بازگشت به طبیعت | نقد و بررسی بازی Harvest Moon: Back To Nature

۲۵ شهریور ۱۳۹۴ - ۱۲:۴۰

فصل برداشت محصول، مزرعه دار زبل، کشاورز، مزرعه داری و … . اینها نام هایی هستند که بدون شک شما را به یاد یکی از جذاب ترین و البته قدیمی ترین بازی های ویدئویی می‌اندازند و خاطرات کودکی گیمر‌های کهنه‌کار را زنده می کنند. بله درست حدس زدید، Harvest Moon یا بازی فصل برداشت محصول. اولین نسخه‌ این بازی در سال ۱۹۹۶ در ژاپن و در سال ۱۹۹۷ در آمریکا توسط شرکت Natsume منتشر شده است. نسخه‌های متعدد این بازی تا کنون برای کنسول‌های مختلف به بازار آمده و توانسته است نطر بسیاری از مخاطبان را به خود جلب کند. حال این بازی را از جنبه‌های مختلف مورد نقد و بررسی قرار می‌دهیم.

————————————————————————————————

Harvest Moon

نام کامل بازی: فصل برداشت محصول، بازگشت به طبیعت
سازنده: Victor Interactive Software
ناشر: Natsume
کارگردان: Masayuki Kisaki – Teru Kurouta
طراح: Igusa Matsuyama
سال انتشار اولین نسخه: ۱۹۹۶
حالت بازی: Single-player
سبک: استراتژی – شبیه‌سازی زندگی – نقش آفرینی


داستان بازی:
بازی اصلی داستان پسر جوانی را روایت می‌کند که باید مزرعه پدبزرگش را حفظ کند. این پسر در کودکی برای دیدن پدربزرگش به روستای محل زندگی او رفته و با آنجا آشنایی دارد. او همچنین با پدربزرگش به کار های مزرعه و گشت وگزار می‌پردازند. در همان موقع او با دختربچه‌ای آشنا می‌شود و اوقاتی بی نظیر را با هم سپری می‌کنند. اما سرانجام آن کودک مجبور به ترک پدربزرگ و آن مزرعه می‌شود و در هنگام جدایی به دختربچه قول می‌دهد که روزی بازخواهدگشت. ده سال بعد و یک سال بعد از مرگ پدربزرگ آن پسر، او به روستا برمی‌گردد و از شهردار می‌خواهد که به او اجازه اقامت در مزرعه پدربزرگش را دهد. شهردار هم برای او شرط می‌گذارد که اگر در طی سه سال توانست مزرعه را زنده کند و گسترش دهد به او اجازه زندگی می‌دهد و در غیر این صورت باید آن جا را ترک کند. البته در نسخه های دیگر، این امکان به شما داده می‌شود که یک زن یا مرد را به دلخواه به عنوان کاراکتر اصلی انتخاب کنید. در سری بازی های ویدئویی Harvest Moon، هدف اصلی زنده نگه داشتن و به ثمر رساندن مزرعه‌ای است که با گذر زمان در حال نابودی می‌باشد و حال بازیابی این زمین کشاورزی وظیفه‌ی بازیکن است. در واقع بازیکن باید تصمیم بگیرد که چگونه زمان را در بین وظایف روزانه مانند کشاورزی، دام پروری، ماهیگیری، جستوجوی غذا، رسیدگی به حیوانات و … تقسیم کند. بازیکنی موفق است که بتواند تمام کارها را در طول روز به سرانجام برساند.

بطور کلی اگر بخواهیم بازی را از نظر داستانی مورد بررسی قرار دهیم، باید بگویم طرح و موضوع داستان با وجود ساده و پیش پا افتاده بودن، بسیار خوب پرداخت شده است و سازندگان توانسته اند یک بازی فارغ از هرگونه پیچیدگی های آزار دهنده تولید کنند. نبود این پیچیدگی ها به این معنی نیست که بازیکن چالش های مختلف را تجربه نمی‌کند و ما با یک بازی کسل کننده طرف هستیم، بلکه اتفاقات بسیار، اما ساده و دوست داشتنی پیش روی او قرار دارد و باید همه‌ی آنها را با موفقیت پشت سر بگذارد و مطمئن باشید که از روبرو شدن با چالش های گوناگون لذت خواهد برد.

Harvest Moon

گیم پلی:

بازی به سبک استراتژیک، شبیه سازی و نقش آفرینی ساخته شده است. این نسخه‌ای که ما به آن می‌پردازیم، برای پلتفرم PlayStation طراحی شده اما در ادامه نسخه PC آن هم به بازار آمد. از نظر موسیقی هم آقای Miyuki Homareda، آهنگساز کار، به خوبی از پس وظیفه اش برآمده و توانسته آهنگ های فوقالعاده و هماهنگ با محیط را تولید کند. بازیکن بازی را با یک مزرعه کثیف و پر از علف‌های هرز و مقدار کمی پول آغاز می کند و اولین وظیفه‌ی او نابود کردن علف های هرز است. البته در بخش های دیگر بیشتر به توضیح درباره وظایف بازیکن می‌پردازیم. در پایان سه سال اگر بازیکن توانسته باشد مزرعه را بازیابی کند، می‌تواند با خانواده‌اش در آنجا زندگی کند و بطور نامحدود به بازی ادامه دهد، اما در غیر این صورت بازی به پایان می‌رسد. غیر خطی بودن سبک بازی، اختیارات وسیعی به بازیکن می‌دهد. هیچ راه منفردی برای به پایان رساندن بازی وجود ندارد و رابط کاربری بسیار خوب طراحی شده و انواع بسیاری از متون کمک‌رسان برای بازیکن موجود است.

امتیازات:
این بازی توانست نظر بسیار مثبت مخاطبان را جلب کند و تمام امتیازاتی که دریافت کرد، گواه بر قوی بودن کار می‌باشد. بازی نمره ۸۲ از ۱۰۰ را از متاکیریتیک ، ۷۹ از ۱۰۰ را از رنکینگ جهانی گیم و در کل نمره ۷٫۵ را دریافت کرده است. هرچند این بازی نسبت به نسخه PSP آن از نظر گرافی ضعیف تر بود ولی نسخه PSP نمره ۷٫۱ را دریافت کرده است. Gerald Villoria به این بازی نمره ۸٫۳ را داده اند و از آن با عنوان یک بازی و تجربه شگفت انگیز برای پلی استیشن یاد می‌کنند. مجله Famitsu ژاپن هم نمره ۳۱ از ۴۰ را به این بازی اختصاص داده است.

وظایف:
برای رشد مزرعه و محصولات کشاورزی بازیکن موظف است تا روزانه یکبار تمام آن‌ها را آبیاری کند. کمبود آب و عدم رسیدگی به محصولات باعث نابودیشان خواهد شد. به دام ها و حیوانات باید هر روز غذا داده شود، در صورتی که مراقبت از آن‌ها فقط به غذا دادن ختم نمی‌شود. حیوانات مراقبت‌های دیگری نیز نیاز دارند که بازیکن باید تمام آن‌ها را در یک روز انجام دهد. پس از تاریک شدن هوا کار در مزرعه تعطیل می‌شود و بازیکن می‌تواند به کسب و کار در شهر بپردازد و یا با سایر اهالی به نوشیدن و صحبت کردن مشغول شوند.از دیگر وظایف بازیکن می‌توانیم به محبت کردن به فرزند و همسرش اشاره کنیم که ملاک سنجش آن با تعداد قلب هایی است که جلوی اسم آنها در منوی استارت قرار دارد و اگر تعداد این قلب ها به ده عدد برسد محبت آن‌ها را بطور کامل جلب کرده است. البته او باید این کار را در قبال سگ و اسبش هم انجام دهد.

تمام وظایفی که بازیکن در یک روز انجام می‌دهد، بدون شک وظایف اصلی یک کشاورز واقعی هم می‌باشد و بازی با این کارها جلو می‌رود. باید به این نکته توجه کنیم که انجام دادن این کارهای تکراری در هر روز می‌تواند باعث خسته و کسل شدن بازیکن شود و او تصمیم بگیرد که از این بازی دست بکشد. البته سازندگان، تلاش کرده اند با قرار دادن محیط های مختلف شهر و همچنین برگزاری رویداد های متفاوت و جذاب این خسته کننده بودن را کاهش دهند اما این رویدادها فقط چند روز خاص در سال برگزار می‌شود و بقیه‌ی روز ها را باید به همان کار های همیشگی بپردازد. این را هم باید بگویم که بسیاری از بازیکن ها می‌توانند با استفاده از خلاقیتشان، سرگرمی‌هایی برای خود ایجاد کنند که عملا در متن اصلی بازی به آن ها پرداخته نمی‌شود.

آب و هوا در گذر فصل ها:

Harvest Moon Winter

آب و هوای شهر گرمسیری و مرطوب است و بازی در فصل بهار آغاز می‌شود اما با گذر فصل ها می‌توانیم شاهد تغییر آب و هوا هم باشیم. به عنوان مثال در زمستان برف و سرما، در پاییز باران فراوان و در تابستان گرما و خشکسالی خواهیم داشت. همانطور که در بخش قبلی از خسته کننده بودن بازی گفتیم، همین تغییرات آب و هوا می‌تواند باعث تنوع در بازی شود و بازیکن در فصل ها می‌تواند به کار های مختلف بپردازد. از نکات جالب بازی این است که در شرایط بد جوی مانند باران و طوفان، اهالی شهر به داخل خانه هایشان می‌روند و آن ها را در کوچه پس کوچه ها نمی‌توان مشاهده کرد. هر فصل سی روز می‌باشد و هر روز از ساعت ۶ صبح شروع و در ساعت ۶ بعد از ظهر به پایان می‌رسد که شاهد تاریک شدن هوا خواهیم بود. بازیکن می‌تواند تا هر وقت که خواست خارج از خانه بماند اما اگر بیخوابی و کار، بیش از حد باشد، قدرت او به پایان می‌رسد و راهی بیمارستان خواهد شد.

گیم پلی بازی در زمستان…

کسب درآمد:
بازیکن می‌تواند در طول فصل تابستان، پاییز و بهار از راه کشاورزی و فروش محصولات درآمد کسب کند. اما در فصل زمستان باید به جمع آوری هرچیز بجز محصولات کشاورزی بپردازد مثل انواع قارچ‌ها و سنگ‌های قیمتی که در جنگل و معادن یافت می‌شود. البته از فروش محصولات لبنی و تخم مرغ هم نمی‌توان چشم پوشی کرد. کسب درآمد یکی از مهم ترین بخش های بازی است. البته تامین هزینه ها اصلا کار آسانی نمی‌باشد و بازیکن باید بشدت تلاش کند. به این موضوع که کسب درآمد در بازی آسان نیست می‌توان با دو دید نگاه کرد. دید اول از نگاه کسانی اصولا معتقد به استفاده از کد های تقلب هستند و در بازی علاقه ای به تلاش کردن برای پول ندارند و فقط به فکر لذت خرج کردن آن هستند، که از نگاه این افراد بازی بسیار ضعیف است. دید دوم هم از نگاه کسانی که همیشه کسب درآمد را یکی از چالش های جذاب بازی می‌دانند و از تلاش کردن برای آن لذت می‌برند که از نگاه آن‌ها با یک بازی قوی روبرو هستیم.

ابزار:
کاراکتر باید از ابزاری مانند آبپاش برای آبیاری محصولات، تبر برای نابود کردن چوب های اضافه، داس برای کندن علف های هرز، پتک برای نابود کردن سنگ های مزاحم، بروس اسب، چنگک برای شخم زدن و …  استفاده کند. لازم به ذکر است که تمامی ابزار قابلیت ارتقا را دارا می‌باشند. به ابزار که در اختیار بازیکن قرار دارد نقدی وارد نیست و باید بگویم این ابزار می‌توانند تمام نیاز‌های بازیکن را برطرف کنند.

Tools

حیوانات:
از ابتدای بازی یک سگ در اختیار بازیکن قرار می‌گیرد، هرچند سگ بجز بازی کردن نیاز به مراقبت خاص دیگری ندارد. وظیفه سگ هشدار دادن به بازیکن با پارس کردن است. در زمستان اول یک اسب به حیوانات اضافه خواهد شد که فقط نیاز به بروس کشیدن دارد و وظایف مفیدی از جمله سوارکاری و حمل وسایل را برعهده دارد. گاو ها و گوسفند ها از یک فروشنده دام در شهر خریداری می‌شوند. آن ها در طویله‌ی مزرعه و مرغ ها در Henhouse زندگی می‌کنند. شیر گاو ها تقریبا هر روز باید دوشیده شود و بازیکن باید برای آن ها غذا تهیه کند.  باید این را بدانید که گاو ها زاد و ولد میکنند و مرغ ها تخم می‌گذارند که می‌توان به وسیله دستگاه Incubator آن ها را به جوجه تبدیل کرد و پرورششان داد.

حیوانات درون بازی…

ازدواج:
بازیکن باید یکی از دخترهای شهر را به عنوان همسر برای خودش برگزیند. او برای جلب کردن نظر دختر مورد علاقه‌اش باید به او گل یا وسایلی که دوست دارد بدهد. محبت او نسبت به بازیکن با یک قلب سنجیده می‌شود که در ابتدا به رنگ مشکی است اما به مرور زمان و بسته به تلاش های بازیکن این قلب به رنگ قرمز در می‌آید. بعد از اینکه محبت دختر مورد نظر جلب شد، بازیکن باید خانه‌ی خود را ارتقا دهد تا بتوانند مراسم عروسیشان را برگزار کنند. البته در این راه باید با سایر پسر های شهر رقابت کند. بعد از مدتی زندگی آنها صاحب یک فرزند می‌شود و می‌توانند برای او اسم انتخاب کنند. بعد از متولد شدن او، مسئولیت بازیکن بیشتر خواهد شد و باید محبت فرزندش را نیز به خود جلب کند. از دختر های شهر می‌توان به الی (پرستار بیمارستان)، کارن (دختر با کلاس شهر) و پوپوری (دختر ساده و مهربان شهر) اشاره کرد. فراموش نشود برای کسب امتیازات بیشتر در بازی، بازیکن باید دل همه‌ی دختر های شهر را بدست آورد (در واقع باید قلب همه‌ی آن ها را به رنگ قرمز درآورد). این بخش را می‌توان به عنوان یکی از جذاب ترین قسمت های بازی نامید. نکته‌ی جالب این بخش، سخت بودن قرمز کردن قلب بعضی از دختر ها نسبت به سایرین است که بازیکن شاید مجبور شود بیشتر وقت خود را صرف گل دادن به آن ها کند.

دخترها و پسرهای بازی…

رویداد های ویژه:
در زمان های مختلف بازی، بازیکن می‌تواند در ماموریت ها و اتفاقات جانبی که در شهر وجود دارد شرکت کند. مانند جشنواره ها که عبارتند از جشن برداشت محصول، جشنواره تخم مرغ و جشنواره گل؛ مسابقات اسب سواری و پرتاب گوجه؛ روزهای خاص مثل روز سال نو و روز Winter Solstice و همچنین جشنواره‌هایی برای رقص و پایکوبی. این قسمت، دقیقا همان بخشی است که سازندگان برای جلوگیری از خسته شدن بازیکن در بازی قرار داده اند. البته این بخش همچنان کمک می‌کند تا بازی به دنیای واقعی نزدیک‌تر شود. هرچند تعداد آن ها شاید کم باشد و بازیکن مجبور باشد برای رسیدن یکی از این روز ها مدت زیادی را صبر کند.

مسابقه سوارکاری…

حوادث:
در طول تابستان ممکن است منطقه دچار طوفان و خشکسالی شود که در مورد اول، قسمتی از مزرعه نابود می‌شود و مرغ هایی که از جای خود خارج شده اند را باد می‌برد و در مورد دوم، محصولات کشاورزی از بین می‌روند. ولی می‌توانید با کاشت بذر های مخصوص فصل تابستان، از خشکسالی جلوگیری کنید. همچنین در روز های طوفانی بازیکن یک روز کاری را از دست می‌دهد و این خود یک ضرر محسوب می‌شود. البته برخی از وقایع ویژه بازی نیاز به بلایای طبیعی دارند تا بازیکن به آن ها دسترسی پیدا کند. به عنوان مثال او می‌تواند با جن برداشت که در تونل‌های زیر مزرعه زندگی می‌کند ملاقات کند یا به حوضچه ای که الهه برداشت در آن زندگی می‌کند دسترسی پیدا کند تا او را از نزدیک ببیند. آن ها کمک می‌کنند تا بازیکن بدون پرداخت هزینه ابزار خود را ارتقا دهد.

حوضچه آب گرم…

فرهنگ:
جریان بازی جایی در غرب اتفاق می‌افتد اما سازندگان ژاپنی آن، تلاش کرده اند تا فرهنگ شرقی و بخصوص خود کشور ژاپن را در بازی بگنجانند. این را می‌توان از حذف کردن کلمه الکل در بازی دریافت. نوشیندنی هایی که در بعضی مواقع بطور واضح باعث مست شدن می‌شوند را با نام نوشیدنی الکل دار و نام هایی از این دسته نمی‌توان پیدا کرد. بلکه همیشه این نوشیدنی ها را با نام “juice” که به معنی آب و آبمیوه می‌باشد صدا می‌زنند. همچنین در برخی مواقع، هنگام مراسم های مذهبی کلیسا به مکتب شینتو که آیین کهن ژاپنی‌هاست اشاره می‌شود. شینتو مکتبی است که در آن به وجود خدای برداشت و خدای کسب و کار معتقدند و در این بازی به وجود هر دوی این خداها اشاره می‌شود. بعضی از غداهای بازی هم مخصوص کشور ژاپن هستند و فقط در آنجا پخته می‌شوند. از دیگر نکات هم می‌توانیم به نوع تعظیم و احترام مجری تلویزیون اشاره کنیم که این نوع برخورد در کشور های غربی مرسوم نیست.

سخن آخر:
در آخر Harvest Moon را می‌توان به عنوان یکی از برترین بازی‌های تاریخ معرفی کرد و تجربه این بازی را به تمام کسانی که تا الآن با آن آشنا نبوده اند توصیه می‌کنم. بازی بجز کمی خسته‌کننده بودن و پایانی که شاید درخورش نباشد نکته‌ی منفی دیگری ندارد. در پایان سه سال بازیکن به اتفاق خاصی نمی‌رسد و اگر مزرعه را بازیابی کرده باشد، می‌تواند تا زمان نامحدود به بازی ادامه دهد. در واقع شاید خود سازندگان هم نمی‌دانستند که در حال ساخت چه بازی بی نظیر و خاطره انگیزی هستند که قطعا اگر از این مهم با خبر بودند، پایان بهتری در نظر می‌گرفتند. بازی سرشار از نکات مثبت ریز و درشت می‌باشد که با در نظر گرفتن آن‌ها می‌توان از معدود نکات منفی چشم پوشی کرد. در تمام مراحل بازی شما از این زندگی لذت خواهید برد و می‌توانید مزه بی نظیر “بازگشت به طبیعت” را بچشید.
شاید بسیاری از شما بازی Harvest Moon  را در گذشته انجام داده و از تمام بخش های این مقاله از قبل با خبر بوده باشید. ولی هدف از نوشتن این مقاله به یاد آوردن بازی و زنده کردن خاطرات شما بود که امیدوارم توانسته باشم به این مهم برسم.

Harvest Moon

0
0

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید