جنون بی‌پایان | پیش نمایش بازی ایرانی جنون سیاه به همراه تریلر اختصاصی بازی

۲۵ مرداد ۱۳۹۴ - ۱۱:۰۰

در زمانی که بازی های بسیاری با بودجه های بسیار سنگین روانه بازار می شوند و نمی توانند جوابگوی نیاز کاربران باشند، چه چیزی نیاز است تا به صورت یک گریز برای همه ما در بیاید و ما را از فضای سنگین و تکراری دنیای بازی های قرن 21 دور کند؟ به نظر من یک مسافرت چند روزه و یا یک پیکنیک و آخر هفته دور همی بسیار شیرین و دلچسب است. ولی در کنار همین دور همی ها و پیکنیک ها، دل هر بازیبازی مجدد به سوی یار که همان بازیست، باز می گردد.

من به شخصه زمانی که می بینم به این صورت بازی های خارجی با بودجه های عظیم و سبک تکراری منتشر می شوند، از دنیای گیم کمی دلسرد می شوم. اما هیچگاه و تحت هیچ شرایطی، نمی خواهم طعم چشیدن یک بازی ایرانی را از دست دهم. علت آن نیز این است که در بازی های ایرانی زمانی که زبان شیرین پارسی را می شنوم، از خود بی خود شده و بسیار لذت از بازی کردنم می برم. تا چه مقدار باید آن حال و هوای دراماتیک و تاریک و انگلیسی بازی های خارجی را تحمل کنم؟ دیگر تمام شده است و وقت یک تلنگر جدیدی است.

مقدمه ای بر وصف حال نویسنده

چند روزی از رفتن ما به استودیو آنو و بررسی بازی خاله قزی گذشته بود که از سوی استودیو توسن گام با ما تماس گرفتند. فردی بسیار مودب و خوش برخورد با نام ” هادی جعفری ” پشت خط بود. ایشان با رویی بسیار باز از ما دعوت کردند که به استودیو آنها رفته و کمی درباره پروژه آنها گپ و گفتی داشته باشیم.
پس از اینکه قرار هایمان را گذاشتیم به سوی مقصد حرکت کردیم. زود رسیدیم و بعد از کمی حال و احوال و به قول خودمان ” چاق سلامتی ” نشستیم دور میز. قرار بود از ایشان یک مصاحبه داشته باشیم برای خانواده گیمفا این ماه. اما دقایق نهایی، تصمیم بر این شد تا بازی این استودیو را نیز مورد بررسی قرار دهیم و کمی از مراحل آن را بازی کنیم تا بتوانیم پیش نمایشی بنویسیم.

و این شد سر آغاز مقاله اینجانب


نام بازی: جنون سیاه: تله ذهن
مدت ساخت: 4 سال
هزینه ساخت: تقریبا 300 میلیون تومان
موتور: Unity
سازنده: توسن گام
سبک: سوم شخص تیر اندازی
پلتفرم: PC
زمان انتشار: احتمالا تابستان 94


همیشه با خودم فکر می کردم چه چیزی لازم است تا یک بازی به دل من و یا هر بازیباز دیگری بنشیند و نهایت لذت را از بازی در حال انجام ببریم؟ گرافیک مهم است؟ گیم پلی؟ موسیقی؟ داستان؟ چه چیزی مهم است تا بتوان یک بازی را ” محبوب ” دانست. بازی هایی مثل IGI یا Delta Force که در یاد همه ما مانده اند. چه اتفاقی افتاد که این بازی ها هنوز هم بعد از این همه سال، در یاد ما مانده اند و یا مثل Warcraft و Counter Strike هنوز نیز بازی می شوند!

در میان همین پرسش و پاسخ ها گم شده بودم که عنوانی نظر من را دقیقا 6 ماه پیش جلب کرد. یک بازی ایرانی. یک بازی ایرانی با حالتی غریب در این صنعت. زامبی؟ موجودات فرازمینی؟ یا چیز دیگری در این بین است؟
این سوال ها همیشه در ذهن من ماندند و ماندند تا هفته گذشته که پاسخ آنها را یافتم.

جنونی از جنس شیشه

داستان بازی روایت یک سرباز کهنه و فرمانده خوب و درست کاری است که اکنون ناپدید شده است. بازی سرگذشت این فرمانده را برای ما روایت می کند و ما در نقش این فرمانده با نام ” سام ” هستیم. او یک درگیری با یک دیوانه دارد که این دیوانه، نوعی دیوانه از گونه باهوش است! با علم خود موجودات مختلفی را تولید کرده و قصد تصرف جهان را دارد. اکنون وظیفه ما است که با این دیوانه مبارزه کنیم و نابودش کنیم!

شروع بازی

زمانی که خواستم شروع به انجام بازی جنون سیاه کنم، چیزی توجه من را به خود جلب کرد. منو بازی! منو بازی بسیار با سلیقه بالایی توسط سازنده طراحی شده بود و همان ابتدای کار باعث شد من پیش خودم بگم ” واووو “! عالیست. یک منو متنوع با تنظیمات مختلف و اطلاعات جالبی از بازی و سازنده آن. در منو هر کاری که مربوط به بازی می شود را می توانستید انجام دهید و محدودیتی برای شما نداشت. اما بخشی که توجه من را جلب کرد، بخش شناسنامه آن بود.

در بخش شناسنامه منو بازی، شما می توانید هرچیزی که مربوط به این عنوان و اتفاقات و شخصیت های داخل آن می شود را ببینید. شما قادر خواهید بود هر اطلاعی راجع به شخصیت های اصلی، تفنگ ها و دشمنان بازی بدست آورده و مانند یک روزنامه به خواندن و لذت بردن از این بخش بپردازید. به شخصه از طراحی این بخش لذت بسیاری بردم و یک ” آفرین ” ویژه به سازنده آن همانجا گفتم و اینجا نیز، باز هم تکرار می کنم. آفرین!

البته باید یک نکته ای را اینجا برای شما خواننده محترم روشن کنم و آن این است که این بازی در 2 قسمت منتشر خواهد شد. قسمت اول بازی با نام جنون سیاه: تله ذهن و قسمت دوم بازی با نام جنون سیاه: رهایی منتشر خواهد شد که تکمیل کننده داستان قسمت اول بازی می باشد. شخصیتی که شما در قسمت اول بازی با آن بازی خواهید کرد، با نام سام شناخته می شود . در قسمت دوم بازی، نام شخصیت کاوه بوده و در حال حاضر 85% مراحل تولید قسمت دوم بازی، تمام شده است.

پس از مشاهده منو و شناسنامه، وارد بازی شدم و اولین مرحله بازی که تریلر آن چند روز پیش برروی گیمفا قرار گرفت، مجدد برای من نیز اجرا شد و از آنجایی که مرحله را به خوبی می شناختم، دست به اسلحه شده و یکی پس از دیگری دشمنان را کشته و به پایان مرحله نزدیک می شدم.

اما چه چیزی در مرحله اول جالب بود؟ آن این بود که بازی با یک صحنه سینمایی بسیار جالب درباره مفقود شدن فرمانده ” سام ” شروع شد و داستان آن فرمانده از زبان ما، روایت شد.

زمانی که بازی را انجام می دادم، آموزش هایی بازی به من می داد. اما آموزش های این بازی کمی متفاوت با چیزی بود که قبلا دیده بودم. بازی سعی داشت همه چیز را به من بیاموزد اما نه یکدفعه بلکه به صورت پلکانی. من هرچه جلوتر می رفتم بیشتر با قابلیت های شخصیت خودم آشنا می شدم و بیشتر سام را می شناختم و بازی، سعی نداشت از همان ابتدای کار، دنیایی از اطلاعات را بر سر من بریزد و از این بابت، سپاسگذارم!

سوالی که برای من مطرح شد و از سازنده پرسیدم این بود که آیا در بازی چیزی هست که بشه پیدا کرد؟ ( همان ایستر اگ خودمان ) و پاسخ بله بود! شما می توانید مجله شرکت توسن گام را پیدا کنید! اما کجا؟ نمی توانم بگویم! خودم پیدا کردم اما شما نیز باید خودتان برای پیدا کردنش تلاش کنید!

در روند گیم پلی من خیلی دقیق شده بودم برروی المان های مختلف بازی. برای من بسیار مهم بود که ببینم دشمنان چه نقاط ضعف و قوتی در خود دارند و خوب، آن را پیدا کردم! زمانی که شما به سر دشمنان شلیک کنید، آنها سلامتی بیشتری از دست خواهند داد تا به بدن و جای دیگری از آنها شلیک کنید! البته این مسئله درباره برخی باس ها صدق نمی کند و برخی باس ها از ناحیه سر کاملا محافظت شده و از ناحیه پا، آسیب پذیر هستند! پس فکر نکنید همه جا سر، کلید موفقیت شماست!

راستش را بخواهید من از آن دسته بازیکنانی هستم که همیشه با سری ندای وظیفه زندگی کردم و خوب بلد نیستم از کاور های موجود در بازی استفاده کنم! سر همین مسئله کمی اختلاف نظر با سازنده داشتم!!!
در بازی سیستم کاور گیری خوبی طراحی شده و شما می توانید از کاور های موجود درون بازی استفاده کنید و دشمنان را بکشید. اما من از آن دسته بازیکنان هستم که اعتقادی به این ” سوسول ” بازی ها نداشته و اگر یک هفت تیر به من دهند، دیگر کسی جلودار من نخواهد بود و مغز همه را یکی پس از دیگری برروی زمین خواهم ریخت!

در روند بازی که جلوتر رفتم کمی بیشتر بازی به من آموخت و من کمی بیشتر یاد گرفتم تا اینکه فهمیدم سام داستان ما، قدرت این را دارد که بتواند زمان بازی را آرام کند! این قدرت را می توان در رد شدن از برخی جاهای بازی که برای جلوگیری از لو رفتن بازی! نمی گویم استفاده کرد و یا کشتن باس ها و مینی باس های بازی! بله، درست شدید، مینی باس!
بازی دارای مینی باس های یخی اذیت کننده ای است که شما را تا سر حد اعصاب خوردی اذیت می کنند و فقط کافیست یک شات گان داشته باشید تا آنها را از بین ببرید. گفتم شات گان؟ اوه، پس مجبورم درباره سیستم سلاح های بازی نیز به شما توضیحی بدهم.
بازی از طیف وسیع سلاح ها پشتیبانی می کند. البته سلاح محبوب من همین هفت تیر خودم است ولی در بازی، شما شات گان، مسلسل نیمه سنگین، مسلسل سنگین و اسنایپر خواهید داشت. البته اینها سلاح هایی بودند که من دیدم و زمانی که شناسنامه بازی را خواندم، سلاح های بیشتری درون آن لیست خودنمایی می کردند.

قدرت دیگری که در کنار قدرت کنترل زمان دارید، قدرت غیب شدن شماست. این قدرت بسیار جالب و کارآمد می شود زمانی که شما در بخشی از بازی با یک سری ربات هایی روبرو می شوید که امکان کشتن آنها وجود ندارد و فقط باید از آنها فرار کنید. پس قدرت غیب شدن بسیار به شما کمک می کند. اما اشتباه نکنید، اگر حتی غیب باشید و نزدیک دشمن شوید، آنها شما را می بینند و شما به کلی از دید همه، محو نخواهید شد. این را هم خوب است بدانید قدرت غیب شدن و کنترل زمان از یک سطح انرژی استفاده می کند و اگر آن تمام شود، دیگر خبری از این ها نیست!

زیاد درباره گیم پلی صحبت کردیم و باز هم نتوانستم تمامش کنم. اشکالی ندارد، سایر بخش های آن را به عهده شما می گذارم چراکه باید چیزی باشد که شما بخرید دیگر! نقد که نمی نویسم!

می خواهم کمی درباره گرافیک بازی و طراحی های داخل آن برای شما صحبت کنم. خود من تا قبل از ورود به استودیو، فکر می کردم موتور بازی UDK است! گرافیک بازی بسیار عالی کار شده ( اگر موتور را Unity در نظر بگیرید ) من واقعا تعجب کردم با این موتور چگونه می توان به این مقدار از کیفیت در یک بازی ایرانی رسید. باز هم یک آفرین دیگر می گویم. آفرین!

زمانی که صحبت درباره طراحی بازی شد، سازنده توضیحات خوبی داد که من با شما در میان می گذارم. در بازی تعداد بالایی سلاح طراحی شده است. انواع دشمنان و باس های مختلف به همراه محیط های مختلف در پیش روی شماست.
درون بازی اگر شما به هر چیزی شلیک کنید، بازخوردی می گیرید. به عنوان مثال اگر به چوب شلیک کنید، از محل برخورد تیر شما چوب می ریزد. به آهن شلیک کنید، جرقه می بینید و یا اگر به شیشه شلیک کنید، آن را می شکنید. گفتم شیشه بهتر است چیزی را برای شما بگویم.
یادتان هست اول مقاله گفتم بازی از یک سیستم تنظیمات گرافیکی برخوردار است؟ اگر شما تنظیمات گرافیکی را بالا ببرید، کیفیت بازی بالاتر رفته و شکستن شیشه های مانیتور های داخل بازی فرق می کند. درون بازی یک سری مانیتور وجود دارد که با چند شلیک، آن شکسته و می سوزد و دودی بلند می شود. این دود دقیقا با تنظیمات گرافیکی بازی هماهنگ بوده و در صورتی که تنظیمات بالا باشد، دود کیفیت بهتری دارد.

در بازی یک چیزی که مجدد من از آن سطحی گذشتم و دقت نکردم سیستم تعویض خشاب بود. این را زمانی فهمیدم که خود سازنده برای مدتی بازی را از من گرفت و این بخش را نشانم داد! خوب مگه چیه؟ دوست ندارم کاور بگیرم!

زمانی که شما درون کاور باشید، اگر ایستاده باشید نوع خشاب عوض کردن با زمانی که نشسته پشت کاور هستید متفاوت است. در حالت عادی شخصیت نیز تعویض خشاب باز هم فرق می کند و این وسواس سازنده را به ما می رساند. خود ایشان که گفتند سر این مسئله خیلی اذیت شدند و من هم می گویم، خسته نباشید!

در بازی باران و برف را نیز داریم. من از محیط برفی بازی بسیار خوشم آمد چراکه هیجان خاصی داشت و طراحی زیبایی داشت که من بسیار از آن لذت بردم!
در یک بخش دیگر از طراحی بازی، من با پدیده ” Lens Flare ” مواجه شدم که به شخصه خودم عاشق آن می باشم. به نور های کشیده و توجه جلب کن بازی می گوییم Lens Flare! بهتر از این نمی توانم توضیح بدهم پس بهتر است تصویر را ببینید.

کیفیت بازی بالاست. من بسیار از کیفیت بازی لذت بردم و بسیار دوست دارم بازی منتشر شود تا آن را بخرم! البته سازنده قول یک نسخه رایگان بازی را به بنده داده ولی اگر فراموش کنند، آن را می خرم. لطفا فراموش نکنید!

همه اینها را گفتم و بالاخره نوبت رسید به بخشی که خیلی مهم و با ظرافت بالایی است. بخش موسیقی بازی!
من از این بخش راضی هستم. البته بخواهم یک ایراد بسیار کوچیک بگیرم آن این است که صدا با حرکت لب سام در صحنه سینمایی ابتدای بازی هماهنگ نبود ولی در کل بخواهیم صحبت کنیم، عالیست!

من به شخصه صدای باس های بازی را خیلی دوست دارم. مخصوصا باس آخر اون پرنده بزرگ و معروف!
درون بازی، صداگذاری حساسیت بالایی دارد. خود سازنده به من چنین گفت که سعی کردند که موسیقی مدام تکرار نشود تا گوش شنونده اذیت نشده و از موسیقی بازی خسته نشود. اما ما یک موسیقی ملایم پشت صحنه داریم و در روند گیم پلی، با توجه به اتفاقی که در حال افتادن است، همیشه صدایی خاص پخش می شود.
سلاح های بازی نیز می توان گفت همه صدای خاص خود را دارند و طراحی ویژه ای برروی آنها صورت گرفته است. صدای محبوب من هم می دانید دیگر؟ صدای هفت تیر!

می توان صحبت های بیشتری درباره بخش موسیقی بازی کرد اما من می خواهم به صورت خلاصه صحبتی کنم. زمانی که شما به بخش های مختلف بازی تیر بزنید مانند چوب یا آهن، صدای خاص خود پخش می شود.
زمانی که شما برروی سطح چوبی یا آهنی و یا خاکی راه بروید، صدای پای شما متفاوت خواهد بود و یکنواختی در صدای پا ندارید!
در صحبت های شخصیت های مختلف نیز این مهم رعایت شده و هر شخصیت، صدایی متناسب با چهره خود را دارد. من نمی توانم از این بخش ایرادی بگیرم بجز همان هماهنگی صدا با لب!

برخی گیاه های درون بازی نیز صدا هایی دارند که شما را به وحشت می اندازند! من را که ترساندند! حالا شما را نمی دانم.

به پایان آمد این دفتر، حکایت همچنان باقیست!

در پایان می خواهم صحبت هایی از خودم برای شما بنویسم. 2700 کلمه نوشته ام و باز هم می توان نوشت اما بهتر است تجربه کنید. می توان گفت جنون سیاه یکی از عناوین موفق ایرانی است و فروش خوبی را تجربه خواهد کرد. البته اگر من و شما حمایت کنیم. سازنده های ما راه بسیار سختی را برای ساخت بازی می پیمایند و این بسیار مهم است که ما آنها را حمایت کنیم. پس بیایید دست در دست هم دهیم و از بازی ایرانی حمایت کنیم.

این را هم بگم سازنده با رویی بسیار باز و بسیار محترمانه تقاضای من را قبول کرد و وقتی دید که چقدر به آن هیولای پرنده علاقه دارم، اجازه داد تا بازی را تمام کنم و مرحله آخر را من بازی کردم و از این بابت، به خودم افتخار می کنم که اولین بازیبازی بودم که جنون سیاه: تله ذهن را تمام کرد. ممنون آقای جعفری.

در ادامه شما می توانید تریلر اختصاصی این بازی که سازنده در اختیار ما گذاشته و مبارزه با یکی از باس های بازی است را مشاهده کنید.

[jwplayer mediaid=”257208″]

دانلود تریلر

لازم است ذکر کنم که شما در همین مقاله و در قسمت نظرات، می توانید هر سوالی که دارید را از سازنده بازی بپرسید. مدیر پروژه این بازی آقای هادی جعفری به صورت مستقیم پاسخ شما را خواهند داد و از این نظر، مطمئن باشید که کامنت شما از سوی سازنده، بی پاسخ نمی ماند.
نکته پایانی که دوست دارم ذکر کنم این است که در خانواده گیمفا این ماه، یک مصاحبه اختصاصی نیز با ایشان داریم. پس منتظر مصاحبه ما با مدیر خوش اخلاق جنون سیاه، باشید.

0
0

بیشتر بخوانید



نظرات

دیدگاهتان را بنویسید