بران، خراب کن، برنده شو و فرار کن | نقد و بررسی Need For Speed

۵ دی ۱۳۹۴ - ۲۰:۰۰

نیمه شب و خیابان‌ها خلوت و خیس است. باران می‌بارد و به نظر می‌رسد که شهر Ventura Bay یک شب آرام را سپری کند اما ناگهان همه متغیر‌های این معادله بر هم می‌ریزد؛ صدای ساییده شدن لاستیک‌های چند ماشین لوکس و ارتقا داده شده با زمین از دور به گوش می‌رسد. انگار زمین در حال لرزش است و زلزله‌ای در راه است یک Mustang GT مدل 2015 وارد شهر می‌شود و پشت سرش چند ماشین سوپر اسپورت دیگر با راننده‌هایی حرفه‌ای او را همراهی می‌کنند. با نهایت سرعت در حرکت‌اند هیچ چیز جلودارشان نیست تا اینکه صدای آژیر چند ماشین پلیس به گوش می‌رسد. رانندگان که نمی‌خواهند جریمه سنگین پلیس را پرداخت کنند، سعی در گم کردن آن‌ها دارند. به جاده‌ای پر پیچ و خم و باریک نزدیک می‌شوند و سعی دارند نقشه‌ خود را پیاده سازند به بلند ترین پیچ جاده که می‌رسند، ماشین‌ها را برای دریفت آماده می‌کنند. ترمز دستی‌ها را کشیده و ماشین را به نرمی روی آسفالت ترک خورده و خیس جاده سر می‌دهند. زمان آهسته شده و پلیس‌ها که قدرت و مهارت دریفت کشیدن را ندارد فقط ماشین‌ها را تماشا می‌کنند. زمان به حالت عادی بازمی‌گردد و دیگر اثری از ماشین‌ها و راننده‌هایشان نیست. امشب پلیس‌ها خلع سلاح می‌شوند، امشب جاده‌ها برای کشیده شدن تایر‌ها بررویشان فریاد می‌زنند و امشب رانندگان زیرزمینی هنرنمایی می‌کنند؛ زیرا امشب شب قدرت‌نمایی آن‌ها است امشب متعلق به آن‌ها است.

پس از سال‌ها انتظار، ما، طرفداران Need For Speed به عنوانی که می‌خواستیم رسیدیم. عنوانی که در آن شب است، رانندگان زیرزمینی در آن جولان می‌دهند و پر است از عناصر عناوین کلاسیک سری. اما Need For Speed جدید یک برگ برنده ویژه دارد و آن تمام آنلاین بودن بازی است. دیگر هر ماشین در نقشه بازی، یک شخص است و دیگر از هوش مصنوعی خسته کننده و قابل پیش‌بینی خبری نیست. Need For Speed جدید قطعا بازی خوبی است و طرفداران را راضی نگه می‌دارد. در همین ابتدا می‌گویم که واقعا دلیل کم توجهی منتقدان به این بازی و نمره‌های کمی که به آن دادند را درک نمی‌کنم. من یک طرفدار قدیمی Need For Speed هستم و این نقد را تنها با نظر شخصی خود می‌نویسم. با ما در ادامه و برای نقد و بررسی عنوان Need For Speed همراه باشید.

یک گروه خفن و باقی ماجرا…

طرفداران پروپاقرص سری Need For Speed حتما نسخه‌های قدیمی این سری مانند Most Wanted با شکوه و فراموش نشدنی را به خاطر دارند. عنوانی که داستان آن بر مبنای کل کل و مسابقه چند راننده حرفه‌ای و زیرزمینی بود و حس رقابت و هیجان را در بازی‌باز به اوج می‌رساند. خبر خوب برای هواداران سری این است که داستان Need For Speed جدید نیز دقیقا روایتی به همین شکل دارد و میان‌پرده‌های بازی به صورت فیلمی و کاملا واقعی (از زاویه اول شخص) ضبط شده‌اند. همین مسئله باعث شده که حس کنید در بطن داستان و در میان شخصیت‌های بازی هستید و میان پرده‌های بازی برایتان جالب می‌شود. داستان بازی، داستان شخصیتی بی‌نام (بازی‌باز) را تعریف می‌کند که استعداد سرشار و مهارت‌های ویژه‌ای در رانندگی دارد و می‌خواهد با عضو شدن در گروه رانندگان حرفه‌ای و زیرزمینی شهر Ventura Bay (یک شهر تخیلی)، خود را اثبات کند. در بازی با شخصیت‌های زیادی آشنا می‌شوید و با اینکه این شخصیت‌ها شخصیت‌ پردازی درست و درمانی ندارند، اما با نقش‌شان در داستان و رفتار‌های غیر قانونی جالبشان به نظرتان جالب می‌آیند. جالب اینجاست که با پیشرفت در بازی، شخصیت‌های حرفه‌ای تر و مشهور تری را ملاقات می‌کنید و رفته رفته جایگاه خود را به عنوان یک راننده زیرزمینی حرفه‌ای تثبیت می‌کنید.

میان پرده‌های بازی به این شکل هستند. شخصیت‌ها در نمایی اول شخص با شما صحبت می‌کنند و حس می‌کنید در میان آن‌ها هستید.

اما از این موضوع نباید بگذریم که بازی‌های ریسینگ، خیلی نیاز به داستان و شخصیت پردازی ندارند و بدون این عناصر نیز کارشان راه می‌افتد اما داستان، به جذاب‌تر شدن بازی برای بازی‌باز کمک به سزایی می‌کند. Need For Speed جدید نیز داستانی با حال و هوای عناوین قدیمی سری مانند Most Wanted یا Underground دارد و علاوه بر اینکه بازی‌بازان جدید تر را هیجان زده می‌کند، بازی‌بازان قدیمی را نیز به گذشته می‌برد و کاملا راضی می‌کند. اما شاید دوست داشته باشید بدانید که شخصیت‌های بازی یا به عبارتی، دوستانتان در بازی چه کسانی هستند. Spike اولین شخصیت بازی است که ملاقات می‌کنید. او در ابتدا واسطه شما و شخصیت‌های دیگر بازی است. بسیار شوخ و البته ناشی است. Amy یک تعمیرکار با انگیزه و مجرب ماشین است که دستی نیز در مسابقات 1 دربرابر 1 دارد. او روی کار خود جدی است و به بازی‌باز در جور کردن لوازم ماشین کمک زیادی می‌کند. Robyn شخصیت جالبی دارد و در جمع کردن دار و دسته‌های مختلف به شما کمک می‌کند. Manu یک دریفت کننده حرفه‌ای است که رفاقت سفت و سختی را با او در پیش خواهید داشت. با پیشرفت در بازی شخصیت‌های مشهور و بزرگ بازی نظیر Nakai San، ماشین ساز و تعمیر کار افسانه‌ای بازی را ملاقات می‌کنید و مقام و مرتبه ویژه‌ای برای خود دست و پا خواهید کرد.

شخصیت‌های بزرگ (و حرفه‌ای) بازی این‌ها هستند. با رانندگی خوب خود، مهارتتان را به آن‌ها نشان دهید و به گروه آن‌ها بپیوندید.

چه شد که اینطور شد؟

در این قسمت سعی داریم مروری کنیم بر نسخه‌های چند سال اخیر سری Nedd For Speed و ببینیم که این سری چه راهی را تا سال 2015 طی کرده است. (تنها سری‌های اصلی)

عنوان Need For Speed از ابتدای کار خود در سال 1994 بازی موفق و پر طرفداری بود، اما این موفقیت زمانی به اوج رسید که سری‌های زیرزمینی و تحت تعقیبی این عنوان منتشر شد. دو قسمت Underground با استقبال بی نظیر بازی‌بازان همراه بودند و این سری را بسیار بزرگ کردند. نسخه سال بعد (Most Wanted) را نیز که خودتان بهتر می‌دانید؛ یک عنوان به شدت خاطره انگیز و پر طرفدار که هر دوستدار ریسینگ را جذب خود می‌کرد. این سیر زیرزمینی و غیر قانونی با عنوان Carbon نیز ادامه پیدا کرد و نسبتا موفق بود. اما داستان ناراحت کننده برای این سری از نسخه Pro Street آغاز شد. این عنوان سعی کرده بود مسابقات زیرزمینی را به صورت قانونی و در پیست‌های اتوموبیلرانی تحویل مخاطب دهد در حالی که عناصر و مکانیک‌ها، دقیقا همان‌هایی بوندن که در سری‌های قبلی دیده بودیم. سال بعد نیز Need For Speed با عنوان Undercover به دنیای زیرزمینی و غیر  قانونی بازگشت با این تفاوت که هیچ موفقیتی عاید این بازی نشد. اما سال بعد (2009) الکترونیک آرتز بسیار با برنامه عمل کرد و عنوان Shift را که یک عنوان شبیه سازی اتوموبیلرانی استاندارد بود، به بازی‌بازان ارائه کرد. بازی‌بازان دوست‌دار سبک ریسینگ و شبیه سازی عاشق این بازی شدند اما بازی‌بازانی که از Need For Speed تنها شب و پلیس می‌خواستند طرف این بازی نرفتند. سال 2010 اما برای این سری، یک سال تمام آنلاین بود و عنوان World این سری را وارد مرحله جدیدی کرد. اما در همان سال بود که استودیوی موفق Criterion Games یک عنوان از این سری را با نام Hot Pursuit عرضه کرد که با استقبال بسیار خوب طرفداران همراه بود، زیرا این عنوان هم شب داشت، هم پلیس‌ داشت و هم سرعت و هیجان. سال 2011 شماره دوم Shift منتشر شد و با پیشرفت‌های بسیار خوب و گسترده‌ای که در مقایسه با نسخه اول داشت، به موفقیت خوبی رسید. همان سال بود که عنوان افتضاح The Run منتشر شد. این عنوان سعی کرده بود یک داستان هیجان انگیز را در قالب یک گیم‌پلی خطی به مخاطب ارائه کند اما سناریو نویسان استودیوی Black Box گویی بازی‌بازان را احمق فرض کرده بودند. الکترونیک آرتز باری دیگر ساخت نسخه بعدی را به استودیوی Criterion Games سپرد و حاصل آن بازی Most Wanted بود (که با تقلید نام از Most Wanted قدیمی ساخته شده بود). این عنوان آرکیدی و هیجان انگیز نیز مورد توجه بازی‌بازان قرار گرفت و به موفقیت رسید. سال 2013 نیز عنوان Rivals منتشر شد که با اینکه بازی بدی نبود اما مورد توجه بازی‌بازان و منتقدان قرار نگرفت. Need For Speed یک سال در بین بازی‌ها نبود و در سال 2015 با عنوانی با نام Need For Speed بازگشت. عنوانی که شاید مورد توجه منتقدین نباشد اما هواداران کلاسیک و قدیمی این سری را کاملا راضی می‌کند.

رقابت همه جانبه

به محض اینکه وارد Need For Speed می شوید، به یاد نسخه‌های کلاسیک و خاطره انگیز سری می‌افتید و همه چیز برایتان رنگ و بویی نوستالژیک دارد. هدف شما در بازی به مانند نسخه‌های قبلی، مسابقه دادن، برنده شدن و هر کاری است که سطح‌تان را بالا ببرد. سطح تجربه در بازی REP نامیده می‌شود و شما با هر فعالیتی که در شهر انجام دهید بر مقدار امتیازتان می‌افزایید. با سرعت رانندگی کنید، دریفت‌های طولانی مدت بکشید، تابلوها و چراغ‌های راهنمایی شهر را نابود کنید، از کنار ماشین‌های دیگر با فاصله کم عبور کنید و چندین کار دیگر که همگی امتیاز دارند. با هر کاری که در بازی انجام می‌دهید، دایره چند ضرب برایتان فعال می‌شود و اگر بتوانید این دایره را با انجام دادن 5 کار به صورت متوالی کامل کنید، امتیاز ویژه‌ای دریافت خواهید کرد. اما بپردازیم به مسابقات مختلف بازی؛ تنوع مسابقات در بازی به مانند سری‌های قبل است. مسابقات سرعت، مسابقات دریفت، حرکات نمایشی و زمانی (رقیب شما زمان است)، و البته مراحل تعقیب و گریزی و هیجان انگیز با حضور پلیس در بازی وجود دارند که هیجان خاصی به بازی‌باز می‌دهند. اما این مسابقات وقتی جذاب تر و هیجان انگیز تر می‌شوند که آن‌ها را با دوستانتان و به صورت گروهی بازی کنید. صحبت از بازی با دوستان شد، بگذارید برگ برنده بازی را بررسی کنیم. به راستی می‌توان گفت که عامل نجات این نسخه از Need For Speed همین آنلاین بودن آن است. زمانی که وارد بازی و سپس به سرور‌های الکترونیک آرتز متصل می‌شوید، بازی‌بازان آنلاین در نقشه حضور دارند و می‌توانید به هر راهی که خواستید با آن‌ها به رقابت بپردازید. می‌توانید با دوستانتان یک گروه تشکیل دهید و در شهر Ventura Bay حکمرانی کنید. علاوه بر رقابت‌های مسابقه‌ای و گروهی، می‌توانید به صورت تکی و جدا نیز با هر کدام از بازی‌بازان رقابت‌های مختلفی داشته باشید و خلاصه حس رقابت و هیجان را با تمام وجود حس کنید. علاوه بر این‌ها، می توانید رکوردی که دوستانتان پیش از شما در مسابقه‌ای به جا گذاشته‌اند را افزایش دهید و با این کار هم رقابت شدید تر می‌شود و هم REP بیشتری دریافت خواهید کرد.

با دسته و گروه خود به دل جاده‌ها بزنید و شهر را با مهارت‌تان تسخیر کنید. آنلاین بودن بهترین ویژگی Need For Speed است

اما هر چقدر از نکات خوب بازی گفتیم بس است. حال، می‌رسیم به جایی که Need For Speed محکوم می‌شود. دلیل این محکومیت «آسان بودن» بازی است. کافی است پول‌هایتان را خرج ماشینتان کنید و یا با پول خود ماشین‌های جدید بخرید تا در مراحل بازی هیچ مشکلی نداشته باشید. یادتان می‌آید که در Most Wanted قدیمی چقدر از پلیس‌های سرسخت بازی وحشت داشتیم و همه شهر را برای فرار کردن از دست آن‌ها به دنبال سوراخ موش می‌گشتیم؟ در Need For Speed جدید از این خبرها نیست و پلیس‌ها با اشاره پدال گاز از نقشه محو می‌شوند. در واقع چالش اصلی بازی زمانی رقم می‌خورد که مسابقات بازی را به همراه دوستان و بازی‌بازان آنلاین به پایان برسانید، در غیر این صورت بازی فوق العاده آسان می‌شود (البته اگر ریسینگ باز باشید). اگر به طور کلی به گیم‌پلی بازی نگاهی داشته باشیم، این بخش بدون ایده تمام آنلاین و بدون این رقابت بازی‌بازها با یکدیگر، عنصر جدیدی برای عرضه به مخاطب ندارد و همه عناصر آن را در عناوین قدیمی Underground و Most Wanted، البته با جلوه‌های بصری بسیار قدیمی تر دیده بودیم. پس می‌توان از این ایده به عنوان برگ برنده Need For Speed نام برد. چالش دیگر در گیم‌پلی Need For Speed چالش‌های روزانه بازی هستند. هر روز 3 چالش مختلف در پیش رو دارید که هر کدام از آن‌ها بخشی از مهارت شما را می‌طلبند. چالش‌هایی نظیر «بردن دو مسابقه بدون برخورد به چیزی» و «سه بار تا آستانه دستگیر شدن توسط پلیس رفتن» دقت و مهارت زیادی را می‌طلبند و بسیار لذت بخش هستند.  یکی از نکات جالب بازی این است که هر طور که رانندگی کنید، با همان ویژگی شناخته خواهید شد. به عنوان مثال اگر در بازی بیشتر به فکر دریفت‌های حرفه‌ای و حرکات نمایشی مانند پریدن از ارتفاع باشید، شاخصه زرد رشد می‌کند و یا اگر بیشتر به دنبال سرعت زیاد و شتاب زیاد باشید، شاخصه سبز یا سرعت بیشتر می‌شود. این شاخصه‌ها سبک بازی‌ هر بازی‌باز با بازی‌باز دیگر را از هم متمایز می‌کند و به نوعی «استایل رانندگی» خاصی به راننده می‌دهد.

این GT-R زیبا و قند در دل آب کن را می‌بینید؟ به هر طریقی که بخواهید می‌توانید آن را شحصی سازی کنید و آنقدر با آن کلنجار بروید تا یک همچنین چیزی بدست آید. اگر ماشین باز باشید، وقت زیادی را در گاراژ صرف خواهید کرد.

می‌رسیم به بخش‌ ماشین‌ها که از لحاظی اصلی‌ترین بخش بازی نیز هستند. 51 ماشین در بازی وجود دارد که برای یک ریسینگ آرکیدی عدد خوبی است. ماشین‌های محبوبی مانند BMW M2 ،Ford Mustang 2015 ،Lamborghini Aventador LP 700-4 و بسیاری دیگر در بازی وجود دارند و طرفداران را هیجان زده کرده‌اند. بخش‌ ماشین‌ها زمانی جالب‌تر می‌شود که بدانید مانند Need For Speed‌های قدیمی می‌توانید تمام اجزای ماشین را به دلخواه شخصی سازی کنید و این عنصر واقعا به جذابیت بازی کمک کرده است. عنصری که طرفداران Need For Speed خیلی وقت است انتظار آن را می‌کشند. از Spoiler گرفته تا رینگ‌های ماشین دلخواه‌تان قابل شخصی سازی هستند و همه نیاز‌هایتان را برآورده می‌کنند. علاوه بر شخصی‌سازی‌های ظاهری، باطن ماشین‌ها نیز قابل شخصی سازی است. موتور، سیلندرها، نیتروژن و خیلی موارد دیگر که می‌توانید برای ارتقای ماشین دلخواه خود از آن‌ها استفاده کنید. در کل از نظر شخصی سازی، Need For Speed عالی عمل کرده و جای حرفی را باقی نمی‌گذارد. حال، ماشین خود را شخصی سازی کرده‌اید و وارد بازی می‌شوید. یکی از مهارت‌های مهمی که باید به خوبی آن را در بازی بیاموزید، دریفت کردن است. دریفت نه تنها در مراحل مخصوص دریفتینگ کاربرد دارد، بلکه در مراحب دیگر نیز کمک حال شما شما است. اگر در یک مسابقه به پیچی برخورد کنید و نتوانید به خوبی با دربفت آن را رد کنید، زمان زیادی را از دست خواهید داد، در صورتی که با یک دریفت سالم و حسابی می‌توان پیچ را به نرمی رد کرد و حتی شتاب نیز بدست آورد. بازی برای کمک به افرادی که خیلی در دریفتینگ خوب نیستند، کمک‌هایی نیز در نظر گرفته است. در قسمت تیونینگ ماشین‌ها می‌توانید دست فرمان (هندلینگ) ماشین خود را هر طور که می‌خواهید تنظیم کنید و با کم و زیاد کردن فشار ترمز چرخ‌ها ماشین خود را برای دریفت (یا برای دریفت نکردن) آماده کنید. صحبت از دست فرمان شد بد نیست بگویم که کنترل ماشین‌ها در Need For Speed نرم و لذت بخش است. با اینکه می‌توان کنترل را آرکیدی نامید اما این درجه آرکیدی قطعا به اندازه عنوان سال 2012 یعنی Most Wanted نیست. اما شاید در طول بازی به مشکلی که من احساس کردم برخورد کنید؛ کنترل ماشین‌های مختلف بازی، تفاوت چندانی با یکدیگر ندارند. قطعا انتظار نداریم که به مانند یک بازی شبیه ساز، تفاوت بین هندلینگ‌ ماشین‌ها به طرز فاحشی زیاد باشد، اما حداقل انتظار داریم که کنترل یک Mustang GT با یک Porsche Cayman GT4 تفاوتی قابل احساس با یکدیگر داشته باشند که متاسفانه ندارند.

کنترل ماشین‌ها نرم و دلنشین است اما تفاوت زیادی در کنترل ماشین‌های مختلف بازی وجود ندارد!

ماشین‌های زیبا و دلربا

زمانی که الکترونیک آرتز انتشار بازی با موتور Frostbite را آغاز کرد، هیچ‌کس فکر نمی‌کرد که این موتور تا این حد پتانسیل داشته باشد که بتوان بازی‌هایی نظیر Battlefield 4 یا Need For Speed Rivals را با آن ساخت. اما فراست‌بایت با آخرین نسخه از سری Need For Speed به مرحله جدیدی وارد شده است. این را زمانی فهمیدیم که اولین نمایش‌های این بازی را مشاهده کردیم. Need For Speed از نظر جلوه‌های بصری و گرافیکی حرفی برای گفتن باقی نمی‌گذارد و فقط بازی‌باز را مبهوت می‌کند. طراحی ماشین‌ها آنقدر با کیفیت انجام شده که زمانی که در میان‌پرده‌های فیلمی بازی، ماشین‌های رندر شده توسط موتور را در صحنه قرار می‌دهند، به سختی می‌توان متوجه آن شد. نورپردازی‌ها و بازتاب‌ها آنقدر زیبا و چشم نواز هستند که گاهی اوقات راندن را رها می‌کنید و فقط به بازتاب نور‌ها در جاده‌های خیس شهر خیره می‌شوید.  Ventura Bay شهر بزرگی است و جزئیات زیادی دارد. از محله‌های اسکله‌ای گرفته تا جاد‌ه‌های کوهستانی، همه به زیبایی طراحی شده‌اند و جای حرفی باقی نمی‌گذارند. تخریب پذیری ماشین‌ها خوب از کار در آمده است. ماشین‌ها پس از برخورد‌های مختلف، به حالت‌های مختلفی تخریب می‌شوند و تخریب آن‌ها درجه بندی دارد؛ یعنی با هر برخورد مقداری خراب می‌شوند و اگر در رانندگی بی دقت باشید، همه جای ماشین قر می‌شود، اما نکته مهم این است که قطعه‌ای از ماشین کنده و جدا نمی‌شود. اما به عنصری می‌رسیم که باعث جلوه دادن به گرافیک بازی شده است؛ باران. بارانی که مدام در بازی می‌بارد، از طرفی باعث بازتاب‌های زیبا می‌شود و از طرفی جو و اتمسفر بازی را تحت تاثیر قرار می‌دهد. زمانی که باران برروی ماشین‌تان می‌بارد و قطره قطره آن را می‌توانید به وضوح ببینید، به عظمت فراست‌بایت ایمان می‌آورید. بارانی که باعث براق شدن و جلوه دار شدن هرچه بیشتر ماشین‌ها می‌شود و زیبایی خاصی به بازی می‌دهد.

بافت‌های ماشین‌ها، بازتاب‌ها و جزئیات همگی عالی طراحی شده‌اند. گرافیک و جلوه‌های بصری به معنای واقعی کلمه چشم نوازند.

موسیقی‌های بازی مانند همه Need For Speed های گذشته قطعه آهنگ‌های آماده‌ای هستند که به وسیله گروه‌های هیپ‌هاپ و الکترونیک ساخته شده‌اند. موسیقی‌هایی که در هنگام رقابت، هیجان‌تان را به انتها می‌رسانند و به جذاب شدن بازی کمک زیادی می‌کنند (مانند سری‌های پیشین Need For Speed موسیقی‌های این بازی عالی هستند). صدای ماشین‌ها مانند کنترلشان شبیه به یکدیگر نیستند و صدای هر ماشین با دقت ضبط و صداگذاری شده‌اند. بازی‌گران بازی با اینکه مشهور و کارکشته نیستند اما نقش خود را در بازی به خوبی انجام داده‌اند و در جهت هالیوودی شدن Need For Speed گامی بلند برداشته‌اند.

کیفیت‌ بصری بازی دیوانه کننده است.

در آخر لازم می‌دانم چند توصیه درباره Need For Speed را گوشزد کنم؛ با اینکه نرخ فریم و وضوح تصویر در نسخه پلی‌استیشن4 بهتر است، اما احساسی که داشتم این را می‌گفت که کنترل بازی با کنترلر اکس‌باکس‌وان رضایت بخش‌تر است. نکته دوم اینکه به نمره‌های بازی در متاکریتیک توجه نکنید. این موضوع تنها مربوط به Need For Speed یا بازی خاصی نیست. تا یک بازی را تجربه نکنید نمی‌توانید حس‌تان را نسبت به آن درک کنید (البته بحث من تنها در بخش بازی‌های ویدیویی است و اصلا وارد مقوله نمره‌های فیلم در متاکریتیک نمی‌شوم).

Need For Speed بازی خوبی است. عناصر کلاسیک و ریشه‌ای زیادی دارد، پلیس و شب دارد و از همه مهمتر اینکه حس کل کلی که مدت‌ها از سری Need For Speed رفته بود را به سری بازگردانده است. اگر ریسینگ باز باشید که این بازی را از دست نخواهید داد اما اگر بازی‌باز عمومی هستید نیز این عنوان را تجربه کنید و حس رقابتی که دارد را با تمام وجود احساس کنید

استودیوی ارواح

استودیوی Ghost Gmaes یک استودیوی داخلی و متعلق به شرکت الکترونیک آرتز است. شرکت الکترونیک آرتز در سال 2011 تصمیم به بازگشایی یک استودیوی جدید گرفت و آن را  EA Gothenburg نامید که در گاتنبرگ سوئد قرار داشت. طبق گزارش‌های آن زمان، اعلام شده بود که این استودیو برای ساخت بازی با موتور فراست‌بایت تاسیس شده بود و قرار بود تا یک بازی در سری Need For Speed بسازد. جالب است بدانید که بسیاری از کارکنان استودیوی Ghost Games افرادی بودند که پیش از این برروی بازی‌هایی نظیر Forza Horizon ،Need for Speed: The Run ،Project Gotham Racing و Race Pro کار کرده بودند. در ماه اکتبر سال 2012 استودیوی Criterion تایید کرد که استودیوی EA Gothenburg در حال کار برروی یک عنوان از فرانچایز Need For Speed است اما جزئیاتی از روند ساخت یا تاریخ انتشار این بازی اعلام نکرد. در 15 ماه نوامبر سال 2012، استودیوی EA Gothenburg به Ghost Games تغییر نام داد و وب‌سایت رسمی این استودیو نیز راه‌اندازی شد. استودیوی Ghost به رهبری مارکوس نیلسون، تهیه کننده سابق استودیوی DICE و کسی که مسئولیت ساخت بازی‌های Battlefield 2: Modern Combat ،Battlefield 2142 و Shift 2: Unleashed را به‌عهده داشت رهبری شد. در 23 ماه می سال 2013 الکترونیک آرتز با یک نیزر تریلر از نسخه بعدی Need Foer Speed رونمایی کرد . نام آن Rivals بود و همچنین تایید شد که این نسخه از بازی به‌وسیله استودیوی Ghost Games و با همکاری استودیوی Criterion Games در حال ساخت است. همچنین مشخص شد که استودیوی Ghost Games از این به بعد وظیفه ساخت سری Need For Speed را به‌عهده خواهد داشت. در 1 ماه فوریه سال 2014، بسیاری از منابع خبر از تاسیس شعبه بریتانیای استودیوی Ghost Games دادند. همچنین شایعاتی مبنی بر ساخت نسخه جدیدی از سری Need For Speed به گوش می‌رسید که این شایعات درست از آب درآمدند. مدتی بعد عنوانی با نام Need For Speed و بدون هیچ پسوند یا پیشوندی معرفی شد.

Ghost Games Studio

نمره بخش داستان: 6

نمره بخش گیم‌پلی: 8.5

نمره بخش گرافیک: 10

نمره بخش موسیقی و صداگذاری: 8

0
0

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید