نقد و بررسی بازی Deus Ex: Human Revolution

مقالات ، نقد و بررسی ۲ شهریور ۱۳۹۱ - ۱۵:۳۷

” این آخر دنیا نیست، ولی از همین جا میتونی ببینی”

 دنیا تغییرات زیادی بخود دیده است. دنیایی که در آن معلولیت مفهومی ندارد! این خط مشی شرکت Sarif Industries و بقیه کمپانی های مشابه است. شرکتی که سعی در احیای اعضای مصنوعی دارد و سعی در تغییر. ولی در پس این تغییر سیاست های کثیفی چهره پنهان کرده اند. سیاست هایی که حتی David Sarif هم از آن ها آگاهی ندارد.

شماره سوم Deus Ex داستانی نو ارائه می دهد و دنیای 2027 را با دیدی جدید می نگرد. دنیایی که در آن چیز هایی زیادی برای دیدن وجود دارد ولی قهرمان ما از تمامی این چیز ها بیزار است. Adam Jensen مامور سابق پلیس است که حال گارد نظامی شرکت تولید ایمپلمنت با نام Sarif Industries و هم چنین فرمانده گروه عملیات ویژه این شرکت است. Adam در نگاه اول بسیار سرد، خونسرد و شجاع به نظر می رسد و واقعا نیز این گونه است ! او خود هیچ علاقه ای نسبت به کالاهای تولید ندارد و آناتومی طبیعی را به قطعات مصنوعی ترجیح میدهد! ولی شاید یکی از دلایلی که Adam به کار خود ادامه میدهد Megan Reed نامزد او باشد. Megan Reed از محققان ارشد شرکت David Sarif است و فرد بسیار مهمی محسوب می شود. این دو واقعا زوج جالبی به نظر می آیند ولی ماجرا ان گونه که باید پیش نمی رود!

 در ابتدایی ترین نقطه بازی مشاهده می شود که گروهی درباره عملیاتی صحبت می کنند. این شروع همان سیاست های کثیف است که به صورت مرموزی در بطن داستان قرار گرفته و روایت می شود. پس آن وارد شرکت شده و فضای کلی آن به مخاطب معرفی می شود. ماجرا از این قرار است که Sarif مکانیسم امنیتی جالبی به نام Typhoon را پس از آزمایشات بسیار اماده به کار کرده است. Typhoon در حقیقت روباتی است که میتواند دور خود چرخیده و با قدرت زیادی شلیک کند! در حقیقت محدوده آتش 360 درجه ای را دارا می باشد. این فناوری در حقیقت یک Augmentation است که انسانها نیز می توانند از آن استفاده کنند. و همین فناوری هولناک است که شاید مسبب همه این حوادث نباشد ولی حکم جرقه را دارد. در ابتدای بازی گروهی ناشناس به رهبری Jaron Namir که ملیت اسرائیلی دارد به شرکت حمله کرده و در صدد ربودن Typhoon بر می آید. در همین گیر و دار Adam وارد بازی شده و در نهات با Jaron روبرو میشود. Jaron فردی است که اکثر اعظای بدن او مکانیکی و بسیار نیرومند است. در نتیجه Adam کاری از پیش نمیبرد و Jaron تقریبا Adam را می کشد. پس از سقوط Adam صحنه هایی از دکتر Reed به نمایش در می آید که به Jaron  حمله میکند ولی کاری از پیش نمیبرد! در حقیقت بازی به مخاطب جواب قطعی نمی دهد که آیا Megan کشته می شود یا فقط ربوده می شود!

داستان بازی کافی است که مخاطب را تا انتها پای بازی نگه دارد. Adam پس از این ماجرا توسط David Sarif احیا میشود. او دیگر Adam سابق نیست. مردی مکانیکی است با رفتاری بسیاز سرد. او که خود از قطعات مکانیکی متنفر است قبول کردن این ماجرا برایش دشوار می نماید. پس از آن Adam به فکر انتقام جویی می افتد! در شرایطی که همه اظهار بر کشته شدن Megan دارند او این را نمی پذیرد و در صدد یافت Megan بر می آید. ابتدایی ترین ماموریت یافتن Typhoon است که به سرقت رفته است. Adam هم اکنون پس از 6 ماه از بار دیگر به شرکت بازگشته و کادر شرکت را واقعا متعجب کرده است!

تیتراژ آغازین بازی به حق تحسین بر انگیز است. این تیتراژ مراحل احیا کردن Adam را به تصویر میکشد و اسامی سازندگان بازی را نیز همزمان با روایت اصلی به تصویر میکشد. Megan تنها و تنها دلیل برای تپش قلب Adam و احیا شدن اوست. این تیتراژ کاملا هنرمندانه طراحی شده و رنگ بندی ان حس خاصی را منتقل میکند.

 گیم پلی بازی یکی از کامل ترین گیم پلی هایی است که در چند سال اخیر منتشر شده است. همانطور که می دانید بازی در سبک نقش آفرینی و مخفی کاری است. سازندگان تعادل بسیار خوبی بین اکشن و مخفی کاری ایجاد کرده اند با این حال سیستم مخفیکاری ان بسیار عالی کار شده است و میل مخفی کاری در آن هنگام بازی کردن بیشتر می شود. بازی در حقیقت زاوید دید اول شخص دارد که هنگام کاور گیری هوشمندانه به سوم شخص تغییر پیدا می کند و شما می توانید Adam را ببینید. کاور گیری اصلی ترین قابلیت برای مخفیکاری است. در حقیقت شما می توانید تا هر وقت که بخواهید کاور بگیرید. بازی این امکان را به شما میدهد که بدون دیده شدن و سریعا بین کاور های مختلف جا به جا شوید و غلط بزنید. برای مثال می توانید جعبه ای را برداشته مقابل خود قرار دهید و حرکت کنید این گونه اگر در دید دشمن نباشید میتوانید خود را مکان مناسب منتقل کرده و پشت جعبه کاور بگیرید. استفاده از کانال های تهویه برای جا به جایی بدون دیده شدن ایده جالبی است که به شما امتیاز تجربه می دهد. به جرئت میتوان گفت که این کانال ها تقریبا در تمام محیط بازی وجود دارند.

 سیستم مخفی کاری بازی تنها به کاورگیری ختم نمی شود. سازندگان یه بازی سیستم هک هم اضافه نمودهاند. البته سیستم هک این بازی همانند بازی های دیگر نیست که مثلا با دسترسی به کامپیوتر مرکزی قفل سایر کامپیوتر ها نیز باز شود. هک کردن به مخفی کاری در بازی کمک شایانی میکند. هنگام هک کردن یک سیستم می توانید به قسمتی از کامپیوتر ها به صورت مخفیانه دسترسی پیدا کنید ولی به محض پیش روی سیستم ظاهر Adam را پردازش کرده و شمارش معکوس شروع می شود. اگر شما بتوانید قبل از به اتمام رسیدن زمان سیستم را هک کنید می توانید به راحتی پیش روی کنید ولی اگر نتوانید این کار را انجام دهید آلارم ها به صدا در امده و کلیه سیستم ها برای مدت زمان معینی قفل می شوند.

 از سیستم مخفیکاری که بگذریم بازی دارای سیستم مکالمه جالبی می باشد. شما می توانید با توجه به شرایط از لحن خاصی برای صحبت کردن و متقاعد کردن طرف مقابل استفاده کنید حداکثر تعداد دیالوگ ها در یک لحظه 4 تا است که هر کدام دارای مضمونی متفاوت و لحنی متفاوت تر است. هم چنین برای برقراری ارتباط های بهتر و موثرتر میتوانید از یک Augmentation به نام Social Enhancer استفاده کنید. کار آن به این صورت است که امواج ساطع شده از مغز طرف مقابل را آنالیز کرده و اطلاعات سودمندی در رابطه با اخلاق و رفتار او در اختیارتان قرار میدهد در این صورت انتخاب دیالوگ مناسب بسیار راحت تر خواهد بود. همچنین این مکانیسم چند اختیار جالب از قبیل تهدید کردن نیز به شما می دهد.

   سیستم ارتقاء موجود در بازی شامل یک نقشه پویا از قسمت های مختلف بدن است که برای هر قسمت قطعات مکانیکی با قابلیت های مختلف را در اختیارتان قرار میدهد. شما می توانید با استفاده از Praxis که به صورت هوشمند با پر شدن نوار تجربه کسب می شود استفاده کنید. شما همچنین می توانید Praxis ها را در طول مراحل مختلف پیدا کنید و هم چنین ان ها را از LIMB Clinic خریداری نمایید. LIMB Clinic مکانی است که در دیترویت و شانگهای خواهید یافت و نقش بسیار پر رنگی را در روند بازی ایفا خواهد کرد که اثرات ان را در اواخر بازی مشاهده خواهید نمود.  بازی تنها دارای حالت تک نفره است و این بسیار ستودنی است چرا که سازندگان همه تمرکز خود را برای خلق یک گیم پلی عالی گذاشته اند.

گرافیک بازی شاید به اندازه گیم پلی موفق نباشد. Eidos Montreal سازنده بازی از انجین جدید گرافیکی Crystal Engine که متعل به Crystal Dynamics است استفاده می کند. در نگاه اول طراحی کاراکتر و بخصوص طراحی چهره آنها کمی ناخوشایند به نظر می رسد. هم چنین در قسمت هایی از بازی شاهد بافت های بدکیفیت هستیم. ولی اگر دقت کنید خواهید دید که بازی گرافیک هنری بسیار عالی دارد. سازندگان هم چنین در طراحی لباس کاراکتر ها توجه ویزه ای نشان داده اند. برای مثال Eliza Cassan یکی از کاراکتر هایی است که طراحی آن جالب ازآب در آمده است. به دلیل این که قسمت عمده بازی در شب می گذرد، نورپردازی آن بسیار خوب و کامل از آب در آمده است و به حق حس خوبی به مخاطب می دهد. دو رنگ طلایی و مشکی قسمت عمده ی رنگ بندی بازی را تشکیل میدهند و این را از همان منوی ابتدایی بازی نیز می توان مشاهده نمود. طراحی منوی بازی واقعا عالی و بی نظیر از آب در آمده و هم چنین Eidos اقدامی شجاعانه انجام داده و امکان پردازش بازی از طریق DirectX 11 را نیز فراهم آورده است! در زمینه صداگذاری واقعا هیچ خرده ای نمی توان به انقلاب بشریت گرفت. موسیقی متن بازی بسیار عالی و جالب از آب در آمده و با جو تاریک و استیم پانک (Steampunk) بازی همخوان است. صداگذاری کاراکتر های بازی نیز در صد عالی است هر چند تطابق لب (Lipsync) کاراکتر ها با صدا کمی مشکل دارد ولی صدا گذاری Adam که توسط Elias Toufexis صورت گرفته واقعا معرکه است و شور و شوق خاصی به مخطب می دهد

انقلاب بشریت به حق یکی از برترین بازی های دهه اخیر است که حتی اگر از منظر گرافیک به چشم نیاید بسیار پرمحتوا و دارای گیم پلی به غایت خلاقانه و عالی است و توصیه میکنم که این بازی را به هیچ وجه از دست ندهید..

12345678910(17 رای, میانگین آرا 9٫82 از 10 )
Loading...
برچسب‌ها:

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید