سالی که نکوست از بهارش پیداست | نگاهی به عملکرد بازی‌های مهمی که در سه ماهه اول سال 2016 منتشر شدند

۳۱ فروردین ۱۳۹۵ - ۰۹:۰۰

صد و چند روز از آغاز سال 2016 میلادی گذشته است و طی این روزها، بازی‌های بزرگ و کوچکی به بازار عرضه شده‌اند که هر یک عملکرد متفاوتی داشته‌اند. در سه ماهه ابتدایی سال 2016 خوشبختانه بازی‌های با کیفیت و قابل توجهی به بازار عرضه شدند و این مسئله نوید آن را می‌دهد تا در ادامه این سال نیز با بازی‌های بسیار خوبی مواجه شویم. البته، برخی از عناوین نتوانستند آن طور که باید و شاید خوب عمل کنند و بالعکس، برخی هم توانستند فراتر از حد انتظارات عمل کنند و نظر مثبت بسیاری از بازی‌بازان و منتقدان را به خود جلب کنند. در ادامه، قصد داریم به بررسی عملکرد بازی‌های مهمی که در سه ماهه ابتدایی سال 2016 منتشر شدند بپردازیم و ببینیم که این بازی‌ها تا چه حد توانستند مورد اقبال بازی دوستان قرار گیرند.

XCOM 2

همیشه طرفداران رایانه‌های شخصی به خاطر داشتن عناوینی انحصاری نظیر سری بازی‌های XCOM و Sid Meier’s Civilization خوشحال بوده‌اند و خوشبختانه این عناوین نیز همواره عملکردی بسیار مطلوب داشته‌اند. بازی XCOM 2 در تاریخ پنجم فوریه سال 2016 (مصادف با 16 بهمن 1394) به طور انحصاری برای رایانه‌های شخصی عرضه شد و توانست عملکرد بی‌نظیری داشته باشد، تا جایی که می‌توان از لحاظ نمرات آن را برترین بازی عرضه شده در سال 2016 تا به این لحظه نامید. این بازی اگرچه در ابتدا ایرادات و مشکلاتی داشت و برخی از کاربران را با دردسر مواجه کرده بود، اما، توانست از نظر فروش هم عملکرد خیره کننده‌ای داشته باشد و فروشی نیم میلیون نسخه‌ای در هفته اول عرضه را تجربه کند. خوشبختانه سازندگان نیز از بازی پشتیبانی بسیار خوبی به عمل آوردند و اکثر مشکلاتی که گریبان‌گیر بازی شده بود با ارائه به روز رسانی‌هایی از سوی سازندگان برطرف گشت. داستان این نسخه مربوط به 20 سال پس از وقایع نسخه قبلی است و دنیایی را به تصویر می‌کشد که توسط فضایی‌ها اداره شده و انسان‌ها در آن زندگی نکبت باری دارند. همچون نسخه قبل، این نسخه نیز از لحاظ گیم پلی عملکرد بسیار شگفت انگیزی داشته و بازی توانسته با ارائه گیم پلی پرجزئیات و جذاب، نظر بسیاری را به خود جلب کند. در این نسخه نیز شخصی سازی یکی از ارکان اساسی گیم پلی بازی است و می‌توان گفت که در این نسخه قابلیت شخصی سازی به اوج رسیده است. طراحی دشمنان و تنوع آنان نیز در این نسخه به کمال رسیده و از همیشه بهتر شده است. سازندگان اولین بسته الحاقی این بازی با نام Anarchy’s Children را نیز عرضه کرده‌اند که شامل مواردی جدید برای بخش شخصی سازی سربازان است. در مجموع، بدون شک یکی از برترین و موفق‌ترین عناوین سه ماهه ابتدایی سال 2016 بازی XCOM 2 است. همچنین شما می‌توانید از طریق این لینک به نقد و بررسی جامع این بازی دسترسی پیدا کنید.

Dying Light: The Following

در اوایل سال 2015 استودیو تکلند (Techland) سرانجام بازی مورد انتظار خود یعنی Dying Light را به بازار عرضه کرد و به موفقیت نسبتاً زیادی هم دست یافت. این بازی با ارائه گیم پلی جذاب و نفس‌گیر که ترکیبی از ویژگی‌های بازی‌های مختلف زامبی محور بود به سرعت توانست نزد طرفداران جا باز کند. به علت موفقیت و محبوبیت بازی، سازندگان تصمیم گرفتند تا دست به توسعه یک بسته الحاقی بزرگ برای بازی به نام The Following بزنند که این بسته الحاقی تقریباً یک سال پس از عرضه نسخه اصلی بازی و در تاریخ 9 فوریه 2016 (مصادف با 20 بهمن 1394) در دسترس علاقه مندان قرار گرفت. بدون شک این بسته الحاقی حرف‌های زیادی برای گفتن دارد و می‌تواند لذت ناشی از تجربه کردن Dying Light را تا چندین برابر افزایش دهد. بدون شک اگر نسخه اصلی را بازی کرده باشید، اعتقاد خواهید داشت که وجود وسایل نقلیه در جهان بازی تا چه حد می‌توانست باعث لذت بخش‌تر شدن آن شود. خوشبختانه سازندگان متوجه چنین موضوعی شده و با بسته الحاقی The Following دقیقاً همین مسئله اضافه شدن وسایل نقلیه به جهان بازی را هدف گرفته‌اند. با این بسته الحاقی وسایل نقلیه به بازی اضافه می‌شوند و جذابیت بازی را چند برابر می‌کنند. همچنین، این بسته الحاقی وسعت جهان بازی را نیز به میزان قابل توجهی افزایش می‌دهد و مناطق کاملاً جدیدی را به آن می‌افزاید. مراحل جدیدی نیز به همراه این بسته الحاقی به بازی افزوده خواهند شد. خوشبختانه، این بسته الحاقی بر خلاف برخی از بسته‌های الحاقی عناوین مطرح روز تنها به فکر خالی کردن جیب مخاطب به خاطر چند اسلحه و مواردی از این دست نیست و واقعاً ابعاد جدیدی از Dying Light را در دسترس مخاطبان قرار می‌دهد. منتقدان نیز از این بسته الحاقی استقبال تقریباً خوبی به عمل آورده‌اند و نمرات این بسته الحاقی در سطح قابل قبولی قرار دارد. این بسته الحاقی به صورت فیزیکی و در قالب بسته Dying Light: Enhances Edition نیز در دسترس قرار دارد. در مجموع، تجربه این بسته الحاقی به تمامی کسانی که از Dying Light لذت برده‌اند توصیه می‌شود. از طریق این لینک می‌توانید به نقد و بررسی جامع این بسته الحاقی بزرگ دسترسی پیدا کنید.

Firewatch

یکی از عناوین مستقل و بسیار خوب امسال بازی Firewatch بود که قبل از انتشار به واسطه سبک جالب توجه خود توانسته بود طرفداران زیادی را برای خود دست و پا کند و بسیاری منتظر عرضه آن بودند. این بازی که در سبک ماجراجویی طبقه بندی می‌شود و زاویه دوربین آن به صورت اول شخص است، در مورد زندگی یک محیط‌بان با تمامی مشکلات و مصائب کاری او است. در بازی خبری از درگیری‌ها و انفجارهای پر سر و صدا نیست و بازی بسیار آرام و دلنشین است. در Firewatch شما می‌توانید به گوشه و کنار محیط‌های زیبا و متنوعی که در بازی وجود دارند سرک بکشید و غرق در این جهان شگفت انگیز و زیبا شوید. گرافیک هنری بازی بدون شک چشم‌نواز و فوق‌العاده است و یکی از بزرگ‌ترین نقاط قوت بازی نیز همین گرافیک هنری آن است. موسیقی‌های بسیار گوش نوازی نیز گاهاً در بازی پخش می‌شوند که با جو و حال و هوای بازی بسیار هماهنگ هستند. سازندگان اذعان داشته‌اند که هزینه‌های ساخت Firewatch کمی سنگین بوده و آن‌ها را بابت تهیه بودجه مورد نیاز به تکاپو وا داشته است، اما، فروش بازی در سطح بسیار خوبی قرار داشته و توانسته در اولین ماه عرضه فروشی 500 هزار نسخه‌ای داشته باشد. جالب است بدانید که در همان روز اول عرضه این بازی توانست هزینه‌های ساخت خود را جبران کند. سازندگان که از این میزان موفقیت بازی خوشحال بودند، پشتیبانی مثال زدنی از بازی به عمل آوردند و قابلیت‌هایی چون وجود 5 زبان قابل انتخاب دیگر در را نیز به وسیله به روز رسانی‌هایی به بازی افزودند. این بازی از لحاظ جلب نظر منتقدان هم عملکرد خوبی داشت و عموماً با نقدهایی مثبت مواجه شد. این بازی که در تاریخ 9 فوریه 2016 (مصادف با 20 بهمن 1394) منتشر شد، هم اکنون برای پلتفرم‌های پلی استیشن 4 و رایانه‌های شخصی در دسترس است. شما می‌توانید از طریق این لینک به مطالعه نقد و بررسی کامل این عنوان بپردازید.

Unravel

در سه ماهه ابتدایی سال 2016 عناوین خلاقانه زیادی پای خود را به بازار باز کردند که یکی از مطرح‌ترین آن‌ها، بازی Unravel بود که به واسطه نمایش‌های بسیار خوب خود، نوید عنوانی فوق‌العاده و استثنائی را به طرفداران می‌داد. در این بازی بازی‌بازان در نقش کاموایی به نام یارنی (Yarni) قرار خواهند داشت. این کاموا در دنیای زیبا و خاص Unravel باید به کمک هوش بازی‌بازان موانع و معماها را از پیش روی خود برداشته و به سمت جلو حرکت کند. سبک Unravel در اصل سکو بازی (Platformer) است و از زاویه دوربین دو و نیم بعدی بهره می‌برد. در بازی معماهای کوچک و بزرگی وجود دارند که هر یک را باید به شیوه‌ای خاص حل کرد و راه را برای عبور یارنی گشود. مهم‌ترین دوست و همراه یارنی در سفرش تارهای نخی کاموایش هستند که از آن‌ها باید برای هموار کردن مسیر و حل معماها استفاده کرد. بازی‌بازان همیشه باید مراقب میزان نخی که همراه‌شان است باشند، چرا که به پایان رسیدن آن به معنی شکست در بازی است. البته باید این نکته را در نظر داشت که سازندگان نتوانسته‌اند آن طور که باید و شاید عنصر تنوع را چاشنی معماهای بازی کنند و انواع مختلفی از آن‌ها که تا پایان بازی بر سر راه یارنی قرار می‌گیرند، به کرات در طول بازی تکرار می‌شوند و به این ترتیب این مسئله باعث می‌شود تا بازی کمی از جذابیت خود را از دست بدهد. از لحاظ گرافیکی اما بازی کم‌نظیر است. گرافیک هنری بازی بسیار چشم نواز و زیبا طراحی شده و از طرف دیگر، نورپردازی بازی نیز در سطح بسیار خوبی قرار دارد. از لحاظ جلب نظر منتقدان، Unravel بر خلاف پیشبینی‌ها نتوانست آن طور که باید و شاید از نظر کسب نمره خوش بدرخشد، البته کسب میانگین 81 نیز عملکرد بدی نیست، اما، برخی انتظار داشتند تا این بازی بتواند نمرات به نسبت بالاتری را نیز کسب کند که البته چنین نشد. در مجموع، Unravel یکی از بازی‌های دوست داشتنی امسال است و تجربه آن بر تمامی علاقه مندان به سبک سکو بازی واجب است. از طریق این لینک می‌توانید به نقد و بررسی این بازی دسترسی پیدا کنید.

Street Fighter V

سرانجام پس از مدت‌ها انتظار طرفداران، پنجمین نسخه اصلی از سری Street Fighter در تاریخ 16 فوریه 2016 (مصادف با 27 بهمن 1394) به بازار عرضه شد و طرفداران بازی‌های مبارزه‌ای که از کمبود عناوینی با این سبک در نسل هشتم ناراضی بودند را دوباره خوشحال کرد. البته این نسخه متاسفانه خالی از اشکال هم نبود و ایراداتی را دل خود داشت که موجب شده بود تا بازی آن طور که انتظار می‌رفت قدرتمند عمل نکند. خوشبختانه، گیم پلی بازی همچنان یکی از بزرگ‌ترین نقاط قوت آن است و در نسخه پنجم گیم پلی بازی بهتر و جالب‌تر نیز شده و از همیشه لذت بخش‌تر گشته است. مبارزات در این نسخه بسیار پویا و جذاب طراحی شده‌اند و بازی‌بازان می‌توانند ساعت‌ها با آن سرگرم شوند. این نسخه از سری از موتور گرافیکی Unreal Engine 4 بهره برده است و به همین جهت از لحاظ گرافیکی، بازی نمایش شکوهمندی دارد. البته بازی هنوز از همان سبک گرافیکی مختص به سری Street Fighter بهره می‌برد ولی باز هم به علت ورود به نسل هشتم، بازی از لحاظ گرافیکی پیشرفت بسیاری نسبت به نسخه‌های قبلی داشته است. متاسفانه، همانند بسیاری دیگر از عناوین مطرحی که در این نسل به بازار عرضه شدند، Street Fighter V نیز به مشکل کمبود محتوا دچار است. سازندگان در بازی یک بخش داستانی را قرار داده‌اند ولی به اتمام رساندن این بخش به طور تمام و کمال تنها چند ساعت (آن هم در طولانی‌ترین حالت) به طول می‌انجامد و دیگر بخش‌های تک نفره نیز پس از مدتی جذابیت خود را از دست می‌دهند. از طرفی، سرورهای بازی نیز مشکلات ریز و درشتی داشتند و مخصوصاً در روزهای اول عرضه بسیاری از خریداران را با مشکل مواجه کردند. خوشبختانه شرکت کپکام (Capcom) به عنوان سازنده بازی پشتیبانی قابل قبولی از Street Fighter V به عمل آورد و برخی از مشکلات بازی چند روز پس از عرضه آن به وسیله به روز رسانی‌هایی حل شدند. کپکام قول داده که تا مدت‌ها و به وسیله بسته‌های الحاقی مختلف (چه رایگان و چه پولی) از بازی پشتیبانی کند و Street Fighter V را تبدیل به عنوانی کند که تا مدت‌ها بازی‌بازان را سرگرم سازد. منتقدان نیز نظر تقریباً مثبتی به Street Fighter V داشتند و بازی عمدتاً با نقدهای مثبتی رو به رو شد. این بازی هم اکنون برای پلتفرم‌های پلی استیشن 4 و رایانه‌های شخصی در دسترس است. شما می‌توانید از طریق این لینک به مطالعه نقد و بررسی این بازی بپردازید.

Far Cry Primal

یوبی سافت (Ubisoft) توانست با اتخاذ تصمیماتی صحیح و سپردن وظیفه ساخت سری Far Cry به استودیویی کاربلد (یوبی سافت مونترال) این سری را دوباره احیا کند و نام آن را بر سر زبان‌ها بیندازد. نسخه‌های سوم و چهارم Far Cry به قدری خوب و دوست داشتنی بودند که طرفداران خیال می‌کردند این سری دیگر هیچ گاه به سرنوشت سری Assassin’s Creed دچار نخواهد شد، غافل از آن که یوبی سافت برای نسخه جدید Far Cry تفکرات دیگری در سر داشت و می‌خواست که برای جلوگیری از تکراری شدن این سری نزد طرفداران، آن را به عصر حجر ببرد. چند روز قبل از عرضه جدیدترین نسخه از سری Far Cry با نام کامل Far Cry Primal خبرهایی مبنی بر شباهت بسیار زیاد نقشه آن به نقشه بازی Far Cry 4 به گوش رسید و طرفداران را نگران کرد. در نهایت، این بازی در تاریخ 23 فوریه 2016 (مصادف با 4 اسفند 1394) منتشر شد ولی نتوانست به اندازه نسخه‌های قبل موفق باشد. در این نسخه بازی‌بازان در نقش تاکار که یک انسان اولیه است قرار می‌گیرند و باید قبیله‌ای جدید تاسیس کنند. در این راه تاکار با موانع زیادی رو به رو می‌شود و ماجراهای مختلفی را تجربه می‌کند. اولین نقطه ضعف بازی داستان نه چندان منسجم و شخصیت پردازی ضعیف آن است، مخصوصاً وقتی به نسخه‌های سوم و چهارم این سری نگاه می‌کنیم و می‌بینیم که از لحاظ داستانی و شخصیت پردازی بسیار بهتر و موفق‌تر از Far Cry Primal عمل کرده‌اند. از لحاظ گیم پلی بازی با توجه به این که در عصر حجر روایت می‌شود، برخی تغییرات را در سیستم مبارزات به خود دیده است و نسبت به نسخه‌های قبلی سری متفاوت است. در این نسخه به اقتضای حال و هوا و دوره زمانی که بازی انتخاب کرده است، هیچ گونه اسلحه گرمی وجود ندارد و تاکار تنها با اسلحه‌های سرد همچون تیر و کمان و نیزه به مقابله با دشمنان می‌پردازد. متاسفانه سیستم مبارزات بازی چندان قدرتمند نیست و پس از مدتی رنگ باخته و دیگر جذابیتی ندارد. دنیای بازی با وجود آن که شباهت‌هایی با Far Cry 4 دارد اما بسیار پویا و زیبا است و شامل محیط‌های مختلفی می‌شود که هر کدام ویژگی‌های خاص خود را دارند. حیوانات نیز که به نوعی امضای سری Far Cry محسوب می‌شوند، در این نسخه هم حضور پر رنگی دارند و هر حیوانی هم، ویژگی‌های خاص خود را دارد. از نظر گرافیکی، این نسخه هم همچون Far Cry 4 عملکرد بسیار مطلوبی دارد و به مدد بهره بردن از موتور گرافیکی Dunia Engine جهان بازی بسیار خوش رنگ و لعاب و زیبا به نظر می‌رسد. از لحاظ نمرات، این نسخه نتوانست مثل دو نسخه قبلی سری خوش بدرخشد و منتقدان چندان این بازی را انقلابی و شگفت انگیز ارزیابی نکردند و اکثر نمرات بازی در سطح خوب (و نه خیلی خوب یا عالی) قرار داشت. از نظر فروش این بازی توانست به لطف بهره بردن از نام Far Cry (که خود عاملی برای خرید این بازی است) تقریباً خوب ظاهر شود و فروش قابل قبولی داشته باشد. در مجموع، Far Cry Primal می‌توانست تبدیل به عنوانی شگفت انگیز شود ولی سازندگان نتوانستند از پتانسیل بازی بهره چندانی ببرند و بازی صرفاً در سطح خوبی قرار دارد. باید امیدوار بود که در ادامه یوبی سافت فکری به حال این سری پرطرفدار بکند و بیش از این، Far Cry را در سراشیبی سقوط قرار ندهد. شما از طریق این لینک می‌توانید به نقد و بررسی کامل Far Cry Primal دسترسی داشته باشید.

Tom Clancy’s The Division

از همان موقعی که Tom Clancy’s The Division در نمایشگاه E3 2013 معرفی شد نگاه بسیاری را به خود جلب کرد. این بازی با توجه به موضوع جالب خود و البته گرافیک کم‌نظیرش به سرعت تبدیل به همان عنوانی شد که بازی‌بازان همواره تشنه تجربه آن بودند. این بازی قرار بود برای کنسول‌های نسل هشتمی و رایانه‌های شخصی عرضه شود، اما، عرضه آن بارها با تاخیر مواجه شد و این مسئله بسیاری از طرفداران را خشمگین کرد. اعلام خبر نیاز The Division به اتصال دائمی به اینترنت نیز موجب ناراحتی عده زیادی از بازی‌بازان گشت. یوبی سافت همچون دیگر عناوین خود، دست به تبلیغات بسیاری برای The Division زد و همین مسئله باعث شد تا عده‌ای خیال کنند که این بازی هم مثل برخی دیگر از عناوین یوبی سافت، تنها در تبلیغات خوب عمل می‌کند و در عمل حرف چندانی برای گفتن نخواهد داشت. البته با انتشار نمرات این بازی، همگان متوجه شدند که این بار در مورد یوبی سافت زود قضاوت کرده‌اند و The Division تا حد زیادی موفق به عمل به وعده‌هایش شده است. اکثر منتقدان از The Division رضایت داشتند و آن را یکی از بهترین عناوین یوبی سافت در چند سال اخیر می‌دانستند. داستان The Division در مورد گروهی با همین نام است که در شهر نیویورک و در حالی که این شهر به علت از کنترل خارج شدن یک سری از آزمایش‌های بیولوژیکی به طور کامل در تاریکی و خفقان فرو رفته و سایه‌ای شوم از بدبختی روی آن افتاده است، می‌خواهد کورسویی از امید را به زندگی مردم بتاباند و شهر را از این وضع نامساعد خارج کند. گیم پلی بازی نیز شامل درگیری با دشمنان و گشت و گذار در شهر نیویورک می‌شود و خوشبختانه یوبی سافت توانسته تا بخش تیراندازی (Shooting) بازی را به خوبی توسعه دهد تا بازی‌بازان از تجربه آن لذت تمام را ببرند. بازی از لحاظ گرافیکی نیز بسیار زیبا و چشم نواز است، هرچند که نسبت به نمایش‌های اولیه افت داشته است. در بازی باگ‌ها و مشکلات زیادی نیز وجود دارد ولی این مشکلات توسط به روز رسانی‌ها حل شده و مشکلات باقی مانده نیز به زودی حل خواهند شد. همچون دیگر بازی‌های تماماً آنلاین، سرورهای The Division نیز گاهی اوقات با مشکلاتی مواجه می‌شد ولی این مشکلات چندان جدی و آزار دهنده نبودند. فروش بازی نیز بسیار بالا بود و علاوه بر این که The Division حدوداً 4 هفته متوالی است که در صدر بازی‌های پرفروش انگلستان قرار دارد، پرفروش‌ترین بازی ماه مارس در ایالات متحده آمریکا نیز شناخته شد. در مجموع، The Division توانست به خوبی انتظارات طرفداران را برآورده کند و تبدیل به یکی از بازی‌های دوست داشتنی سال 2016 شود. شما می‌توانید از طریق این لینک به مطالعه نقد و بررسی جدیدترین بازی یوبی سافت یعنی The Division بپردازید.

Hitman

مامور 47 بالاخره و پس از مدت‌ها انتظار طرفداران، در سال 2016 دوباره به کارزار بازگشت و قلب خیل عظیمی از طرفداران‌اش را شاد کرد. جدیدترین نسخه از سری Hitman که به نوعی یک Reboot به شمار می‌آید و هیچ پیشوند یا پسوندی در نام خود ندارد (و تنها با نام Hitman شناخته می‌شود) قرار است تا به صورت اپیزودیک و همچون سریال‌های تلوزیونی عرضه شود و به همین علت، تا مدت‌ها باید منتظر کامل شدن این عنوان باشیم. اولین قسمت از این بازی که در پاریس جریان دارد و با نام The Showstopper شناخته می‌شود در تاریخ 11 مارس 2016 (مصادف با 21 اسفند 1394) برای پلتفرم‌های پلی استیشن 4، اکس باکس وان و رایانه‌های شخصی به بازار عرضه شد. در این نسخه نیز گیم پلی بازی کم‌نظیر است و آزادی عمل فوق‌العاده‌ای را در اختیار بازی‌بازان می‌گذارد. همچون نسخه‌های قبلی مامور 47 می‌تواند به شیوه‌های مختلفی دشمنان‌ و اهداف‌اش را از پای در بیاورد و بازی به هیچ وجه بازی‌بازان را محدود به دنبال کردن شیوه‌ای خاص نمی‌کند. اولین قسمت از Hitman در شهر پاریس جریان داشت و مربوط به از پای در آوردن دو هدف ویکتور نُویکوف و دالیا مارگولیس بود. این قسمت نشان داد که سازندگان تا چه حد به گیم پلی بازی توجه داشته‌اند و یک دورنمای کلی از بازی را برای طرفداران به نمایش گذاشت و این امید را به طرفداران داد که با توجه به اپیزودیک بودن انتشار بازی، اگر مشکلی هم در بازی به چشم می‌خورد طی قسمت‌های بعدی سازندگان آن را برطرف سازند. شلوغی محیط‌ها نیز یکی دیگر از نکات مثبت بازی است و تاثیر مستقیمی بر روند بازی می‌گذارد. محیط‌های بازی پر است از مردمی که هر یک پوشش و چهره خاص و منحصر به فردی دارند و به خلق جهانی پویا و جالب کمک شایانی کرده‌اند. البته متاسفانه بازی با وجود بهره بردن از گرافیکی بسیار خوب، مشکلاتی همچون باگ‌های مختلف و افت فریم نیز دارد که البته می‌توان امیدوار بود که این مشکلات در آینده حل شوند. اولین قسمت از Hitman از لحاظ نمرات عملکرد تقریباً خوبی داشت، هرچند که نتوانست آن طور که باید و شاید عمل کند ولی می‌توان امیدوار بود که طی قسمت‌های بعدی عملکرد آن بهتر شود. دومین قسمت از بازی در تاریخ 27 آوریل 2016 (مصادف با 7 اردیبهشت 1395) منتشر خواهد شد و نسخه فیزیکی بازی نیز در تاریخی نامعلوم در سال 2016 به بازار عرضه خواهد شد. شما می‌توانید از طریق این لینک به مطالعه نقد و بررسی اولین قسمت از Hitman بپردازید.

EA Sports UFC 2

اولین نسخه از سری EA Sports UFC نتوانست آن طور که انتظار می‌رفت عمل کند و تبدیل به عنوانی متوسط شد که تنها برای طرفداران سرسخت مسابقات UFC دلچسب بود. خوشبختانه EA Sport توانست بسیار بهتر از گذشته دست به توسعه نسخه جدید این سری بزند و در نهایت شاهد عرضه شدن EA Sport UFC 2 در تاریخ 15 مارس 2016 (مصادف با 25 اسفند 1394) برای پلتفرم‌های پلی استیشن 4 و اکس باکس وان بودیم و این عنوان بسیار بهتر از نسخه قبلی این سری ظاهر شد. گیم پلی بازی بسیار جذاب و نفس‌گیر است و مبارزه با قهرمانان دنیای UFC حس بسیار خوبی را به بازی‌بازان می‌دهد. گرافیک بازی نیز در یک کلام کم نظیر است و باز هم EA Sport توانسته با یک بازی ورزشی، گرافیکی بسیار مطلوب را ارائه دهد. بخش Career Mode نیز از جذابیت‌های خاص خود برخوردار است و تجربه آن به بازی‌بازان توصیه می‌شود. بخش آنلاین نیز در این نسخه پیشرفت‌های زیادی داشته است و تبدیل به تجربه‌ای لذت بخش گشته است. در مجموع، EA Sport توانسته دست به خلق شبیه سازی قابل قبول برای مسابقات UFC بزند که هم توانسته نظر منتقدان را تا حدودی به خود جلب کند و هم بازی‌بازان از تجربه آن لذت برده‌اند. شما می‌توانید نقد و بررسی EA Sports UFC 2 را از طریق این لینک مطالعه کنید.

0
0

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

  • dimoomid گفت:

    واااای dying light یعنی حس شب , سکوت , خنکای نسیم , یه ازادی مطلق و … ناگهان نعره وحشت . این بازی هرگز ادعای ترسناک بودن نداره ولی چنان ترس سنگین و غریضی و اصیلی توی بعضی لحظه های این بازی با هیجان مضاعف همپا میشه که به معنی واقعی کلمه نمیتونی نفس بکشی مبادا که صدای نفس کشیدنت باعث بشه زامبی ها از جات خبردار بشن و چه لذتی داره وقتی که تو عمق شب از یه دکل بزرگ و مرتفع روی یه پل متروکه بالا میری در حالی که صدای زامبی ها محو تر و محو تر میشه و وقتی رسیدی اون بالا ارامش یه جوری دیگه معنی میده این بازی با اون گرافیک واقعی و زیبا یکی از زیباترین تجربه های من در کل دنیای گیم در کنار the last of us و bloodborne و dark souls بود .

    0
    0