو رو بنویسم. البته میگم که شاید در این مورد شما اطلاعاتتون کاملتر و درست باشه. ممنون از نظرتون و نکاتی که گفتید. خوشحالم که نقد خوب بوده به نظرتون.

      0
      0
  • واقعا جزو معدود نقدهایى بود که در سایت ایرانى خوندم و کاملا استاندارد یه نقد رو داشت
    مقدمه بسیار خوب ، ادبیات درست ، نداشتن غلط املایى ( که با کمال تاسف در نقدهاى ایرانى زیاد میبینم )
    توصیف درست از عناصر مهم گیم پلى به جاى تمرکز بى دلیل رو مسائل فنى و ….
    درود بر شما ، خسته نباشید
    ، بنده به عنوان طرفدار قدیمى این بازى ، کسى که از دوران amiga تا به امروز که تمام شماره ها رو تجربه کرده
    کاملا نسبت به بازى با شما هم عقیده هستم ، هر چند بنده از نبود داستان و عمیق و پیچیده گلایه اى ندارم
    به اعتقاد بنده ذات shadow of the beast بیشتر نیازمند یه اتمسفر گیرا هست تا یه داستان پیچیده
    که به نظرم شماره جدید از این لحاظ به خوبى عمل کرده
    بنده هم یه بار دیگه بازى رو به تمام گیمرهایى که بازى خوب رو میفهمند و از بازى فقط به دنبال رزولیشن و فریم ریت نیستند
    پیشنهاد میکنم به خصوص کسایى که شماره هاى قبلى رو تجربه کردند

    0
    0
    • سلام خدمت شما. خیلی متشکرم ازتون. نظر لطف شماست.
      سعی میکنم که اشتباهات املایی پیش نیاد .
      سلامت باشید. واقعا نظرتون باعث خوشحالی و افتخار بنده اس.
      من هم نسخه اول رو بازی کردم و اون موقع ازش انتظار داستان نداشتم ولی خب توی سال ۲۰۱۶ اگر به خاطر داستان ازش نمره کم نمی کردم نقد یکم از حالت حرفه ای خارج و سلیقه ای میشد بیشتر وگرنه من هم با داستانش مشکلی ندارم چون این بازی برام یاد اور کودکیمه.
      از لحاظ اتمسفر این نسخه هم مثل همون بازی اریجینال اتمسفرش معرکه اس.
      واقعا افت و فریم و … گاهی گندش در میاد دیگه. طرف میاد ایراد میگیره که نوع تشکیل سایه نسبت به جایی که منبع نور توی بازی قرار گرفته غلطه و از بازی نمره کم میکنه. این دیگه افراطه واقعا.
      به هر حال خیلی از شما متشکرم به خاطر نظرتون.

      0
      0
  • messi game گفت:

    داداش سعید نقد عالی بود دمت گرم
    خدایی این بازی اکشنش عالیه

    0
    0
  • sina sony4 گفت:

    سعید جان خسته نباشی دوست خوبم و نویسنده و منتقده بزرگ که مارو با مقالات و نقدای زیبات همیشه مجاب به خوندن مقالات و نقدای جذابت میکنی High Five! Yes Yes Yes Yes Yes

    0
    0
  • 8Prince گفت:

    جناب آقابابایی جسارتاً زیر تصویر آخری یه جمله‌ای نوشتین که اشتباهه قربان. درستش «تی بلا می سر» هست جناب! موفق باشید.

    0
    0
  • amir_rocky گفت:

    یک نقد بسیار بسیار بسیار زیبای دیگه از اقای اقابابایی
    خیلی خوشحال هستم که نویسنده قابلی مثل شما داخل گیم فا هست

    0
    0
  • antoniob39 گفت:

    با سلام و تشکر از نقد بسیار خوبتون…اقا سعید وقتی در مقدمه حرف از قدیم زدید و همینطور کومودور ۶۴ رو ذکر کردید منو وافعن به دوران قدیم برد بنده الان ۳۱ سال دارم و وقتی که این بازی رو شناختم تقریبن ۸ سالم بود که برادر بزرگترم این بازی رو تو کومودور ۶۴ بازی میکرد که با ۶۴ کیلو بایت رم جزع اولین کامپیوترهایی بود که اون زمان در ایران خیلی طرفدار داشت که با نوار کاست باید بازیرو لود میکردی تا بعد از چند دقیقه اجرا بشه و بعدشم امیگا ۵۰۰ با ۵۱۲ کیلو بایت رم که فلاپی بهش میخورد بازیهارو اجرا میکرد واقعن یاد اون زمونا بخیر خیلی زود گذشت..
    واقعن ممنون از نقد عالیتون مخصوصن قسمت مقدمه ایشالا همگی شادو خرم باشین.

    0
    0